اقتصادیایرانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

حاشیه های سلبریتی های کم سواد بر متن سیاست و اقتصاد کشور + عکس و فیلم

سلبریتی های بیسواد، تئورسین سیاسی شدند

عقب ماندن از یک موج رسانه ای بدون شک برای یک چنین شخصیت هایی تجربه ی خوشایندی نیست علاوه بر این که سوار شدن بر این موج های رسانه ای برای آنان این مزیت را دارد که با گرفتن ژست مضحک اپوزیسیون ، برای خود میان اقلیت خاکستری جامعه نیز محبوبیت دست و پا کنند. به عنوان نمونه مهناز افشار بهتر بود تا به جای ترند کردن هشتگ توییتری آزادی امید کوکبی ، وضعیف سو استفاده های کلان میلیون یورویی شوهرش را در بخش دارویی کشور در بحبوحه ی تحریم روشن کند.

 گذار آرام جامعه ی ایران از سبک زندگی اصیل ایرانی به سوی مظاهر تجدد غربی ، به همراه خود مفاهیمی را وارد ادبیات رسانه ای و اجتماع ایران کرد که تا پیش از آن تجانسی با جامعه ی ایران نداشت. ظهور یکباره ی مظاهر تمدن غربی به خصوص در ادبیات رسانه ای ایران به تولید مفاهیمی پرداخت که تا امروز جامعه ی ایران گاها متاثراز آنان می گردد. مفاهیمی که در واقع باز تولید مضامین اساسی رسانه ای غرب در قالب جامعه ی در حال گذار ایران بود.مفهومی مانند سلبریتی نیز که چندیست ادبیات رسانه ای ایران را نیز تحت تاثیر قرار داده است، از این دست ادبیات وارداتی غربی است که خواه ناخواه جای خود را میان عامه ی مردم به لحاظ تاثیر گذاری باز کرده است. تاثیر گذاری مفهوم سلبریتی بر تصمیم گیری های عامه ی مردم و گاها هدایت و راهبری موج های مردمی ، این مفهوم را شایسته ی بررسی های دقیق تر کرده است.

گسترش رسانه های ارتباط جمعی تصویری و ظهور یکباره ی شبکه های مجازی و افزایش ضریب نفوذ گوشی های هوشمند میان توده های مردم ، موجب شد تا گاها مطالبات عمومی به صورت موج های رسانه ای در سطح جامعه ظاهر شود. بدیهیست که بروز یک چنین جریان ها و موج های فراگیری در سطح جامعه بیگانگان را به طمع بیاندارد تا با استفاده از این پتانسیل به موج سواری رسانه ای بپردازند. در این بین نکته ای که بیش از همه شایان ذکر است فهم این نکته است که متاسفانه راهبران اصلی این موج های رسانه ای علیه نظام ، نوعا سلبریتی هایی هستند که صرف نظر از نقش های هنری یا ورزشی خود خواهان ایفای نقشی مضاعف به عنوان عقلای سیاسی هستند. شانتاژ رسانه ای اخیر در خصوص امید کوکبی و تلاش برای آزاد سازی وی از طریق موج سواری رسانه ای امری بود که میتوان از آن به عنوان تلاش سلبریتی ها برای اثر گذار غیر عاقلانه بر فضای سیاسی نام برد. چهره هایی مانند مهناز افشار وترانه علیدوستی که پیش ار این نیز سابقه ی ابراز وجود سیاسی را در کارنامه خود داشتند در این جوسازی اخیر نیز به خوبی امتحان عقلانیت سیاسی و وفاداری به حدود حیثیتی و ملی را پس دادند.

عقلانیت مضاعف !

فهم چرایی علاقه ی ورود سلبریتی ها به حوزه های غیر تخصصیشان نکته ایست که بررسی آن در ادامه ی مسیر راه گشا خواهد بود. این که یک چهره به چه دلایلی علاقه دارد تا در حوزه ای غیر از فعالیت خودش دیده شود و راهبری جریاناتی را برعهد بگیرد خود پرسشی بنیادین است. دلایل متعددی را میتوان برای این معضل جامعه شناختی بیان کرد که به اجمال و اختصار می توان نکات ذیل را ذکر کرد :

۱) توهمات شهرت : بی شک اولین و مهم ترین دلیل این امر آنست که ترکیب توامان شهرت و محبوبیت این حس را در فرد برمیانگزد تا در حوزه های دیگری ورود کند و خود را صاحب نظر جلوه بدهد. قابلیت رسانه در عصر جدید به این امر بسیار کمک کرده است. چهره های شناخته شده میان مردم به مدد ابزارهای رسانه ای به خوبی دیده می شوند و از حاشیه توجه و بعضا گمنامی به مرکز توجهات حرکت می کنند. قرار گرفتن در مرکز شهرت و بدل شدن به « چهره» موجب می شود تا فرد خود را مستقلا تریبون ورسانه ای فرض کند که می تواند با اتکا به نفوذ اجتماعی و شهرت در هر موضوعی وارد شود. آفت اصلی این ترکیب – شهرت و محبوبیت – را میتوان سطحی نگری های سخیف در ورود به حوزه های غیر مرتبط دانست. ترند کردن هشتگ آزادی امید کوکبی در توییتر مهناز افشار خود نمونه ای از تلاش برای تاثیر کذاری سو بر افکار عمومی با توسل به نفوذ اجتماعی است. بازیگری که یقینا حتی از خوانش دو صفحه از یک پرونده ی قضایی عاجز است و از کم و کیف بدیهیات حقوقی و امنیت ملی بی خبر است به صرف ترکیب نامبارک شهرت و محبوبیت میان اقشار اجتماعی خود را محق اظهار نظر سیاسی حقوقی می داند.

۲) ساده انگاری امر سیاسی : برای فهم روشن تر این نکته بهتر است مجددا ماجرای توییت مهناز افشار را مرور کنیم. بازیگری مشهور و در اصطلاح «چهره» بر موج ساخته شده علیه نظام سیاسی کشورش سوار می شود و تلاش می کند تا خود را در این حوزه صاحب نظر نشان دهد. حدود اطلاعات  این افراد  از کم و کیف ماجرای این متهم به جاسوسی یقینا از حد لودگی های تلگرامی و فضای مجازی فراتر نیست اما این که چرا خود را محق می داند تا در امری که از آن اطلاع صحیصح ندارد وارد شود بحث اصلی این پاراگراف است. این دسته از چهره ها به دلیل ساده انگاری و عمق کم دیدشان در مسایل سیاسی در واقع سیاست را ساده انگارانه می پندارند. به عبارت دقیق تر چون خود دید ساده ای از سیاست دارند سیاست را سطحی میبینند و سطحی تحلیل میکنند. این افراد سیاست را به ساده انگارانه ترین شکل ممکن می بینند و نهایتا تلاش می کنند تا خود را سوپرمن هایی نشان دهند که از سیل پاکستان تا علل آنارشیک بودن نظام جهانی حق اظهار نظر دارند و طبیعتا از متخصص ترین افراد این حوزه ها هم متخصص ترند! امثال این سلبریتی ها «توده ای های نفتی ای » هستند که با پله کردن لوازم موجود در کشورشان برای بهتر دیده شدن و بالا آمدن ، نهایتا موج سوار رسانه ای و پیاده نظام صفر بیگانگان میشوند. سلبریتی هایی که دل نگران نخبکان باصطلاح دربند وطن آریایی هستند اما تمام تلاشان این است که ماه نهم بارداریشان در خاک بهشت شداد آلمان یاشد تا فرزندان آریاییشان از شناسنامه ی آلمان نیز بی بهره نباشد.

۳) ایجاد وجه اجتماعی برای اقشار خاکستری : بدون شک سلبریتی ها از هر روزنه ای برای بهتر و بیشتر دیده شدن حداکثر استفاده را میکنند. عقب ماندن از یک موج رسانه ای بدون شک برای یک چنین شخصیت هایی تجربه ی خوشایندی نیست علاوه بر این که سوار شدن بر این موج های رسانه ای برای آنان این مزیت را دارد که با گرفتن ژست مضحک اپوزیسیون ، برای خود میان اقلیت خاکستری جامعه نیز محبوبیت دست و پا کنند. به عنوان نمونه مهناز افشار بهتر بود تا به جای ترند کردن هشتگ توییتری آزادی امید کوکبی ، وضعیف سو استفاده های کلان میلیون یورویی شوهرش را در بخش دارویی کشور در بحبوحه ی تحریم روشن کند.

۴- این دست بازیگران و سلبریتی ها مردودین قطعی فهم عقلایی از وضعیت سیاسی کشور و خاینین به امکانات این کشور هستند که با استفاده از امکانات این کشور بدل به چهره شده اند و حال با ژست های اپوزیسیون گرفتن بیش از پیش در تلاش اند تا خود را به عنوان کوته بینان سیاسی نشان دهند.

موضع سیاسی گرفتن این بازیگران و چهره ها همان اندازه مضحک است که یک قصاب انجمن حمایت از حقوق گوسفندان تاسیس کند. این دست سلبریتی های نان به نرخ روز خور یک بار برای همیشه بایستی تکلیف خود را روشن کنند ، آنان باید بپذیرند که تنها بازیگرند و هر اظهار نظری در این حوزه از آنان قابل پذیرش است اما آنان نمی تواند همزمان در عین بازیگر بودن قبای گشاد نظریه پرداز سیاسی را نیز بر دوش خود بیندازد.

۵- عملکرد دستگاه فرهنگی کشور به اندازه ای اسفناک است که هرگونه تلاشی برای یادآوری وظابف وزارت ارشاد به مسیولین آن بی شک آب در هاونگ کوبیدن است. وضعیت سینما ، کتاب و سایر موارد فرهنگی کشور به اندازه ای بغرنج است که در ۳ سال گذشته بود و نبود وزارت ارشاد تفاوتی به حال کشور نمی کرد. فقط بایستی ابراز امیدواری کرد که ارشاد کشور روزی تکلیف این حدود اظهار نظر های این هنر پیشه ها را مشخص کند.

اثرات دلار ۶۰۰۰ تومانی بر سلبریتی ها: آقای روحانی! بخاطر شما بی آبرو شدیم/ مردم، ببخشید که ما باعث شدیم به روحانی رای بدهید

موج پشیمانی سلبریتی ها از رای به روحانی ادامه دارد. در روزهای اخیر تعدادی از هنرمندان که در دوران انتخابات ریاست جمهوری با شعار «با روحانی تا ۱۴۰۰» در فضای مجازی خودنمایی می‌کردند، حالا در صف منتقدان سرسخت روحانی قرار گرفته اند.

ناکارآمدی و شکست وعده های روحانی موجب شده است که بسیاری از حامیان روحانی این روزها با ادبیاتی تند به انتقاد از او بپردازند. به طور مثال محسن افشانی بازیگر سینما وتلوزیون امروز با انتشار کلیپی گفت:

«تو دوره ای که هزارتا اتفاق می افتد و هیچ کس هم گردن نمی گیرد، آدم باید فقط تاسف بخورد. خبری از آقای سیف نیست. خبری از آقای رئیس جمهور نیست. هیچ کدوم اینها هم که عذرخواهی نمی کنند بابت اتفاق های پیش آمده. پس من از تک تک ایرانی ها که باعث شدم  به آقای روحانی رای بدهند عذرخواهی می کنم. چقدر من و رفقام تبلیغ کردیم. چقدر من زحمت کشیدم تو ستاد آقای روحانی. من عذر می خواهم که به آقای روحانی رای داده ام. واقعا شاکی هستم. واقعا از مردم عذر می خواهم ببخشید که من به آقای روحانی رای دادم . ببخشید که ما و همکارهای دیگرم باعث شدید به آقای روحانی رای بدهید. ببخشید.».

۳۰۰۳۰۹۸۷_۱۶۵۱۰۵۵۷۷۵۳۱۱۵۹_۵۰۹۵۶۲۰۱۳۹۹۴۹۲۲۸۰۳۲_n.mp4 | دانلود فیلم حمید فرخ نژاد نیز یکی دیگر از بازیگرانی بود که مردم را تشویق به رای دادن به روحانی کرده بود. حالا او می نویسد:

«جناب آقای روحانی، رئیس جمهور گرامی برای امثال من به خاطر حمایت از شما آبرویی پیش مردم نمونده، یکم به فکر خودتون باشید».

 استغفار و عذرخواهی می کنم

محمدعلی آهنگران هم که نشان داده است علاقه زیادی برای سلبیرتی شدن دارد از دعوت مردم به انتخاب روحانی استغفار کرده و می نویسد:

«در ایام انتخابات و در سخنرانی ها به مخاطبین می گفتم برای این که رخدادهای تلخی نظیر بالا رفتن یک شبه قیمت ارز و سکه در دوره احمدی نژاد تکرار نشود به روحانی رای دهید جون دولت او دولت ثبات است امروز با دیدن دلار ۵۷۰۰ تومانی با صراحت بابت این بخش از سخنانم عذرخواهی و استغفار می کنم.».

البته در این میان برخی از سلبریتی ها نیز با وقاحت تمام، حاضر به عذرخواهی نیستند. به طور مثال ترانه علیدوستی که گفته بود به خاطر ثبات نرخ ارز به روحانی رای میدهد این روزها سکوت کرده است. یا حتی بهاره رهنما با ادبیاتی حق به جانب می گوید:

«مردم همچین دارن فحش و فضاحت میدن به بقول خودشون سلبریتی ها سر داستان دلار و مشکلات دولت،ادم از بی انصافیشون شاخ درمیاره!نمیدونم پس اقای روحانی از کجا رای اورده؟ انگار اهالی سینما و تیاتر فقط بهش رای دادن!!!»

البته این اظهار نظر بی جواب نماند و کاربری با اشاره به تویت رهنما نوشت:

هم از توبره هم از آخور

با این حال این عقب نشینی ها نیز بدون پاسخ نماند. به طور مثال سیروان خسروی از این چرخش های بی اساس سلبریتی ها می نویسد:

«مشمئز کننده تر از وضعیت اسفناک کشور، پستهای انتقادی سلبیرتی هایی هستش که پارسال همین موقع در حال یارگیری بنفش بودن، قبل ترهم مشغول یارگیری سبز و امروز هم منتقد و فردا هم حامی رنگ مد روز و باب میل اکثریت خواهند بود. وقتی سلبریتی هایی که بیشترشون حتی در زمینه خوشون بی سواد هستن الگو میشن انتظاری بیش از این نباید داشت».

سلبریتی‌های پشیمان از رأی به روحانی، شعور سیاسی ندارند!

جالب تر آن که رسانه های جریان اصلاح طلب که برای پیروزی در انتخابات به سلبریتی ها چشم دوخته بودند، از رفتار امروز آنها انتقاد و آنها را بی سواد خطاب می کنند. به طور مثال روزنامه جهان صنعت امروز در مطلبی انتقادی با عنوان «سیاست ورزی به روش سلبریتی ها» نوشت:

«در زمان انتخابات طبق روال مرسوم، ستادهای انتخاباتی به سراغ هنرمندان می‌روند تا از محبوبیت آنها میان توده استفاده کرده و مردم را برای آمدن پای صندوق رأی تشویق کنند. در بسیاری از موارد هم هنرمندان با انتخاب خودشان و بنا بر منافع کاری، شخصی یا ملی همراه کاندیدایی می‌شوند و از او حمایت می‌کنند…انتخابات برگزار شد و حسن روحانی رأی آورد؛ اما آنچه انتظار می‌رفت پیش نیامد. این روزها به یک سالگی دولت دوم حسن روحانی نزدیک می‌شویم و انتقادها از او و دولتش بالا گرفته است؛ اما در این میان شاید تندترین موضع از طرف هنرمندانی باشد که او را در انتخابات پیشین حمایت کردند. حتی دو ماه گذشته موجی با هشتگ من پشیمانم راه افتاد که آن اعلام برائت از حسن روحانی و حمایت از او در انتخابات ریاست جمهوری بود. سؤال اساسی این است که آیا یک سال زمان مناسبی برای قضاوت در مورد عملکرد دولت است و آیا فقط دولت در مشکلات امروز مقصر است و دیگران بی‌گناهند؟ عکس‌العمل‌های احساسی هنرمندان و اظهارنظرهایشان چه تاثیری بر آرامش کشور دارد؟…حمید فرخ نژاد…پرویز پرستویی…لادن طباطبایی…لیندا کیانی…رضا صادقی…باران کوثری…مهدی فخیم زاده…علی کریمی».

این روزنامه حامی دولت در ادامه نوشت:

«همراهی با جریان‌های سیاسی باید همراه با شعور سیاسی باشد وگرنه بعد از مدتی یا به تندروی دچار می‌شود یا از راه بازمی‌ماند. همراهی هنرمندان با کمپین‌های انتخاباتی نیز باید با توجه به مشخصات سیاسیون و توانایی‌هایشان باشد. قرار نیست هنرمندی که در جامعه محبوب است روزی از سیاستمداری حمایت کند و یک روز دیگر از بنیان منکر حمایت شود. آنچه امروز در جامعه اتفاق افتاده سیاست‌ورزی کسانی است که با موج‌های دیگر همراه می‌شوند و عده‌ای را نیز با خود می‌برند».

پیش از این نیز روزنامه‌های اصلاح طلب به سلبریتی های پشیمان واکنش نامناسبی نشان داده بودند. در همین رابطه روزنامه اصلاح طلب آرمان -آذر ۹۶- در واکنش به انتقادات هنرمندان از دولت نوشت: «سلبریتی های ایرانی را فاقد دانش عمیق هستند».

این واکنش‌ها در حالی است که روزنامه‌های اصلاح طلب در روزهای تبلیغات ریاست جمهوری ۹۶ به بازتاب گسترده اظهارات هنرمندان در میتینگ‌های انتخاباتی روحانی می‌پرداختند.

به هر حال اگرچه عذرخواهی از اشتباه،  یک گام مثبت است، اما مهم تر این است که سلبریتی هایی که  حتی در حوزه تخصصی خود از هوش و دانش پائینی بهره برده اند متوجه شوند که قرار نیست در هر موضوعی اظهار نظر کنند.

نگاه به سلبریتی‌ها به مثابه ماشین تبلیغاتی جذب رای!/ نوبخت خطاب به پشیمان‌ها: شما کِی رأی داده بودید که حالا پشیمانید؟

طی چند روز گذشته کمپینی با عنوان «پشیمانیم» با محوریت برخی «سلبریتی‌ها» و با محتوای ابراز ندامت از رای دادن به حجت‌الاسلام روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ شکل گرفت. پویشی که از همان روزهای نخست با لقب‌هایی چون «پویش فرمایشی»، «کار دولت قبل» و «دسیسه» نامیده شد. حالا امروز نیز محمدباقر نوبخت مدعی شد «غالب اینهایی که ابراز پشیمانی می کنند اصلا رای نداده اند».

در روزهای انتخابات صالحی امیری در یک اقدام تعجب برانگیز خطاب به یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری گفت «به کاندیدای عزیز می گویم اگر واقعا نیاز به هنرمند داشتید به من میگفتید برایتان چند هنرمند میفرستادم!

۲۴۵_۸۸۶٫mp4 | دانلود فیلم

فیلم/ وزیر ارشاد: به من میگفتید برایتان چند هنرمند میفرستادم

فیلمی که از وزیر ارشاد منتشر شد، به خوبی نگاه ابزاری به هنرمندان را نشان می‌داد؛ سخنان وزیر در واقع رونمایی از این موضوع است که دولت مستقر هنرمند را مزدور خود تصور می‌کند.

البته این توهین با واکنش‌های مختلف هنرمندان روبرو شد به نحوی که کیومرث پوراحمد در پاسخ به حرف صالحی‌امیری گفت: «مگر هنرمند کارگر است که بهش تلفن کنند و بگویند برو سر فلان کار، هر آدمی تشخص و تفکر برای خودش دارد، اعتبار دارد برای خودش، ایشان حرف زشتی زده است».

 مسعود جعفری‌جوزانی نیز خطاب به صالحی‌امیری گفت: آقای صالحی‌امیری! من ترسو دیدم! آدم خودفروش دیدم! آدم‌فروش هم دیدم. همه جای دنیا را گشتم اما در هیچ جای دنیا هنرمندی ندیدم که به دستور وزیر که هیچ حتی به دستور رئیس‌جمهور به کاری که عقیده ندارد تن دهد».

عکس: سفر برخی از سلبریتی ها به مشهد برای حمایت از روحانی

حالا این روزها و با آغاز موج پشیمانی از رای به روحانی؛ این روحیه سیاست مداران اصلاح طلب که سلبریتی‌ها را به مثابه ماشین جذب رای می‌بینند، در اشکال دیگری خودش را نشان داد.

محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت امروز در در مواجه با «موج پشیمان هستیم» گفت:  «غیر از این فضا سازی ها که گاها در فضاهای مجازی پیش می آید ماهنوز از اعتماد مردم برخوردار هستیم. ما مستمرا از عمق جامعه مطلع هستیم. خیلی متفاوت است با این فضا سازی هایی که منتقدین دولت انجام می دهند و به هر بهانه ای در لباس موافقین ظاهر می شوند. غالب اینهایی که می گویند پشیمانیم اصلا کِی رأی داده بودند که حالا پشیمانند؟ حالا به هر تقدیر چند نفری هم ممکن است در این فضا جو گیر بشوند که آنها هم خیلی مهم نیستند».

البته این تنها واکنش به ابراز پشیمانی ها نبود. محمد خاتمی پیش از این ابراز پشیمانی از رای به روحانی را «دسیسه» دانسته و گفته بود: «ما نه تنها از حمایت و رأی به آقای روحانی پشیمان نیستیم که همچنان قاطعانه از ایشان حمایت می‌کنیم. آقای روحانی را موفق می‌دانیم و این موج تخریبی به وجود آمده را هدفمند و دسیسه‌ای برنامه‌ریزی شده برای مأیوس کردن مردم می‌دانیم». این سخن او با انتقاد حامیان خود که دیروز به پیروی از «تَکرار» او به روحانی رای داده بودند مواجه شد.

برخی دیگر از چهره های اصلاح‌طلب نیز همین موضع را اتخاذ کردند. به طور مثال عبدالواحد موسوی‌لاری با اشاره به جلسه مجمع روحانیون و طرح  پشیمانی اصلاح‌طلبان از رای به روحانی گفت: ما معتقدیم نه تنها پشیمانی وجود ندارد بلکه این شایعه موجی است که جناح رقیب راه انداخته تا بتواند فضاسازی کند.

عباس عبدی نیز در یادداشتی که در روزنامه اعتماد منتشر کرد نوشت «کسانی که می گویند پشیمان شده اند، بیش از آنکه بدذاتی یا ناتوانی رای گیرنده را اثبات کنند، کم اطلاعی و درک نادرست خود از سیاست را اثبات و اعلام کرده اند.»

از سوی دیگر روزنامه اصلاح طلب اعتماد نیز با حمله سلبریتی ها نوشت: «کسی که کارش سیاست نیست و چم وخم این کار را نمی فهمد به چه دلیل باید حرف سیاسی بزند؟اگر کسی هنرپیشه خوبی است یا در زمین فوتبال می درخشد به چه دلیل باید درباره سیاست هم نظر بدهد؟».

 درست از زمانی که هنرمندان به ابزار دست سیاست مداران مبدل شدند باید فکر چنین عاقبتی را می کردند. وقتی وزیر فرهنگ با ادبیاتی ناشایست به سایر نامزدهای انتخاباتی پیشنهاد می کند که اگر به هنرمندان برای حمایت نیاز دارند به من پیام میدادید من برای شما چند هنرمند می فرستادم، می شد روزی را مشاهده کرد که هر انتقادی با برچسب «دسیسه» خطاب شود و نوبخت به آنها بگوید «شما کی رای داده اید که امروز انتقاد می کند» و حتی بدتر از آن روزنامه‌ی اصلاح طلب خطاب به سلبریتی ها بگوید: «کسی که کارش سیاست نیست و چم وخم این کار را نمی فهمد به چه دلیل باید حرف سیاسی بزند؟». در نظر اصلاح طلبان اساسا رای و نظر مردم ارزشی ندارد.

۲۱۳۶۴۹۴٫mp4 | دانلود فیلم

فیلم/ اعتراف سلبریتی ها به پشیمانی از رای به روحانی

در نگاه این گروه مردم تنها ابزاری هستند که می توانند قدرت را تضمین کنند. در این مسیر هنرمندان، ورزشکاران و سایر افرادی که از شهرتی در میان جامعه برخوردارند، ابزاری هستند که میتوانند کسب قدرت را برای قدرت طلبان تسهیل کنند.

البته این موضوع در دیدگاه اصلاح‌طلبان مسبوق به سابقه است که رای مردم را تا وقتی در تایید آنها و اعمال و رفتار قبیله‌شان باشد، مصداق فهم سیاسی مردم، و زمانی که در نقد عملکرد و جهت‌گیری آنان باشد «دسیسه»، «فرمایشی» و «بی‌سوادی» بدانند. پاسخ نوبخت به این سوال که چرا در سال ۸۴ به پیروز انتخابات تبریک نگفته است شاید وجوه بهتری از تفکرات منفعت طلبانه و استفاده ابزاری اصلاح‌طلبان را رای مردم را روشن کند:

«دل ما با کسی که سال ۸۴ پیروز شد اصلاً صاف نشد و هیچ وقت نتوانستیم او را به عنوان مظهر جمهوریت مردم فهیم و با فرهنگ و صادق جمهوری اسلامی ایران بدانیم. شاید هم اشتباه می‌کردیم اما به هرحال اگر دوباره به عقب برگردیم فکر می‌کنم انتخاب‌های من درست بود، هرچند به وسلیه اکثریت تایید نشد».

فیلم/ نوبخت: هیچ وقت نتوانستیم احمدی‌نژاد را به عنوان مظهر جمهوریت مردم ایران بدانیم

گفتنی است، هشتگ «پشیمان هستیم» پس از آنکه چهره های هنری و ورزشی مشهوری همانند مهدی فخیم زاده، نوید محمدزاده، مهدی پاکدل و  علی کریمی که طی روزهای گذشته از رأی خود به روحانی در انتخابات ۲۹ اردیبهشت اعلام پشیمانی کردند، به صورت گسترده در فضای مجازی مورد استقبال قرار گرفت.

وقتی «تحقیرکنندگانِ مردم» در پوستِ «حامیان مردم» فرو می‌روند/ «شوآفِ» سلبریتی‌ها؛ یکی از عوامل دامن زدن به شکاف طبقاتی و ایجاد نارضایتی

فکرش را بکنید، درست در شرایطی که مردم با مشکلات متعدد اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند، یک بازیگر به یک باره بگوید «آنهایی که می گویند جوانان بیکارند، دارند غرغر می کند، همه نشسته اند در خانه و آدم های تنبلی شده اند»! چنین سخنانی چه تصویری در ذهن جوانان جویای کار ایجاد می کند؟ تصور کنید همین بازیگری که مردم را «غرغرو» خطاب می کند، چند روز بعد تصویری از خود و خانواده اش را در یکی از کشورهای اروپایی در حال تفریح منتشر کند.  این بار چه تصویری در ذهن مخاطب ایجاد می شود؟

این دقیقا همان کاری است که «امیر جعفری»، بازیگر سینما و تلویزیون در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری انجام داد؛ بازیگری که مردم را به دلیل گلایه از مشکلات اقتصادی، تحقیر کرد.

در روزهای اخیر شاهد تجمعات مردمی با هدف اعتراض به وضع نامناسب معیشتی و اقتصادی بودیم. اعتراضاتی که البته محدود به روزهای اخیر نبود. ماه هاست که مردم نسبت بی عدالتی اقتصادی، تبعیض،  فاصله طبقاتی، ایجاد یک طبقه خاص ثروت مند، رانتخواری ها و… اعتراض می کنند. یکی از مهمترین علل پیدایش این حس و افزایش اعتراضات، نمایش زندگی‌های اشرافی طبقات مرفه در شبکه های مجازی است. سبک زندگی ای که از سوی برخی از طبقات ثروتمند و بعضی از سلبریتی ها در شبکه هایی نظیر ایسنتاگرام ارائه می شود.

کافی است نگاهی به تعداد دنبال کننده های صفحات این ستاره ها بی اندازید تا میزان تاثیر این افراد بر اذهان جامعه را درک کنید . افرادی که به لطف رسانه ملی و هزینه های دولتی به شهرت رسیده اند و حالا در بیرون از رسانه ملی، درآمد‌های کلانی از حضور در تبلیغات یا برنامه‌های شرکت‌های خصوصی بزرگ به دست می‌آورند. ثروتی که تبلور خود را در سبک زندگی سلبریتی ها به نمایش گذاشته است. سبکی از زندگی که در«سفر های خارجی»، «تفریح های لوکس»، «پوشاک گران قیمت»، «تغذیه متفاوت»، «جواهرات» و… خلاصه شده است.

اولین اثری که مشاهده این سبک زندگی در ذهن مخاطبان خود ایجاد می کند، القای حس فقر و فاصله طبقاتی میان اقشار متوسط و پائین جامعه با ستاره‌ها و ثروتمندان است. زمانی که سلبریتی ها در اوج مشکلات مردم عکس های ریخت و پاش های خود را منتشر می کنند، باعث می شودکه این تصور بیش از پیش تثبیت شود.

اما در این بین یکی از نکاتی که بیشتر از همه جلب توجه می‌کند مواضع ریاکارانه سلبریتی‌ها در رفتارهای انسان‌دوستانه است. افرادی که مصداق فاصله طبقاتی و تبعیض اقتصادی هستند، به یک باره منتقد همین مفاهیم می شوند. افرادی که تا دیروز مشغول خوش گذرانی و ریخت و پاش بودند، به یک باره سعی می کنند خود را مدافع مشکلات مردمی معرفی کنند که به خاطر وجود همان ها اعتراض کرده اند.

محسن تنابنده؛ از «ریودوژانیرو» تا «فشار وارده بر شانه های نحیف کارگران»

به طور مثال محسن تنابنده که تمام شهرت خود را مدیون رسانه ملی است و بخش زیادی از سال را در خارج از کشور می گذراند در صفحه اینستاگرام خود مدعی شد که «تخصیص منابع مالی به نهادی فرهنگی و مذهبی نشان می دهد که حاکمیت درک چندانی از فشار وارده بر شانه های نحیف طبقه متوسط و فقیر را ندارد»! با این حال تنابنده نگفته است که خود او از چه طریق به فشارهای اقتصادی طبقات پایین جامعه پی برده است؟ با استراحت مطلق در کانادا و یا تفریح در سواحل برزیل؟

اگرچه تخصیص بودجه به برخی از نهادهای بدون بازده و افزایش هزینه های جاری دولت ظلمی آشکار به طبقه های آسیب پذیر جامعه است، اما سخن مردم مشخص است. مردم معتقدند که باید از ریخت و پاش های بی جهت جلوگیری شود. از اشرافی گری و اختلاف طبقاتی جلوگیری شود.مردم با مانور تجمل مخالفند چه از سوی آقازاده های دارای ژن خوب و چه سلبریتی‌ای که با بودجه ملی به شهرت و ثروت رسیده است.

از رعیت خواندن مردم تا حمایت از مردم!

امیر جعفری فرد دیگری است که در روزهای اخیر در حمایت از اعتراضات اقتصادی در این صفحه اینستاگرام خود نوشت: «الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم». البته امیر جعفری که خود روزی پای بابک زنجانی را به سینما باز کرد و پول های کثیف این مفسد اقتصادی را به جیب همکارانش ریخت حتماً نمی تواند درد مردم گرفتار را متوجه بشود و حامی مردم باشد. از سوی دیگر درحالی امیر جعفری از ظلم سخن می گوید که روزی  برج عاج نشینانه به دیده ی تحقیر به مردمش نگاه می کرد و آنها را «مشتی رعیت» می خواند.

امیر جعفری در یک مصاحبه درباره انتخابات ریاست جمهوری می‌گوید:« قبلا استرس می‌گرفتیم. اما حالا هواپیما دارد می‌آید. توریست دارد وارد کشور می‌شود. وقتی می‌خواهیم به خارج از کشور برویم برای فستیوالی چیزی، با عزت و احترام می‌رویم. اما مردم اینها را نمی‌بینند. فقط می‌گویند جوانها بیکارند…مقداری از این مشکلات به خودمان بر می‌گردد آدمهای تنبلی شده‌ایم.از قدیم هم همیشه رعیت‌ها دوست داشتند یک گونی برنج یا سیب‌زمینی بیشتر بگیرند. تن‌پرور بارمان آورده اند.

وی در این گفتگو که در فضای مجازی پخش شده ادامه می‌دهد: «اینطوری هم نیست که کار نباشد. کار هست اما نمیخواهیم کار کنیم.اگر با لیسانس کار نمی‌دهند خب برو فوق لیسانس بگیر، دکترا بگیر. همه نشسته‌ایم توی خانه و می‌گوییم چرا به ما پول نمی‌دهند. غرغرمان زیاد شده. همیشه طلبکاریم. خیلی دوست دارم از آنها بپرسم شما برای مملکت چه کرده اید ؟ »

این بازیگر می‌گوید: « الان دوباره می‌گویند تو که اینها را می‌گویی تا حالا سر گرسنه زمین گذاشته‌ای و …قشر ضعیف همین است دیگر … ».

همسر مفسد اقتصادی، حامی اعتراضات اقتصادی!

یکی از مشکلاتی که سلبریتی ها دارند عدم درک صحیح از مشکلات مردم و خواسته های آنهاست. همین هم باعث می شود که ندانسته اقدام به موضع گیری کنند. مهناز افشار یکی از این سلبریتی هاست. افشار که همسر او به اتهام فساد اقتصادی و رانتخواری مدتی را در زندان به سر برده بود و همچنان به عنوان یک متهم اقتصادی شناخته می شود، در توئیتی نوشت: «این صدای مردم معترض است و جواب صدای اعتراضشان باتوم و گاز اشک آور نیست».

مهناز افشار درحالی تصمیم گرفته است از اعتراضات حمایت کند، که مردم در اعتراض به مفاسد اقتصادی، رانت خواری و فاصله طبقاتی گلایه مند هستند. قطعا کسی که همسر یک متهم رانتخوار است صلاحیت حمایت از مردم را ندارد. مردم به ثروت های بادآورده اعتراض دارند. مردم به سبک زندگی اشرافی و تجمللی اعتراض دارند. سبکی از زندگی که مهناز افشار یکی از مبلغان اصلی آن است. با این حال معلوم نیست چرا چنین افرادی قصد دارند خود را مدافع مردم مستضعف معرفی کنند. در همین راستا یکی از کاربران فضای مجازی با اشاره به اتهام های اقصادی همسر افشار نوشت: «توئیت کسی را می بینیم که همسرش یکی از متهمان به “فساد اقتصادی” و “رانتخواری” و عوامل خشم و انزجار عمومی است».

اعتراض به افزایش عوارض خروج از کشور و ندیدن افزایش بهای نان و جذف یارانه ۳۴ میلیون نفر

حمید فرخ نژاد یکی دیگر از هنرمندانی است که خود را حامی اعتراضات روزهای اخیر معرفی کرد. البته درست در شرایطی که بودجه سال ۹۷  پیشنهاد افزایش بهای اقلامی نظیر نان، آب و برق و حذف یارانه ۳۴ میلیون نفر از مردم را داده بود، اما فرخ نژاد تنها به افزایش عوارض خروج از کشور اعتراض کرد. به طور حتم گرانی عوارض خروج از کشور جای نقد و بحث بسیاری  دارد و باید نسبت به این موضوع واکنش نشان داد، اما سوال اینجاست که چرا سلبریتی‌هایی نظیر او تنها  به همین مورد اکتفا کردند؟

البته مشاهده برخی از تصاویر فرخ نژاد بسیاری از سوالات در این خصوص را پاسخ می دهد.

ارتزاق از اختلاس، حمله بر علیه اختلاس!

اختلاس از صندق بازنشستگی فرهنگیان یکی از پر سروصدا ترین پرونده های سالهای اخیر است. اختلاسی که البته رد پاهایی از خود را نیز در سریال شهرزاد برجای گذاشت. در همین راستا محمد امامی تهییه کننده شهرزاد سال گذشته بازداشت شد و گفته شد او در اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان نقش داشته است. با این وجود ترانه علی دوستی به جای پاسخ دادن پرسشگران را بلاک کرد و در نهایت در متنی کودکانه و دستپاچه، از «سرمایه‌گذار جدید» خبر داد. حالا علیدوستی دوست دار مردم شده است. او  در تویتی می نویسد: «خواهش می کنم این رویه را همینجا متوقف کنید. با مردم معترض برخورد فیزیکی نکنید. خشمشان را درک و آرامشان کنید. با هر نگرشی امانت دار جان و سلامتشان باشید. انتظار داریم در منیت باشند و در پناه قانون».

اگرچه علیدوستی از لزوم درک خشم معترضین سخن می گوید، اما اشاره ای نمی کند که بخش زیادی از خشم مردم ناشی از سبک زندگی او هم صنفانش و ترویج این سبک زندگی در صفحات مجازی است.

بهاره رهنما و باران کوثری نیز در روزهای اخیر سعی کردند خود را حامی مردم مستضعف نشان دهند. مردمی که از مشکلات اقتصادی و گرانی به تنگ امده و نسبت به تبعیض و فاصله طبقاتی معترض هستند. مردمی که بعد از سالها کارگری، کارمندی، معلمی و… با یک سلبریتی سالها فاصله دارد. مردم با مشاهده تبعیض ها و بی عدالتی ها بیش از همه خشمگین می شوند. با این وجود از حمایت های این روزهای سلبریتی ها بوی متعفن ریا به مشام می رسد. طبقه ای که قطعا نماد بی عدالتی هستند حالا امروز مذبوحانه قصد دارند خود را حامی عدالت معرفی کنند. سلبریتی ها خیلی زودتر از امروز نشان داده اند که اصلا صلاحیت اظهار نظر در خصوص مشکلات اقتصادی مردم را ندارند.

بر چسب ها

پیشنهاد سردبیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close