اینستاگرام؛ از عربده کشی های اراذل مجازی تا شیرین کاری‌هایی برای خودنمایی + عکس و فیلم

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=6119

فضای ولنگاری فرهنگی که در شبکه اجتماعی اینستاگرام دیده می شود دیگر از سطح عادی گذشته است و گاه شاهد برخی از خشونت‌های خاص و ترویج بی بندباری جنسی در حد بسیار بالا و افسارگسیخته‌ای هستیم. اخیرا متاسفانه فیلمی از شکنجه و ضرب و شتم یک دختر جوان در سیرجان توسط دو پسر به بهانه واهی منتشر شده است که افکارعمومی را به شدت جریحه دار کرده است.

هرچند دو فرد خاطی بلافاصله توسط پلیس بازداشت شده اند اما این تنها مورد کیفری و جنایی نیست که در این شبکه اجتماعی تصویر محور تا به امروز منتشر شده است. متاسفانه فقر فرهنگی و عدم آگاهی از استفاده درست از این شبکه اجتماعی باعث هراس خانواده‌ها از حضور مجازی فرزندانش در این شبکه های اجتماعی شده است.

در ادامه به برخی از تخلفات و جرم‌هایی که در بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام حادث شده است، می پردازیم.
عربده کشی اراذل و اوباش اینستاگرامی 
کری خوانی و شاخه و شانه کشی برخی از اراذل و اوباش برای هم در این فضای مجازی که با الفاظ بسیار سخیف و ناپسند همراه بود در زمانی تبدیل به یک رویه شد. این رویه تا جایی بود که برخی از اراذل و اوباش در این شبکه اجتماعی معروف شدند که البته آخر و عاقبت آنها زندان و حتی مرگ بود.
«محمود طالبی» یکی از این افراد بود که در زمستان ۹۴ با پخش کلیپ‌های عربده‌کشی‌اش در اینستاگرام حسابی سروصدا به راه انداخته بود.
او که خودش را «شاه مازندران» معرفی می‌کرد، با ربودن یکی دیگر از اشرار معروف منطقه «گتاب» مازندران و انتشار تصاویر شکنجه او در شبکه‌های اجتماعی، معروف شد. انتشار فیلم‌هایی از عربده کشی و رجز خوانی‌های او برای اشرار دیگر، موجی از ضبط کلیپ‌های عربده کشی و رجزخوانی اشرار را به راه انداخت و این موج تا آنجا پیش رفت که این اشرار، با عبارت‌هایی سخیف خطاب به همدیگر، از قدرت خود و محدوده حکمرانی‌شان سخن می‌گفتند و در عرض چند هفته موجی از کلیپ‌های رجزخوانی اشرار در استان‌های شمالی کشور به راه افتاد.

این فرد چندی بعد دستگیر شد، جالب اینجاست که وی با همه عربده‌کشی‌ها و تهدیدهایش در زندان دچار حمله قلبی شد و آخرین نفس‌هایش را در زندان «متی کلاً» کشید.
«وحید مرادی» یکی دیگر از همین افرادی بود که در اینستاگرام معروف شد. فضای اینستاگرام به گونه ای شد که گروه‌های اراذل و اوباش علیه هم تشکیل شدند و این فضا کم کم در حال گسترش بود تا اینکه مرادی دستگیر و روانه زندان رجایی شهر شد. پرونده شرارت های وی با قتل همراه شده بود. او در یک میهمانی شبانه و در حالی که هنوز ۲۴ ساعت از آزاد شدنش از زندان نمی‌گذشت دوستش را به قتل رسانده و فرار کرده بود. وحید پس از این جنایت راهی مرزهای غربی ایران شد تا به کمک یک قاچاقچی انسان از مرز خارج شود اما کارآگاهان اداره دهم هنگامی که متهم قصد عبور از مرز را داشت او را دستگیر کردند.
ساعت ٢ بعد از ظهر دوشنبه ١١ تیر زندانیان رجایی شهر در حال هواخوری بودند که ناگهان بین دو گروه از زندانیان درگیری رخ داد. سردسته یکی از طرفین درگیری وحید، شرور سابقه‌داری بود که ٢۶ اردیبهشت ماه به اتهام قتل دستگیر شده بود.
درگیری مرگبار بین زندانیان دوشنبه در محوطه آغاز شد اما دقایقی بعد وحید به داخل سلول بازگشت. این بار سه زندانی شرور وارد سلول وحید شدند و او رابا ۵ ضربه چاقو به قتل رساندند.
بی بندوباری جنسی در اینستاگرام 
آبانماه سال ۹۴ کانال ها و گروه های تلگرامی و اینستاگرام عکس هایی از یک پسر با چندین دختر بی حجاب با پوشش خارج از عرف را مشاهده کردند، دقیقه به دقیقه بر تعداد این عکس ها افزوده می‌شد. کمتر از چند ساعت تمام اینترنت مملو از این عکس‌های ناهنجار شد. تا اینجای ماجرا بیشتر فکر مردم مبنی بر لو رفتن این عکسها بصورت ناخواسته بود.
ساعاتی نمی گذرد که کلیپی از پسر معروف تلگرامی پخش میشود که او در آن دختران در عکس را خواهر و زن داداش و دختر خاله های خود معرفی می‌کند که در اثر دزدیده شدن گوشی اش لو رفته و در آخر می گوید: «سخت پیگیر ماجراست و پلیس فتا پلیسی است که حواسش به همه چیز است.»
این حرف ها باعث بروز موج شدید طنزها و جوک های مختلف درباره این فرد شد. در نهایت پلیس فتا وارد عمل شده و او بازداشت می شود. سیل شکایت‌ها نسبت به این فرد از طرف زنان و دخترانی که عکس‌هایشان در فضای شبکه اجتماعی منتشر شده به راه می افتد.
انواع و اقسام بی بندباری جنسی را از همان زمان تا به امروز در شبکه اجتماعی اینستاگرام شاهد هستیم. دختران و پسران با سر و شکل‌های مبتذل و عجیب در این شبکه اجتماعی برای خودنمایی حضور می یابند و حتی برای گرفتن یک لایک و دیده شدن دست به کارهای سخیف و جنسی دست می‌زنند.
۴ پسر جوان مهابادی پس از قتل دوستشان عکس سلفی گرفتند
سوم مهر سال ۹۶، یکی از چوپان‌های مهاباد با جسدی سوخته کنار جاده روبه‌رو شد و به پلیس خبر داد با حضور ماموران در محل، جسد به پزشکی قانونی منتقل و شناسایی هویت او آغاز شد.
همزمان خانواده‌ای نیز با مراجعه به کلانتری از مفقود شدن پسر ۱۹ ساله‌شان به نام صادق خبر دادند و گفتند: «صادق دیشب همراه چهار نفر از دوستانش سوار خودروی پراید شد و از خانه بیرون رفت. آنها هم دانشگاهی و از دوستان چندین ساله هم هستند.»
در همین رابطه فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که سه پسر به آتش زدن یک جسد می پردازند. انتشار تصاویر و سلفی‌ها با جنازه این پسر مهابادی توسط عاملان قتل در شبکه‌های اجتماعی بازخورد گسترده‌ای داشت.
«فیلم خیلی فجیع است و نمی‌توان براحتی به آن نگاه کرد. ثانیه‌های آخرش، مقتول را در حالی‌که در آتش است، نشان می‌دهد. افراد خاطی بنزین می ریزند و او را آتش می‌زدنند. در بخشی از فیلم دو نفر از متهمان را مشاهده می شوند که دوربین را بالا می‌آورند و ـ به حالت سلفی ـ ژست می‌گیرند.» افراد خاطی این پرونده دستگیر و در اختیار مقامات قضایی قرار گرفته اند اما خشونت تمامی که در فضای مجازی منتشر شد باعث جریحه دار شدن افکارعمومی شد.
بروز ابتذال‌های عجیب و غریب برای خودنمایی
هر روز شاهد بروز یک شیرین کاری مبتذل از سوی کاربران اینستاگرامی برای خودنمایی هستیم. یک نو آنومی و بی هنجاری گسترده که مخلوطی از روابط نامشروع میان دختران و پسر و استفاده از مشروبات الکی و تن نمایی و نمایش عریانی است.
به طور مثال یکی از به اصطلاح شاخ‌های مجازی روی سرش تخم مرغ می شکند و نوشابه می ریزد و اصلا نمی توان متوجه شد که با چه ذهنیتی این کار را انجام می دهد. شاید این فرد و افرادی همچون وی سریعترین راه ممکن برای جلب توجه و مشهور شدن را انتخاب کرده اند؛ یعنی لوده بازی و شیرین‌کاری های مبتذل.
از سوی دیگر اینستاگرام تبدیل به مکانی برای خودنمایی با عمل های جراحی عجیب و غریب شده است. در این میان برخی از شاخ های مجازی خصوصا دختران به طور بیمارگونه به عمل های جراحی که بیشتر از اینکه آنها را عمل جراحی زیبایی نامید عمل جراحی سخیف و زشت هستند روی آورده اند. جالب اینجاست که تصاویری که از این افراد در اینستاگرام منتشر شده با تمسخر و توهین کاربران این شبکه اجتماعی روبرو می شود اما بازهم شاهد آن هستیم که نه تنها از تعداد این افراد در فضای مجازی کم نمی شود بلکه بیشتر هم شده اند و حتی بیان می کنند که دیگران باید به انتخاب جاهلانه آنان احترام بگذارند.
با این حال در اینستاگرام انواع و اقسام بزهکاری های فرهنگی و اجتماعی را شاهد هستیم. رقابتی مبتذل برای دیده شدن در این شبکه اجتماعی بوجود آمده است که سبب شده انواع و اقسام این ناهنجاری و بی هنجاری را در این شبکه تصویری شاهد باشیم. رقابتی که هر روز در حال افزایش است و به سبب آدرس غلطی که به جوانان می دهد در حال از بین بردن سرمایه های اجتماعی است.

اعترافات تکان دهنده شاخ های اینستاگرام 

شب گذشته رسانه ملی با همکاری معاونت اجتماعی نیروی انتظامی مستندی با عنوان «بی راهه» روی آنتن شبکه اول سیما رفت؛ مستندی که روایت برخورد انتظامی-اجتماعی با پدیده‌ «سلبریتی‌های اینستاگرامی» – معروف به «شاخ های اینستاگرام» – بود. دختران/پسران جوانی که هریک به دلیلی – که در مستند به آن پرداخته می‌شود – اقدام به انتشار تصاویر ناهنجار از خودشان یا فیلم رقص مقابل دوربین و … اقدام می‌کردند و از این طریق دهها هزار نفر جذب صفحات این افراد در اینستاگرام می‌شدند و آن ها را دنبال می‌کردند.

مستند «بی راهه» دقایق کوتاهی را به اظهارات افراد دستگیرشده اختصاص داده و باقی زمان مستند، به تحلیل روانشناسانه و گفتگو با کارشناسان انتظامی، قضایی و اجتماعی پیرامون انگیزه‌های رواج این پدیده، اختصاص یافته است.

یکی از این رقاص های اینستاگرامی، مائده هژبری دختر ۱۹ ساله ای بود که اعترافات وی بازتاب بسیاری در شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد.

صرف نظر از نظرات موافقان و مخالفان پخش این مستند – که بیشتر ناظر به وقت شناسی و اولویت سنجی در شرایط موجود است – و همچنین صحبت های این جوانان و ریشه‌های پدیده‌ «شاخ های اینستاگرام» – که با الگوگیری از سلبریتی‌های شناخته شده به نقطه کنونی رسیده است -، این حرکت – تولید مستند از گروههای بزهکار – می‌تواند الگویی برای شفافیت بیشتر در برخورد با مجرمان و متهمان در دیگر زمینه‌ها باشد؛ اخلالگران بازار ارز و سکه و خودرو و مسکن، قاچاقچیانی که تولیدکنندگان داخلی را به روز سیاه نشاندند، تروریست‌های اقتصادی که معیشت مردم را هدف قرار داده‌اند، جاسوسان و نفوذی‌ها از محیط زیست تا هسته‌ای، متهمان و محکومان امنیتی و … همگی مواردی هستند که مردم سالهاست انتظار برخورد شفاف و قاطع با آنان را دارند و از به اختصار برده شدن نام آنها در عذاب هستند.

پیشنهاد می‌شود رسانه ملی با همکاری دیگر نهادهای انتظامی- قضایی و امنیتی، پروژه های مشابهی در دیگر حوزه ها و درباره مجرمان و محکومان اقتصادی و … نیز به انجام برساند تا علاوه بر دغدغه‌های فرهنگی – تربیتی خانواده ایرانی، به دیگر نگرانی‌های این روزهای جامعه و افکار عمومی پاسخ مناسب و به موقع داده شود.

دانلود کنید

مالک کمپانی شاخ‌های مجازی اینستاگرام!

مدتی است که شاهد حضور افرادی خاص، با ظاهری به دور از چارچوب‌های عُرف جامعه در فضای مجازی، بالاخص در اینستاگرام هستیم. افرادی که با انواع عمل‌های جرایی چهره‌ی خود را تغییر داده و عنوان سلبریتی و یا شاخ مجازی را به خود اختصاص داده‌اند.

آدم‌های پلاستیکی در اینستاگرام

بی‌تردید شما هم، حتی به صورت تصادفی با چهره‌ی چنین افرادی در شبکه اجتماعی اینستاگرام Instagram روبرو شده‌اید. چهره‌هایی که دیگر شباهتی به آدم‌ها نداشته و به اندازه‌ای دست‌خوش تغییر شده که گویی با آدم فضایی‌ها مواجه هستیم. برخی از این تغییرات خاص عبارتند از انواع تتوها و خالکوبی بدن، دفورمه کردن بینی، پروتوز لب و گونه و نهایتا افرادی که بیش از هر چیز، به آدم‌های پلاستیکی شبیه هستند.

جالب آن است که این افراد با تغییرات اینچنینی توانسته‌اند اعضای کثیری را به صفحه‌ی اینستاگرامی خود جذب کرده و فلوئرهای خود را چند ده هزارتایی کنند. این قبیل افراد از این مسیر کسب درآمدهای غیر قابل تصوری را برای خود ایجاد کرده‌اند که شاید در ذهن برخی از ما هم نگنجد. درست شنیدید! از راه افزایش اعضا به درآمدهای میلیونی رسیده‌اند! پس این ما هستیم که با یک کلیک ساده و بها دادن بیهوده به این افراد، قدرتی کاذب را نصیبشان کرده‌ایم.

قانون همه افراد دخیل در قمار را مجرم می‌داند. احکامی که برای این قبیل جرایم صادر شده از نوع تعزیری است؛ یعنی دست قاضی برای صدور حداکثر یا حداقل محکومیت باز است.

براستی جامعه‌ی ما به کجا رسیده است که پسران و دختران با در معرض دید همگان قرار دادن اندام خود، جزئیات زندگی شخصی و … کسب درآمد می‎‌کنند؟! البته ماجرا به همین موضوعات ختم نمی‌شود چرا که شاهد لودگی‌ها، اشاعه‌ی فرهنگ بیگانه و همچنین گسترش ادبیات سخیف نیز هستیم که به نوبه‌ی خود طرفداران فراوانی دارند!

قمارخانه‌های آنلاین

تا پیش از این اغلب به اصطلاح، شاخ‌های اینستاگرامی از طریق اسپانسرهای خاص و تبلیغات آرایشگاهی، گوشی‌های تلفن همراه، رستوران‌ها و… کسب درآمد می‌کردند اما اخیرا مشاهده می‌شود که به تبلیغات سایت‌ها و کانال‌های شرط بندی آنلاین (قمار) روی آورده‌اند. موردی که صراحتا اصول اساسی اسلام را نشانه گرفته است. با راه‌اندازی موج جدید انواع شرط بندی‌ها توسط افراد معروف در اینستاگرام، صاحبان این مراکز با خیالی آسوده‌تر و کم دردسرتر به کسب سودهای نجومی پرداخته و قبح قضیه را نیز از بین برده‌اند.

مالک کمپانی شاخ‌های مجازی! +تصویر

سایت‌ها و کانال‌های شرط بندی آنقدر شرایط آسانی را در پیش روی کاربر قرار داده‌اند که هرکسی می‌تواند در هر بازی که به آن علاقه دارد و با هر میزان پولی شرط‌بندی کند. حداقل قیمت بعضی از این سایت‌ها برای واردشدن به بازی به ٢٠‌هزار تومان هم می‌رسد. ارقامی که با ترفندهایی فریبنده چون افزایش ضریب شرط‌بندی خیلی‌ها را برای قمار تشویق می‌کند. گردش مالی برخی از این سایت‌ها به میلیاردها تومان می‌رسد.(۱) این در حالی است که طبق قانون؛ هر نوع شرط بندی و قمار، جُرم محسوب شده و برای آن مجازات در نظر گرفته شده است.

قانون همه افراد دخیل در قمار را مجرم می‌داند. احکامی که برای این قبیل جرایم صادر شده از نوع تعزیری است؛ یعنی دست قاضی برای صدور حداکثر یا حداقل محکومیت باز است. برخی از قوانین موجود در این خصوص بیشتر ناظر به شرایط فیزیکی گذشته است؛ یعنی همان قمارخانه‌های سابق، البته مرجع قضائی می‌تواند این قوانین را با شرایط حال حاضر تفسیر کند؛ یعنی می‌توان همان قوانین مربوط به قمارخانه‌های قدیم را به برخورد با سایت‌های شرط‌بندی تفسیر کرد.(۲)

تهاجم فرهنگی ممنوع!

شاید در نگاه اول بسیاری افراد، این روند را به گردن تهاجم فرهنگی بیندازند اما اگر کمی دقیق‌تر شویم در می‌یابیم که رواج چنین اموری، حکایت از ضعف و بیماری فرهنگ خود ما دارد. چرا باید تا این اندازه فرهنگ ما سُست و ضعیف شده باشد که فرهنگ بیگانه در جزئی‌ترین بخش‌های آن نیز نفوذ کرده و تاثیر خود را بر تاثیر فرهنگ بومی قالب کند.

بی‌تریدید مسئولین فرهنگی و آنان که عهده‌دار استحکام‌بخشی به فرهنگ بومی ایرانی-اسلامی هستند، مدت‌ها است که با کم‌کاری‌های فراوانی در حوزه‌های مختلف همراه بوده و همین موضوع زمینه‌ساز جولان دادن فرهنگ غربی شده است. نحوه‌ی استفاده و چرایی پدید آمدن شبکه‌های اجتماعی یکی از ضروریاتی است که باید به طُرُق مختلف اطلاع‌رسانی شده و آموزش‌های لازم در این زمینه در اختیار همگان قرار گیرد.

در این میان رسانه‌ی ملی نیز در نقش خود بسیار قصور کرده زیرا علاوه بر اینکه قدم چشم‌گیری در فرهنگ سازی نداشته، گاهی نیز با تبلیغات مختلف و برنامه‌هایی خاص، خود مروج فرهنگ بیگانه بوده است. به هر حال اگر چنین روندی ادامه‌دار شود در کمتر زمانی؛ با آسیب های جدی‌تر و فراگیرتری در این حوزه مواجه خواهیم شد که بعضا جبران ناپذیر بوده و زمانی فرا می رسد که دیگر نمی توان کاری از پیش بُرد.

چرا سلبریتی‌های بیسواد عاشق اینستاگرامند؟

سلبریتی بیسواد

از طریق چند دوست رسانه‌ای درباره قیمت تبلیغات هنرمندان پرس‌وجو کردیم و به اطلاعاتی رسیدیم که هرچند منابع آنها محفوظ است، اما طبیعتا با این صراحت تا به حال به آن پرداخته نشده است.

گروه فرهنگ و هنر مشرق – اگرچه هنرمندان را به هنرشان می‌شناسیم و طبعا در ذهن خیلی از ما منبع درآمد هنرمندان، حقی است که بابت هنرشان دریافت می‌کنند، ولی خب این تمام ماجرا نیست! این سکه در فضای مجازی روی دیگری دارد! شاید در نگاه اول صفحات شبکه‌های اجتماعی هنرمندان و چهره‌های سرشناس تنها تریبونی شخصی دیده شود. مخاطبان‌شان می‌توانند از نزدیک با زندگی شخصی و علایق و تفکرات سلبریتی‌ها آشنا شوند و البته که در ابتدا همین‌طور هم بود ولی با گسترش شبکه‌های اجتماعی موبایلی بین مردم، وجه دیگری از این رسانه، رخ‌نمایی کرد و آن وجه اقتصادی و درآمدزایی این صفحات بود. این روزها شاهد این هستیم که بخش زیادی از چهره‌های سرشناس ایرانی، به سیاق سلبریتی‌های کشورهای دیگر از شبکه‌های اجتماعی‌شان، بهره مالی و تبلیغاتی می‌برند و به نوعی شاهد روش‌های جدیدی در حوزه تبلیغات و برندینگ هستیم.

در سال‌های اخیر با افزایش ضریب نفوذ شبکه‌های اجتماعی و با توجه به اینکه عرصه رقابت برای شبکه اجتماعی «اینستاگرام» در کشور خالی شد، توجهات عمومی هم به این شبکه اجتماعی بیشتر شد. علاوه‌بر آن ویژگی‌های منحصربه‌فرد این مدل شبکه اجتماعی ازجمله عکس‌محور بودن، جذاب و بدیع بودن، رنگ‌بندی متنوع و امکانات خاص آن به افزایش ضریب نفوذ اجتماعی اینستاگرام کمک می‌کند، به‌طوری که در چهار سال گذشته، صفحه شخصی هنرمندی که مثلا ۱۰ هزار فالوور داشت، تا رقم یک میلیون فالوور رسید. تنوع بین مخاطبان ایرانی اینستاگرام بیشتر شد و تعداد ایرانی‌های اینستاگرام‌نشین هم چندصد برابر شد. تریبون‌داران و افراد موثر مجازی، رشدی چند برابری داشتند و اینستاگرام کم‌کم تبدیل شد به فضایی که بسیاری از موج‌های اجتماعی را می‌ساخت.

شکل‌گیری چنین وضعیتی، در حالی است که حالا فعالان اینستاگرام در مقام یک رسانه وارد عمل شده‌اند و همان‌طور که تبلیغات در رسانه‌های عمومی مانند تلویزیون و رادیو امری مرسوم و البته تاثیرگذار است، کم‌کم این ضریب تاثیرگذاری تبلیغاتی به اینستاگرام هم تعمیم یافت. البته بی‌مهری تلویزیون در تبلیغ آثار نمایشی تئاتر، موسیقی و برخی فیلم‌های سینمایی هم یکی دیگر از دلایل قوت گرفتن، اینستاگرام بود. اتفاقی که باعث شد صاحبان آثار هنری به دنبال راه و رسانه‌ای برای تبلیغ باشند و چه رسانه‌ای بهتر از اینستاگرام که بتواند جانشین تلویزیون و رادیو شود. این چنین بود که اینستاگرام به تریبون اطلاع‌رسانی بخش اعظمی از دنیای هنر تبدیل شد و به‌عنوان یک رسانه کامل و جامع شناخته و پذیرفته شد. رسانه‌ای که البته مختصاتش اصلا شبیه به رسانه‌های رسمی و حرفه‌ای نیست.

مظنه چند است؟!

از طریق چند دوست رسانه‌ای درباره قیمت تبلیغات هنرمندان پرس‌وجو کردیم و به اطلاعاتی رسیدیم که هرچند منابع آنها محفوظ است، اما طبیعتا با این صراحت تا به حال به آن پرداخته نشده است. تبلیغات در میان سلبریتی‌ها سه نوع و سه قیمت متفاوت دارد. اصلی‌ترین نحوه تبلیغ در صفحات هنرمندان پست یا استوری است. هر پست بسته به میزان فالوور هنرمند مذکور از پنج تا ۱۵ میلیون تومان هزینه برمی‌دارد. البته کمتر هنرمند مشهوری است که پست اینستاگرامی را قبول کند و به‌خصوص این اتفاق در میان تازه به شهرت رسیده‌هایی مثل خواننده‌های جوانی که یک شبه معروف شدند؛ خیلی بیشتر از بازیگران دیده می‌شود. مثلا یکی از خواننده‌هایی که این روزها خیلی پرطرفدار هم هست و جزء پدیده‌های موسیقی سال گذشته به حساب می‌آید برای یک پست اینستاگرامی که ۲۴ ساعت منتشر کند، حدود پنج تا هفت میلیون تومان پول می‌گیرد. اما تبلیغات در میان بازیگرانی که دارای محبوبیت بیشتر و قدیمی‌تری در جامعه ایرانی هستند، کمی متفاوت‌تر است. این هنرمندان بیشتر در قالب استوری اینستاگرامی تبلیغات می‌کنند و استوری‌های اینستاگرامی بین سلبریتی‌ها از پنج تا ۲۰ میلیون تومان قیمت داردکه بازیگران درجه‌یک اصولا بالای ۱۲ میلیون تومان، برای یک استوری قیمت‌گذاری می‌کنند که البته می‌شود با کمی چانه زدن یکی دو تومان هم از آنها تخفیف گرفت!

مدل دیگری که کمی شیک‌تر هم هست، قرارداد تبلیغاتی است. مثلا یک فروشگاه برند در مناطق شمالی تهران وقتی می‌خواهد برای افتتاحیه‌اش دعوت کند، تعداد زیادی از هنرمندان درجه‌یک و دو را دعوت می‌کند و آنها برای حضور در این مراسم و انتشار یک عکس از خودشان با قید صاحب برند مبلغی را هدیه می‌گیرند. مبلغی حدود هفت تا ۲۰ میلیون تومان که بسته به میزان شهرت و فالوور هنرمند است. البته به تازگی ملی‌پوشان والیبال و فوتبال هم به این جمع پیوسته‌اند. آنها هم برای کارهای تبلیغاتی چیزی مشابه و البته کمی کمتر از بازیگران درجه‌یک مطالبه می‌کنند و با دریافت هدیه مذکور حاضر به حضور در یک مراسم افتتاحیه، رونمایی از یک اثر یا انتشار پست درباره آن می‌کنند. دقت کنید! ما صرفا درباره بازیگران حرف نمی‌زنیم. این مدل بیزینس، متعلق به سلبریتی‌ها اعم از حوزه فعالیت‌شان است. در این زمینه فرق زیادی بین یک خواننده پاپ با یک بازیگر سینمایی یا یک فوتبالیست ملی‌پوش در جام‌جهانی و… نیست.

البته این اتفاق فراگیری نشده است و دیدیم اعتراضاتی که برخی هنرمندان به حضور برخی همکاران‌شان در صنعت برندینگ و مدلینگ داشتند. این یعنی بخش بزرگی از هنرمندان و سلبریتی‌ها هم با هر قیمتی، حاضر به ورود به چنین حوزه تجارتی نمی‌شوند. نکته دیگر ماجرا این است که ادامه این فرآیند باعث شده است که فضای شخصی و تبلیغاتی با هم خلط شوند و اگر هنرمند فعال در صفحه شخصی‌اش و خارج از فضای تبلیغاتی و برندینگ از یک اثر هنری تعریف کند، مخاطبانش این حس شخصی را کمتر باور می‌کنند. در حالی که ممکن است حضور هنرمندان در مراسم مختلف یا انتشار پست‌هایی در حمایت از یک اتفاق فرهنگی، بدون پول و باانگیزه‌های فردی باشد. به‌طور مثال بهنوش بختیاری که به‌طور جدی در عرصه برندینگ فعالیت کرده است و بیش از ۶ میلیون فالوور دارد، وقتی به تماشای فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» نشست و از این فیلم در برنامه «دورهمی» هم تعریف کرد، به گواه روابط‌عمومی این فیلم، هزینه‌ای دریافت نکرده بود ولی وقتی مخاطب با این اظهارات مواجه می‌شود چه برداشتی می‌کند و با کدام بهنوش بختیاری و نظر مواجه است؟ نظر و احساسات شخصی و واقعی یا نظر تبلیغاتی؟

رسانه‌های اینستاگرامی هم در انتشار اخبار خیلی زیاد تبلیغاتی عمل می‌کنند. یعنی هرچند که تعدادی از اخبار، بسته به اهمیت و نگاه رسانه‌ها منتشر می‌شود، ولی اگر دیدید راجع به یک فیلم سینمایی که روی پرده است، در پیج‌های سینمایی زیاد صحبت می‌شود بدانید که پشت سر این همه خبررسانی که ظاهرا حرفه‌ای و بی‌طرفانه است یک قرارداد چندمیلیون تومانی رپورتاژ بسته شده است. رسانه‌های اینستاگرامی هنری و سینمایی البته خیلی نگاه بی‌طرفانه‌ای ندارند و فهم این موضوع با یک نگاه کلی به کلیت اخبارشان کاملا معلوم می‌شود. رسانه‌هایی که با نام و نشان رسانه، تا حد زیادی بنگاه تجاری هستند و گاهی در برگزاری ایونت‌هایی نظیر افتتاحیه فیلم‌ها هم مشارکت می‌کنند و همه چیز از یک جا شروع شد؛ کجا؟ یک پیج معمولی در اینستاگرام! در زیر چند نمونه از رسانه‌های فضای مجازی فعال در حوزه تبلیغات سینما و تئاتر را بررسی می‌کنیم.

ویروس «سلبریتی‌های همه‌چیزدان» یکی دیگر از آفت های اینستاگرام

کم‌تر کسی فکر می‌کرد که با حضور گسترده سلبریتی‌ها در فضای مجازی به جای اشاعه‌ی فرهنگ درست و بومی، شاهد تخریب بیشتر وجه فرهنگ عمومی مردم باشیم. کافیست دقایقی را در صفحات اجتماعی و مجازی سلبریتی‌های بازیگر بگذرانید تا متوجه سطح سواد و فهم مسائل اجتماعی سلبریتی‌ها شوید. سلبریتی‌های بازیگر معنای سلبریتی را نیز در دنیا تغییر داده‌اند. فی‌المثل در همه‌ی زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و … نظر می‌دهند الا سینما! در ایام انتخابات صفحات اجتماعی‌شان تبدیل می‌شود به کمپین انتخاباتی کاندیدای مورد نظرشان و تا می‌توانند مردم را ترغیب می‌کنند که برای نابودنشدن کشور باید به کاندید مورد نظر ما رای بدهید.

سلبریتی‌ها اما بعد از انتخابات و به در بسته خوردن وعده‌های کاندید موردنظرشان مواضع جدید سیاسی‌ای می‌گیرند که صدوهشتاد درجه با نظر قبلی آن‌ها تفاوت دارد. نکته جالب توجه این است که سلبریتی‌ها بعد از آن‌که فهمیدند انتخابشان نادرست بوده و به قول خودشان گول وعده‌های روحانی را خورده‌اند بازهم تصمیمی برای عدم دخالت در حوزه سیاست نگرفتند؛ حوزه‌ای که نه تخصصی در آن دارند و نه تجربه‌ای.

سلبریتی‌های اینستاگرام با انتشار محتوای مجرمانه غیراخلاقی به‌ نظام حجاب و عفاف به‌شدت آسیب می‌رسانند و برای عرف جامعه اسلامی ما بسیار خطرناک هستند، آن‌ها مطالب و عکس در حالات مختلف از خودشان می‌گیرند و این تصاویر را مدام منتشر می‌کنند، در خصوص مسائل سیاسی و اجتماعی اظهارنظرهای ساختارشکنانه می‌کنند و از آنجا که الگوی جوانان و بچه‌های ما هستند، نهایتاً یک عارضه جدی و به‌هم‌ریختگی گریبان جامعه سنتی ما را می‌گیرد و سطح فرهنگ را نزول می‌دهد.

اینستاگرام قطعاً آثار مخربی صدها برابر بیشتر از هر فضای مجازی دیگر دارد،  فضای اینستاگرام به حدی نامناسب است که امکان ندارد فردی وارد این فضا شود و محتوای غیراخلاقی و مستهجن آن را نبیند، بنابراین باید هرچه زودتر مسؤولان پای در میدان مقابله و بگذارند از فروپاشی اخلاقی که دامن نسل‌های جدید را خواهد گرفت جلوگیری کنند.

روند «اختشاشات!» مجازی، با دیکته جدید خانم بازیگرفارغ التحصیل حقوق غذایی،  در مورد یک تروریست ادامه پیدا می‌کند. در واقع تروریسم ، مفهومی جهانی است و درک آن خارج از دایره دانش افرادی است که حقوق غذایی خوانده‌اند.اگر کسی ذره‌ای به «علوم قضایی» آگاهی داشته باشد، می‌داند هیچ تروریستی  در دایره مدافعان حقوق بشر نمی‌گنجد.

«سارو قهرمانی» اگر با اخلاق‌ترین و مهربانترین گل پسر دنیا از نظر خانم رهنما باشد با استناد به گواهی پدرش عضوی از یک گروهک تروریستی است. گروهکی تروریستی که در پیشینه‌اش ثبت شده که سَرهای بسیاری از سربازان جمهوری اسلامی را در هشت سال دفاع مقدس  بریده‌است. سربازانی که برای گذراندن دو سال خدمت سربازی خود راهی منطقه کردستان شدند و ضرورت دارد که بانوان بازیگر کم دانش سینمابا مدرک و یا بدون مدرک حقوق غذایی، حتما فیلم «چ» ابراهمیم حاتمی‌کیا، زندان دوله‌تو (رحیم رحیمی پور)  را تماشا کنند.

مخرب‌ترین شبکه اجتماعی دنیا

با مطرح‌شدن رفع انحصار از پیام‌رسان‌ها و ایجاد فضای رقابتی برای حضور و دیده‌شدن پیام‌رسان‌های داخلی بسیاری از کانال‌های تلگرامی با محتواهای خاصی همچون قمار و پوکر یا جادوگری و فالگیری و همچنین کانال‌هایی با محتوای سیاسی و اخلالگر امنیت از همین حالا خودشان را آماده کرده‌اند تا از تلگرام به اینستاگرام کوچ کنند! هر چند همین حالا هم مافیایی در اینستاگرام وجود دارد که در صفحات پربیننده‌ای که به شاخ‌های اینستاگرام مشهورند مشغول تبلیغات برای سایت‌های قمار و پوکر هستند. اینستاگرام شبکه‌ای است که در تمام دنیا به‌عنوان مخرب‌ترین شبکه اجتماعی شناخته می‌شود و قابلیت بالایی برای اقدامات مجرمانه و ضدامنیتی دارد و هرازچندگاه خبر انحلال باندهای زیرزمینی که در این شبکه و در قالب شبکه‌های مدلینگ فعالیت دارند، رسانه‌ای می‌شود.

امنیت و حریم خصوصی مهم‌ترین محورهای جریان‌سازی است که با طرح انحصارشکنی پیام‌رسان‌ها علیه پیام‌رسان‌های داخلی اتفاق افتاد. این در حالی است که تاکنون افشاگری‌های متعددی از شکستن حریم خصوصی و فقدان امنیت در شبکه‌های اجتماعی معروفی چون فیس‌بوک رسانه‌ای شده است. از سوی دیگر شبکه‌های اجتماعی دیگری همچون یوتیوب و اینستاگرام به راحتی محتواهای به اشتراک گذاشته شده کاربران را در صورتی که با سیاست‌هایشان مغایر باشد، فیلتر و حذف می‌کنند.

نمونه‌اش فیلتر شدن صفحه اینستاگرام خبرنگاری که اسنادی از فعالیت باندهای سایت‌های شرط‌بندی و اسناد محرمانه مافیای تجارت دختران ایرانی به دبی و ترکیه را منتشر کرد و پس از آنکه رشوه ۷۰۰ میلیونی از سوی مافیای اینستاگرام را نپذیرفت، حالا صفحاتش بسته شده است. صفحات مرتبط با فروش اسلحه، ‌مشروب، قمار، پوکر، جادو و فال اما همچنان باز و این شبکه اجتماعی همکاری کامل را با دارندگان چنین صفحاتی دارد. شاخ‌های اینستاگرام (چهره‌های پرحاشیه هنری، ورزشی و افراد گمنامی که به مدد این شبکه اجتماعی در میان برخی از کاربران اینستاگرام چهره شده‌اند و به شاخ‌های اینستاگرام معروفند) هم در این شبکه آزادانه فعالیت دارند و هر محتوایی را که بخواهند به اشتراک می‌گذارند و درست در صفحه همین افراد است که تبلیغات پوکر و قمار صورت می‌گیرد. انگار اینستاگرام با ویژگی‌های خاصی که دارد شاخ‌های اینستاگرامی را برای چنین روزها و چنین کاربردهایی پرورش داده است. حالا هم کانال‌های خاصی با فعالیت‌های سیاسی علیه امنیت ملی هم با طرح انحصارشکنی پیام‌رسان‌ها آدرس صفحات اینستاگرامی‌شان را اطلاع‌رسانی کردند تا برای روز مبادا به این شبکه مهاجرت کنند.

اینستاگرام هم جزو شبکه‌های مجازی است که در تمام دنیا نتوانسته نگاه مثبتی را به خود معطوف دارد. نتایج یک نظرسنجی در انگلیس نشان می‌دهد که اینستاگرام در مقایسه با دیگرشبکه‌های اجتماعی بدترین تأثیر را بر سلامت روانی جوانان دارد. در این نظرسنجی که انجمن سلطنتی بهداشت عمومی انگلیس انجام داده، هزار و ۴۷۹ کاربر شبکه‌های اجتماعی در سنین ۱۴ تا ۲۴ سال شرکت کردند و از آنها خواسته شد بگویند که شبکه‌های اجتماعی چه تأثیری بر اضطراب، افسردگی، تنهایی، آزار، تمسخر و تصور آنها از بدن خود دارد. نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد که اینستاگرام بدترین تأثیر را بر سلامت روانی جوانان داشته است.

مطالعات گذشته نشان داده‌ است کاربران جوانی که بیش از دو ساعت در روز را صرف مشاهده و پیمایش صفحات شبکه‌های اجتماعی می‌کنند، بیشتر از سایرین به بیماری‌ها و مشکلات روانی مبتلا می‌شوند. از طرفی پست‌های قرار داده شده از سوی کاربران در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند منجر به بروز انتظارات غیرواقعی و همچنین احساس عدم رضایت از زندگی در کنار ایجاد عزت نفس پایین در فرد شود. شاید به همین دلیل است که اینستاگرام که یکی از اپلیکیشن‌های اجتماعی مخصوص قرار دادن و به اشتراک‌گذاری تصاویر است به عنوان مخرب‌ترین شبکه اجتماعی از لحاظ مباحث روانی شناخته شده است.

واقعیتی به نام «شایعه» در فضای مجازی

 شاید تجربه کرده‌اید زمانی را که برای خوانندن پیام‌های فیسبوک، وایبر و یا تلگرام، گوشی تلفن همراه‌ خود را به دست گرفته و با غرق شدن در انبوه مطالب حتی تا چندین ساعت بدون توجه به خستگی و گذشت زمان، این کار را ادامه داده باشید.

اکثر جوانان و نوجوانان روزانه زمان زیادی از وقت خود را به این کار اختصاص می‌دهند در واقع این کار را جایگزین مطالعه و فعالیت‌های مفید می‌کنند.به عبارت دیگر، شبکه‌های مجازی امروزه به صورت محسوس و نامحسوس سعی در تغییر سبک زندگی و تربیت نسلی فاقد تحلیل و بیسواد نسبت به مسائل روز و صرفاً متکی به اطلاعات فضای مجازی دارند.

شایعاتی به طور روزمره در شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرد و گسترش می‌یابد. این روزها در شبکه‌های مجازی اخبار متعددی را می‌خوانید یا از اطرافیان می‌شنوید و در پاسخ به منبع و مرجع این مطالب از آن‌ها با اسامی همچون فیس‌بوک، وایبر، تلگرام،‌ لاین و… مواجه می‌شوید. شبکه‌های مجازی متاسفانه یکی از اصلی‌ترین مسبب ترویج واقعیتی با عنوان شایعه‌پراکنی در جامعه ما هستند.

امروزه با فضای مجازی و افزایش میل به استفاده از شبکه‌های اجتماعی توسط کاربران، اخبار، اطلاعات، حریم خصوصی، تصاویر افراد همه و همه در این شبکه‌ها خلاصه شده است. این مهم فضایی بسیار ناامن و آلوده را در اختیار سودجویان برای سواستفاده از حریم خصوصی افراد ایجاد کرده است. گروه‌های ضد انقلاب، معاند و دشمنان جمهوری اسلامی با شایعه پراکنی، درصدد بحران آفرینی در امنیت روحی و روانی جامعه با سواستفاده از شبکه‌های اجتماعی هستند.

متاسفانه به دلیل عدم آشنایی شهروندان با ساختارهای مطمئن برای دریافت، استعلام و تایید صحت و سقم اخبار، مخاطبان فضای مجازی از شبکه‌های اجتماعی به عنوان مرجع و منبع دریافت اخبار و اطلاعات استفاده می‌کنند. این معضل فرصت مناسبی را برای وارد کردن صدمات گوناگون توسط فضای مجازی به جامعه ما را فراهم کرده است. انتشار اخبار اشتباه پیرامون مسائل حکومتی و ایجاد بدبینی به نظام، سعی بر کاهش پایبندی به اعتقادات و احکام دین در افراد،‌ترویج ناامیدی و یاس ، از بین بردن التزام به وظایف و حقوق اجتماعی و شهروندی از جمله مواردی است که زیرکانه و به صورت هدفمند از سوی راهبران شبکه‌های اجتماعی بر جامعه تحمیل می‌شود.

همچنین از سوی دیگر، این‌گونه رفتار دشمنان در فضای مجازی گاهی سبب ایجاد احساس بی‌تفاوتی به مسائل مهم جامعه خواهد شد. برای کنترل و مقابله با این پدیده مخرب همواره بومی سازی این پدیده و از طرف دیگر فرهنگ‌سازی متناسب با چگونگی رویکرد و استفاده از این شبکه‌ها سفارش شده است. موثرترین و مفید‌ترین اقدام باید اصلاح رفتار خود در نحوه فعالیت‌ها در شبکه‌های اجتماعی باشد. توجه داشته باشیم که استفاده از کفش مفید بسیار مناسب‌تر از فرش کردن تمام کره زمین است.

کودکان؛ قربانی درآمدزایی از تبلیغات فضای مجازی

 دیده شدن و شهرت در فضای مجازی باعث شده که برخی خانواده برای نوزاد چند روزه‌ شان صفحه اینستاگرامی بسازند و با خرید فالوئر و جمع کردن افراد زیاد این صفحه را پر مخاطب کنند.

این خانواده ها در صفحات اینستاگرام خود لحظه به لحظه بزرگ شدن نوزاد را نشان می‌دهند و سعی می کنند تمام لحظات خاص کودک شان را به نمایش بگذارند؛ خندیدن، گریه کردن، تزریق واکسن، لحظه رفتن به مهمانی، تولد یک ماهگی، دو ماهگی و یک سالگی و تمام مناسب های خاصش که برای مخاطبان پیج جذاب است را پست می کنند.

این‌ در حالی است که هیچ‌کس به حریم خصوصی این کودکان توجهی نمی‌کند و ممکن است در آینده این کودک از رفتار والدین خود اصلا راضی نباشد .

گاهی این خانواده ها و به طور اخص مادران این کودکان، صفحه اینستاگرام ساخته شده برای فرزندشان را با سالن مُد اشتباه می‌گیرند و با سلب  آسایش  و راحتی کودک، عکس‌هایی لاکچری از لحظات او ثبت می‌کنند تا آن را با دنبال‌کنندگان صفحه به اشتراک بگذراند.

لباس های لاکچری و ژست های خاص برای این کودکان تنها راه جذاب کردن مخاطبان است و اشرافی گری در تمام لحظات این خانواده ها موج می زند.

اما این صفحات تنها به ارائه حالات یک کودک ختم نمی شود. هنگامی که صفحات اینستاگرام این کودکان پربیننده شد، پیشنهادات تبلیغاتی برایش مطرح می‌شود و برخی از مادران  و پدران به دلیل جذب تبلیغات بیشتر از کودکانشان بیشتر عکس می‌گیرند و کودک خود را تبدیل به کودک قربانی اینستاگرام و یا به نوعی مدل تبلیغاتی می‌کنند. در حالی که هیچ نگاهی به آینده این کودک ندارند و عواقب این عمل را در نظر نمی گیرند. اینجاست که می توان گفت کودک این والدین به نوعی تبدیل به «کودک کار» شده است.

همچنین زمانی که صفحه این کودکان مخاطبان بسیاری داشته باشد، شرکت ها و کمپانی های بزرگ تبلیغاتی سعی می کنند با هدف قرار دادن این کودکان برای تبلیغات برای محصولات خود  به سود بیشتری برسد. موسسات تبلیغاتی با وسوسه  کردن خانواده ها با  پول های هنگفت، این کودکان را قربانی افزایش سود شرکت های خود می کنند و در این شرایط خانواده ها نیز با تبلیغ کردن محصولات آن شرکت به وسیله کودک خود این معامله را قبول می کنند.

در واقع استفاده از کودکان در صنعت مدلینگ و تبلیغات، کودک را تبدیل به یک «میکرو سلبریتی» می کند که تنها از راه یک صفحه اینستاگرامی به شهرت رسیده است.

شاید تا اینجا و در ظاهر همه چیز خوب به نظر برسد، چون از این تبلیغات نه تنها لباس، کفش، گل سر مارک دار و گران قیمت نصیب آن کودک شود، بلکه شرکت یا فروشگاه مذکور هم مشتریان بیشتری جذب می کند.

اما متاسفانه یکی از عواقبی که این تبلیغات دارد  این است که معرفی محصولات به پوشاک و گل سر ختم نمی‌شود. برخی مادران نیز با پهن کردن لوازم آرایشی برندی خاص در اطراف کودکشان به تبلیغ محصولات آرایشی می‌پردازد و این در حالی است که کودک را از پایین ترین سنین با این لوازم و فرآیند آرایش آشنا می‌کنند. گروهی از والدین نیز محصولات آرایشی بانوان از جمله رژ لب را برای کودکان استفاده می کنند که می‌تواند سلامت کودک را به خطر بیندازد.

جولان لاکچری‌نماها در اینستاگرام

جولان دادن با اتومبیل‌های گران قیمت، نمایش خانه‌های مجلل، ساعت های گرانقیمت و سلفی گرفتن در استخرها و رستوران‌های بالای شهر و در مواقعی انتشار عکس‌های خصوصی با حیوانات خانگی و لباس های رنگارنگ، این ها بخشی از زندگی جوانان و نوجوانانی است که می خواهند «لاکچری» زندگی کنند! واژه ای که چند سالی است که از سوی کاربران شبکه های اجتماعی مورد استقبال قرار گرفته و با جستجویی در فضای مجازی می توان افراط در بکارگیری این واژه را به راحتی مشاهده کرد.

نکته قابل توجه اینجاست که بسیاری از افرادی که تصاویر خود را با هشتگ «لاکچری» در فضای مجازی منتشر می‌کنند، درک درستی از این واژه نداشته و با به نمایش گذاشتن عکس های خود در مکان های مجلل به دنبال جلب توجه و جذب فالوور هستند!

جعل جایگاه اجتماعی برای جذب فالوور

بشر به روش‌های متفاوتی سعی بر کسب جایگاه اجتماعی بالاتری دارد. بعضی از افراد این جایگاه را از طریق تحصیلات عالی و کوشش بیشتر یا شخصی دیگر با رفتاری بهتر و یا حتی ظاهری برتر از دیگران کسب می‌کند اما متأسفانه گاهی بعضی از افراد با بکارگیری روش هایی نامتداول و جعل جایگاه اجتماعی به دنبال نشان دادن برتری خود هستند. اتفاقی که این روزها در فضای مجازی به وفور شاهد آن هستیم و بعضاً برخی از افرادی که وضعیت مالی مناسبی هم ندارند برای جذب فالوور اقدام به کرایه کردن اتومبیل‌های لوکس برای چند ساعت و گرفتن چند عکس رنگین برای به اشتراک گذاشتن می‌کنند تا بتوانند از راه افزایش فالوور و جذب تبلیغات درآمد کسب کنند.

اما داستان زندگی این افراد به اینجا ختم نمی‌شود بلکه این افراد زندگی را تنها در تجمل می‌بینند و از نظر آن‌ها افراد زمانی مهم هستند که سیگار نخی ۱۰۰ هزار تومان بکشند، آب معدنی ۷۰ هزارتومانی بنوشید، شلوارک دو میلیونی به پا کنند. به اعتقاد برخی از کارشناسان این افراد مبتلا به جنونی به نام دیده شدن، هستند و تمام تلاش خود را برای جلب توجه انجام می‌دهند.

عقده گشایی با اتومبیل‌های کرایه‌ای

حسین خطـیبی روانشناس در خصوص این پدیده توضیح داد: طـی چند سال گذشته به دنبال برخی ظـواهر، بعضی افراد بـدون داشتن شرایط مناسب با اقداماتی چون برندپوشی با اقلام نزدیک به برند (فیک) یا عکس انداختن با اتومبیلی کرایه‌ای، سعی بر پوشش دادن کمبود اعتماد به نفس در خود دارند.

وی با بیان اینکه این گونه رفتارها نقاب‌هایی است که بر ضعف این افراد سایه انداخته، شیوع این پدیده را ناشی از نرسیدن به اهداف و خواسته های این افراد دانست.

همچنین مهرنوش اشکانی‌زاده کارشناس ارشد روانشناسی عمومی نیز در این خصوص اظهار داشت: فردی که به لحاظ معلومات شخصی، اجتماعی و دریافت‌هایی که دارد اگر از درون خودساخته و غنی باشد خیلی کم پیش می‌آید که چنین رفتارهایی از خود بروز دهد.

وی تأکید کرد: افرادی که با خودنمایی تلاش برای لاکچری بودن خود دارند و خود را نسبت به محیط برجسته می‌کنند، یک عقده‌های حقارتی دارند که با تظاهرات بیرونی خود، آن را به نمایش می‌گذارند.

به اعتقاد این روانشناس واقعیت این است که افرادی وجود دارند که اگر از لحاظ روانشناسی تحلیل شوند، با یک سری از کمبودهایی برخورد خواهید کرد که می‌تواند ریشه در کودکی و یا آرزوهای دست نیافتنی آنها داشته باشد.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close