استان زنجانایجرود

سد بلوبین؛ بهانه‌های آب، برای نان و کباب

وقتی برخی از طرح‌های تأمین آب واکاوی می‌شود، این پرسش پیش می‌آید که آیا هدف اصلی این طرح واقعاً مدیریت و تأمین آب است یا آن که این ادبیات به ظاهر توسعه خواه، کنایه و ایهام دارد و مطلوب‌های دیگری را پیگیری می‌کند؟

پدرش تعریف می‌کرد که روزی ابراز گرسنگی کرده بود. مادرش پرسیده بود که لقمه نان و پنیر می‌خواهدیا نه؟ گفته بود نه. مادرش پرسیده بود نیمرو چطور؟ باز هم پاسخش منفی بود. کار از کباب و مرغ بریان هم گذشته بود اما پاسخ همچنان منفی بود. آخر کار گفته بود: «مادرجان! اصلاً گرسنگی من را تو نمی‌توانی برطرف کنی. درمان این گرسنگی در دستان پدر است. من گرسنهٔ غذا نیستم، گرسنهٔ موتورسیکلت ۱۰۰۰ سی‌سی‌ام»! پدرش می‌گفت بعد از آن بود که فهمیدم بعضی وقت‌ها معنی ابراز گرسنگی، گرسنگی نیست، طمع است، زیاده خواهی است.
سال‌هاست که شنیده می‌شود که طرح‌ها و پروژه‌های تأمین آب با هدف تأمین نیازهای آبی و پیشگیری از بحران‌های مدیریت آب کلنگ زده می‌شوند و به بهره برداری می‌رسند، اما هر چه پیش‌تر می‌رویم، می‌بینیم که برخی از این طرح‌ها و پروژه‌ها، دهان‌هایی گشاد برای بلعیدن بودجه بوده‌اند و در عمل، مشکلات و بحران آب نه تنها تسکین پیدا نکرده است، بلکه روز به روز غول‌آساتر می‌شود. به نظر می‌رسد که در این گونه طرح‌ها، مطالبه و صورت مسئله اصلی از ابتدا درست و صریح مطرح نشده و در لفافه‌ای از اهداف خوشایند پیچانده شده است. مانند هوس موتورسیکلت ۱۰۰۰ سی‌سی که با ابراز گرسنه بودن بیان شده بود.
وقتی برخی از طرح‌های تأمین آب واکاوی می‌شود، این پرسش پیش می‌آید که آیا هدف اصلی این طرح واقعاً مدیریت و تأمین آب است یا آن که این ادبیات به ظاهر توسعه خواه، کنایه و ایهام دارد و مطلوب‌های دیگری را پیگیری می‌کند؟ آیا طرحی مانند سد بلوبین به واقع درد تشنه‌گی دارد یا آن که این سد هم می‌خواهد تکرار دیگری از سازه‌هایی باشد که تنها چند درصد از اهداف اولیه آن محقق خواهد شد و اعتباراتی را بسیار بیشتر از هزینه‌های پیش بینی شده در زمان تصویب خرج خواهد کرد و در این میان، تنها برنده داستان کسی خواهد بود که به بهانه آب، کلی نان و کباب خواهد خورد؟ شاید طرح برخی از پرسش‌ها بتواند بخشی از این ابهام‌ها را در مصداق سد بلوبین، در معرض رمزگشایی قرار دهد. وقتی داده‌ها و اهداف سد بلوبین را مورد پرس و جو قرار می‌دهید، در می‌یابید قرار بوده است که این سد ۴۰ میلیون متر مکعبی، آب شرب شهر ایجرود و تعدادی از روستاها را به میزان ۵ میلیون متر مکعب – در کنار تأمین نیاز آب صنعت و کشاورزی- تأمین کند. وقتی که سراغ مباحث صنعتی و کشاورزی می‌روید، می‌بینید که توجیه‌های ادعایی، سازگاری چندانی با مباحث و الگوهای آمایش سرزمین و سیاست‌های توسعه‌ایندارند. به خصوص وقتی که می‌شنوید اصلاً وزارت نیرو اهداف توسعه کشاورزی را در طرح‌های سدسازی ناپذیرفتنی دانسته و دیگر نمی‌توان با این هدفگذاری، احداث سدی را توجیه کرد و پیش برد. اما وقتی به نیاز آب شرب شهرستان ایجرود و حتی برخی از روستاهای شهر زنجان می‌رسید، می‌بینید که رقم‌ها دچار عدم همخوانی هستند و گویا این نیاز آبی با احتساب ۵ درصد تلفات، سه و نیم میلیون مترمکعب در سال است نه ۵ میلیون متر مکعب! آن وقت متحیر می‌شوید که آیا این عدم همخوانی اعداد و ارقام تنها یک اشتباه تایپی و حاصل نقل قول‌های حساب نشده است یا آن که ساختن سازه‌ای آبی با حجم ۴۰ میلیون متر مکعب که تقریباً نصف اهداف آن با سیاست‌های به روز شده در خصوص مصرف آب برای کشاورزی نمی‌سازد و نیاز آب شرب جامعه هدف هم کمتر از رقم‌های اعلامی است، مصداقی از بهانه‌های آب، برای نان و کباب است؟!

روزنامه مردم نو

برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close