اقتصادیایرانجهانسیاسیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژهیادداشت

صدا و سیما ، سانسور اعتراضات مردم و مجیزگویی دولت!

«مردم گله‌مندند؛ از بسیاری از چیزهایی که در کشور میگذرد، مردم گله‌مندند. مردم با تبعیض میانه‌ای ندارند؛ هرجا تبعیض ببینند، احساس ناراحتی و رنج میکنند. هرجا کم‌کاری ببینند همین‌جور، هرجا بی‌اعتنائی به مشکلات ببینند همین‌جور، هرجا پیش نرفتن کارها را ببینند همین‌جور؛ مردم گله‌مندند. » این جملات رارهبر انقلاب نزدیک به یک سال پیش ایراد کردند. اما باید دید رسانه ملی چگونه صدای گله مندی مردم را به تصویر کشیده است.
به گزارش رجانیوز، روز پنج شنبه مردم مشهد در اعتراض به مشکلات اقتصادی تصمیم به برگزاری تجمعی گرفتند تا یک مطالبه گری جدی از مسئولین داشته باشند. قشرهای مختلف مردم از کسانی که دارایی خود را در موسسات مالی از دست داده و گرانی کمر آنها را در برابر هزینه های سرسام آور خم کرده تا جوانی که سال هاست با مدرک تحصیلی خود هنوز نتوانسته شغلی را برای خود دست و پا کند در این تجمع حاضر شدند. شاید بتوان گفت همه فریادهایشان در یک شعار خلاصه می شد: «مرگ بر گرانی»
این تجمع به عنوان یک مطالبه تمام عیار اقتصادی از دولت در حالی برگزار شد که رسانه ملی در بخش های مختلف خبری به آن کوچک ترین اشاره ای نکرده و صرفا با منتشر کردن صحبت های عجیب معاون اول رئیس جمهور در خصوص «خوب بودن وضعیت اقتصادی» نمک بر زخم مردم پاشید.
مشخص نیست که آیا رسانه ملی که در فیلم ها و تبلیغات های بازرگانی خود زندگی های مرفه و اشرافی بیگانه با مردم را به تصویر می کشد و در مقابل، گله مندی مردم را سانسور کرده و مجیزگوی دولت می شود می تواند مورد اعتماد مردم قرار بگیرد؟
این سانسور رسانه ای باعث شد تا رسانه های مختلف ضدانقلاب با قلب کردن واقعیت اهداف سیاسی خود را پیگیری کنند. سکوت و انفعال در خصوص مطالبات و تجمعات اقتصادی مردم باعث شد تا رسانه های بیگانه با انتشار شعارهای ساختارشکن عده ای محدود، آن هم در حالی که تجمع در حال تمام  بود از آن بهره برداری سیاسی کنند.نکته قابل توجه اینکه این تجمع در حالی برگزار شد که شعارهای آن معیشتی بوده است و اتفاقا در شهری مذهبی وانقلابی برگزار شده که همین امروز نیز در سالگرد قیام نهم دیماه یک گردهمایی و تجمع بزرگ و غیرقابل قیاس را در خیابان های این شهر پدید آورده است.
در همین خصوص فعالین رسانه ای نیز به واکش در برابر صدا وسیما پرداختند. برخی این نوع سانسور رسانه ای را غیرعاقلانه و وسیله ای برای خوراک دهی به دشمن تفسیر کردند و برخی آن را زمینه ساز مشکلات امنیتی توصیف کردند.
علی علیزاده در همین خصوص در کانال تلگرامی خود نوشت:«آنچه صداوسیما از مدیریت بحران آموخته یک کلمه‌است: سر در برف کردن و انتظار کشیدن تا این بحران تمام شود. انگار نمی‌دانند همانطور که دورتادور این کشور را پایگاه‌های نظامی آمریکا محاصره کرده‌اند، دورتادور اذهان این مردم را هم پایگاه‌های رسانه‌ای دشمن محاصره کرده و انفعال ما تنها و تنها به معنی واگذار کردن خطوط دفاعی و بی‌پناه گذاشتن شهر در مقابل اشغالگران فرهنگی است.»
رسانه ملی اگر جایگاه سخنگویی مردم به جای مجیزگویی دولت را احیا کند می تواند مورد اطمینان ترین دستگاه اطلاع رسانی کشور باشد اما به راحتی این جایگاه را با سیاست های غیرحرفه ای به دشمنان ملت عطا می کند. اینکه رسانه ملی و رسانه های دیگر، حرف مردم را با جدیت پوشش دهند و حتی مطالبه کنند، آنها را آرام می کند، خیالشان را راحت می کند و مسئول را مجبور به پاسخگویی در برابر مطالبات می کند.

انفعال عذاب آور صدا و سیما حاصل چیست؟ این همان رسانه ایست که شب توافق ژنو و لوزان مارش پیروزی می زد و جشن ملی گرفته بود!

صدا و سیما و رسانه های دلسوز نظام نباید عرصه را خالی کنند. شعارهای مردم واضح است. گلایه اصلی مردم دقیقا از دولت و بی کفایتی اوست! قرار و حق نیست که بر آتش نهفته در سینه ها بدمیم و فضا را متشنج کنیم تا مزدوران از این تنور نان خود ستانند ؛ ولی بدانیم عدم تفکیک نظام و دولت ، همه فریادها را بر سر نظام خواهد برد.
مصطفی امینی خواه در واکنش به سانسور مطالبات مردم  در کانال تلگرامی خود نوشت: در عرصه جنگ نرم ، موشک جواب موشک است. وقتی خط آتش رقیب بمباران می کند ، تو هم باید آتش بریزی و پدافندها را فعال کنی.
تعجب نکنید که صدا و سیما میدان را به رقیب واگذار کرده ؛ این نهاد ، اختلالات جدی دارد!
اولین گیر صدا و سیما در این قضایا این است که خودش تحلیل درستی از عرصه ندارد. لذا می ترسد با آمپاس خبری مواجه شود. این همان صدا و سیمایی است که شب ژنو و لوزان ، مارش پیروزی می زد و جشن ملی گرفته بود! ولی الان از درک این معنا عاجز است که مردمی که دیروز و امروز کف خیابان بودند ، عمدتا همان هایی بودند که برای برجام ، قِرهای فراوان دادند!
آسیب و نقصان تحلیلی صدا و سیما در آنجاست که نمی تواند «نظام» را از «دولت» تفکیک کند. این خلا تحلیلی ، پاشنه آشیل جدی مواجهات صدا و سیما با قضایاست.
این در دنیا رایج است که حساب نظام را از دولت جدا می کنند و با ابزارها و امکانات نظام ، دولت را به چالش می کشند. روزهای اول رای آوری ترامپ را به یاد آورید که چگونه همه پتانسیل رسانه ای نظام لیبرال ـ دموکرات آمریکا دولت جدید را بمباران می کرد. هیچ کس هم جرات شورش علیه ارزش های اصیل این نظام تهی را نداشت! اتفاقا به خاطر حفظ ارزش ها و آبروی این نظام لیبرال ، دولت ترامپ را به سنگ می بستند.
صدا و سیما و رسانه های دلسوز نظام نباید عرصه را خالی کنند. شعارهای مردم واضح است. گلایه اصلی مردم دقیقا از دولت و بی کفایتی اوست! قرار و حق نیست که بر آتش نهفته در سینه ها بدمیم و فضا را متشنج کنیم تا مزدوران از این تنور نان خود ستانند ؛ ولی بدانیم عدم تفکیک نظام و دولت ، همه فریادها را بر سر نظام خواهد برد.
معاون اول رییس جمهور که دینشان عین سیاست بازیشان است به نکته عجیبی اشاره کردند و هشدار دادند کسی بر سر نظام فریاد نزند! این همان بازی قدیمی دهه هفتاد کارگزارانی هاست که انتقاد به «دولت» را انتقاد به «نظام» خوانش می کردند. این تقلب که مردم بنویسند «دولت ناکارآمد» و دولت ناکارآمد بخواند «نظام ناکارآمد»، از تقلب در انتخابات نیز به مراتب بدتر است!
خلا رسانه ای صدا و سیما سبب آن شده که رسانه های رقیب از کنار هر اجتماع معترضانه ای صدای یکی دو بیمار مجهول الهویه را بیرون کشند و تصویر کلی راهپیمایی ها را سلطنت طلبانه و ضد انقلاب مآبانه ترسیم کنند.  و طرفه آنکه عده  ای را در جهت شورش فازبندی شده علیه انقلاب کف خیابان نگه دارد!
اگر دیروز تصویب برجام خواست مردم بود و صدا و سیما در برابر آن منفعل بود ، امروز نیز گلایه از باران سیل آسای مشکلات معیشتی خواست مردم است که باید از زبان رسانه ملی اکو شود.
حضور مسئولیت پذیرانه صدا و سیما ، دست نظام را برای نهیب بر دولت تنبل و بی عرضه باز خواهد گذاشت و کشور را از بحرانی هیچ و پوچ گذر خواهد داد.
بر چسب ها

پیشنهاد سردبیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Close