شامورتی‌بازی اصلاح‌طلبان با هدف پیروزی حداکثری / تا جایی هستیم که برنده باشیم

راهبرد انتخاباتی اصلاح‌طلبان در تهران تا حد زیادی روشن شده‌است؛ قید لیست واحد را زدن و تلاش تمام قد برای ارائه لیست‌های متکثر با هدف بالابردن شانس پیروزی حداکثری. این راهبرد با بیانیه انصراف شورای عالی از دادن لیست و محول کردن این وظیفه به احزاب زیرمجموعه خود، چهره عملیاتی به خود گرفت.

از مدت‌ها پیش از شروع فرایند ثبت‌نام انتخابات مجلس یازدهم، برخی الیت‌های جریان اصلاح‌طلب با تقریرات و اظهارات متعدد، لزوم «مشارکت مشروط» را تئوریزه می‌کردند. ایشان این باور را تکثیر می‌کردند که اصلاح‌طلبان در صورتی به ورود به انتخابات راضی می‌شوند که شورای نگهبان نامزدهای حداکثری آن‌ها را تأیید کند. پس از عدم احراز صلاحیت تعدادی از نامزدهای حداکثری اصلاح‌طلبان که عمدتاً سوابق امنیتی و سیاسی داشتند، جبهه اصلاحات در عملیات سنگین رسانه‌ای اینگونه جا انداخت که هیات‌های اجرایی و هیات‌های نظارت استان‌ها و در آخر شورای نگهبان، چهره‌های نزدیک به آن‌ها را به اصطلاح قلع و قمع کرده‌اند و بنابراین عرصه برای رقابت آن‌ها به تنگ آمده است.

انصراف اصلاح‌طلبان از تهران

با همین دست فرمان بود که «شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان» در آخرین جلسه خود، رأی به ندادن لیست واحد در تهران صادر کرد و در عوض، این وظیفه را به عهده احزاب اصلاح‌طلب نهاد. در بیانیه انصراف این شورا از دادن لیست در تهران تاکید شد: به باور ما صندوق رأی علی‌رغم کاستی‌های فرارو، تنها راه اصلاح امور کشور و تأمین‌کننده استقلال، توسعه همه‌جانبه و رفع تهدیدات گوناگون علیه کشور، منافع و امنیت ملی است. این شورا در بخش دیگری از بیانیه ۶‌بندی خود، بدون ارائه ادله متقن مدعی شد: براساس نتایج کنونی برآمده از فرایند بررسی و رسیدگی به صلاحیت نامزدهای اصلاح‌طلب حوزه‌های انتخابیه از سوی هیات‌های اجرایی،نظارت و شورای محترم نگهبان، متاسفانه عمده دبیران کل احزاب و چهره‌های نام‌آور ما در اکثر حوزه‌های انتخابیه به‌گونه‌ای رد صلاحیت شده‌اند که امکان حضور کاندیداهای این جبهه به‌صورت کامل در سطح ۲۰۸‌حوزه انتخابیه سراسر کشور فراهم نیست و امکان رقابت عادلانه برای جریان ریشه‌دار اصلاح‌طلب میسر نیست. این بیانیه با تاکید بر اینکه در حوزه انتخابیه تهران، ری، اسلامشهر، شمیرانات و پردیس، عمده ظرفیت و فرصت حضور احزاب و شخصیت‌های نام‌آشنا از این جبهه گرفته شده است تصریح شد: با این شرایط هرگونه تصمیم احزاب عضو که امکان رقابت حداقلی در این حوزه برای آنان باقی‌مانده است مورد احترام بوده و حق قانونی آن‌هاست تا با نام و عنوان خود از کاندیدای مورد نظر خود حمایت نمایند.

شورای‌ عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان در پایان بیانیه خود، از شوراهای اصلاح‌طلبان استان‌ها تقاضا کرد تا متناسب با واقعیات صحنه‌های رقابت، راسا و به صورت اقتضایی نسبت به معرفی نامزدها در رویداد مهم انتخاباتی پیش‌رو نهایت سعی و تلاش خود را مبذول دارند.

در شرایطی شورای ‌عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان وظیفه دادن لیست در حوزه تهران را از خود سلب و این وظیفه را به احزاب اصلاح‌طلب واگذار کرده که پیش از این، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به جمع‌بندی نهایی درباره ارائه لیست جدا از شورای عالی رسیده بود. در گفت‌وگو که دو روز پیش از بیانیه انصراف شورای عالی اصلاح‌طلبان از حضور در انتخابات در تهران انجام شد، تاکید شد: «شایعاتی شنیده می‌شود که شورای عالی سیاست‌گذاری، احتمال دارد لیست انتخاباتی ارائه ندهد اما هر تصمیمی که شورای عالی بگیرد، بی‌ارتباط با شورای هماهنگی جبهه اصلاحات خواهد بود و به احتمال بسیار زیاد، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ولو اگر شورای‌عالی لیست ندهد، لیست انتخاباتی خواهد داد.»

راهبردی با هدف به دست گرفتن اکثریت 

مجلس یازدهم شاید راهبرد جدید اصلاح‌طلبان از انصراف از حضور در انتخابات در تهران، با هدف افزایش ضریب پیروزی‌شان در انتخابات باشد.

به نظر می‌رسد جبهه اصلاحات با توجه به عملکرد ضعیف نمایندگان منتسب به خود در مجلس دهم و نیز مخدوش شدن وجهه اجتماعی محمد خاتمی به‌عنوان رهبر این جبهه، کمترین شانس در انتخابات در تهران آن هم در قالب لیست واحد را برای خود دیده و با این آگاهی، قصد کرده تا دست احزاب را برای دادن لیست‌های جداگانه باز بگذارد. این راهبرد شاید در نگاه اول معنای تکثر بدهد اما بی‌شک به‌دلیل پراکندگی اصلاح‌طلبان در لیست‌های متعدد، بخت آن‌ها برای به دست گرفتن اکثریت مجلس آینده را بالا خواهد برد.

با وجود پروپاگاندای اصلاح‌طلبان از بسته بودن دست‌شان برای ارائه لیست در شهرهای مختلف، برآوردها نشان می‌دهد که این جبهه در کلان شهرها و به‌ویژه در تهران که معمولاً کانون جریان‌سازی در مجالس است، از نظر تعداد واجدان حضور در انتخابات به مراتب وضعیت بهتری در مقایسه با رقبای خود دارد. در تهران حداقل ۱۴۰‌چهره اصلاح‌طلب احرازصلاحیت شده حضور دارند که بالقوه، از توانایی لازم جهت حضور در لیست ۳۰‌نفره تهران برخوردار هستند.

کمیجانی: تعدادی از احزاب اصلاح‌طلب، لیست جداگانه خواهند داد در همین باره به سراغ فرج کمیجانی، عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان رفتیم. او درباره برنامه مدون احزاب اصلاح‌طلب برای ارائه لیست با وجود کناره‌گیری شورای عالی سیاستگذاری از صحنه انتخابات گفت: از میان ۳۰‌حزب اصلاح‌طلب عضو شورای عالی سیاستگذاری، گویا تعدادی از احزاب کاندیدای تاییدصلاحیت شده دارند و از سوی شورای عالی سیاستگذاری به این احزاب مجوز داده شده که در انتخابات پیش‌رو، از نامزدهای خود در قالب لیست‌های جداگانه حمایت کنند.

وی در این باره افزود: قرار است هر حزب اصلاح‌طلب به‌طور جداگانه، از نامزد خود در انتخابات حمایت کند. تصمیم‌گیری نهایی در این‌باره منوط به تصمیم جلسه روز یکشنبه(۲۰‌بهمن) شورای هماهنگی جبهه‌اصلاحات است.

بازی مدعیان اصلاحات با صندوق رأی: تا جایی هستیم که برنده باشیم

اصلاح طلبان نمایه

شش سال از دولت تدبیر و امید می‌گذرد. دولتی که اصلاح‌طلبان با تمام ظرفیت فکری و تشکیلاتی خود به میدان آمدند تا به هر طریقی هم که شده، دولتی که «کلید» در دست دارد، از مشکلات این مرزوبوم گره‌ای بگشاید حال‌آنکه ماحصل عملکرد شش سال گذشته دولت اصلاح‌طلبان، چیزی جز شکست و بن‌بست و قفل ‌کردن مدیریت کشور نبوده است.

اصلاح‌طلبان در اولین گام، به توجیه مشکلات و سختی‌های کشور روی آوردند و از طرح بهانه‌هایی مانند اینکه «تقصیر دولت قبل بوده»، «نمی‌گذارند کار کنیم»، «تقصیر دولت سایه است»، «مشکلات به‌خاطر شعار مرگ بر آمریکا و موشک‌های ضد اسرائیلی است!» به «بدشانسی دولت» رسیده و با تیتر «بدشانس‌ترین رئیس‌جمهور» نوشتند که «سیل» و «زلزله» و «ناآرامی‌های دی‌ماه» و «بازگشت تحریم‌ها»، «روی کار آمدن ‌ترامپ» و حتی «بحران حمله ملخ‌ها به کشور» از بدشانسی‌های دولت روحانی بوده است! نکته قابل‌تأمل ماجرا آنجاست که اصلاح‌طلبان وقتی دیدند، این دست بهانه‌جویی‌ها در افکار عمومی اقبالی نداشته و مردم از آنها رویگردان و ناامید شده‌اند، بالاتفاق از آقای «تکرار می‌کنم» تا سایرین لب به اعتراف گشودند و گفتند که مردم از ما روی‌گردان و ستاره بخت اصلاحات در انتخابات آینده بی‌فروغ شده است.

اصلاح‌طلبان: نگرانی‌ها جدی است

میرلوحی، از مسئولین ارشد ستادهای خاتمی‌و روحانی و عضو شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان در مصاحبه با روزنامه آرمان گفته بود: «خاتمی ‌با اشاره به نارضایتی‌های مردم بیان کرده، معلوم نیست که مردم به دعوت اصلاح‌طلبان پای صندوق رأی بیایند. این نشان می‌دهد که نگرانی‌ها جدی است.»

اصلاح‌طلبان کارآمدی جدی ندارند

عبدالله ناصری، مشاور ارشد خاتمی ‌و عضو سازمان منحله مجاهدین هم در مصاحبه با ایرنا گفته بود: «لیست امید… دستاوردی برای جامعه مدنی و جامعه رأی‌دهنده به اصلاحات نداشت». همچنین در مصاحبه دیگری در اردیبهشت سال جاری گفته بود: «اصلاح‌طلبان کارآمدی جدی ندارند» و «همین فراکسیون امید در این ۲ سال کار جدی شکل نداد» و «شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان از حیّز انتفاع افتاده است»

تاجیک: اصلاح‌طلبی را ابزار قدرت قرار دادیم، شناگران ماهر  و مستبدان قاهری هستیم

تاجیک، تئوریسین سایه‌نشین دولت اصلاحات در نشستی تحت عنوان «آسیب‌شناسی جریان اصلاحات» گفت: «ما اصلاح‌طلبی را ابزار قدرت قرار دادیم و هر زمان که به قدرت رسیدیم، فراموش کردیم از کجا آمده‌ایم… در فردای قدرت وقتی آب دیدیم مشخص شد شناگران ماهری هستیم و معلوم شد می‌توانیم مستبدان قاهری هم باشیم. این اصلاح‌طلبان امتحان خود را پس دادند و از مردم به‌عنوان یک تاکتیک و ابزار برای نجات خود بهره برده و می‌برند، تاکتیکی برای عبور از بحران و نه یک استراتژی که به آن باور داشته باشند.» وی اظهار داشته است: «ساختار اصلاح‌طلبان مانند یک عمارت ماسه‌ای در حال فروریختن است، با چشم خود می‌بینیم بسیاری از نیروها و نسل جوان اصلاح‌طلب در حال خارج شدن از این دایره هستند و به‌نظرم اصلاح‌طلبی در این فضا دچار نوعی خودزنی شده است… وضعیت دیگری که وجود دارد حالت استیضاح خود است. چه کسی گناه اول را انجام داد که تمام سرمایه اصلاح‌طلبی را در سبد یک جریان خاص گذاشت؟ تمام مشکلاتی که مردم با آن مواجه شده‌اند یک‌طرف تقصیر گردن گفتمان اصلاح‌طلبی است، لذا باید مسئولیت کار خود را بپذیریم و پاسخگو باشیم ولی در عوض منتقد شده‌ایم و به حالت استیضاح خود روی آورده‌ایم… اکنون به‌نظرم در خزان اصلاح‌طلبی قرار داریم…»

زیباکلام: بی‌هویتی ما بر گردن کسی نیست نه روحانی، نه شورای نگهبان و نه نظارت استصوابی

چند ماه پیش، صادق زیباکلام نیز در نامه‌ای به خاتمی‌نوشت: «واقعیت تلخ آن است که اصلاح‌طلبی خلاصه شده در مشتی شعارهای زیبا و کلی… بعد از گذشت ۲۰ سال ما هنوز نتوانسته‌ایم یک هویت مشخص‌ترقی‌خواهانه برای خودمان خلق ‌نماییم. خواسته‌های مشخص اصلاح‌طلبان که آنها را در جایگاه یک جریان دموکراتیک وترقی‌خواه قرار می‌دهد، کدام هستند؟ بی‌هویتی جریان اصلاحات را نه می‌توانیم بر گردن اصولگرایان بیفکنیم، نه روحانی، نه شورای نگهبان و نه نظارت استصوابی.»

اصغرزاده: وعده‌های اصلاح‌طلبان باد هوا بوده است

ابراهیم اصغرزاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب هم در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق گفته است: «تصویری که برای مردم از انتخابات ۹۶ و وعده‌های اصلاح‌طلبان برای انتخاب روحانی و دولت تدبیر و امید ایجاد شده، این است که وعده‌های اصلاح‌طلبان باد هوا بوده است.»

فائزه ‌هاشمی: در اصلاحات منافع قبیله‌ای و خانوادگی به منافع ملی می‌چربد

فائزه ‌هاشمی، در یادداشتی در سالنامه نوروزی روزنامه سازندگی ضمن افشاگری علیه اصلاح‌طلبان نوشت: «در نهادهای اصلاح‌طلب، منافع قبیله‌ای و خانوادگی به منافع ملی می‌چربد.»

همان موقع نیز، مشاور یکی از سران فتنه در گفت‌وگو با روزنامه زنجیره‌ای آفتاب یزد اعتراف کرد: «اصلاح‌طلبان قبل از مردن در حال خودکشی هستند.»

تحریم انتخابات؛ توجیه شکست و فرار از پاسخگویی

البته این نکته را نباید فراموش کرد که بخش قابل‌توجهی از اصلاح‌طلبان و به‌ویژه طیف‌هایی مانند کارگزاران، خط و مشی قبلی توجیه و اقناع افکار عمومی را ادامه دادند و البته این‌بار گزاره‌هایی مانند «کمبود اختیارات»، «ضعف ساختارها» و ضرورت «تغییر قانون اساسی» را طرح و دنبال کردند.

اصلاح‌طلبان درخصوص انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز یکی از راهکارهای خود را به میدان آوردن نیروهای تشکیلاتی و رادیکال اصلاحات دانستند تا در صورت تأیید صلاحیت نشدن هم برای توجیه شکست و فرار از پاسخگویی بهانه‌ای دست‌وپا کنند.

مدعیان اصلاحات در اولین گام برای خروج از این بحران، اقدام به ‌شرط‌گذاری کرده و با کلیدواژه «انتخابات مشروط»، فشار و چانه‌زنی با حاکمیت را در دستور کار خود قرار دادند. طرح و بسط گزاره سعید حجاریان مبنی بر «انتخابات مشروط»، «تحریم انتخابات»، «قهر انتخاباتی»، «امتناع سیاست‌ورزی» و… در روزنامه‌های زنجیره‌ای (به‌ویژه از اسفند ۹۷ تا یک‌ماه پیش) گواهی بر این ادعاست.

شرکت در انتخابات با موتور خاموش

گفتنی است که اصلاح‌طلبان وقتی دیدند که گزینه «فشار به حاکمیت»، به بن‌بست رسیده و از تحریم انتخابات، آبی گرم نمی‌شود همگی و به‌طور گسترده در انتخابات شرکت کردند.

هرچند صلاحیت برخی چهره‌های رادیکال و مسئله‌دار آنها از سوی شورای نگهبان تأیید نشد اما همان‌طور که پیش از این در گزارشی به آن‌ اشاره کردیم، اخبار و گزارش‌های موثق کیهان حاکی از آن است که اتفاقاً اصلاح‌طلبان از میان ۷ هزار نفر داوطلب تأیید صلاحیت شده، گزینه‌های بسیاری دارند و با بحران‌ترافیک و تورم کاندیداها مواجه هستند.

سؤال اول آنکه چرا با وجود حضور گسترده در انتخابات، مدعیان اصلاحات در رسانه‌هایشان اصرار و تکرار می‌کنند که «کاندیدا نداریم» و «لیست نمی‌دهیم»؟

البته پاسخ به این سؤال روشن است چرا که اولاً) اردوگاه اصلاحات، اصلاح‌طلبی را فقط به چهره‌های فعال سیاسی رادیکال که شاید عددشان به ۲۰ و ۳۰ نفر هم نرسد، محدود کرده و چهره‌هایی غیراز خود را به عرصه قدرت راه نمی‌دهند.

ثانیاً) این شگرد همیشگی اصلاح‌طلبان برای توجیه شکست بوده که دست پیش را می‌گیرند تا پس نیافتند! آنها نیک می‌دانند که در نظر ملت ایران محلی از اعراب ندارند؛ به‌ویژه که دست دولتی که مورد حمایت اصلاحات بوده است خالی است و کارنامه‌اش هم سیاه! پس چه چیزی بهتر از آنکه بگویند نامزد نداشتیم و نداریم و نگذاشتند بیاییم! چنانکه پیش از این هم به طور جسته وگریخته همین حرف‌ها را تکرار می‌کردند و افراد شورای شهر پنجم و یا فراکسیون امید مجلس را «غیر خودی»، «ستون پنجمی»، «مایه آبروریزی» اصلاح‌طلبان، «ناآشنا به امور شهری»، «پوپولیست»، «سیاسی‌کار» و… می‌نامیدند و ثالثاً) اصلاح‌طلبان درصدد آنند که گفتمان اصلاح‌طلبی را حتی در «کما» هم که شده، زنده نگه دارند. آنها معتقند بخشی از پایگاه رأی و هواداران خود را کسانی تشکیل می‌دهند که حاضرند برای برنامه‌های خیابانی اصلاح‌طلبان، حاضر به یراق باشند! بر همین اساس بود که چندماه پیش، به موازات هجمه به شورای نگهبان و طرح موضوعات و مسائل رادیکال، چهره‌هایی مانند سعید حجاریان و علوی تبار و علیجانی از تبدیل اعتراض به صدا سخن به میان آوردند.

پشت پرده بازی اصلاحات با صندوق رأی؛ هم لیست ندهیم و هم لیست بدهیم!

با این حال، شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان در جلسه هفته گذشته خود با صدور بیانیه‌ای با اعلام اینکه «عمده دبیران کل احزاب و چهره‌های نام‌آور ما در اکثر حوزه‌های انتخابیه به‌گونه‌ای رد صلاحیت شده‌اند» و «امکان رقابت عادلانه» وجود ندارد، رسماً اعلام کرد که در انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران لیست نمی‌دهد و احزاب اصلاح‌طلب می‌توانند خودشان مستقل در انتخابات شرکت کنند!

در این بیانیه آمده است که «در حوزه انتخابیه تهران، ری، اسلام شهر، شمیرانات و پردیس، عمده ظرفیت و فرصت حضور احزاب و شخصیت‌های نام آشنا از این جبهه گرفته شده است. با این شرایط هرگونه تصمیم احزاب عضو که امکان رقابت حداقلی در این حوزه برای آنان باقیمانده است مورد احترام بوده و حق قانونی آنهاست تا با نام و عنوان خود از کاندیدای مورد نظر خود حمایت نمایند.»

این بیانیه افزوده است: «در اجرای راهبرد مصوب مبنی بر معرفی نامزدهای واجد معیارهای مصوب شورای عالی در سایر نقاط کشور، از شوراهای اصلاح‌طلبان استان‌ها تقاضا می‌کنیم متناسب با واقعیات صحنه‌های رقابت، راسا و به‌صورت اقتضایی نسبت به معرفی نامزدها و کمک به حضور پررنگ مردم در رویداد مهم انتخاباتی پیش رو نهایت سعی و تلاش خود را مبذول دارند… بدیهی است نامزدهای معرفی شده توسط شوراهای استانی مورد حمایت شورای عالی خواهند بود.»

سؤالی که مطرح می‌شود این است که اصلاح‌طلبان با آنکه با تورم و ‌تراکم کاندیداها مواجه هستند چرا به صدور این بیانیه و تأکید بر «لیست نمی‌دهیم» رسیده‌اند؟

با توجه به آنچه در فوق آمد پاسخ این سؤال نیز روشن است؛ اصلاح‌طلبان می‌گویند تا زمانی که انتخابات بر وفق مراد ما باشد و به عبارتی برنده انتخابات باشیم، ما هم هستیم وگرنه زیر میز زدن به‌صورت آشکار و البته حضور در بازی انتخابات به‌صورت پنهان جزو استراتژی آنهاست.
بدیهی است که مدعیان اصلاحات برای ۱) حفظ پرستیژ انتقادی و روی آنتن نگه داشتن ادعای «رد صلاحیت‌های گسترده»،

۲) مظلوم‌نمایی و ایجاد دوقطبی‌های کاذب، ۳) توجیه شکست انتخاباتی و ۴) ایجاد اشتباه محاسباتی در اردوگاه رقیب، در صدد آن هستند تا با تاکتیک «لیست نمی‌دهیم و لیست بدهید» به‌صورت چراغ خاموش در انتخابات حضور پیداکرده و بازی خود با صندوق‌های رأی را پیش ببرند.

معیارهای دوگانه

دوگانگی در برخی از معیارها یکی از ریشه‌ای‌ترین مشکلات جریان موسوم به اصلاحات است. جریانی که در مقاطع مختلف نشان داده است تا جایی از صندوق رای حمایت می‌کند که خروجی آن با منافع آنها هم راستا باشد و در غیراین صورت باید زیر میز زد.

جالب توجه این است که این‌گونه رفتارهای سیاسی اصلاح‌طلبان ناظر به فضای کنونی نبوده و اتفاقاً مسبوق به سابق بوده است.

برای مثال، بنی‌صدر که نخستین رئیس‌جمهور بعد از انقلاب  بود و در ۲ انتخابات ایران هم  ریاست جمهوری و هم مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت کرد و رأی ۷۶ درصدی‌اش از مردم را نماد مردم سالاری و صندوق سالم رأی می‌دانست، همین که طیف فکری نزدیک به او در نخستین انتخابات مجلس شورای اسلامی رأی زیادی نیاورد، شروع به تخریب نهادهای انتخاباتی در کشور کرد و از تقلب در انتخابات سخن گفت.

همین ماجرا در وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ هم تکرار شد. میرحسین موسوی، خاتمی‌و کروبی وقتی دیدند که انتخابات به نفع آنان نیست شروع به طغیان و تخریب نهادهای نظارتی و حاکمیتی کردند. این در حالی بود که آنها خود تجربه برگزاری و شرکت در انتخابات دوره‌های مختلف را داشته و می‌دانستند که ادعایشان واقعیت ندارد و حتی در محافل خصوصی نیز به آن‌ اشاره می‌کردند اما به دلیل بزدلی سیاسی، حاضر به اعلام نظر واقعی خود به‌صورت عمومی نبودند.

رهبر انقلاب در بیانات چهارشنبه هفته گذشته خود با ابراز تعجب از سخنان برخی که به‌وسیله انتخابات به جایی رسیده‌اند؛ اما انتخابات را زیر سؤال می‌برند، گفتند: «چگونه است که انتخابات وقتی به نفع شماست صحیح و متقن است اما وقتی به نفع شما نیست انتخابات خراب است».

انتخابات دوم اسفند فرصت مناسبی برای تعیین تکلیف اصلاح‌طلبان با صندوق رای و نظر مردم است. مردمی که از نظر مدعیان اصلاحات اگر به آنها روی خوش نشان دهند، همه‌کاره‌اند و در غیراین صورت «لشکر قابلمه به دست» لقب می‌گیرند!

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

دکمه بازگشت به بالا
بستن