آخرین اخباراقتصادیایرانجهانسیاسیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

تغییر دیدگاه حسن روحانی درباره اهمیت نرخ ارز / تغییر ۴ هزار تومانی دلار تنها در ۴ روز + عکس و فیلم

حسن روحانی چهارشنبه هفته گذشته در جلسه هیات دولت از توجه رسانه‌ها و مردم به نوسانات نرخ ارز انتقاد کرد و با اعلام سهم اندک مبادلات با نرخ ارز آزاد از اقتصاد کشور،  گفت: مگر ارز خارجی در اقتصاد کشور ما چند درصد نقش دارد؟ اگر تولید ناخالص داخلی(GDP)  را برمبنای قدرت خرید یا ارزش بازار محاسبه کنیم، واردات کالا و خدمات که متکی به ارز است درصد بسیار کمی است و براساس برخی محاسبات حدود ۵ درصد و براساس برخی دیگر که ارزش و قدرت خرید را در آن در نظر نمی‌گیرند، حدود ۱۰ درصد است.

روحانی افزود: بر فرض آنکه واردات کالا و خدمات ۱۰ درصد نقش دارد، باید ببینیم که از این میزان چه مقدار با ارز ۴۲۰۰ تومان، چه مقدار با ارز حدود ۷ هزار تومان و چه میزان برای بازار سوم، می‌ماند. بازار سوم در برابر ارزش تولیدات داخلی کشور، کمتر از یک درصد و یا ۱.۳ درصد است.

رئیس جمهور با بیان اینکه نباید اقتصاد کشور را براساس این رقم محاسبه کنیم و این به دور از عدل، کارشناسی، حق و انصاف است، افزود: متخصص، نخبه و روزنامه‌نگار و سرمقاله‌نویس ما، چرا این واقعیت‌ها را به مردم نمی‌گویند و این در حالی است که امروز خدمات آموزش، بهداشت و درمان، آب و برق، گاز، بنزین، گازوئیل و انرژی، برمبنای دلار کوچه پس‌کوچه‌های فلان خیابان محاسبه نمی‌شود.

روحانی افزود: به محض اینکه دولت این موفقیت‌ها را بازگو می‌کند، عده‌ای پیدا می‌شوند و در گوشه‌ای کل اقتصاد را بر مبنای همان یک درصد، محاسبه می‌کنند و این عدالت و انصاف نیست.

* مروری بر مواضع قبلی روحانی درباره نرخ ارز

سخنان روحانی درباره ناچیز بودن سهم نرخ ارز آزاد در واقعیات اقتصادی کشور، با سخنان ۶ سال گذشته وی کاملا در تناقض است.

حسن روحانی در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ به شدت از نوسانات نرخ ارز در دولت دهم انتقاد می‌کرد. مثلا او در این باره گفته بود:  «ما شاهد هستیم که دلار بعد از چند ماه به چندین برابر قیمت افزایش پیدا می‌کند، مشکل کجاست؟ مشکل عدم مشورت، خودشیفتگی، عدم استفاده از ابزار علمی برای اداره کشور و بی‌ثباتی‌ها است.»

در دولت یازدهم که نرخ ارز ثبات نسبی داشت، آقای روحانی همواره به این موضوع اشاره می‌کرد و آن را نشانه موفقیت اقتصادی دولت عنوان می‌کرد.

حسن روحانی در برنامه تبلیغاتی که برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ ارائه کرد، به موضوع ثبات نرخ ارز اشاره کرده و گفته بود: «قیمت ارز بر اثر سیاست های اتخاذ شده از سوی دولت، کاهش تورم و ایجاد ثبات در اقتصاد، از ثبات قابل قبولی برخوردار شد در عین حال که سیاست گذار اجازه نداد تا ذخائر ارزشمند بانک مرکزی از طریق مداخله بیثمر در بازار ارز به هدر برود. چنانکه نرخ دلار از هفته منتهی به انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال ۱۳۹۲ تا اسفندماه ۱۳۹۵ ، تنها ۳.۲ درصد افزایش یافت و این در حالی بود که در فاصله سا لهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۱ ، افزایش ۲۰۰ درصدی را تجربه کرده بود.»

 روحانی سال گذشته در انتخابات ریاست جمهوری بارها نوسانات نرخ ارز در دولت دهم را مورد انتقاد قرار داد.

 سوالی که از سخنان جدید روحانی برمی‌آید این است که اگر تحولات نرخ ارز در بازار اهمیتی ندارد، دولت چرا در سال جاری این همه برای مهار آن تلاش کرد و ستاد و کارگروه تشکیل داد. اگر نرخ ارز در بازار آزاد مهم نیست، چرا آقای روحانی همواره نرخ ارز در بازار آزاد در دولت دهم را مورد تمسخر قرار می‌داد؟

افزایش ۴هزار تومانی قیمت دلار هم‌زمان با سفر ۴روزه روحانی

قیمت دلار در بازار کشورمان در ۴ روزی که حسن روحانی به آمریکا سفر کرد، به طور میانگین هر روز بیش از هزار تومان افزایش پیدا کرد.

روز شنبه ۳۱ شهریور یعنی روز قبل از سفر روحانی به آمریکا، قیمت دلار در بازار ایران ۱۴۳۹۰ تومان بود. روحانی صبح روز یکشنبه ۱ مهر به آمریکا سفر کرد و از همان روز روند افزایشی قیمت دلار، نسبت به هفته‌های قبل سرعت بیشتری گرفت.

در پایان یکشنبه یعنی اولین روز سفر روحانی به آمریکا، قیمت دلار به ۱۴۹۳۴ تومان افزایش یافت. دوشنبه قیمت دلار به ۱۶۰۰۰ تومان و سه‌شنبه به ۱۶۹۸۰ تومان افزایش پیدا کرد. چهارشنبه که آخرین روز سفر روحانی به آمریکا بود دلار به ۱۸۶۶۸ تومان افزایش پیدا کرد.

به زبان ساده در جریان ۴ روز سفر روحانی به آمریکا، ارزش دلار در بازار ایران ۴۲۸۷ تومان افزایش یافت (میانگین روزنامه ۱۰۷۱ تومان) و به همان نسبت ارزش پول ملی ایران در برابر دلار، افت کرد. به عبارت دیگر، در جریان این ۴ روز ارزش پول ملی ایران در برابر دلار آمریکا ۲۹.۷ درصد کمتر شد.

این در حالی است که در مقطع یک‌ماهه قبل از سفر روحانی به آمریکا، مجموعا ارزش دلار در بازار ایران ۳۸۸۱ تومان بیشتر شد و از ۱۰۵۰۹ تومان در اول شهریور به ۱۴۳۹۰ تومان در ۳۱ شهریور رسید، یعنی در شهریورماه به طور میانگین دلار هر روز ۱۲۹ تومان گران شد و به همان نسبت ارزش پول ایران افت کرد.

این آمار نشان می‌دهد سرعت گرانی دلار در ۴ روز سفر روحانی به آمریکا نسبت به یک ماه قبل آن ۸ برابر بیشتر شده است.

دلار بدون برجام ۳۳۰۰ تومان، با برجام ۱۸۰۰۰ تومان

آقای روحانی در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل، به قطعنامه ۲۲۳۱ که برجام ذیل آن تعریف شده، استناد کرد و نقض قطعنامه توسط آمریکا را مورد نکوهش قرار داد. اما یک روز بود آمریکا – همان ناقض قطعنامه – در نشست شورای امنیت، موضوع ایران را پیش کشید و اتهام‌ها و تهدیدهایی را متوجه ایران کرد. در این نشست رئیس‌جمهور فرانسه نیز خواستار تمهیداتی برای مهار موشکی ایران شد اما کسی که جانانه از کشورمان دفاع کرد، اوو مورالس رئیس‌جمهور بولیوی بود.

به گزارش کیهان، جالب اینکه سایت دولتی خبرآن‌لاین مدعی شده نماینده ایران در این جلسه حضور نداشت، چون در عنوان جلسه اشاره‌ای به ایران نشده بود.

درواقع شورای امنیت و قطعنامه آن عملا به شکل قانونمند، دست و پای ما را می‌بندد و تعهداتی را متوجه ما می‌کند، بی‌آن‌که کمترین مواخذه‌ای نسبت به آمریکا داشته باشد.

جالب است توجه داشته باشیم در روزگاری که قطعنامه‌های شورای امنیت را با منافع ملی خود و موازین عدالت می‌سنجیدیم و با قعطنامه‌های ضدمنافع ملی مخالفت می‌کردیم، قیمت دلار ۳۳۰۰ تومان بود اما اکنون که روحانی با احترام از شورای امنیت یاد می‌کند، نرخ دلار به ۱۸هزار تومان صعود کرده است. در آن دوره، چرخ اقتصاد ما با رونق می‌چرخید – هرچند که آزارهای تحریم‌ها هم بود – اما اکنون با رکود تورمی بی‌سابقه مواجه هستیم.

آقای روحانی درحالی ذیل شورای امنیت و قطعنامه آن سخنرانی کرد که هیچ شکایت و اعتراض رسمی نسبت به نقض قطعنامه ۲۲۳۱ انجام نشده وخود شورای امنیت به خاطر بی‌مبالاتی در این زمینه مورد اعتراض قرار نگرفته است. اما درمقابل، آمریکای ناقض قطعنامه مشغول یکه‌تازی است.

شورای امنیت بارها قطعنامه‌های تحریمی علیه ما صادر کرد اما هنگامی که پای مذاکره رفتیم و توافقی خسارت‌آمیز را پذیرفتیم که مورد تایید شورا قرار گرفت و به اجرا گذاشتیم، طرف مقابل زیر آن زد و شورا فقط تماشاچی بوده است.
گفتنی است ترامپ در شورای امنیت مدعی شد ایران به دنبال صدور خشونت و هرج‌ومرج و حامی اصلی تروریسم در منطقه خاورمیانه است.

بازی دلاری برای نابودی امید مردم

عده ای به قصد نابودی «امید ملت» با قیمت دلار بازی می‌ کنند. آنها که با خون بازی کرده‌ اند با دارایی و پول مردم بازی نمی‌ کنند؟ بازی با دلار بازی در زمین کسانی است که آماده خون‌ خواری از ملت ایران هستند​.
بازی دلاری برای نابودی امید مردم
 اندکی بعد از سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، قیمت دلار افزایش یافت…کمی بعد از تصویب FATF در مجلس قیمت دلار کاهش یافت… چند ساعت بعد از حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح در اهواز قیمت دلار افزایش یافت… یک هفته پیش به محض اعلام پمپئو، وزیر خارجه امریکا مبنی بر مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران قیمت دلار سقوط کرد… دو هفته پیش همین که جان بولتون از اصلاح سبیلش فارغ شد و به سلمانی گفت «چه خوب اصلاح کردی!» قیمت دلار به طرز صعودی افزایش یافت و…
قیمت دلار شده است معیار خوشبختی و نگون‌بختی ملت ایران! تلویزیون‌های بسیار علاقمند به سرنوشت ملت ایران! دائم به بالا و پایین شدن قیمت دلار اشاره می‌کنند و علت‌ها و دلایل این تغییر را به رفتار سیاستمداران داخلی و خارجی نسبت می‌دهند.

در این یادداشت دو طیف مخاطب خواهیم داشت:
اول مسوولان کشوری و لشکری و مسوولیت‌های‌شان در قبال وضعیت اقتصادی و رفاهی مردم و دوم ملت ایران، امیدها و یأس‌ها، ترس‌ها و اضطراب‌ها، امنیت معیشت یا سردرگمی و بلاتکلیفی معاش. چون نگران هستم دامنه بحث به جزییات تخصصی علم اقتصاد وارد شود فلذا با طرح سوال و ارائه پاسخ، چارچوب موضوع را تعیین می‌کنم:

اول: آیا تغییرات سریع قیمت دلار در ایران این روزها، به تحولات اقتصادی مربوط است یا موضوعات سیاسی تاثیرگذارتر هستند؟ حقیقت آن است که در اقتصاد کلان، زمان پاسخ بازار به یک تصمیم جدید اقتصادی بین پنج تا هشت ماه برآورد می‌شود. بنابراین تغییرات نرخ ارز نمی‌تواند عاملی شبیه تصمیمات اقتصادی یا وضعیت اقتصادی داخلی داشته باشد. پس تقریبا تمام تغییرات نرخ ارز، عواملی سیاسی و روانی دارد. ذهنیت جامعه نمی‌تواند به قول‌های مسوولان اقتصادی یا سیاسی اعتماد کند. دلیل این بی‌اعتمادی را باید در حرف‌های بی‌پشتوانه، تصمیمات خلق‌الساعه و صدور آیین‌نامه‌ها و قوانین جدید در حوزه اقتصاد دانست.

مردمی که به توصیه اقتصادی رییس‌جمهور عمل کردند و خوشبین بودند که قیمت ارز به زودی مهار می‌شود، امروز خود را زیان‌دیده و نادم می‌دانند. ممکن است بعضی دوستان بگویند این تغییرات اگر چه کار دولت و بانک مرکزی نیست لیکن به نفع دولت و نهادهای اقتصادی دولت است در کنترل نقدینگی کشور. شاید این حرف اندکی درست باشد، اما آیا هزینه بی‌اعتمادی عمومی مردم به دولت نسبت به فایده جمع‌آوری و کنترل نقدینگی کشور، هزینه گزافی نیست؟ اگر رییس‌جمهور اعتماد مردم و رای‌دهندگانش را از دست بدهد در واقع منشا اقتدار و باور به کارآمدی‌اش را نزد آنها از دست داده است و در این صورت، فرماندهی رییس دولت بر ارکان اقتصادی حکومت عملا زیر سوال می‌رود.

دوم: آیا بحران‌های سیاسی در عرصه منطقه و جهان شرط لازم و کافی است برای افزایش غیرعادی قیمت ارز در کشور؟

به نظر نمی‌رسد کسی بتواند تاثیر وقوع بحران را در اقتصاد ملی انکار کند. بحران‌ها به معنی وقایع پیش‌بینی ‌نشده هستند. وقتی اتفاقی در عرصه منطقه و جهان رخ می‌دهد اولین مساله‌ای که به ذهن وارد می‌شود، ایجاد خسارت‌های مادی است و معنوی.

خسارت‌های مادی به سرعت تبدیل به عاملی می‌شوند برای برهم زدن تعادل اقتصادی. باید هزینه‌هایی را که قبلا تخصیص نیافته‌اند به موضوع بحران تخصیص داد. همین جابه‌جایی یک مفهوم ثانوی دارد. در جایی دیگر پول کم می‌آید. اثر تورمی طولانی‌تر شدن یک پروژه همان مفهوم کاهش ارزش پول ملی است. این حرف کاملا روشن است و محل مناقشه نیست. اما خسارت‌های معنوی یا روحی مهم‌ترین آسیب یا خسارت روحی به یک جامعه از دست رفتن امید است. می‌شود در میانه جنگ بود و امیدوار بود و می‌شود در صلح و امنیت زیست اما اضطراب و ناامیدی و حرمان، امان از آرامش روانی و پایداری روحی‌ات برباید. «ناامیدی» ربطی به «حال» ندارد. ناامیدی خسارتی است که «گذشته» می‌سازد ولی محل مصرفش «آینده» است.

خلاصه اینکه «ناامیدی» که ریشه در رفتار گذشته حکومت دارد، عامل ایجاد خسارت و آسیب روحی است به جامعه و آن آسیب مردم را وامی‌دارد به رفتار فردگرایانه برای نجات شخصی که طبعا علیه منافع جامعه کار می‌کند.

سوم: آیا تغییرات لحظه‌ای دلار، واقعی است؟

برای پاسخ به این پرسش خوب است ابتدا بدانیم آیا دلار یک وسیله مبادله است یا یک کالای سرمایه‌ای؟

اگر دلار «وسیله مبادله» یا «ابزار واردات و صادرات» باشد قیمت آن در سیستم واردات و صادرات تعیین می‌شود. یعنی برای واردات کالاهای اساسی تکلیف دلار روشن است. برای تبادل در شبکه نیما هم تکلیف دلار تقریبا روشن است. اما برای کسانی که قرارشان ورود کالا به صورت قاچاق است تکلیف روشن نیست! و مگر این اتفاق نمی‌تواند مانع ورود کالای قاچاق به کشور شود؟

البته دلار در کشور ما بین خانواده‌ها کارکرد دومی هم دارد. کالای سرمایه‌ای! خانواده‌ها پس‌انداز خودشان را از بانک‌ها خارج می‌کنند و دلار می‌خرند. این دلار دیگر «ارز» نیست یک کالاست. قیمتش را هم عرضه تعیین می‌کند و تقاضا! یک بازار غیررسمی؛ بدون کنترل دولت یا نهادهای نظارتی؛ بدون کوچک‌ترین تضمین یا تعهدی…

مردم ناچار ما برای ثبات ارزش دارایی‌های‌شان دلار می‌خرند بدون آنکه حتی بدانند این کاغذی که می‌خرند اصلی است یا جعلی؟ قیمتش همین است یا قیمتی نادرست و غیرعادی دارد.

دولت عملا خودش را از دخالت در این بازار غیررسمی که بیشتر کارکردی شبیه «قمارخانه‌ها» دارد، معاف کرده است. مردمی که در آینده نزدیک ممکن است ضررهای کلان کنند و دارایی‌های‌شان که می‌خواستند از بین نرود و به همین دلیل با دلار معاوضه کردند هموطن، همشهری و اعضای خانواده ما هستند. بی‌مسوولیتی دولت در آشفته بازار غیررسمی ارز، فضیلتی برای هیچ نهادی به حساب نمی‌آید. این مردم دارند خودشان، خودشان را مجازات می‌کنند. تقاضای زیاد و غیرعادی برای هر کالایی برای آن کالا قیمتی مصنوعی می‌سازد. هجوم مردم به بازار غیررسمی ارز قیمت آن را بی‌محابا بالا می‌برد چنان که بی‌محابا بالا رفته است. روزی که صعود قیمت دلار متوقف شود چه کسی پاسخ این خسارت‌ها را که بی‌مسوولیتی نهادهای اقتصادی تشدیدکننده آن است، خواهد داد؟

کالایی که در اختیار ماست قیمتش را دیگران تعیین می‌کنند این «دیگران» حتی معلوم نیست چه کسانی هستند؟ شاید همان‌ها باشند که عده‌ای را همین هفته اجیر کردند برای به خاک و خون کشیدن بی‌گناهی از ملت‌ ما! این «دیگران» به قصد نابودی «امید ملت» با قیمت دلار بازی می‌کنند. آنها که با خون بازی کرده‌اند با دارایی و پول مردم بازی نمی‌کنند؟ بازی با دلار بازی در زمین کسانی است که آماده خون‌خواری از ملت ایران هستند​.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close