استعفای دیرهنگام ظریف و فرار از پاسخگویی / چرا قهرمان دیپلماسی در مقابل گذشته خود ایستاد؟ + عکس و فیلم

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=6691

همه آنچه درباره استعفای ظریف باید بدانید/ آیا رئیس جمهور با استعفای ظریف موافقت خواهد کرد؟

یک تصویر، تبریک روز مادر و خداحافظی با ملت ایران؛ این خبری بود که به سرعت به تیتر یک رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد. محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در صفحه رسمی خود در اینستاگرام، همزمان با تبریک روز مادر، از مردم ایران خداحافظی کرد.

بلافاصله پس از این خداحافظی، تعداد زیادی از خبرگزاری‌های رسمی کشور به نقل از یک منبع آگاه در وزارت خارجه، استعفای ظریف را تایید کردند!

سایت انتخاب هم با انتشار خبری مدعی شد ظریف در پرسش و پاسخی پیامکی، دلیل استعفایش را اینگونه توضیح داده است: «بعد از عکس های ملاقاتهای امروز دیگر جواد ظریف به عنوان وزیر خارجه در جهان اعتباری ندارد.» اشاره این جمله منتسب به ظریف، به دیدار روز گذشته رئیس جمهور حسن روحانی با بشار اسد است که پس از دیدار با رهبر انقلاب، بدون حضور وزیرخارجه کشورمان با رئیس جمهور دیدار و گفتگو کرد.

بسیاری از منابع آگاه و نزدیک به وزیر خارجه، این ناهماهنگی میان اعضای دولت و رییس جمهور را دلیل استعفای غیرمنتظره و همچین شیوه اعلام آن (در اینستاگرام) عنوان کرده‌اند.

محمد جواد ظریف روزهای پر فراز و نشیبی را در ۶۷ ماه گذشته پشت سر گذاشت؛ از روزهای خوش مذاکره و توافق و گفتگو با قدرت‌های جهانی، گفتگوهای چند ساعته بی‌سابقه در تاریخ روابط بین‌الملل با وزیر خارجه آمریکا و دست دادن با باراک اوباما تا مواجهه با دونالد ترامپ که نماد حقیقت و ماهیت آمریکا بدون روتوش و دستکش مخملی شد. روزهای سخت ظریف و سایر مدال‌آوران عرصه دیپلماسی در تعامل با آمریکا فرا رسید.

حالا ماههاست که نه تنها از مذاکرات ۸ ساعته با وزیر خارجه آمریکا خبری نیست، بلکه اروپایی‌ها نیز برای زنده‌ماندن آن چیزی که از جسم برجام مانده چندان رغبتی ندارند مگر با ضمیمه شدن دیگر مولفه های قدرت ایران. تحریم‌ها و تهدیدها یکی پس از دیگری فرا می‌رسد و روش دیپلماسی و خنده‌های جذاب وزیر خارجه خوش‌سخن کشورمان هم گره‌ای از کار باز نمی‌کند. اروپا هم تحریم می‌کند؛ هم دیپلمات‌های آقای ظریف را بازداشت می‌کند و هم ایران را تهدید می‌کند و حرف از «موشک» می‌زند.

حالا نزدیک به یکسال است که از مهلت دو هفته‌ای رئیس جمهور به اروپا برای جبران خروج آمریکا از برجام گذشته است. کانال مالی وعده داده شده به سازوکاری به نام اینستکس برای تهاتر پول نفت با غذا و دارو تنزل یافت. شاید حالا مرور دوباره فیلم سخنان آتشین ظریف در کنفرانس امنیتی مونیخ و عصبانیت فروخورده شده وی کمی ملموس‌تر به نظر برسد. لوایح مربوط به قوانین بین المللی مبارزه با تامین مالی تروریسم و پولشویی که با FATF، CFT یا پالرمو (مبارزه با جرایم سازمان یافته) شناخته می‌شوند شاید آخرین امیدهای ظریف با باز نگه داشتن روزنه امید در تعامل مثبت با اروپا بود. اما تجربه برجام دیگر اجازه تکرار خوش‌بینی‌های گذشته را نمی‌دهد.

اما چه چیزی ظریف را به استعفا وا داشت؟

حالا با خیال راحت می‌توان گفت که این اولین استعفای محمد جواد ظریف نبود. نزدیکترین مورد انتشار خبر استعفای ظریف در رسانه‌ها (که طبیعتاً به سرعت تکذیب شد) به حدود ۲ ماه پیش از این برمی‌گردد. خبری که استعفای ظریف و خروج ایران از برجام را همزمان می‌داد و شورای عالی امنیت ملی را به تکذیب آن مجاب کرد.

عوامل متعددی را برای استعفای ظریف می‌توان برشمرد؛ شاید ساده‌ترین آن شکست تلاش‌های چندین ساله ظریف و تیم مذاکره کننده برای جلب رضایت آمریکا و اروپا در داخل و خارج از چارچوب برجام باشد؛ جایی که ظریف با هزینه تمام داشته‌هایش، بعد از ۵ سال راهی جز همسفری با علی لاریجانی برای تحکیم پیوندها با چین (بخوانید ترمیم روابط با اصلی‌ترین شریک تجاری کشور) پیش روی خود و دولت تدبیر و امید ندید؛ دولتی که حالا روز به روز محبوبیت خود را در افکار عمومی از دست می‌دهد. ازین رو می توان خستگی و فرسایش ظریف و اختلافات با اعضای کابینه و شخص رئیس جمهور طی سال‌های گذشته را یکی از دلایل این استعفا بر شمرد. هرچند با توجه به شیوه اعلام عمومی این استعفا از طریق شبکه‌های اجتماعی، باید زوایای دیگری نیز برای این کناره‌گیری متصور بود.

اما همزمان ادامه تلاش‌های دولت و وزارت خارجه اش برای باز نگه داشتن پنجره ارتباط با اروپا، چالش سنگین FATF و کنوانسیون پالرمو برای مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی را به وجود آورد که شرح آن پیش از این به تفصیل گفته شده است؛ گروهی بر این باورند که این اعلام غیرمنتظره، بی ارتباط با آنچه در چالش موافق و مخالفان FATF گذشت و می‌گذرد نیست؛ و با در نظر گرفتن مهلت ۴ ماهه و تمدید تعلیق ایران از اقدام متقابل، استعفای ظریف را در چارچوب فشار حداکثری برای تصویب FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام تحلیل می‌کنند.

روز دوشنبه (دیروز) یک روز ویژه هم بود. بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در سفری اعلام نشده وارد تهران شد و با رهبر انقلاب و رئیس جمهور دیدار و گفتگو کرد. بشار اسد در دیدار با رئیس جمهور اعلام کرد برای تقدیر از کمک‌های ایران به دیدار آمده است. غیبت مقامات دولتی در دیدار اول (با رهبر انقلاب) و غیبت ظریف در دیدار دوم (با روحانی) نکته‌ای بود که با اعلام استعفای ظریف، ناگهان معنای خاصی پیدا کرد و کاربران با در کنارهم قراردادن این تصاویر، علت استعفا را ناهماهنگی شورای اطلاع رسانی دولت (یا دفتر رئیس جمهور) با وزیر امور خارجه و دلخوری او از همکاران دولتی‌اش عنوان کردند؛ موضوعی که سایت انتخاب نیز با انتشار پیامکی منتسب به ظریف، این موضوع را تلویحاً تایید کرد. هرچند که پذیرش این بهانه هم از دیپلمات کارکشته‌ای چون ظریف بعید است.

اختلاف نظر جدی روحانی و ظریف (در مسائل مختلف بویژه در برخورد با بدعهدی اروپایی‌ها) گرچه در علن و رسانه ها چندان بازتاب نداشت اما در بین اهالی رسانه با توجه به سوابق قبلی، یکی از انگیزه‌های کناره‌گیری ظریف عنوان شده است که باید منتظر واکنش رئیس جمهور به این استعفا ماند.

ظریف بماند یا برود؟

کلید پاسخ به این سوال تنها در ید اختیار رئیس جمهور است. پس از عباس آخوندی، علی ربیعی و قاضی زاده هاشمی، زنگنه، حالا ظریف دیگر ژنرال کابینه روحانی هم قصد رفتن دارد تا فاصله مطمئنه با عملکرد دولت روحانی را حفظ کند. طرفداران این نظر معتقدند ظریف می‌تواند گزینه‌ای برای ۱۴۰۰ باشد که لازم است از حالا برای ترمیم وجهه خود کار کند.

برخی هم با توجه به حمایت‌های قبلی رهبر انقلاب از ظریف و تیم همراهش در مذاکرات، این احتمال را مطرح کردند که رهبری با مداخله، موضوع را ختم به خیر کنند و ظریف نیز به سر کارش برگردد.

به هر صورت بازنده این بازی استعفا (چه روحانی تایید کند چه تایید نکند)، ظریف خواهد بود. او که تنها دستاوردش اکنون بر باد رفته است، می‌تواند هوشمندانه (همانند آنچه در کنفرانس مونیخ یا سفر اخیر به چین گذشت) جبران مافات کند. اما استعفا و شانه خالی کردن از برجامی که حالا یک جسم بی‌جان از آن با انبوهی از تعهدات و لیست نسیه طرف مقابل، بر دوش نظام باقی مانده است، شاید بدترین تصمیم مصدق یا امیرکبیر زمان باشد. ظریف باید بماند و تا پایان حیات این نوزاد (برجام) را درک کند.

علیزاده: آقای ظریف چرا جشن مقاومت را تخریب کردید؟

فاصله دفتر من تا کاخ ریاست جمهوری ۵ دقیقه است جناب رئیس‌جمهور

روحانی و ظریف

 بخش هایی از متن استعفای ظریف وزیر مستعفی امور خارجه که دیشب راس ساعت ۲۳ و ۳۰ دقیقه تقدیم رئیس جمهور شده است به شرح ذیل می باشد:

ریاست محترم جمهوری
با سلام و احترام

با توجه به اقدام امروز در پخش عکس های ملاقات ریاست جمهوری سوریه با حضرتعالی و با توجه به درخواست های مکرر قبلی برای معاف شدن از این مسئولیت رسماً از همین ساعت استعفای خود را تقدیم می دارم.
جناب آقای رئیس جمهور

اگر جنابعالی که در هر زمان که اراده میفرمائید بدون توجه به ملاقات های داخلی و خارجی و متن سخنرانی های عمومی بنده (حقیر فدوی) را احضار می کنید، ذره ای برای اعتبار وزیرامور خارجه جمهوری اسلامی ایران در صحنه بین المللی ارزش قائل بودید، می توانستید پس از ورود آقای بشار اسد (به فرض عدم اطلاع قبلی شما) به دفترتان دستور می دادید که بنده را بدون اعلام دلیل، احضار کنند و سپس از ملاقات عکس و فیلم تهیه می کردید.

فاصله دفتر من تا کاخ ریاست جمهوری ۵دقیقه است جناب رئیس جمهور.

محمدجواد ظریف

۶اسفند ۹۷

استعفای ظریف مربوط به دو ماه قبل است

 احمد علیرضا بیگی نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی، گفت: محمدجواد ظریف بیش از دو ماه است که استعفای خود را تقدیم می‌کند و استعفای وی ربطی به سفر روز گذشته بشاراسد به تهران ندارد و استعفای شب گذشته‌اش آخرین استعفای وی بوده است و آنچه در ماجرای سفر روز گذشته بشار اسد به عنوان دلیل استعفایش عنوان شده بهانه‌ای بیش نیست.

وی افزود: مبنای سیاستی که آقای ظریف دنبال می‌کرد، اعتمادسازی و به دست آوردن اعتماد غرب بود و همین موضوع هم سبب شد که بسیاری موارد به ما تحمیل شود و اساس اعتقاد به اعتمادسازی به باوری بازمی‌گردد که با اساس انقلاب اسلامی در تعارض است.

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: حدود دو یا سه سال قبل بود که آقای ظریف در سخنرانی خود در دانشگاه تهران توان دفاعی کشور را به سخره گرفت و گفت که آمریکا دارای سامانه‌هایی است که می‌تواند سامانه‌های دفاعی ما را از بین ببرد و حتی آقای ظریف علی‌رغم تسلطی که بر کار خود داشت، ناشی‌گری‌هایی را هم از خود نشان می‌داد. به عنوان مثال آقای ظریف اولین کسی بود که اتهام پولشویی را متوجه منتقدان خود کرد و در دفاع از برجام و تلاش خود برای به تصویب رساندن لوایح مرتبط با FATF و برای تخطئه مخالفان و منتقدان خود در این راستا اتهام پولشویی را متوجه آنان کرد.

علیرضا بیگی خاطرنشان کرد: استعفای آقای ظریف شکست یک جریان و فرار از پاسخگویی نیست و آنچه ملت ما امروز به آن می‌رسد که دیپلماسی ذلت پاسخ نداده است.

وی در پایان گفت: من با تعابیری که در مورد آقای ظریف به کار برده می‌شود و او را قهرمان ملی خطاب می‌کنند مخالفم؛ چراکه اساساً به کار بردن لقب قهرمان ملی برای کسی که روز نبرد میدان را ترک کرده، سزاوار نیست.

چه کسی ساعت دیدار رئیس‌جمهور با بشار اسد را به ظریف نگفت؟

 آنچه رسانه‌های نزدیک به دولت و از اخبار تاکنون منتشر شده منتصب به استعفای وزیر امور خارجه می‌توان برداشت کرد این است که محمد جواد ظریف به علت عدم حضور در دیدارهای بشار اسد در تهران استعفا داده و یا حداقل دلخورهای جدی دارد.

در نگاه اول عدم حضور ظریف در این دیدارها سوال برانگیز است. البته درباره عدم حضور محمد جواد ظریف در دیدار رهبری با بشار اسد مساله کاملاً طبیعی است. عموماً دیدار مقام معظم رهبری با مقامات عالی رتبه خارجی با جضور افرادی همچون رئیس جمهور، معاون اول و یا مشاور رهبری در امور بین الملل برگزار می‌شود. در تصاویر منتشر شده از دیدار رهبری با بشار اسد، تصویری از مقامات دولتی همانند رئیس جمهور و یا معاون اول او دیده نمی‌شود. مساله ای که نشان می‌دهد که دولتی‌ها بیشتر خود را برای دیداری رسمی و جداگانه روسای جمهور دو کشور آماده کرده بودند.

بنابراین آنچه بیشتر سوال برانگیز است، عدم حضور ظریف در دیدار روحانی و بشار اسد است. مساله‌ای که بیش از همه از عدم هماهنگی در درون دولت خبر می‌دهد. اینکه چگونه این غفلت صورت گرفته و یا دفتر رئیس جمهور دقت نکرده و یا عدم حضور ظریف را چندان غیرطبیعی ندیده است، مسایلی است که دولتی‌ها خودشان باید جواب بدهند. البته اگر حتی ادعا شود که ظریف از حضور بشار اسد در تهران خبری نداشته باز هم به کوتاهی مقامات دولت برمی گردد.

جدای از اینکه احتمالاً شرایط امنیتی بشار اسد در دمشق بگونه‌ای است که حضور وی باید در سریعترین زمان ممکن و با بالاترین لایه‌های امنیتی و حفاظتی از زمان خروج از سوریه صورت می‌گرفته است، با این وجود دیدار بشار اسد با رئیس جمهور نشان می‌دهد که ایشان و اطرافیانش با برنامه کاری بشار اسد در تهران هماهنگ شده‌اند.

بنابراین این سوال را باید دولتی‌ها جواب بدهند که چرا ظریف نبود؟ او از دیدار خبری نداشت؟ یا اساساً خودش نیامد؟ بی هماهنگی بود یا غفلت یا اساساً دلیل مهم دیگری در کار هست که مقامات بالاتر از ظریف، صلاح ندیدند که او باشد؟ هرجور که به مساله نگاه کنیم، بازهم این دولتی‌ها هستند که باید پاسخگو باشند.

اما از تمامی مسایل بالا هم که بگذریم باید به آقای ظریف گفت که یک وزیر انقلابی در این شرایط مهم بین المللی استعفا نمی کند! ضمن اینکه ایشان می توانست این دلخوری را به شکل دیگری نشان بدهد و یا حداقل پس از رفتن بشار اسد و به خاطر جلوگیری از حاشیه سازی برای این سفر مهم، چند روز بعد در فضای کم هزینه تر برای کشور و نظام، استعفای خود را رسانه‌ای می کرد. مسئولیت‌پذیری هم اقتضا می‌کند که در دورانی که تکلیف برجام مشخص نشده، و تبعاتی زیادی از بابت آن نصیب کشور شده، مسئولی که خود در بوجودآوردن این معاده بین المللی نقش داشته، آن را به حال خود رها نکند.

اما این چند خط ذیل نیز خطاب به وزیر محترم خارجه خالی از لطف نیست…

الف: آقای ظریف! تعداد سفرهای شما به سوریه به یک صدم سفرهای حاج قاسم به دمشق می رسد؟ در حالیکه او برای جنگیدن می رفت و شما برای ایراد چند دیدار و سخنرانی معمولی به شام پرآشوب رفتید؟

ب: از حاج قاسم سلیمانی چندتا عکس یادگاری با بشار اسد، پوتین و هر فرد دیگر موثری در آوردگاه جهانی شام سراغ دارید؟ تاکنون هر فیلم و عکسی از او درباره سوریه و هرجای دیگر، منتشر شده دیگران منتشر کرده اند، او لحظاتی در سرزمین شام خلق کرده که هر یک تصویرش، هزاران بار آرزوی هر چهره سیاسی است تا به مردم به عنوان سند افتخار و کارآمدیش نشان بدهد! آیا امروز مردم از عکس‌های شما با ده‌ها مقام آمریکایی و اروپایی چنین احساسی دارند؟

ج: البته حاج قاسم به گرفتن عکس یادگاری دیپلماتیک نیازی ندارد؛ برای فردی که حتی نامه بلندترین مقامات آمریکایی را نخوانده رد می کند، این چیزها بیشتر شبیه شوخی است. اما اگر امروز بشار اسد در جایگاه رئیس جمهور سوریه بعد از پنج سال جنگ جهانی به تهران برای قدردانی می‌آید، چه کسی در خلق کردن این تصویر بیش از همه نقش دارد؟

د: اما در ساعاتی که بعد از پنج سال بزرگ و تاریخی برای جریان مقاومت بشار اسد به دیدار رهبر عالی رتبه و پیشران مقاومت در جهان برای تشکر و قدردانی می آید، وقت استعفا و در حاشیه قرار دادن این موضوع مهم است؟!

اسم رمز ظریف برای التهاب بازار ارز و سکه

«محمدجواد ظریف»، وزیر امور خارجه دولت روحانی به تازگی در حاشیه همایش «چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران» با کنایه به مجمع تشخیص مصلحت نظام، درباره تمدید مهلت ایران از سوی گروه ویژه اقدام مالی (FATF) اظهار کرده است:دوستان واقعیات را نگاه کنند و تصمیم بگیرند. هر تصمیمی هم بگیرند ما تبعیت می‌کنیم، اما خوب بدانند که تصمیم آنها چه آثاری دارد.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، او همچنین می‌افزاید: دوستان ما نگاه کنند و بر اساس واقعیات تصمیم بگیرند، تا حالا می‌گفتند که «اتفاقی نمی‌افتد، اتفاقی نمی‌افتد» حالا دارند، می‌بینند ![۴]

*اشاره ظریف از «اتفاقات» حکماً اشاره به صف‌های گوشت، صف‌های مرغ، گرانی برخی اقلام، بریده شدن نان صیادان جنوب، ماجرای کارگران هفت‌تپه و بویژه التهاب دوباره بازار ارز و سکه بعد از یک دوره ثبات و آرامش نسبی است. همزمان با اعلامیه ظریف مبنی بر “مشاهده آثار عدم تصویب FATF” قیمت سکه به مرز کانال ۵ میلیون و دلار نیز تا مرز ۱۴ هزارتومان افزایش یافت.

اتفاقاتی که آقای ظریف اصرار دارد، بگوید به دلیل عدم پذیرش FATF بر ایران تحمیل شده‌اند!

در مقابل اصرار ظریف اما کسانی هستند که می‌گویند اثر تمام تحریم‌ها بر اقتصاد ایران بسیار کم است و این رخدادها عمدی هستند.

مثلاً حسین راغفر از اقتصاددانان نزدیک به دولت و اصلاح‌طلبان اخیراً گفت که اثر تحریم‌ها بر مشکلات داخلی کشور فقط ۵ تا ۱۰ درصد است .[۵]

این تحلیلگران همچنین اصرار دارند که عمده حوادث این روزهای اخیر در اقتصاد خرد کشور که ظریف به آنها اشاره دارد؛ طرح‌های عملیاتی برای ایجاد «فتنه اقتصادی» هستند که توسط یک باند خاص طرح‌ریزی و اجرا می‌شوند.

باندی که اصرار دارد، بگوید شرایط اقتصادی ایران بد و سیاه است، مردم ایران گرسنه‌اند، اگر FATF نباشد گوشت هم نیست و فی‌الجمله اگر در مقابل خواسته‌های غرب و آمریکا کوتاه نیاییم، از زور قحطی خواهیم مرد!

برای تحلیل این تحلیلگران البته کدهای بسیاری نیز وجود دارد…

ماجرای زد و بند برای آوردن کشتی‌های چینی به آبهای ایران و صید گسترده ماهی که منجر به بریده شدن روزی صیادان منطقه جنوب می‌شد از این قبیل است.

ماجرایی که با دخالت کارای سپاه پاسداران منقطع و یک مقام ذیربط دولتی هم در این زمینه برکنار شد.

فرمانده نیروی دریایی سپاه در اشاره به این ماجرا گفته است: «باورم شد مافیایی پشت ماجرای کشتی‌های چینی وجود دارد »[۶]

سؤال اینجاست که چرا محمدجواد ظریف از باب مثال به رخدادی ابتنا می‌کند که مشخص شده ثمره فعالیت یک باند مافیایی است؟!

ما همچنین صحبت‌های محمدعلی پورمختار، عضو کمیسیون قضایی مجلس را یادآوری می‌کنیم که چند ماه قبل گفته بود: «دولت اخیراً دست سازمان تعزیرات را در امر نظارت بسته و اجازه نمی‌دهد مأموران این سازمان به ویژه در بحث مقابله با محتکران مواد اولیه و همچنین کالاهای تولیدی ورود کنند .»[۷]

و باز سؤال اینجاست که چه ارتباطی هست میان این رخدادهای عامدانه اقتصادی و گروگان‌گیری محرزی که در صحبت‌های ظریف وجود دارد…

بحث عدم نظارت بر قیمت‌ها چطور؟!

مردم و ناظران سیاسی و امنیتی چقدر باید ساده باشند که نفهمند وقتی گوشت قرمز که قیمت واقعی آن کیلویی ۵۰ و چند هزار تومان است اما به قیمت ۱۰۰ هزار تومان به دست مصرف کننده می‌رسد این مسئله نه تنها به پذیرش یا عدم پذیرش FATF هیچ ربطی ندارد بلکه قاعدتاً به دلیل یک فعالیت سازمان یافته است.

و دوباره این سؤال به ذهن خطور می‌کند که چرا ظریف از رخدادی گروکشی می‌کند که عقل می‌گوید یک رخداد سازمان‌یافته است و اگر نگوییم برای به خیابان کشاندن مردم طراحی شده اما ثمره بی‌عرضگی و اشکالات داخلی است.

این سؤال از ظریف همچنین در حالی است که او چندی قبل و در بحبوحه طرح شدن مسئله FATF و لوایح مرتبط با پولشویی؛ به یکباره از این گفت که پولشویی‌های کلانی در ایران وجود دارد.

او البته در محاجّه قضایی و هنگامی که از او خواسته شد سند این ادعای سخیف خود را ارائه کند؛ شکست خورد و مقامات قضایی صراحتاً اعلام کردند که ظریف نتوانسته هیچ سندی را برای این ادعا ارائه کند.

ما البته در این استنتاج، حالات بدبینانه را در نظر نمی‌گیریم و فقط به این سؤال خواهیم اندیشید که میان اظهارات ظریف، خرابکاری‌های عامدانه اقتصادی و اصرار بر پذیرش FATF به بهانه همین رخدادهای عامدانه، چه ربط و ارتباطی وجود دارد؟!

وزیر مستعفی باید در خصوص تعطیلی صنعت هسته‌ای، افزایش تحریم‌ها و اتهام پولشویی به ایران پاسخ دهد

کلیدداری ۶ساله ظریف نیز مانند کلیدداری پشتیبانانش یعنی مرحوم هاشمی، روحانی و خاتمی نه تنها هیچ قفلی را باز نکرد بلکه ماحصل آن غل و زنجیرهایی شده است که امروز بر صنعت هسته ای وحتی برقلم های دانشمندان جوان کشور در این حوزه خورده است. اما ناکامی و روسیاهی ناشی از برجام کار ظریف را به بن بست کشاند. هرچه او امتیاز میداد و عقب نشینی میکرد دشمن وقیح‌تر میشد. تا اینکه ظریف خود را در انتهای این راه بن بست دید و دست به انتحار سیاسی زد تا دادگاه افکار عمومی و نمایندگان مجلس او را بازخواست نکنند.
اما آیا باید ظریف به حال خود رها شود و احتمالا به محل سابق اقامت خود در آمریکا برگردد و هزینه تلف کردن عمر ۸۰میلیون ایرانی و خسارت های فراوان به منافع ملی را نپردازد؟
جوادظریف همان شخصی است که در رژیم پهلوی از روی «ترس» ایران را با همکاری دوست پدرش که اتفاقا ساواکی هم بوده ترک کرد و به آمریکا رفت. وی در کتاب خاطرات خود(آقای سفیر) میگوید: « کلاس دوم نظری را که تمام کردم و بعد از آن به مدت سه ماه در مدرسه خوارزمی ثبت نام کردم. سرانجام با کمک یکی از دوستان پدرم که به ظاهر انسان متدینی بود، اما بعد مشخص شد با ساواک همکاری دارد، به آمریکا رفتم. در آن مقطع من هنوز به سن هفده سالگی نرسیده بودم و قبل از گرفتن دیپلم به امریکا سفر کردم. علی‌القاعده با توجه به وضعیت تحصیلی که داشتم به راحتی در دانشگاه قبول می‌شدم. سفر من بیشتر به دلیل ترس از دستگیری و گرفتار شدن در ایران بود و راه نجاتی برایم به حساب می‌آمد.»
اما گویا ترس از موقعیت های خطرناک در وجود او نهادینه شده بود. تا جایی که نه در دوران جنگ تحمیلی وی به ایران و جبهه و جنگ رفته است و نه در میدان دیپلماسی در برابر قلدری آمریکایی ها کارنامه خوبی دارد. او هرگاه تصور کند دستش خالی است و زمین بازی را رها میکند و همچون مورد آخر استعفا میدهد البته با این تفاوت که ظریف در مذاکرات آنقدر دست خود را خالی کرده بود که این مماشات بی حد ومرز کار وی را به استعفا کشاند.
او زمانی مسئولیت وزارت خارجه کشور را بدست گرفت که دست ایران برای مذاکره و چانه زنی پر بود. وی در شرایطی که ایران به غنی سازی ۲۰درصد دست یافته بود و ۱۹هزار سانتریفیوژ در حال چرخش بود و آب سنگین اراک در یکی از بهترین وضعیت های خود قرار داشت سکاندار مذاکرات هسته ای شد. مردم و نظام فشارهای ناشی از تحریم ها و ترور دانشمندان و ویروس پراکنی دشمن در تاسیسات هسته ای را پشت سر گذاشته بود و ناتوانی دشمن را علنی کرده بودند. ظریف اما با مذاکرات پر ایراد و ناتوانی در پافشاری بر خطوط قرمز در برابر زیاده خواهی دشمن نتوانست این دستاورد نقد را به امتیازی نقد برای ایران تبدیل کند.(شبیه به زمانی که یک کودک با چکی سفید امضا برای خرید به فروشگاهی برود که صاحب آن فروشکاه یک دزد همه فن حریف است و بعد با گرفتن یک آبنبات در ازای چک خوشحالی کند!)
وی با کاهش ده ها تن از ذخایر اورانیوم کشور، بتن ریزی در قلب راکتور اراک، جمع آوری تعداد بالایی از سانتریفیوژها و تعطیلی فردو و نطنز نه تنها قدرت بازدارندگی ایران را از بین برد که راه را برای هر چانه زنی دیگری از بین برد. مشکلات ساختاری برجام حتی به حدی بزرگ و فاجعه بود که خروج آمریکا از برجام به راحتی انجام شد و ایران نتوانست از مکانیزم پیش بینی شده در همان برجام استفاده کند، چرا که قطعا و به ناحق آمریکا و اروپا ایران را محکوم ومتخلف از برجام معرفی میکردند، این رخداد می توانست علی رغم تاییدهای مکرر آژانس نسبت به ایران رقم بخورد!
پذیرش محدودیت های خارق العاده و بی نظیر و بازرسی های بی سابقه ناشی از پذیرش پروتکل الحاقی حتی کار را به نظارت بر پروژه های علمی و بازرسی دشمنان از دانشگاه های ایران کشاند. اما خروجی این عقب نشینی های تاریخی چیزی نبود جز فشار بیشتر دشمن و خاموش کردن موتور علمی و صنعتی کشور. این عقب نشینی حتی تا جایی پیش رفت که نه تنها وزیر خارجه روحانی با خواسته آمریکایی ها در بازگرداندن کشتی حامل کمک های انسان دوستانه از یمن موافقت کرد که حتی مسئولان دولتی به خود اجازه تست ماهواره های علمی را تا ۵سال ابتدایی دولت ندهند و مشخص نیست اینها چه ارتباطی به مذاکرات هسته ای داشته است!
نه تنها ظریف در عقب نشینی و انفعال بی سابقه عمل کرد و هر روز در یک قاب با همتای بدذات آمریکایی خود قرار می گرفت که احتمالا وی واسطه تماس بی فایده روحانی و اوباما برای اولین بار پس از انقلاب شد و سیاست خارجی ایران را به تذبذب رای در دنیا متهم کرد.
این عقب نشینی از منافع ملی و دادن امتیازات نقد و گرفتن وعده های نسیه البته بی علت نبود. در حالیکه حامیان دولت به انگلیسی صحبت کردن ظریف افتخار میکنند وندی شرمن در خاطره ای تحقیرآمیز از ظریف، ازعدم تسلط بر زبان انگلیسی در طول مذاکرات هسته ای به عنوان یکی از عوامل ناکامی ایران در توافق یاد شده نام برده است.
وندی شرمن در کتاب «نه برای ترسوها، درس هایی در مورد شجاعت، قدرت و پشتکار» (Not for the Faint of Heart – lessons in Courage, Power & Persistence)، به صراحت میگوید ظریف حتی در دوره بوش درصدد ارتباط با دولت آمریکا بوده است.
وی میگوید نماینده دائمی ایران در سازمان ملل تلاش کرد کانال ارتباطی مخفیانه ای با دولت آمریکا برقرار کند، ولی دولت بوش دستِ رد به تلاش های وی زد؛ آن مرد، کسی نبود جز (محمد) جواد ظریف.
ظریف که توسط حامیان لیبرال خود به خاطر آنچه لغو تحریم ها معرفی میکردند به عنوان قهرمان دیپلماسی ایران خوانده میشد اما در روزهای آخر وزارت خود نه تنها اعلام کرد که در اعتماد به آمریکا اشتباه کرده است که حتی به این نکته مهم اشاره کرد که اکنون با وجود برجام، نفت کمتری نسبت به قبل از امضای توافق برجام به بیرون صادر میکنیم! این جمله سنگین حکایت از واقعیت تلخی دارد به نام شکست خوش بینی به آمریکا و در ازای آن محکم تر شدن زنجیر تحریم‌ها!
او در دوره خود حتی دیپلمات باهوشی نبود. بارها برای بدست آوردن منافع جناحی در مسئولیتی که باید برای منافع ملی ایران میجنگید سواستفاده کرد.
 ظریف در سال۹۳ در شورای روابط خارجی آمریکا حضور پیدا کرد. فارغ از اینکه چرا باید وزیر خارجه کشورمان در چنین جلسه ای شرکت کند اما صحبت های ظریف در جمع دشمنان تعجب برانگیز است. در این نشست وزیرخارجه کشورمان در پاسخ به سؤال هاله اسفندیاری، همکار جورج سوروس و مسؤول بخش خاورمیانه وودرو ویلسون با گره زدن مساله دیپلماسی به انتخابات گفته بود مذاکرات هسته‌ای تاثیر مستقیم بر مسائل داخلی ایران خواهد داشت و در صورت شکست مذاکرات، دوستان او انتخابات مجلس آینده را به جریان غرب‌ستیز واگذار خواهند کرد.
ظریف بعدا هم در پاسخ به سوال روزنامه ایتالیایی کوریه دلاسرا درباره اینکه «آیا هنوز مقاومتی برای تعامل و گشایش(روابط) با غرب (در ایران) وجود دارد؟» نسبت به رای نیاوردن در انتخابات های ایران اظهار نگرانی کرده و می گوید: «برای اینکه همه  عواقب و نتایج توافق(هسته‌ای) پذیرفته شود، توافق باید  نشان دهد که منافع دارد. اگر مردم منافع آنرا ببینند، آنها به حمایشان ادامه می‌دهند اگر اینطور نشود آنها می‌توانند به صندوق‌های رای بگویند که به آنهایی که از توافق حمایت کردند، رای ندهید. من معتقدم که توافق به نفع همه است.»
اما این موارد تنها نمونه هایی نیست که نشان میدهد که ظریف از سیاسی‌بودن اهداف مذاکرات با طرف غربی و آمریکایی صحبت می کند.
پیشتر و هنگامی که روحانی به عنوان دبیرشورای عالی امنیت‌ملی در دولت اصلاحات مشغول مذاکره با طرف غربی بود نیز ظریف در سخنانی که فیلمش سالها بعد منتشر شدخطاب به البرادعی دبیرکل آزانس بین‌المللی انرژی اتمی گفته بود: «بسیاری از کاندیداهای ریاست جمهوری از شکست مذاکرات ما سود می‌برند.آنها موفقیتی در این گفتگوها نمی بینند و از طرفی آنها آدمهای پرنفوذی هستند. اعتبار اروپایی ها و مذاکره کنندکان ایرانی هردو در ایران از دست رفته است»
موارد مکرر بالا تنها نمونه هایی از مواردی است که اسناد آن به بیرون درز کرده است.
او حتی برای تحمیل خسارتی دیگر که خواسته اروپا و آمریکا بود(FATF)  حتی کشور را به پولشویی متهم کرد بدون آنکه حاضر به ارائه سندی در این خصوص باشد.
وی به صراحت درگفت و گو با خبرآنلاین  کشور و مردم خود را متهم کرد که در ایران “خیلی ها از پولشویی منفعت می‌برند” و “آنجاهایی که هزاران میلیارد پولشویی انجام می دهند حتما آنقدر توان مالی دارند که ده ها یا صدها میلیارد هزینه تبلیغات و فضاسازی در کشور” کنند. این صحیت های ظریف اما بهانه دست آمریکایی ها شد چراکه اتاق خزانه داری آمریکا با طرح این ادعا که نظام اقتصادی ایران در حال پولشویی برای دور زدن تحریم هاست به نهادهای مالی خارجی هشدار داده است که روابط تجاری با ایران نداشته باشند و این سخنان وزیر مستعفی بازی در پازل دشمن تحلیل میشد.
او در حالی ادعاهای اتاق جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران را تکرار کرد که که صحبت هایش اهرمی به دست بیگانگان برای فشار بیشتر به مردم شده و به سند رسمی از پولشویی برای دشمن تبدیل شد.
رسانه های دشمن با خوشحالی تمام این صحبت های بی پایه، سیاست زده و ضدمنافع ملی کشور را مخابره کردند.
استعفای ظریف نیز درشرایطی است که میراث شوم برجام، بتن ریزی در صنعت هسته ای کشورمان، افزایش فشارها و زیاده خواهی های دشمنان که ناشی از سیاست های منفعلانه و مماشات کارانه و صحبت ها و چانه زنی های سیاسی ظریف میباشد گریبان گیر کشور شده است. آیا انتظار ممنوع الخروجی برای چنین فردی با مواضع ضدامنیت ملی و منافع ملی و همچنین با کارنامه ای تیره و تار زیاد است؟ آیا نباید چنین افرادی محاکمه شوند و پاسخ اتلاف سرمایه های ملی و عمر جوانان ایرانی را پشت شعارهای فریبنده ای چون تنش زدایی و مذاکرات برد برد بدهند؟
روحانی در سال۹۲ قبلا درخصوص لزوم دادگاهی شدن مسببین وضع موجود گفته بود: «مسببین وضع اقتصادی موجود باید دادگاهی شوند، خیلی‌ها باید به‌دادگاه بروند که چرا کاری نکردند.»

وزیر خارجه: قبل از برجام بیشتر از الان نفت می‌فروختیم!/ آقای ظریف؛ به جمع دلواپسان خوش‌آمدید، قبل از ورود هزینه ۵ سال تحمیل خسارت به ملت ایران را بپردازید

برجام در حال اجرایی شدن بود و هیچ دستاورد ملموسی را در زندگی مردم نشان نمی داد. همین امر باعث شد تا دولتمردان با این ادعا که «اگر برجام نبود فروش نفت ایران به صفر میرسید» به دستاوردسازی برای توافقنامه خود با آمریکایی دست بزنند، هرچند واقعیات جاری کذب بودن این مطلب را نشان می داد. برجامی که گفته می شد باعث فروش نفت ایران شده بود امروز توسط دولت روحانی اجرا می شود، هرچند طرف مقابل با نقض عهد و خروج از آن لگد محکمی به غرب گرایان زده است.
می گفتند او قهرمان دیپلماسی ایران است. قهرمان دیروز در برابر گذشته خود هم ایستاده است و ابعاد تازه تری در خصوص یکی از خسارت آمیزترین توافق‌های ایران می گوید. او قبلا از اعتماد به آمریکا اعلام پشیمانی کرده بوداما در اشتباهی دیگر چشم امید به اروپا دوخت. حالا هم در حال گلایه از اروپایی هاست و می گوید قبل از برجام هم وضعیت صادرات نفتی ایران بهتر از این بود!
به گزارش رجانیوز: برجام در حال اجرایی شدن بود و هیچ دستاورد ملموسی را در زندگی مردم نشان نمی داد. همین امر باعث شد تا دولتمردان با این ادعا که «اگر برجام نبود فروش نفت ایران به صفر میرسید» به دستاوردسازی برای توافقنامه خود با آمریکایی دست بزنند، هرچند واقعیات جاری کذب بودن این مطلب را نشان می داد. برجامی که گفته می شد باعث فروش نفت ایران شده بود امروز توسط دولت روحانی اجرا می شود، هرچند طرف مقابل با نقض عهد و خروج از آن لگد محکمی به غرب گرایان زده است.
حالا ظریف در مصاحبه اخیر خود یک روزنامه سوئیسی اعتراف کرده است که قبل از برجام هم از الان که محدودیت های شدید هسته ای را پذیرفته ایم نفت بیشتری صادر میکردیم!
روزنامه سوئیسی بازلرتسایتونگ در مصاحبه خود از ظریف درباره اینکه آیا صادرات نفت ایران از ۲.۵ بشکه در روز به بیش از یک میلیون بشکه کاهش یافته است  و اینکه آیا این مقدار در دراز مدت کافی است پرسید که ظریف گفت: «خیر اینطور نیست و کمتر از مقداری است که ما قبل از توافق هسته‌ای و زمانی که تحریم‌های سازمان ملل متحد وجود داشت، می‌فروختیم.»
وی در این مصاحبه حتی از بدعهدی اروپایی ها گلایه هم کرد و گفت: «اول اینکه اینستکس هنوز اجرایی نشده است دوم اینکه ایجاد آن نه ماه به درازا انجامید و سومین مورد این است که باید پول در آن جریان داشته باشد و تبادل مالی فقط زمانی رخ می‌دهد که تجارت، مبادله نفت و سرمایه گذاری رخ دهد و این موضوعی ضروری است.» وی همچنین اعلام کرد که آمریکا با همه قدرت فشار ایجاد می‌کند و همه در برابر این فشارها سر خم می‌کنند و شرکت‌های اروپایی ایران را ترک می‌کنند؛ معافیت‌های آمریکا به‌خاطر رعایت حال ایران و توافق هسته‌ای در نظر گرفته نشده، بلکه به‌دلیل ارزیابی‌های آمریکا از بازار نفت بوده؛ در حال حاضر تمام تجارت‌های نفتی ما خارج از اروپا انجام می‌شود؛ اروپا در حال حاضر هیچ نفتی از ما نمی‌خرد و تحریم‌ها را با احتیاط اجرا می‌کند.
این اعترافات تلخ درحالی است که روحانی، نوبخت، عراقچی و ظریف بارها گفته بودند که دستاورد برجام فروش نفت ایران بوده است.
ظریف حتی تا مرداد ماه ۹۷ ادعا کرده میکرد که برخی به برجام کم لطفی میکنند. وی که در توهمی غیرقابل توصیف زورگویان را در کنار خود می دید و وعده می داد که شرایط را بهتر خواهیم کرد چون دنیا در کنار ماست! وی میگفت می توانیم از اینکه دنیا در کنار ماست استفاده کنیم اما برخی ها کفران نعمت کردند، شکر نعمت باید می‌کردید و ان شکرتم لازیدنکم و لان کفرتم ان عذابی لشدید.
این سطح نازل از سیاست ورزی ظریف اما کار را به جایی رسانده که حالا مجبور است تا اعتراف کندکه اکنون با وجود برجام و تاییدهای مکرر آژانس حتی از قبل از توافق هم کمتر نفت می فروشیم!
گویا ظریف حالا خود در حال کفران نعمت کردن است و همصدا با دلواپسان و کسانی شده که روحانی آنها را بزدل می نامید و به جهنم حواله می داد. ظریف در دوران برجام که هنوز متوجه خدعه غربی ها نشده بود و ادای افراد شجاع را در می آورد گفته بود: «مذاکره ای که بعد از هر مذاکره یک تحریم علیه این ملت بزرگ وضع کند شجاعت نیاز ندارد، شهامت هم نیاز ندارد. ادای شهامت را در می آورد»

چرا حرف ظریف دیگر خریدار ندارد؟

مروری کوتاه بر اقدامات و رویکردهای وزیر امور خارجه دولت‌‌های یازدهم و دوازدهم نشان‌‌‌‌ می‌دهد شأن و اعتبار محمدجواد ظریف در قیاس با سال ۹۲ به‌واسطه یکسری اشتباهات و خطاهای مهم و جبران ناشدنی خود او تا حدود زیادی آسیب دیده و مخدوش شده است.
نوع مواجهه مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان نهادی کلیدی در ساختار جمهوری اسلامی با لوایح مرتبط با کارگروه اقدام ویژه مالی که از سوی دولت و بویژه وزارت امور خارجه تنظیم و برای تصویب آن بشدت پافشاری شد، نشان‌‌‌‌ می‌دهد جایگاه و اعتبار محمدجواد ظریف برای پیشبرد اولویت‌‌های دولت (فارغ از مثبت یا منفی بودن آنها) تا چه میزان به نسبت سال‌‌های ابتدایی دولت روحانی نزول کرده است. تصاویر مغموم و مأیوس او در جلسه ۲۹ دی‌ماه مجمع که برای بررسی لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مبارزه با جرائم سازمان‌یافته فراملی (پالرمو) تشکیل شده بود، موید همین گزاره است. مواجهه مجمع تشخیص با این لایحه در جلسات پس از آن نیز نشان داد به‌رغم همه پافشاری‌ها و فضاسازی‌‌های مقامات دولتی و نمایندگان حامی دولت، تصویب ۲ لایحه پالرمو و CFT آنچنان که دولت تصور‌‌‌‌ می‌کرد آسان نیست و آنگونه که رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نقل کرده، در جلسه اخیر این نهاد، تعداد موافقان الحاق ایران به کنوانسیون پالرمو کاهش نیز یافته است. مجمع تشخیص بر اساس خطراتی که این لوایح بویژه در حوزه انسداد مجاری دور زدن تحریم‌ها دارد، مخالف تصویب آنهاست، با این حال اما کاهش اعتبار ظریف نزد اعضای این نهاد مهم تصمیم‌گیر نیز قابل کتمان نیست.
در چنین شرایطی بررسی چرایی کاهش اعتبار ظریف در مجموعه حاکمیت که در قیاس با دوران تصویب برجام بسیار چشمگیر هم به نظر‌‌‌‌ می‌رسد، ضروری است؛ چه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آنکه مروری کوتاه بر عملکرد حدودا ۶ ساله ظریف در دولت‌‌های یازدهم و دوازدهم نشان‌‌‌‌ می‌دهد نقش او در این فرآیند بیشتر و تاثیرگذارتر از هر مولفه دیگری بوده است.
ناکارآمدی در چگونگی به سرانجام رساندن پرونده هسته‌‌‌ای، پیگیری اهداف محفلی و جناحی در سایه مسؤولیت‌‌های ملی، بی‌تعهدی به شعارها و وعده‌ها، مذاکرات ۸ ماهه و بدون خروجی با کشورهای اروپایی و از همه مهم‌تر رعایت نکردن جایگاه و شأن حاکمیتی «وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی» که بعضا با بیان سخنانی دون‌ شأن نیز همراه بود را‌‌‌‌‌‌‌ باید اهم دلایل تنزل جایگاه ظریف در ساختار جمهوری اسلامی دانست.
شکست در مأموریت اصلی
این روزها دیگر خود مقامات دولتی هم انگیزه‌ای برای دفاع از برجام ندارند و آنگونه که عراقچی، معاون ظریف چندماه پیش گفته بود، برجام در‌ آی‌سی‌یو به سر‌‌‌‌ می‌برد. خروج آمریکا از این توافق و خلف وعده اروپا در عمل به تعهدات برجامی‌‌‌‌اش، وضعیتی را به‌وجود آورده که نه‌تنها تحریم‌ها نسبت به قبل برجام بیشتر شده، بلکه آنگونه که ظریف چند روز پیش در گفت‌وگو با یک روزنامه سوییسی گفته بود «اکنون فروش نفت ایران در مقایسه با قبل از توافق هسته‌ای، کمتر شده است».
عدم موفقیت محمدجواد ظریف در به نتیجه رساندن برجام که به عنوان مهم‌ترین دستور کار او مطرح بوده است، موجب شده این روزها بیشتر اعضای مجمع تشخیص در تشریح علل مخالفت‌شان با لوایحی چون پالرمو و CFT، نگرانی از تکرار تجربه‌ای چون برجام را مطرح کنند. ضعف عملکرد ظریف در برجام را‌‌‌‌ می‌توان ذیل ۳ موضوع اصلی عدم اخذ تضمین‌‌های قوی از طرف مقابل، عدم پیگیری تبدیل برجام به قانون کنگره آمریکا و همچنین نشناختن مناسبات آمریکا و عدم پیش‌بینی ریاست‌جمهوری یک مخالف برجام دسته‌‌‌بندی کرد.
هر چند در بحبوحه تصویب برجام و ماه‌‌های پس از آن حامیان دولت اصرار داشتند امضای وزیر وقت خارجه آمریکا را هم تضمین تعهدات برجامی این کشور بدانند اما واقعیت این است که دستگاه محمدجواد ظریف هیچ‌گاه نتوانست تضمینی عینی و الزام‌آور از طرف آمریکایی اخذ کند. این نکته‌ای بود که رهبر معظم انقلاب نیز اردیبهشت‌ماه امسال در دیدار هزاران نفر از دانشجویان و معلمان بر آن تاکیده داشته و فرموده بودند: «از روز اول بارها گفتم به آمریکا اعتماد نکنید. گفتم اگر می‌خواهید قرارداد ببندید، تضمین لازم را بگیرید و بعد ببندید؛ یکی از شروطی که گفتم این بود که رئیس‌جمهور آمریکا باید امضا کند.‌ مسؤولان محترم زحمت کشیدند و عرق ریختند و خب! نتوانستند». در همین راستا اگرچه قرار بود با برجام تحریم‌ها لغو شود و اقتصاد ایران براحتی با بانک‌های اروپایی و غربی مراودات مالی داشته باشد اما این اتفاق نیفتاد. ولی‌الله سیف، رئیس‌کل سابق بانک مرکزی نخستین چهره دولتی بود که چند ماه پس از انعقاد برجام به صراحت از دستاورد «تقریبا هیچ» ایران از برجام گفت. اردیبهشت‌ماه ۹۵ نخستین خروجی عدم اخذ تضمین از آمریکا خود را نشان داد.
در این زمان جان کری با مدیران بانک‌های اروپایی دیدار کرد تا  نگرانی‌های آنها برای مراودات اقتصادی با ایران را رفع کند اما سبک اظهارات کری و عدم تضمین جدی وی به بانک‌های اروپایی، مدیران ارشد این بانک‌ها را مجبور کرد به صراحت از عدم همکاری با ایران بگویند. جان کری در نشست با مدیران ارشد ۸ بانک بزرگ اروپایی در لندن گفت: «بانک‌ها تا آنجا که احتیاطات لازم را به کار می‌بندند و می‌دانند که با چه کسی مبادله می‌کنند، با معیارهای (قانونی) نامناسب و غیرمشخص روبه‌رو نخواهند شد». به‌رغم این نشست و بیان سخنان تکراری در زمینه آزادی بانک‌ها برای همکاری با ایران، اظهارنظرهای مدیران بانک‌های اروپایی پس از آن نشان داد آنها چندان از این سخنان به ظاهر اطمینان‌بخش کری قانع نشده‌اند. در همین راستا سخنگوی داچ‌بانک آلمان در این‌باره گفته بود: «کاهش تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپایی علیه ایران این انتظارات را افزایش داده که بخش بانکی از شرکت‌های مختلف در فعالیت‌های تجاری قانونی‌شان با ایران حمایت کند اما برخی تحریم‌های اتحادیه اروپایی و آمریکا علیه ایران و محدودیت‌های غیرتحریمی همچنان پابرجاست، بنابراین داچ‌بانک همچنان به طور کلی تجارت مرتبط با ایران را محدود خواهد کرد»‎. ‫همچنین مدیر امور حقوقی بانک انگلیسی اچ‌اس‌بی‌سی نیز پس از دیدار با کری اعلام کرد به‌رغم توضیحات کری، این بانک هیچ برنامه‌ای برای احیای مراودات مالی با ایران ندارد!‬‬
از سوی دیگر اطمینان ظریف به این موضوع که آمریکا هیچ‌گاه از برجام خارج نشده یا در صورت خروج، هیچ کشوری با آمریکا همراهی نخواهد کرد، موجب شد وزیر خارجه جهت تبدیل برجام به قانون کنگره در آمریکا نیز تلاشی نکند. در همین راستا بازخوانی یکی از جلسات کارشناسی مربوط به مفاد برجام در ایران که مربوط به ۳ هفته پس از توافق ایران و ۱+۵ بوده است، خالی از لطف نخواهد بود، آنجا که دکتر فواد ایزدی، از اساتید روابط بین‌الملل دانشگاه تهران از محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه درباره الزام حقوقی آمریکا به برجام  با توجه به اظهارات آن زمان جان کری مبنی بر اینکه برجام یک توافق الزام‌آور نیست، می‌پرسد و از ظریف می‌خواهد در این‌باره توضیح دهد. این استاد دانشگاه به اظهارات کاندیداهای ریاست‌جمهوری آمریکا و تاکید آنها بر پاره کردن برجام پس از پیروزی در انتخابات اشاره می‌کند و خواستار پاسخ ظریف در این‌باره می‌شود. محتوای سوال ایزدی نشان می‌دهد او نسبت به عدم پایبندی آمریکا به مفاد برجام توسط دولت آینده آمریکا نگرانی داشته است. وزیر امور خارجه اما در پاسخ این استاد دانشگاه می‌گوید آمریکا نمی‌تواند این کار را بکند. اظهارات ظریف در این جلسه نشان می‌دهد وزیر امور خارجه که عامل اصلی این توافق بوده، به قدری به ساز و کار بین‌المللی و شورای امنیت مطمئن بوده که هیچ‌گاه تصور نمی‌کرده طرف آمریکایی بتواند از این توافق خارج شود یا اگر این اتفاق بیفتد، هیچ کشوری با آمریکا همراهی نخواهد کرد! همین ۲ گزاره که بعد چند ماه و در پی ریاست‌جمهوری ترامپ و خروج آمریکا از برجام نقض شد نشان‌‌‌‌ می‌دهد جواد ظریف به‌رغم زندگی چندده ساله در آمریکا نه مناسبات حاکم بر کشور آمریکا را شناخته و نه مناسبات و قوانین بین‌المللی را.
پیگیری اهداف محفلی و جناحی
اینکه وزیر امور خارجه نیز دارای گرایش‌های سیاسی باشد، یک امر پذیرفته شده است اما تاکنون بویژه در دوره‌های اخیر، وزرای خارجه در مقام تصدی این پست، فعالیت‌های حزبی خود را کنار گذاشته و به عنوان یک وزیر در جایگاه ملی اقدام کرده‌اند. ظریف اما از این قاعده مستثناست. یک مرور کوتاه بر رفتارهای محمدجواد ظریف نشان می‌دهد او نه‌تنها خود را به رعایت این اصل پایبند نمی‌داند، بلکه در بزنگاه‌های حساس، به دنبال پیگیری منافع جریان سیاسی مطبوع خود است. جالب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آنکه در این بزنگاه‌ها که ظریف در آن تصمیم‌گیر است، اتفاقاتی می‌افتد که منافع جریان سیاسی مطبوع ظریف (اصلاح‌طلبان و دولت روحانی) تامین می‌شود اما مطالبات مردم و توده جامعه محقق نمی‌شود. محمدجواد ظریف ۲ بار در جریان مذاکرات هسته‌ای ماجرای شکست مذاکرات هسته‌ای ۲۰۰۵ و نتیجه آن در تغییر آرایش سیاسی در ایران را برای غربی‌ها بازخوانی کرد. ظریف  در قالب مذاکرات هسته‌ای با ۱+۵ در دولت روحانی ۲ بار دیگر هم آداب دیپلماتیک را کنار گذاشت و درباره عواقب شکست مذاکرات بر فضای سیاسی داخل ایران گفت.
محمدجواد ظریف بلافاصله پس از شکست مذاکرات وین ۵ در صفحه توئیتر خود نوشت: «دستیابی به توافق جامع هسته‌ای غیرممکن نیست، نیاز است توهمات کنار گذاشته شود، نباید مانند سال ۲۰۰۵ فرصت از دست برود». این توئیت ظریف انتقادات گسترده‌ای را در ایران به دنبال داشت و منتقدان از او خواستند شأن و جایگاه وزارت امور خارجه را رعایت کند و از طرح و پیگیری دغدغه‌های جناحی در قالب مذاکرات هسته‌ای پرهیز کند. با این حال ظریف به این انتقادات توجهی نشان نداد. او چندی بعد و در آستانه مذاکرات وین ۶، این بار با انتشار یک ویدئو، یک بار دیگر دغدغه‌های خود از شکست مذاکرات را مطرح کرد! ظریف در این فیلم گفت: «ما می‌توانستیم مساله هسته‌ای را در سال ۱۳۸۴ حل و فصل کنیم ولی در آن زمان حرف من را باور نمی‌کردند، وقتی می‌گفتم ایرانی‌ها به فشار حساسیت دارند، دولت بوش اصرار داشت ما غنی‌سازی را به کلی رها کنیم… با نزدیک شدن به ۲۹ تیر من یک بار دیگر احساس نیاز می‌کنم که هشدار دهم و بگویم بازی شاهین- قمری به امید گرفتن امتیاز در لحظه آخر، نمی‌تواند نتیجه‌ای بهتر از سال ۱۳۸۴ بدهد». با این اظهارات، ظریف در حد فاصل پایان مذاکرات وین ۵ و آغاز مذاکرات وین۶، دو بار ماجرای شکست مذاکرات هسته‌ای در دوره اعتماد‌سازی اول را یادآوری کرد تا به طرف غربی یادآوری کند شکست دوستان اصلاح‌طلب او در ایران، چه عواقبی برای غرب و آمریکا خواهد داشت! نگرانی ظریف البته درباره انتخابات مجلس جدی بود، چنانکه پس از انتخابات مجلس دهم (۱۷ اردیبهشت‌ماه ۹۵) نیز منتخبان لیست امید به دیدار ظریف رفتند؛ دیداری که به اعتقاد ناظران سیاسی تشکر نمایندگان منتخب لیست امید از ظریف بود.
همچنین حضور و سخنرانی ظریف در چهارمین نشست حزب اصلاح‌طلب «ندای ایران» که آذرماه گذشته برگزار شد، بار دیگر اعتراضات نسبت به رفتارهای حزبی و جناحی را متوجه «وزیر امور خارجه» کرد.
ادبیات مخرب و رفتار نسنجیده
محمدجواد ظریف در سال‌های مسؤولیت خود به عنوان وزیر امور خارجه به دفعات مواضع و ادبیاتی عجیب، نسنجیده و به غایت هزینه‌ساز برای کشور را به‌کار برد که نه‌تنها هیچ سنخیتی با جایگاه رسمی او نداشت که انتظار بیان برخی از آن سخنان حتی از فعالان سیاسی دسته‌چندم کشور نیز‌‌‌‌ نمی‌رفت.
نزدیک‌ترین نمونه از این سنخ سخنان را‌‌‌‌ می‌توان ادعاهای چند ماه قبل ظریف درباره «پولشویی گسترده در ایران» دانست که استقبال گسترده رسانه‌‌های معاند و ضدانقلاب را نیز در پی داشت. ظریف ۲۰ آبان در مصاحبه با یک سایت حامی دولت مدعی شده بود: «بالاخره پولشویی یک واقعیت در کشور ما است و خیلی‌ها از پولشویی منفعت می‌برند. من نمی‌خواهم این پولشویی را به جایی نسبت دهم اما جاهایی که هزاران میلیارد پولشویی می‌کنند، حتما آنقدر توان مالی دارند که ده‌ها و صدها میلیارد هزینه تبلیغات و فضاسازی کنند». وی در این گفت‌وگو با بیان اینکه اعتقاد دارم خیلی از این نگرانی‌ها درباره FATF صادقانه است، مدعی شد: «فکر می‌کنم پشت برخی از این نگرانی‌ها منافع اقتصادی است».
این اظهارات که در کشاکش بررسی لایحه CFT در نهادهای قانونی و ظاهرا با هدف منفعل کردن مخالفان این لایحه مطرح شد، واکنش بسیاری از مسؤولان را در پی داشت و عده کثیری از کارشناسان و نمایندگان مجلس از ظریف خواستند درباره این ادعا مدارک و مستندات خود را به قوه‌قضائیه ارائه کند تا با متخلفان برخورد شود.
چند روز پس از این اظهارنظر ظریف، رئیس قوه‌قضائیه بشدت از این سخنان انتقاد کرده و آن را به فرو کردن خنجر در قلب نظام تشبیه کرد. آیت‌الله آملی‌لاریجانی در جلسه مسؤولان عالی قضایی در این‌باره گفت: «اگر پولشویی عظیمی در کشور وجود دارد، چرا این موضوع را به قوه‌قضائیه اطلاع نداده‌اید؟ این موضوع نیز مانند بحث واردات غیرقانونی خودروهاست که بعد از چند ماه به اطلاع قوه‌قضائیه رسید. قانون مبارزه با پولشویی در دهه ۸۰ به تصویب رسیده و بر اساس آن کسانی که از پولشویی مطلعند موظف به اعلام آن به مرجع قضایی هستند». رئیس قوه‌قضائیه خاطرنشان کرد: «نباید سخنی گفت و بعد اصلاح و بیان کرد که مقصود چیز دیگری بوده است. ما از فرد مسلمان قبول می‌کنیم که قصد سوئی نداشته است اما نباید فراموش کرد که برخی سخنان اثر نادرست خود را می‌گذارند». آیت‌الله آملی‌لاریجانی با بیان اینکه همه مسؤولان بویژه افرادی که در دولت و در میدان اصلی کارزار حضور دارند باید مراقب اظهارات خود باشند، تاکید کرد: «مسؤولان نباید سخنانی به زبان بیاورند که مانند خنجر به قلب نظام فرو برود. اگر اطلاعی از وقوع جرائم داریم نباید پنهان‌کاری کنیم، بلکه لازم است آن را به مرجع مربوط اعلام کنیم».
در همین راستا قوه‌قضائیه ۲۹ آبان نامه‌ای به محمدجواد ظریف نوشته و از وی خواست در مهلتی ۱۰ روزه مستندات خود درباره پولشویی در کشور را ارائه کند. یک هفته بعد دادستان کل کشور اعلام کرد: ظریف یک نامه ۱۲ صفحه‌ای را چند روز قبل فرستاده که یکسری بیانات خودش را در آنجا باز توضیح داده است، همچنین حاوی مسائل دیگری بود که خیلی مرتبط با آنچه ما خواستیم نبود و در آخر هم ‌اشاره کردند که دلیل و مستندی ندارند که بخواهند بفرستند!
اظهارنظرهای نسنجیده و هزینه‌ساز ظریف البته به موضوع پولشویی محدود نبوده و نیست. او آذرماه سال ۹۲ نیز سخنانی دور از انتظار و این‌بار درباره توان دفاعی کشور بر زبان رانده بود. وزیر امور خارجه طی نشستی دانشجویی در دانشگاه تهران در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان چنین گفته بود: «آیا فکر کردید آمریکا که‌‌‌‌ می‌تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد، از سیستم دفاعی ما‌‌‌‌ می‌ترسد؟ آیا واقعا به خاطر قدرت نظامی، آمریکا جلو‌‌‌‌ نمی‌آید؟!»
این اظهارات مخرب و حیرت‌آور که از سوی یکی از مقامات رسمی کشور بیان شده بود، همان زمان واکنش‌‌های گسترده‌ای را به دنبال داشت و بسیاری از مقامات ارشد نظامی کشور تصریح کردند که متاسفانه ظریف اطلاعات لازم را درباره توانایی دفاعی و موشکی کشور ندارد. به عنوان مثال، سردار دهقان، وزیر وقت دفاع در دی‌ماه ۹۲ در سخنانی در مراسم بزرگداشت شهیدان حاج احمد کاظمی و حاج‌ حسان اللقیس با اشاره به اظهارات ظریف در دانشگاه تهران اظهار کرد: «جایی گفته شد که آمریکا اگر بخواهد می‌تواند نظام دفاعی ما را از کار بیندازد اما ملت ما نماد عینی شعار «ما می‌توانیم» است و اینکه آنها امروز نمی‌توانند کاری کنند از سر دلسوزی نیست، بلکه توان آن را ندارند».
چند روز بعد سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران نیز گفت: «من توضیح دادم ایشان (ظریف) تجربه و تخصص این بحث را ندارند. درست است که ایشان را یک دیپلمات صاحب نظر‌‌‌‌ می‌دانیم ولی در مسائل نظامی و امنیتی تجربه ندارند. به هیچ‌وجه اینطور نیست که سیستم دفاعی ما با ۲ بمب از بین برود. ممکن است یکسری از زیرساخت‌ها از بین برود ولی توان موشکی و توانمندی‌‌های استراتژیک سپاه طوری است که اگر هزاران بمب بزنند شاید بتوانند ۱۰ تا ۲۰ درصد توان موشکی سپاه را بکاهند».
رهبر معظم انقلاب تیرماه سال بعد (۹۳) در دیدار اساتید دانشگاه تاکید کردند برای‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آنکه برخی مسؤولان در جریان توانمندی‌‌های نظامی و علمی دانشمندان ایرانی قرار بگیرند، برای آنان تور نظامی و تور علمی برگزار شود: «یک وقتى یکى از‌ مسؤولان کشور درباره‌ مسائل نظامى یک نظرى داده بود که خب، مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک «تور نظامى» براى‌ مسؤولان کشور قرار بدهید؛ بیایند یک خرده‌اى در محیط‌هاى نظامى گردش کنند، حقایقى را، واقعیاتى را ببینند، معلومات‌شان نسبت به موجودى نظامى کشور بالا برود…».
۸ ماه مذاکره بدون خروجی
اردیبهشت‌ماه امسال پس از خروج آمریکا از برجام، مذاکرات ایران و اروپا با هدف تداوم حضور ایران در برجام از سویی و تضمین فروش نفت ایران و برقراری مبادلات تجاری ایران و اروپا از سوی دیگر شروع شد. در نتیجه این مذاکرات قرار بود ایران همچنان در برجام بماند و اروپا هم ضمن تضمین فروش نفت ایران، با راه‌اندازی سازوکاری ویژه، به ایران در مقابل تحریم‌‌های آمریکا کمک کند. هر چند ابتدا قرار بود زمان مذاکرات محدود و فرصت اروپا برای ارائه کانال ویژه مالی ۲ هفته و سپس حداکثر ۲ ماه باشد اما اروپا تیرماه گذشته صرفا کلیاتی از بسته مورد نظر خود را به ایران ارائه کرد؛ موضوعی که اعتراض مقامات ایران را به دنبال داشت و حسن روحانی در تماس تلفنی با صدراعظم آلمان، این بسته پیشنهادی را ناامیدکننده خواند. پس از این مرحله و در شرایطی که دور اول تحریم‌‌های ضدایرانی آمریکا در مردادماه به اجرا درآمد، اروپایی‌ها زمان جدیدی را برای ارائه بسته جبرانی خود اعلام کردند؛
۱۳ آبان‌ماه که مصادف بود با زمان بازگشت دور دوم تحریم‌ها! همان زمان بسیاری از کارشناسان و رسانه‌ها نسبت به این همزمانی هشدار داده و تاکید کردند اروپا می‌خواهد با وقت‌کشی، تاثیر تحریم آمریکا علیه اقتصاد ایران را تضمین کند. چنانکه انتظار می‌رفت ۱۳ آبان نیز به‌رغم بازگشت دور دوم تحریم‌‌های ضدایرانی آمریکا، اروپا از ارائه SPV سر باز زد و باز هم موعد جدیدی را اعلام کرد؛ پیش از پایان سال ۲۰۱۸ میلادی! که باز هم وعده اروپا محقق نشد و در نهایت ۳ کشور اروپایی پس از ۹ ماه وقت‌کشی و ۳ بار خلف وعده آشکار، ۱۱ بهمن بیانیه «ثبت» کانال ویژه مالی را اعلام کردند.
نکته جالب توجه درباره بیانیه شروع به کار INSTEX اما آنجا بود که ۳ کشور اروپایی نه‌تنها تعهدات برجامی خود نظیر تضمین فروش نفت ایران یا ادامه تبادلات مالی و بانکی ایران و اروپا را در این بیانیه نیاوردند، بلکه در ازای تاسیس یک شرکت ذی‌حسابی، شروط جدیدی نیز برای ایران تعریف کرده و خواستار تصویب لوایح مرتبط با FATF در ایران شدند!
با همه اینها خسارت اصلی ۸ ماه مذاکره با اروپا نه معطلی دوباره کشور و گره زدن همه امور به سیاست خارجی، که تحت‌الشعاع قرار گرفتن مناسبات دستگاه سیاست خارجی با کشورهای اروپایی بود. در فاصله اردیبهشت تا بهمن‌ماه امسال کشورهای مختلف اروپایی بارها و بارها دست به اقدامات خصمانه علیه ایران زدند اما وزارت امور خارجه در برابر هیچ‌کدام از این تحرکات، واکنش لازم را نشان نداد تا مبادا به روند مذاکرات لطمه‌ای وارد شود!
از جمله تیرماه امسال دادستانی فدرال آلمان مدعی شد اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی مستقر در وین، مشکوک به همکاری با زوجی است که قصد حمله به تجمع گروهک تروریستی منافقین در پاریس را داشته‌اند. «توماس اشنول» سخنگوی وزارت خارجه اتریش نیز همان زمان در یک کنفرانس خبری اعلام کرد: «از ایران خواسته‌‌ایم مصونیت این دیپلمات را لغو کند. دستگاه قضایی بلژیک حکم به بازداشت این دیپلمات ایرانی داده و به همین دلیل ظرف ۴۸ ساعت موقعیت دیپلماتیک خود را از دست می‌دهد». بازداشت و همچنین تصمیم دولت اتریش برای سلب مصونیت دیپلماتیک از یک دیپلمات ایرانی، گذشته از‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آنکه اتفاقی نادر و استثنایی در دنیای دیپلماسی به حساب می‌آید، برخلاف صریح حقوق دیپلماتیک نیز بود، چرا که طبق این حقوق، نمی‌توان یک دیپلمات را به هیچ عنوان توقیف یا بازداشت کرد. حتی بر اساس این حقوق، دیپلمات‌ها را نمی‌توان تحت تعقیب قانونی قرار داد.
در پیمان وین یا کنوانسیون وین راجع به روابط دیپلماتیک به عنوان مهم‌ترین معاهده مربوط به حقوق دیپلماتیک آمده است: «مصونیت دیپلماتیک اساساً قابل نقض نیست». با همه اینها وزارت امور خارجه نتوانست از حقوق بدیهی این دیپلمات ایرانی دفاع کند به طوری که از زمان بازداشت او بیش از ۷ ماه‌‌‌‌ می‌گذرد. درباره بازداشت این دیپلمات ایرانی البته برخی کارشناسان معتقدند رویکرد وزارت امور خارجه در قبال او نه انفعال که تصمیمی از روی اراده بود. چنانکه بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه در گفت‌وگوی خود با «وطن‌امروز» که ۲۱ مهر گذشته منتشر شد، در پاسخ به سوالی درباره  بازداشت اسدالله اسدی، دیپلمات سفارت ایران در وین که توسط پلیس آلمان در جریان حضورش در این کشور انجام شد، آن هم با توجه به مصونیت دیپلمات‌ها، گفت: «ببینید! ایشان مصونیت دیپلماتیک در آلمان ندارد؛ آقای اسدی عضو سفارت ما در وین است و بر اساس قوانین و کنوانسیون‌ها او دارای مصونیت در وین است»! علاوه بر این اخیرا نیز یک دیپلمات سابق در گفت‌وگو با خبرگزاری نزدیک به ظریف تلویحا مدعی برخی اتهامات علیه دیپلمات‌‌های ایرانی در اروپا شده بود.
همچنین همزمان با مذاکرات ایران و اتحادیه اروپایی بارها به سفارتخانه‌های ایران در پایتخت‌‌های اروپایی حمله شد و این در حالی بود که طبق گزارش‌ها پلیس این کشورها نیز همواره شاهد این حملات بوده است! روز چهارشنبه ۶ تیرماه منافقین مقابل ساختمان سفارت ایران در هلند تجمع کردند. در حالی که مقر پلیس دیپلماتیک کنار سفارت ایران قرار دارد اما پلیس هیچ اقدامی برای متفرق کردن منافقین انجام نداد.
در نهایت منافقین مقابل چشم پلیس، در سفارت ایران را با قفل بستند! با این حال پلیس که وظیفه حراست از اماکن دیپلماتیک را برعهده دارد، حتی به این اقدام منافقین معترض نیز نشد. حدود ۲ ماه پس از آن به سفارت ایران در هلسینکی، پایتخت فنلاند نیز تعدی شد و طی آن افراد ناشناس پرچم ایران را از سفارت ربوده و آن را آتش زدند. به این موارد‌‌‌‌ می‌توان اخراج بدون توجیه دیپلمات‌‌های ایرانی از کشورهایی چون هلند و دانمارک را که با اتهامات ثابت نشده اتفاق افتاد هم افزود.
بی‌صداقتی و تذکری که به ظریف داده شد
یکی از مهم‌ترین انتقاداتی که همواره به محمدجواد ظریف وارد بوده، عدم مسؤولیت‌پذیری و بی‌صداقتی‌‌‌‌اش با مردم است. به عنوان مثال ظریف ۲ ماه پیش در شرایطی که نشانه‌‌های عدم اراده اروپا برای همراهی با ایران در مقابل تحریم‌‌های آمریکا آشکار شده بود، در اقدامی غیراخلاقی زیر تمام وعده‌ها و شعارهای دولت درباره برجام زد و گفت برجام اصلا هدف اقتصادی نداشت! وی ۴ دی‌ماه در گفت‌وگویی اظهار داشت: هدف از برجام اصلا اقتصادی نبود. بحث‌‌های هسته‌‌‌ای، امنیتی و خارج شدن از شورای امنیت بود که محقق شد. وی در همین راستا افزود: «هدف برجام  اصلا اقتصادی نبود.  مذاکرات ما درباره برجام تا فروردین ۹۴ (یعنی ۳ ماه قبل از توافق نهایی برجام) صرفا هسته‌ای و امنیتی بود… بحث‌‌های هسته‌‌‌ای، امنیتی و خارج شدن از شورای امنیت بحث‌‌های اصلی ما بود و‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اینکه کسی بگوید هدف برجام اقتصادی بود با واقعیات و خطوط قرمزی که برای ما ترسیم شده بود،‌‌‌‌ نمی‌سازد… و در همه این اهداف به نتیجه رسیدیم. همه قطعنامه‌ها هم لغو شد».
وی افزود: اشکال این است که در داخل دولت برجام را با اقتصاد و معیشت مردم گره زدیم. شاید به دلیل فشارهای برخی محافل داخلی که می‌خواستند فرآیند برجام طی شود دولت مجبور شد سرنوشت برجام را با  اوضاع اقتصادی مردم گره بزند تا مطالبات را برای انعقاد توافق بالا ببرد. به نظر می‌رسد این نقطه انحراف باشد و الان ادبیاتی که تثبیت شده این است که هدف برجام اقتصاد بوده و چون نرسیدیم، برجام شکست خورده است.
ظریف در حالی این اظهارات را مطرح کرد که طی بیش از ۵ سال گذشته هم خود او، هم حسن روحانی، هم دیگر اعضای دولت و همین‌طور طرفداران دولت، بهبود معیشت و رونق اقتصادی را هدف محوری و کلیدی مذاکرات هسته‌ای و برجام دانسته‌اند و اساسا با همین شعارها و دادن وعده‌های معیشتی توانستند از مردم رای بگیرند.

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close