آخرین اخباراقتصادیایرانفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

افشای دستمزد میلیاردی سلبریتی ها سینمای ایران / سلبریتی ها پول برایشان مهم است نه مخاطب+ عکس

این روزها بحث بر سر دستمزد بازیگرها به عنوان یکی از عوامل افزایش هزینه‌های تولید سینمابالا گرفته است. برای درک میزان این دستمزدها با یکی از دست‌اندرکاران تولید فیلم تماس گرفتیم و او شمه‌ای از میزان دستمزدها و وضع بازار را برایمان توضیح داد، هر چند جامع نیست اما اطلاعات ذی قیمتی در بطن خود دارد.

طبق برآورد این دست اندرکار سینمایی در مارکت سینمایی ایران، رضا عطاران برای هر فیلم بالای یک میلیارد تومان درآمد تضمین شده دارد که بخشی از آن به شکل حق الزحمه و بخشی از آن با شریک شدن در سود فروش فیلم تحقق پیدا می‌کند. نفر دوم حوزه کمدی حمید فرخ‌نژاد است. دستمزد او بالغ بر ۸۰۰ میلیون تومان برای هر فیلم برآورد می‌شود. فرخ نژاد در دو سه سال اخیر با بازی در «گشت ۱ و ۲» و همین‌طور «خوب، بد، جلف» جایگاه خود را در سینمای کمدی تثبیت کرده است.

جواد عزتی برای هر فیلم ۷۰۰ میلیون و پژمان جمشیدی دستکم ۴۰۰ میلیون می‌گیرد

نفر سوم یک مهمان تازه است، یعنی جواد عزتی که به شکلی غیرمنتظره در سه سال اخیر به یک ستاره بدل شده است و از قرائن اینگونه مشهود است که او برای فیلم‌های کمدی کمتر از ۷۰۰ میلیون تومان نمی‌گیرد. طبق گفته این کارشناس، پژمان جمشیدی با توجه به موفقیت فیلم‌های اخیرش در گیشه برای هر فیلم حداقل ۴۰۰ میلیون تومان دستمزد می‌گیرد. این رقم برای سام درخشانی نیز تقریباً همین گونه است.

او دستمزد امیر جعفری را نیز برای آخرین کار کمدی‌اش که هوز به نمایش درنیامده است، ۴۰۰ میلیون تومان ذکر می‌کند. داستان مهران مدیری هم خود ماجرایی جداگانه است. از قرار حضور او در هر فیلم و یا سریال خانگی با آورده‌ای میلیاردی توسط اسپانسر مشهورش در برنامه دورهمی همراه می‌شود.

نوید محمدزاده بهرام رادان را پشت سر گذاشت

در مورد نویدمحمدزاده او اشاره داشت به قراردادش در مورد یک سریال سینمای خانگی که یک میلیاردو و ۲۰۰ میلیون تومان برای دو ماه و نیم کار بوده است. در مورد بهرام رادان هم متوسط دستمزد او برای هر فیلم ۴۰۰ میلیون تومان ذکر شده است. این کارشناس اضافه می‌کند رادان ذهن اقتصادی دقیقی دارد و در کنار سینما بیزینس‌های موفق دیگری را پیش می‌برد.

این کارشناس به توفیق علی مصفا و ازدیاد حضورهای سینمایی‌اش در همین کانسپت اشاره می‌کند. مشغول شدن بهرام رادان در حوزه‌های موازی سینما و رفتن گلزار به تلویزیون موجب شده تا نقش‌های سنین ۴۰ به بالا دو گزینه مهم بیشتر نداشته باشند که عبارتند از علی مصفا و پیمان معادی. هرچند کیست که نداند این دو بازیگر یعنی معادی و مصفا خودشان توانایی‌های خاص خود را در عرصه بازیگری دارند. درباره اینکه مصفا و معادی چه دستمزدهایی را دریافت می‌کنند هم ضد و نقیض زیاد است.

اما در میان بازیگران زن مهناز افشار و لیلا حاتمی دریافتی‌های بالایی دارند. این کارشناس دستمزد این دو نفر را در مارکت سینمای ایران را ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان ارزیابی می‌کند و اضافه می‌کند، بسته به سوژه و کارگردان ممکن است هر دو نفر در این ارقام تخفیف بدهند، به خصوص خانم افشار. او مدت زمان بازی این دو نفر در یک پروژه مرسوم سینمایی را ۳۰ الی ۴۰ روز ارزیابی می‌کند.

ترانه علیدوستی نیز در کمترین فاصله به این دو نفر ارزیابی می‌شود و به نظر می‌رسد بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان دریافتی او برای بازی در یک اثر سینمایی مرسوم باشد. او الناز شاکر دوست، پریناز ایزدیار، سحر دولتشاهی و البته هدیه تهرانی را در سطح دستمزدهای بعدی ارزیابی می‌کند.

در مورد طناز طباطبایی هم معتقد است که عدم فروش زنجیره‌ای فیلم‌های اخیرش جایگاه او را در مارکت سینمای ایران متزلزل ساخته است.

اما بخشی از درآمدهای بازیگران سینمای ایران نامرئی هستند. به گفته این کارشناس اکثر لباس‌های مجلل این ستاره‌ها چه مرد و چه زن رایگان هستند و توسط مزون‌های مشهور لباس و به خاطر امور تبلیغاتی عرضه می‌شوند.

همین طور به ندرت این چهره‌ها مخارج سونا و استخر و یا آرایش و پیرایش را پرداخت می‌کنند. همین‌طور کاشت مو یا دندانپزشکی. صفحات اینستاگرامی این ستاره‌ها و صفحات طرفداران آن‌ها محملی هستند برای تبلیغات مفید برای این برندهای بهداشتی، پزشکی و یا آرایشی. او اضافه می‌کند، حتی دیده شده که در فلان شهرک لوکس در شمال ایران یا کیش، ویلاهای رایگان به یکی دو نفر از ستارگان مرد مشهور داده شده است تا به عنوان حربه تبلیغاتی برای فروش دیگر ویلاها استفاده شود.

دستمزد بازیگران سینما:

– رضا عطاران بالای یک میلیارد تومان
– حمید فرخ‌نژاد ۸۰۰ میلیون تومان
– جواد عزتی ۷۰۰ میلیون تومان
– پژمان جمشیدی حداقل ۴۰۰ میلیون تومان
– امیر جعفری ۴۰۰ میلیون تومان
– نوید محمدزاده برای یک سریال ۲ ماهه یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان
– بهرام رادان ۴۰۰ میلیون تومان
– مهناز افشار و لیلا حاتمی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان
– ترانه علیدوستی بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان
– سحر دولتشاهی، الناز شاکردوست، پریناز ایزدیار و هدیه تهرانی در رده بعدی

عکس گزارش روزنامه هفت صبح

«سلبریتی»های غمخوار مردم همدست دزدها هستند؟

به راستی در سینمای ایران چه خبر است؟ رانت نفتی سینما و پول سازمان‌های دولتی از یک سو و پول‌های کثیف که مفسدین اقتصادی برای تطهیر کردن فسادشان وارد سینما می‌کنند از سوی دیگر، چه بلایی سر سینمای ایران آورده است؟ فیلم‌هایی که پیش از اکران، هزینه خود را درمی‌آورند و اصلا برای شان اکران (یعنی مردم) اهمیتی ندارد، قرار است چه سرنوشت شومی را برای این سینمای غیردموکراتیک رقم بزنند؟

سوال اینجاست که آیا از دل این بستر می‌توان انتظار سینمای متعهد داشت؟ دقیقا در همین نقطه است که سینمای ایران سر یک دوراهی قرار گرفته؛ آیا با پول‌های کثیف می توان فیلم تمیز ساخت؟ پاسخ برخی از سینماگران به این سوال شباهت زیادی به کارمندان رسانه‌های استعماری دارد: «مهم نیست پول از کجا می‌آید، مهم این است که من (سینماگر) در ارایه حرفی که مدنظر دارم خلاف باورم رفتار نکنم.»

از دل همین پاسخ است که سوالی دیگر ایجاد می‌شود که اصلا باور شما چیست؟ خلاف باورتان چیست؟ وقتی برای تان اهمیت ندارد پولی که دریافت می‌کنید، از طریق مفسدین اقتصادی، اختلاسگران و رانت‌خوارها که ضدمردم هستند تامین می‌شود، می‌توانید دم از باور بزنید و از اثر وضعی این پول بگذرید؟ اینها همان سوال‌هایی است که باید به صورت علنی درباره‌شان بحث و جدل صورت بگیرد. اما سوای این سوال‌ها، برای جلوگیری از ورود پول‌های کثیف دو امر مهم ضروری است:

نخست اینکه قانون اساسی برای کار در حیطه فرهنگی منع مالیاتی قرار داده و بالطبع سبب شده تا نظارت مالیاتی از فرهنگ برداشته شود؛ همین دلیل نیز بسترساز جولان مفسدین اقتصادی و خائنین به ملت است تا پشت درهای بسته و در پستوهایی که نظارتی بر آنها نیست، در حیطه فرهنگ از سینما و تئاتر تا موسیقی و هنرهای تجسمی پولشویی کنند.

نبود نظارت از یکسو و نبود التزام به شفافیت تهیه کنندگان سینما در این صنعت از سوی دیگر در کنار هم، همان دلیلی است که این حیطه را مأمنی برای تمام مفسدین اقتصادی کرده است. ب. ز با سرمایه‌گذاری در فیلم‌های سینمایی و م.الف با سرمایه‌گذاری در سینما و شبکه خانگی، دو نمونه علنی شده این ماجرا هستند و به طور قطع نمونه‌هایی در پستوی بسیاری هنوز وجود دارد که هنوز نام‌شان سر زبان‌ها نیفتاده است. آیا این مجال راه‌حلی نیز دارد؟ با اصلاح قانون اساسی و رفع منع مالیات از حیطه فرهنگ می توان این پستوی امن برای مفسدین اقتصادی را از بین برد.

چرا باید یک کارگر یا معلم مالیات بدهد اما صنعت سینمای ایران با آمار و ارقام نجومی از پرداخت مالیات معاف باشد؟ باید مجلس شورای اسلامی به امر ورود و برای جلوگیری از پولشویی در حیطه فرهنگ، این قانون را اصلاح کند. آیا سینماگران یا اهالی فرهنگ و هنر اعتراض می‌کنند؟ باید پرسید چرا خود جلوی ورود این پول‌ها را تا امروز نگرفته‌اند و از آن ارتزاق کرده‌اند که حال معترض هستند؟دوم، انگشت اتهام را باید به سمت «سلبریتی»ها گرفت. مفهومی وارداتی که تنها در خدمت منافع خویش قدم برمی‌دارد. مصداق این حرف را نیز در دو نکته می‌توان جویا شد:

نخست اینکه آنها – آگاهانه یا ناآگاهانه، حلقه ربط مفسدین اقتصادی به صنعت سینما هستند و دو، آنها هیچ چارچوبی برای دریافت نکردن، کار نکردن و همدست نشدن با مفسدین اقتصادی – دریافت نکردن دستمزد و حقوق از اینان، ندارند. در مثال اخیر، بازیگران سریال ش. با وجود آگاهی از اتهام سرمایه‌گذار و تهیه کننده این سریال، چرا از همکاری با او تا مشخص نشدن اتهام این فرد دست نکشیدند؟ آنها اگر داعیه مردم دارند و عدالت – که این گونه نمایش می‌دهند، می‌توانستند به خاطر مردم و حقوق معلمانی که حق‌شان خورده شده، در یک بیانیه عمومی از همکاری با این فرد تا مشخص شدن اتهامش دست بکشند، پس چرا چنین نکردند؟

درست در همین نقطه است که دورویی برخی از سلبریتی‌ها خود را نمایان می‌کند. از یکسو در فضای عمومی با فیگور غمخوار مردم بودن برای خود وجهه و ویترین می‌سازند و از سوی دیگر در پستو و زندگی حرفه‌ای همدست دزدها و مفسدین اقتصادی می‌شوند. از پول‌های کثیف پروار می‌شوند و در برج عاج برای مردمی که چون رعایای آنها دورشان می‌چرخند نطق‌های مردم‌فریب می‌کنند. چون ویروسی که اعتماد به نفس جامعه را هدف قرار داده، فردیت خود را تبلیغ می‌کند و برای عوام خود را الگوهای اخلاق معرفی می‌کنند. در حالی که جیب‌های‌شان با دستمزدهای عجیب – که به‌ واسطه پولشویی به سینما تزریق شده، پر می‌شود و با نمایش مارک‌پوشی و سفرهای فرنگ و زندگی‌ای که از سطح توقع مردم بالاتر است، چون توموری بدخیم جان جامعه را می‌گیرند و در همین بزنگاه نیز با یک پست یا توییت داعیه‌دار عدالتخواهی می‌شوند.

تکلیف چیست و یا با تمسک به سوال مهم «چه باید کرد» چگونه می‌توان برای مقابله با این فضای مسموم کاری کرد؟

باید خطاب به بازیگران شریفی که خود را از بیماری سلبریتی بودن دور نگه داشته‌اند، گفت که شما باید در یک اتحاد مبارک مقابل این پدیده شوم بایستید. مگر نه آنکه در بزنگاه انتخاباتی یکصدا پشت یک نام می‌ایستید و بازیگران صحنه سیاست‌زدایی می‌شوید؟ پس امروز در یک حرکت مثبت نقش خود را برای در کنار مردم ایستادن بیابید، انتخاب کنید که در این مجال شوم علیه مردم هستید یا در کنار مردم؟ قیام کنید و با اتحاد بیانیه صادر کنید و وضعیت را برای همکاران خود سخت کنید، شرایطی بسازید که مفسدین اقتصادی در سینما نتوانند جولان بدهند. شرایط را برای همکاران‌تان طوری رقم بزنید که اگر در کنار مفسدی ایستاد، خود دیگر توان سر بلند کردن نداشته باشد. به مردم بازگردید و با مردم روراست باشید و سلبریتی‌هایی را که شریک دزد و رفیق قافله‌اند، خود از ساحت فرهنگ و هنر برکنار کنید. اگر به راستی غم مردم دارید علیه پولشویی در سینما قیام کنید و دست همکاران‌تان را از فشردن دست مفسدین اقتصادی  کوتاه کنید؛ اگر به دنبال عدالت‌خواهی هستید، بسم‌الله.

سلبریتی‌ها پول برایشان مهم است نه مخاطب

سلبریتی

خانم پانته‌آ بهرام به‌دلیل مشکلات مالی و عدم دریافت دستمزدش در سریال دلدادگان از حضور در سکانس آخر سرباز زده است و انتقادات زیادی نسبت‌به این کار خانم بهرام صورت گرفت.

پخش سریال «دلدادگان» هفته گذشته به پایان رسید اما قسمت آخر این مجموعه چند روزی نظر رسانه‌ها را به خود جلب کرد و حسابی خبرساز شد.دلدادگان از همان ابتدای کار حاشیه‌ساز بود؛ از پخش نامنظم تا برخی مضامین داستانش. اما قسمت آخر این سریال اتفاقاتی را رقم زد که مرورش قابل توجه است. مخاطبان در هنگام پخش قسمت پایانی دلدادگان از ضعیف و بی‌منطق بودن پایان‌بندی تعجب کردند. برخی از رسانه‌هایی که به صورت پیش‌فرض همه تقصیرات را از جانب تلویزیون می‌دانند در ابتدا مدعی حذف و تغییر پایان این سریال شدند. عدم صحت این ادعا به سرعت مشخص شد و اعلام شد که خانم پانته‌آ بهرام به‌دلیل مشکلات مالی و عدم دریافت دستمزدش از حضور در سکانس آخر سرباز زده است. مصاحبه‌های مختلفی از بازیگر موردنظر و کارگردان دلدادگان منتشر شد که هرکدام از نگاه خودشان ماجرا را تشریح می‌کردند.

نقدهاوحمایت‌ها

پس از انتقادات زیادی که نسبت‌به این کار خانم بهرام صورت گرفت، تعدادی از بازیگران سینما در صفحات مجازی‌شان به حمایت از اقدام این بازیگر پرداختند. خانم باران کوثری ضمن حمایت از حاضر نشدن پانته‌آ بهرام بزرگ(!) سرصحنه، برای گرفتن پولش از صداوسیما، نوشت: «…این‌ها چه می‌دانند تئاتر چیست، بازیگری چیست، این همه سال در تئاتر و سینما و همان سریال‌های تلویزیونی‌شان درجه‌یک ماندن چیست؟ شما کجا و پانته‌آ کجا؟ کاش همین کار پانته‌آ شروعی باشد برای تلویزیون و تهیه‌کنندگانش تا بدانند در مقابل عوامل سریال‌ها (نه فقط بازیگرها) مسوول‌اند و دلیلی ندارد همه ماه‌ها دنبال حقشان بدوند. تلویزیون اگر به‌دنبال جذب مخاطب است، بهایش را عوامل و بازیگران نباید بپردازند… .» پس از باران کوثری که معمولاً نفر نخست چنین جنجال‌هایی است نوید محمدزاده، سحر دولتشاهی و چند بازیگر دیگر نیز همین رویه را تکرار کردند. اما در مقابل چند تهیه‌کننده هم نسبت به این جریان واکنش نشان دادند. آقای سیدمحمود رضوی در مورد حمایت بازیگران از پانته آ بهرام نوشت: «امروز به بهانه حمایت از همکارمان سرکار خانم پانته‌آ بهرام، برخی دوستان بازیگر خواسته یا ناخواسته یک تهیه‌کننده خوب سیما و سینما و سازمان صداوسیما را زیر سؤال برده‌اند که به‌قطع امری غیراخلاقی، قبیح و زشت است. خوبی‌ها و هنرمندی سرکار خانم بهرام سرجای خود، کسی نمی‌تواند منکر هنرمندی ایشان باشد اما عدم حضور هر یک از عوامل به هر دلیل و علتی و ناتمام گذاشتن یک فیلم یا سریال و نادیده‌گرفتن زحمات یک گروه بزرگ کم‌لطفی در حق تمام گروه است؛ مخصوصاً وقتی با یک تهیه‌کننده قدیمی و خوش‌حساب طرف باشید. عذر بدتر از گناه کمپین راه‌انداختن برای حمایت از یک عمل اشتباه است، حتماً کسی منکر پرداخت حق‌وحقوق افراد نیست اما آیا این حقوق یک‌طرفه است؟ یا حقوقی برای تهیه‌کننده و سازمان صداوسیما هم وجود دارد؟ وقتی به یک ماجرا نقد می‌کنیم هر دو طرف ماجرا را ببینیم.» آقای محمدرضا شفیعی تهیه‌کننده «رگ خواب» هم موضعی نزدیک به محمود رضوی اتخاذ کرد.

دیگران

تا به حال چندین‌بار در سینما و تلویزیون اتفاق افتاده که اختلاف بازیگران با کارگردان باعث شده بازیگر در میانه راه، فیلم یا سریال را تنها بگذارد و ادامه نقش خود را به امان خدا بسپارد. به‌گزارش «خراسان» معمولاً هم سرنوشت نقشی که بازیگرش قهر می‌کند، مرگ است. دلیل اختلاف هر چیزی که باشد و مقصر هر کسی که باشد مسأله مهم این است که همیشه در میان این دعواها، مخاطبی که قصه را دنبال کرده، قربانی می‌شود.
«نابرده رنج»؛ آقای میلاد کی‌مرام هم جزو آن دسته از بازیگرانی است که به‌دلیل اختلاف با آقای علیرضا بذرافشان کارگردان سریال «نابرده رنج» باعث تغییر پایان سریال و سرنوشت دو شخصیت شد. این سریال سال‌۹۰ از شبکه‌سه روی آنتن رفت و موفق شد نظر مخاطبان را هم جلب کند. «چ»؛ بخشی از اختلاف‌ها به تفاوت سلیقه آقایان حاتمی‌کیا و عرب‌نیا درباره شخصیت شهید چمران مربوط می‌شد و علاوه‌براین اواسط فیلم‌برداری این فیلم، گویا فریبرز عرب‌نیا به علت تأخیر در حضور بر سر صحنه فیلم‌برداری، در اتاق گریم با ابراهیم حاتمی‌کیا دعوای لفظی و مشاجره کرده بود. باوجود همه اختلافات ریز و درشت، هر طور که بود فیلم‌برداری ادامه پیدا کرد تا این که او در سکانس پایانی فیلم حضور پیدا نکرد و با گریم کردن یکی از عوامل فیلم، صحنه آخر از نمای دور فیلم‌برداری شد.
«ماتادور»؛ مهرماه سال‌۹۲، سریال پلیسی «ماتادور» از شبکه یک سیما پخش شد. آقای سام درخشانی در این سریال نقش پلیس را بازی می‌کرد. سام درخشانی معتقد بود او و بقیه پلیس‌ها در این سریال نقش زیادی در قصه نداشتند و اثرگذار نبودند. به زعم او، وقتی اعتراض‌هایش دردی از نقص‌های قصه دوا نکرد، تصمیم می‌گیرد کار را ترک کند و پیشنهاد شهادت «مسیح» را به تهیه‌کننده می‌دهد و اتفاقاً پیشنهادش هم با استقبال روبه‌رو می‌شود.

«دلنوازان»؛ سریال «دلنوازان» سال‌۸۸ روی آنتن رفت و جزو سریال‌هایی بود که مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. به گزارش صبح نو، حواشی مربوط به قهر بازیگر این سریال، قبل از پایان آن شروع شد و شنیده‌ها حاکی از آن بود که آقای پرویز فلاحی‌پور در اعتراض به کم‌رنگ بودن نقش خود از ادامه بازی در سریال انصراف داده است. اواخر سریال، شخصیت «جهان» با بازی پرویز فلاحی‌پور طی اتفاقی ناپدید شد و در حالی که مخاطب تا پایان منتظر پیدا شدن او بود، در قسمت پایانی معلوم شد «جهان» کشته شده است.

«روزهای زندگی»؛ اختلاف آقای حمید فرخ‌نژاد و آقای پرویز شیخ‌طادی به فیلم «روزهای زندگی» و یک مسأله مالی برمی‌گردد. البته در ماجرای این دو، نفر سومی هم وجود دارد که آن سرمایه‌گذار فیلم، یعنی «سیمافیلم» است. طبق گفته‌های پرویز شیخ‌طادی، چون این مؤسسه وابسته به صداوسیما نتوانسته بود به موقع بودجه فیلم را تأمین کند و به همین دلیل روند فیلم‌برداری با مشکل مواجه شده بود، بنابراین حمید فرخ‌نژاد در اعتراض به این وضعیت حاضر نمی‌شود در ادامه پروژه حضور داشته باشد و سکانس‌های پایانی بدون حضور او فیلم‌برداری می‌شود. پرویز شیخ‌طادی در واکنش به این اتفاق از رفتار فرخ‌نژاد گلایه کرده و او را مقصر دانسته بود اما حمید فرخ‌نژاد هم سکوت نکرد و در مصاحبه‌ای جزئیات ماجرا را توضیح داد و گفت: به پیشنهاد شیخ‌طادی قرار شد مدتی در فیلم بازی نکند تا سیمافیلم که پیش از این به فرخ‌نژاد هم گفته بود پول ندارد، برای تأمین بودجه کاری کند، او هم می‌پذیرد اما بعد از مدت کوتاهی متوجه می‌شود که فیلم‌برداری بدون او ادامه پیدا کرده است.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close