اقتصادیایرانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

تکرار مواضع ضدانقلاب و خوارج از زبان حلقه انحرافی !

منتظر امام زمان(عج)، علامت و مختصات دارد. او در روزگار غیبت، با ولایت فقیه آزموده می شود. درک و بصیرت که نباشد، به جای اینکه گریبان سرکشان را بگیری، سرباز همان ها می شوی و پای نامه سرگشاده به ولی فقیه را امضا می کنی. مرحبا! شما به عدد ۳۱۳ نزدیک شده اید؛ ۳۰۰ امضا. اما برادر سر تفنگت را سمت دیگری بگیر! هیچ رزمنده صاحب شناختی، لوله تفنگ را سمت خود نمی گیرد و شلیک نمی کند. نام این کار انتحار است نه رزمندگی!
بارها در طول چهار دهه گذشته دیده ایم عناصر و حلقه های سیاست بازی را که از درون فروریخته اند و به دلیل همین بدحالی و  وارونگی، خبر از فروپاشی قریب الوقوع نظام داده اند. از نهضت آزادی و مجاهدین خلق تا باند مهدی هاشمی معدوم و چپ و راست های پشیمان و این آخری، فرقه انحرافی متظاهر به عدالت خواهی که به انواع مفاسد اقتصادی و سیاسی آلوده است.
رهبر انقلاب با وجود همه ناملایمت ها و دشمنی ها و کم کاری و کج بازی ها، به پشتوانه مدد الهی و میلیون ها انسان پای کار بشارت می دهند که افق روشن است و فردای این ملت، بهتر و روشن تر از امروز خواهد بود؛ اما سران سیاست باز و از درون تهی حلقه انحرافی، وعده ای را که رسانه های فارسی زبان بیگانه و گروهک های ورشکسته به تقصیر، ۳۹ سال است هر ۳ ماه یک بار تکرار و تمدید می کنند، طوطی وار بازگو می کنند. که چی؟ که “رژیم”، سه یا شش ماه دیگر سقوط می کند!
تمام هنرشان (مانند همه فتنه زدگان و فتنه گران قبلی) این است که در درون اردوگاه خودی مسئله بسازند و فشار را از روی دشمن و جریان همسو با آن بردارند. دقیقا شبیه موقعیت نشناسی و نافرمانی و معارضه ای که جریان آلوده و نفوذ زده خوارج، در اوج پیروزی در جنگ صفین، در درون اردوگاه امیر مومنان (ع) راه انداختند. دل امام در دو جنگ جمل و خوارج، خون شد از نافرمانی و تردید و شبهه افکنی همین جماعت مقدس نما که معیار و ترازشان همه چیز و همه کس بود جز ولایت و بصیرت.
خوب هایشان همان ها بودند که به تعبیر رهبر انقلاب «در روایت دارد که آمدند خدمت حضرت و گفتند: «یا امیرالمؤمنین ـ یعنى قبول هم داشتند که امیرالمؤمنین است ـ انا قد شککنا فى هذا القتال» ما شک کردیم. ما را به مرزها بفرست که در این قتال داخل نباشیم!» (دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۲ مهر ۱۳۸۸)
از اینها بدتر، امثال حارث بن حوت هستند؛ کسی که مدام در تردید و تشکیک بود و هر چه استدلال می شنید، باز هم به حرکت از سر تحیر و شخص زدگی (به جای رفتار از سر بصیرت و اصول) ادامه می داد و سرانجام در زمره خوارج درآمد. وسط جنگ جمل که مواجهه با صحابی دنیاطلب و پیمان شکنی مانند زبیر سیف الاسلام و طلحه بود، با گستاخی به امام گفت “أَ تُرَانِی أَظُنُّ أَصْحَابَ الْجَمَلِ کَانُوا عَلَى ضَلَالَهٍ . آیا می پنداری که من اصحاب جمل (طلحه و زبیر و عائشه ) را بر ضلالت و گمراهى می دانم؟! (گمراه نمی دانم. چون انقلابی و صحابه یا همسر پیامبر ص بوده اند).
امام در پاسخ فرمود “اى حارث تو به زیر خود نظر کردى (کوته بینانه نگریستی نه ژرف اندیشانه) و به بالایت نگاه نکردى، پس حیران و سرگردان ماندى. تو حقّ را نشناختى تا اهلش را بشناسى، و باطل را نشناختى تا پیروش را بشناسى. حارث (براى تبرئه خود) گفت: “من همراه سعید بن مالک (سعد بن مالک، مشهور به سعد ابى وقاص) و عبدالله بن عمر کناره گیرى مى کنم”. امام فرمود: «سعید (سعد) و عبدالله بن عمر حق را یارى نکردند و باطل را نیز خوار نساختند ». (نهج البلاغه، حکمت ۲۶۲)
تاریخ روایت می کند که سالها بعد، چون حجّاج داخل مکّه شد و ابن زبیر را دار زد، عبد اللّه ابن عمر نزد او آمد و گفت “دستت را بده تا براى عبد الملک با تو بیعت نمایم که رسول خدا فرمود من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میته جاهلیّه. حجّاج پایش را دراز کرد و گفت پایم را بگیر و بیعت کن. ابن عمر گفت ریشخند می کنى؟ حجّاج گفت: اى احمق قبیله عدىّ! با علىّ بیعت نکردى و امروز چنین می گویى. آیا علىّ امام زمان تو نبود .سوگند بخدا براى حرف پیامبر نزد من نیامده اى بلکه از ترس این درخت که ابن زبیر بر آن آویخته آمده اى).
مگر می شود مدعی باشی که بسیجی هستی اما اهل تشخیص و مرزبندی بر اساس معیار ولایت نباشی؟ مقتدای حکیم انقلاب ۲۴ مهر ۱۳۹۱ در دیدار بسیجیان خراسان شمالی فرمودند “بصیرت به معنای این است که شما خط درگیری با دشمن را تشخیص دهید؛ کجا با دشمن درگیری است؟ بعضی‌ها نقطه‌ی درگیری را اشتباه میکنند؛ خمپاره و توپخانه‌ی خودشان را آتش می کنند به سمت یک نقطه‌ای که آنجا دشمن نیست، آنجا دوست است… خط درگیری با دشمن را مشخص کنیم.
گاهی هست که یک نفری در لباس خودی است، اما حنجره‌ی او سخن دشمن را تکرار می کند! خب، او را باید نصیحت کرد؛ اگر با نصیحت عمل نکرد، انسان با او باید حد و مرز تعریف کند؛ خط فاصل. جدا می شویم. اگر بناست شما با همان احساساتی که رژیم صهیونیستی نسبت به جمهوری اسلامی دارد – ولو با یک ادبیات دیگری – بخواهی در مقابل جمهوری اسلامی بایستی و حرف بزنی، خب با رژیم صهیونیستی چه فرقی داری؟ اگر با همان منطقی که آمریکا در مقابل جمهوری اسلامی عمل می کند، شما بخواهی با آن منطق با جمهوری اسلامی تعامل کنی، خب شما با آمریکا فرقی نداری”.
ایشان دردیدار مردم نوشهر و چالوس به تاریخ ۱۵ مهر ۸۸ نیز ملاک ظریف و مهمی را یادآور شدند “بصیرت وقتى بود، غبارآلودگى فتنه نمی تواند گمراه کند، به اشتباه بیندازد. اگر بصیرت نبود، انسان ولو با نیت خوب گاهى در راه بد قدم می گذارد. شما در جبهه ى جنگ اگر راه را بلد نباشید، اگر نقشه خوانى بلد نباشید، اگر قطب نما در اختیار نداشته باشید، یک وقت نگاه می کنید مى بینید در محاصره ى دشمن قرار گرفته اید؛ راه را عوضى آمده اید، دشمن بر شما مسلط می شود. این قطب نما همان بصیرت است”
حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار مردم قم (۱۹ دی ۹۵) نیز متذکر شدند “اگر نشناختیم، گاهی ممکن است به دشمن کمک هم بکنیم. بارها من عرض کرده‌ام، اگر در جبهه‌ی جنگ، سرباز رزمنده خوابش ببرد، بعد از خواب بیدار بشود گیج و ویج، نمیداند چه کار میکند، توپخانه را روشن کند، ممکن است به خودی ضربه بزند. شما اگر ندانی دشمن کدام طرف است، دوست کدام طرف است، توپخانه را که روشن کردی، به جای اینکه به دشمن بخورد، به دوست می خورد؛ بصیرت که لازم است برای این است”.
حتما بدفهمی و کژتابی برخی مدعیان انقلابیگری، کام اهل ولایت را تلخ می کند. اما از واقعیت گریزی نیست. اگر قرار بود همه مدعیان پیروی از ولایت و انقلابی بودن، پای کار تشخیص و بصیرت و اطاعت بمانند، کار به غیبت امام عصر (عج) و طولانی شدن عصر انتظار نمی کشید. این عصر، روزگار آزمون های بزرگ و سخت در کوره گدازان فتنه های پیاپی برای ساخته شدن مردانی استوارتر از پاره های پولاد است.
ماموریت تبعیت  از ولایت فقیه، تمرین بزرگ آخرالزمان است و چیره شدن چهل ساله بر دکانداری و معرکه گیری انواع متظاهران بی صداقت انقلابیگری از طریق تبعیت از ولی فقیه، بزرگ ترین بشارت نزدیکی روزگار شیرین ظهور خواهد بود ان شاء الله.
در پرانتز باید گفت؛ نمی توان درباره همه آن ۳۰۰ نفری را که خود را عضو سابق بسیج دانشجویی معرفی کرده و در دفاع از سرکرده حلقه انحرافی، نامه خطاب به رهبری را امضا کرده اند یا امضایشان به اجبار و اصرار پای نامه آمده، یک قضاوت کرد. اما طراحان اصلی این شعبده بازی برای خارج کردن عنصر منحرف از انزوا و بی اعتنایی عمومی، قطعا کاسبانی هستند که به رسم همه منافقین، نعل وارونه زده و نقاب بسیجی بودن بر چهره آویخته اند؛ چرا که خود هیچ آبرویی ندارند.
کاش امضا کنندگان یا تهیه کنندگان نامه، اگر احمدی نژاد و حلقه اطرافش را معصوم نمی پندارند، و برای نشان دادن صداقت خود، او را در نامه ای سرگشاده خطاب قرار دهند و بپرسند چرا از سال ۸۹- ۹۰ همزمان با تشدید فشار اقتصادی دشمن، بر نیمه تعطیل کردن مدیریت اجرایی و رها کردن امر اصرار کردید و ضمن سرپیچی مکرر از اوامر و نصایح رهبری، بر حاشیه سازس سیاسی-فرهنگی و غافل کردن اذهان از تحرکان جریان فتنه و تجدید سازمان آن اهتمام ورزیدید؟ و چرا امروز به جای مواجهه با فتنه گران، به مواجهه و تشکیک در ولایت و رهبری اصرار دارید؟

copy & paste احمدی نژادی ها از مواضع نهضت آزادی/سه گانه وحدت گفتمانی با منافقین، منتظری و اکنون نهضت آزادی تکمیل شد!

تطابق حداکثری مواضع جریان انحرافی با نهضت آزادی در این برهه در حالی است که پیش از نیز شاهد تشابه برخی نامه های احمدی نژاد با مواضع مرحوم منتظری در اواخر دوران قائم مقامی او و حتی منافقین در سال ۶۰ بوده ایم.

روز گذشته نامه تعدادی از حامیان محمود احمدی نژاد به رهبر معظم انقلاب منتشر شد. نامه ای سراسر سیاه نمایی، القای ناامیدی و زیر سوال بردن قریب به اتفاق ارکان حاکمیت. هر چند این راهبرد چند ماهی است که از سوی این جریان پیگیری شده و برای عموم مردم تازگی ندارد اما شباهت حداکثری این نامه با بیانیه ای که یک روز قبل، آنهم از سوی نهضت آزادی! صادر شده، علامت سوال های جدیدی را در مقابل جریان انحرافی قرار می دهد.

 “گسست بین مردم و حاکمیت”، “لزوم اصلاحات بنیادین”، “پمپاژ ناامیدی و سیاه نمایی مطلق”، “تاکید چندباره بر فروپاشی اجتماعی در کشور” و همچنین القای این نکته که ناآرامی های دیماه ماهیت صرف اقتصادی نداشته و مسائل سیاسی در اولویت است، محورهای اصلی نامه اخیر حامیان احمدی نژاد است؛ از سوی دیگر اما نهضت آزادی همین موضوعات را تقریبا با همین ادبیات در بیانیه دو روز گذشته خود مطرح می کند. این چند عبارت را بخوانید:

۱)القای گسست بین مردم و حاکمیت

“اقرار نهادهای حاکمیتی به بحران «ناکارآمدی»، در کنار پنج ابَربحران ساختاری در مدیریت کشور، و شکاف فزاینده دولت-ملت افزون بر آن…از برآمدن طوفان‌های ترسناک در عرصه مناسبات کلان جامعه خبر می‌دهد.”(بیانیه نهضت آزادی)

” دوازدهم فروردین امسال در شرایطی خاطراتِ پیروزیِ ملت، و شوق‌ها و امیدهای فراوانِ ناشی از حرکت در جهت آرمان‌هامان را مرور کردیم و وارد چهل سالگیِ جمهوری اسلامی ایران شدیم که نگرانی عمومی نسبت به …گسست بین مردم و حاکمیت و … به بالاترین سطح خود در چهار دهه‌ی گذشته رسیده است.(نامه حامیان احمدی نژاد به رهبری)

۲)پمپاژ ناامیدی

” هنگامی که جامعه بحران‌زده از اصلاح امور ناامید شود و جانش به لب برسد…بطور طبیعی انگیزه های لازم برای دست یازیدن به خشونت فراهم آمده، عقلانیت جای خود را به عصبیت می دهد.”(بیانیه نهضت آزادی)

” اعتراضاتِ مختلفِ مردمی‌ سال ۹۶ اعتراضاتی متفاوت از گذشته بودند، و نحوه‌ی شکل‌گیری، ترکیب جمعیتی و شعارهاشان به کلی رنگ و بوی دیگری داشته و از ناامیدیِ گسترده‌ای خبر می‌دادند… این ناامیدی و احساسِ مردم -خصوصاً نسل جوان- مبنی بر نداشتنِ آینده‌ای بِسامان و افقِ روشنِ پیشِ‌رو، اعتراضات مردمی سال ۹۶ صورتی از آن را به نمایش گذاشت… این ناامیدیِ عمیق و احساسِ تبعیضِ شدید و دلزدگی از زندگی در این کشور و ذیل سازوکارهای حاکمیتی موجود، گاهی در افزایش آمارِ خودکشی و فحشا و دزدی، یا پناه بردن به اعتیاد و مهاجرت به خارج از کشور خود را نشان می‌دهد، گاهی در کناره‌گیری و بی‌تفاوتی نسبت به عرصه‌ی سیاسی… تبعاتِ عدم وجود تصویری روشن از آینده و تهی شدن جمهوری اسلامی از معنا و فضای آرمانی‌ای که ارزش هزینه دادن داشته باشد را در فرهنگ سیاسی حاکم بر مسئولین کشور نیز می‌توان به وضوح مشاهده و پی‌گیری نمود… همچنین در فضای به اصطلاح حزب‌اللهی نیز اثرات این ناامیدی به جد قابل مشاهده است؛  .(نامه حامیان احمدی نژاد به رهبری)

۳)القای فروپاشی اجتماعی

“پیامدهای این خشونت پیشِ رو، نه تنها نظام سیاسی که تمامیت ارضی و انسجام اجتماعی ایران را تهدید می‌کند و در صورت وقوع و گستردگی، روند مبارزات اصلاح‌طلبانه برای برقراری دمکراسی را به مخاطره انداخته، فروپاشی سیاسی و اجتماعی را قابل پیش بینی خواهد کرد… بازگشت صادقانه به اصول قانون اساسی و تحقق حقوق و حاکمیت ملت یگانه راهی است که می‌تواند کشور عزیزمان را از افتادن به ورطه فروپاشی اجتماعی و اقتصادی نجات دهد…” (بیانیه نهضت آزادی)

“… اعتراضات سال ۹۶ زنگ خطرِ هولناکِ فروپاشی اجتماعی ایران را به صدا در آورده است”(نامه حامیان احمدی نژاد به رهبری)

تطابق حداکثری مواضع جریان انحرافی با نهضت آزادی در این برهه در حالی است که پیش از نیز شاهد تشابه برخی نامه های احمدی نژاد با مواضع مرحوم منتظری در اواخر دوران قائم مقامی او و حتی منافقین در سال ۶۰ بوده ایم.

از سوی دیگر بازتاب نامه اخیر حامیان احمدی نژاد به رسانه های این طیف محدود نماند و برخی کانال های نزدیک به نهضت آزادی نیز اقدام به بازنشر و حمایت از آن کرده اند.

به نظر می رسد گذشت زمان به تدریج واقعیات و حقایق  دیگری را هم پیرامون انحراف عمیق جریان مذکور عیان خواهد کرد. موضوعی که به اعتقاد برخی ناظران، دلیل سکوت و خویشتنداری مقامات نظام در برابر احمدی نژاد و حلقه پیرامونی او بوده است. بگذریم از اینکه بسیاری از مشکلات ذکر شده در این نامه ها در دوران ریاست جمهوری خود احمدی نژاد وجود داشته اما اکنون و در زمانی او در راس قدرت نیست، توسط حامیانش دیده می شود!

جام زهر بازگشت احمدی نژاد به قدرت

عبدالله گنجی توییتر

عبدالله گنجی نوشت: صدور همزمان این نامه و نامه نهضت آزادی و تاکید هر دو برفروپاشی درس آموز است و این تقاطع مشترک هزینه تاریخی را در افکار عمومی روی دست این جوانان خواهد گذاشت.

عبدالله گنجی مدیر مسوول روزنامه جوان در کانال تلگرامی خود نوشت:

بعضی از عزیزان حزب الهی یا بسیجی چندین بار از بنده به دلیل اینکه  تعداد معدودی از امضای کنندگان ۳۰۰ نفری نامه به مقام  معظم رهبری را می شناسم خواستند در باره این نامه و پیامد های آن اظهار نظر کنم.اگر چه مایل نبودم و اظهار نظر در باره نامه ای طویل در این مختصر نمی گنجد،اما از جهت توجه به درخواست این عزیزان مختصری عرض می کنم.البته بنده به تعداد انگشتان دو دست از این اسامی را نمی شناسم.خصوصا یادم هست بسیج جایی مثل دانشگاه امیرکبیر هیچ موقع بسیج دانشکده نداشت و متمرکز بود اما چندین اسم با نام بسیج دانشکده دیدم که اگر جدیدا شکل گرفته باشد خبر ندارم.

بعضی از این دوستان امثال ماها را سرزنش می کردند که درست است شما امام و جنگ را درک کردید اما ما افتخار می کنیم که تربیت یافته اختصاصی”آقا” هستیم و این خاص ماست. الان معلوم شد بدون شناخت امام امکان شاگردی رهبری نیز سخت خواهد شد..اما چند نکته:

۱-صدور همزمان این نامه و نامه نهضت آزادی و تاکید هر دو برفروپاشی درس آموز است و این تقاطع مشترک هزینه تاریخی را در افکار عمومی روی دست این جوانان خواهد گذاشت .آنهمه حملات امام به نهضت آزادی تا آخرین روزهای حیات باید بازخوانی شود و تجربه ذی قیمتی است.

۲-هدف اینهمه نقد ساختاری و استدلال و خلط بین آرمانها و سیاست های کلی نظام و روشها در این نامه نهایتا با حمله  به قوه قضائیه،اطلاعات سپاه و شورای نگهبان(به خاطر برخورد با اطرافیان احمدی نژاد و رد صلاحیت خودش) و نهایتا نام بردن از احمدی نژاد تقلیل  می یابد .هم نیت را خدشه دار نشان می دهد و هم بازی در کانتکس احمدی نژاد است.آنهمه نقد نباید از قیف احمدی نژاد خارج می شد  و هدف نامه به قدرت خواهی برای  یک فرد تقلیل می یافت. بزرگترین اشتباه نامه که آن را بی  خاصیت جلوه کرد نتیجه خواهی آن است.

۲-برخی از دوستان اصرار بر هویتی دارند که بر همان هویت در این نامه لگد زده اند. اما با این هویت اگر فرض شان این است که آنچه ما نوشته ایم رهبری نمی داند بحثی نیست اما اگر فرض شان این است که رهبری اطلاع دارند و اینها اصرار دارند که رهبری اشتباه می کند یا ما درست تر می فهمیم، عبور از آن هویت است. بسیجی بودن  با روشنفکری و  و نفی مصحلت اندیشی در حکومت در عین قدرت خواهی برای این و آن منافات دارد.

۳- تلویزیون ملکه در خبر و سایتش”هشدار بی سابقه اعضای سابق بسیج به رهبر ایران ” و یا “حزب الهی ها” را مفهوم سازی کرده است .خوب است  این برادران ادامه حفظ این دو هویت، بعدازعبور از ولی و تشیکلات را برای خود تبیین و برای دیگران توضیح دهند.کف و سوت رسانه های انگلیس برای کسانی که از دیوار سفارش بالا رفته اند هم درس آموز است.و جالت تر اینکه ممکن است بالا رفتگان از سفارت انگلیس و آمریکا به یک تقاطع مشترک برسند.

۴- مثل همه نامه های گروهی نویسندگان حداکثر به ۴،۵ نفر نمی رسند اما بلاخره بار حقوقی و مسئولیتی آن برای همه است  قطعا پیامدهای آن برخی را سرخورده و برخی را به ابراز برائت خواهد کشاند. امضا کنندگان هم طیف هستند و بعضا  به خاطر تعلقات عاطفی به هم  یا رودربایسی یاغیریت سازی دشمن گونه از دیگران توسط احمدی نژادبه این معرکه وارد شده اند.انشاالله اکثرا از نظام و رهبری عدول نکرده اند ولی  سن سیاست ورزی آنان مقارن با ظهور احمدی نژاد بود و گویی انقلاب را  از منش او و یارش شناخته اند

۵- ثبت تاریخی این نامه همانند نامه مرحوم آیت الله طاهری، نامه انحلال مجلس و دولت توسط احمدی نژاد و نامه ۱۳۰ اصلاح طلب مجلس ششم به رهبری خواهد شد. با این تفاوت که اصلاح طلبان جام زهر رابطه با آمریکا را توصیه می کردند و اینان جام زهر بازگشت احمدی نژاد به قدرت را توصیه می کنند.

جناب مشایی در جمعی می گوید “هرکس از دکتر جلوتر برود یا عقب تر گنهکار است.” ما چنین جسارتی را نداریم و چنین حکمی را نمی کنیم اما قطعا جلوتر و عقب تر از رهبری رفتن مربوط به بسیجیان نیست.مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان بسیجی فرمودند: “تفاوت شما با تشکلهای دیگر این است که هر جا نظام  به شما نیاز داشت هم آنجا حاضر باشید”.حالا کسانی که با حداقل سابقه ،در مرکزیت بسیج داشجویی در تولید محتوا همه کاره بودند صحبت از “به بالا و به پائین” می کنند که از انصاف و تقوی دور شده اند  و ظاهرا هر جا نظام نیاز داشت را با هر جا …. نیاز داشت جابجا کرده اند.گر چه برخی از این امضا کنندگان می گویند هنوز هم  آماده فداشدن به فرمان”آقا” هستیم که این تناقض همانند جمع اضداد بودن  مواضع و اندیشه احمدی نژاد لاینحل باقی است.
با روشنفکری جدیدی مواجهه ایم که مرز و خط قرمز نمی شناسد اما نه بر غرب بلکه برای جمهوری اسلامی با قرائتی منهای امام و رهبری و فقه و روحانیت  اصرار دارد.

بر چسب ها

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Close