اقتصادیایرانجهانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

در تقابل روحانی و ترامپ چه کسی برنده شد؟ / ترامپ مضحکه عالم و آدم! / از اوبامای مودب تا روحانی دوست داشتنی!

مروری کوتاه بر سخنان دیروز روحانی و ترامپ در سازمان ملل مصداق ” تقابل مردی که اصرار دارد دیپلمات بماند با رئیس جمهوری که اصرار دارد قلدری کند” است. سخنان دیروز روحانی مملو از دعوت به احترام به سازمان ملل و قوانین آن، صلح، مبارزه با تروریسم و مذاکره، همکاری و … بود. البته روحانی از تهدید در برابر تهدید و نقض در برابر نقض هم گفت ولی کلیات اظهارات روحانی مفاهیمی دیگری را دربر داشت. در نقطه مقابل اظهارات ترامپ مملو از تهدید، قلدربازی و اقتدار طلبی در برابر کشورهای همچون ایران و دیگر کشورهای دنیا بود. هرچند او نیز اشاره کوتاهی برای ارتباط با ایران نیز سخن گفت ولی روح سخنانش کاملا متضاد همین دو سه کلمه بود.  در این میان تنها نقطه مشترک روحانی و ترامپ هم در نهایت به مذاکره برگرداندن یکدیگر بود.

اما درباره نطق های روحانی و ترامپ نکات ذیل نیز قابل تامل است:

الف: هر دو سخنرانی روسای جمهور ایران و آمریکا بر پایه یک محاسبه راهبردی استوار و تنظیم شده است. سخنان حسن روحانی ادامه تصویر دیپلماتیک و عاقل از ایران است. این محاسبه در سیاست خارجه دولت روحانی می گوید که اینک که آمریکا از برجام خارج شده ما باید موضع دیپلماتیک و عاقلانه ای از خود ارائه بدهیم و به دنیا نشان بدهیم که ما عاقل و شهروند قانون مدار جهان امروز هستیم و آمریکا قانون گریز است. به گمان مشاوران دولت تدبیر و امید این تصویر هم اتهامات قبلی از ایران – تصویر افراطی و غیرنظم پذیر و …_ را پاک می کند و هم دنیا را در برابر آمریکا قرار می دهد!

ب: محاسبه راهبردی که ترامپ نیز سخنان خود را برآن بناکرده بود نیز همان رویه ماه های قبل او بود. رئیس جمهوری که اصرار دارد بگوید قلدری آمریکا در برابر همه کشورها منجمله روسیه، چین و اروپا بخشی از سیاست خارجه و بازگرداندن اقتدار آمریکا – یا به تعببیر دیگر تفاوت اساسی او با اوباما می باشد- است. بماند که ترامپ در پیش همه دینا در سازمان ملل به کشورهای مثل عربستان و امارات را که علنا می گوید باید پول بدید تا حیات امنتی داشته باشید.

ج: درباره محاسبه راهبردی که نطق آقای روحانی را در سازمان ملل شکل داده می توان ملاحظاتی را بیان کرد. دولت روحانی بیش از پنج سال به دنبال تصویری عاقل، قانون پذیر، شهروند مثبت در مدار جهانی و… بوده و همچنان هم دستاورد مخصوصی برای منافع کشور در اینباره حاصل نشده است. حتی اگر برجام را هم محصول این سیاست بدانیم بازهم دنیای امروز نشان داده که خوی غربی چگونه به یکباره زیرمیز دیپلمات های وفادار به شهروندبودن جامعه جهانی می زند. البته اردوغان هم در این ماه های اخیر نمونه عبرت آموز دیگری در اینباره است. از این موارد قدیمی هم اگر بگذریم در روزهای پسابرجام ادامه این رویه چه کمکی به ما کرده است؟ در خوشبینانه ترین وضعیت، اروپایی ها در زبان گاها مخالفت های با آمریکا کردند –البته تایید هم کردند که حرف آمریکا درباره گسترده کردن برجام در حوزه موشکی و منطقه درست است- ؛ هرچند به اذعان مقامات کشورمان هنوز در عمل هیچ اتفاق خاصی نیافتاده است. ضمن اینکه همین مقدار مخالفت های ناچیز اروپایی ها آمریکا هم صرفا ماحصل چهره دیپلمات از ایران نبوده بلکه اولا نگرانی اروپایی ها از بهم زدن توافقی است که اروپا یه طرف قضیه بوده و اینک آنها هم احساس می کنند از طرف آمریکا کمی تحقیر شدند و از سوی دیگر حفظ منافع برجام است. اساسا اروپایی ها به لحاظ اقتصادی بیشتر از آمریکا از برجام سود می بردند.

د: قلب راهبردی که نطق ترامپ هم را شکل داده برای این کشور نیز چندان خوشایند نخواهد بود. اولا آمریکا، آمریکا گذشته نیست که هرچه بگوید دیگران هم بگویند چشم! همچنانکه در بعد نظامی و امنیتی روس ها پیش قدم شدند و چینی ها هم در حوزه اقتصادی . اروپایی ها هم گاه از خود اقتداری در این موضوعات نشان دادند. اما تصویر تقابل تمام عیار اروپا با آمریکا همانند تقابل چین و روسیه با این کشور شفاف نیست و پروسه تقابل آمریکا و اروپا حداقل در سالهای آینده چندان جدی نخواهد و ضمن اینکه ایران هم نقطه شکاف بزرگی میان دو جریان قدرت در جهان نخواهد بود. اساسا میزان مراودات آمریکا و اروپا در سطحی است که ایران را در جایگاه شکاف بزرگ میان این دو جریان به هم تنیده دنیای غرب قرار نمی هد. برای اختلاف میان اروپا و غرب باید شکاف های بزرگ اقتصادی را امیدوار بود نه تنهاچندمیلیارد دلار سود از بازار احتمالی از ایران برای اروپایی ها آنهم در قیاس با بازار و مراودات چندصد میلیارد دلاری با آمریکا.

هـ: اما سوال اساسی این است که در تقابل دیپلمات و قلدر در سازمان ملل چه کسی برنده و موفق تر بوده است؟ به این سوال می توان پاسخ های نسبی و مناقشه انگیزی داد ولی مهم تر از پاسخ به این سوال فهم این موضوع است که در قضیه برجام شاید تاحدی رویه دولت روحانی قابل تامل و تحمل! باشد ولی در تقابل های بزرگتر و عمیق‌تر میان ایران و آمریکا اساسا زمین بازی چیز دیگری است. برنده این زمین بازی نیز با تقابل دیپلمات و قلدر مشخص نخواهد شد. برای کشوری که در حال قلدری کردن است و هروز دارد با قلدری به منافع کشورمان ضربه می زند، نمی شود فقط چهره مودب از خود نشان داد بلکه باید قلدر را با محاسبات خودش توجیهه کرد! در سخنان ترامپ ترس های نهفته واقعی از ایران وجود دارد. همان ترس های که کابوس موشک و اقتدار منطقه ای پس زمینه ثابت آن است. به همین دلیل باید بیشترین تمرکز را روی همین ترس‌ها و نگرانی‌های این قلدر درشتگو داشت. پیروزی نهایی انقلاب اسلامی بر آمریکا نیازمند مکمل های همچون حاج قاسم سلیمانی است. بدون این مکمل‌ها تقابل با قلدر حقیقی دنیای غرب ناقص و پیروزی واقعی تضمین شده هیچ وقت نخواهد بود.

مسخره عالم و آدم!

عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی نوشت: ترامپ در مرز «خودشیفتگی» و «افسردگی سیاسی و نظامی» روزگار می‌گذراند و همین باعث شده رفتاری متفاوت‌تر از روسای جمهور گذشته آمریکا داشته باشد.

محمد کاظم انبارلویی طی یادداشتی نوشت: آمریکا امروز به چه روزی افتاده است که رئیس دولتش وقتی در سازمان ملل در مقابل سران کشورهای دنیا صحبت می ‌کند،رهبران جهان به بلاهت او می ‌خندند؟

ترامپ در مرز «خودشیفتگی» و «افسردگی سیاسی و نظامی» روزگار می‌گذراند و همین باعث شده رفتاری متفاوت‌تر از روسای جمهور گذشته آمریکا داشته باشد. رئیس‌جمهور آمریکا این روزها مضحکه عالم و آدم است.

نطق رئیس جمهور ناظر به نطق ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل نبود. روحانی باید به این سخن تفوه می‌کرد که ایران و جهان گرفتار رژیمی جاه‌ طلب، قدرت ‌طلب، مغرور، متکبر و خودشیفته است که مضحکه عالم و آدم است.

ترامپ در نطق خود به سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای حمله کرده و به بزرگترین شریک اروپایی خود یعنی آلمان تاخت. چین را از حملات خود بی‌نصیب نکرد و خود را معتبرترین، محبوب‌ترین و کارآمدترین رئیس‌جمهور آمریکا خواند که روسای جمهور گذشته آمریکا به گرد او هم نمی‌رسند.

وی در مورد ایران حرف جدیدی نداشت. همان دروغ‌های گذشته را تکرار کرد. نطق او ترکیبی از دروغگویی، فریبکاری و عوام‌فریبی بود.

رهبران آمریکا در نطق‌های گذشته خود در مجمع عمومی سازمان ملل به گونه‌ای سخن می‌گفتند که گویی نماینده جامعه جهانی و سخنگوی آن هستند. ترامپ در نطق خود همه آن کاسه و کوزه‌ها را به هم ریخت و خود را اپوزیسیون جامعه جهانی معرفی کرد و شکاف آمریکا را با جامعه جهانی فریاد زد.

او صریحاً گفت: «دکترین جهانی شدن را رد می‌کنیم و به روی دکترین میهن‌پرستی آغوش باز کردیم. آمریکا تسلیم یک بوروکراسی غیرمنتخب و غیرپاسخگو در جهان نیست».

پافشاری او روی ناسیونالیسم و فاصله گرفتن از اندیشه انترناسیونالیسم مبتنی بر جهانی شدن یک رونمایی جدید از سیاست‌های آمریکاست.

ایراد دوم این بود که روحانی دوباره بر طبل گفتگو نواخت … به نوعی نشان‌دهنده آن است که هنوز ما گوشه چشمی به مذاکره با آمریکا داریم … دولت ایران باید دندان گفتگو را با آمریکا حداقل در دوران سلطنت ترامپ در کاخ سفید برای همیشه بکند و این باید مستلزم تعریف جدیدی از سیاست خارجی و نگاه به غرب باشد.

او تلویحاً گفت: مردم آمریکا بدبخت هستند و او مشغول تیغ زدن جیب شرکا و رقبای اقتصادی در پنج قاره جهان است تا تکه نانی برای ملت خود دست و پا کند و جلوی فروپاشی را در قدرتمندترین کشور جهان بگیرد.

ترامپ و هیئت همراه دیر به ساختمان سازمان ملل رسیدند و این باعث شد برنامه عادی مجمع به هم بخورد. معلوم بود او تا آخرین دقایق به فکر این بود چه بگوید تا مورد تمسخر جهانی قرار نگیرد،‌ اما این اتفاق افتاد! ظاهرا این اولین بار است که رهبران جهان به نطق یک رئیس‌ دولت می‌خندند.

آمریکا امروز دچار نوعی تفکر ناسیونالیسم افراطی است که ترامپ آن را نمایندگی می‌کند و او را در هیبت هیتلر در نگاه جهانیان واتاب می‌دهد. این نکته مهمی است که رئیس‌جمهور ما هم در نطق خود در مجمع عمومی سازمان ملل به آن اشاره کرد و از نوعی نازیسم آمریکایی پرده‌برداری کرد.

نطق آقای روحانی در سازمان ملل جامع و مانع بود. محورهای مهم و کلیدی در نقد مواضع تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی داشت. مواضع جمهوری اسلامی را به زبان ساده و روان در بعد سیاست خارجی بیان کرد. این مواضع در مورد رژیم صهیونیستی و تحولات منطقه در یمن،‌ سوریه، عراق و افغانستان صریح و روشن بود اما، دو ایراد کلی داشت:

۱.ناظر به نطق ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل نبود. روحانی باید به این سخن تفوه می‌کرد که ایران و جهان گرفتار رژیمی جاه‌ طلب، قدرت ‌طلب، مغرور، متکبر و خودشیفته است که مضحکه عالم و آدم است.

او برای سند گفته خود باید به اتفاقی که چند ساعت قبل از نطق خود در مجمع افتاده بود، اشاره می‌کرد و واکنش رهبران جهان را به عنوان یک سند تاریخی بازخوانی می‌کرد.

۲. ایراد دوم این بود که روحانی دوباره بر طبل گفتگو نواخت و گفت: گفتگو را از همین جا آغاز می‌کنیم. وی گفت: «هر گفت‌وگویی می‌تواند از همان جایی و همان کسی که گفتگو را قطع کرد و پیمان را زیر پا گذاشته، شروع شود. شروع آن پایان دادن به تهدید و تحریم است».

هرچند این بیان، افشاگر ماهیت فریبکارانه آمریکاست، اما به نوعی نشان‌دهنده آن است که هنوز ما گوشه چشمی به مذاکره با آمریکا داریم. نقض برجام که امضای ۶ قدرت جهانی پای آن بود، تیر خلاص به هر نوع گفتگو با آمریکا را زد. دولت ایران باید دندان گفتگو را با آمریکا حداقل در دوران سلطنت ترامپ در کاخ سفید برای همیشه بکند و این باید مستلزم تعریف جدیدی از سیاست خارجی و نگاه به غرب باشد.

امروز حتی رقبا و شرکای اقتصادی آمریکا گفتگو با ترامپ را بی‌فایده می‌دانند و در جنگ تجاری به اقدام متقابل روی آورده‌اند. دولت ایران باید به هر آنچه غیرغرب و ضدغرب به‌ویژه آمریکاست، روی بیاورد و سیاست خارجی و مناسبات جهانی خود را در آن جغرافیای سیاسی جستجو کند.

واقعاً ما با آمریکا چه گفتگویی می توانیم داشته باشیم که دولت آن رسما اعلام می‌کند درصدد براندازی نظام جمهوری اسلامی است و منافقین را به عنوان آلترناتیو مورد حمایت قرار می‌دهد و برای آنها در نیویورک میتینگ سیاسی برگزار می‌کند؟! ما چطور می‌توانیم به گفتگو با کسانی امیدوار باشیم که امروز مسخره عالم و آدم هستند و هیچ پیمان و قراردادی را – حتی پیمانی که خود امضاء کرده ‌اند – به رسمیت نمی‌شناسند.

از اوبامای مودب تا روحانی دوست داشتنی!

داریوش سجادی : در حد فاصل سپتامبر ۲۰۱۳ که طی آن حسن روحانی بعد از تماس تلفنی با اوباما مبتلابه «مودب بینی اوباما» شد تا سپتامبر ۲۰۱۸ که اینک و این بار ترامپ در رویت سیمای روحانی «دوست داشتنی بودن روحانی» را کاشف شد، یک ویژگی مشترک مشهود است.
ظاهرا همان چیزی که در ۲۰۱۳ روحانی را به «مودب بودن اوباما» صرافت کرد اینک و در ۲۰۱۸ همان چیز توانسته ترامپ را به «دوست داشتنی بودن روحانی» دلالت کند!
نیاز تاکتیکی جهت موفقیت استراتژیکی همان چیزی است که در ۹۲ روحانی را برای موفقیت‌اش در گشایش مذاکرات هسته ای متوسل به چرب زبانی برای اوباما می‌کرد و اینک همان «نیاز» در ۹۷ و بمنظور گشایش بخت جمهوری خواهان در انتخابات کنگره، ترامپ را به شیرین بیانی برای روحانی مرتکب می کند.
اصرار ترامپ به نشست با روحانی ناشی از این واقعیت بود که ریس جمهور آمریکا و جمهوریخواهان در حال حاضر وضعیت نامساعدی در افکار عمومی آمریکا دارند و با حفظ همین وضعیت، شکست ایشان در انتخابات پیش روی کنگره تقریبا قطعی است مگر آنکه ترامپ در فرصت باقیمانده بتواند جهت تغییر افکارعمومی برگ برنده ای را بر روی میز بگذارد.
بر این اساس ترامپ تمایل داشت از فرصت حضور روحانی در نیویورک استفاده کرده و با ترتیب نشستی ولو از «موضع قلدرانه» و بدون توجه به نتایج آن نشست «صرف برگزاری آن نشست» را با این بسته بندی به افکار عمومی در آمریکا بفروشد که: توانستم همانند کره شمالی، ایران را نیز از موضع قدرت و با حربه تحریم، پای میز مذاکره بنشانم.
تا همین اندازه برای ترامپ کفایت می کرد تا از این طریق شاکله خود در باصره آمریکائیان را در قامت «رئیس جمهور مقتدر و موفق» بازتولید و بدینوسیله برای موفقیت جمهوریخواهان در انتخابات کنگره، گشایشی فراهم کند.
رویکردی که در کریدورهای سازمان ملل مورد وثوق لایه‌هائی از «سمپات‌های روحانی» نیز قرار داشت و ایشان نیز کوشیدند از استیصال ترامپ بهره برده و ضرورت نشست و امتیازگیری از ترامپ را به محافل تصمیم ساز نظام در داخل ایران پمپ کنند!
مقاله «نیاز روحانی و ترامپ به حرف زدن» منتشره در روزنامه نیویورک تایمز ۵ سپتامبر (Trump and Rouhani Need to Talk) در کنار انتقال پیام این مقاله به تصمیم سازان نظام از طریق «آقایانی» که در ایران به خوش نشینی در محافل سیاسی اشتهار دارند! آن هم بمنظور متقاعد کردن حکومت به ضرورت این نشست، جهد وافری بود که نهایتا قرار بود به نشستی خصوصی بین روسای جمهور ایران و آمریکا و با دعوت و میزبانی دبیرکل سازمان ملل در حاشیه مجمع عمومی سازمان در نیویورک منجر شود. (لینک مقاله نیویورک تایمز ـhttps://nyti.ms/2QkAZ23)
ظاهرا همه چیز نیز بر وفق مراد بود جز آنکه در آخرین لحظه، ثلاثی نئوکان‌های جنگ طلب (پمپئو ـ بولتون ـ هیلی) توانستند به لطف اتحاد استراتژیک شان با حکام ریاض و از طریق توسل به عملیات تروریستی ۳۱ شهریور در اهواز بموقع زیر میز آن نشست طراحی شده زده و با رادیکال کردن اتمسفر سیاسی بین «دولت منفعل ایران» و «ترامپ بیزینسمن آمریکا» توپ را کماکان در زمین «براندازان» نگاه دارند.
اظهارات ترامپ در رواق سازمان ملل و قبل از سخنرانیش در مجمع عمومی مبنی بر آنکه «ایرانی‌ها می خواهند با من ملاقات کنند اما پیش از آن باید لحن خود را تغییر دهند» نشان از آن دارد «دوست داشتنی بودن روحانی برای ترامپ» طریقیت داشت و نه موضوعیت و انقضای زود هنگام تاریخ مصرف آن «دوست داشتنی بودن» موید آنست که بدون لحاظ مومنتوم «تل‌آویو ـ ریاض ـ نئوکان» دست «ترامپ و سمپات های روحانی» برای بازی کردن در قمار سیاست چندان باز نیست.

بر چسب ها

پیشنهاد سردبیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close