آخرین اخباراقتصادیایرانجهانسیاسیگزارشویژه

بی کفایتی دولت و واقعیتی به نام مطالبه استعفا یا استیضاح حسن روحانی/ چه باید کرد؟

حسین خان بابازاده: این روزها و در هرکجا که امکان اندک صحبتی پیش می آید بحث بر سر مشکلات اقتصادی خصوصا گرانی و رکود است. رکود وحشتناکی که از ابتدای دولت روحانی و به سبب چشم انتظاری بازار کشور از نتایج برجام گلوی بازار را گرفت و بسیاری از کارخانه های برجسته کشور را به تعطیلی کشاند و فعالیت بسیاری دیگر را محدود کرد. هجمه و حمله گرانی هم اندکی پس از آغاز دولت دوم روحانی آغاز شد و از دلار تا طلا و سکه و مسکن و خودرو و ارزاق عمومی همه تحت تاثیر این موج گرانی قرار گرفتند. موجی که عده ای آن را ناشی از دلار می دانند و عده ای هم دلار را فقط بهانه این گرانی ها تفسیر می کنند. تقریبا همه در بی سر و سامانی اوضاع اقتصادی کشور متفق القول هستند اما عده ای این بی سر و سامانی را عامدانه می دانند و عده ای هم از سر ناکارآمدی و بی کفایتی قلمداد می کنند. با این حال هر دو گروه در نتیجه گیری وحدت دارند و تنها راه علاج را استعفا یا استیضاح رئیس جمهور می دانند. و این در حالی است که از عمر دولت دوازدهم که ۲۴ میلیون رای در اردیبهشت ۹۶ کسب کرد، حدود سه سال باقیمانده است. بحث استیضاح – جدای از درستی یا نادرستی – که نیز توسط برخی نمایندگان مجلس مطرح شد، گرچه اکثریت آن را صلاح نمی دانستند ولی بازتاب فضای مجازی آن نشان می داد که جمع قابل توجهی از این مساله استقبال کردند. بنابراین سوال اصلی اینجاست، چگونه باید مطالبه  برای استعفا یا استیضاح روحانی را پاسخ گفت؟

پیرامون این سوال مهم و مطالبه جدی نکات ذیل قابل طرح است:

۱٫ نقطه امروز که در آن قرار گرفته ایم، از همان روزهای ابتدایی سال ۹۲ قابل پیش بینی بود. بازگرداندن مدیران کهنسال، مایل به غرب، یکجانشین، ثروتمند و بعضا رانت‌خوار به مناصب کلیدی اگر این وضع را رقم نمی زد باید شک کرد.

۲٫ کلافگی عموم مردم از وضع اقتصادی کشور در اواخر سال ۹۵ کاملا ملموس و مشهود بود. این کلافگی به علت وعده های پوچ یا گفتاردرمانی یا طرح مسائل انحرافی توسط دولتمردان روزانه بیشتر هم می شد. با این حال حامیان اصلاح‌طلب حسن روحانی را نه برای مسائل اقتصادی که برای سایر مسائل! بار دیگر برگزیدند و اولین برداشت از تمدید روحانی در اردیبهشت ۹۶ یعنی تمدید وضع ناگوار اقتصادی برای چهارسال دیگر. این وضع ناگوار با کارشکنی هر روز اروپا و آمریکا در ماجرای برجام که ایران پیش دستانه! تعهداتش را هم انجام داده بود همراه شد و با پاره کردن برجام توسط ترامپ وارد مرحله جدیدی شد.

۳٫ اگر بپذیریم اکثریت ۲۴ میلیونی که با رای به روحانی وی را دوباره انتخاب کرده اند، امروز پشیمان هستند؛ جدای از آنکه صحت این ادعا قابل ارزیابی نیست، باز نمی توان پذیرفت که عدم دقت گروهی از مردم در یک بزنگاه و پشیمانی آنان در چند ماه بعد چنین هزینه ای را به کشور تحمیل کند.

۴٫ شاید تقریبا برای همه واضح باشد که استیضاح روحانی و یا استعفای وی در عرصه بین المللی اینگونه تفسیر می‌شود که سیاست های ایالت متحده برای اولین بار دولت(دستگاه اجرایی) جمهوری اسلامی را در زیر فشارها ناکام گذاشت. قطعا با وجود امپراتوری رسانه ای آمریکا، جمهوری اسلامی توان رساندن علت واقعی کناره گیری روحانی و یا کنارگذاشتن وی به مردم دنیا را ندارد؟

۵٫ سوءاستفاده ضدانقلاب داخلی و رسانه های زنجیره ای از استعفا یا استیضاح روحانی در ایجاد دوقطبی دولت – نظام در آن مقطع به صلاح کشور نیست. اصلاح طلبان منتقد که نقش جدی در سرکارآوردن همین دولت را داشته اند، در آن روز طرفدار آتشین قطب دولت در برابر نظام برای ایجاد شکاف و بهره برداری خطرناک خواهند شد.

۶٫ پذیریش این استعفا یا تن دادن به استیضاح، مسیر دولت های آتی را با چالش مواجه می کند. چرا که به فرض وقوع کوچکترین مشکلات در جامعه، بلافاصله طرح استعفا یا استیضاح مطرح شده و افکار عمومی را در مطالبه آن بسیج می‌کنند.

۷٫ اصل مسئولیت پذیری از جمله شرایط یک کاندیدای ریاست جمهوری است. فرد مسئولی همچون رئیس جمهور موظف است تا آنجا که می تواند به میدان بیاید و از شایستگان برای کار و مشاوره دعوت کند. امری که ظاهرا و البته متاسفانه هنوز از سوی رئیس جمهور جدی گرفته نشده است. در حقیقت نه آقای روحانی با تمام توان جسمی و روحی به میدان آمده و نه تنها شایستگان را بکارگیری نکرده بلکه دقیقا کار به دست برخی نااهلان سپرده شده و مجلس هم در این موضوع همراهی ویژه کرده است.

۸٫ نه از بعد داخلی و نه بین المللی، استعفا یا استیضاح روحانی به صلاح نیست و تنها فردی که باید تا آخرین روز دولت دوازدهم ناچارا بر سر کار بماند شخص حسن روحانی است که در این صورت ارزش رای مردم به آقای روحانی به عنوان نماد دولت دوازدهم باقی است. اما هیچ دلیل و توجیهی بر ادامه برخی همکاران آقای رئیس جمهور که اغلب آنها در اصطلاح به سوهان روح مردم تبدیل شده اند، وجود ندارد. پس شاید بهترین پیشنهاد این باشد که آقای روحانی به کار خود ادامه دهد و برخی از موثرین اقتصادی دولت، که اینک ناکارآمدی شان بیش از گذشته مشخص شده و مهمتر از همه اینکه حتی ذهنیت و محاسبات آنها نیز با شرایط فعلی کشور حتی در تضاد قرار می گیرد، خود استعفا دهند یا در یک روز و یک ساعت همه با هم برکنار شوند تا ذهنیت و مطالبه مردم در فرصت باقیمانده دولت دوازدهم تا حدی از بی کفایتی مسئولان قوه مجریه زدوده شود.البته این استعفا نیز بدین معناست که افرادی سکان اقتصادی دولت را برعهده بگیرند که همان تفکر شکست خورده قبلی را ادامه نداده و متناسب با واقعیات موجود و نقشه راهی همچون اقتصاد مقاومتی در عمل معتقد و متعهد به اجرای آن باشند. وگرنه سابقه استعفاها در دولت روحانی نشان می‌دهد که نه تفکر حاکم عوض می‌شود و نه افراد به جای دور می‌روند! بلکه در صندلی دیگر قرار می‌گیرند.

۹٫ نکته مهم دیگر نیز این است که همان مجلسی که استیضاح رئیس جمهور را به هر دلیلی صلاح نمی داند، تکالیف قانونی خود همانند نظارت و یا تصویب قانون هایی در راستای الزام دولت به رعایت شرایط فعلی جنگ اقتصادی را انجام دهد. گرچه دولت بار اصلی اجرایی کشور را بر عهده دارد ولی وظیفه مجلس نیز در این شرایط سخت اقتصادی کمتر از آن نیست. ضمن اینکه در گام اول اگر مجلس واقعا به دنبال کمک به معیشت مردم است تکلیف خود را با وزرایی همچون نفت – که منبع اصلی درآمد و بزرگترین نقش در شرایط فعلی را دارد- باید مشخص کند. مجلس اگر به این وظایف خود عمل کند در واقع کار بزرگتری از استیضاح در تاریخ انقلاب ثبت کرده است.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close