خانه | ایران | صهیونیست ها اداره کننده نسل کشی مسلمانان میانمار/بازی اصلاح طلبان و سوغات هیلاری!
201794182543886

صهیونیست ها اداره کننده نسل کشی مسلمانان میانمار/بازی اصلاح طلبان و سوغات هیلاری!

کشتار مسلمانان و نسل کشی آنها، یکی از مهمترین راهبردهای رژیم صهیونیستی است که از زمان اشغال فلسطین و سرزمین‌های عربی هیچ گاه از نگاه تل آویو دور نمانده است.

در این راستا، نقشه های رژیم صهیونیستی تنها کشتار مسلمانان ساکن سرزمین های اشغالی را شامل نشده، بلکه مسلمانان دیگر نقاط جهان نیز هدف این کشتارها بوده اند، اما نه در قالب کشتارهای مستقیم مسلمانان در کشورهای دیگر، بلکه به صورت غیر مستقیم و از طریق تامین سلاح های مورد نیاز رژیم های سرکوبگر و گروه های شبه نظامی تندرو فعال در مناطق و کشورهای مسلمان نشین مانند منطقه «کشمیر» و کشور «میانمار» که این روزها شاهد عملیات نسل کشی اقلیت مسلمان «روهینگا» در این کشور است.

در این ارتباط روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» در گزارشی اذعان کرد که وزارت جنگ اسرائیل علی رغم کشتار و قتل عامی که علیه مسلمانان در کشور میانمار صورت می گیرد، با این حال صادرات اسلحه به این کشور را متوقف نخواهد کرد.

حقیقت امر این است که رابطه صهیونیست ها با کشور میانمار به سال های دور باز می گردد. اوایل قرن نوزدهم کشور میانمار از جمله مهمترین مقاصد تجار و بازرگانان یهودی در منطقه جنوب شرقی آسیا بوده و به لطف استعمار انگلیس، پس از خارج کردن اشغالگران ژاپنی از این کشور، شمار زیادی از یهودیان به میانمار مهاجرت کردند.

هم پیمان استراتژیک یا مستعمره‌ای صهیونیستی

از زمان تاسیس رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ میلادی در فلسطین اشغالی، حفظ مناسبات این رژیم یا کشور میانمار مورد توجه کابینه های مختلف صهیونیستی بوده است.

در این راستا، در سال ۱۹۵۵ میلادی شاهد سفر «یونو»، نخست وزیر وقت میانمار به «تل آویو» هستیم تا اولین سفر یک رهبر آسیایی به سرزمین اشغالی در تاریخ کشورهای این منطقه باشد، آن هم در شرایطی که اغلب این کشورها هنوز موجودیت رژیم صهیونیستی در سرزمین های اشغالی را به رسمیت نشناخته بودند و در تلاش برای اتخاذ تدابیر و سیاست هایی بودند که انزوای «اسرائیل» در عرصه بین المللی به دنبال داشته باشد.

اعزام صدها دانشجو و افسر ارتش میانمار به تل آویو جهت دیدن دوره های مختلف آموزش نظامی و تحصیل در علوم نظامی در دانشکده های رژیم صهیونیستی، یکی از مهمترین دستاوردهای سفر یونو به تل آویو شمرده می شد.

امضای قراردادهای تسلیحاتی خرید جنگنده های دست دوم صهیونیستی و توپ و تیربار و انواع مهمات و تجهیزات نظامی از ارتش اسرائیل از دیگر نتایج این سفر بود.

در ادامه تل آویو اقدام به اعزام تیمی از خلبانان نیروی هوایی این رژیم به کشور میانمار جهت آموزش نیروی هوایی وقت کشور میانمار کرد. در حالی که از آن سو، در عرصه منطقه ای و در حوزه سیاسی یو نو تلاش های گسترده ای را آغاز کرده بود تا زمینه مشارکت رژیم صهیونیستی در کنفرانس بین المللی «باندونگ» را فراهم کند که قرار بود، با حضور ۲۹ کشور آفریقایی و آسیایی در کشور اندونزی برگزار شود و بعدها پیش زمینه شکل گیری «جنبش عدم تعهد» را فراهم کرد.

اما تمام تلاش ها و اقدامات یو نو از بیم تحریم و قطع مناسبات سیاسی و روابط دیپلماتیک کشورهای عربی با کشور میانمار با شکست مواجه شدند.

۳ سال بعد در سال ۱۹۵۸ میلادی «شیمون پرز»، رئیس و «موشه دایان»، نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی برای ملاقات با «نی وین»، فرمانده نظامی و نخست وزیر وقت کشور میانمار راهی این کشور شدند.

طی دیدارهای صورت گرفته بین طرفین، نی وین بر حمایت همه جانبه و قدرتمند کشور متبوعش از تل آویو تاکید کرد و دستور اعزام ۸۰ نظامی این کشور به سرزمین اشغالی را صادر کرد تا در دوره های آموزشی نحوه استفاده از تجهیزات پیشرفته کشاورزی و دستگاه های مدرن تولید مواد غذایی که در شهرک های صهیونیست نشین به خدمت گرفته می شدند، شرکت کنند.

در سال ۱۹۶۱ میلادی «دیوید بن گورین»، نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی برای دیدار با مقامات مسئول میانماری و بررسی روابط دو جانبه به این کشور سفر کرد. برخی از تصاویر تاریخی برجا مانده از این سفر، بن گورین را نشان می دهد که در دیدار با مقامات میانمار کلاه محلی و بومی این کشور را بر سر گذاشته است.

سفرهای مقامات مسئول رژیم صهیونیستی مانند شیمون پرز، موشیه دایان، اسحاق بن زاوی و گولدا مایر، در تمام طول سال های دهه ۶۰ میلادی به کشور میانمار ادامه یافت.

در دهه هفتاد سازمان جاسوسی «موساد» با برگزاری دوره های مختلف، آموزش افسران اطلاعاتی و امنیتی کشور میانمار را بر عهده گرفت و روابط دو جانبه بیش از پیش در تمام سطوح و حوزه ها توسعه و گسترش یافت و این موجب شد، رژیم صهیونیستی کشور میانمار را به عنوان مرکز و کانون اداره سیاست خارجی اش در آسیا انتخاب کند.

در دهه هشتاد و در راستای روابط اقتصادی موجود بین اسرائیل و میانمار، حکومت وقت میانمار با امضای قراردادی به  ارزش ۵ میلیون دلار امتیاز احداث و راه اندازی مراکز مخابرات و تلفن ثابت در این کشور را به شرکت صهیونیستی «تیلراد» اعطا کرد.

طی سال های دهه هشتاد فعالیت «ماشاو» یا آژانس صهیونیستی همکاری منطقه ای و بین المللی جهت رشد و توسعه در کشور میانمار به شکل چشمگیری گسترش یافت، از جمله فعالیت های این آژانس برگزاری دوره های آموزشی کشاورزی و آبیاری در کشور میانمار بود.

به این ترتیب، مناسبات تجاری، علمی، بهداشتی، آموزشی، پزشکی و تکنولوژیکی بین میانمار و رژیم صهیونیستی همچنان روند رو به رشد خود را طی می کرد. در این سال ها دو طرف سندی امضا کردند که در واقع تفاهم نامه تاسیس اتاق های تجاری و بازرگانی مشترک بین میانمار و رژیم صهیونیستی در این کشور آسیایی بود.

در ادامه این توافقات به عرصه وزرش و فرهنگ نیز کشیده شد و دو طرف توافقاتی در این دو عرصه نیز امضا کردند. امضای توافق لغو روادید بین اتباع دو طرف اوج مناسبات گرم، روابط نزدیک و همکاری گسترده رژیم های حاکم بر میانمار و سرزمین های اشغالی بود.

چه کسی سکان هدایت ارتش و نیروی نظامی میانمار را در دست دارد

پس از کودتای نظامی سال ۱۹۸۸ میلادی میانمار، گزارش های مطبوعاتی منتشر شدند که اذعان می کردند، شرکت های اسلحه سازی رژیم صهیونیستی قراردادهایی را در زمینه فروش تیربار و توپ های «هوتزر ۱۵۰ میلی متری» با حکومت نظامی این کشور امضا کرده و چندین محموله تسلیحات نظامی به این کشور ارسال کرده اند.

در سال ۱۹۹۵ میلادی شرکت اسلحه سازی «کور» اسرائیل، کارخانه ای در کشور میانمار جهت تولید محدود تسلیحات نظامی راه اندازی کرد. این شرکت به تولید تکنولوژی و محصولات تجسسی مشهور است.

همچنین شرکت صهیونیستی «تلیراد» در سال ۱۹۹۶ میلادی فعالیت خود در عرصه مخابرات و ارتباطات را در میانمار باز هم توسعه داد تا شامل تامین نیازهای این کشور به هر نوع سیستم ارتباطی در عرصه مخابرات شود.

ماه مه سال ۱۹۹۷ میلادی وزارت جنگ رژیم صهیونیستی افشا کرد، به موجب قرارداد امضا شده بین شرکت نظامی صهیونیستی «البیت» با حکومت میانمار، این شرکت امتیاز مدرنیزه کردن جنگنده های ارتش میانمار را به دست آورده است.

روابط نظامی و اطلاعاتی – امنیتی رژیم صهیونیستی سال های بعد نیز شاهد رشد و شکوفایی بود، به گونه ای که میانمار به تنها شریک راهبردی تل آویو جهت توسعه و تقویت زیر ساخت های زمینی، هوایی و دریایی نظامی میانمار تبدیل شد و بسیاری از تحلیلگران با استناد به سطح این مناسبات تاکید کردند که کشور میانمار عملا به پایگاه نظامی رژیم صهیونیستی در قاره آسیا و جهان تبدیل شده است.

در سال ۲۰۰۰ میلادی و در اوج انتفاضه الاقصی جوانان فلسطینی، رژیم میانمار قراردادی نظامی با ارتش رژیم صهیونیستی در زمینه خرید جنگنده های «درونز» و سامانه های موشکی «پیتون – ۴» را امضا کرد.

در سال ۲۰۱۵ میلادی ژنرال «مین اونگ هلینگ»، رئیس ستاد مشترک ارتش میانمار در سفری رسمی به سرزمین های اشغالی با مقامات رژیم صهیونیستی دیدار و دو طرف درباره توسعه و گسترش همکاری های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی بحث و تبادل نظر کردند. دیداری که رژیم صهیونیستی تلاش بسیاری به کار برد که مخفی باقی بماند، اما هلینگ در صفحه شخصی اش در پایگاه اجتماعی اینترنتی «فیس بوک» از آن و قراردادهای نظامی و تسلیحاتی امضا شده طی این سفر پرده برداشت.

در این سفر رئیس ستاد مشترک ارتش میانمار از پایگاه دریایی ارتش رژیم صهیونیستی در بندر «اشدود» و پایگاه هوایی «پالماشیم» این رژیم بازدید و طی دیدار با روسای شرکت های اسلحه سازی صهیونیستی با آنها در زمینه اتمام قراردادهای خرید قایق های جنگی و تیربارهای سنگین و خودروهای زره پوش بحث و تبادل نظر کرد.

به تازگی نیز خبرهایی انتشار یافته که تاکید می کند، حکومت میانمار قراردادی با شرکت صهیونیستی «TAR» فعال و متخصص در برگزاری دوره های آموزش نظامی و امنیتی امضا کرده که به موجب آن، این شرکت آموزش نیروهای ویژه ارتش و نیروهای مسلح کشور میانمار در ایالت «آراکان» را برعهده دارد، ایالتی که شاهد وحشیانه ترین و خشونت آمیزترین کشتارها و پاکسازی های نژادی علیه مسلمانان ساکن این ایالت بوده است.

طی دسامبر سال گذشته میلادی یک وکیل و فعال حقوق بشری اسرائیلی با مورد خطاب قرار دادن وزارت جنگ رژیم صهیونیستی خواستار توقف فروش و ارسال تسلیحات نظامی این رژیم به ارتش میانمار شد که آنها را در کشتارها و قتل عام های بی رحمانه مسلمانان میانمار به خدمت می گیرد.

این درخواست وکیل و فعال حقوق بشر اسرائیلی با مخالفت صریح ارتش رژیم صهیونیستی مواجه شد که به هیچ وجه حاضر نیست، منافع این رژیم به خصوص در مقوله حقوق بشر و مرتبط با موضوعی چون کشتار مسلمانان به دست کشورهای دیگر را قربانی کند.

از سوی دیگر، پایگاه خبری «وللا» که به نزدیکی اش به دوایر اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی مشهور است، گزارشی منتشر کرد که در آن تاکید شده بود، اسرائیل مهمترین تامین کننده نیازهای تسلیحاتی و نظامی ارتش میانمار است و فرماندهان ارشد ارتش این کشور دارای روابط محرمانه و بسیار نزدیک با دستگاه های نظامی و اطلاعاتی اسرائیل هستند.

در بخشی از این گزارش آمده است: «فرمانده کل ارتش و نیروهای مسلح میانمار و مسئول مستقیم کشتار مسلمانان این کشور از جمله شخصیت های سیاسی میانماری شمرده می شود که دارای روابطی بسیار نزدیک با دستگاه های امنیتی است.

در ادامه این دیدارها ژوئن گذشته «میشل بن باروخ»، رئیس دایره پشتیبانی امنیتی وزارت جنگ رژیم صهیونیستی هم در سفری به میانمار با هلینگ دیدار کرد.

از ۲۵ آگوست گذشته حکومت و ارتش میانمار دور جدیدی از کشتار و قتل عام مسلمانان این کشور را آغاز کرده که با محکومیت های گسترده در عرصه بین المللی به ویژه از سوی مسلمانان مواجه شده است.


کشور میانمار (برمه – نامی که استعمارگران انگلیسی بر آن نهادند) از کشورهای جنوب شرقی آسیا و در همسایگی کشورهای چین، تایلند، لائوس و بنگلادش همسایه است. برمه در سال ۱۸۴۲ توسط بریتانیا اشغال و ضمیمه خاک هند تحت استعمار شده و “برمه بریتانیا ” نام گرفت. استقلال برمه در سال ۱۹۴۸ مورد موافقت بریتانیا قرار گرفت و پس از استقلال به همراه منطقه آراکان، به میانمار تغییر نام داد.

دالایی لاما در سال ۲۰۰۹ میلادی، قبل از دیدار با اولمرت به یک مراسم عبادی دعوت شد که در این مراسم شرکت کرد. به گفته حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمدتقی فعالی، مدرس حوزه و دانشگاه و نگارنده ۹ جلد کتاب در باب جنبش‌های نوظهور معنوی، اگر کسی با کلاه خاخامی در مقابل دیوار “توبه یا ندبه” در اورشلیم، پایتخت فلسطین اشغالی تعظیم کند، این عمل بدین معنا است که وی رسماً اعلام کرده عضوی از جامعه صهیونیزم جهانی است.

در حدود یک میلیون نفر از جمعیت ۵۵ میلیونی میانمار را مسلمانان روهینگا تشکیل می‌دهند. ورود اسلام به میانمار به قرن اول هجری و به‌وسیله تجار عرب به این کشور بازمی‌گردد؛ اما از زمان کودتای نظامی “نی‌وین ” در سال ۱۹۶۲، مسلمانان از مناصب حکومتی و نظامی طرد شدند. مسلمانان روهینگا عمدتاً در غرب میانمار و در شمال ایالت راخین متمرکز هستند. دولت میانمار از ۱۹۶۲ هیچ‌گاه این اقلیت را به رسمیت نشناخته و آن‌ها را مهاجران غیرقانونی نامیده است؛ اما سازمان ملل در مورد مسلمانان میانمار معتقد است نسبت به این اقلیت ظلم بسیاری رفته و حقوق بشر در مورد آن‌‌ها رعایت نمی‌شود. مسلمانان روهینگا در میانمار از جمله فقیرترین افراد ساکن این کشور هستند که اکثریت جمعیت آن را بودائیان تشکیل داده‌اند.

سفر سال گذشته هیلاری کلینتون به میانمار در مسیر سفرش به قاهره و دیدار با مرسی، تیر خلاص اصلاحات غربی بر پیکر مسلمانان این کشور بود. محور اصلی سفر کلینتون به میانمار بهبود مناسبات آمریکا و میانمار اعلام شد و وزیر خارجه آمریکا در دیدار با تین سین، رئیس جمهوری میانمار از دولت این کشور خواست به اصلاحات در این کشور ادامه بدهند تا ثابت کنند که با جامعه جهانی همراه هستند.پس از این دیدار  تین سین در یک سخنرانی اعلام کرد: مسلمانان روهینگیا باید از کشور اخراج و به اردوگاه‌های پناهندگان سازمان ملل منتقل شوند.

دولت میانمار همچنین به صورت رسمی دستور داد که مسلمانان دیگر حق بنا کردن مساجد جدید یا ترمیم مساجد قدیمی را ندارند. همین مصوبه کافی بود تا افراطیون بودائی و هندی نزدیک به ۷۲ مسجد را ویران کنند. پس از این سفر و مصوبه دولت میانمار، آتش اختلافات و درگیری‌ها زمانی شعله‌ور شد که ارتش میانمار ۱۱ مسلمان این کشور را در ماه مه ۲۰۱۲ کشته و در حمله یک گروه از بودائیان به اتوبوس مسلمانان در ایالت راخین نیز ۱۰ نفر کشته شدند. در طرف مقابل نیز یک بودائی نیز در پاسخ به این کشتارها به قتل رسید که رسانه‌ها برای تحریک بیشتر بودائی‌ها آن را تجاوز به یک دختر بودائی و قتل وی عنوان کردند.

به دنبال آغاز درگیری‌ها در غرب میانمار، بودائی‌ها با حمله به مناطق مسلمان‌نشین بیش از ۲۰۰۰ منزل مسکونی متعلق به مسلمانان را به آتش کشیدند و بیش از یک‌صد هزار نفر را آواره و بی خانمان کردند.این هجوم وحشیانه بودائی‌ها و به آتش کشیدن خانه‌ها و تجاوز به زنان و دختران مسلمان و قتل عام فجیع مسلمانان، این اقلیت را به پناه بردن به مرزهای مشترک با بنگلادش وا داشت و اکنون در شرایط اسف‌باری ازنظر بهداشت و غذا و دارو به سر می‌برند.

اما خشونت علیه مسلمانان که در سال ۲۰۱۲ تنها به ایالت غربی راخین محدود شده بود، در سال ۲۰۱۳ به سراسر کشور گسترش یافت. گروه‌های مهاجم خشمگینی از بودائی‌ها که برخی با جنبش نظامی “۹ ۶ ۹” که به معنای «ویژگی‌های نه‌گانه بودا، شش راه بودا و ویژگی‌های نه‌گانه رهبانیت» است در ارتباط‌اند، در شهرهای میکتیلا، نایپیادا، باگو و به تازگی نیز یانگون، بزرگ‌ترین شهر این کشور، به مسلمانان حمله‌ور شده‌اند. بسیاری از مسلمانان یانگون، باگو و دیگر شهرهای بزرگ جرئت رفتن به مسجد، وارد شدن به فروشگاه‌های مواد غذایی مسلمانان یا نشان دادن مسلمان بودنشان خارج از خانه‌ها و مغازه‌هایشان را ندارند. در دو سال گذشته، دستکم ۱۰۰ هزار مسلمان آواره و هزاران مسلمان دیگر نیز کشته شده‌اند.

بسیاری از رهبران مسلمان قبل از این، نسبت به چنین حملاتی هشدار داده بودند. با این که دولت این کشور تمام تلاش خود را می‌کرد تا سرمایه‌گذاران، خبرنگاران و دیپلمات‌های خارجی را متقاعد کند که خشونت در ایالت راخین در سال ۲۰۱۲ مسئله‌ای منحصر به همان ناحیه است، حقیقت آن است که حتی همان سال نیز حملاتی به مساجد و برخی از فروشگاه‌های مسلمانان در بخش‌های دیگر این کشور صورت گرفت.

اما احساسات ضدمسلمانان (و گاهی ضد چینی، ضد هندی و ضد هر کسی که از نژاد برمه‌ای – یا بطور دقیق‌تر بودائی – نیست) به روشنی طی چند سال گذشته در میانمار، یکی از متنوع‌ترین کشورهای آسیا ازنظر نژادی و مذهبی شدت یافته است (ولی همچنان، بودیست‌ها اکثریت جمعیت مذهبی این کشورند). درنتیجه جنبش ۹ ۶ ۹، بین سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳، سخنرانی‌ها و راهپیمایی‌هایی علیه مسلمانان صورت گرفت و دی وی دی‌هایی با محتوای تند علیه مسلمانان توزیع‌شده است.

در این مدت، اینترنت میانمار نیز، با این که تنها کم‌تر از ۵ درصد جمعیت این کشور به آن دسترسی دارند، از سخنان نفرت‌آمیز علیه مسلمانان، هندی‌ها، چینی‌ها و دیگر اقلیت‌های نژادی پر شده است. احساس تنفر و حملات فزاینده نژادی ممکن است این کشور را به نسخه قرن بیست و یک یوگسلاوی پس از جنگ سرد تبدیل کند.

نژادپرستی بودائیان، میانمار را به آشوب خواهد کشاند

در شرایطی که میانمار می‌کوشد از یکی از سرکوبگر‌ترین رژیم‌های روی زمین به سوی دموکراسی گذار کند، این احساس تنفر و حملات فزاینده نژادی ممکن است این کشور را به نسخه قرن بیست و یک یوگسلاوی پس از جنگ سرد تبدیل کند. بااینکه میانمار در طول سه سال اصلاحات پیشرفت‌های شگرفی کرده، چنان چه اقدام مناسبی برای پایان بخشیدن به این خشونت نژادی و مذهبی صورت نگیرد، این کشور فاصله چندانی با هرج و مرج و آشوب نخواهد داشت.

اکثریت بودائی این کشور با حمایت‌های آمریکا و عروسک حقوق بشری آنگ سان سوچی رهبر مخالفان و برنده جایزه صلح نوبل که مدتی است با آزاد شدن از حبس خانگی به‌صورت دوره‌ای مهمان حامیان آمریکایی و غربی خود است، راه گذار به دموکراسی و تحول خود را نسل‌کشی اقلیت مسلمان این کشور یافته‌اند. بنا به توصیه راهب اعظم بودائیان میانمار، مسلمانان روهینگا یا باید از این کشور مهاجرت کنند یا به دست بودائیان کشته شوند و خانه و اموالشان سوزانده شود.

میانمار پیشینه دور و درازی از بیگانه هراسی و تنش‌های درون نژادی دارد که تاکتیک‌های “تفرقه بیفکن و حکومت کن” استعمارگران انگلیسی و حکومت سرکوبگرانه ارتش این کشور به مدت ۵ دهه به آن دامن زده است. در سال ۱۹۶۲، دولت به اجبار بسیاری از هندی‌ها را از این کشور بیرون راند و ارتش نیز، تحت سلطه برمه‌ایان، از زمان به دست آوردن استقلال در سال ۱۹۴۸، با بیش از پانزده شورش از سوی اقلیت‌های قومی مبارزه کرده است. در سال ۲۰۱۰، ارتش این کشور تغییراتی را در جهت یک دولت غیرنظامی آغاز کرد، از جمله برگزاری انتخابات که در نهایت به پایه‌گذاری مجلسی غیرنظامی کمک کرد؛ اما ارتش همچنان قدرتمندترین بازیگر در این کشور است و رئیس جمهور غیرنظامی، تین شین که به روشنی دارای گرایش‌های اصلاح‌طلبانه است، پیش از آن که به ریاست جمهوری برسد، خود زمانی از ژنرال‌های بلندپایه بود.

اما پیدایش سریع این فضای باز به آزاد شدن نیروهای خطرناکی نیز منجر شده است. ارتش به طول کامل تحت سلطه شهروندان نیست و برخی از رهبران مسلمان اعضای نیروهای امنیتی را به شعله‌ورتر کردن آتش خشونت‌ها متهم می‌کنند. تین شین نمی‌تواند به فرماندهان محلی خود برای پیروی از دستوراتش اعتماد کند و باید در نظر داشته باشد که اگر اختیار کنترل ناآرامی‌ها را به نیروهای مسلح بدهد، آن‌ها نیز برای وخیم‌تر کردن اوضاع، دست به اقدامات وحشیانه خواهند زد. پلیس این کشور دارای منابع یا آموزش‌های اندکی در زمینه روش‌های غیر خشونت‌آمیز کنترل جنبش‌های مردمی است.

در این مدت، با این که فضای سیاسی بازتر شده، نه دولت و نه آنگ سان سوچی مدعی، هیچ یک طرحی عملی در مورد چگونگی ایجاد دولتی فدرال‌تر که در کشوری با این میزان اقلیت‌های قومی و اعتماد اندک به دولت مرکزی ضروری است، ارائه نکرده‌اند. برخلاف بی‌اعتمادی عمیق اقلیت‌های قومی نسبت به دولت ملی، از میان بلندپایه‌ترین مقام‌های اتحادیه ملی دموکراسی، یعنی جناح سوچی، تقریباً تمامی رهبران آن مخالف فدرالیسم هستند.

نادیده گرفتن اقلیت‌ها با هدف پاکسازی نژادی

آن سان سوچی پس از آزادی از حبس خانگی و فعالیت سیاسی رسمی در میانمار، به طور رسمی مدل جدیدی از یک حکومت فدرال را تبلیغ کرده و به دیدگاه پدرش که در کنفرانس و توافق پانگ‌لانگ در سال ۱۹۴۷ به روشنی اعلام شد، ادای احترام کرده و احتمالاً وی تنها برمه‌ایست که رهبران اقلیت‌های قومی برای ریاست یک دولت فدرالی جدید به او اعتماد دارند. با این حال وی مسئله اقلیت‌ها را ستون اصلی سیاست‌های خود از زمان پیوستن به مجلس در سال گذشته قرار نداده است.

از آن گذشته، در شرایطی که مناطق دربرگیرنده اقلیت‌های قومی و مذهبی بیش از مناطق دیگر به کمک و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فیزیکی نیاز دارند، مقامات ناپیدا هنوز هیچ نشده در حال رقابت برای باز کردن مجراهای کمک و سرمایه‌گذاری خارجی به مناطقی با اکثریت بودائی هستند که به‌اندازه دیگر مناطق نیازمند جاده، برق و نیازهای اولیه دیگر نیستند. در ضمن، اهداکنندگان نیز در تقلا هستند که به میانمار راه یابند، چرا که طی دو سال گذشته اکثر کشورهای غربی تحریم‌های خود را برداشته‌اند. بخش ناچیزی از این کمک‌های جدید به تنش‌های قومی اختصاص می‌یابد و بخش زیادی از آن نیز بدون هماهنگی با اهداکنندگان دیگر مورداستفاده قرار می‌گیرد.

این گونه که می‌نماید، نژادپرستان بودائی به خوبی سازمان‌دهی شده‌اند، چرا که خشونت‌های اخیر علیه مسلمانان به سرعت و به شکلی سازمان‌یافته گسترش‌یافته است. در بسیاری از شهرها، مسلمانان و اقلیت‌های قومی محلی گله‌مندند که پلیس و ارتش هیچ اقدامی برای محافظت از آن‌ها در برابر متجاوزان انجام نمی‌دهند و حتی در مواردی خود نیز در تجاوز به مسلمانان سهیم هستند.

ائتلاف کشورهای عرب بر ضد مسلمانان/دلارهای نفتی که برای کشتار مسلمانان خرج می‌شوند

دولت، سوچی و سازمان‌های خارجی که طی چند سال گذشته پایشان به میانمار باز شده باید هرچه سریع‌تر نسبت به پایان بخشیدن به این فاجعه اقدام کنند. از سوی دیگر کشورهای مسلمان نیز که تاکنون سکوت مرگباری در پیش‌گرفته‌اند و تمام توان خود را در کمک به القاعده در سوریه معطوف کرده‌اند نیز از متهمان این نسل‌کشی خواهند بود. مسلمان‌کشی و شیعه کشی در کشورهای مختلف به بخشی از سیاست‌ آلوده آل خلیفه و آل سعود و دیگر خاندان‌هایی شده است که نام اسلام و جهان اسلام را بر دوش می‌کشند و بیشترین صدمات و فجایع را در آن رقم می‌زنند.

کشورهایی نظیر قطر و عربستان که دلارهای نفتی خود را سخاوتمندانه در اختیار تروریست‌ها، گروه‌های سلفی تکفیری و شورشیان مسلح در سوریه و عراق و لبنان و … قرار می‌دهند تاکنون حتی یک ریال عربستان هم به مسلمانان ستمدیده و فاجعه‌زده میانمار نه تنها کمک نکرده‌اند، بلکه زحمت حمایت سیاسی و لفظی را هم به خود نداده‌اند. البته در این میان با وجود مواضع مسئولان کشورمان در سطوح مختلف، انتظار حرکت جدی‌تر تا حصول نتیجه‌ای مطلوب از سوی جمهوری اسلامی می‌رفت که این نیز تاکنون محقق نشده است و کشتار و تصفیه نژادی در میانمار همچنان به‌صورت خاموش ادامه دارد.

نسل‌کشی مسلمانان با موافقت صریح دالایی لاما

این بودائیان نژادپرست که تحت تأثیر آموزه‌های “دالایی‌لاما” قرار دارند، معتقدند که کسی که مسلمان شده باشد نژاد او دیگر میانماری نیست و باید کشته‌شده و یا از این کشور اخراج شود.

البته دالایی لامای به ظاهر صلح‌طلب، به مانند آنگ سان سوچی برنده جایزه صلح نوبل همواره ژست‌های خندان با جملات قصار بشردوستانه را چاشنی دیدارها و صحبت‌های خود می‌کنند، اما واقعیت این صلح‌طلبان بودائی نیز چیز دیگری است. از میان دروغ‌های زیادی که در مورد دالایی لاما گفته می‌شود، مهم‌ترین آنها ادعای صلح‌طلب بودن وی است. واقعیت این است که از اواسط دهه ۱۹۵۰ تا اواسط دهه ۱۹۷۰ یک جنبش مسلحانه تبتی وجود داشت که توسط سازمان سیا موردحمایت قرار می‌گرفت.

بر اساس یکی از اسناد وزارت امور خارجه به تاریخ ۹ ژانویه ۱۹۶۴، دولت آمریکا حمایت‌های مالی گسترده‌ای را به شبه‌نظامیان و همچنین شخص دالایی لاما اختصاص می‌دهد. سازمان سیا علاوه بر کمک‌های آموزشی و نقدی به شبه‌نظامیان طرفدار دالایی لاما در برنامه فرار وی از تبت از نیز نقش داشت. بنا بر اسناد سازمان سیا که اخیراً منتشر شده‌اند، نیروهای آموزش دیده توسط سیا که دالایی لاما را همراهی می‌کردند به صورت مستقیم با مأمورین سیا در ارتباط بودند. در پیام زیر همراهان دالایی لاما درخواست دریافت سلاح می‌کنند.

دالایی لاما در اسرائیل

دالایی لاما در سال ۲۰۰۹ میلادی، قبل از دیدار با اولمرت به یک مراسم عبادی دعوت شد که در این مراسم شرکت کرد. به گفته حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمدتقی فعالی، مدرس حوزه و دانشگاه و نگارنده ۹ جلد کتاب در باب جنبش‌های نوظهور معنوی، اگر کسی با کلاه خاخامی در مقابل دیوار “توبه یا ندبه” در اورشلیم، پایتخت فلسطین اشغالی تعظیم کند، این عمل بدین معنا است که وی رسماً اعلام کرده عضوی از جامعه صهیونیزم جهانی است

در سوی دیگر، سکوت معنادار دیگر برنده صلح نوبل میانمار را که مدعی دفاع از حقوق مردم این کشور است، باید در کنار آموزه‌های نژادپرستانه بودائی‌ها و دالایی لاما قرار داد. آنگ سان سوچی برنده جایزه صلح نوبل تا کنون نه تنها هیچ موضعی نسبت به کشتار وحشیانه مسلمانان کشورش نگرفته، بلکه تلویحاً اقدامات بودائیان را نیز همواره توجیه کرده است. رهبر مسلمانان میانمار دکتر محمد یونس نیز سکوت کشورهای مسلمان در کنار کشورهای غربی و مجامع حقوق بشری را علت ادامه یافتن کشتار مسلمانان این کشور می‌داند. به گفته ویبودیست‌های افراطی مسلمانان را در میان خود نمی‌خواهند و به همین دلیل جوانان و به خصوص تحصیل کرده های مسلمان را دستگیر کرده و به نقطه نامعلومی می‌برند و به زنان مسلمان تجاوز می‌کنند.

گفتنی است تاکنون آمار رسمی در مورد تعداد دقیق کشته‌های نسل‌کشی مسلمانان میانمار وجود ندارد اما گزارش‌های غیررسمی ناظران محلی از کشته شدن ۳۰ تا ۵۰ هزار مسلمان روهینگا و تجاوز به بیش از ۵ هزار زن مسلمان میانماری حکایت دارد.اصلاحات مدنظر آمریکا که پس از سفر هیلاری کلینتون به میانمار در این کشور آغاز شد، همچنان در بایکوت کامل خبری در جریان است.


بازی اصلاح‌طلبان با خون مسلمانان میانمار+ عکس

طبق معمول این روزها که به واسطه الزامات سیاست ورزی از نوع تلگرامی، افراد خود را ملزم به ارایه سند برای اظهارنظرهای شاذ خود نمی بینند، این چهره های اصلاح طلب هم تنها ادعاهایی را در هوا پرتاب می کنند.

در روزهای اخیر، با اوج گیری احساسات عمومی درباره فجایع جاری که در میانمار بر مسلمانان مظلوم روهینگیا می رود، شاهد نوعی سیاسی کاری نه چندان اخلاقی از جانب شماری از چهره های جنجالی اصلاح طلب هستیم. این افراد اخیرا در اقدامی که به نظر هماهنگ و برنامه ریزی شده می آید، در شبکه های اجتماعی این خط را القائ می کنند که جمهوری اسلامی به طور عام و جریان انقلابی کشور به طور خاص، نسبت به فاجعه میانمار سکوت پیشه کرده اند.

برای مثال، کواکبیان مدعی شده که به واسطه روابط خوب سیاسی ما با پکن و مسکو، جناح سیاسی اصولگرا چندان راغب به موضعگیری در قبال جنایت نسل کشی بیّن و آشکار دولت میانمار علیه اقلیت مسلمان این کشور نیست.

این که مسکو و پکن چه موضعی در قبال فاجعه میانمار اتخاذ کرده اند، امری است که هیچ ارتباطی به موضع جمهوری اسلامی ایران ندارد و همراستایی و همکاری های بسیار خوب ما با این دو کشور در پاره ای از موضوعات، به مفهوم همراستایی و همداستانی ما در باب همه موضوعلات بین المللی نیست. کما این که رهبر معظم انقلاب که از قدیم (دست کم از سال ۷۰) دغدغه ستم و آزار سیستماتیک مسلمانان میانمار را داشته اند، روز سه شنبه در جلسه درس خارج خود، تکلیف را روشن و موضعگیری صریح و شفاف نظام را علیه جنایت ضدبشری علیه مسلمانان روهینگیا تعیین کرده اند.  مضاف بر این که بحث جریان انقلابی در قبال سکوت ایالات متحده و متحدان آن در باب این فاجعه انسانی، به طور خاص متوجه معیارهای دوگانه و ریاکاری حقوق بشری این کشورهاست که خود را سردمدار حقوق بشر و آزادی و دموکراسی می دانند و از «آنگ سان سو کی» یک بت و اسطوره حقوق بشری تراشیده اند و با بهانه هایی موهوم و جعلی برای کشورهایی چون ایران پرونده حقوق بشری می سازند، اما در برابر جنایات واضح و آشکار متحدان و دوستان خود چشم هایش را هم می گذارد. وگرنه نه مسکو و نه پکن هیچ گاه داعیه دار حقوق بشر نبوده اند و به بهانه آن به اقصی نقاط دنیا لشکرکشی نکرده اند. بگذریم از این که از دیدگاه انسانی و اسلامی جمهوری اسلامی ایران، سکوت و چشم پوشی در برابر جنایات علیه مسلمانان میانمار از سوی هر کشوری که باشد، محکوم و مذموم است. و این را هم باید در نظر گرفت که ادعای حمایت چین و روسیه از حکومت میانمار هم فعلا، مثل بسیاری از دعاوی «تلگرامی»، بدون ذکر سند و منبع خاصی است. مثلا به چند نمونه زیر در پوشش فاجه میانمار در خبرگزاری دولتی روسیه یعنی «راشا تودی» توجه کنید

حمایت از مسلمانان مظلوم میانمار از حدود سه دهه قبل، دغدغه رهبر معظم انقلاب بوده است و یکی از اولین موضعگیری های معظم له در این مورد به ۱۴ اسفند ۱۳۷۰ در دیدار با روحانیون برمی گردد، یعنی زمانی که بسیاری از چهره ها و جریان هایی که امروز مدعی خون مسلمانان روهینگیا شده اند، احتمالا حتی به درستی نمی دانستند که این کشور در کجای نقشه قرار دارد.

سیاسی کاری غیراخلاقی جریان اصلاح طلب با مساله «خون مسلمانان»، مسبوق به سابقه است و موردی که معمولا به صورت طوطی وار برای به اصطلاح مچ گیری از نظام  به آن استناد می کنند بحث “سرکوب مسلمانان چچن توسط مسکو” است. البته در این مواقع، گاه از روی جهل و عدم درک نسبت به پیچیدگی های سیاسی و امنیتی ماجرا و گاه از روی غرض ورزی، به نیمی از واقعیت اشاره می کنند و با شعارهای اصطلاحا «حقوق بشری» سیمای حق به جانب به خود می گیرند. این در صورتی است که کسی که اندکی با مسایل آسیای میانه و قفقاز آشنایی داشته باشد، به خوبی آگاه است که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، در غیبت دیپلماسی فعال سیاسی و فرهنگی دولت هاشمی رفسنجانی در آن منطقه، عربستان سعودی سرمایه گذاری سنگینی را برای تبلیغ «وهابیت» در آن جا انجام داد و مع الاسف، مناطقی چون چچن و اینگوشیا، داغستان و باشقیرستان به کانون های بالقوه جنگجویان جهادی-تکفیری تبدیل شدند. شاهد مثال این قضیه این که در حال حاضر، زبده ترین تروریست های داعش و و النصره متعلق به همین جمهوری های فدراسیون روسیه هستند. به بیان دیگر، اگر سیاست های بعضا سفت و سخت مسکو در مهار وهابیگری در چچن و جمهوری های شبیه آن نبود، اکنون در شمال کشورمان با وضعیت بسیار خطرناک تری به لحاظ امنیتی مواجه بودیم.

اما ادعای بی پایه افرادی چون زیباکلام و کواکبیان درباره این که جریان اصولگرا یا انقلابی یا نظام در قبال فاجعه میانمار سکوت پیشه کرده، یا بی جهت! پای آمریکا و اسراییل را به میان کشیده، یک دروغ بزرگ بیش نیست.

حقیقت در عین حال تلخ در این میان، این است که جریان اصلاح طلب و رسانه های زنجیره ای آن، در قبال همه فجایعی که سالیان اخیر بر مسلمانان به طور عام و بر شیعیان رفته است، به طور معمول مهر سکوت بر لب می زدند، چون یک پای ماجرا همواره موجودیتی به نام «ایالات متحده» بوده که گویی محبوب قلوب این جریان سیاسی است، هیچ کردار این «معشوق» در چشمشان، جرم و جنایت علیه انسان جلوه نمی کند. در مساله سوریه، در مساله بحرین، در مساله یمن، در مساله عراق، افغانستان، لیبی و…..که ده ها هزار مسلمان به واسطه طرح های امریکایی به خاک و خون افتادند، کلامی از آن ها در محکومیت این جنایات ندیده ایم. علی ایّ حال، برای اثبات این دروغ، صرفا توجه شما را به گوشه ای ازپوشش رسانه ای توسط سایت ها و خبرگزاری های جریان اصولگرا درباره فاجعه میانمار جلب می کنیم:

البته سیاست ورزی از نوع «نئولیبرالی» که قبله نمای آن واشینگتن را نشان می دهد، خباثت‌ها و ناجوانمردی‌های زیاد در آستین دارد، لیکن این که یک جنایت آشکار ضدبشری که در آن پای جان صدها هزار مسلمان مظلوم در میان است، دستاویز بازی های سیاسی از نوع چرک و کثیف قرار بگیرد، به نحوی که یک به اصطلاح سیاستمدار شیعه ایرانی(که سابقه روحانیت هم دارد) از این گلایه کند که صدا و سیمای ما از عیان شدن دست اسراییل در سرکوب مسلمانان میانمار خبر داده، در همین نوع سیاست ماکیاولیستی هم نوبر است.


دولت‌های اسلامی علیه جنایات دولت میانمار اقدام عملی کنند/ جمهوری اسلامی باید علیه ظلم در هر نقطه از جهان، صریح و شجاعانه اعلام موضع کند

رهبر انقلاب

رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای جلسه درس خارج فقه با اشاره به حوادث فاجعه‌آمیز میانمار، از سکوت و بی‌عملی مجامع جهانی و مدعیان حقوق بشر در قبال این فجایع به‌شدت انتقاد کردند.

  حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه‌شنبه) در ابتدای جلسه درس خارج فقه با اشاره به حوادث فاجعه‌آمیز میانمار، از سکوت و بی‌عملی مجامع جهانی و مدعیان حقوق بشر در قبال این فجایع به‌شدت انتقاد کردند و با تأکید بر اینکه راه حل این قضیه اقدام عملی کشورهای مسلمان و فشار سیاسی و اقتصادی به دولت بی‌رحم میانمار است، خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی باید علیه ظلم در هر نقطه از جهان، صریح و شجاعانه، اعلام موضع کند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، تقلیل فاجعه میانمار به یک درگیری مذهبی بین مسلمانان و بودایی‌ها را نادرست خواندند و افزودند: البته ممکن است در این حادثه تعصب مذهبی تأثیر داشته باشد اما این قضیه، یک قضیه سیاسی است، زیرا مجری آن، دولت میانمار است و در رأس آن دولت نیز زنی بی‌رحم قرار دارد که برنده جایزه صلح نوبل بوده و با این اتفاقات، در واقع، مرگ جایزه صلح نوبل رقم خورد.
ایشان افزودند: این فجایع در مقابل چشم کشورها و دولتهای اسلامی و مجامع جهانی و دولتهای ریاکار و دروغگوی مدعی حقوق بشر از سوی دولت بی‌رحم میانمار، در حال رخ دادن است.
رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد از اکتفا کردن دبیرکل سازمان ملل به محکوم کردن جنایات در میانمار افزودند: مدعیان حقوق بشر که گاهی برای مجازات یک مجرم در یک کشور، جنجال و هیاهو می‌کنند، در مقابل کشتار و آواره شدن دهها هزار نفر از مردم میانمار، هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم ورود و اقدام عملی دولتهای اسلامی، گفتند: البته منظور از اقدام عملی، لشکرکشی نیست بلکه باید فشار سیاسی، اقتصادی و تجاری خود را بر دولت میانمار افزایش دهند و علیه این جنایات در مجامع جهانی فریاد بکشند.
ایشان تشکیل کنفرانس سازمان همکاری اسلامی با موضوع فجایع میانمار را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: دنیای امروز، دنیای ظلم است و جمهوری اسلامی باید این افتخار را برای خود حفظ کند که علیه ظلم در هر نقطه از جهان، چه در مناطق اشغالی توسط صهیونیست‌ها، چه در یمن و بحرین و چه در میانمار، موضع صریح و شجاعانه خود را اعلام کند.

موارد دیگر را نیز امتحان کنید

کشف سیارک OA3 توسط یک تیم تحقیقاتی از استان زنجان

مدیر کانون آوای کیهان از کشف سیارک OA3 توسط این تیم تحقیقاتی مابین سیاره مریخ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *