سایه خیالی جنگ بر سر ناکارآمدی اقتصادی دولت / ناو آبراهام لینکلن؛ تهدید واقعی یا جنگ روانی؟

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=7362

ترامپ و پارادوکس جنگ با ایران

عبدالله شهبازی

 عبدالله شهبازی پژوهشگر در کانال تلگرام خود نوشت:

از یکشنبه شب، ۵ مه ۲۰۱۹ به وقت واشنگتن، با صدور بیانیه کوتاه جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ، سیاست آمریکا در خاورمیانه ماجراجویانه‌ترین دوران خود را آغاز کرد. در روزهای پسین تعداد مقالات مندرج در رسانه‌های آمریکایی، که با نگرانی درباره جنگ احتمالی با ایران نوشته‌اند، به سرعت رو به افزایش است.

در میان بلندپایگان سیاسی آمریکا مهم‌ترین واکنش منفی علیه رفتار جنگ‌طلبانه دولت ترامپ به تیم کین، سناتور ایالت ویرجینیا، تعلق دارد که در بیانیه سه‌شنبه (۷ مه / ۱۷ اردیبهشت) اعلام کرد: من عمیقاً نگرانم زیرا دولت ترامپ ما را به سوی جنگی غیرضرور با ایران هدایت می‌کند. در یک سال گذشته، پس از خروج آمریکا از برجام، دولت ترامپ به اقدامات جدی برای افزایش تنش با ایران دست زده است از جمله اعلام نادرست جابجایی معمولی ناو آبراهام لینکلن بعنوان اخطار به ایران. آشکارا می‌گویم: دولت ترامپ فاقد هرگونه اختیار قانونی برای اقدام به جنگ علیه ایران بدون مجوز کنگره است.

بیانیه سناتور تیم کین (از حزب دمکرات) به سخنان ۱۰ آوریل سناتور رند پل (از حزب جمهوری‌خواه) شبیه است که خطاب به پمپئو اقدام احتمالی دولت ترامپ به جنگ علیه ایران را، بدون مجوز کنگره، غیرقانونی خواند.

برغم اینگونه مواضع فراحزبی، و برغم گسترش موج ضد جنگ در رسانه‌ها که با وخامت اوضاع اوج خواهد گرفت، تا چه حد می‌توان نقش کنگره را بعنوان عامل بازدارنده ماجراجویی دولت ترامپ مؤثر دانست؟

آنگونه که رفتار کنگره در قبال فرمان اخیر ترامپ دال بر اعلام سپاه پاسداران بعنوان سازمان تروریستی نشان داد، بنظر می‌رسد در سطوح عالی سیاست آمریکا در مسئله ایران اجماعی نسبی وجود دارد که مواضع هر دو حزب جمهوری‌خواه و دمکرات را هدایت می‌کند.

آن کانون مقتدر فراملیتی که سیاست آمریکا، هر دو حزب، را در مسئله ایران به دست دارد اهدافی را دنبال می‌کند که الزاماً با منافع آمریکا و حتی مصالح شخص ترامپ منطبق نیست.

وجه اشتراک مهم ترامپ و اوباما بهره‌گیری از موج ضد جنگ است که در اواخر دولت جرج واکر بوش پدید آمد و بر «دوران جنگ با ترور»، که با حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، نقطه پایان نهاد. اوباما و ترامپ، هر دو، با شعار پایان دادن به دخالت‌های نظامی در خارج، بویژه در خاورمیانه، و پایان دادن به بحران اقتصادی ناشی از سیاست‌های نظامی‌گرایانه دوران بوش و شروع دوران مبتنی بر بازسازی داخلی، توانستند در انتخابات پیروز شوند.

تاکنون ترامپ به بخش عمده وعده‌های انتخاباتی خود عمل کرده و کوشیده بنحوی عمل کند که بتواند در انتخابات پسین (۳ نوامبر ۲۰۲۰/ ۱۳ آبان ۱۳۹۹) بار دیگر در مسند ریاست جمهوری آمریکا قرار گیرد. به این دلیل، حتی در غائله اخیر ونزوئلا، برغم همجواری این کشور با مرزهای آبی آمریکا، شاهد حمله نظامی نبودیم. رفتار ترامپ در ونزوئلا، که به دلیل برخورداری از بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان از سال‌های پس از جنگ جهانی دوم واجد اهمیت اقتصادی فراوان برای آمریکا بوده است، بر فشار اقتصادی و تحریکات داخلی مبتنی بوده و هم‌اکنون نیز مداخله نظامی و جنگ محتمل بنظر نمی‌رسد. (از نظر میزان ذخایر نفت سعودی در مقام دوم، ایران در مقام چهارم، عراق در مقام پنجم و آمریکا در مقام دهم قرار دارند.)

از سوی دیگر، بنظر می‌رسد که ایران به سیاست صبوری یک ساله اخیر (پس از خروج آمریکا از برجام) در قبال رفتارهای آمریکا و متحدان اروپای غربی‌اش پایان داده و راه ایستادگی فعال در پیش گرفته است.

شنیده‌های من از منابع متعدد و موثق بر آمادگی اکید و جدی ایران دلالت دارد برای مقابله با هر گونه تحرک ایذایی نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه و پرهیز از هرگونه مذاکره و سازش بر سر اصول و تذکر به مسئولینی که بدون هماهنگی سخنانی دال بر تبادل زندانیان گفته بودند.

ایران اکنون در چنان جایگاه منطقه‌ای قرار دارد که در دویست سال گذشته، از اوائل قاجاریه تاکنون، بی‌سابقه بوده و حوزه اقتدار و نفوذ آن، مستقیم یا از طریق جنبش‌های هوادار ایران، تا دریای مدیترانه گسترده است. این جایگاه به دلیل استواری ایران در جنگ داخلی سوریه و ممانعت از تجزیه این کشور به دست آمد که در صورت تحقق مقدمه فروپاشی و ترسیم جغرافیای سیاسی جدید برای تمامی منطقه بود آنگونه که کانون‌های غربی در سال‌های پس از جنگ اول جهانی برای خاورمیانه رقم زدند و بر ویرانه‌های عثمانی دولت‌های جدید دست‌نشانده پدید آوردند.

سیاست ایستادگی فعال ایران در برابر تهدیدهای نظامی آمریکا پارادوکسی بزرگ برای ترامپ است که شعارهای انتخاباتی و سرنوشت سیاسی او را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند.

آیا تهاجم نظامی آمریکا به ایران جدی است؟

آیا تنش‌های کنونی در ایران ناشی از تعارضات فکری «اصول‌گرایان» و «اصلاح‌طلبان» یا «لیبرال‌ها» و «هواداران انحصار دولتی» است؟

۱- در چند روز اخیر خط تبلیغاتی جدید و پرقدرتی دال بر احتمال وقوع حمله نظامی آمریکا به ایران برجسته شده است. این احتمال را چقدر باید جدی گرفت؟

این روزها تحولات ونزوئلا را با دقت دنبال می‌کنم زیرا مهم‌ترین مدلی است که می‌تواند اهداف و روش‌های دولت ترامپ را آشکار کند.

ابتدا توجه کنیم که ایالات متحده آمریکا و ونزوئلا دارای مرز دریایی هستند؛ فاصله جزایر پورتوریکو (اقلیم تحت حاکمیت آمریکا) تا خاک ونزوئلا حدود ۱۳۰۰ کیلومتر و فاصله پورتوریکو تا میامی (مرکز ایالت فلوریدا) ۱۶۰۰ کیلومتر است یعنی به سادگی امکان حملات موشکی و دریایی و انتقال نیروی نظامی آمریکایی ممکن است.

اگر وضع داخلی کنونی آمریکا اجازه مداخله نظامی می‌داد شک نکنیم که ترامپ علامتی همدلانه در موافقت با درخواست‌های ریک اسکات و مارکو روبیو، سناتورهای مهاجم و جنگ‌طلب فلوریدا (مأمن اصلی مافیای مقتدر شکل گرفته بر بنیاد مهاجرین کوبایی ضد کاسترو در دهه ۱۹۶۰ و سپس مهاجرین نیکاراگوئه و ونزوئلا و سایر کشورهای آمریکای لاتین) نشان می‌داد که از همان سه‌شنبه، روز کودتای نافرجام و مفتضح تیم بولتون- آبرامز در ونزوئلا، خواستار مداخله نظامی مستقیم آمریکا شدند. چنین نشد. پس از شکست سریع طرح کودتایی دولت ترامپ، فضا به حالت روزهای قبل بازگشت. رفتار دولت ترامپ در قبال ونزوئلا بار دیگر مبتنی شد بر جنگ روانی و فشار اقتصادی سنگین و تلاش برای دوشقه کردن جامعه ونزوئلا و سوق دادن این کشور به فروپاشی داخلی.

رفتار دولت ترامپ در قبال ایران از همین الگو پیروی می‌کند به اضافه تجارب دو تحول بزرگ تاریخ معاصر ایران که کانون‌های غربی شناخته شده در طراحی و اجرای آن، بر بنیاد بسترهای داخلی، سهم جدی داشتند: کودتای ۱۲۹۹ و استقرار دیکتاتوری رضا خان و دوران چهار ساله انحلال قاجاریه و استقرار سلطنت پهلوی (۱۳۰۴) و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که بر دوشقه کردن و تشدید تنش داخلی استوار بود و با عملیات ربودن و قتل سرتیپ افشارطوس، رئیس شهربانی دولت مصدق، در ۳۱ فروردین ۱۳۳۲ و جنگ تبلیغاتی سنگین و بحران شدید سیاسی ناشی از آن آغاز شد.

۲- مرسوم شده که برای تبیین تعارضات داخلی کنونی و رو به تشدید ایران از مفاهیم کلان و مبهم، یا «فراروایت‌ها» Metanarratives، چون نزاع دو جناح «اصول‌گرا» و «اصلاح‌طلب» یا تعارض دو نگاه «لیبرالی» و «دولت‌گرا» (شبه سوسیالیستی) به اقتصاد استفاده می‌کنند. این رویکرد به شدت گمراه‌کننده است. آنچه در ایران می‌گذرد، هرچند در خاستگاه و سیر تکوین خود در این تعارضات نظری نیز ریشه دارد، ولی اکنون بیش از هر چیز تکاپوی تخریبی کانون‌هایی است که تعبیر «مافیای ایرانی» زیبنده‌ترین عنوان برای آن است. این مافیایی است که از دوران جنگ هشت ساله با ورود به معاملات غیرقابل کنترل و فسادآور با خارج، بویژه قاچاق اسلحه و نفت، وارد پیوند و تعامل با مافیاهای مشابه، بویژه مافیای اسرائیل و اوکرائین، شد و سپس برای پول‌شویی و انتقال ثروت‌های کلان خود به تداوم و تعمیق این ارتباطات پرداخت. هسته اصلی اقداماتی که در جهت به ستوه آوردن و برانگیختن مردم به شورش و فروپاشی ایران از درون انجام می‌شود را باید در عملکرد این کلپتوکرات‌های عمیقاً فاسد جستجو کرد که به تعبیر ژنرال پادرینو لوپز، وزیر دفاع ونزوئلا، از هر گونه حس میهن‌دوستی بی‌بهره‌اند.

۳- گمراه‌کننده بودن کاربرد اینگونه مفاهیم کلان برای تبیین چالش‌های کنونی ایران در کامنت یکی از دوستان به خوبی بیان شده که عیناً نقل می‌کنم:

«نه این دولت نه هیچ دولتی در ج اسلامی لیبرال نیستند، هیچ اقتصادی دستوری‌تر از اقتصاد ما پیدا نمی‌کنید.
۱- مگر اقتصاد لیبرالی این همه مداخلات دولتی و مراجع اقتصادی اجرایی دولتی دارد؟
۲- مگر اقتصاد لیبرالی این همه مراجع مقررات‌گذار برای همه شئون اقتصادی کشور دارد؟
۳- مگر نه اینکه در اقتصاد لیبرال قوانین ضدانحصار جلوی ایجاد تراست‌ها و کارتل‌های منحصربفرد و حاکمیت آن‌ها بر بازار را می‌گیرد؟
۴- مگر نه در اقتصاد لیبرال رقابت در بازار آزاد است که قیمت‌ها را مشخص می‌کند؟
۵- مگر نه اینکه در اقتصاد لیبرال مالکیت خصوصی و حقوق مالکانه اشخاص محترم است؟
در عمل که دولت‌ها بر خلاف این مشی عمل کرده‌اند: مالکیت خصوصی مردم و اموال خصوصی آن‌ها را تباه کرده‌اند، در همه مسائل مقررات‌گذاری می‌کنند، خود انحصار می‌دهند و رقبا را با حمایت از انحصارگران درهم می شکنند. این اقتصاد لیبرال نیست، کمونیستی هم نیست، ملغمه‌ای پر از فساد است که کانون‌های نفوذ سود خود را در آن دنبال می کنند.»

ناو آبراهام لینکلن؛ تهدید واقعی یا جنگ روانی؟

نگاهی به حضور ناوگان نظامی آمریکا در خلیج فارس به خوبی نشان می‌دهد که حد اقل در یک دهه اخیر ناوهای هواپیمابر آمریکایی به جز مواردی معدود حضوری مستمر در خلیج فارس داشته‌اند.

به گزارش مشرق، سه روز پیش آمریکایی‌های از اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به خلیج فارس در پی آنچه آنها تشدید تنش‌ها با ایران خواندند، خبر دادند.

در همین رابطه جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفت که دولت ترامپ در حال استقرار یک گروه از ناوهای جنگی و بمب‌افکن‌ها در منطقه خاورمیانه است که این اقدامات در واکنش به “نشانه‌ها و هشدارهای” ایران خواهد بود و واشنگتن قصد دارد با این اقدام نشان دهد که با نیروی بی‌رحمانه‌ای در برابر هرگونه حمله‌ای واکنش نشان خواهد داد.

بولتون همچنین گفته است: ایالات متحده به‌دنبال جنگ با ایران نیست ولی کاملاً برای پاسخ دادن به هرگونه حمله‌ای از سوی نیروهای ایرانی یا نیروهای نیابتی آنها آماده هستیم.

از سوی دیگر برخی رسانه‌های آمریکایی مانند وال استریت ژورنال در گزارشی مدعی شده اند که دلیل اعزام این ناو گروه به خلیج فارس مطلع شدن آمریکایی‌ها از قصد حمله ایران به مواضع نیروهای آمریکایی در عراق سوریه است. همچنین این رسانه در گزارش خود مدعی شده است که ایران قصد دارد با تحریک نیروهای تحت حمایت خود در یمن حملاتی را در تنگه باب المندب علیه منافع آمریکا ترتیب دهد.

اما آیا اعزام این ناو به خلیج فارس جنبه‌ی تهدیدآمیز و بر آغاز فاز جدیدی از آمریکا درباره ایران دلالت دارد؟

از اواسط دهه ۶۰ و در اثنای دفاع مقدس آمریکا ناوگان خود را به صورت جدی برای حمایت از ارتش صدام در جنگ با ایران وارد خلیج فارس کرد.

نگاهی به سابقه حضور ناوگان آمریکا در خلیج فارس نشان می‌دهد که در طول ۳۰ سال گذشته ناوگان نیروی دریایی ارتش آمریکا حضور مستمری در خلیج فارس داشته و در این بین ناوهای هواپیمابر آن نیز جز مواردی معدود که برای تعمیر و اورهال به آمریکا اعزام شده‌اند از این حضور مستمر مستثنی نبوده‌اند. از سرگیری فعالیت ناوگان پنجم ارتش ایالات متحده در بحرین از سال ۱۹۹۵ خود گویای این امر است.چه اینکه حضور نیروهای آمریکایی در منطقه خلیج فارس از سال ۲۰۰۱ به بعد به دلیل جنگ‌های عراق و افغانستان پررنگ تر هم شده است.

در یک دهه گذشته همواره ناوهای هواپیمابر آمریکایی در خلیج فراس حضور داشته‌اند و طولانی ترین غیبت این ناوها مربوط به سال ۱۳۹۷ است که طی آن پس از خروج ناو تئودور روزولت در ۲۹ فروردین سال ۹۷ از خلیج فارس، تا دی ماه همان سال هیچ ناو هواپیمابری به خلیج فارس اعزام نشد تا اینکه در اول دیماه سال ۹۷ ناو هواپیمابر جان سی استینس همزمان با رزمایش نیروی زمینی سپاه در خلیج فارس وارد این منطقه شد.

ناو هواپیمابر جان سی استینس

این یعنی در طول ۱۰ سال گذشته طولانی ترین عدم حضور ناوهای هواپیمابر آمریکایی در خلیج فارس تنها ۱۰ ماه بوده است و به غیر از آن ناوهای هواپیمابر آمریکایی حضور مستمری در خلیج فارس داشته‌اند.

ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن ۱۲ فروردین ماه سال جاری (۱ آوریل) بندر نوروفولک ویرجینیا را برای طی یک ماموریت ۶ ماهه ترک کرد. اما ۱۵ اردیبهشت ماه به این ناو ماموریت داده شد تا با گذر از کانال سوئز و دریای سرخ، به خلیج فارس اعزام شود.اما این اولین حضور ناو آبراهان لینکلن در خلیج فارس نیست و این ناو از سال ۱۹۹۰ به بعد ۷ مرتبه برای ماموریت به خلیج فارس اعزام شده است که آخرین آن در سال ۲۰۱۲ بوده است.

ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن

حالا قرار است این ناو مانند سایر ناوهای هواپیمابر آمریکایی که طی سالیان گذشته همواره در منطقه خلیج فارس تردد داشته‌اند به خلیج فارس بیاید. این حضور البته از دید نیروهای ایرانی پنهان نمانده است و سخنگوی شورای عالی امنیت ملی گفته است که براساس رصد دقیق نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن ۲۱ روز قبل (۲۶ فروردین) وارد دریای مدیترانه شده است و بیانیه بولتون استفاده ناشیانه از یک رویداد سوخته برای جنگ روانی است.

موقعیت ناوهای هواپیمابر آمریکایی، روسی، فرانسوی، انگلیسی و چینی؛ ناو هواپیمابر آبراهام لینکن تا دو روز پیش در دریایی مدیترانه بوده است

از سوی دیگر حضور ناوهواپیمابر آمریکا در خلیج فارس خود گذاره‌ای از عدم میل آمریکایی‌ها برای آغاز جنگ در خلیج فارس است زیرا در صورتیکه آمریکا بخواهد جنگ جدیدی در خلیج فارس علیه ایران آغاز کند ناوهای هواپیمابر خود را از خلیج فارس و نزدیکی سواحل ایران دور می‌کند تا آسیب پذیری آنها را کاهش دهد.

علاوه بر این اگر مقصود آمریکا از اعزام ناو هواپیمابر به خلیج فارس آغاز جنگ باشد، می بایست ناوگان پنجم خود که در بحرین مستقر است را به جایی دروتر از برد موشک‌های ضد کشتی ایرانی منتقل کند و همچنین تغییراتی در وضعیت استقرار نیروهای خود در پایگاه‌های منطقه‌ای‌اش به منظور کاهش آسیب پذیری در قبال پاسخ‌های ایران ایجاد کند که تا کنون هیچیک از این اتفاقات روی نداده‌است.

به این گزاره‌ها باید پیام رسمی مقامات آمریکایی به مقامات عالی ایرانی را اضافه کرد که در آن تصریح شده است که آمریکا تحت هیچ شرایطی قصد حمله به ایران را ندارد.

سایه خیالی جنگ سرپوش دولت بر سوء مدیریت اقتصادی/ غرب‌گرایان دیروز می‌گفتند سایه جنگ را از کشور دور کردیم امروز از امکان درگیری نظامی صحبت می‌کنند!

برخلاف فضاسازی مقامات آمریکایی و هیاهوی طیف مدعی اصلاحات درخصوص سایه خیالی جنگ، عرصه اصلی جنگ دشمن با ایران، حوزه اقتصادی و دسیسه چینی برای در تنگنا قراردادن معیشت مردم است. سایه خیالی جنگ، سرپوش دولت بر سوءمدیریت اقتصادی است.
 «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه- ۱۳ اردیبهشت ۹۸- در مصاحبه با روزنامه ایندیپندنت گفت که با آنکه تصور نمی‌کند جنگ میان ایران و آمریکا قریب‌الوقوع است، اما اتفاقات تصادفی ممکن است به درگیری نظامی تبدیل شوند!
ظریف درباره منظورش از این اتفاقات تصادفی به تنش‌های احتمالی بر سر عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز‌اشاره کرد. او همچنین دستگیری چند سرباز آمریکایی در سال ۲۰۱۶ در آب‌های خلیج ‌فارس را یکی دیگر از اتفاقاتی دانست که بروز موارد مشابه با آن می‌تواند به درگیری منجر شود.
همچنین «روحانی»- ۱۴ اردیبهشت ۹۸- در مراسم نکوداشت یکصد سال تربیت معلم در ایران با اشاره به نقش برجام در پیشگیری از جنگ گفت: «گفتند ایران یک مجموعه خطرناک است و ما را شورای امنیت بردند. در شورای امنیت ما را تحریم کردند و بدترین قطعنامه تاریخ شورای امنیت که همان قطعنامه ۱۹۲۹ بود را علیه ایران تصویب کردند که در این قطعنامه ما را تا مرز جنگ پیش بردند».
برخی دولتمردان در کنار فعالین مدعی اصلاحات و رسانه‌های زنجیره‌ای در ماه‌های اخیر بارها مدعی شده‌اند که برجام سایه جنگ را از ایران دور کرد و در شرایط فعلی نیز هرگونه واکنش قاطعانه به گستاخی آمریکا و یا خروج از برجام، به جنگ خواهد انجامید!
این ادعای مضحک در حالی است که اولا آنچه سایه جنگ را از کشور دور کرده، اقتدار نظام جمهوری اسلامی و توان دفاعی و ایثار و ازخودگذشتگی مدافعان حرم و حافظان امنیت در کشور بوده است. ثانیا مدتهاست که مقامات آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که گزینه حمله نظامی به ایران، یک لاف گزاف و قدرت جمهوری اسلامی ایران نیز کابوس هر شب آنهاست.
جنگ نخواهد شد
رهبر معظم انقلاب- ۲۲ مرداد ۹۷- با اشاره به گنده گویی مقامات آمریکایی در مطرح کردن ادعای «شبح جنگ»، فرمودند:«اینها استدلال پشت سرش هست، صِرف ادّعا نیست، صِرف گفتن و آرزو کردن و شعار دادن نیست، استدلال هست. جنگ نخواهد شد؛ چرا؟ برای خاطر اینکه جنگ دو طرف دارد: یک طرف ما هستیم، یک طرف او است؛ ما که خب جنگ را شروع نمی‌کنیم، ما هیچ جنگی را شروع نکرده‌ایم. افتخار جمهوری اسلامی این است که هیچ جنگی را ما شروع نکرده‌ایم؛ جنگهایی داشته‌ایم، منتها شروع‌کننده طرف مقابل بوده. وقتی‌که طرف مقابل شروع کند، ما البتّه با قدرت وارد میدان می‌شویم، امّا ما جنگ را شروع نمی‌کنیم؛ اینکه طرف ما. طرف آمریکایی و آمریکایی‌ها هم جنگ را شروع نمی‌کنند، برای اینکه گمان می‌کنم آمریکایی‌ها هم می‌دانند که اگر جنگی را اینجا شروع کنند، صددرصد به ضررشان تمام خواهد شد. جمهوری اسلامی و ملّت ایران آن مجموعه‌ای هستند که هرکس به آنها تعرّض بکند ممکن است ضربه بزند، امّا ضربه بزرگ‌تر را خودش خواهد خورد؛ کمااینکه تا حالا این‌جوری بوده. آمریکایی‌ها یک بار هم اینجا حمله کردند به طبس -یادتان هست- خودشان را نجس کردند، برگشتند رفتند! درست است که خیلی چیزها را ممکن است نفهمند، امّا به نظرم می‌آید این‌قدر هم چیز نیستند که این را نفهمند! جنگ نخواهد شد، مطمئنّاً».
اعتراف سیا
سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای گذشته درباره احتمال جنگ آمریکا با ایران سخن گفت و با بیان ترس دشمن از قدرت ملت ایران به افشاگری در مورد پشت پرده‌ سازمان سیا(CIA) پرداخت.
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با اشاره به احتمال درگیری نظامی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، تأکید کرد:«دشمن می‌گوید ما نباید اقدامی انجام بدهیم، چون هرگونه اقدام نظامی در این مقطع ممکن است ما را به یک جنگ بی‌پایانی بکشاند و همه منافع ما را به خطر بیندازد. این اطلاعات است که می‌گویم؛ نه تحلیل».
سرلشکر سلیمانی ضمن پرده‌برداری از سیاست‌های پشت پرده سازمان سیا، گفت: «سازمان‌های امنیتی آمریکا به ترامپ گفته‌اند هرگونه جنگ نظامی با ایران خطرناک و نابود‌کننده است و ما را به جنگ بی‌پایانی می‌کشاند و همه منافع ما را به خطر می‌اندازد». مردم ما نباید بدون شناخت از دشمن از آن بترسند و قدرت نظامی آنها را بزرگ کنند.
رئیس‌جمهور تاجرمسلک آمریکا چه در مناظرات انتخاباتی و چه بعد از آن بارها از هزینه‌های نظامی دولت‌های قبل از خود انتقاد کرده است. شاید یکی از مهم‌ترین دلایل رای آوری وی را نیز باید در شعار «اول آمریکا» مشاهده کرد. دستور اخیر وی در خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه و اعلام این نکته که آمریکا ۷ تریلیون دلار در منطقه را صرف جنگ آوری کرده و نتیجه‌ای نداشته هم باید به این مسئله اضافه کرد.
جنگ اقتصادی
برخلاف فضاسازی مقامات آمریکایی و هیاهوی طیف مدعی اصلاحات و رسانه‌های زنجیره‌ای درخصوص سایه خیالی جنگ، عرصه اصلی جنگ دشمن با ایران، حوزه اقتصادی و دسیسه‌چینی برای در تنگنا قراردادن معیشت مردم است.
رهبر معظم انقلاب-۱۰ اردیبهشت ۹۷- در دیدار هزاران نفر از کارگران و کارآفرینان، اصلی‌ترین طراحی کنونی برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی را جنگ اقتصادی دانستند و با تأکید بر اینکه تنها راه مقابله با این جنگ، حمایت از کالای ایرانی و تکیه بر توانایی‌ها و ظرفیت‌های داخلی و چشم ندوختن به بیگانگان است، فرمودند:«وظیفه دولت و مسئولان، برطرف کردن مشکلات و موانع کارآفرینان و کارگران و افزایش ظرفیت تولید واحدهای تولیدی است و وظیفه مردم نیز تصمیم و عزم جدی برای خرید کالای ایرانی است».
راهکارها را دریابید
متاسفانه برخی دولتمردان با مطرح کردن سایه خیالی جنگ در پی سرپوش گذاشتن بر سوءمدیریت اقتصادی در دولت هستند.
وظیفه دولت در جنگ اقتصادی کنونی فقط حرف زدن و تشکیل کمیته نیست،بلکه باید با مدیریت جهادی و کار شبانه‌روزی ضمن رصد نقاط ضعف اقتصادی، با بهره‌مندی از توانمندی‌های بومی و داخلی کشور به اصلاح نقاط ضعف پرداخت.
مثلا برای مقابله با گرانی‌ها و گران‌فروشی‌ها نهادهای نظارتی عدیده‌ای مانند ستاد تنظیم بازار، سازمان حمایت از تولیدکننده و مصرف‌کننده، سازمان تعزیرات و… در یک هماهنگی کلان باید از اقدامات موازی پرهیز کرده و شبانه‌روزی به‌طور قاطع با گرانفروشان برخورد کرد. البته این امر مستلزم این است که خود دولت از هرگونه گرانفروشی اجتناب کند و به این امر دامن نزند.
از طرف دیگر، مجلس شورای اسلامی برای مدیریت بازار باید وارد صحنه شده و ضمن بازخواست جدی از وزرای اقتصادی به تقویت بعد نظارتی خود همت گمارد. تصویب قوانین حمایتی از محرومین و حتی اقشار متوسط جامعه و نیز پیگیری قوانین بر زمین مانده همچون بهبود فضای کسب و کار که بیش از چهار سال از قانونی شدن آن می‌گذرد و نیز پیگیری تصویب مالیات بر خانه‌های خالی از دیگر اقداماتی است که مجلسی‌ها می‌توانند برای بهبود وضعیت اقتصادی انجام دهند.
همچنین دستگاه قضایی که این روزها با ورود نیروهای تازه‌نفس و انقلابی فضای امیدوارانه‌ای ایجاد کرده است بایستی قاطعانه با مدیران ناکارآمد دولتی و غیر‌دولتی و نیز محتکران و فرصت‌طلبان برخورد محکمی‌داشته باشد تا درس عبرتی برای سایر سودجویان باشد. این برخورد‌ها یقینا راه را بر سرمایه‌گذاران واقعی و نیز تولیدکنندگان هموار خواهد کرد.
از سوی دیگر،یکی از مهم‌ترین راهکارهایی که در زمینه کنترل قیمت‌ها موثر است، حذف یا حداقل محدود کردن دلالی در نظام توزیع می‌باشد. در شرایطی که قیمت برخی اقلام از دو تا ۱۰ برابر افزایش یافته و علت آن هم عمدتا به دلیل سودجویی کلان دلالان است پس جا دارد دست‌های دلالی از نظام توزیع کوتاه شود.
از دیگر اقدامات موثری که در شرایط کنونی می‌تواند جو گرانی‌ها را مدیریت کند، حذف رانت‌ها و ویژه‌خواری‌هایی است که نمونه آن را در تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی به کالاهای اساسی دیدیم. اگر تخصیص‌ها به دور از رفاقت‌ها و حب و بغض‌ها و فقط براساس اولویت‌های واقعی صورت گیرد چه‌بسا بسیاری از تولیدکنندگان به راحتی مواد اولیه تولیدات‌شان را وارد کرده و چرخ کارگاه‌شان به گردش خواهد افتاد.
همچنین در بازارهایی نظیر مسکن نیز می‌توان با اخذ مالیات بر خانه‌های خالی، معاملات بازار مسکن را که در رکود شدیدی قرار گرفته، رونق داد، ضمن اینکه این کار به نوعی افزایش عرضه مسکن محسوب شده و می‌تواند در کاهش قیمت مسکن نیز نقش مثبتی ایفا کند.
اقدام دیگری که لازم است برای کنترل جو روانی –که به شدت مورد سرمایه‌گذاری دشمن قرار گرفته- انجام شود، نظارت بر فضای مجازی و رسانه‌ها خصوصا تلگرام است که در طول یک‌سال و نیم اخیر ضربه‌های متعددی به جو روانی بازارها زد. متاسفانه عدم نظارت کافی بر برخی شبکه‌های اجتماعی منجر به افزایش قیمت‌هایی در بازار ارز و نظایر آن شده بود. ضمن اینکه در برخی از این رسانه‌ها اقداماتی در جهت تحریک مردم برای خرید کالاها و ایجاد کمیابی صورت گرفته بود. بر همین اساس، دولت حتی برای کنترل جو روانی برای بازارهای اقتصادی هم که شده باید نظارت و کنترل خود بر شبکه‌های مجازی را افزایش دهد.
تقویت اقتصاد ملی
اکنون مطالبه اصلی مردم کشورمان رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی است. یکی از راهکارهای اساسی این امر نیز بهره‌مندی دولت از ظرفیت‌های عظیم داخلی و همچنین هدایت نقدینگی سرگردان و مخرب به سمت فعالیت‌های اقتصادی مولد و تضمین شده از سوی دولت است.
از سوی دیگر، بستن راه واردات کالاهای دارای مشابه داخلی یا لوکس، سختگیری در مقابل قاچاق چند ده میلیارد دلاری، عملیاتی کردن دیپلماسی اقتصادی در منطقه و جهان غیرغربی، حساب‌کشی تولیدمحور و نه سوداگرانه از بانک‌ها، عملیاتی کردن بودجه و حذف انبوه رانت‌های پنهان در زیرمجموعه دولت، از جمله تدابیری است که می‌تواند ضمن تقویت اقتصاد ملی، حربه‌های جنگ اقتصادی دشمن را کُند و بی‌اثر نماید.

پشت پرده دامن‌زدن به بحث جنگ آمریکا علیه ایران/ سردار سلیمانی: ترامپ گفته «نباید با ایران درگیر شد»؛ آنچه می گویم اطلاعات است، نه تحلیل

سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس درباره احتمال جنگ آمریکا با ایران سخن گفت و با بیان ترس دشمن از قدرت ملت ایران به افشاگری در مورد پشت پرده‌های سازمان سیا(CIA) پرداخت.
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به احتمال درگیری نظامی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، تأکید کرد: «دشمن می گوید ما نباید اقدامی انجام بدهیم، چون هرگونه اقدام نظامی در این مقطع ممکن است ما را به یک جنگ بی پایانی بکشاند و همه منافع ما را به خاطر بیندازد. وی در ادامه تصریح میکند که: ین اطلاعات است که می‌گویم؛ نه تحلیل.»
سردار سرلشکر قاسم سلیمانی با اقتدا به حضرت ولی عصر(عج) و رهبر معظم انقلاب، خود و همه نیروهای مسلح کشور را آماده مقابله با هرگونه توطئه دشمن دانست. او در یکی از سخنرانی‌هایش خطاب به سیاست مدران و مزدوران آمریکایی در منطقه گفت: «ما شبی را نمی‌خوابیم مگر به دشمن فکر کنیم»
فرمانده سپاه قدس ضمن پرده برداری از سیاست‌های پشت پرده سازمان سیا، گفت: «سازمان‌های امنیتی آمریکا به ترامپ گفته‌اند هرگونه جنگ نظامی با ایران خطرناک و نابود کننده است و ما را به جنگ بی پایانی می‌کشاند و همه منافع ما را به خطر می‌اندازد. مردم ما نباید بدون شناخت از دشمن از آن بترسند و قدرت نظامی آن‌ها را بزرگ کنند.»
سردار سلیمانی که تجربه های موفق در خصوص مدیریت جنگ دارد و پنجه در پنجه شدن با آمریکایی ها را از نزدیک تجربه کرده است نه تنها حمله آمریکا را رد میکند که قدرت نظامی آنها در برابر ایران را ناتوان ارزیابی میکند.
IRGC سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
IRGC سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
شبح جنگ را مطرح میکنند تا ترسوها بترسند
رئیس جمهور تاجرمسلک آمریکا چه در مناظرات انتخاباتی و چه بعد از آن بارها از هزینه های نظامی دولت های قبل از خود انتقاد کرده است. شاید یکی از مهمترین دلایل رای آوری وی را نیز باید در شعار «اول آمریکا» مشاهده کرد. دستور اخیر وی در خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه و اعلام این نکته که آمریکا ۷تریلیون دلار در منطقه را صرف جنگ آوری کرده و نتیجه ای نداشته هم باید به این مساله اصافه کرد.
هرچند گاهی ممکن است دشمن با استفاده است اصل غافلگیری یا ناشی از تحلیل اشتباه جنگی را به یک کشور تحمیل کند اما شواهد و قرائن نشان دهنده چنین تصمیمی از جانب کاخ سفید علیه ایران نیست چرا که آمریکایی ها نمیدانند در صورت وقوع جنگ از کجا؟ در چه سطحی؟ و تا چه زمانی؟ باید پاسخگوی عملکرد خود باشند. به خصوص اینکه ۴۰درصد نفت دنیا از مسیر خلیج فارس صادر میشود و هر گلوله در این منطقه می تواند اقتصاد غرب را به فروپاشی بکشاند.
رهبر انقلاب در تاریخ ۲۲ مرداد ماه ۱۳۹۷ در دیدار اقشار مختلف مردم که در سطح بسیار وسیع و عمیقی نیز بازتاب رسانه‌ای داشته بخشی از بیانات خود را به همین موضوع اختصاص دادند و فرمودند «جنگ نخواهد شد» در توضیح همین مسئله که چرا این اتفاق نخواهد افتاد نیز ایشان فرمودند:
«برای خاطر اینکه جنگ دو طرف دارد: یک طرف ما هستیم، یک طرف او است؛ ما که خب جنگ را شروع نمی‌کنیم، ما هیچ جنگی را شروع نکرده‌ایم. افتخار جمهوری اسلامی این است که هیچ جنگی را ما شروع نکرده‌ایم؛ جنگ‌هایی داشته‌ایم، منتها شروع‌کننده طرف مقابل بوده. وقتی‌که طرف مقابل شروع کند، ما البتّه با قدرت وارد میدان می‌شویم، امّا ما جنگ را شروع نمی‌کنیم؛ اینکه طرف ما. طرف آمریکایی و آمریکایی‌ها هم جنگ را شروع نمی‌کنند، برای اینکه گمان می‌کنم آمریکایی‌ها هم می‌دانند که اگر جنگی را اینجا شروع کنند، صددرصد به ضررشان تمام خواهد شد. جمهوری اسلامی و ملّت ایران آن مجموعه‌ای هستند که هرکس به آنها تعرّض بکند ممکن است ضربه بزند، امّا ضربهٔ بزرگ‌تر را خودش خواهد خورد؛ کمااینکه تا حالا این‌جوری بوده. آمریکایی‌ها یک بار هم اینجا حمله کردند به طبس -یادتان هست- خودشان را نجس کردند، برگشتند رفتند! درست است که خیلی چیزها را ممکن است نفهمند، امّا به نظرم می‌آید این‌قدر هم چیز نیستند که این را نفهمند! جنگ نخواهد شد، مطمئنّا»
ایشان همچنین دامن زدن به شایعه جنگ را برای ترساندن مسئولین غرب گرا معرفی کرده و فرمودند: «شبح جنگ را مطرح می‌کنند تا ترسوها را بترسانند.» رهبرانقلاب همچنین دشمن را مایوس از جنگ نظامی معرفی کردند و به همین دلیل تمرکز دشمن را در جنگ اقتصادی معرفی کردند: « امروز آمریکا بر جنگ اقتصادی متمرکز است چون از جنگ نظامی مأیوس است» با همین پشتوانه آیت الله خامنه شایعه جنگ و مذاکره با دشمن بدعهد را رد کرده و فرمودند: «جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد»
بنابراین از طرفی باید مسئولین نظامی ایران بیدار و با اقتدار دشمن را رصد کنند اما از طرف دیگر باید به پروژه جنگ روانی دشمن واقف بود که درصدد است تا با شبح جنگ مسئولین اجرایی کسور را بترسانند و مانع تمرکز آنها در جنگ واقعی که جنگ اقتصادی است شوند.
برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close