تلاش دولتی‌ها برای عصبانی کردن مردم/ از واریز نشدن یارانه آذر تا خنده‌های بنزینی روحانی +عکس

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=10732

در شرایطی که کشور نیاز به آرامش اقتصادی و روانی داشت و هنوز قدرت خرید مردم که در اثر افزایش نجومی قیمت ارز از بین رفت برنگشته بود، دولت تصمیم گرفت قیمت بنزین را که یکی از شاخص‌های اصلی و تاثیرگذار بر اقتصاد کشور است افزایش دهد.

گرچه ممکن است برخی کارشناسان- که تاکنون اسامی و تخصص آنها اعلام نشده- با این تصمیم دولت موافق بوده و برای مدل و میزان افزایش و سهمیه بندی براساس محاسبات اقتصادی به جمع بندی رسیده باشند، اما همچنان علامت سوال‌های بزرگی در خصوص زمان و فرم اجرای این سیاست وجود دارد.

بیشتر بخوانید:

اما در این میان آنچه عجیب به نظر می‌رسد بی‌توجهی و در برخی موارد تعمد برخی مسئولان دولتی در از بین بردن امنیت روانی جامعه است که همچون ریختن بنزین بر آتش خشم و اعتراض مردم، زمینه را برای موج سواری و سواستفاده معاندین، اشرار و ضدانقلاب مهیا می‌کند.

موارد زیر تنها برخی از نمونه‌هایی است که مسئولین دولتی در مدت زمان کوتاه پس از اجرای طرح افزایش قیمت بنزین در محافل عمومی و رسانه‌ای مطرح کردند که هرکدام می تواند به عصبانیت بیشتر مردم منجر شود.

یارانه‌ نقدی که تکذیب شد!

دو روز بعد از اعلام سهمیه‌بندی بنزین و درست در زمانی که همه مردم از تصمیم یکباره دولت در شوک روانی قرار داشتند و طبیعتا هیچ نقطه مثبتی در قبال این تصمیم در مقابل خود نمی‌دیدند بجز مبلغ اندکی که قرار بود تحت عنوان یارانه به حسابشان واریز شود، ناگهان خبری در شبکه‌های مجازی به نقل از حسین میرزایی سخنگوی ستاد شناسایی طرح حمایت معیشتی دست به دست شد که علامت سوالی بود بر پرداخت یارانه معیشتی.

براساس مصاحبه این مسئول دولتی، کمک معیشتی و حمایتی دولت مانند یارانه نقدی نیست، بلکه به صورت اعتبار ریالی در همان شماره حساب متعلق به یارانه نقدی به حساب سرپرستان خانوار واریز می‌شود و این کمک معیشتی مانند سبد کالا که در گذشته پرداخت شد به صورت غیرنقدی است.

طرح این مسئله که واریز به حساب‌ها بصورت پول نقد نیست فارغ از صحت و سقم آن، در شرایط ملتهب آن روزها که تنها دلخوشی مردم بخصوص اقشار فرودست اندک امیدی بود که به همین بسته معیشتی داشتند یکی از زمینه‌های افزایش اعتراضات شد.

پاسخ سر بالا به سوال پرتکرار مستاجران

دومین اظهار نظر عجیب و قابل تامل نیز مجدد مربوط است به حسین میرزایی سخنگوی ستاد شناسایی طرح حمایت معیشتی و سخنی که او در خصوص علت حذف برخی افراد از دریافت یارانه معیشتی گفته بود.

وی که با رادیو اقتصاد سخن میگفت در پاسخ به سوالاتی در خصوص اعتراض برخی اقشار با درآمد پایین و اجاره نشین به قرار نگرفتن در لیست دریافت کنندگان یارانه معیشتی گفت: گاهی برخی از مستاجران با اجاره بهای ۴۰ میلیونی مبادرت به اجاره منزل در مناطق شمالی شهر می‌کنند، بنابراین نداشتن املاک از شروط دریافت خدمات طرح معیشتی نمی‌شود.

واکنش مجری صداوسیما به اظهارات میرزایی

واضح است طرح چنین ادبیاتی در پاسخ به سوالی که تخاطب اصلی آن اقشار کم‌درآمد و اجاره نشین است، تا چه اندازه می‌تواند به عصبانی تر شدن قشر متوسط و رو به پایین کشور منجر شود.

متاسفانه آنچه مشخص است فردی که قرار است مسئول پاسخگویی باشد از حداقل‌های حرفه خود که توجیه و آرام کردن فضای جامعه است نیز برخوردار نیست و با قیاس اشتباه بین افرادی که حتی درآمدشان به ۴۰ میلیون ریال نیز نمی‌رسد با افرای که برای اجاره خانه ۴۰ میلیون تومان پرداخت می‌کنند قشر متوسط را ناراضی‌تر می‌کند.

از سرک کشیدن به حساب‌ها تا سامانه‌ای که از همان ابتدا مشکل داشت

از زمانی که اعلام شد قرار است کمک معیشتی در سه نوبت به حساب مردم واریز شود، می‌شد حدس زد که این اقدام دولت که البته دلیل منطقی‌ای نیز برای آن اعلام نشد، می‌تواند تبدیل به پاشنه آشیل اجرای این سیاست شود. اما با این حال مردم تا پایان مرحله سوم واریز صبر کردند تا ببینید آیا شامل دریافت این بسته حمایتی می‌شوند یا نه؟

بلافاصله بعد از پایان واریز مرحله سوم، اعتراضات چندین میلیون نفر که وضع مالی خوبی نداشتند و خود را مستحق دریافت بسته حمایتی جدید می‌دیدند شروع شد. به عبارت دیگر حداقل ماجرا این است که بخشی از مردم که از نظر درآمدی وضعیت مناسبی نداشتند مشمول دریافت یارانه های جدید نشدند اما در طرف مقابل افرادی که به ظاهر از نظر مالی اوضاع بهتری دارند این مبلغ به حسابشان واریز شد.

در این میان آنچه بیش از پیش باعث عصبانیت مردم شد این بود که مسئولان دولتی بارها اعلام کردند و اطلاعیه دادند که اگر افرادی نسبت به عدم دریافت یارانه بنزین معترض هستند از طریق سامانه #۶۳۶۹* اعتراضشان را اعلام کنند اما آنچه در عمل اتفاق افتاد این بود که حتی دولت در آماده‌سازی یک زیرساخت ساده برای این منظور نیز ناتوان بود بطوریکه می‌توان گفت روز اول اعلام سامانه با اخلال مواجه بود.

همین نارسایی در کنار سایر موارد نظیر شوک افزایش قیمت بنزین، عصبانیت واریز نشدن بسته حمایتی و… بر التهاب روانی جامعه افزود.

اما قسمت بعدی ماجرا پس از این اتفاق است، هنگامی که توضیحات احمد میدری معاون وزیر رفاه در برنامه زنده تلویزیونی در خصوص سرک کشیدن به حساب‌های افراد متقاضی یارانه جدید مجددا باعث نارضایتی مردم می شود.

گرچه ماجرای دسترسی دولت به حساب های بانکی مردم از ابتدا جز برای دلالان و قاچاقچیان و افراد با تراکنش‌های مالی مشکوک، مسئله مهمی نبود و صرفا با جو روانی رئیس جمهور و برخی دولتی‌ها تبدیل به دغدغه مردم شد اما اعلام این مسئله از سوی مسئولان این طرح آنهم در شرایطی که حدود دو هفته قبل رئیس جمهور در سفر استانی خود بازهم از مخالفت با سرک کشیدن به حساب‌ها سخن گفته بود دیگر بار روانی بود که بر دوش مردم گذاشته شد.

بعلاوه اینکه برای برخی مردم نیز این سوال پیش آمد که به احتمال زیاد سامانه‌هایی که دولت براساس آن اقدام به واریز یارانه کرد، بروز نبوده و بر همین اساس نیز الان مجبور است برای واریز یارانه به حساب مردم دسترسی پیدا کند.

 واکنش منفعلانه وزیر صنعت به گرانی

وزیر صمت از جمله مسئولانی بود که پس از اجرای سیاست تغییر قیمت بنزین بارها در اظهارنظرهای خود به مردم اطمینان داد که جلوی هر نوع گرانی کالاها را می‌گیرد. فارغ از این مسئله که آیا از این دولت می‌توان انتظار چنین مواجهه‌ای را با بازار داشت یا نه، آنچه تاکنون مغفول مانده اعلام برنامه مدون و جدی از سوی مسئولان برای مقابله با افزایش قیمت‌هاست.

اما در این میان اظهار نظر اخیر وزیر صمت که گفته بود: افزایش قیمت بنزین باعث افزایش کرایه‌ها شد که نباید می‌شد، تاثیر دیگری گذاشت بر اذهان عمومی مردمی که نسبت به افزایش قیمت‌ها نگرانی داشتند.

وی در بخش دیگری گفته بود: برخی از گرانی‌ها تاثیر طبیعی دارد و وقتی بنزین از هزار تومان به هزار و ۵۰۰ تومان رسیده قطعاَ یک تاثیری بر برخی از کالاها خواهد داشت.

به عبارت دیگر این نوع طرح مسئله از سوی مسئولان مستقیم در امور اقتصادی کشور که با انتشار گسترده در فضای مجازی و شبکه‌های خارجی همراه شد، این دیدگاه را برای مردم نمایان می‌کند که این مسئولین توانایی کنترل بازار را ندارند و تنها همچون افراد عادی جامعه از افزایش قیمت‌ها ابراز تاسف می‌کنند.

همزمانی وعده‌های چندین باره وزیر صمت مبنی بر کنترل بازار و بالا رفتن قیمت برخی کالاها نظیر “گوجه فرنگی”، ارز، برخی خودروها و … زمینه ساز بی اعتمادی مردم به وعده ها می‌شود. در این زمینه می‌توان به نطق میان دستور رحیم زارع عضو کمیسیون اقتصادی مجلس اشاره کرد که گفت: محصولات فولادی تا ۱۵ درصد افزایش قیمت داشته است. کرایه وانت بارها ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. کرایه تاکسی‌های درون و برون شهری ۳۰ درصد، کود شیمیایی ۲۵ درصد، گوجه ۷۰۰ درصد افزایش قیمت داشته است.هر کیسه آرد ۱۳۰۰ تومان افزایش قیمت داشته است. داروها نایاب و گران شده‌اند. گاز مایع ۴۰ درصد، ماهی ۲۵ درصد، برنج وارداتی ۲۵ درصد و تخم مرغ ۶ درصد افزایش قیمت داشته است.

یارانه یک ماه پرید!

همانطور که پیش از این نیز گفته شد، تنها اتفاقی که می‌تواند منجر به کاهش بخشی از نارضایتی‌ها از عملکرد دولت در مدل افزایش قیمت بنزین شود، پرداخت یارانه معیشتی به مردم است. اما روز گذشته خبری در خصوص زمان پرداخت این یارانه از سوی رئیس سازمان برنامه و بودجه اعلام شد که در صورت اجرا می‌تواند اعتراضات مردم از افزایش قیمت‌ها را دو چندان کند.

طبق اعلام نوبخت، مرحله بعدی واریز یارانه معیشتی بنزین بجای آذرماه، دی ماه خواهد بود و این بدان معناست که ماه جاری هیچ یارانه‌ای بابت افزایش قیمت بنزین پرداخت نخواهد شد. مسئله‌ای که در فضای غبارآلود فعلی اقدامی غیرمنطقی، نسنجیده و تنش‌زاست.

طرح این موضوع از سوی رئیس‌سازمان برنامه و بودجه مبنی بر پس‌پرداخت بودن یارانه معیشتی پس از دوره یک ماهه افزایش قیمت بنزین در حالی است که براساس اطلاعات رسمی و موجود رهبرانقلاب به رئیس‌جمهور توصیه کرده بودند باید یارانه معیشتی قبل از آغاز افزایش قیمت بنزین به حساب مردم واریز میشد.

به عبارت دیگر از این سخن نوبخت اینطور برداشت می شود که دولت علاوه بر اینکه حتی حاضر نیست با یک جابجایی مالی ساده، عواید حاصل از افزایش قیمت را بجای پس‌پرداخت بصورت پیش‌پرداخت به حساب مردم واریز کند، بلکه نسبت به دستور صریح رهبرانقلاب نیز بی‌توجه است.

بر همین اساس لازم است هرچه زودتر این نحوه واریز یارانه تغییر کند تا شاهد بی‌تدبیری دیگری در اجرای سیاست اصلاح قیمت بنزین نباشیم.

آیا روحانی از افزایش قیمت بنزین خبر نداشت؟

در شرایطی که کشور نیاز به آرامش دارد، توقع و وظیفه همه مسئولان باید پرهیز از تنش زایی و تحریک افکار عمومی باشد. اما رئیس‌جمهور گویی کاملا بی‌توجه به مسایل اخیر و خساراتی که تصمیم نه چندان حساب شده افزایش قیمت بنزین بر کشور وارد آورد، در جریان سفر یکروزه‌ای که به استان آذربایجان شرقی داشت، روایتی از اجرای افزایش قیمت بنزین مطرح کرد که صدای اعتراض طیف حامیان او را نیز درآورد.

روحانی در جلسه شورای اداری استان آذربایجان گفت: اصلاح قیمت بنزین را به وزیر کشور واگذار کردم و اعلام کردم هر وقت در شورای امنیت شرایط را مناسب دیدید، اجرا کنید و من حتی آن روزی که اجرا شد، خبر نداشتم و من هم مثل شما صبح دیدم قیمت تغییر کرده است و اعلام کرده بودم که به من هم نگویید.

طرح این سخنان و با این لحن همراه با خنده از سوی رئیس‌جمهور در شرایط فعلی جامعه، جز نشان دادن اینکه مسئولین نسبت به اوضاع مردم بی‌تفاوت هستند نمود دیگری ندارد و همچون تیری است که به سمت اذهان مردم شلیک می‌شود.

لزوم برخورد قضایی با مسئولان “بی‌تدبیر”

همانطور که پیش از این رئیس قوه قضائیه در بیانیه‌ای به سازمان بازرسی کل کشور دستور داد ضمن نظارت دقیق بر محل هزینه کرد درآمدهای ناشی از افزایش قیمت بنزین و ایفای وظایف دولت در جهت جلوگیری از افزایش قیمتها، اجرای کامل تعهدات دولت در برابر مردم از جمله پرداخت به موقع و منظم یارانه‌ها را مستمرا پیگیری نماید، اکنون از این مجموعه نظارتی توقع می‌رود نسبت به مواردی که سبب می‌شود امنیت روانی جامعه تحت تاثیر قرار بگیرد ورود و نتیجه را نیز برای افکار عمومی اعلام کند.

بلاشک مواجهه قضایی با افرادی که کم‌کاری کردند، یا نسبت به افزایش قیمت‌ها بی‌تفاوت بودند و یا در سیر پرداخت به موقع و منظم یارانه‌ها اخلال ایجاد کردند و به طرق مختلف التهاب جامعه را افزایش دادند می‌تواند امیدی برای مردم ایجاد کند که مسئولینی که در وظایف خود کوتاهی کنند به سرعت محاکمه می‌شوند.

اخیرا سرلشکر جعفری فرمانده سابق سپاه پاسداران در خصوص محاکمه مسئولانی که با بی تدبیری زمینه‌ساز ناآرامی‌ها می‌شوند، گفته بود:

برخورد قضایی با آشوبگران، غارتگران بیت‌المال و تروریست‌های مردم‌نما یک امر طبیعی است و در همه کشورها هم انجام می‌شود. اما سوال اساسی این است که چرا با مسببین و زمینه سازان چنین فضایی که با بی‌تدبیری و بی‌توجهی به مردم، تصمیمی را بد اجرا می‌کنند و زمینه را برای ناامنی‌ها ایجاد می‌کنند، برخورد نمی‌شود؟ شعار این دولت، تدبیر و امید بود؛ در انجام مسائل اجرایی، چه امیدی برای مردم باقی گذاشته‌اند؟ به نظرم دستگاه‌ قضایی در اینجا وظیفه مهمی دارد. ضمن آنکه برخوردها با فساد، اختلاس و سواستفاده به صورت قاطعانه ادامه یابد، لازم است با سوءتدبیرها، بی توجهی‌ها و سوء مدیریت‌ها هم برخورد قانونی شود. این مسیر متاسفانه تاکنون در جمهوری اسلامی باز نشده و باید باز شود تا مسئولین نسبت به تصمیماتی که می‌گیرند و یا نحوه اجرای تصمیمات، در محاکم مربوطه پاسخگو باشند.

دولت روحانی با معیشت مردم شوخی می‌کند؟/ از «شوک نیمه شب گرانی» تا «بسته به شما تعلق نمی‌گیرد»!

امیر حمزه نژاد: این روزها که حرف از یارانه معیشتی و کمکی به میان می آید بسیاری بیان می کنند  با وجود وعده دولتمردان که قرار بود همه سود حاصل از سهمیه بندی بنزین به جیب مردم برود، برخی از افراد یارانه کمکی دریافت نکرده اند.

در همین راستا، «محمد باقر نوبخت» رئیس سازمان برنامه و بودجه در برنامه زنده نگاه یک گفت: «حتی درآمد حاصل از صادرات بنزینی که در مصرف مردم صرفه‌جویی یا از قاچاق کاسته می‌شود نیز به مردم بازگشت داده می‌شود و هیچ درآمدی از افزایش قیمت یا صادرات بنزین به جیب دولت نمی‌رود.»

اما «محمد شریعتمداری»، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پاسخ به سؤالی در مورد ملاک‌های پرداخت کمک هزینه معیشتی به خانوارها و گلایه برخی از مردم گفت: «قطعاً بدون بررسی وسع مالی و اطلاعات مالی افراد نمی‌توان سبد حمایتی معیشتی پرداخت کرد و ما شرایطی فراهم کردیم که با همکاری وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات با کد دستوری #۶۳۶۹* کسانی که فکر می‌کنند استحقاق دریافت سبد معیشتی خانوار دارند، از طریق این کد دستوری تقاضای خود را وارد کرده و کد رهگیری دریافت کنند و با برقراری اینترنت مردم می‌توانند به راحتی به سامانه یاد شده وصل شوند.»

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: « کسانی که تقاضای خود را در این کد دستوری ارائه می‌کنند در واقع اجازه می‌دهند دولت با بررسی بیشتر در مورد وضع مالی آنان و بررسی حساب‌های بانکی متقاضی اگر شرایط لازم را داشتند و جزء طبقات متوسط و کم درآمد بودند از زمان شروع طرح حمایتی مبالغ را دریافت می‌کنند و اگر مشمول نشدند پرداخت نمی‌شود.»

شریعتمداری افزود: «برای ۶۰ میلیون نفری که سبد کمک معیشتی پرداخت شده است بدون بررسی اطلاعات مالی نبوده است و آنهایی که مثلاً دارای ملک بیشتر از یک میلیارد تومان بوده‌اند یا درآمدهای دیگری داشته و افرادی که خودروی بیش از ۵۰۰ میلیون تومان یا سه سفر خارجی غیر زیارتی در سال داشته‌اند جزو افراد با تمکن مالی به شمار می‌روند و این افراد با آنهایی که این امکانات مالی را ندارند تفاوت دارند.»

با این اوصاف دولت دو رویکرد را در اعطای یارانه معیشتی به مردم در پیش گرفته است. اول اینکه بتواند حساب ها و اموال آنان را وارسی کند و از سوی دیگر اگر کسی خانه‌ای یک میلیاردی داشته باشد مشمول دریافت یارانه کمکی نمی شود. همچنین اگر فردی سفری بیش از سه بار به خارج از کشور داشته است نیز نمی تواند یارانه معیشتی دریافت کند.

به نظر می رسد دولت کم کم شاخص های دریافت کمک های یارانه ای را سنگین تر می کند و حلقه را در جهت عدم ارائه یارانه های نقدی تنگ تر می کند به گونه ای که احساس می شود گویی دولت در این طرح قصد شوخی با مردم را دارد. شوخی که در این شرایط خاص ممکن است باعث عصبانیت عده ای شود. این درحالی است که دولت بایستی با کمک معیشتی هم مشکلات مردم را حل کند و هم اینکه جامعه را آرام تر و به قول و قرارهایش عمل کند.

از یکسو قرار بود سود حاصله از این کار به جیب مردم برود و با همین وعده این طرح اجرایی شد. حالا بیان می شود فردی که خانه ای یک میلیاردی دارد مشمول دریافت چنین کمکی نمی شود.

این در شرایطی است که اصل مبلغی که دولت قرار است به مردم تحت عنوان یارانه معیشتی واریز کند چندان رقم در خور توجهی با توجه به تورم و گرانی نیست. از سوی دیگر اگر قیمت خانه و خودرو گران شده این موضوع به سبب تورمی است که ایجاد شده است و آنهم به عملکرد دولت درحوزه اقتصادی باز می گردد.

اینکه دولت می گوید هر که ملک یک میلیاردی دارد مشمول دریافت یارانه کمکی نمی شود، چندان شاخص درستی نیست.خانه یک میلیاردی داشتن امروز سرمایه داری محسوب نمی شود. بسیاری از افراد بوده اند که توانسته اند با مساعدت محل کار خود و یا وام هایی که گرفته اند در زمان قدیم خانه ای بخرند و امروز با رشد روز افزون تورم خانه شان ارزشی بالای یک میلیارد پیدا کرده است.

بنابراین بسیاری از افرادی که در شهر تهران با خانه های متری بالای چند میلیون تومان زندگی می کنند یارانه معیشتی را از دست داده اند. این درحالی است که این افراد در این خانه ها زندگی می کنند و قرار نیست خانه و کاشانه خود را بفروشند و از آن ارتزاق کنند. یعنی این خانه جزو درآمد آنها محسوب نمی شود و تنها سرپناهی برای گذران زندگی شان است. با این حساب خیلی از افراد از طرح اعطای یارانه معیشتی حذف می شوند.

دولت درحالی با این شاخص ها به سراغ اعطای یارانه معیشتی مردم می رود که مسئولان و کارشناسان این سئوال مهم را دارند که درآمد حاصل از افزایش قیمت سوخت کجا هزینه می‌شود؟

دولت بایستی میزان و محل درآمد حاصل از افزایش قیمت سوخت را به‌صورت شفاف به مردم اعلام کند. گفته می‌شود درآمد دولت از افزایش قیمت سوخت ۳۰ هزار میلیارد تومان است اما مطابق آماری که برخی از کارشناسان ارائه داده اند درآمد حاصل از افزایش قیمت بنزین ۷۰ هزار میلیارد تومان است که در اینجا ۴۰ هزار میلیارد تومان تفاوت وجود دارد و باید برای مردم شفاف شود.

وقتی از خیلی‌ از افراد که شرایط دریافت یارانه حاصل از افزایش قیمت سوخت را دارند سؤال می‌شود، می‌گویند این یارانه به حسابشان واریز نشده است و حالا دولت با شاخص های جالب توجه بیان می کنند که بسیاری از مردم از حق اعطای یارانه معیشتی محروم شده اند.

آقای روحانی! ما مشکوکیم!

مرور «بگم بگم»های روحانی/ تهدیدهایی که فقط به «می‌گویم» ختم شد!

مهدی محمدی تحلیلگر مسائل سیاسی و بین الملل طی یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت:

با گذشت حدود یک هفته از ناآرامی های آبان ۹۸، برخی سوال های بسیار آزاردهنده وجود دارد که نمی توان از پرسیدن آنها صرف نظر کرد. مهم ترین سوال که بدون یافتن پاسخی قانع کننده برای آن اساسا عبور از وضعیت فعلی ممکن نیست، این است که واقعا هدف آقای روحانی از سهمیه بندی بنزین، به این روش خاص و در این زمان خاص، چه بود؟ برای پیدا کردن جواب این سوال هر چه بیشتر گشتیم کمتر یافتیم. سوال های بسیار مهمی هست که آقای رییس جمهور باید برای شفاف شدن نیت خود از این کار، به طور کاملا روشن به آنها پاسخ بدهد و اگر پاسخی نداد یا نداشت، که بعید می دانم داشته باشد، آن وقت به صراحت می توان نتیجه گرفت یک اقدام کاملا مشکوک از جانب او رخ داده که محتاج رسیدگی های بسیار جدی بعدی است. من نیک واقفم که این بحثی مهیب است اما شواهد، چنان جدی است که برگزار کردن موضوع به تعارف یا مجامله، می تواند پیامدهایی خطرناک برای کشور داشته باشد.

نخستین حقیقت مهم این است که در میان کابینه آقای رییس جمهور، همه -یا تقریبا همه- با این تصمیم مخالف بوده اند. حتی وزیر خارجه او نیز به خود جرئت داده و مخالف خود را ابراز کرده اما رییس جمهور با اشاره به نابلدی آقای ظریف در سیاست داخلی، سخن او را به هیچ انگاشته است.

لازم به توضیح نیست که در اینجا بحث بر سر اجرای این سناریو خاص از هدفمندی یارانه بنزین، در این زمان خاص است نه اصل اجرای این طرح که از مدت ها قبل قانون مصوب بوده و کسی با آن مخالفت نداشته است. رییس جمهور باید بگوید در حالی که اصلی ترین اعضای دولت او با این کار مخالف بوده اند، او به اتکای چه کسانی و با کدام تحلیل، طرحی چنین حساس و-شاید حتی باید گفت خطرناک- را در این زمان خاص اجرا کرده است. برخی خبرها می گوید آقای رییس جمهور در این مورد خاص، به مشورت های تیمی از مشاوران عمل کرده که سال ۹۶ هم در کنار او بودند و همین حالا نیز وقتی از آنها می پرسند این چه فاجعه ای بود خلق کردید، با خونسردی پاسخ می دهند: «اتفاق خاصی نیفتاده»!

یک دیدگاه دیگر، که برخی بزرگان اصلاح طلب هم از آن طرفداری می کنند این است که رییس جمهور کاملا خودسرانه و بدون آنکه به خیرخواهی ها و مشورت های دیگران کوچکترین اعتنایی کند این تصمیم را گرفته و در جلسه سران بر آن اصرار ورزیده است. هر کدام که باشد، آقای روحانی باید روشن کند این خسارت بزرگ را با اتکا به کدام تحلیل به کشور وارد آورده و چرا مخالفت های تقریبا قریب به اتفاق اعضای کابینه خود را نادیده گرفته است؟ آن چه هدف ویژه ای بوده که برای رسیدن به آن باید همه این هشدارها دور ریخته می شده است؟

نکته دوم این است بر اساس اطلاعات موجود، آقای روحانی به تبعات امنیتی اجرای طرح به این شکل و در این زمان خاص، واقف بوده اما برآوردهای دستگاه های امنیتی مختلف از جمله وزارت اطلاعات را -که قاعدتا آقای رییس جمهور نباید درباره آن بدگمان باشد- با وجود اینکه در همه آنها هشدار داده شده بود این طرح می تواند به نتایج امنیتی ناگواری منجر شود، عالما و عامدا نادیده گرفته است. برای رییس جمهوری که خود را متخصص امنیت ملی می داند این سوال بزرگی است که چه چیز او را چنین بی پروا کرده که باعث شده به هیچ کدام از این هشدارها توجه نکند.

برخی شنیده ها حکایت از آن دارد که آقای رییس جمهور در جلسه روز چهارشنبه (روز قبل از اجرای طرح) کابینه، هشدار جدی وزیر اطلاعات را -که در نوع خود ظاهرا پدیده نادری است- نه تنها وارد ندانسته بلکه او را ریشخند و استهزا هم کرده است. ظرف دو هفته گذشته، در این کشور خون هایی به زمین ریخته شده و برای جنایت ضد انقلاب و اوباش علیه مردم زمینه و ظرفیتی فراهم شده که رییس جمهور هشدار لازم را برای پیشگیری از اجرای آن دریافت کرده بود اما به آن اعتنا نکرد.

پرسش این است که چرا؟ ریشه این ریسک چیست و آقای روحانی چه جوابی به این ابهام بزرگ دارد؟ آیا ما حق داریم برخی تحلیل ها را جدی بگیریم که عقیده دارد آقای روحانی اساسا حدی از آشوب و ناآرامی را به ضرر خود نمی داند و از آن استقبال هم می کند؟ و یا، آیا می توان این حرف را جدی گرفت که رییس جمهور در آستانه انتخابات برنامه ای دارد که بی ثبات سازی کشور، جزء ضروری آن است؟ ضمن اینکه این نکته را هم در نظر بگیرید که برای فهم اینکه سهمیه بندی بنزین با این سناریو، اقدامی خطرناک است چندان نیازی به هشدار دستگاه های امنیتی و متخصصان امنیت ملی نبوده است. آقای رییس جمهور اگر اخبار هواشناسی را هم چک می کرد -که بعید می دانم نکرده باشد- لابد می فهمید که در یک روز برفی نباید شوکی مانند گرانی سه برابری بنزین را به مردم وارد کرد، تحلیل های امنیتی پیشرفته که جای خود دارد!

سومین سوال این است که رییس جمهور از اجرای این سناریوی خاص هدفمندی یارانه سوخت در این زمان بسیار حساس که توطئه دشمن در اوج است و مردم زیر فشار تورمی شدید قرار دارند، دقیقا کدام نفع مشخص، ملموس و قابل دفاع اقتصادی را تعقیب می کرده است؟ تا آنجا که من تفحص کرده ام تقریبا همه اقتصاد دانان اجماع دارند که این سناریو هیچ نفع اقتصادی مشخصی برای هیچ طرفی ندارد؛ و سناریوهای بسیار بهتر با منافع مشخص تر و قابل دفاع تری وجود داشته که رییس جمهور تمامی آنها را کنار گذاشته است. می دانیم که این مقدار افزایش قیمت در میان مدت، تاثیر جدی روی مصرف نخواهد داشت و اگر بناست با فشار قیمتی مصرف کنترل شود، قیمت باید بسیار بیش از اینها رشد کند.

این نوع قیمت گذاری و سهمیه بندی مشکل قاچاق را هم حل نمی کند چرا که با توجه به نرخ بنزین در کشورهای همسایه ایران، همچنان قاچاق بصرفه است و دولت برای کنترل آن باید کارهای بسیار ساده تری از جمله کنترل پمپ بنزین ها در استان های مرزی انجام بدهد که به دلایل نامشخص تاکنون حتی یک قدم هم به سمت آن برنداشته است.

پول حاصل از این نوع هدفمندی هم که دولت می گوید آن را به شکل یارانه میان طبقات نیازمند توزیع خواهد کرد به هیچ وجه جبران تورم ایجاد شده در ماه های گذشته را هم نمی کند، چه رسد به موج جدیدی تورمی که احتمالا در ماه های آینده ایجاد خواهد شد و همین پرداخت نقدی یکی از ریشه آن است.

همین حالا، حداقل در ۳ نظرسنجی معتبر که همین هفته انجام شده مردم می گویند حتی اگر یارانه پرداختی به آنها دو برابر شود موافق تداوم اجرای این طرح به این شکل خاص نیستند و ترجیح می دهند به گذشته بازگردند.

علاوه بر این، وقتی دولت می گوید همه درآمد حاصل از این طرح را بازتوزیع خواهد کرد، یعنی گرانی بنزین حتی قرار نیست کمکی به کاهش کسری بودجه دولت یا پرداخت بخشی از بدهی های آن به بانک مرکزی -که اثرات ضد تورمی جدی دارد- بکند. با توجه به اینکه مصرف بنزین احتمالا کاهش چندانی نخواهد داشت، دولت ظرفیت مازاد قابل توجهی برای صادرات هم به دست نخواهد آورد، ضمن اینکه حتی اگر چنین مازادی وجود داشته باشد زیرساخت های لجستکی لازم برای صادرات آن به اذعان دستگاه های مرتبط فراهم نشده است.

از اینها گذشته، این هم تقریبا واضح است که دولت، یارانه حدود ۱۸ میلیون نفر را بدون آنکه هیچ بانک اطلاعاتی کامل و دقیقی در اختیار داشته باشد حذف کرده و بسیار محتمل است که این امر در کوتاه مدت به شکل گیری یک طبقه ناراضی جدید بینجامد.

پرسش این است که با این اوصاف، دولت دقیقا برای کدام نفع مشخص اقتصادی چنین ریسک بزرگی را به کشور تحمیل کرده است؟ آیا منافع اقتصادی که نه تقریبا بلکه تحقیقا، معادل هیچ است، ارزش آن را داشت که آقای روحانی زخمی چنین عمیق به پیکر نظام و جامعه وارد کند؟ آیا روحانی این موضوعات را نمی دانسته است؟ یا می دانسته و هدف دیگری داشته است؟

چهارمین نکته این است که بپرسیم چه نسبتی وجود دارد میان این اقدام رییس جمهور با سخنانی که هفته قبل از آن در یزد و رفسنجان گفت؟ آقای روحانی در همان سخنرانی ها اشارتی کرد که می خواهد به گروهی از مردم پرداخت نقدی جدید انجام بدهد.

بسیاری از ناظران سخنان روحانی در یزد را آغاز کمپین انتخاباتی برای انتخابات مجلس تفسیر کردند و در این باره اشتباه هم نکرده اند. سوال بسیار مهم این است که آیا مصیبتی که بر کشور وارد شده بخشی از برنامه انتخاباتی آقای روحانی است؟ آیا ایشان هم تصمیم گرفته به سلف خود تاسی کند و به تعبیر برخی دولتی ها یک طبقه اجتماعی خاص را با پول برای خود بخرد؟ آیا آقای روحانی که با سقوط بی سابقه محبوبیت اجتماعی در نظرسنجی ها مواجه بوده تصمیم گرفته کشور را به هم بریزد تا شاید از دل این به هم ریختگی فرجی برای او حاصل شود؟ چقدر باید این تحلیل را جدی گرفت که آقای روحانی به هر قیمت می خواسته پولی در بیاورد و با هدف کند کردن روند کاهش محبوبیت خود، و اثرگذاری بر سرنوشت انتخابات مجلس، میان بخش هایی از جامعه توزیع نماید؟ آیا ما با نسخه ای از پوپولیسم یارانه ای این بار به سرکردگی آقای روحانی مواجهیم، آن هم فقط به این دلیل که رییس جمهور حس می کند در حال از دست دادن افکار عمومی و حذف از صحنه سیاست داخلی است!؟ جواب این سوال ها را فقط آقای روحانی می داند و حق مردم است که از او جواب بشنوند.

نکته پنجم به مخالفت علنی و اعلام شده رییس جمهور با روند جدید مبارزه با فساد در قوه قضاییه باز می گردد. متواترا اقوالی با این مضمون از آقای روحانی نقل شده که گفته اگر با برادر من برخورد شود من چنین و چنان خواهم کرد. برخی از این نقل ها مربوط به جلساتی است که به هیچ وجه خصوصی محسوب نمی شود. در سخنرانی یزد هم آقای رییس جمهور برای قوه قضاییه خط و نشان کشید که اگر روند فعلی مبارزه با فساد تداوم پیدا کند او آرام نخواهد نشست.

اکنون قوه قضاییه در ادامه پروژه ضد فساد خود به در خانه بسیاری از مقام های دولتی رسیده و طبیعی است که رییس جمهور ادامه این رویه را به سود خود نداند و خواستار توقف آن به هر شکل ممکن باشد. امر ترسناک برای دولت و حامیانش این است که امیدی که روند فعلی مبارزه با فساد در جامعه خلق کرده می تواند به سرعت کارکرد سیاسی علیه دولتی پیدا کند که نارضایتی خود از مبارزه با فساد را به هیچ وجه پنهان هم نکرده است.

تامل در پروژه ای که آقای روحانی از یزد کلید زد، و اتصال سریع آن سخنان به سهمیه بندی بنزین با این متد خاص، این شک جدی را ایجاد کرده است که آقای روحانی در حال گرفتن انتقام بابت فشاری است که پروژه ضد فساد بر او و تیمش وارد کرده یا شاید هم تصور می کند با به هم ریختن کشور می تواند این روند را موقتا متوقف کرده و تمرکزها را به جای دیگری منتقل کند.
ششمین نکته حتی از این هم شک برانگیزتر است. دولت امریکا ظرف یک سال و ۸ ماه گذشته راهبرد فشار حداکثری علیه ایران را به اجرا گذاشت، دقیقا با این هدف اعلامی و بارها تکرار شده که، مردم ایران علیه نظام بسیج شوند و شورش ها و اعتراض های اجتماعی راه بیفتد که نتیجه آن فشار به نظام برای تغییر سیاست هایش در حوزه های رقابت راهبردی با امریکا باشد.

نظام جمهوری اسلامی در این مدت با هوشمندی بسیار ویژه ای این روند را مدیریت کرد به گونه ای که توانست هم تاب آوری داخلی در مقابل فشارهای غرب را افزایش بدهد، هم ضریب تنفر از امریکا و بی اعتمادی به آن در افکار عمومی رشد کرد، هم اتحاد داخلی درون نظام، و میان نظام و مردم تا حد زیادی برقرار ماند، و هم در حوزه های راهبردی نه تنها هیچ یک از اهدافی که امریکا می خواست محقق نشد بلکه از اردیبهشت امسال هزینه های قابل توجهی به امریکا به تلافی سیاست فشار حداکثری تحمیل شد. همین هزینه ها هم بود که روند تغییر محاسبات در امریکا و اروپا و بهبود پیشنهادهای آنها به ایران را کلید زد.

اکنون حسن روحانی در اقدامی حیرت انگیز، نتیجه ای را که امریکا با درماندگی و استیصال در پی آن بود و امیدی هم به رسیدن به آن نداشت، به آن تقدیم کرده است. در یکی دو روز گذشته منابع غربی بویژه در رسانه ها و اندیشکده های رادیکال نزدیک به ترامپ ونتانیاهو پر شده از تحلیل هایی که می گوید ناآرامی ها در ایران نشان داد راهبرد فشار حداکثری درست بوده و باید تشدید شود.

دوباره باید پرسید که رییس جمهوری که خود را متخصص امنیت ملی می داند و تقریبا هم مطمئن بوده این اقدام در این مقطع خاص به ناآرامی و التهاب منجر خواهد شد، چرا چنین تصمیمی گرفته است؟ پاسخ تجدید توهمات دشمن و تشدید تلاش ها برای فشار به کشور را چه کسی خواهد داد؟ البته می توان خوش بین بود و گفت همه اینها تصادفی است و عمدی در کار نبوده اما این درجه از خوش بینی، اگر اندکی احتمال بدهیم که ممکن است مسئله طور دیگری باشد، می تواند ضربه های جبران ناپذیر به کشور بزند.

این نوشته فقط یک سویه ماجرا را دیده است و فتنه ۹۸ را از منظر پروژه و برنامه آقای حسن روحانی تحلیل کرده است. از این منظر، ابهام های بسیار بزرگ و فوق العاده جدی وجود دارد که باید پاسخ هایی کاملا روشن و بدون ابهام برای آنها پیدا کرد. اگرآقای روحانی عمدا کشور را در این بحران فرو برده باشد، به طور کاملا طبیعی، رفتار با او دیگر نمی تواند مانند گذشته باشد.

اما بدون شک این تحلیل ناقص خواهد بود اگر پدیده خارق العاده راهپیمایی مردم در روزهای اخیر، بویژه راهپیمایی دیروز تهران در نفی آشوب و اغتشاش، و از آن مهم تر، سخنرانی بسیار تیزبینانه و حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی در صبح یکشنبه هفته گذشته که عملا معادلات را بکلی تغییر داد و نقشه دشمن را نقش بر آب کرد، را نبینیم و نتایج آن را در کنار این سوالات و ابهامات ننشانیم. این موضوع نوشته ای دیگر است در آینده بسیار نزدیک.

رئیس ِ کدام جمهور؟

روحانی

ادبیات و زبان بدنش، شبیه دورهمی خاطرات دوران سربازی در آسایشگاه‌ها و یا دوره دانشجویی در خوابگاه‌هاست. دورهمی‌های شاد و خاطره‌انگیز و پر از نوستالژی!

پرویز امینی فعال سیاسی اصولگرا  طی یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت:

به صدا و تصویر روحانی در اولین ارتباط او با مردم بعد از حوادث تلخ بنزینی نگاه کنید. خبری از تأسف و تأثر و عذرخواهی و پوزش‌طلبی وجود دارد؟! هیچ نشانه‌ای از همدردی و مرهم‌گذاری بر تن زخم‌دیده ایرانیان در این حوادث تلخ دیده می‌شود؟!

ادبیات و زبان بدنش، شبیه دورهمی خاطرات دوران سربازی در آسایشگاه‌ها و  یا دوره دانشجویی در خوابگاه‌هاست. دورهمی‌های شاد و خاطره‌انگیز و پر از نوستالژی! انگار نه انگار که او مسبب اصلی حوادث تلخ این روزهاست. انگار نه انگار که پیکر ملت ایران زیر بار تصمیمات و حکمرانی او زخم خورده است و به مرهم نیاز دارد نه نمک!

این ادبیات «بی‌خیال دموکرات» و این «زبان بدن خندان و بشاش»، بعد از زخم خوردن پیکر ملت ایران و ریخته شدن خون عده‌ای بی‌گناه در حوادث بنزینی روزهای اخیر، چقدر تراژیک و دردناک است!

شهید صیاد شیرازی در خاطره‌ای از شهید چمران گفته بود وقتی او را علی‌رغم داشتن پست وزارت دفاع در خط مقدم جبهه دیده است، شورانگیزانه تعجب کرده است و گفته است خدایا چطور ممکن است این فردی را که در خط مقدم جبهه دفاع از اسلام و انقلاب و مردم می‌بینم وزیر دفاع ج.ا.ا باشد؟

اگر الان صیاد شیرازی زنده بود و این نمایش مبتذل روحانی را می‌دید با خود چه می‌گفت؟ از چه تعجب می‌کرد؟ آیا او باور می‌کرد که این فرد رئیس‌جمهور انقلاب اسلامی است؟ آیا سئوال نمی‌کرد این انسان بی‌خیال، بی‌احساس و بی‌عاطفه و بی‌عار می‌تواند رئیس‌جمهور کشوری باشد که رجایی مستضعف‌گرا و سرشار از احساس مسئولیت نسبت به درد و رنج مردم، رئیس‌جمهور او بوده است؟! چمران پشت پا زده به لذت‌های دنیا و خادم شیعیان محروم لبنان، وزیر دفاع آن و بهشتی عدالت‌خواه و ضدسرمایه‌داری سیدالشهدای آن بوده است؟!

به راستی روحانی رئیس کدام جمهور است؟ جمهوری‌ای که بیش از دویست هزار شهید و چند برابر جانباز برای شکل‌گیری و بقاء و استمرارش قربانی شده است؟! جمهوری‌ای که هروقت هزینه‌ای لازم بوده است، مستضعفین پیش‌قدم بوده‌اند و هروقت فرصتی و امکانی بوده است، از فهرست‌ها حذف شده‌اند؟! جمهوری‌ای که محرومانش برای بقاء و زنده ماندن و نه زندگی کردن، هر روز دارند با غول گرانی و عفریته بی‌پولی و اژدهای هفت‌سر فقر دوئل می‌کنند و عزت و کرامت که هیچ، برای سیر ماندن و سیرکردن خانواده می‌جنگند؟! جمهوری‌ای که تلاطم‌های تلخ آبان ۹۸ و دی ۹۶ و اعتراضات دهه ۷۰ را امثال روحانی رقم زدند اما اینها تا پای جان برای حل آنها فداکاری کردند؟!

جناب روحانی رئیس هر جمهوری که بتواند باشد، نمی‌تواند رئیس این جمهور باشد!

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close