شاهکار خنده دار روزنامه اصلاح طلب : آذری جهرمی «پوتین» ایران می‌شود؟!

روزنامه اصلاح طلب «آفتاب یزد»، یادداشتی به قلم سردبیر این روزنامه با عنوان «آذری جهرمی پوتین ایران می‌شود؟» منتشر کرده و گفته است: «آذری جهرمی برخلاف آنچه دوست داران توئیتری وی می‌نویسند امانوئل مکرون ایران نیست بلکه مدارج ترقی را مثل پوتین در حال طی کردن است و دور از ذهن نیست روزگاری نفر اول اجرایی کشور شود. درست مثل پوتین!» فارغ از بررسی این نوشته، اصلاح طلبان حدود دوماهی است که ورود زودهنگام خود به انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را آغاز کرده اند و مصادیق آن را هم برای تست افکار عمومی اعلام می کنند. برای نمونه تاکنون نام جهانگیری، پزشکیان، واعظی، نوبخت، حسن خمینی، عارف، جهرمی، ستاری، محسن هاشمی و…. شنیده شده است. این رفتار اصلاح طلبان را می توان حربه ای برای فرار از شکست دوم اسفند و کم زنگ نمودن فعالیت های مجلس یازدهم و فرافکنی از دولت های روحانی دانست.

به گزارش جهان نیوز، متن کامل یادداشت منتشر شده را در ادامه خواهید خواند:

«کشف» فقط منحصر به دنیای ورزش از جمله فوتبال نیست بلکه در دنیای سیاست نیز این مهم وجود دارد. فی المثل تمام ستارگان فوتبال به نوعی کشف شده اند؛حال زود یا دیر اما بهرحال حاصل کشف یک مربی خبره بوده‌اند و از این کانال وارد دنیای حیرت‌انگیز فوتبال حرفه‌ای شده اند.در دنیای سیاست نیز کم وبیش چنین موضوعی صدق می‌کند.شاید به «شدت» و «حدت» ورزش نباشد لیکن وجود دارد. معمولا فعالین سیاسی در احزاب فعال و پویا رشد می‌کنند و در نهایت پس‌از کشف توسط مدیران احزاب پس از رسیدن به قدرت به کار گمارده می‌شوند. در کشورهای دمکراتیک و حزبی چنین موضوعی امری عادی تلقی می‌شود.ولی در ایران ما که تقریبا حزب به معنای واقعی واصلی آن وجود ندارد افراد نه از طریق حزب که براساس توصیه و زد و بند قدرتمندان به قدرت می‌رسند. آری؛ سوگمندانه باید گفت در غالب موارد نیز چنین افرادی وقتی به قدرت می‌رسند طبعا خروجی روشن و مثبتی ندارند زیرا نه آموزش دیدند و نه سرد و گرم را چشیده‌اند و صرفا با رانت به پستی رسیده‌اند و تلاش می‌کنند طی سال‌ها با آزمون و خطا مدیری با تجربه و کاربلد شوند. یعنی به جای آنکه در حزب آموزش ببینند در پست و مقام آموزش می‌بینند! به واقع تخمین اینکه بالاخره این مدیران چقدر هزینه روی دست ملت می‌گذارند تا مدیری با خروجی مثبت شوند دشوار است اما مسلم است که این آزمون و خطاها بی‌هزینه نیست.البت نباید از ذهن دور نگه داشت که همه این موارد در شرایطی است که اگر فرض را بر این بگذاریم که این مدیرِ توصیه شده بالاخره بناست پس از سال‌ها مدیر موفقی شود و استعداد مدیریت دارد زیرا چه بسا سال‌ها طی شود ولی چون مدیر مذکور مستعد نبوده و حزبی هم نبوده که تشخیص داده شود وی برای این امور مناسب نیست مدیر مورد اشاره تا زمانی که رانت و حمایت برقرار است به مدیریت خود ادامه می‌دهد.

در این راستا یک مثال از خارج از ایران می‌آورم. ولادیمیر پوتین کشف «بوریس یلتسین» رئیس جمهور اسبق روسیه بوده است. بسیاری بر این موضوع صحه گذاشته‌اند و زمانیکه یلتسین در سال ۱۹۹۹ به نفع پوتین کناره‌گیری می‌کند برای وی این مهم مسجل شده که ولادیمیر قدرت و کاریزمای لازم برای رهبری روسیه را دارد. روسیه نیز در اصل کشوری حزبی تلقی نمی‌شود و آنجا هم افراد موثر‌تر از احزاب هستند.بنابراین افراد با توصیه و رانت به مناصب مختلف می‌رسند.پوتین نیز حاصل ظهور و بروز در یک حزب روسی نبوده بلکه مامور سابق کا گ ب بوده و زمانی توانست مدارج ترقی را به سرعت طی کند که از طریق ریاست دفتر بوریس یلتسین با وی آشنا شد. یوماشف رئیس دفتر یلتسین می‌گوید: «رئیس دفتر پیشین یلتسین، آناتولی چوبیس به من گفت که او یک مدیر توانا را می‌شناسد که معاون خوبی برای من خواهد شد. او مرا با ولادیمیر پوتین آشنا کرد و ما با هم شروع به کار کردیم. من بلافاصله متوجه کار فوق‌العاده پوتین شدم. او در طرح ایده، تحلیل و استدلال عالی بود.»

اما برویم ایران خودمان. نزدیک به مثالی که از روسیه‌آوردم در اینجا نیز وجود دارد.به ارتباط محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور و محمد آذری جهرمی وزیر ارتباطات بنگرید.وزیر ارتباطات از کانال حزب و فعالیت سیاسی به معنای خاص آن به این موقعیت نرسیده است. او به نوعی کشف واعظی است. رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت نخست حسن روحانی وزیر ارتباطات بود و آذری جهرمی معاون وی. در دولت دوم روحانی واعظی ارتقاء پیدا می‌کند و بنا به توصیه وی، آذری جهرمی به عنوان وزیر پیشنهادی ارتباطات راهی مجلس می‌شود برای رای اعتماد. در طول ۴ سال گذشته نیز وی همواره از حمایت راس دولت برخوردار بوده است. ضمن آنکه همانطور که پوتین سابقه اطلاعاتی و همکاری اطلاعاتی دارد، آذری جهرمی نیز چنین پیشینه‌ای دارد. البته این قیاس تام و تمام نیست و صرفا بر روی برخی تشابهات تاکید شده است. بهرحال همچنان واعظی برای وزیر ارتباطات خواب می‌بیند؛ خواب ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰. اگر تعارفات سیاسی را کنار بگذاریم وزیر جوان هم نشان داده بی‌میل نیست. بنابراین آذری جهرمی برخلاف آنچه دوست داران توئیتری(!) وی می‌نویسند امانوئل مکرون ایران نیست بلکه مدارج ترقی را مثل پوتین در حال طی کردن است و دور از ذهن نیست روزگاری نفر اول اجرایی کشور شود. درست مثل پوتین!

البته که عملکرد جهرمی در راس وزارت ارتباطات به عنوان اولین محک جدی او در عرصه مدیریتی شاید او را در همین ابتدای کار به نقطه پایان رسانده است. قیاس او با رئیس جمهور روسیه که بعد از فروپاشی شوروی سابق، تلاش کرد تا روسیه را به مجددا به ابرقدرتی برساند به هیچ وجه با جنس رفتارهای وزیر جوان قابل قیاس نبوده و برای همین موضوع تنها رفتار التماسی آقای وزیر در ماجرای تلگرام و بی توجهی به توان داخلی کافی است. هرچند که چه ماکرون و چه پوتین ملاکی برای ارزیابی نیستند اما تلاش فعال های رسانه ای همسو با جهرمی برای برجسته کردن طرح کاندیداتوری وی و جهت دهی به افکار عمومی در حد همین قلم فرسایی ها باقی خواهد ماند. دستپاچگی و عصبانیت جهرمی در اولین حضور او مقابل نمایندگان مجلس یازدهم که نقاط ضعف او در این سه سال را مطرح کرده و دغدغه های واقعی مردم را از او مطالبه کردند به خوبی حد و حدود جهرمی را نشان داد و این موضوع را به وضوح روشن ساخت که او را بیش از هرچیز می توان یک “حسن روحانی جوان” دانست؛ رئیس جمهوری که منتقدان و حامیان سابقش برای پایان دولت او روزشماری می کنند.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

دکمه بازگشت به بالا
بستن