آیاسلبریتی‌ها مقصر «گرانی تا ۱۴۰۰ » هستند؟ / معافیت مالیاتی، هدیه دولت برای تبلیغات انتخاباتی سلبریتی های میلیاردی!

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=10844

یقینا در آبان‌ماه ۹۸ روزهای تلخی بر ملت ایران گذشت و اموال عمومی کشور در بستر یک آشوب هدر رفت. مردم نسبت به فضای اقتصادی فعلی معترض بودند و دشمن هم به خط اعتراضی مردم نفوذ کرد و اعتراضات تبدیل به آشوب امنیتی شد. اغلب کارشناسان سیاسی و اقتصادی معتقدند جرقه این حوادث در پی عدم‌تدبیر و درایت دولتمردان در اجرای طرح سهمیه‌بندی و گران کردن بنزین زده شد. ضمن اینکه بخشی از نقدها به تصمیم دولت فعلی این بود که چرا بار دیگر جامعه ایران باید هزینه اقتصادی و اجتماعی طرحی را بدهد که قبلا در آذرماه ۸۹ و در دولت قبلی اجرا شده و چند سالی توسط دولت روحانی ملغی شده بود. فارغ از همه بحث‌های فنی که خاصه اهل سیاست و اقتصاد است، روز گذشته کاربران فضای مجازی شاهد انتشار بیانیه هماهنگ و طراحی‌شده از سوی برخی از اهالی سینمای ایران بودند.

بیشتر بخوانید :

چرا سلبریتی های میلیاردی مالیات نمی دهند؟ / بلوای بازیگران و خواننده ها با مطرح شدن مالیات! + عکس

تبلیغات غیرحرفه‌ای سلبریتی‌ها در فضای مجازی/ وقتی سلبریتی‌ها با تبلیغ دعانویسی و رمالی هم کاسبی می‌کنند+تصاویر

حاشیه های سلبریتی های کم سواد بر متن سیاست و اقتصاد کشور + عکس و فیلم

این هنرمندان که اکثرشان در دو انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری از حامیان اصلی دولت حسن روحانی بودند، حالا نسبت به شرایط اقتصادی که به مردم ایران می‌گذرد، معترض شده‌اند. در این لیست اسامی‌ای چون رخشان بنی‌اعتماد، اصغر فرهادی، هومن سیدی، داریوش مهرجویی، رضا درمیشیان، فاطمه معتمدآریا، منیژه حکمت، تهمینه میلانی، باران کوثری، پگاه آهنگرانی و حبیب رضایی دیده می‌شوند. واضح است که اهل هنر هم مثل عموم مردم نمی‌توانند نسبت به شرایط پیرامون خود بی‌تفاوت باشند و حق طبیعی‌شان است که نظری سیاسی داشته باشند، ولی مساله این است که بروز چنین نظری از چه طریقی است و آیا طیفی از هنرمندان که خودشان اسباب چنین وضعی هستند و برای جریان سیاسی حاکم در دولت، رای جمع کرده‌اند، می‌توانند در قامت معترض بیانیه‌نویس، عمل کنند؟

 پشیمانی رقم خورد؟

در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲، مثل همه انتخابات‌های این چند سال، صف‌بندی‌ها خیلی جدی‌ شکل گرفت. حسن روحانی، یکی از نامزدهای جدی انتخابات بود. روحانی در نطق‌های انتخاباتی و همین‌طور مناظره‌های تلویزیونی، اظهاراتی جدی درباره سینما عنوان کرد. طیف عظیمی از سینماگران، سه چهار روز مانده به انتخابات بیانیه دادند و از رئیس‌جمهور آینده ایران حمایت کردند. حسن روحانی با اختلاف اندکی پیروز انتخابات ۹۲ شد. مختصات روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، به‌ویژه آنکه با همراهی و حمایت علنی بخش بزرگی از سینماگران همراه بود، انتظارها برای توجه بیش از پیش دولت به مقوله‌ سینما را به‌شدت بالا برده بود. در سال‌های قبل از انتخابات ۹۶ بود که باران کوثری، بازیگر جوانی که در کمپین‌های انتخاباتی جریان اصلاح‌طلب همواره حضوری فعال داشت، گفت: «به‌عنوان کسی که هم به این دولت رأی دادم و هم تا جایی که توانستم برایش رأی جمع کردم، انتظار دارم مطالبات ما را برآورده کند.» او در همان مصاحبه حتی به حمایت از لیست امید در انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی اشاره کرد و گفت: «این یک واقعیت است که اگر حمایت اهالی فرهنگ نبود، این مقدار رأی برای لیست امید متصور نبود، اما وقتی آنها برای حضور در کمیسیون فرهنگی پیشقدم نمی‌شوند که برخی فیلم‌ها اکران نشوند و برخی هم نتوانند کار کنند، این چه معنایی دارد؟»

طیف حامی دولت حسن روحانی، در چند سال گذشته، فیلم‌هایی را که می‌خواستند و به گفته خودشان توقیف بود، اکران کردند، ولی در طرح مطالبات‌شان، کمتر نگاه جدی به مساله معیشت مردم دیده می‌شد. در اولین سال فعالیت دولت دوازدهم و با اعلام لایحه بودجه ۹۷ کشور و تشدید معضلات اقتصادی برای مردم، موج شدیدی از اعتراض و انتقاد در فضای مجازی علیه سینماگران حامی دولت حسن روحانی به راه افتاد. مردم چرا به این سینماگران اعتراض می‌کردند؟ هنرمندان در یک دهه گذشته، بدون هیچ احتیاطی، پایشان به کمیپن‌های تبلیغاتی باز شده بود و البته که در گروکشی با اهل سیاست، مدعی جمع کردن رای مردم برای دولت فعلی بودند. برای همین این مدل اعتراضات از سوی مردم به هنرمندان طبیعی به نظر می‌رسید. اما آیا این نقطه آغاز از چشم‌افتادن مرجعیت سلبریتی‌ها و سینماگران بین مردم بود؟ سینماگران که در معرض کم شدن اعتبار و مقبولیت عمومی بودند، چه باید می‌کردند و چگونه باید دامان خود را از اقدامات دولت پاک می‌کردند؟ اولین واکنش هنرمندان و شروع انتقادات آنها به حسن روحانی در خردادماه ۹۷ رقم خورد؛ تا حدی که برای فشار به دولت دوازدهم، کمپینی در فضای اینستاگرام شکل دادند به نام «ما پشیمان هستیم.»

گرانی بنزین و دلار از تغییرات محسوس مورد اشاره ترانه علیدوستی است

سلبریتی‌ها و عمدتا سینماگران همچون حمید فرخ‌نژاد، نوید محمدزاده، مهدی فخیم‌زاده، مهدی پاکدل و مهدی سلوکی در این کمپین شرکت کردند. در همان روزها ابطحی، سیاستمدار اصلاح‌طلب که با هنرمندان نشست و برخاست دارد، پشیمانی‌های ابرازشده را چندان جدی نگرفت و گفت: «این موج اخیر را یک موج پشیمانی به‌معنای واقعی نمی‌دانم و معتقدم اگر شرایط تکرار شود، قطعا این سلبریتی‌ها سراغ رقبای آقای روحانی نمی‌روند، اما به هرحال دلخوری‌هایی ایجاد شده که با لفظ پشیمانی از آن یاد می‌کنند.»اگرچه دیر اتفاق افتاد، ولی انگار طیف هنرمندی که در انتخابات همراه حسن روحانی بود و برایش رای جمع کرده بود، حالا فهمیده بود که باید پایش را از ورطه تصمیمات اقتصادی و معیشتی این دولت بیرون بکشد.

 چرا نمی‌توان بیانیه هنرمندان به نفع مردم را باور کرد؟

آیا اهل هنر، نسبت به اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور تخصص دارند و می‌توان مواضع سیاسی آنها را محل رجوع قرار داد؟ همان‌طور که تجربه این چند سال اخیر نشان داده، جواب منفی است و عمده کنش‌های سیاسی‌شان از سر احساسات بوده و گاهی برای دریافت منافع شخصی و ماندن در لابی‌های سیاسی بیشتر برای کسب امتیاز فرهنگی بوده است. اما چه شد که حامیان دولت حسن روحانی روبان‌های بنفش بسته‌شده به دستان‌شان را کنار گذاشته و حالا درحال جمع کردن امضا برای بیانیه حمایت از مردم هستند. آیا می‌توان این شکل موضع‌گیری‌ها را خارج از نگاه سیاسی‌شان دید و آیا به یک‌باره برای آن طیف هنرمندی که سیاست‌باز است، مردم و وضعیت معیشتی‌شان مهم شده باشد؟ شاید بهتر باشد ببینیم هنرمندانی که ژست حمایت از مردم را می‌گیرند، چقدر حاضر به دادن هزینه از سمت خودشان به نفع شرایط اقتصادی مردم هستند. مواضع هنرمندان درخصوص معافیت مالیاتی، یکی از نقاط آزمون آنها در شرایط اقتصادی امروز است. در یکی دو ماه اخیر رسانه‌ها نسبت به عدم پرداخت مالیات توسط اهالی سینما انتقاد کردند، به‌خصوص که سطوح مختلف فرهنگی و حقوق هنرمندان کشور از این معافیت منتفع نمی‌شوند و بهره‌مندی از این معافیت مالیاتی برای کسانی است که به فرهنگ، نگاهی کاسبکارانه دارند.

با این وجود طیفی از هنرمندان به‌شدت مدافع معافیت مالیاتی هستند که در چند سال اخیر اجرا شده است. فاطمه معتمدآریا از اعضای شورای مرکزی خانه سینما در واکنش به این شکل انتقادات گفت: «این‌طور نیست که سینما مالیات ندهد. سینما مالیات خودش را می‌دهد، اما این مالیات از افراد گرفته نمی‌شود و از فروش بلیت سینماها گرفته می‌شود. پشت هر بلیتی که خریده می‌شود، نوشته شده چند درصد از آن پرداخت می‌شود.» البته معتمدآریا که یکی از امضاکنندگان بیانیه اخیر هم هست، به این اشاره نمی‌کند که این مدل پرداخت مالیات توسط مخاطبان سینما و مردم صورت می‌گیرد. در حقیقت پرداخت مالیات از دوش سینماگران، به دوش مردم افتاده است. کافی است به قیمت بلیت سینماها نگاه کنید و اینکه چرا بخش مهمی از مردم ایران حضورشان در سالن‌های سینما کم شده و اینکه با وجود بالا رفتن رقم فروش سینما، تعداد مخاطبانش سال به سال کمتر می‌شود.

اسفبارتر اینکه این روزها برخی سینماداران و تهیه‌کنندگان سینما دنبال گران‌تر کردن بلیت‌های سینما هستند. البته معتمدآریا در همان مصاحبه برنامه «پشت صحنه» رادیو به مساله دیگری که این روزها گریبانگیر سینما شده هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «این پول‌های عظیمی را که هیچ ربطی به سینمای ما ندارد و به سینمای ما نشت کرده است، اتفاقا بررسی کنند و مالیات آن درآمدها و پول‌ها را بگیرند، ولی به خود سینما برگردانند. اگر قرار است کسی بهره‌ای از سینما ببرد، اول باید خود سینمایی‌ها باشند.» معتمدآریا در این بخش از اظهاراتش به ورود پول‌های بخش خصوصی به سینمای ایران اشاره دارد که نقطه اوج آن رسوایی مالی پروژه‌های شبکه نمایش خانگی بود. با وجود این، معتمدآریا در این بخش از صحبت‌هایش، هم می‌خواهد حواس‌ها را از جانب هنرمندان به نقطه دیگری پرت کند و هم اینکه یک بخشی از واقعیت این اتفاقات را پنهان می‌کند. ورود بی‌حساب‌وکتاب بخش خصوصی و پول‌های مشکوک به سینمای ایران، حاصل قانونی است که در سال ۹۵ ذیل برنامه توسعه پنجم و ششم آورده شده که کلیه فعالیت‌های فرهنگی و هنری از پرداخت مالیات معاف هستند.

فرشته طائرپور، مشاور مالی خانه سینما در برنامه «سینما معیار» رادیو گفت‌وگو وقتی می‌خواست از معافیت مالیاتی هنرمندان دفاع کند، به شکل‌گیری زمینه ورود بخش خصوصی به سینمای ایران اذعان دارد و می‌گوید: «با لغو معافیت مالیاتی هنرمندان، امکانات سرمایه‌گذاری در سینما به‌ویژه از جانب بخش خصوصی منتفی می‌شود.» او همچنین تاکید می‌کند که گرفتن مالیات رقابت ناسالمی بین بخش خصوصی و دولتی ایجاد می‌کند که قطعا بخش خصوصی توان تحمل آن را نخواهد داشت. این اظهارات طائرپور مؤید این واقعیت است که حفظ قانون معافیت مالیاتی پای بخش خصوصی را برای حوزه فرهنگ باز می‌گذارد و اتفاقا همین نقطه اتفاق‌نظر هنرمندان با دولت است. ظاهر امر این است که معافیت مالیاتی باید به نفع فرهنگ و هنر کشور باشد، ولی واقعیت سال‌های اخیر نشان داده که بی‌حساب اجرا شدن این قانون، پای بخش خصوصی غریبه با فرهنگ را به تئاتر، شبکه نمایش خانگی، سینماها و کنسرت‌های موسیقی باز کرده است.

عمده اهالی هنر و صنوف سینمایی در بدترین شرایط معیشتی روزگار می‌گذرانند و جریان فرهنگی کشور به دست لابی‌های اقتصادی افتاده و در مختصاتی که سرمایه‌داران تعریفش می‌کنند، نهادهای دولتی در عرصه فرهنگ دست‌شان کوتاه شده و در نتیجه سبد فرهنگی روزبه‌روز برای مردم گران‌تر می‌شود. با وجود چنین عوارضی برای فرهنگ‌وهنر، دولت روحانی اعتراض هنرمندانی همچون فرشته طائرپور را شنیده و در حالی‌که در روزهای اخیر صحبت از حذف معافیت مالیاتی هنرمندان در لایحه بودجه سال آینده مطرح شده بود، روز گذشته محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه‌وبودجه از مخالفت دولت با این طرح خبر داد. البته این اظهارات نوبخت کمی بعد از انتشار بیانیه‌ای بود که برخی سینماگران درظاهر برای حمایت از مردم منتشر کردند.

اجاره‌ای ها دستمزد حمایت‌شان از دولت ناکارآمد را گرفتند/ دستور وزیر ارشاد و نوبخت: سلبریتی‌ها ۱۰۰ درصد از مالیات معاف شوند!

اگر دولتمردان مالیات از هنرمندان را اجرا کنند؛ آنها باید سالیانه ۵ هزارمیلیارد تومان مالیات پرداخت کنند که این عدد معادل یارانه بنزین ۱۲.۵ میلیون ایرانی است. اما چنین انتظاراتی از دولت برآمده از همین تبلیغات‌چی‌های مرفه و بی درد کمی زیاد است.
این روزها بهانه کسری بودجه باعث شده تا لیبرال‌ها در «جیب مردم» دست ببرند اما برخی گروه‌ها در طبقه سرمایه دار که انگار از «مردم» نیستند در حاشیه امن به سر می‌برند. گویا هر کس مافیایی بانقوذ در دولت داشته باشد می‌تواند از این معافیت استفاده کند. حالا این گروه می‌تواند تولید کننده دخانیات باشد یا صنف‌های چون پزشکی، وکالت یا حتی سلبریتی‌ها!
وضعیت اقتصادی کشور باعث شده تا برخی حوزه‌ها شاهد اصلاحات اقتصادی شوند. اصلاحاتی که بعضا اگر خوب انجام شوند می‌تواند آثار خوبی هم در کشور داشته باشد. مالیات یکی از همین بخش‌هاست که می‌تواند سرمایه‌های باداورده و غیرمولد که یک شبه برای عده ای انباشته می‌شود را تعدیل کند. اما گویا دولتمردان حاضر نیستند پایگاه های خود که در بین طبقات غنی جامعه هست را از دست بدهند.
اخیرا متنی با عنوان «پیش‌نویس لایحه اصلاح برخی قوانین و مقررات مالیاتی» منتشر شده است که حاوی سرفصل‌های پیشنهادی سازمان امورمالیاتی است. یکی از این پیشنهادات لغو معافیت مالیاتی کلیه فعالیت‌های فرهنگی-هنری (مشمول مالیات با ضریب ۲۵ درصد) است که پیش‌تر در قانون لحاظ شده بود.
این طرح گرچه در حوزه هایی چون مساله انتشارات و کتاب قابل تامل و احتمالا شایسته تجدیدنظر است اما ابعادی دیگری هم دارد.
هنرمندان نیز طبق این طرح باید مالیات بدهند. هنرمندانی که برخی چهره‌های معروف انها تحت عنوان سلبریتی‌ها در جامعه به عنوان طبقه‌ای مرفه و با درآمدهای نجومی شناخته شده هستند. به نظر می‌رسد این طرح در حوزه اخذ مالیات از سلبریتی‌ها کاملا منطقی باشد. درحالیکه طبقات ضعیف جامعه از کارگر و کارمند با درامدهایی ثابت و ناچیز در حال پرداخت مالیات خود هستند ضرورتی برای عدم دریافت مالیات قانونی از سلبریتی‌ها دیده نمی‌شود.
اما این تفکر دشمنانی قدرتمند در دولتی دارد که چند روز قبل نرخ بنزین را به بدترین شکل ممکن افزایش داد و صدای طبقات ضعیف و متوسط جامعه را بیرون آورد. نوبخت و صالحی امیری به عنوان معاون رئیس جمهور و وزیر فرهنگ از مخالفان این طرح هستند.
نوبخت در این خصوص می‌گوید نه تنها نباید از هنرمندان مالیات بگیریم که حتی باید به بخش هنر یارانه هم بدهیم. معاون رئیس جمهور می‌گوشد: «بخشی که باید از معافیت مالیاتی مستثنا شده یا تقلیل پیدا کند، بخش فرهنگ و هنر نیست، حتی ما باید اگر می‌توانیم در این رابطه مالیات منفی هم داشته باشیم. یعنی مساعدت‌هایی را به عنوان «یارانه» پرداخت کنیم، نه اینکه از این بخش حساس و ارزشمند فرهنگ و هنر، بخواهیم مالیات بگیریم. به همین دلیل دولت مخالف حذف معافیت مالیاتی اصحاب فرهنگ و هنر است.
بحث جنجالی و پرحاشیه حذف «معافیت مالیاتی اصحاب فرهنگ و هنر» در حالی طی روز‌های اخیر مطرح شده که سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز روز گذشته طی نامه‌ای خطاب به اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور، محمود واعظی رئیس دفتر رییس‌جمهور و وزیر امور اقتصادی و دارایی خواستار استمرار معافیت مالیاتی اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه شده بود.
پشت پرده معافیت مالیاتی هنرمندان
حذف معافیت مالیاتی هنرمندان آن هم در زمان نزدیک به انتخابات این گمانه زنی را تقویت کرده که دولتمردان درصدند دستمزد سلبریتی های حامی خود در زمان انتخابات را بپردازند. این دیدگاه حتی در بین برخی اهالی هنر هم تایید شده است.
کارن همایونفر آهنگساز ایرانی حتی بیانیه اخیر عده ای از سلبریتی‌ها موسوم  به صدای آبان را بده‌بستانی برای حل مساله مالیات هنرمندان دانست. او با انتشار عکسی از دیدار سلبریتی ها در کنار نوبخت نوشت: « الحمدلله مسائل مالیاتی حل شد و بده بستان و زور‌آزمایی فرهنگ و قدرت به سرانجام رسید. خدا را شکر. ما که در آمدی نداشتیم حاضر بودیم مالیات هم بدهیم در سال مگر چقدر درآمد داریم کل در‌آمد یک سال من اندازه‌ی یک شب دورهمی تان نمیشود.خوش به حال دوستانی که برای هر کار دستمزدشان چند میلیارد است.خدا بیشتر کند.انشالله»
 این هنرمند به بیانیه اخیر سلبریتی ها هم اشاره کرد و نوشت: « بیانیه آبان را امضا نکردم. برای اعتراض نیازی برای لابه‌لای جمع قاطی شدن ندارم.از این بیانیه ها هزار‌تا دیده‌ام مخصوصا دم انتخابات…..دوست عزیزی که همزمان هم با ایران اینترنشنال و من‌و تو مصاحبه میکنی بعدش هم با تلویزیون داخل، دوازده میلیارد با شهرداری قرارداد میبندی حق نداری بیانیه در مورد مردم بدهی» البته این حرف ها برای سلبریتی‌ها خوش نیامد و با ریپورت باعث حذف این مطلب در صفحه اینستاگرام کارن همایونفر شدند.
فاطمه معتمدآریا هم با اعتراض به حذف مالیات سلبریتی ها خواست تا از دستمزدهای میلیاردی در سینما مالیات گرفته شود. وی گفت: «دستمزدهای میلیاردی از پول‌های بی‌نشان نشات می‌گیرد و این پول‌های بی‌نشان را که ربطی به سینمای ما ندارند را باید بررسی کنند و مالیات آن درآمدها و پول‌ها را بگیرند.»
معتمدآریا تلویحا هم به پولشویی و ورود پول‌های کثیف در سینما اشاره کرد که برخی از سلبریتی ها از آن ارتزاق می‌کنند. وی گفت: «فقط می‌دانم چرخه سینما با این پولها نمی چرخد. اتفاقاً یک برنامه‌ریزی خیلی دقیق و درست شده است که این پول‌هایی که برای سینما و هنر نیست را وارد هنر کرده و یک تعداد خاصی را با خودشان همراه میکنند. بیشتر یک نمایشی از آن همه پول‌های دست نیافتنی و رویایی وجود دارد. این یک چرخه‌ای است که سرش به سینما نمی رسد، از سینما بیرون است و معقول و متداول نیست. »
اگر دولتمردان مالیات از هنرمندان را اجرا کنند؛ آنها باید سالیانه ۵ هزارمیلیارد تومان مالیات پرداخت کنند که این عدد معادل یارانه بنزین ۱۲.۵ میلیون ایرانی است. اما چنین انتظاراتی از دولت برآمده از همین تبلیغات‌چی‌های مرفه و بی درد کمی زیاد است.

چرا چشم “دولت روحانی” بر میلیاردر های هنرمند بسته شده است؟

روحانی

اگرچه معافیت مالیاتی برخی از گروه‌ها در حوزه فرهنگ و هنر اقدامی قابل‌تقدیر است؛ اما این فرصت نباید سبب چشم‌پوشی از متمولان هنری و ثروت‌اندوزی آنان شود.

به گزارش مشرق، در هفته‌های گذشته پیش‌نویس لایحه اصلاح برخی قوانین و مقررات مالیاتی منتشر شده است.  براساس این پیش‌نویس و با تصویب احتمالی آن لغو معافیت مالیاتی کلیه فعالیت‌های فرهنگی-هنری در حوزه‌هایی مانند انتشارات کمک درسی، سینما و موسیقی، حراج‌های غیرشفاف، آثار تجسمی با گردش‌های مالی بالا که پیش از این در قانون وجود داشت اعمال خواهد شد و از این پس صنعت فرهنگ و هنر نیز به صف مالیات‌دهندگان خواهد پیوست. البته در این باره گفتنی‌هایی است.

در این پیش‌نویس پیشنهاد داده شده که بند «ل» از ماده ۱۳۹ مالیات‌های مستقیم حذف شود. این ماده -که چندان در قانون مالیات باز نشده است- طی یک دستورالعمل به امضای عیسی شهسوار خجسته، رئیس کل وقت سازمان امور مالیاتی کشور و احمد مسجدجامعی، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شکل مبسوطی تعریف شده است.

طبق این دستورالعمل و جدول ارائه شده بخش وسیعی از فعالان فرهنگی مشمول معافیت می‌شود. برای مثال یکی از این حرفه‌ها بازیگری سینما است که براساس همین دستور از پرداختن مالیات معاف شده‌اند. البته در زمان انتشار این دستور العمل در سال‌های نخستین دهه هشتاد، هنوز خبری از پدیده سلبریتی‌ها و درآمدهای آن‌چنانی و سینمای رانتی و شبهه‌های پولشویی وجود نداشت. ماجراهایی که در سال‌های اخیر بسیار حاشیه‌ساز شده است.

با این حال، در روزهای اخیر سخن  از حذف معافیت مالیاتی هنر و فرهنگ در لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم به میان آمده است؛ اما رئیس سازمان برنامه و بودجه از مخالفت کلی دولت با این طرح خبر داد. معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در همین خصوص گفت:‌ «آقای نوبخت به وزیر ارشاد گفته است که مخالف حذف ۵۰درصدی معافیت مالیاتی اهل فرهنگ در لایحه بودجه سال ۹۹ است و معافیت مالیاتی اهل فرهنگ در لایحه بودجه ۱۰۰درصدی خواهد بود.»

از طرف دیگر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در همین خصوص در نامه‌ای به معاون رئیس جمهور و وزیر اقتصاد تأکید کرده، براساس بند (ل) ماده (۱۳۹) قانون مالیات‌های مستقیم، کلیه فعالیت‌های انتشاراتی، مطبوعاتی، قرآنی، فرهنگی و هنری دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معاف از مالیات (مشمول مالیات با نرخ صفر درصد) هستند. به نیکی واقفید فعالیت‌های فرهنگی و هنری اصولاً درآمدزایی چندانی نداشته و انتفاعی محسوب نمی‌شود و برهمین اساس در ادوار مختلف به مجوزهای صادر شده به چشم اقتصادی نگاه نشده و همواره سعی در حمایت از آنها بوده است.

با اینکه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئله‌ای را صادقانه مطرح کرده و به گواه فعالان فرهنگی و هنری – برای مثال در حوزه‌هایی چون کتاب یا تئاتر – اساساً حوزه فرهنگ خروجی مالی چندانی ندارد و بدون حمایت بخش خصوصی و دولتی نمی‌تواند به راهش ادامه دهد؛ اما برخی اظهارنظرها نشان می‌دهد این موضوع تعمیم‌پذیر به تمام ارکان فرهنگ و هنر نیست. به عبارتی گردش مالی در برخی حرفه‌های هنری قابل‌تأمل است. برای مثال اظهارنظرات حمید فرخ‌نژاد درباره درآمدش و نحوه استفاده از آن  قابل‌توجه بود. او به نحوی گفته بود برای هزینه خانواده‌اش در خارج از کشور باید ماهیانه مبلغ ۱۰هزار دلار تأمین کند، عددی که امروز به رقمی برابر با ۱۳۵میلیون تومان می‌رسد و در یک سال به یک میلیارد و ۶۲۰ میلیون تومان می‌رسد.حال سئوال این است که این فرد یا افرادی از این دست نباید مالیات بپردازند؟

در روزهای اخیر برخی سینماگران از جمله کارگردانان و تهیه‌کنندگان نیز گفته‌اند بخش مهمی از هزینه تولید فیلم‌ها صرف هزینه بازیگران می‌شود. برای مثال بهمن گودرزی، کارگردان فیلم به خبرگزاری مهر گفته بود ۷۰درصد از هزینه یک فیلم صرف دستمزد بازیگران می‌شود!

منصور لشکری قوچانی، تهیه‌کننده سینما، نیز به اعتماد آنلاین گفته است: معمولا نرخ دستمزد بازیگران را فیلم قبلی‌شان تعیین می‌کند. همیشه حداکثر ۴۰ درصد از بودجه پروژه به دستمزد بازیگران و ۱۵ درصد به گروه فیلمبرداری اختصاص پیدا می‌کند.

سایت خبری مشرق نیز در گزارشی مدعی می‌شود بازیگران از یک شیوه خاص بازاریابی برای دستمزدهایشان بهره می‌برند. در این مطلب آمده است «رقمی که بازیگر طبق برگه قرارداد می‌گیرد با رقمی که به‌ حساب وی واریز می‌شود، تفاوت بسیاری دارد. به‌عنوان مثال بازیگری ۵۰۰ میلیون دستمزد واقعی می‌گیرد، اما از تهیه‌کننده‌اش می‌خواهد که رقم دستمزد وی در قرارداد را ۷۰۰ میلیون تومان تنظیم کند. این اتفاق سبب می‌شود تا بازیگر برای فیلم بعدی خود، به رقم ۷۰۰ میلیونی قرارداد قبلی‌اش توجه داشته باشد و از تهیه‌کننده فیلم جدیدش بخواهد که مثلا ۲۰ درصد بیشتر از فیلم قبلی به او پرداخت کند که می‌شود ۸۵۰ میلیون.»

جای دیگری که محل اختلاف بر سر قوانین معافیت مالیاتی است به برخی برگزارکنندگان کنسرت و خوانندگان بازمی‌گردد.برای مثال بهمن رجب‌پور طبق ادعاهایش مبنی بر تعداد کنسرت‌های حامد همایون و البته حساب قیمت بلیت‌های این کنسرت‌ها، به درآمد چشمگیری می‌رسد که برای مثال تعزیه‌خوان از آن محروم است.

در واقع محل اختلاف جایی است که عملکرد مالی همه هنرمندان به یک چشم نگریسته می‌شود. به عبارتی دولت با نگاهی برابرخواهانه به مالیات هنرمند نگاه می‌کند، نه نگاه عادلانه.

اظهار نظر درباره معافیت مالیاتی و سکوت در خصوص کاهش سنگین تخصیص فرهنگی!

هرچند هنوز مشخص نشده چرا رئیس سازمان برنامه و بودجه باید درباره مخالفت دولت با طرح لغو معافیت فعالیت‌های فرهنگی و هنری اعلام نظر کند؛ اما وزارت اقتصاد به عنوان متولی اصلی مالیات‌ستانی همچنان در این خصوص موضع روشنی نداشته است.

نکته حائز اهمیت آن است که طبق گفته علی‌اصغر کاراندیش، معاون حقوقی وزارت ارشاد، بودجه تخصیصی این وزارتخانه از ۸۲ درصد سال گذشته به ۷۰درصد در ۱۳۹۸ رسیده است. با این اوصاف بهتر است رئیس سازمان برنامه و بودجه به جای اظهارنظر در حوزه معافیت مالیاتی، درباره تزریق بودجه فرهنگی کشور سخن بگوید. جالب‌تر اینکه بودجه فرهنگی کشور در سال ۱۳۹۹ قرار است با ۱۰درصد کاهش نسبت به سال ۱۳۹۸ روبه‌رو شود.

لزوم تفکیک فعالیت‌های هنری سودده صنعت محور و حمایت‌محور با اعمال مالیات‌ستانی هوشمند

با توجه به اختلاف‌نظرهای ایجاد شده در یک پیشنهاد اولیه که احتمالاً به ذهن هر کارشناسی می‌رسد بهتر است دولت به جای حذف کامل یک بند، به سراغ تفکیک فعالیت‌های فرهنگی و هنری برود. نکته جالب توجه اینکه در پیش‌نویس اصلاحیه مالیاتی، برای بسیاری از بندها تبصره لحاظ شده اما در این مورد خاص به طور کلی پیشنهاد حذف معافیت بدون قید و ضابطه مطرح شده است.

بدون‌شک حراجی‌های هنری، کتب کمک‌درسی و کنکوری یا صنعت سینما – به‌خصوص در حوزه دستمزد بازیگران- جولانگاه حجم وسیعی از سرمایه‌ها و درآمدهاست؛ اما حوزه‌هایی چون نشر یا تئاتر مقوله‌هایی سودآور در حوزه فرهنگ و هنر به حساب نمی‌آیند و به شدت وابسته به حمایت‌های دولتی و بخش خصوصی هستند. پس باید مرزبندی مشخصی میان نوع درآمدزایی و سودآوری مقولات فرهنگی تعیین شود.

به عبارتی همانند همکاری پیشین عیسی شهسوار خجسته، رئیس کل وقت سازمان امور مالیاتی کشور و احمد مسجدجامعی، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیاز مسئولین کنونی بار دیگر نسبت به بند «ل» ماده ۱۳۹ بازنگری اساسی کنند و گامی به سوی عدالت اجتماعی بردارند. این رویه می‌تواند حتی به کاهش دستمزد بازیگران و از آن سو کاهش هزینه تولید شود که در نتیجه سود حاصل از فیلم – به عنوان کالای فرهنگی – نیز افزایش می‌یابد. این مسأله درمورد حراجی‌ها نیز صادق است. به عبارتی ورود مالیات به واقعی شدن قیمت‌ها منجر می‌شود.

در پایان باید گفت هر چند نامه وزیر ارشاد به چند مسئول اقتصادی می‌توان حرکتی خیرخواهانه تعبیر شود؛ اما ضروری است وزیر با نگاهی عادلانه میان اقشار کم‌درآمد فرهنگی و اقلیت ثروتمند هنری تفاوت قائل شود.

تقدیم به حسن روحانی برای برگرداندن لبخند!

هومن سیدی

سال ۹۲ هومن سیدی در سی و دومین جشنواره‌ فیلم فجر پس از دریافت سیمرغ برای فیلم «سیزده»، جایزه‌اش را به حسن روحانی تقدیم کرد و روی سن جشنواره گفت:”می‌خواهم این جایزه را تقدیم به بزرگ‌مردی کنم که با آمدنش لبخند را برگردانده و حامی فرهنگ و سینماست؛ می‌دانم نیازی به این جایزه نداره نه به لحاظ مادی نه معنوی، اما با دلم می‌خواهم این جایزه را تقدیم کنم به جناب آقای رییس جمهور حسن روحانی! ”

سلبریتی‌ها اما امروز با فراموشی نقش خود در بوجود آمدن شرایط امروز، بیانیه و نامه علیه دولت و نظام صادر می‌کنند دریغ از اینکه اندکی مسوولیت اشتباهات خود را بپذیرند.
لینک دانلود ( اینجا)
برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close