حاشیه های «دروغ دختر آبی» بر «وعده های روحانی» و «اقدامات فساد ستیز رئیسی»

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=9382

ماجرای «دختر آبی» و به حاشیه رفتن «زنگ حساب دولت» / مرور ۲۰ وعده دولت که هنوز محقق نشده است

دولت و رسانه‌های حامی دولت باید به جای هیاهو و جنجال در موضوعات فرعی، به این سؤال پاسخ دهند که سرانجام وعده‌ها چه شد؟ و وعده‌های مطرح شده توسط آقای روحانی در چه مرحله‌ای قرار دارد؟

۱۱ شهریور، «سحر خدایاری» دختر ۲۹ ساله‌ای که به گفته پدرش از مدت‌ها قبل دچار مشکلات روحی و روانی شده بود و دارو مصرف می‌کرد در مقابل دادگاه دست به خودسوزی زد و پس از یک هفته جان خود را از دست داد.

وی در اسفندماه ۹۷ در هنگام تلاش برای ورود به استادیوم آزادی، به ماموران نیروی انتظامی توهین می‌کند و به دلیل جریحه‌دارکردن عفت عمومی و توهین به مأموران برای وی پرونده قضایی تشکیل می‌شود.

نکته قابل توجه اینجاست که سحر خدایاری از هنگام تشکیل پرونده (اسفند ۹۷) تا روز خودسوزی (شهریور ۹۸) آزاد بوده و هیچگونه حکمی نیز برای وی صادر نشده بود.

پس از فوت وی، یک جریان سیاسی خاص که برخی نمایندگان اصلاح طلب مجلس و برخی دولتمردان و تعدادی از بازیگران و فوتبالیست‌ها و به عبارتی سلبریتی ها در آن حضور فعال داشتند، با راه اندازی هشتگ «دختر آبی» به این موضوع ضریب داده و آن را مصداق تضییع حقوق زنان در ایران جا زدند.

ایجاد گسل‌های جنسیتی برای راه اندازی آشوب

نکته قابل تأمل اینجاست که همان طیفی که ماجرای «سحر خدایاری» را مصداق نادیده گرفتن حقوق زنان می‌نامیدند، همین چند ماه پیش وقتی «میترا استاد» همسر دوم «محمد علی نجفی» – سیاستمدار مشهور اصلاح‌طلب- با سلاح غیرمجاز توسط وی به قتل رسید، از «قاتل» حمایت کرده و با ناجوانمردی و بی اخلاقی، مقتول را بدکاره! و مهدورالدم! نامیدند.

و البته همین طیف که فریاد وامصیبتا برای دختر آبی سردادند، در دولت روحانی زمانیکه «شهیندخت مولاوردی» معاون وقت امور زنان و خانواده پیشنهاد «عقیم کردن زنان کارتن خواب» را مطرح کرد، از این پیشنهاد شرم آور حمایت کردند.

اصلاح طلبان و طیف حامی دولت به دلایل متعدد، در دفاع از حقوق زنان مردود شده‌اند. بر همین اساس کارشناسان معتقدند که یکی از علت‌های اصلی ضریب دادن به ماجرای دختر آبی توسط این طیف، نه احقاق حقوق بانوان بلکه ایجاد گسل‌های جنسیتی برای راه اندازی آشوب و اغتشاش است.

برای نمونه، «پروانه سلحشوری» نماینده اصلاح طلب مجلس در روزهای گذشته با اشاره به ماجرای «سحر خدایاری» در اظهارنظری قابل تأمل گفت: «مگر سوختن یک دکه‌دار در تونس منجر به انقلاب نشد؟ پس چرا ما اینقدر نسبت به هم بی‌تفاوت هستیم؟ چرا وقتی این همه زنان را تحت فشار قرار می‌دهند، ساکت هستیم و کسی حرفی نمی‌زند؟»!

وعده‌های دولت

ایجاد گسل‌های جنسیتی برای راه اندازی آشوب و اغتشاش، تنها یکی از دلایل ضریب دادن به موضوع «دختر آبی» توسط طیف حامی دولت است.

اما یکی دیگر از دلایل ضریب دادن به ماجرای دختر آبی توسط جریان سیاسی خاص، به حاشیه رفتن زنگ حساب دولت است. اکنون زمان زیادی از آخرین نشست خبری رئیس جمهور و همچنین گفت و گوی زنده تلویزیونی وی سپری شده است. این در حالی است که یکی از وعده‌های انتخاباتی آقای روحانی، گزارش ۱۰۰ روزه به مردم بود.

مستندات متعدد حکایت از آن دارد که کارنامه دولت در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد و سیاست خارجی خالی است.

اکنون ۶ سال از عمر دولت روحانی سپری شده است. افکار عمومی دیگر به هیچ عنوان بهانه‌هایی همچون «مشغول بودن دولت به آواربرداری از اقدامات دولت قبل» و «مداخله دولت پنهان» و «دولت سایه» و…را نمی‌پذیرد.

روحانی پیش از این وعده‌های بسیاری را مطرح کرده بود. وعده‌هایی که اکنون زنگ حساب آنها فرارسیده است. ما در ادامه به ۲۰ وعده انتخاباتی رئیس جمهور اشاره می‌کنیم:

۱- کارخانه‌های کشور بین ۲۰ تا ۴۰ درصد در حال فعالیت هستند، ما باید همه مراکز تولیدی را به فعالیت کامل ۱۰۰ درصدی برسانیم و این کار امکان‌پذیر است.

۲- دولت تدبیر نخواهد گذاشت که ارزش پول ملی ظرف ۶ ماه به یک سوم کاهش یابد.

۳- مسئله مسکن در اولویت دوم جوانان است که به آن توجه ویژه‌ای دارم.

۴- در برنامه من علاوه بر برنامه‌های میان‌مدت برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاست خارجی و امور فرهنگی، برنامه کوتاه مدت یک ماهه و ۱۰۰ روزه وجود دارد. ما می‌توانیم در یک زمان کوتاه تحول اقتصادی در کشور به وجود آوریم و در آن تحول اقتصادی با ایجاد یک دوره تنفس به کارخانه‌ها و مراکز تولیدی مشکل دارند این معضلات را حل کنیم.

۵- دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آن‌چنان مردم را از درآمد سرشار کنند که اصلاً به یارانه ۴۵ هزار تومانی نیازی نداشته باشند.

۶- اساس سیاست من بالا بردن ثروت ملی و رونق تولید و اشتغال و بهبود فضای کسب‌وکار و توزیع عادلانه ثروت است.

۷- کلید من، کلید تدبیر است و هر قفلی را باز می‌کند و تمام مشکلات قابل حل است و برای آن‌ها برنامه دارم.

۸- ما شاهد هستیم که دلار بعد از چند ماه به چندین برابر قیمت افزایش پیدا می‌کند، مشکل کجاست؟ مشکل عدم مشورت، خودشیفتگی، عدم استفاده از ابزار علمی برای اداره کشور و بی‌ثباتی‌ها است.

۹- دولت تدبیر گرانی را با فکر و برنامه کنترل و کاهش خواهد داد و بیکاری را با روش‌هایی چون توجه به صنعت، کشاورزی و گردشگری کاهش خواهد داد و بیکاری را به نُرم جهانی خواهد رساند.

۱۰- در دولت آینده اقتصاد از وضع فعلی نجات خواهیم داد اخلاق را احیا خواهیم کرد و با دنیا تعامل سازنده خواهیم کرد.

۱۱- برای من قابل‌قبول نیست هر روز هر فرد ایرانی که به عمره می‌رود به خاطر کاهش هر روز قیمت ریال، در کنار یک عرب، خجالت بکشد.

۱۲- اجرای صحیح قانون هدفمندی یارانه‌ها یکی از اولویت‌های دولت است.

۱۳- یکی از راه‌های مهار و کنترل تورم هدایت نقدینگی به سمت تولید است.

۱۴- رئیس‌جمهور باید بداند که بحث رقابت‌ها مربوط به قبل از انتخابات است. همه حرف‌ها و جناح‌بندی‌ها مربوط به فضای قبل از انتخابات است، زمانی که رئیس‌جمهور مشخص شد باید بین حامیانش و آن کسی که حامی رقیبش بوده رئیس‌جمهور به عدالت رفتار کند.

۱۵- دولت تدبیر از تهمت و تخریب پرهیز خواهد کرد.

۱۶- تحریم‌ها را قدم به قدم کاهش داده و در نهایت آن‌ها را خواهیم شکست.

۱۷- مشکلات خارجی با شعار برطرف نمی‌شود. برطرف شدن مشکلات خارجی شناخت جهان را نیاز دارد.

۱۸- کار با همسایگان یک اولویت ویژه دارد. هم بحث امنیت ملی، هم بحث منافع ملی و هم بحث روابط ملت‌هاست. همسایگان اولویت اول در سیاست خارجی هستند.

۱۹- در دولت تدبیر و امید، اقتصاد ایران و اخلاق در این سرزمین احیا خواهد شد؛ چون باید دروغ و دورویی از این سرزمین رخت بربندد و البته با کشورهای جهان تعامل سازنده داشته باشیم.

۲۰- دولت آینده دولت ادب و اخلاق خواهد بود و این برای دولت تدبیر یک اصل است.

قطعاً وعده‌های آقای روحانی به موارد فوق خلاصه نمی‌شود.

به حاشیه رفتن مطالبه گری از دولت

یکی از کارویژه‌های جریان سیاسی خاص، ایجاد مسئله‌های حاشیه‌ای و ضریب دادن به آن و مهیاکردن فرصت تنفس و خرید زمان برای دولت است. هدف اصلی این است که مطالبه گری از دولت به حاشیه برود. پروژه «دختر آبی» نیز یکی از قطعات این پازل است.

دولت و رسانه‌های حامی دولت باید به جای هیاهو و جنجال در موضوعات فرعی، به این سؤال پاسخ دهند که سرانجام وعده‌ها چه شد؟ و وعده‌های مطرح شده توسط آقای روحانی در چه مرحله‌ای قرار دارد؟

«دختر آبی» چه ارتباطی با اقدامات فساد ستیزانه دستگاه قضا دارد؟

زمان صدور یا اعلام حکم برخی از پرونده‌های فساد اقتصادی مهم نزدیک است که متهمان آن از وابستگان به اصحاب و محافل قدرت هستند. هر چه که به آن موعد نزدیک می شویم، سناریوهایی از سنخ «دختر آبی» تکرار می‌شود.

در روزهای اخیر، ماجرای جنجال گسترده بر سر خودسوزی دختری به نام «سحر خدایاری» که با اسم «دختر آبی» در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطرح شد، یکی از ملتهب‌ترین موضوعات عرصه سیاسی و اجتماعی کشور بود. درست در روز عاشورا و زمانی که شیعیان سیدالشهداء دل و جان به عزای ایشان و خاندان و اصحاب بزرگوارشان سپرده بودند، ناگهان  با خط‌دهی یک سایت خبری وابسته به یکی از سیاستمداران متنفذ، آتش تهیه سلبریتی‌های سینمایی و ورزشی، ماجرای خودسوزی خدایاری به سرخط خبری شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها تبدیل شد.

حقیقت آن است که دست‌کم در سه‌دهه اخیر از عمر انقلاب اسلامی، این قبیل «موج سازی»های ناگهانی، که دارای لایه‌های پنهان و پیدا به لحاظ علل و اهداف و نتایج است، بارها تکرار شده است. ساده‌ترین نوع مواجهه‌ی تحلیلی با این نوع «موج‌سازی»ها، این است که صرفا بر اساس ظواهر امر و اصطلاحا «لایه اول» اجزای سازنده موج آن را بررسی کنیم. یعنی در این مورد خاص، با تحریک برخی کانون‌های داخلی و خارجیِ به هم‌پیوسته، مطالبه‌ی «ورود زنان به ورزشگاه آزادی» بر موج ماجرای خودسوزی خدایاری سوار شد تا بهانه‌ای برای ایجاد فشار اجتماعی بر نظام از داخل و بدنام‌سازی نظام در خارج از کشور ایجاد شود.

اما کسانی که اندکی با مکانیسم این سنخ موج‌سازی‌ها آشنا هستند و سوابق و مصادیق پیشین را بررسی کرده‌اند، به ورای این عوامل و اهداف لایه اول می روند و با بررسی بسترها و زمینه‌ و زمانه موج‌سازی، اهداف لایه پنهان را می یابند.

مهم‌ترین پروژه‌ای که در حال حاضر و همگام با آغاز گام دوم انقلاب، در سپهر جمهوری اسلامی در حال انجام است، بحث «مقابله با مفاسد اقتصادی» است که هدف غایی آن پاکسازی و سالم‌سازی و به تعبیری «حجامت» نظام از حلقه‌ها و شبکه‌های فساد اقتصادی است که خود این فساد اقتصادی، محور و کانون مشکلات در حوزه‌های دیگر کشور است.

در پیشانی این اَبَر-پروژه نظام، قوه قضاییه‌ای قرار دارد که با آمدن حجت الاسلام رییسی، هوای تازه‌ای از امید را در دل ملت ایران دمیده است. مبارزه بی‌تبعیض و بی مماشات با متهمان فساد اقتصادی و اخلال در نظام اقتصادی کشور و تضییع گسترده حقوق جامعه، امیدهای بسیاری را در دل علاقه‌مندان و دلسوزان کشور برانگیخته است که جمهوری اسلامی ایران در آغاز دهه پنجم عمر پربرکت خود، قدم‌های خویش را استوارتر از همیشه به سوی آینده برمی دارد و سایه وحشت را بر سر شبکه‌های اتلاف کننده حقوق مردم، سوء‌استفاده‌گران از قدرت، حرام‌خواران و نفوذی‌های دشمن که همگی استحاله تدریجی و پوک و پوچ‌سازی نظام از درون را دنبال می کنند، گسترانده است.

طبیعی است که در این شرایط که تیرهای متعددی که در دو سال اخیر از خارج از مرزها و از ستاد  فرماندهی نظام سلطه به سوی نظام و محور مقاومت پرتاب شده، یکی یکی به سنگ می خورند و قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی و متحدان آن در منطقه و در عرصه بین‌الملل تثبیت می شود و دشمنان قسم‌خورده ایران و محور مقاومت، از نتانیاهو و بن سلمان و جان بولتون در تور رسوایی‌هایی متعدد و سرشکستگی شکست دست و پا می زنند، دشمن به فکر فعال کردن حداکثری هسته‌های نفوذی خود در درون کشور بیافتد تا اجازه عبور نظام را از این بزنگاه تاریخی با سرافرازی و صحت و عافیت ندهد.

پس برای نیل به این هدف، باید ابر-پروژه نظام، یعنی «مبارزه با مفاسد اقتصادی» و متولی و مجری اصلی آن، قوه قضاییه، در یک رشته عملیات رسانه‌ای مشروعیت‌زدایی و هتک حیثیت شود و برای این پروژه چه زمانی بهتر از ایام عزاداری محرم و به طور خاص عاشورای حسینی، که بهترین موقعیت ممکن را به سناریونویسان برای همانندسازی قوه قضاییه جمهوری اسلامی با اشقیای حاضر در کربلا با موج سواری بر پیکر سوخته‌ی «دختر آبی» می دهد.

قوه قضاییه تحت مدیریت حجت الاسلام رئیسی، چنان عملیات مبارزه با حلقه‌ها و شبکه‌های فساد را عمیق و دقیق طراحی کرده که فضا را برای اعمال نفوذ شبکه حامی مفسدین (که می توانند در هر هیات و قالبی حضور داشته باشند و عضو هر جناح و جریانی هم باشند) در پرونده‌های مورد رسیدگی ببندد.

نقطه قوت و مرکز ثقل عملیات ضدفساد قوه قضاییه در مقطع حاضر، «فراجناحی» بودن این برخوردهاست، از همین رو، اگر پرونده فساد حسین فریدون و مهدی جهانگیری از یک سو در فوریت رسیدگی و صدور حکم قرار می گیرد، از سوی دیگر اکبر طبری و حسن رعیت هم در گام‌های اول بازداشت می شوند، تا این پیام صادر شود که «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» و مصلحت‌سنجی‌ها و ملاحظات و مماشات قرار نیست راهی در برنامه‌های ضدفساد قوه داشته باشد.

از قضاء، این گام های هوشمندانه رئیسی و تیم‌های قضایی و و ضابطین عمل کننده به خوبی نشان می دهد که هدف و غایت نهایی این اَبَر-پروژه نظام، زیر ضرب بردن آن «دولت پنهان» این است که در طول سالیان در ظواهر و قالب‌های مختلف، در دستگاه‌های حاکمیتی(و حتی بخش‌های حساس) رخنه کرده و در کنار شبکه‌های اقتصادی، شبکه‌های سیاسی، قضایی و امنیتی و البته رسانه‌ای هم برای ایجاد شبکه‌های سازمان‌یافته مفاسد اقتصادی(که قصد آن البته در نهایت سیاسی و همانا استحاله درونی نظام است) ایجاد کرده است.

اقدامات قوه قضاییه ذیل این پروژه به خوبی این سیگنال را صادر کرده است که از قضاء این اراده و عزم خود نظام است که بر مقابله با «دولت پنهان» قرار گرفته است، وگرنه بازیگرانی و مهره‌هایی چون مصطفی تاجزاده که تلاش کردند با سواستفاده از کلیدواژه «دولت پنهان» نظام و نهادهای انقلابی را(که در سنگر اول و خط مقدم مبارزه با دولت پنهان هستند) در جایگاه متهم بنشانند، خود مهره‌ی «دولت پنهان» حقیقی هستند و ماموریت آنان قلب واقعیت و دادن آدرس عوضی است.

تاجزاده و همگنان او (که خود عضو محفل امنیتی جریان خاص هستند) بازوهای رسانه‌ای دولت پنهان هستند که در حالی که هیچ سابقه و عقبه‌ای در مبارزه حقیقی با فساد ندارند و حتی در حد یک توئیت به پرونده‌های فساد نپرداخته‌اند، در بزنگاه‌های خاص به عنوان عوامل رسانه‌ای «سناریونویسان» وارد صحنه می شوند و با شلوغ و ملتهب کردن فضا، عملیات‌های فوق‌الذکر را پیش می برند تا در لایه اول، به عقده‌گشایی با نظام بپردازند و در لایه دوم، اهداف پنهان سناریونویسان «محفلی» را پیش ببرند. مصداق آن، همان توئیت به شدت تحریک‌کننده و ضدامنیتی است که تاجزاده در گرماگرم جنجال «دختر آبی» منتشر کرد.

جنس سناریو نویسی «محافل خاص» با هدف «مشروعیت‌زدایی» و موج‌سازی با هدف نقطه‌زنی، که دست کم از سال ۷۷ (غائله قتل‌های زنجیره‌ای) مکانیسم آن برای اهل فن آشناست، این‌گونه است که هیچ‌گاه بین نقطه مبداء و هدف سناریو، یک خط مستقیم و سرراست وجود ندارد، بلکه مجموعه‌ای نقاط واسط در این بین وجود دارد که البته همراستا با هدف نهایی هستند، ولی کار ردیابی هدف اصلی را برای اذهان عادی دشوار می کنند.

در سناریوی «دختر آبی»، مجموعه‌ای از اهداف همراستا ولی فرعی بین نقطه شروع سناریو و هدف وجود دارد: ایجاد فشار اجتماعی روی نظام بر سر مطالبه رفتن زنان به ورزشگاه، بدنام‌سازی نظام در سطح بین‌المللی، مواجه کردن نظام با محرومیت‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی بر سر این موضوع با گرای کانون‌های داخلی، دوقطبی‌سازی اجتماعی، ایجاد تقابل بین اقشاری از زنان با نظام و…..

اما مقصد و هدف نهایی، ظالم‌نمایی و «یزیدسازی» از دستگاه قضایی است که بخش عمده توان و تمرکز آن در مقطع کنونی روی اَبَر-پروژه‌ی مبارزه با مفاسد اقتصادی و زیر ضرب بردن شبکه‌های فساد تنظیم شده است. هدف نهایی مخدوش‌سازی تصویر نهادی است که در حال حاضر در سطوح مختلفی از رسیدگی به پرونده‌های فساد قرار دارد که ریشه نهایی قریب به اتفاق آن‌ها به «دولت پنهان» می رسد.

طبق اخبار واصله، زمان صدور یا اعلام حکم برخی از پرونده‌های فساد اقتصادی مهم نزدیک است که متهمان آن از وابستگان به اصحاب و محافل قدرت هستند. هر چه که به آن موعد نزدیک تر می شویم، قطعا سناریوهایی از سنخ «دختر آبی»، «دختر قرمز»، «دختر خیابان انقلاب» و… با بسامد بیشتری تکرار خواهند شد تا با هزینه‌سازی‌های متعدد، هم اذهان عمومی را از اصل ماجرا منحرف کنند، هم با ایجاد فشار اجتماعی حول اولویت‌های جعلی، نظام را به کُند کردن روند پیشبرد پروژه‌های حیاتی خود وادار کنند و البته در نهایت چهره نهادهای متولی این پروژه‌های حیاتی را مخدوش نمایند.

غائله “دختر آبی”، ترفند جریان اصلاح‌طلب برای به حاشیه‌بردن کم‌‌کاری‌ها/ نمونه‌ای از پروژه کشته‌سازی در کشورهای دیگر

غائله "دختر آبی"، ترفند جریان اصلاح‌طلب برای به حاشیه‌بردن کم‌‌کاری‌ها/ نمونه‌ای از پروژه کشته‌سازی در کشورهای دیگر

در همواره تاریخ عده‌ای با ریاکاری و فریب و خدعه، از ناآگاهی و ناهوشیاری مردم استفاده کرده و در هر زمینه‌ای که خواستند، آنها را فریب داده و منافع خود و باند خویش را پیش بردند و این فریب‌کاری‌ها و مردم‌فریبی‌ها در اغلب موارد سرنوشت ملت و تاریخ آن کشور را تغییر داده است.

مسئله‌ای که از سوی برخی عناصر فرصت‌طلب با هدایت کانون‌های خارجی برای انقلاب اسلامی و ملت بزرگ ایران به‌مورد اجراء گذارده می‌شود، سناریوسازی و بمباران افکار عمومی ایرانیان با اخبار منفی و استفاده گسترده از ظرفیت فضای مجازی است.

هرچه به انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، مسئله‌آفرینی و سوژه‌سازی‌ها بیشتر می‌شود و با توجه به برگزاری هر دو سال یک انتخابات در کشور، فاصله این غوغاآفرینی‌ها دیگر به روز و ساعت رسیده و سعی وافر ضدانقلاب، متاثرکردن و ناراضی‌سازی افکار مردم ایران نسبت به انقلاب و نظام کشورشان است.

اگر جامعه هدف دشمنان انقلاب اسلامی را همه مردم و مسئولان خدوم و ولایی‌شان بدانیم، قطعاً برای عموم مردم تحقیق دقیق پیرامون سمپاشی‌های رسانه‌ای امکان‌پذیر نبوده و ضعف عملکرد مسئولان دولت نیز زمینه باور بسیاری از شایعات تخریبی را فراهم می‌آورد؛ هرچند که در برخی از مواقع نوع اظهار و رفتار دولت و رئیس جمهور باورپذیری مردم نسبت به القائات دشمنان را بوجود می‌آورد.

کشته‌سازی یعنی پروژه‌سازی علیه ملت ایران
موضوع “سحر خدایاری” (دختر به‌اصطلاح آبی‌) در ادامه پروژه تکراری و نخ‌نماشده کشته‌سازی، چیز تازه‌ای نیست که بتوان مردم ایران را روی آن متمرکز کرد؛ حتی اگر جریان سیاسی اصلاح‌طلب کشور و نماینده فراکسیون امید مجلس بخواهد با تمسک به این پروژه تکراری برای خود حامی حتی از میان ضدانقلاب خارج‌نشین جلب کند.

هیچ یادمان نمی‌رود موضوع ندا سلطان را؛ او دختری بود که در حاشیه اغتشاشات پس از انتخابات سال ۸۸ در روز ۳۰ خرداد آن سال به طور مشکوکی کشته شد. پس از انتشار خبر مرگ این فرد، رسانه‌های ضدانقلاب و بیگانه بسیار کوشیدند تا نیروهای امنیتی و انتظامی ایران را عامل مرگش معرفی کنند، هرچند که هیچگاه سندی برای این ادعا نشان داده نشد.

داستان‌سرایی رسانه‌های داخلی و خارجی حامی اغتشاشات سال ۸۸ درباره مرگ فرد مذکور، سبب شد تا جوسازی و سیاه‌نمایی بسیاری علیه کشورمان صورت گیرد و بهانه‌ای برای تحریم‌های بیشتر باشد.

اما تصویری دیده نشده از ارتباط «امیرعباس فخرآور» اپوزیسیون معلوم‌الحال و مزدور سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با «آرش حجازی» فرد مشکوکی که در صحنه کشته شدن «ندا آقاسلطان» بالای سر او حضور داشت و روز بعد به انگلیس گریخت، رسانه‌ای شد و گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال دست داشتن فخرآور در قتل «ندا آقاسلطان» را بیشتر کرد.

بر اساس اطلاعات بعدی، «آرش حجازی» که در لحظه قتل «ندا آقاسلطان» بالای سر او حضور داشت و خود را شاهد عینی معرفی کرد و فردای آن روز با بلیط هواپیما به لندن رفت. سال‌ها قبل از این ماجرا با وطن‌فروشی مانند «امیرعباس فخرآور» که دارای روابط علنی با سرویس‌ جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی است، دوست بوده است.

در فتنه ۸۸ سلطنت طلب‌ها، منافقین، بهائیان و هرکس که با نظام اسلامی مخالف بود به مقابله با نظام با بکارگیری از هر ابزاری پرداختند.

یکی از پروژه هایی که در دستور کار آشوبگران قرار داشت سناریوی “کشته سازی و یا شهید سازی برای جنبش” بود که در انتها منجر به متهم شدن نظام می‌شد.

ندا آقا سلطان یکی از مصادیق مطرح در سناریوی کشته سازی بود که تا مدت ها مورد استفاده اغتشاش گران و سران فتنه قرار گرفت تا به کمک آن، امنیت ملی را برهم بزنند و نظام را متهم به قتل کنند؛ بر همین اساس دشمنان نظام به ویژه آمریکا با مانور دادن بر روی این مسئله تا مدت‌ها از این اتفاق بهره تبلیغاتی بردند و سعی کردند نظام و نیروهای انتظامی‌ آن را افرادی جانی و قاتل و آشوبگران را افرادی مظلوم جلوه دهند.

نمونه‌های کشته‌سازی در کشورهای دیگر

در همین راستا در ادامه پروژه‌های کشته سازی، دختری، همانند سناریوی قتل ندا آقا‌سلطان، در شهر والنسیا در ونزوئلا کشته شده و تصاویر آن در بسیاری از سایت‌ها و رسانه‌ها برای بهره‌برداری‌های تبلیغاتی منتشر شده است.

باتوجه به ناآرامی‌ها در کشور ونزوئلا و دخالت بیگانگان در این مسئله، برخی شباهت‌ها از این درگیری ها با درگیری های حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ در ایران قابل لمس است. دخالت‌های آمریکا به عنوان مدعی العموم بازهم نمایانگر شده‌ و با کمی دقت می‌توان تاثیر آمریکایی‌ها در دامن زدن به این ناآرامی‌ها را ملاحظه کرد همانطور که با تشویق آشوبگران در ایران آنان را به مقابله با نظام واداشتند.
اما چرا اصلاح‌طلبان؟!

حاشیه‌سازی مسائل مهم و اولویت‌دار کشور و برهم زدن امنیت روانی مردم در اوج مشکلات اقتصادی و در شرائطی که نقدینگی سرگردان از مرز ۲ هزار میلیارد تومان عبور کرد و کاهش ۱۲درصدی سهم صندوق توسعه ملی از درآمدهای نفتی کشور در شرایطی که درآمدهای نفتی دولت‌های یازدهم و دوازدهم به ۴ برابر دولت‌های قبل رسید، بیانگر اوج بی‌انضباطی مالی دولت و ناکامی سیاست‌های اقتصادی در تنظیم امور کشور است و می‌طلبد برای حل عمده مشکلات اقتصادی و از جمله تورم ۴۲درصدی نقطه به نقطه و تنگی معیشت، چاره‌اندیشی کنند.

اما به ناگاه جریانی که در مصدر امور است و طبق قانون اساسی باید در پیشگاه رهبر معظم انقلاب و مردم پاسخگوی این مشکلات باشد، با چرخش ۳۶۰ درجه‌ای و در موضعی انفعالی با انکار مسئولیت‌های قانونی خود از طریق طرح مسائلی مانند لزوم رفع موانع حضور بانوان در ورزشگاه‌ها و برگزاری کنسرت‌های موسیقی، ناکافی بودن اختیار رئیس جمهور، انتقاد از نظارت‌های قانونی بر مدیران و نظائر آن، نقش مطالبه‌گری برای جریان حامی خود قائل شده و تلاش دارد تا از پاسخ‌گویی به علل ناکامی‌های خود در عرصه سیاست‌های داخلی و خارجی به‌ویژه تحمیل توافق نامه خسارت بار برجام به کشور طفره رود!

خودسوزی سحر خدایاری که او را به جای دختر آبی جا زدند مثل برق تا آن سر دنیا می‌رود؛ جان یک دختر ابزاری می‌شود برای مسئولانی که ادعایشان دفاع از حقوق زنان است و شعارهای متناقضی سر می‌دهند و مطالبات دست چندمی و نخ‌نما شده‌ای مانند استادیوم رفتن بانوان را با عملیات روانی برای عده‌ای به اولویت تبدیل می‌کنند، در حالی که هیچ تلاشی هم برای فراهم کردن زیرساخت‌های آن انجام نمی‌دهند و می‌گذارند تا به‌عنوان یک مطالبه و معادله نامجهول باقی بماند.

نقش رسانه نزدیک به دولت

حاشیه‌سازی برای کشور را این بار رسانه نزدیک به دولت ایجاد کرد و فتنه جدید را برای انحراف افکار عمومی از پیگیری مشکلات اصلی و مطالبه‌گری از دولت، کلید زد.

“خبرآنلاین”، عهده‌دار غائله جدید بود و باید منتظر ماند و دید قوه قضائیه با رویکرد جدید در جهت ایفای وظائف قانونی خود چه برخوردی را با این رسانه و حتی نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس که بر این موضوع با اظهارنظر خلاف خود دامن زدند، انجام خواهد داد.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close