سه شنبه , ۳۱ مرداد ۱۳۹۶
خانه | ایران | شعرخوانی میثم مطیعی در روز عید فطر ۹۶ + حاشیه ها

شعرخوانی میثم مطیعی در روز عید فطر ۹۶ + حاشیه ها

میثم مطیعی قبل از شروع مراسم نماز عید فطر در مصلی تهران، شعرخوانی کرد.

بیت مربوط به «روح و جسم برجام» که شاید تندترین بیت این مثنوی به‌حساب آید ترجمه‌ای‌ست ساده از متن نامۀ «دکتر محمدجواد ظریف» به خانم «موگرینی» در اعتراض به «تحریم‌های جدید سنا».

 دکتر محمدمهدی سیار یکی از چهار سرایندۀ متن شعرخوانی نماز عید سعید فطر یادداشتی توضیحی درباره این شعر نگاشته است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

خدای مهربان را شاکرم که بار دیگر توفیق یافتیم در این عید فرخنده و از تریبون شعر فارسی، بخشی از دردها و حرف‎های این مردم رنج‎کشیده و این انقلاب مظلوم را بازگوکنیم. این مثنوی نیز یکی از سلسله سروده‌های جمعی است که برای برنامه‎های مهم مداح اهل بیت (علیهم السلام) دکتر میثم مطیعی مثنوی‎هایی با درون‌مایۀ اجتماعی و ناظر به مسائل روز سروده‌ایم. اکثر این مثنوی‎ها همزمان با وقایع مهمی مثل ۲۲بهمن، انتخابات ریاست جمهوری، روز قدس و عیدفطر در سال‎های اخیر اجرا و با استقبال فراوان مردمی مواجه شدند . مثنوی امروز نیز بارها تکبیر و تشویق نمازگزاران تهران را برانگیخت و با تحسین شخصیت‌های برجستۀ نظام از طیف‌ها و سلیقه‌های گوناگون سیاسی نیز مواجه شد، همان‌هایی که مخاطب بیت‌های «ای دوستان که در صف اول نشسته‌اید» و «ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم» بودند. بد نیست بدانید بلافاصله پس از اجرای شعر، یک عضو ارشد تیم مذاکره‌کنندۀ هسته‌ای این شعر را «عالی» خواند و یکی از فرماندهان ارشد نظامی برد این شعر را فراتر از موشک‌ها برآورد کرد.

شنیده‌ام  بعضی از صفحات و رسانه‎های عموما تندروی سیاسی این شعر را دشمنی و توهین به رئیس‎جمهور محترم جناب آقای روحانی تلقی کرده‎‎اند. حقیقتا نمی‌دانم کدام بیت یا ابیات از این مثنوی حدودا هفتادبیتی را می‌توان مصداق چنین برچسبی دانست. در حالیکه تلاش ما و جناب آقای مطیعی همواره این بوده که ضمن بیان نقدها و درد دل‎های مردم  خطاب به مسولان دولت و قوه قضاییه (در مباحثی همچون کار، حقوق کارگران و عدالت و مبارزه با فساد و زمینخواری) رویکردی خیرخواهانه و همدلانه نسبت به «صف اول‌نشینان» داشته باشیم و نوک تیز حملات به سوی دشمن خارجی به ویژه آمریکا، اسرائیل و داعش باشد. بیت مربوط به «روح و جسم برجام» که شاید تندترین بیت این مثنوی به‌حساب آید ترجمه‌ای‌ست ساده از متن نامۀ «دکتر محمدجواد ظریف» به خانم «موگرینی» در اعتراض به «تحریم‌های جدید سنا».

این رویکرد همدلانه به گونه‌ای بوده است که برای مثال عده‎ای از مخاطبان، مثنوی انتخابات با عنوان «جشن جمهوریت»  -که پیش از تایید رسمی انتخابات ریاست جمهوری اخیر توسط شورای نگهبان سروده و اجرا شد- را هواداری محض از دکتر حسن روحانی تلقی کردند، به خاطر ابیاتی چون:

هست ملت همه یار تو، چه باک از دشمن
همه هستیم کنار تو، چه باک از دشمن

نکتۀ جالبی از احتیاط و و روحیۀ فراجناحی آقای مطیعی که باید متذکر شوم این است که در بیتی از همین شعر عید فطر، آنجا که به موضوع «بیست‎سی» پرداخته بودیم، از استعاره‎ای برای نشان دادن ناکارآمدیِ نسخه‌های غربی تعلیم و تربیت استفاده شده بود، اما آقای مطیعی با این استدلال که از این بیت ممکن است جسارتی به رییس جمهور محترم برداشت شود (با اینکه ابیات قبل و بعد کاملا مرجع این استعاره را که غربیان هستند روشن می‌کرد ) و موجب سوءاستفاده شود، این بیت را حذف کرد.

“بیست سی” چیست که تعلیم جهان، از دل ماست
هان که جمهوری اسلامی ایران اینجاست
اگر از غرب رسد نسخه، خودش بیماری ست
قرص خواب است ولی چارۀ ما بیداری ست
«نور خورشید طلب حاجت مهتابی نیست
که دوا در کف هر دکتر قلابی نیست!»

چنانچه می‎بینید معنای استعارۀ «دکتر قلابی» در بیت سوم کاملا روشن است و به نسخه‎نویسی بیگانگان برای فرهنگ سرزمین ما اشاره دارد، اما با اینحال آقای مطیعی برای رعایت چنین احتیاط‎هایی از خواندن آن سر باز زدند.

سخن آخر اینکه، از نقد برادرانه نباید ترسید، آنچه ترس دارد و به نقدهای تند و مغرضانه دامن می‎زند، سرکوب و تحریف هرگونه نقد منصفانه است.
محمدمهدی سیار


مشکل از آنجا شروع شد که «صف اول» را درست کردیم

سید مهدی سیدی:اصلا مشکل از آن موقعی درست شد که این کشور را به «صف اول» و «صف دوم» تقسیم کردیم. با شروع انقلاب، و با موج ترورهای حیوانی منافقان، به ناچار در دام «حفاظت» افتادیم.

به بهانه امنیت شخصیت های نظام، مراسم های ملی و مذهبی را به دو بخش «مسؤولان» و «مردم» تقسیم کردیم.

حتی در نمازجمعه ها هم نرده و لوله و پارچه کشیدیم! سه ردیف اول را گذاشتیم برای مسؤولان و بقیه صف ها را، سخاوتمندانه به مأمومین تقدیم کردیم! حتی درِ ورود را هم جدا کردیم. برایشان کفش کن جداگانه گذاشتیم، اما به مردم گفتیم باید کفش هایتان را توی مشما و پلاستیک بگذارید و دنبال خودتان بیاورید.

در ادارات و وزارتخانه ها، بالاترین و شیک ترین طبقه را به وزیر و معاون وزیر اختصاص دادیم. آبدارچی اختصاصی و خبررسان و پزشک ویژه، گماردیم. آسانسور مخصوص گذاشتیم. موقع ورود مقام دولتی از در پشتی ساختمان، همه مسیرها را قرق کردیم. «بی ام و» و «بنز» و «تویوتا» و «مگان» شیشه دودی درست کردیم. حضور مستقیم در میوه فروشی و مسجد محل و اداره بیمه، پیشکش؛ حتی نگذاشتیم مسؤول دولتی مان از شیشه های شفاف، جامعه را ببیند.

نگرانی از ترور آنچنان آزارمان داد که گاهی تا رده های دوم و سوم یک وزارتخانه بی ثمر را هم در حلقه حفاظت و کمربند امنیتی محصور کردیم. کار تا جایی پیش رفت که برخی مقامات نورسیده و حتی سابقه داران انقلاب نیز، باورشان شد که آسمان تپیده و آنان، متفاوت از خلق الله هستند! نگاه های از بالا به پایین شروع شد. تهذیب نفس کمرنگ شد، خاک پای مردم بودن فراموش شد.

حلقه هواداران و اطرافیان، ذهن مسؤول را ایزوله کردند. حرف های مردم را روتوش کردند. پنجاه متر این طرف و آن طرف او را جمعیت کاشتند تا چیزی بر خلاف میلش نبیند و نشنود. هیچکس حرف بدی نزند، شعاری ندهد، رویی ترش نکند، گرهی در ابرو نیندازد، تا همه باور کنند مسؤول حکومتی موهبتی آسمانی است به مردم! این روند و البته غفلت های دیگر، کار را به جایی رساند که برخی مسؤولان، «اصل» شدند و آرمان های انقلاب، «فرع».

شخصیت هایی فراتر از نظام
حاتمی کیا به خوبی این گزاره را در «بادیگارد»، تصویری کرده است:
حاج حیدر: بنده خدا! ما داریم می شیم بادیگارد.
– خوب زمانه بادیگارد می خواد.
حاج حیدر: بادیگارد مزدوره؛ پشت عملش نیست؛
– تموم شد دهه شصت، الان دهه نوده، توی پرونده تو پر از شکایت شخصیت هاییه که تو سرتیم حفاظتشون بودی.
حاج حیدر: وقتی می دیدم اونها محافظ رو می کنن گماشته؛ توقع داشتی کوتاه بیام؟ بشم مأمور خرید خونواده اش؟ بیفتم دنبال پسرش ببینم با کیا می پره؟ دخترش چرا…؟ من اومدم از شخصیت نظام دفاع کنم، اومدم جونم رو پای اعتقادم بذارم، اگر غیر از این باشه، این فیشای حقوقی ارزش جونم رو نداره.

ریشه شناسی یک حادثه
حالا میثم مطیعی، این مداح جوان و تحصیل کرده انقلابی، در حاشیه نماز عید فطر شعری خوانده است از سروده های محمدمهدی سیار، که غوغایی از رد و تأییدهای پرشمار مجازی به راه انداخته است. برخی این حرکت را نوعی تبعیض در تخصیص تریبون ها و برخی آن را توهین تلقی کرده اند. برخی آن را اعتراض عده ای محدود به سیاست های رسمی نظام و برخی آن را اهانت به آراء مردم به شمار آورده اند.

اما برداشت دیگر، آن است که علت این همه توبیخ مجازی بر علیه مطیعی، به این بر نمی گردد که او در ابیاتش به محکومیت «سند ۲۰۳۰» و «فنا رفتن روح و جسم برجام» و «تردید در نسخه های غربی» و حمله به «تسلیم و تحریم» پرداخته است؛ که اینها مفاد روشنی از «شعر اعتراض» است که همواره در طول قرن ها در مجامع دینی، استماع می شده است. بلکه این غوغای مجازی از همین دو بیت خاص، برانگیخته شده است: «ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم / پی اقدام تو هستند هنوز این مردم – چند روزی تو مقامی به امانت داری / منصبت را نکند طعمه خود پنداری»

صف اولی ها مراقبت باشند
باید بدانیم این صف اول، فقط یک نفر خاص نیست؛ اصلا تطبیق دادن به اشخاص خاص و معین نیز خطا و ناصحیح و غیرمنصفانه است. منظور این بیت ها، همه آن هایی هستند که در فرایند انقلابی گری و حکومت داری، در دام «خود تنیده» جدایی از مردم و انقلاب گرفتار کرده و حاضر نیستند خود را با آرمان ها و ارزش های اصیل تطبیق دهند.

راه چاره آن ها این است که یا به صف دوم نقل مکان کنند یا اینکه خود را به معیارهای انقلابی نزدیک ساخته تا مشمول حکم این شعرهای اعتراضی نشوند. بدانیم این شعرها، زمان و مکان ندارد، انقلابی و عام است.

موارد دیگر را نیز امتحان کنید

می‌خواستند با قربانی کردن کروبی برای تحریم‌های حقوق بشری آمریکا سند بسازند

حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان گفت: تحریک کروبی به اعتصاب غذا شبیه تحریک اکبر گنجی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *