سلبریتی ها و فعالان حقوق زنان از اختلاس و جاسوسی تا قهرمان سازی از یک قاتل + عکس

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=7790

اصلاحات؛ از پیشنهاد عقیم کردن زنان کارتن خواب تا قهرمان سازی از قاتل یک زن

اصلاح طلبان همیشه ژست «دفاع از حقوق زنان» گرفته و با شعارهای رنگارنگ با ادعای حمایت از زنان، گوش فلک را کر کرده‌اند؛ اما در بزنگاه‌ها مشخص می‌شود که این ژست، هیچ تناسبی با واقعیت نداشته است.

چندی پیش «زهرا شجاعی» رئیس مرکز امور مشارکت زنان در دولت اصلاحات با افشاگری درخصوص استفاده ابزاری اصلاح طلبان از زنان گفته بود: «اصولگرایان حمایت بیشتری از زنان انجام می‌دهند و در عوض اصلاح طلبان موقع انتخابات از زنان استفاده می‌کنند و بعد کاری برایشان نمی‌کنند».

دلایل متعددی درخصوص نگاه ابزاری اصلاح طلبان به موضوع زنان و تضییع حقوق زنان توسط این طیف وجود دارد که در ادامه به ۵ مصداق اشاره می‌کنیم.

۱- پیشنهاد بی شرمانه «عقیم کردن زنان کارتن خواب»

«شهیندخت مولاوردی» معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در دولت اول روحانی و دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور حقوق شهروندی در دولت دوم روحانی- که به دلیل اجرای قانون منع بکارگیری بازنشستگان از سمت خود کناره گیری کرد- در اظهارنظری عجیب گفته بود: «باید زنان کارتن خواب را عقیم کرد تا هزینه دولت زیاد نشود»!

در دولت یازدهم (دولت اول روحانی) در جلسه مشاوران اجرایی با معاونت رئیس جمهور در امور زنان و خانواده خبرنگاران موضوع عقیم کردن زنان کارتن خواب را از شهیندخت مولاوردی سؤال کردند که وی در پاسخی اعلام کرد که باید به طور اساسی برای آن برنامه‌ریزی شود و به طور تخصصی و کارشناسی این طرح بررسی شود و براساس رضایت زنان کارتن خواب عقیم شدن صورت بگیرد و نیز اینگونه اظهار نمود که چون آمار تولدهای نوزادان معتاد بار مالی برای دولت دارد باید ریشه‌های آن قطع شود!

این پیشنهاد توهین آمیز در حالی از سوی معاون امور زنان رئیس جمهور مطرح شد که بنابر بررسی‌های کارشناسی، تمام زنان کارتن خواب معتاد و یا تن فروش نیستند بلکه ممکن است بنابر دلایلی- از جمله مشکلات شخصی و خانوادگی- به ناچار به کارتن خوابی روی آورده‌اند. نکته قابل توجه اینجاست که در میان افراد کارتن خواب- هم مردان و هم زنان- حتی اشخاص تحصیل کرده و دارای موقعیت اجتماعی مناسب نیز وجود داشته که به دلیل مشکلات خاص به این سرنوشت دچار شده‌اند.

۲- پروژه توهین آمیز «دختران خیابان انقلاب»

اصلاح طلبان بارها در اظهارات خود به دفاع از گروهک موسوم به «دختران خیابان انقلاب»پرداخته‌اند.

پروژه «دختران خیابان انقلاب» – پروژه‌ای توهین آمیز علیه بانوان ایرانی – ارتباط ویژه‌ای با زمینه چینی برای تحریم مردم ایران و ایجاد گسل‌های جنسیتی برای تحریک به اعتراضات خیابانیدارد.

چندی پیش «شاپرک شجری‌زاده» فردی که در قالب پروژه «دختران خیابان انقلاب» تصویر بدون حجاب خود در خیابان‌های تهران را منتشر کرده بود، به صورت غیرقانونی از ایران خارج شد و سپس در پارلمان کانادا حضور یافته و با سخنرانی علیه کشورمان خواستار تشدید تحریم‌ها علیه مردم ایران شد.

علاوه بر این چندی پیش «مریم شریعتمداری» یکی از دختران کشف‌حجاب‌کرده خیابان انقلاب (که با هشتگ # دختران_پنجاه_هزار_تومانی جنجالی شد) در حساب توئینر خود از بسته عجیبی که بعد از برگزاری دادگاه رسیدگی به جرائم او، در کیفش قرار داده بودند نوشت. بسته‌ای که آنقدر او را ناراحت کرد که با هشتگ # وقیحانه به سراغش رفت و به باج‌دهندگان تاخت. پس از آن تعدادی از فعالین اصلاح طلب از دادن پول به دخترانی که با ساختارشکنی به کشف حجاب اقدام می‌کردند، حمایت کردند.

یکی از فعالین رسانه‌ای با اشاره به پروژه توهین آمیز «دختران خیابان انقلاب» در مطلبی نوشت: «این، بیش از آنکه دادن حق انتخاب به زنان باشد، دادن حق انتخاب به مردان است. نسخه پیشرفته‌تر این در غرب، زن نمایانی اند که پشت شیشه، با اتیکت قیمت گذاری شده انتخاب می‌شوند».

۳- حضور زنان به عنوان تماشاچی در ورزشگاه

اصلاح طلبان تاکنون بارها مسئله حضور زنان در ورزشگاه به عنوان تماشاچی را با ادعای «دفاع از حقوق زنان» مطرح کرده و حتی آن را به عنوان مسئله اصلی کشور جا زده‌اند.

نکته قابل تأمل اینجاست که طیف اصلاح طلب به بهانه حضور زنان در ورزشگاه، بارها به بانوان کشورمان توهین کرده‌اند.

برای نمونه، روزنامه اصلاح طلب آرمان- مهر ۹۷- در مطلبی نوشته بود: «اگر زنان به تماشای بازی مردان نروند دچار بحران روحی و روانی می‌شوند»!

خبرگزاری اصلاح طلب ایلنا نیز- خرداد ۹۷- در مطلبی نوشته بود: «باید اجازه داد زنان به ورزشگاه‌ها بیایند تا هم فحش بدهند و هم فحش بشنوند»!

موضوع زنان برای طیف اصلاح طلب صرفاً یک ابزار برای رسیدن به مطامع سیاسی است. به عنوان مثال اصلاح طلبان در حالی در دولت روحانی به حامی پروپاقرص ورود بانوان به ورزشگاه‌ها بدل شده‌اند که همین طیف در زمان دولت نهم رویه‌ای دیگر را پیش گرفته بود و علیه ورود زنان به ورزشگاه مطالبی را منتشر می‌کردند و تاکید داشتند که مسئله حضور زنان در ورزشگاه، دغدغه بانوان ایرانی نیست.

یکی از فعالین فضای مجازی در واکنش به جنجال اصلاح طلبان درباره حضور زنان در ورزشگاه در مطلبی نوشته بود: «رفتن یا نرفتن به استادیوم باید مهمترین مساله دختر ایرانی بشود! با کدام پول مهم نیست! چند درصد مهم نیست! برای چه مهم نیست! مهم این است که او را پر از بغض کنیم نسبت به گروه دیگری از جامعه خودش! به او بگوییم مشکلات اصلی چیزی نیست! اگر تو بتوانی بروی استادیوم، هم شغل داری، هم شوهر داری، هم مسکن داری، هم بچه داری و…خلاصه همه چیز داری! اگر بتوانی بدون روسری راه بروی، به همه آرزوهای مادی و معنوی رسیده‌ای! دختر فلانی با پسر فلانی صرافی می زند و در حالیکه بابا جان حق اوقات فراغت می‌گیرد، با رانت کرباسچی و سهمیه دو میلیارد تومانی به لیست امید می‌رود و ازآنجا به کرسی مجلس می‌رسد! می‌بینید که مبارزه شما نتیجه داده و آنها بازهم ثروتمندتر شدند!».

۴- حضور تزئینی زنان در لیست کاندیداهای شهرداری اصلاح طلب

در سال ۹۶ و همزمان با انتخاب اعضای دولت دوم روحانی، اصلاح طلبان فشار شدیدی روی دولت آوردند که دستکم یک وزیر زن برای کابینه خود انتخاب کند. این تبلیغات سیاسی درحالی بود که اصلاح طلبان به خوبی می‌دانستند که این موضوع از سوی دولت روحانی انجام نمی‌شود اما بازهم شوء انتخاب وزیر زن را به راه انداختند.

این سیاسی کاری و سیاسی بازی در حالی است که در سالیان اخیر و پس از روی کارآمدن جریان اصلاح طلب در شورای شهر تهران، در سه باری که تهران بدون شهردار ماند و همه چیز دست خود اصلاح طلبان بود، این جریان سیاسی نه تنها گزینه مطرحی برای این پست رو نکرد بلکه به طور کاملاً ویترینی کاندیداهای نمایشی به میدان آورد که نه سوابق آنها با این پست همخوانی نداشت و نه موقعیت آنها ایجاب می‌کرد که به شغل جدیدی بیاندیشند.

وقتی اصلاح طلبان شورای شهر پنجم برای انتخاب اولین شهردار خود دست به کار شدند نام «الهه کولایی» استاد دانشگاه به عنوان تنها زن در لیست کاندیداها نمایان بود. کولایی بعدها به نمایشی و ویترینیبودن کاندیداتوری‌اش در انتخابات شهرداری تهران اعتراف کرد.

در دور سوم انتخاب شهردار نیز نام «معصومه ابتکار» و «شهیندخت مولاوردی» به عنوان دو نامزد زن در این رقابت در میان ۳۰ کاندیدای دیگر مطرح شد. در این برهه نیز موضوع ویترینی و نمایشی بودن حضور کاندیداهای زن در میان کاندیداها مطرح شد.

«سیدمحمود میرلوحی» عضو اصلاح طلب شورای شهر پنجم- آبان ۹۷- در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: «زنان و جوانان را برای شهرداری تهران انتخاب نکردیم، چون دنبال ظاهرسازی نیستیم»!

۵- قهرمان سازی از قاتل یک زن

«محمد علی نجفی» شهردار اسبق تهران و از چهره‌های مشهور جریان اصلاح طلب که ریاست سازمان برنامه و بودجه در دولت خاتمی و ریاست سازمان میراث فرهنگی در دولت روحانی و وزارت آموزش و پرورش در دولت هاشمی رفسنجانی را در کارنامه خود دارد و در سال ۹۲ نیز یکی از گزینه‌های اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری بود – ۷ خرداد ۹۸- «میترا استاد» همسر دوم خود را به ضرب گلوله به قتل رساند.

ساعاتی پس از وقوع این اقدام جنایتکارانه، نجفی در اداره پلیس آگاهی به قتل همسرش اعتراف کرد.

اما در این میان، طیف اصلاح طلب به دلیل آلودگی به رفتار قبیله‌ای، اخلاق و وجدان و انسانیت را زیر پا گذاشته و در اقدامی تأمل برانگیز به تبرئه و قهرمان سازی از قاتل پرداخته و مقتول را آماج فحاشی و اتهام زنی قرار دادند.

یکی از فعالین رسانه‌ای با اشاره به رفتار قبیله‌ای اصلاح طلبان در مطلبی نوشت: «سرکار خانم مولاوردی! آیا سکوت شما در شرایطی که زنی به دستِ فردی از اصحاب قدرت به قتل رسیده است و بدترین اتهامات و نسبت‌های ناروا از سوی دوستان شما در راستای تطهیر قاتل به آن بانو زده شده است، برخلاف تعهد شما به دفاع از حقوق زنان و خیانت به آرمان عدالت طلبی نیست؟».

یکی دیگر از فعالین رسانه‌ای نیز در واکنش به فضاسازی‌های غیراخلاقی اصلاح طلبان نوشت: «اگر بنای بر جاسوسی باشد، هویت جاسوسه نباید آشکار شود تا بتواند جمع آوری اطلاعات کند. مقتول، قرار بوده همان روز برود انصاف نیوز حرفایی را بزند اما نجفی ترجیح داده او را بکشد. او چه چیزهایی را می‌خواسته به سایت اصلاح طلب بگوید؟ مگر ادعا نمی‌کنند میترا استاد “پرستو” بوده؟! پرستو چه نیازی دارد از رسانهٔ اصلاح طلب وقت مصاحبه بگیرد اما به مصاحبه نرسد و جانش را بگذارد؟!».

نگاه ابزاری اصلاح طلبان به موضوع زنان، رفتاری جنسیت‌زده است که یکروز با پیشنهاد شرم آور عقیم سازی زنان کارتن خواب، افکار عمومی را آزار می‌دهد و روز دیگر با قهرمان سازی از قاتل یک زن.

وقتی سلبریتی‌ها و فعالان حقوق زن برای تطهیر قاتل یک «زنِ کُردِ بازیگر» دست به کار می‌شوند/ چرا زنان در جریان اصلاحات ابزار جاسوسی و ژست اجتماعی هستند؟

چت سخیف و مبتذلی که محمدعلی ابطحی رئیس دفتر و معاون رئیس دولت اصلاحات با یک خانم خبرنگار اصلاح طلب انجام داد، رفتن در تله یک پرستوی اصلاح طلب بود یا بی ترمزی و یلگی اخلاقی؟
دفاع عجیب و تمام قد اصلاحطلبان از قتل میترا استاد توسط نجفی، آنقدر سوال برانگیز و قبیح است که سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در بیانیه‌ای از فعالان اصلاح‌طلب درخواست کرد «به تنش ها و تشتت ها خاتمه دهند». اگرچه واکنش طبیعی که انتظار می‌رفت، انفجار خشم عمومی از این جنایت و همدلی با مادر و پسر سیزده ساله قربانی باشد، اما ماجرا روندی کاملاً متفاوت یافت. ماشین تبلیغاتی و پروپاگاندایی و رسانه‌ای عظیمی بلافاصله به راه‌ افتاد. جریانی که از اصلاح طلب داخلی تا ضدانقلاب خارج نشین تشکیل شده بود از مقتول یک هیولا ساختند و از قاتل یک قربانی مظلوم. اما نکته جالب در این میان موضعگیری های متفاوت فمنیست ها بود. این دسته از مدعیان اصلاح طلبی که سالها خود را مدافع حقوق زنان معرفی کرده بودند و با خشونت علیه زنان مبارزه می کردند، به یکباره تمام شعارهای خود را فراموش کرده و بدون آن که چیزی اثبات شود طرف قاتل را گرفتند و در این مسیر، هر تهمت زشتی که برای تبرئه نجفی می توان استفاده کرد را به مقتولی که کمترین توان دفاع از خود نداشت، بستند.
هفته گذشته خبر قتل میترا استاد که بعد از ازدواج با شهردار تهران به میترا نجفی شهره شده بود، در آپارتمان شماره ۲۷۰۱ برج آرمیتای سعادت‌آباد واقع در خیابان خوردین تهران رسانه‌ای شد. بررسی‌های اولیه نشان داد مقتول در حمام و با ۲ گلوله به قلب و دستش به قتل رسیده است. با وجود اینکه همه شواهد نشان می‌داد نجفی قاتل همسر دوم خود است اما رسانه‌های اصلاح‌طلب در اقدامی غیرحرفه‌ای سعی در تبرئه نجفی داشتند و با عناوینی مثل نجفی متواری نشده، تحقیقات از همسر مقتول در حال انجام است، نجفی در صحنه قتل نبود و… می‌خواستند افکار عمومی را منحرف کنند تا این که چند ساعت بعد سرانجام محمدعلی نجفی با مراجعه به پلیس آگاهی و معرفی خود، به قتل همسرش اعتراف کرد. اما این رسانه ها بازهم دست از تلاش برای تبرئه نجفی برنداشتند و بی پروا و فقط با نگرش قبیله ای، لگدپراکنی به پیکر بی جان مقتول را ادامه دادند تا حدی که کم مانده است از قاتل جنایتکار، قدیس بسازند!
درهمین راستا صدرا محقق دبیر گروه اجتماعی روزنامه اصلاحطلب شرق، برای توجیه قتلی که نجفی انجام داده است، بدون هیچ مستندی، به مقتول نسبت زنای محصنه داد و نتیجه گرفت او مهدورالدم بوده و نجفی حق داشته تا او را به قتل برساند!
از سوی دیگر زنان معروف فمینیست اصلاحات مثل شهیندخت مولاوردی و معصومه ابتکار معاون امور زنان و خانواده، که رگ گردن‌شان علیه خشونت خانگی بیرون می‌زند ترجیح دادند در این ماجرا سکوت کنند و کلمه‌ای در همدلی  با زن قربانی و محکومیت جنایت هم‌حزبی‌شان نگویند. اما جالب تر وکلای فمینیستی مثل شادی صدر و مهرانگیز کار هستند که سالها به اسم مقابله با خشونت خانگی اسلام‌هراسی کرده اند و خود را مدافع حقوق زنان و منتقد خشونت علیه آنان معرفی کرده اند، این روزها در بی بی سی فقط و فقط از حقوق شوهر سیاستمدار دفاع کردند و کلمه‌ای علیه اصل جنایت حرف نزدند!  برخی از سلبریتی های فمنیست مانند مهناز افشار که هر اتفاقی را بهانه ای می کنند تا جامعه ایرانی را زن ستیز معرفی کنند، در این ماجرا به یک باره روزه سکوت گرفته اند!
اما در جنایت اخیر، عده ای دیگر مدعی شده اند مقتول “پرستو” بوده؛ اصطلاحی که درباره زنان وابسته به سرویس های جاسوسی برای به دام انداختن سیاسیون به کار می رود. اگر برفرض محال که چنین چیزی حقیقت داشته باشد، این سوال مطرح می شود که چرا برخی مدعیان اصلاح طلبی (به ادعای خودشان) آغوششان برای پرستوها باز است؟ از سوی دیگر چت سخیف و مبتذلی که محمدعلی ابطحی رئیس دفتر و معاون رئیس دولت اصلاحات با یک خانم خبرنگار اصلاح طلب انجام داد، رفتن در تله یک پرستوی اصلاح طلب بود یا بی ترمزی و یلگی اخلاقی؟
اما افراطیون مدعی اصلاح طلبی برای تبرئه قاتل، می کوشند نهادهای امنیتی داخلی را متهم کنند. در اینجا سوالات متعددی پیش می آید. غوغا کنندگان امروز، چرا همان دو سال قبل، ادعای خود را مطرح نکردند تا پروژه مدعایی را ضد پروژه کنند و سودش را ببرند؟!
سوال دیگر این که نجفی قریب یک سال و نیم است که دیگر شهردار نیست و هیچ سمتی ندارد؛ با این وصف، پرستو گذاشتن کنار او چه خاصیتی دارد؟ نجفی وقتی کنار رفت، چه مسئولیتی داشت که همسرش بخواهد اسرار او را فاش یا او را تهدید و باج خواهی کند؟ مگر مشکلات و تخلفاتی که نجفی را می توانست نگران کند؛ و یا خدای ناکرده ارتباطات ضد امنیتی.
همسر نجفی از او چه آتو هایی می توانسته داشته باشد؟ نجفی اگر صادق بود، چرا به مراجع قضایی شکایت نکرد تا بدین ترتیب خود را خلاص کند؟ اگر هم مقتول قصد اخاذی شخصی داشته، چرا آن را به نهادهای امنیتی می چسبانند؟ این آتوها از چه جنسی است که نجفی را واداشته تا سنگینی بار جنایت را به جان بخرد و آن موضوع یا موضوعات را تبدیل به راز سر به مهر کند؟
طبق گزارش پلیس و مراجع قضایی، “در صحنه جنایت، گوشی تلفن همراه مقتوله پیدا نشد؛ ولی بعد از مراجعه ماموران به خانه دیگر که قصد بازداشت نجفی را داشتند، با گوشی های میترا استاد در آن خانه مواجه شدند”. در واقع، نجفی هنگام خروج از محل جنایت، گوشی های مقتول را همراه خود برده بود. چرا؟! او احتمالا چه چیزهایی را از گوشی حذف کرده است؟
حالا که افراطیون مدعی اصلاح طلبی، باب بحث زن جاسوس و پرستو و از این قبیل مسائل را برای تبرئه نجفی از جنایت قتل همسر گشوده اند، بد نیست خیانت شماری از زنان نفوذی در اردوگاه مدعیان اصلاح طلبی را یادآور شویم. این گروه، پس از ارتکاب خیانت های فراوان در احزاب و نشریات این طیف و درست بیخ گوش سیاستمداران ارشد آنها، از کشور متواری شدند.
مسیح علینژاد
وقتی به گذشته برمی‌گردیم نام مسیح علی‌نژاد با خاتمی و اصلاحات گره خورده است. او و بسیاری از کارشناسان امروز رسانه‌های ضدانقلابی همچون بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا و … همان خبرنگاران روزنامه‌های زنجیره ای اصلاحات هستند که پس از در افتادن با انقلاب و مردم، به خارج فرار کرده‌اند.
مسیح علی نژاد، با نام اصلی «معصومه علی‌نژاد قمی »، زاده ۱۳۵۵ در روستای قمی کلای بابل، در خانواده‌ای مذهبی و وفادار به نظام است. او کار خبری خود را در دوره اصلاحات و از روزنامه همبستگی (۱۳۷۸) آغاز کرد. او بعد در کسوت خبرنگار پارلمانی خبرگزاری «ایلنا»، با نوشتن گزارش‌های جنجالی از مجلس نامی برای خود دست و پا کرد.
او در نهایت به جرم افشای اسناد اداری مجلس و بی‌احترامی به قوانین، از مجلس هفتم اخراج شد. او کار خبری خود را با روزنامه‌های «شرق»، «بهار»، «وقایع اتفاقیه» و «هم میهن» ادامه داد و در نهایت آخرین روزنامه داخلی که با آن کار کرد، اعتماد ملی، ارگان حزب اعتماد ملی مهدی کروبی بود.
روند پرتره‌سازی از علی‌نژاد توسط مطبوعات غربی در مقالاتی چون «مسیح در برابر احمدی نژاد» (۷ می ۲۰۰۸، هفته‌نامه تایمز آمریکا) ادامه یافت تا او را به زاویه گیری هر چه بیشتر نسبت به منافع کشورش تشویق کند. امری که متأسفانه نه تنها درباره علی‌نژاد که در مورد بسیاری دیگر از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب هم جواب داد.
در همان دوران(۲۰۰۸-۲۰۱۱) صحبت‌هایی درباره ارتباط او با تیم مهاجرانی-بهنود وجود داشت و این که از جانب آن‌ها حمایت مالی می‌شود. البته شواهدی هم از کمک‌های «م – ه» که بعد از انتخابات دهم به بهانه سرکشی به دانشگاه آزاد واحد آکسفورد به آن‌جا رفته بود، به شبکه روزنامه‌نگاران سبز لندن‌نشین وجود داشت.
علینژاد تا جایی پیش رفت که «مایک پمپئو»، وزیر خارجه دولت ترامپ، که یکی از سه ضلع مثلث «ایران-ستیزی» حلقه اول ترامپ (در کنار جان بولتون و رودی جولیانی) محسوب می‌شود، با «مسیح علینژاد» _ (معصومه علینژاد قمی‌)، از چهره‌های به شدت فعال رسانه‌ای ضدانقلاب، دیدار و از او به خاطر آن‌چه “شجاعت و سخن گفتن از مسائل زنان و تعهد مداومش به دفاع از حقوق بشر در ایران” خوانده شد، تقدیر کرد.
شادی صدر
شادی صدر متولد ۱۳۵۳ وکیل و روزنامه‌نگار فمینیست ایرانی و فعال حقوق زنان به شمار می آید. او در حدود پانزده سالگی با ماهنامه سروش نوجوان وارد حوزهٔ روزنامه‌نگاری شد، سپس با ماهنامه همشهری همکاری کرد. در دانشگاه رشته حقوق را انتخاب کرد و دبیر سرویس حقوقی روزنامه زن شد. روزنامه ای که به علت توهین به احکام اسلام و حجاب توقیف شد. صدر در مدتی که در ایران بود چند نوبت دستگیر شد. شادی صدر چند ماه پس از فتنه ۸۸ از کشور خارج و متعاقب آن از وزارت خارجه آمریکا جایزه شجاعت گرفت.
صدر به عنوان یکی از مخالفان جمهوری اسلامی مدتی است به آمریکا مهاجرت کرده و به دلیل سخنان ضدایرانی خود به بهانه دفاع از حقوق زنان جوایز متعددی را از نهادهای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی دریافت کرده است.
این روزنامه نگار زن اصلاح طلب چندی پیش عکسی از خود در فیسبوک منتشر کرد که حاوی توهین نابخشودنی به ساحت مقدس امام حسین(ع) بود که در فضای رسانه با خشم کاربران ایرانی مواجه شد. صدر این روزها در رسانه‌های ضدانقلاب مشغول دروغ پراکنی علیه جمهوری اسلامی ایران است.
مرجان شیخ الاسلامی
شیخ الاسلامی یکی از متهمین اصلی پرونده ۶/۶ میلیارد یورویی پتروشیمی است که تاکنون متهم به مشارکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور به این مبلغ و تحصیل مال نامشروع به مبلغ هفت میلیون و ۶۵ هزار و ۵۲۹ یورو و هشت میلیون و۷۱۰ هزار و ۳۸۴ دلار شده است که سال ۹۶ از کشور متواری شده و مانند برخی دیگر از اختلالگران اقتصادی به کانادا فراری شده است.
او مدیرمسئول خبرگزاری میراث فرهنگی و همزمان به‌عنوان دبیر سرویس پارلمانی روزنامه همبستگی مشغول به فعالیت بود. وی پیش‌تر با همکاری برخی از خبرنگاران اصلاح‌طلب این خبرگزاری را راه‌اندازی کرد و از زمان اصلاحات تا دوران دولت دهم با دولت‌های مختلف همکاری کرد.
«مسیح علینژاد»، خبرنگار اصلاح‌طلب فراری که حالا به جرگه ضدانقلاب پیوسته و با رضا ربع پهلوی و سلطنت‌طلبان هم‌پیمان شده است در بخشی از کتاب خود با عنوان «باد در موهایش» درباره رابطه‌اش با این زن می‌نویسد: «مرجان شیخ‌الاسلامی، دبیر سیاسی روزنامه همبستگی مرا زیر بال و پر گرفت.»
او در انتخابات مجلس ششم به عنوان عضو جبهه مشارکت و عضو تحریریه روزنامه صبح امروز به مدیرمسئولی «سعید حجاریان» کاندیدا شد. در آن سال شعار وی برای شرکت در انتخابات مجلس ششم «خاتمی را تنها نمی‌گذاریم» بود.
وی ازجمله عناصر ضدانقلاب و اصطلاحاً براندازان است و همین اواخر نیز به مجلس نمایندگان آمریکا پیشنهاد داد که تحریم‌ها علیه ایران را افزایش دهند.
فریبا داوودی
فریبا داوودی مهاجر کارشناس و مشاور دفتر مشارکت زنان اصلاحات، خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب، مشاور رئیس جمهور در مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری (دولت خاتمی), مشاور وزیر علوم و مشاور وزیر ارشاد اسلامی دوران اصلاحات) بوده است.
فرناز قاضی زاده
فرناز قاضی‎زاده روزنامه نگار ایرانی و مجری شبکه تلویزیونی بی‎بی‎سی فارسی، متولد۱۲ آذر ۱۳۵۳ در تهران است. قاضی‎زاده سال‎ها در روزنامه‎های ایرانی فعالیت کرد. او از سال ۱۳۷۵ کارش را در هفته‎نامه «خانه» آغاز کرد. بعد از آن در سال ۱۳۷۷ به روزنامه ایرانیان سپس به روزنامه زن رفت.
قاضی‎زاده همچنین سابقه فعالیت در روزنامه نشاط، جامعه روز،  آفتاب امروز، هم میهن (به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی) و «یاس‎نو» را دارد.
در سال ۲۰۰۵ میلادی، قاضی‎زاده به‎همراه مسعود بهنود، نوشابه امیری، هوشنگ اسدی و حسین باستانی روزنامه اینترنتی روزآنلاین را راه‎اندازی کردند. در فوریه ۲۰۰۵ به‎عنوان تهیه‎کننده رادیو، به استخدام بی‎بی‎سی‎فارسی درآمد. در بی‎بی‎سی، قاضی‎زاده علاوه‎بر تهیه گزارش، به‎عنوان مجری برنامه‎های رادیویی کار کرد تا این‎که در سال ۲۰۰۹ به‎عنوان مجری تلویزیون فارسی بی‎بی‎سی کار خود را آغاز کرد.

 

فاطمه حقیقت جو
فاطمه‏ حقیقت‌جو  فعال سیاسی و نمایندهٔ اصلاح‌طلب دوره ششم مجلس شورای اسلامی در سال۱۳۴۷ در جنوب تهران به دنیا آمد. وی در جریان استعفای دسته‌جمعی نمایندگان مجلس پس از عدم موفقیت برای اجرای اصلاحات مورد نظر خود و دوستان اصلاح طلبش در مجلس، استعفایش توسط اعضای این مجلس در تاریخ ۴ اسفند ۱۳۸۲ پذیرفته شد.
وی به بهانه ادامه تحصیلات از کشور خارج شد و ماهیت وابسته خود را به غرب و تفکرات سکولار آن در اجرای برنامه های برنامه های ضد ایرانی آمریکا و انگلیس نشان داد.
نازنین زاغری
بر اساس آنچه که سایت خبری پارس نیوز منتشر کرده است نازنین زاغری جاسوس انگلیسی که مدتی در زندان های ایران به سر می برد، برای سازماندهی بخشی از روزنامه نگاران اصلاح طلب و آموزش های پیشگیرانه پوششی برای لو نرفتن و ارسال اخبار خاص و جهت دار به ایران آمده بود. شبکه قوی بود و مخفی و به ظاهر خبرنگار کار می‌کرد اما در اصل جاسوس بود و نفوذ کرده در برخی از نهادها.
اینها البته مشت نمونه خروار است و تعداد کسانی که از میان مدعیان اصلاح طلبی، اقدام به نفوذ و جاسوسی، خط دهی و ایجاد انحراف و یا استخدام چهره های سیاسی برای اهداف گوناگون ضد امنیتی کردند، صدها زن و مرد را شامل می شود. در میان عناصر متواری، حتی وزیر و معاون وزیر و برنده صلح نوبل هم دیده می شود.
برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close