اقتصادیایرانجهانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

میوه های تلخ برجام / هشدارهایی که یکی پس از دیگری محقق می شوند!

انتقاداتی که جدی گرفته نشد

بسیاری از نکاتی که منتقدین قبل از برجام نسبت‌به این مذاکرات و توافق بیان می‌داشتند، اکنون جنبۀ واقعیت یافته است. اما گویی بدعهدی طرف غربی در برجام به‌حدی بوده است که منتقدین را در برابر عمل انجام‌شده قرار داده است که اکنون مهر سکوت بر لب نهاده‌اند.

محمدجواد سلطان؛ یپس از پیروزی انقلاب اسلامی، کشورهای معاند با انقلاب به‌دنبال بهانه‌هایی برای تقابل با نظام نوپای جمهوری اسلامی بودند. جنگ تحمیلی، تحریم‌های اقتصادی، تروریسم، حقوق بشر و برنامۀ هسته‌ای همه‌وهمه برای سنگ‌اندازی در مسیر این نظام، از سوی غرب مطرح شدند که در بُعد خارجی کش‌وقوس‌های زیادی در روابط ایران با غرب پدید آوردند. این موضوع در داخل هم به ابزاری برای تبلیغات انتخاباتی و وعده‌ووعید به افکار عمومی تبدیل شد. در این میان، برنامۀ هسته‌ای ایران موقعیت ویژه‌ای داشت. اتهام‌زنی به ایران مبنی بر تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای، ائتلافی از کشورهای حامی ایالات‌متحده و ضدایران را پدید آورد که در نتیجۀ آن، قطعنامه‌های متعددی از سوی سازمان ملل صادر شد و تحریم‌های اقتصادی پیچیده‌تری با نام تحریم‌های هوشمند۱ ضد ایران تصویب شدند تا بتوان نهایت تأثیر را بر کل مردم ایران گذاشت.

قطعنامۀ ۱۹۲۹ شورای امنیت ۹ ژوئن ۲۰۱۰ در این راستا بود. شرایط سخت اقتصادی در صدور نفت، واردات کالا و مبادلات مالی از یک‌سو و نزدیکی انتخابات ریاست‌جمهوری از سوی دیگر، این بحث را در انتخابات برجسته کرد تا حل مسئلۀ هسته‌ای و حذف تحریم‌ها در تبلیغات انتخاباتی برجسته شود. بیم‌وامیدهایی در میان مردم پدید آمد که آیا می‌توان از طریق «با کدخدا بستن»۲ از تحریم‌ها رهایی یافت؟ راه پیش‌رو این گمانه را در ذهنمان ایجاد کرد که آیا ایالات‌متحده، به‌عنوان طرف اصلی ماجرای هسته‌ای ایران، قابل اعتماد است و با حل بحران، مشکلات ما حل خواهد شد یا اینکه دشمن همچنان بر خصومت خود مصر است و چیزی تغییر نخواهد کرد؟ توافق ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵ موسوم به برجام، امید را در دل‌ها شعله‌ور کرد که روزهای خوبی پیش‌روست. سایۀ سنگین انتظار برای اجرای تعهدات از سوی غرب بر مردم سنگینی کرد، اما ظاهراً دوران قبل از برجام به بعد از آن منتقل شد و انگار اتفاقی رخ نداده است، جز تکرار تجربه‌ای که از گذشته نیز با خود داشتیم. حال نوک پیکان انتقادات قبل از برجام و بعد از آن به‌سوی چه‌کسانی بود؟ و قبل و بعد این توافق چه شرایطی وجود داشت؟

انتقادات دوران قبل از برجام
تا پیش از روی کار آمدن حسن روحانی، مذاکرات متعددی در کشورهای مختلف برای پایان دادن به مناقشۀ هسته‌ای ایران در جریان بود، اما پروندۀ این مذاکرات هرگز بسته نشد. مذاکره‌کنندگان ایرانی معتقد بودند که آنچه از سوی غرب داده می‌شود و آنچه ستانده می‌شود، هم‌وزن نیست.

لازم است نشان داده شود هرآنچه منتقدین درباب هرگونه توافق احتمالی با غرب می‌گفتند، تا چه‌میزان منطبق بر واقعیت بود. آیا لازم بود تا مسیر رفته را یک بار دیگر بپیماییم و همچنان از تاریخ نیاموزیم؟
همین امر سبب شد تا مذاکرات بدون نتیجه بماند.
حسن روحانی، کاندیدای ریاست‌جمهوری دورۀ یازدهم، در مبارزات انتخاباتی، حل برنامۀ هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌ها را منوط به مذاکرۀ مستقیم با آمریکا دانست. پس از پیروزی، در دولت یازدهم مذاکره با آمریکا بر سر مسئلۀ هسته‌ای عملی شد و در داخل ایران انتقادات نسبت‌به مذاکرات و نتایج حاصل از آن شروع شد. یکی از انتقادات این بود که آمریکایی‌ها غیرقابل اعتمادند. سعید جلیلی قبل از برجام معتقد بود ایالات‌متحده نمی‌تواند اهرم دشمنی خود با ایران را به کار گیرد و هم‌زمان از دوستی صحبت کند. جلیلی قبل از برجام با اشاره به مذاکرات جاری هسته‌ای و تمدید توافق «ضعیف» ژنو، اظهار داشته بود که حفظ رژیم تحریم‌ها نشانۀ تداوم دشمنی با ملت ایران است و پاسخ متناسب خود را می‌طلبد.۶ بااین‌حال مهم‌ترین انتقادات از سوی «دلواپسان» ابراز شد که در همایش خود در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ در محل سفارت سابق آمریکا، توافق هسته‌ای احتمالی را مورد نقد قرار دادند. حدود چهل چهرۀ شاخص، اعم از نمایندۀ مجلس و استاد دانشگاه، در این طیف دیده می‌شد. برخی نمایندگان مجلس نهم نیز از منتقدان شدید مذاکره و توافق هسته‌ای بودند. آن‌ها کاهش غنی‌سازی از بیست درصد به پنج درصد را نه برد، که یک شکست می‌دانستند.۷ بااین‌حال سرانجام مذاکرات هسته‌ای به برنامۀ جامع اقدام مشترک یا برجام در ۱۴ ژوئیۀ ۲۰۱۵ رسید.
نتایج مذاکرات هسته‌ای
براساس برجام، ایران توافق کرده است که زیر چتر نظارت کنترل صادرات گروه تولیدکنندۀ صنعت هسته‌ای قرار گیرد و واردات و صادرات کلیۀ مواد، تجهیزات و تکنولوژی‌هایی که در فهرست کنترلی این گروه آمده است، کنترل شود. براساس پذیرش چنین دستورالعملی، تمام اطلاعات فروشندۀ چنین اقلامی باید گزارش شود و فراتر از این، کشور صادرکننده «باید کاربر نهایی را شناسایی کرده و راستی‌آزمایی کند و کل این فرایند باید قبل از صادرات انجام شود.»۸ براساس برجام، ایران مجبور است دسترسی به تمام اماکنی را که مواد مورد نظر باشگاه نام‌برده به آن وارد شده است نیز فراهم نماید. قابل ذکر است این اقلام در کل صنایع کشور کاربرد دارند.
در برابر تعهدات ایران، آن‌گونه که در مادۀ ۱۴ مقدمۀ برجام آمده است، تمامی هفت قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل دربارۀ برنامۀ هسته‌ای ایران لغو می‌شود و در مقابل قطعنامۀ جدیدی وضع خواهد شد. براساس مادۀ ۲۶ برجام، آمریکا هیچ تعهد جدی‌ای مبنی بر لغو تحریم‌ها به ایران نداده است و همۀ مسائل موکول به روابط حقوق داخلی دولت و کنگرۀ این کشور شده است. نهایت اقدام آمریکا، تلاش این کشور در جهت اجرای برجام است. در ارتباط با این موضوع در توافق آمده است:
«ایالات‌متحده با حسن نیت، نهایت تلاش خود را برای دوام این برجام و پیشگیری از ایجاد تداخل در تحقق متمتع شدن ایران از لغو تحریم‌های مشخص‌شده در پیوست دو به عمل خواهد آورد. دولت ایالات‌متحده، در چارچوب اختیارات قانونی رئیس‌جمهور و کنگره، از بازگرداندن یا تحمیل مجدد تحریم‌های مشخص‌شده در پیوست دو که اعمال آن‌ها را وفق این برجام متوقف کرده است، خودداری می‌نماید، فارغ از فرایند حل‌وفصل اختلافات پیش‌بینی‌شده در این برجام. دولت ایالات‌متحده، در چارچوب اختیارات قانونی رئیس‌جمهور و کنگره، از اعمال تحریم‌های جدید مرتبط با هسته‌ای خودداری خواهد کرد.»۹
به‌طور کلی برنامۀ جامع اقدام مشترک متضمن برداشته شدن تمامی تحریم‌های مالی و اقتصادی مرتبط با برنامۀ هسته‌ای سازمان ملل متحد، اتحادیۀ اروپا و تحریم‌های ثانویۀ ایالات‌متحدۀ آمریکاست. در ارتباط با برداشتن تحریم‌های اتحادیۀ اروپا، قرار بر ایجاد روابط بانکی، شامل ایجاد روابط کارگزاری بانکی جدید و همچنین شعب بانک‌های ایرانی و نیز بانک‌های تابعۀ بانک‌های ایرانی در سرزمین دولت‌های عضو اتحادیۀ اروپا شد. تحویل اسکناس‌ها و مسکوکات ایرانی نیز مورد توجه بود. براساس آنچه در برجام و پیوست‌های آن قید شده است، بخش اعظم تحریم‌های وضع‌شده علیه نظام اقتصادی کشور و از آن جمله بانک‌ها و مؤسسات اعتباری، در روز اجرا برداشته خواهند شد. بااین‌حال دستۀ دیگری از تحریم‌ها وجود دارند که در روز انتقال برداشته خواهند شد.۱۰
کشورهای گروه ۱+۵ برای اطمینان‌بخشی به ایران در جهت جامع بودن رفع تحریم‌ها و عدم بازگشت آن‌ها، تضمین‌هایی نیز دادند و متعهد شدند درصورتی‌که تحریمی از قلم افتاده باشد، جهت رفع آن با ایران همکاری می‌کنند و تحریم‌های لغوشده به‌شکل دیگری بازنخواهد گشت و در رفتار خود با ایران تبعیضی قائل نخواهند شد.۱۱ این‌ها همه تعهداتی بود که روی کاغذ بیان شد، اما در عمل گویی روزشمار بازگشت به دوران قبل از برجام آغاز شده بود.
اظهارات برخی مقام‌های داخل ایران و اختلافات کنگرۀ آمریکا و رئیس‌جمهوری حکایت از آن داشت چیزی رخ نداده جز همان تجربۀ گذشته که غیرقابل اعتماد بودن طرف غربی را نشان می‌دهد. ولی‌الله سیف، رئیس بانک مرکزی، در آمریکا اذعان کرد که برجام تاکنون تقریباً هیچ دستاوردی نداشته است. سیف بیان کرده بود با آنکه قرار است سپرده‌های ایران در بانک‌های خارج از کشور قابل دسترس باشند، بانک‌های اروپایی کماکان نگران نقض قوانین آمریکا و مواجه شدن با جریمه‌های سنگین این کشور هستند.۱۲ بعد از برجام، تحریم‌های ضد برنامۀ موشکی ایران از سوی آمریکا اعمال شد. بدعهدی طرف غربی به‌گونه‌ای بود که بعد از برجام جسورتر شده بود.
ایران در حالی به تعهدات خود در برجام عمل می‌کرد که دو میلیارد دلار از دارایی این کشور در آمریکا توقیف شد. قرارداد خرید هواپیما از ایرباس فرانسه روی کاغذ ماند و مقامات فرانسوی اجازۀ آمریکا را پیش‌شرط قرارداد کردند. حتی بوئینگ آمریکا از سوی سنای آمریکا از فروش هواپیما به ایران منع شد،۱۳ درحالی‌که رفع تحریم‌های حمل‌ونقل هوایی از دستاوردهای برجام بود. مصداق دیگر این بدعهدی در روابط بانکی دیده می‌شود. هنوز بانک‌های بزرگ غربی با ایران همکاری نمی‌کنند و تنها تعدادی مؤسسۀ مالی کوچک خارجی هستند که با ایران همکاری دارند. وزارت خزانه‌داری درخواست‌های مکرر بانک‌های بین‌المللی برای صدور دستورالعمل کتبیو رفع موارد ابهام دربارۀ ازسرگیری روابط با ایران را رد کرده است. در واقع تحریم‌ها فقط روی کاغذ لغو شده‌اند.۱۴ بدین‌ترتیب اثبات مجدد غیرقابل اعتماد بودن آمریکا، از دستاوردهای برجام بوده است.
نتایج توافق در اجرا با آنچه روی کاغذ تعهدشده، قابل قیاس نیست. بسیاری از نکاتی که منتقدین قبل از برجام نسبت‌به این مذاکرات و توافق بیان می‌‌کردند، اکنون جنبۀ واقعی یافته‌اند. اما گویی بدعهدی طرف غربی در برجام به‌حدی بوده است که منتقدین را در برابر عمل انجام‌شده قرار داده است که اکنون مهر سکوت بر لب نهاده‌اند. حالا که توافق حاصل شده، ولی در عمل تعهدات طرف مقابل آن‌گونه که در متن برجام امضا کرده، اجرا نشده، چگونه است که موج انتقادات نسبت‌به دورۀ قبل از توافق کاهش یافته است؟ آیا غیر از این است که ایالات‌متحده اگرچه برخی تحریم‌ها را برداشته است، اما در خفا به کشورهای اروپایی و به‌ویژه بانک‌های بزرگ فشار می‌آورد که با ایران همکاری نکنند؟
برجام مرتبط با حیثیت ملی مردم ایران است و نمی‌توان آن و تعهدات دو طرف در آن را به‌عنوان حربه‌ای برای تبلیغات انتخاباتی، برضد یکی و به نفع خود به کار برد. اگر قبل از برجام این توجیه وجود داشت که مشق نانوشته است و نباید به انتقاد از رویۀ دولت در پروندۀ هسته‌ای پرداخت، اما اکنون توافق صورت گرفته و با توجه به نتایج آن، دیگر سکوت معنایی ندارد. لازم است تا بی‌اعتمادی به غرب تبیین شود. لازم است نشان داده شود که هرآنچه منتقدین درباب هرگونه توافق احتمالی با غرب می‌گفتند، تا چه‌میزان منطبق بر واقعیت بوده است. آیا لازم بود تا مسیر رفته را یک بار دیگر بپیماییم و همچنان از تاریخ نیاموزیم؟ امروز بر همۀ رسانه‌های جبهۀ انقلاب واجب است تا تکرار تجربۀ گذشته و افتادن در چاهی که پیش از این نیز در آن افتاده بودیم را برای مردم تبیین کنند. شاید این‌بار بیاموزیم که از تاریخ باید می‌آموختیم. امروز دیگر سکوت جایز نیست.

میوه‌های برجام

اقدامات آمریکا منجر به آن شده است که بسیاری از شرکت‌های بزرگ هنوز هیچ راهی به بازارهای ایران پیدا نکنند و شاید همین موضوع باعث شده است که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، در جریان سفر به شیلی، از آمادگی دولت برای اقداماتی جهت اطمینان بخشیدن به بانک‌های خارجی سخن گفت.
 امیرحسین ثمالی؛ سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیۀ ۲۰۱۵) در تقویم‌ها به‌عنوان روزی به ثبت رسید که در یک‌سوی آن نمایندگان و دیپلمات‌های جمهوری اسلامی ایران و در سوی دیگر نیز نمایندگان شش کشور دیگر قراردادی را به امضا رساندند که براساس آن مقرر شد ایران پس از دوازده سال استقامت برای استیفای حقوق هسته‌ای خود، به برخی خواست‌های آن شش کشور تن دهد و در برابر آن تحریم‌های بی‌سابقۀ غرب علیه ایران به‌یکباره و از فردای توافق، لغو شود.
این نخستین‌بار در قرن معاصر نبود که ایران با حریفی به نام ایالات‌متحده در عرصۀ بین‌الملل روبه‌رو شده بود و تجربۀ یک قرن توافق متعدد (از قول‌های بی‌سرانجام به مصدق تا قول مساعدت به بازرگان و دولت هاشمی) نشان می‌داد که طرف آمریکایی تنها تا لحظۀ انعقاد قرارداد بسیار سخت و محکم پیش می‌آید و وفای عهد این بازیگر پس از گرفتن امتیازات خود، چندان دلگرم‌کننده نیست. از دیگر سو، دکترین امنیت ملی و سیاست خارجی ایالات‌متحده طی حدود چهار دهۀ گذشته در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران نیز به اثبات رسانده است که سیاست‌های این کشور در قبال ایران اولاً با رویکرد «تغییر رژیم» (Regime change) و ثانیاً همسو با کسب رضایت رژیم صهیونیستی و لابی‌های مالی آن در ایالات‌متحده تنظیم شده است و پس از برجام نیز انتظار اعمال سیاست‌های این کشور با همین رویکردها چندان دور از ذهن نبود.
با وجود مستندات متعدد در اثبات این رویکردها طی ماه‌های اخیر (و حتی پیش از آن) همچنان برخی از افراد در فضای داخلی کشور بر این باور بودند که می‌توان ایالات‌متحده را به رفتاری متفاوت از گذشته واداشت و با برقراری یک توافق درست، امکان نیل به این هدف وجود دارد. اینکه این مسئله تا چه‌میزان به عمل نزدیک شده، همان موضوعی است که در این نوشتار به راست‌آزمایی آن خواهیم پرداخت.
نگاهی به رفتار آمریکای پسابرجام
در همان بحبوحۀ تصویب برجام، برخی از کارشناسان بر این باور بودند که مانع اصلی بر سر راه ایجاد تعامل (به‌خصوص اقتصادی) میان ایران و اروپا، ایالات‌متحده است و بسیاری از مؤسسات مالی، بانکی و تجاری بزرگ قارۀ سبز، با نگاه به قوانین وضع‌شده توسط ایالات‌متحده، روابط اقتصادی خود را با ایران تنظیم می‌کنند. این موضوع حتی پس از تصویب برجام نیز به قوت خود باقی ماند.
به عبارت دیگر، علی‌رغم آنچه دولت ایران (رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده) از فواید اقتصادی برجام مدنظر داشت، ایالات‌متحده با اقدامات متعدد روانی و اقتصادی، اجازۀ چیدن میوه‌های برجام را به هیچ‌کس نداد و نتیجۀ آن فضایی از عدم اعتماد نهادینه به سیاست‌های ایالات‌متحده در مقابل ایران در فضای عمومی و سپهر سیاست‌ورزی عمومی بوده است.
تصویب قوانین مخالف با روح و جسم برجام؛ نخستین اقدام ایالات‌متحده
هنوز خبری از گشایش خاصی در روابط اقتصادی نشده بود که باراک اوباما با امضای قانون جدیدی، نخستین میخ را بر تابوت برجام کوبید. باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا (در روز ۱۷ آذر سال ۹۴)، با امضای لایحۀ بودجۀ سال آیندۀ این کشور، محدودیت‌های تازه برای ورود به این کشور را هم به‌عنوان بخشی از قانون بودجه تأیید کرده است. ماجرا از این قرار بود که مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را تصویب کرد که محدودیت‌های تازه‌ای برای شهروندان ۳۸ کشور، که در حال حاضر بدون ویزا به آمریکا سفر می‌کنند، در نظر می‌گیرد.
براساس فصل ۲۰۳ از متن بودجۀ سال آیندۀ آمریکا (که بعد از تصویب سنا و امضای اوباما به قانون تبدیل شده)، اگر شهروندان این ۳۸ کشور در پنج سال گذشته به سوریه، عراق یا کشورهای حامی تروریسم از نظر وزارت خارجۀ آمریکا (ایران، سودان و سوریه) سفر کرده باشند، نمی‌توانند مانند گذشته بدون ویزا وارد آمریکا شوند. به‌علاوه کسانی که تابعیت دوگانۀ این کشورها را هم دارند، از جمله ایرانی‌هایی که شهروند کشورهای معاف از ویزا مانند بریتانیا، استرالیا یا فرانسه هستند، باید با اجرای قانون تازه، برای سفر به آمریکا، درخواست ویزا کنند.[۱]
تصویب این قانون نه‌تنها عزت ملی ما را زیر سؤال برد، بلکه مراودات علمی ما در زمینۀ هسته‌ای را نیز با مخاطرات جدی مواجه ساخت. چنان‌که علی‌اکبر صالحی در این‌باره گفت: «حالا من این را می‌توانم بگویم و دوستی نمی‌تواند به من اعتراض کند که مثلاً آقا شما وزیر اقتصاد و یا رئیس بانک مرکزی و یا وزیر امور خارجه نیستید، چراکه حداقل از نظر علمی چهل سال استاد دانشگاه هستم، لذا این را می‌توانم بگویم. هم‌اکنون و پس از پیش آمدن قضایای روادید، تعداد زیادی از دانشمندان اروپایی که مقداری احتیاط می‌کنند، از آمدن به ایران استنکاف دارند. به قول دانشگاهی‌ها این یعنی وضعیت آن‌ها پیش از برجام بهتر از پس از برجام بوده است.»[۲]

اما اقدامات ایالات‌متحده در تصویب قوانین متعدد که در مخالفت با روح برجام قرار داشت، تنها به این مورد ختم نشد و طی حدود سیزده ماه پس از تصویب برجام، سیزده قانون جدید در همین راستا به تصویب رساند. این همان چیزی است که پایگاه اینترنتی مؤسسۀ «صلح ایالات‌متحده» درخصوص آن اظهار داشت: «از اواخر سال ۲۰۱۵ به بعد، قانون‌گذاران آمریکا دوازده اقدام ضدایرانی اتخاذ کرده‌اند که بیشتر آن‌ها مربوط به مسائل غیرهسته‌ای است.»[۳] که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: قانون شفافیت تأمین مالی تروریسم ایران، قانون عدم تسامح در مقابل تروریسم، قانون نظارت بر لغو تحریم‌های ایران، قانون نظارت بر سیاست ایران، قانون اجرا و نظارت بر تحریم‌های سپاه پاسداران انقلاب ایران[۴] و… و احتمالاً در ادامه و به‌خصوص با توجه به نزدیک شدن به ایام انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا، باید انتظار افزایش این تعداد را داشت.

نه‌تنها تحلیلگران آمریکایی، بلکه مقامات اروپایی نیز ناچار به گلایه‌گذاری شدند و جاستین واکر، مدیر جرائم بانکی «انجمن بانکداران انگلیس»، پس از دیدار با جان کری، در مصاحبه‌ای با رویترز گفت: «آمریکا هیچ سندی ارائه نمی‌کند که به ما ضمانت دهد در صورت همکاری با ایران، جریمه نخواهیم شد.»
«بانک‌هراسی» دومین اقدام مؤثر آمریکای پسابرجام
پرواضح است که از جمله بنیادی‌ترین اهداف ایران در طول مذاکرات هسته‌ای (به‌خصوص از سال ۹۲ به این طرف) رفع و از بین بردن تحریم‌های مالی و بانکی علیه کشور ما بود که جریان گردش پول با سایر کشورهای جهان را با اختلال مواجه می‌ساخت و مشکلاتی برای ما ایجاد می‌کرد. اما تحقق این اهداف ما نیز (با وجود تصریح در متن برجام) با مانع‌تراشی‌های متعدد ایالات‌متحده روبه‌رو شد.
عدم دستیابی ایران به اهداف مالی و بانکی خود چنان بود که حتی رسانه‌های همسو با دولت نیز در کتمان آن ناتوان ماندند و «دنیای اقتصاد» در اردیبهشت ۱۳۹۵ با انتشار مقاله‌ای با عنوان «پایان خوش‌بینی‌های بورس به برجام» نوشت: «در بخش مالی و ارزی، که بسیاری انتظار داشتند اولین گشایش‌ها در آن‌ها صورت بگیرد، تغییرات بسیار محدود بوده است و بسیاری از بانک‌های بزرگ تمایلی برای همکاری مجدد با ایران ندارند.»[۵] در کنار این تحلیل‌ها نیز گاه‌وبیگاه مسئولان اتاق بازرگانی از عدم برقراری رابطۀ درست مالی با دنیا گلایه کرده‌اند که عمدتاً در مقابل، پاسخ مناسبی از سوی مسئولان دولتی ارائه نشده است.
مشکل اصلی نیز از این قرار بود که آمریکا همچنان مجوزهای لازم را به بانک‌های معتبر ارائه نکرده است و با این کار عملاً اتفاق خاصی در این زمینه به وقوع نپیوست. این موضوع حتی یک سال پس از برجام نیز ادامه یافت و رویترز در گزارشی که اواخر خردادماه منتشر کرد، به نقل از بانک مرکزی ایران، نوشت: «دویست بانک بین‌المللی کوچک و متوسط شروع به ایجاد روابط متناظر با بانک‌های ایرانی کرده‌اند.»[۶] هرچند آغاز روابط با بانک‌های کوچک و متوسط به احیای تدریجی تجارت بین ایران و اروپا کمک می‌کند، اما این مؤسسات قادر نیستند به‌اندازۀ مؤسسات بانکی ترازاول جهان، تأمین مالی و خدمات گسترده فراهم کنند. علاوه بر این، گزارشی از بلومبرگ نیز نشان می‌دهد از میان صد مدیرعامل شرکت‌های بین‌المللی مستقر در بریتانیا، ۵۸ مدیر می‌گویند هنوز نمی‌دانند چه اقداماتی را باید برای مواجه نشدن با تحریم‌های آمریکا انجام دهند.[۷]
نه‌تنها تحلیلگران آمریکایی، بلکه مقامات اروپایی نیز ناچار به گلایه‌گذاری شده‌اند و جاستین واکر، مدیر جرائم بانکی «انجمن بانکداران انگلیس»، پس از دیدار با جان کری، در مصاحبه‌ای با رویترز گفت: «آمریکا هیچ سندی ارائه نمی‌کند که به ما ضمانت دهد در صورت همکاری با ایران، جریمه نخواهیم شد.»[۸]
حتی وزیر امور خارجۀ ایران نیز در سفر خردادماه خود به فرانسه در مؤسسۀ آکادمی دیپلماتیک بین‌المللی این کشور، مشکل تعاملات بانکی ایران را به اقدامات آمریکا در قبال بانک‌ها در زمان تحریم نسبت داد و از کشورهای اروپایی خواست برای برطرف شدن فضای روانی موجود، در این زمینه تلاش بیشتری کنند.[۹] ابراز نارضایتی از کارشکنی‌های آمریکا به رئیس سازمان انرژی اتمی نیز رسید و او در دومین مراسم کانون حرفه‌ای رسانه تصریح کرد: «بانک‌های بزرگ اروپایی با فشار آمریکا فعلاً با ما کار نمی‌کنند.»[۱۰] متأسفانه بسیاری از بانک‌های بزرگ دنیا همچنان برای تأمین مالی مبادلات تجاری با ایران اکراه دارند و نگران‌اند که هدف تحریم‌های موجود دولت آمریکا قرار بگیرند.[۱۱]
این موضوع حتی بر ورود ایرباس‌ها و بوئینگ‌ها نیز (از جمله مواردی که فروش آن در برجام مجاز شده بود) تأثیر خود را نشان داد و جان لیهای، مدیر فروش شرکت چندملیتی ایرباس، به طولانی شدن روند پیدا شدن یک مسیر مالی جهت پرداخت پول ۱۱۸ ایرباس ایران اشاره کرده و گفته بود باید یک نظام بانکی بین‌المللی قابل اعتماد پیدا کنیم و این مسئله باید طی چند ماه آینده حل شود، والا دیگر قراردادی در کار نخواهد بود. مدیر فروش ایرباس به همین مشکل دقیقاً اشاره کرده و گفته بود: «بانکدارها خیلی می‌ترسند، ولی به‌هرحال ما باید این کار را به‌نحوی انجام دهیم.»[۱۲]
در کنار این کوتاهی پنهان، اکثریت جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان آمریکا نیز تدابیر تازه‌ای را با هدف مسدود کردن فروش هواپیماهای مسافربری بوئینگ به ایران تصویب کرده است که براساس آن دفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا را از صدور مجوز لازم برای فروش هواپیماها منع می‌کند.[۱۳]
مجموعۀ این اقدامات منجر به آن شده است که بسیاری از شرکت‌های بزرگ هنوز هیچ راهی به بازارهای ایران پیدا نکرده‌اند و شاید همین موضوع باعث شده است که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، در جریان سفر به شیلی، از آمادگی دولت برای اقداماتی جهت اطمینان بخشیدن به بانک‌های خارجی سخن گفت و اشاره داشت که «آمادگی داریم از اوفک (ادارۀ نظارت بر دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا) نامۀ آرامش‌بخش دریافت کنیم.»[۱۴]
فرجام سخن
مجموعۀ این موارد و مشاهدات مجدداً اثبات می‌کند که ایالات‌متحده طرف مذاکره‌ای غیرقابل اعتماد است که نباید خام و دستپاچه به وعده‌های او دل بست و باید راهکار دیگری اندیشید. به نظر می‌رسد که اصلی‌ترین و بهترین راه برای ممانعت از بروز چنین کارشکنی‌هایی در مرتبۀ نخست، به اخذ ضمانت‌های لازم مربوط می‌شود که در صورت تحقق، می‌توان تا اندازه‌ای در مقابل بروز مشکلات، در امان بود. علاوه بر این، اقدام متقابل و همسو نیز می‌تواند توان بازدارنگی بالایی در مقابله با کارشکنی‌ها داشته باشد. متأسفانه از جمله مشکلات موجود از این قرار است که ایران به تمام تعهدات خود عمل نموده، اما طرف مقابل هنوز بسیاری از تعهدات را ناانجام باقی گذاشته است و در این شرایط، چیزی برای چانه‌زنی باقی نمی‌ماند.

پی‌نوشت‌ها
[۱]. با امضای اوباما طرح ضدایرانی کنگره دربارۀ روادید، تبدیل به قانون شد، واکنش ایران چه‌ خواهد بود، منتشرشده در ۲۹ آذر ۱۳۹۴، قابل مشاهده در:
 http://alef.ir/vdcci4q1e2bqsp8.ala2.html?318526.
۲٫ صالحی: اظهارات بان‌کی‌مون و مرکل توطئۀ جدید علیه ایران است، برجام راه را کامل باز نکرده است، منتشرشده در ۱۹ تیر ۱۳۹۵، قابل مشاهده در:
http://www.isna.ir/news/95040110069
۳٫ پایگاه اینترنتی «مؤسسۀ صلح ایالات‌متحدۀ آمریکا» منتشر کرد: دوازده اقدام ضدایرانی آمریکا پس از اجرای تعهدات ایران در برجام، منتشرشده در ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، قابل مشاهده در:
 http://www.rajanews.com/news/234620
۴٫ همان.
۵٫ علل ریسک‌گریزی در بورس تهران، منتشرشده در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، قابل مشاهده در:
http://donya-e-eqtesad.com/news/1052461
۶٫ برجام و چشم‌انداز روابط بین‌المللی بانک‌های ایران، منتشرشده در: ۵/۰۷/۲۰۱۶، قابل مشاهده در:
http://fa.euronews.com/2016/07/05/iran-over-bank-relation-after-nuclear-deal
۷٫ همان.
۸٫ آمریکا استفادۀ ایران از منافع اقتصادی «برجام» را به قطع آزمایش‌های موشکی تهران مشروط کرد، منتشرشده در ۶ خرداد ۱۳۹۵، قابل مشاهده در:
http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13950306000034
۹٫ ظریف در مؤسسۀ آکادمی دیپلماتیک فرانسه: بخشی از مشکل تعاملات بانکی به آمریکا برمی‌گردد، منتشرشده در ۵ تیر ۱۳۹۵، قابل مشاهده در: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950405000481
۱۰٫ صالحی: بانک‌های بزرگ اروپایی با فشار آمریکا فعلاً با ما کار نمی‌کنند، منتشرشده در ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، قابل مشاهده در:
http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/05/19/1152760
۱۱. مسئول ویژۀ تجارت با ایران در دولت انگلیس: هیچ بانک انگلیسی همکاری با ایران را آغاز نکرده است، منتشرشده در ۲۴ فروردین ۱۳۹۵، قابل مشاهده در:
http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/01/24/1046078/
۱۲. ایرباس هشدار داد: ایران زودتر پول هواپیماها را بدهد، والا قرارداد لغو می‌شود، منتشرشده در ۱۳ خرداد ۱۳۹۵، قابل مشاهده در:
http://www.farsnews.com/13950313000838
۱۳٫ تصویب طرح ممنوعیت فروش هواپیما به ایران در مجلس نمایندگان آمریکا، منتشرشده در ۱۸ تیر ۱۳۹۵، قابل مشاهده در:
http://www.asriran.com/fa/news/478668/

۱۴٫ نامۀ آرامش‌بخش برای تسریع در اجرای برجام است، قابل مشاهده در:

http://www.tabnak.ir/fa/news/619075

*امیرحسین ثمالی، کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)

هشدارهایی که یکی پس از دیگری محقق می شوند

بعد از ماجرای روی کار آمدن دونالد ترامپ رهنمودها و هشدارهای رهبر ایران در خصوص برجام یکی پس از دیگری به منصه ظهور رسید و واقعیت های سیاست آمریکا در خصوص ایران بر ملا شد. رهبر انقلاب بارها هشدار داده بودند که تحریم ها و جنگ اقتصادی آمریکا را باید جدی گرفت و برای آن باید راه حل داشت، بعد از آمدن دونالد ترامپ مشخص شد که آمریکایی ها پی برده اند تنها مسیر وارد کردن ضربه به ایران همین مسیر اقتصادی است.
 در این یادداشت بر آنیم تا با توجه و تمرکز بر سخنان و نصایح رهبر انقلاب پیرامون توافق هسته ای و برجام به بررسی آن چه در این زمینه ها اتفاق افتاده است، اشاره داشته باشیم. رهبر انقلاب در دیدار رمضانی سال گذشته خود با مسئولان نظام به برخی از محسنات، خلل و فرج، وفای به عهد، تهدید در برابر تهدید اشاره داشتند که در زیر به برخی از مهمترین آن ها و اتفاقاتی که در این یک سال و به خصوص با روی کار آمدن دونالد ترامپ بر مسند ریاست جمهوری کاخ سفید ترتیب داده شده است، اشاره می کنیم. در این یادداشت صرفا به مورد نخست یعنی محسنات برجام که آمریکا مانع دستیابی ایران به آن ها شدند اشاره می شود. به عقیده بسیاری از کارشناسان چکیده این محسنات را باید در رفع تحریم ها جستجو کرد. محسنات برجام که آمریکا مانع از دستیابی ایران به آن ها شد چه مواردی بود؟ در این خصوص ذکر دو نکته مورد توجه قرار گرفته است که تقریبا هر دو نکته که می توانست به عنوان محسنات برجام تلقی شود، معطل مانده و نتوانسته عائدی برای ایران داشته باشد.
۱٫ رفع تحریم ها که عملی نشد
یکی از مهمترین معایب برجام این بود که تحریم هایی که ادعا می شد بالمره از بین خواهند رفت و برچیده شدن آن ها زمینه هایی برای رشد اقتصادی و توسعه یافتگی ایران را فراهم خواهد کرد، نه تنها برداشته نشد، بلکه به دلیل استفاده مکرر آمریکا از ابزار تحریم اقتتصادی و جنگ اقتصادی، دائم هم مورد استفاده آمریکایی ها قرار گرفت و سبب شد برجام به ابزار اعمال فشار ایران تبدیل شود، چگونه؟ به این ترتیب که آمریکایی ها با این استدلال که برجام صرفا تحریم های هسته ای را شامل می شود و محدودیت های حقوق بشری و حمایت از محور مقاومت که آمریکایی ها با حق و کینه آن را حمایت از تروریسم می دانستند را در بر نمی گیرد و ایران به واسطه فعالیت های منطقه ای، موشکی، حقوق بشر و حتی این اواخر به دلیل آن چه آمریکایی ها طرح مضحک قاچاق انسان عنوان می کردند مورد شدید ترین تحریم های تاریخ قرار می گرفت به گونه ای که حتی برخی از کارشناسان بر آن بودند تحریمی در طول تاریخ آمریکا نبوده که در خصوص ایران عملیاتی نشود. بدین ترتیب تحریم ها که بنا بود به کلی از بین بروند، باقی ماند و تحریم ها ثانویه اصطلاحا برداشته شد ولی به دلیل وابسته بودن آن ها به تحریم های اولیه رفع آنها نیز دچار مشکل شده است (اشاره به هشدارهای رهبری پیش از انعقاد برجام به مذاکره کنندگان).
در اینجا هشدار ها به این موضوع واقف بود که نکند اصلی ترین و مهمترین هدف مذاکرات برای ایران، که رفع تحریم ها بوده است، توسط آمریکایی ها به منصه ظهور نرسد. موضوعی که رهبر انقلاب با توجه به شناخت از آمریکایی ها و این موضوع که آن ها حاضر نخواهند بود تحریم ها علیه ایران را برچینند، به این مسئله توجه داشتند و نسبت به آن هشدار می دادند.
نشریه «نیویورکر» اخیرا در گزارشی طولانی که پیش از این بخش‌هایی از آن منتشر شدهدر مورد «رکس تیلرسون» وزیر خارجه آمریکا، جزئیاتی از نشست وزیران خارجه گروه ۱+۵ و ایران منتشر کرده است. بنا بر این گزارش، «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران در ابتدای این نشست فهرستی از گلایه‌های ایران را طرح کرده و گفته است که ایالات متحده آنطور که در توافق هسته‌ای مقرر شده، تحریم‌ها را رفع نکرده و «ما هنوز نمی‌توانیم در انگلستان یک حساب بانکی باز کنیم.» نیویورکر با بیان اینکه تیلرسون در این نشست علیه فعالیت‌های منطقه‌ای ایران صحبت کرده، به نقل از وی نوشته است: «رفع تحریم‌ها ذیل مفاد برجام، رفتارهای غیرقابل قبول ایران را مقدور کرده است.» ظریف در پاسخ با اشاره به اینکه در زمان انعقاد توافق هسته‌ای طرفین تصمیم گرفته‌اند که مسائل مورد مناقشه دیگر را کنار بگذارند، گفته است که این بدان معنی است که ایران مجموعه‌ای از گلایه‌های تاریخی خود را نادیده گرفت: «ایالات متحده همواره به ایران فشار آورده و ایران هم همواره مقاومت کرده است.» وزیر امور خارجه ایران دولت آمریکا را به دلایل مختلف از جمله خودداری از صدور مجوزهای لازم برای فروش هواپیماهای «بوئینگ» و «ایرباس» به ایران به نقض توافق هسته‌ای متهم کرده و گفته است: «نمی‌خواهیم در این مورد بحث کنیم. اگر دنبال بهانه‌ای برای نقض توافق بودیم، انبوهی [از بهانه] داشتیم.» در پاسخ، تیلرسون با یادآوری تسخیر سفارت آمریکا در تهران پس از انقلاب اسلامی، گفته است: «روابط معاصر ایالات متحده و ایران، اکنون ۴۰ ساله است. این رابطه برآمده از انقلابی است که پس از آن سفارت ما محاصره شد و رفتار بسیار بدی با ما صورت گرفت… این رابطه بر اساس خشونت علیه ما شکل گرفته است.» وی سپس در مورد روابط دو کشور گفته است: «ما سنمان بالا رفته و موهایمان سفید شده. احتمالا ما دیگر توان اینکه ماهیت این رابطه را تغییر دهیم نداریم… شاید باید بگذاریم که نسل بعدی تلاش کند.» وزیر خارجه آمریکا که پیش از این رئیس یک شرکت نفتی بوده، سپس اندکی تأمل کرده و گفته است: «نمی‌دانم، من دیپلمات نیستم.» کار تا جایی بالا گرفته که یک دستیار تیلرسون در مورد این نشست گفته است: «این یکی از بهترین لحظات دیپلماسی آمریکایی در ۵۰ سال گذشته بود.»
این دیالوگ بین وزرای خارجه دو کشور و آن جمله دکتر ظریف که حتی در یک بانک انگلستان هم نمی توانیم حساب باز کنیم نشان می دهد که آمریکایی ها کمر همت بسته اند که هیچ عائدی در خصوص برجام به لحاظ اقتصادی نصیب ایران نشود. در حوزه سیاسی نیز آن ها پی برده اند که نباید به ایران امتیازی بدهند.
روی فریبکارانه آمریکا
در این فضا آن چه می بایست با استمساک به بیانات رهبر انقلاب مورد توجه قرار گیرد، مسئله اساسی بی اعتمادی به آمریکا و ماهیت فریبکار این کشور است. آمریکایی ها در حین مذاکرات بارها از این پروژه فریبکارانه خود نسبت به ایران استفاده کردند که یک نمونه از آن در زیر می آید. آنها در حین مذاکرات تلاش داشتند تا نظم مورد نظر خود برای فضای اجتماعی مطلوب خود برای ایران را به این کشور تحمیل کنند. باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در پاسخ به پرسش های دو تن از رهبران اصلی جامعه یهودیان در امریکا از توافق هسته ای با ایران دفاع کرد. وی در این گفت وگو که روز جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴ (۲۸ اوت ۲۰۱۵) انجام شده تاکید کرد اشاره کرد که «همچنین با تلاش در جهت پیوند با به اصطلاح میانه روهای مد نظر خود در ایران اظهار داشت «هم اکنون آیا من می توانم امید داشته باشم که با دسترسی پیدا کردن ایران به تعاملات بیشتر بازرگانی ، تعامل با جهان و مبادله دانشجو و شاید تغییر نسل رهبری در این کشور ، ماهیت این رژیم نیز تغییر کند؟ کاملاً. اما روی آن حساب نمی کنم».[۱]
در این خصوص آمریکایی ها تلاش می کردند نوعی پیوند نیز با به اصطلاح غربی ها میانه رو های داخل ایران نیز ایجاد کنند. این موضوع تا حدی پر رنگ شد که برخی از به وجود آمدن فصل نوینی برای همکاری منطقه ای ایران – آمریکا سخن گفتند و در حد اغراق آمیز دیگری مسئله «نظم آمریکایی – ایرانی» منطقه خاورمیانه مورد توجه آن ها قرار گرفت.
موضوعی که سبب شد حتی برخی از سایت ها و روزنا مه های دگر اندیش نیز به آن واکنش نشان دهند. برای مثال روزنامه شرق در یادداشتی بیان داشت «اما آنچه که اهمیت دارد، توانایی «نه»گفتن ایران به خط‌مشی‌های سیاسی‌ای است که سیاست‌گذاران آمریکایی به‌دنبال ترسیم آن هستند. این دکترین نه‌تنها می‌گوید کسی نباید به آمریکا «نه» بگوید، بلکه باید شرایطی وجود داشته باشد تا تجهیزات نظامی به فروش برسد و سلطه بر منابع استراتژیک جهان نیز ادامه یابد. تحت این شرایط آنچنان‌که باید و شاید، در آمریکای نومحافظه‌کار وابسته به مجتمع نظامی-‌صنعتی، صنایع نفتی و سرمایه مالی، نگاه به ایران با توافق هسته‌ای وین تغییری نخواهد کرد.»
رهیافت و اهداف استراتژیک آمریکا در عرصه جهانی بابی باز کرده است به‌عنوان استراتژی «بازدارندگی» و «مهار» برای بازیگران دگراندیش. یعنی اکنون با پایان‌یافتن مذاکرات هسته‌ای، دیدگاه غالب این نیست که واشنگتن با سازش و تنش‌زدایی واقعی با تهران، به فکر استفاده از ایران برای صلح خاورمیانه است یا درصدد است برای تحقق سیاست «چرخش اوباما به سمت آسیا-پاسیفیک» یا «تکمیل محاصره روسیه از جنوب» هرچه در توان دارد برای نزدیکی به ایران به‌کار گیرد؛ اگر هم این موضوع راهبرد بلندمدت آمریکا باشد، استراتژی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با چنین اهدافی سازگار نمی‌شود. در سطحی کلان، بحث بر سر فاز جدیدی از الگوی «مهار نفوذ منطقه‌ای» و «بازدارندگی استراتژیک» ایران در خاورمیانه مطرح است و نه همکاری. چراکه آمریکایی‌ها می‌دانند ایران نیز همچون خودشان در برخی اهداف و سیاست‌ها، حداقل در خاورمیانه به‌لحاظ فکری، خاستگاه و اهداف، جابه‌جایی راهبردی ندارد. بنابراین، در ایده‌آل‌ترین شرایط، دو کشور می‌توانند در خاورمیانه، نواحی خارج از کنترل را مهار کنند و با تجربه همکاری اقتصادی و فرهنگی محدود، در بُعد سیاسی و امنیتی نیز با راه‌اندازی خط ارتباطی «هات‌لاین» روابط خود را به صورت «صلح مسلحانه» حفظ کنند و ادامه دهند. پس در کوتاه‌مدت، انتظار نظم نوین آمریکایی- ایرانی در خاورمیانه ساده‌انگارانه به ‌نظر می‌رسد. [۲]
۲٫ ممانعت از گردش پولی مالی بانک ها

 

آمریکایی ها همچنین شدیدا تلاش کردند تا از گردش پولی – مالی بانک ها ممانعت ورزند و مانع از حل شدن مشکلات بانکی و تعاملات مالی ایرن با نظام بانکی بین المللی شوند (که به دلیل ترس بانکهای بین المللی از تحریم مجدد ایران از تعامل با ایران بیمناک هستند). ممانعت آمریکایی ها در کنار یک پروژه کهنه آن ها یعنی ترساندن نظام اقتصادی و مالی بین المللی از داشتن روابط با ایران نشات می گرفت. آن ها شدیدا علاقه داشتند ایران در وضعیت هشدار باقی بماند تا بتوانند از این وضعیت و گشایش در این وضعیت به نفع اهداف آینده خود بهره برداری کنند در رسیدن به این هدف نیز موفق بودند. شرکت های بین المللی با اکره وارد ایران شدند و همان شرکت هایی نیز که به دلیل وضعیت بد اقتصادی خود ناچار به یافتن و گشایش یک بازار جدید بودند و بازار بکر ایران برای آن ها بسیار وسوسه بر انگیز بود نیز بعد از هشدارهای آمریکایی ها به صراحت بیان داشتند که بار و بندیل سفر خود را خواهند بست و ایران را ترک خواهند گفت. دو نمونه از آن در زیر بیان می شود:
۲٫ ۱٫ رنو
کارلوس گوسن، مدیر ارشد اجرایی گروه رنو زمانی‌که در مورد این طرح توضیح می‌داد، در پاسخ به چالش‌های پیش روی این شرکت در ایران با توجه به احتمال اعمال مجدد تحریم‌ها علیه این کشور گفت: «مشخص است اگر تجارت با ایران غیرممکن شود، ما با همکاری یکدیگر برنامه‌ای طراحی می‌کنیم که تجارتمان در آنجا را تعلیق کنیم اما این اقدام به هیچ وجه به معنای این نیست که ایران را ترک می‌کنیم.» شرکت رنو پیش از تشدید تحریم‌های غرب علیه ایران به بهانه برنامه هسته‌ای در این کشور فعال بود و زمانی‌که این تحریم‌ها در سال ۲۰۱۵ برداشته شد، در میان نخستین شرکت‌های بزرگی بود که به ایران بازگشت. گوسن تأکید کرد: «بازار ایران پتانسیل زیادی دارد. اگر ما نتوانیم آنجا بدون درنگ فعالیت کنیم پس برای یک سال، دو یا سه سال در آنجا فعالیت می‌کنیم، زیرا من فکر نمی‌کنم که این موقعیتی باشد که برای همیشه ادامه یابد.»
۲٫ ۲٫٫ ایرباس و بوئینگ
مورد دوم به قرار داد ایرباس و بوئینگ بر میگردد که واقعا مشخص نیست هنوز تکلیف آن ها در صورت بازگشت تحریم ها چگونه خواهد بود. اگرچه انتقادات زیادی نیز به نحوه وضع قراردادهای این دو شرکت هواپیمایی با ایران شده است (همچون انتقادهایی که در خصوص قرارداد با شرکت خودروسازی رنو با ایران شده است)، اما با این حال نیز مشخص نیست تکلیف این قرارداد ها در صورت از بین رفتن برجامی که حالا خیلی هم امیدوار کننده نیست با این وضعیت فعلی نیز ادامه داشته باشد، چگونه خواهد بود.
علاوه بر این آمریکایی ها تلاش داشتند تا گردش مالی و پولی ایران را به صفر برسانند. در همان روزهای بعد از توافق آمریکایی ها وزیر خزانه داری خود را مامور کردند تا به کشورهای اروپایی سفر کند و به آن ها هشدار دهد که از برقرار کردن روابط تجاری و تبادلات بازرگانی با ایران اجتناب کنند، چرا که به زعم باراک اوباما به عنوان تجویز کننده این ماموریت، چیزی در خصوص ایران تغییر نکرده بود و ایران کماکان می بایست در شرایط هشدار باقی بماند.
جنگ اقتصادی
بدین ترتیب آمریکا مانع اصلی برقراری اتصالات سیستم بانکی ایران با نظام مالی بین المللی شد و جنگ اقتصادی خود علیه ایران را کلید زد، موضوعی که بارها رهبر انقلاب در خصوص آن هشدارهای خود را بیان کردند. حضرت آیت الله خامنه‌ای در مردم آذربایجان، آمریکا می‌خواهد با تکرار ترفند تهدید و جنگ نظامی، توجه مسئولان کشور را از صحنه جنگ واقعی یعنی جنگ اقتصادی منحرف کند، مسئولان هوشیار باشند و همه همت خود را صرف حل مشکلاتی همچون بیکاری، رکود، گرانی و تبعیض کنند.[۳]
رهبر انقلاب در اواخر بهمن سال ۱۳۹۵ در دیدار مردم آذربایجان بیان داشتند  بنده چهار پنج سال یا شش سال قبل از این در سخنرانی اوّل سال گفتم که امروز نگاه دشمنان ملّت ایران به مسئله‌ی اقتصاد است؛ سعی دارند به اقتصاد کشور فشار بیاورند؛ اقتصاد کشور را آن‌چنان زیر فشار قرار بدهند که مردم دچار مشکل بشوند. وقتی مردم دچار مشکل شدند، دل‌زده میشوند، دل‌سرد میشوند؛ دشمن همین را میخواهد. دشمن میخواهد مردم از انقلابشان، از نظامشان، از دولتشان، از کشورشان دل‌سرد بشوند، دل‌زده بشوند؛ لذا روی مسئله‌ی اقتصاد فشار می‌آورد؛ و فشار آوردند. مسئولین باید به این نکته توجّه کنند.[۴]
 البتّه این‌جور نیست که مسئله‌ی ما فقط مسئله‌ی اقتصاد باشد؛ همه میدانند، بنده روی مسئله‌ی فرهنگ خیلی حسّاسیّت دارم، روی مسئله‌ی علم خیلی حسّاسیّت دارم لکن وقتی‌که در زمانهای محدود اولویّتها را نگاه میکنیم، مسئله‌ی اقتصاد کشور در اولویّت اوّل قرار میگیرد؛ چون دشمن به این متوجّه است؛ امروز هم همان کارها را دارند میکنند؛ این را همه توجّه کنند. چه در دوره‌ی دولت قبلی آمریکا، چه در دولت فعلی آمریکا، یکی از ترفندهای دشمن این بوده است که مرتّب تهدید کنند به جنگ؛ و [اینکه] گزینه‌ی نظامی روی میز است و مانند اینها. آن مسئول اروپایی هم، به مسئولین ما میگوید که جنگ در ایران حتمی بود؛ اگر برجام نبود، حتماً جنگ بود؛ دروغ محض! چرا میگویند جنگ؟ برای اینکه ذهن ما برود به جنگ [امّا] جنگ واقعی چیز دیگر است؛ جنگ واقعی جنگ اقتصادی است، جنگ واقعی تحریم است، جنگ واقعی گرفتن عرصه‌های کار و فعّالیّت و فنّاوری در داخل کشور است؛ این جنگ واقعی است. ما را به جنگ نظامی متوجّه میکنند تا از این جنگ غفلت کنیم؛ جنگ واقعی جنگ فرهنگی است. این‌‌‌‌‌همه تلویزیون‌های گوناگون و شبکه‌های مختلف اینترنتی مشغول کارند برای اینکه دل و ذهن جوان ما را از دین و مقدّسات و عفّت و حیا و مانند اینها دور کنند؛ دارند جدّی تلاش میکنند، پولها خرج میکنند برای این کار! جنگ واقعی این است.[۵]
فرجام سخن
بعد از ماجرای روی کار آمدن دونالد ترامپ رهنمودها و هشدارهای رهبر ایران در خصوص برجام یکی یکی به منصه ظهور رسید و واقعیت های سیاست آمریکا در خصوص ایران یکی یکی بر ملا شد. رهبر انقلاب بارها هشدار داده بودند که تحریم ها و جنگ اقتصادی آمریکا را باید جدی گرفت و برای آن باید راه حل داشت، بعد از آمدن دونالد ترامپ مشخص شد که آمریکایی ها پی برده اند تنها مسیر وارد کردن ضربه به ایران همین مسیر اقتصادی است. کار تا جایی پیش رفت که آمریکایی ها تمام گزینه های روی میز خود را رها کردند و صرفا به همین گزینه تمسک جستند، موضوعی که سبب شد شدیدترین تحریم های تاریخ علیه ایران وضع شود. تحریم هایی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان تا بحال سابقه نداشته علیه یک کشور وضع شود. اگرچه پشت پرده تحریمهای ایران روابط منطقه ای آمریکا با رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی قرار دارد، و این موضوع نشان می دهد که آمریکایی ها حساب ویژه ای روی دلارهای نفتی عربستان کرده اند، اما آن چه محرز است این است که ایران در دوره دونالد ترامپ باید مسیر اقتصادی خود را که عدم وابستگی به نوسانات اقتصادی بین المللی است مشخص کند، در غیر این صورت با حجم وسیعی از مشکلاتی ناشی می شود که ریشه آن ها را باید در ناکارآمدی اقتصاد کشور دنبال کرد. موضوعی که می تواند باعث نارضایتی اجتماعی نیز شود و هدف آمریکایی ها نیز تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران کشاندن کشور به همین مسیر ورود به نارضایتی های اجتماعی و سیاسی است تا به واسطه آن پروژه بعدی خود یعنی تغییر رفتار و تغییر رژیم را به صورت جدی دنبال کند.


پی نوشت ها:

[۲] .http://sharghdaily.ir/News/69360
[۳]http://www.leader.ir/fa/content/17490/leader.ir
[۴]http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35690
[۵]http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35690

روح برجام و بازی آمریکایی ها برای عدم پایبندی به متن برجام

یکی از مسائلی که در چارچوب مذاکرات بین ایران و آمریکا خود را به صورت یک درس نمایان ساخته است، تمرکز و تلاش آمریکا برای ایجاد پیوست های غیر مرتبط به مسائل هسته ای و مذاکرات بوده است. مسئله روح برجام اساسا همان ماهیت پیوست منطقه ای و پیوست موشکی را برای آمریکایی ها داشته است، موضوعی که با درایت مسئولان عالیه کشور به کلی از بین رفت.
 یکی از مسائلی که ضروری است به آن توجه شود مسئله بازی آمریکایی ها در خصوص عدم پایبندی به برجام با ایراد گزاره هایی شبیه به «عدم پایبندی ایران به روح برجام» بوده است. آمریکایی ها با توسل به این معنا به دنبال این بودند تا عائدی ایران از توافق هسته ای به صفر رسیده و در عین حال توجیهی برای عدم پایبندی به عهود خود داشته باشند. «روح برجام»، اصطلاحی است که مستقیماً ارتباطی با اصل توافق هسته ای ندارد و بیشتر انتظاراتی است که سیاستمداران آمریکایی سعی دارند در کنار برجام پیگیری نمایند. در همین راستا تحلیل محتوای سخنان مقامات و مسئولین پیشین و فعلی آمریکایی در بحبوحه مذاکرات هسته ای و پس از امضای برجام و حالا در دولت دونالد ترامپ نشان می دهد که هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران که از اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، با انواع ابزارها و روش ها توسط آمریکا با جدیت دنبال می شد جای خود را به هدفی موجه تر در افکار عمومی تحت عنوان تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران داده است.
برای نمونه سخنان باراک اوباما؛ رییس جمهور وقت آمریکا در چهارمین اجلاس امنیت هسته‌ای در واشنگتن با کلید واژه روح برجام، حرفهای جان کری؛ وزیر امور خارجه وقت آن کشور در نشست کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که در بحرین برگزار شد، گفته های مقامات وقت وزارت خزانه داری ایالات متحده، و حالا سخنان مقامات دولت دونالد ترامپ مبنی بر عدم پایبندی به روح و جسم برجام توسط ایران و ارسال این پرونده به کنگره این کشور و … که در روزهای گذشته عنوان شده است همگی از پیگیری صریح یا غیرمستقیم هدف یاد شده توسط آنان حکایت دارد. در این نوشتار بنا داریم زمینه ها، چرایی و برنامه هایی که توسط غرب بالاخص آمریکا در شرایط پسا برجام با این هدف در قبال ایران دنبال شد و همچنین نگاهی به عملکرد آمریکا در دوره پسا برجام با توجه به همین نقض روح برجام را مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.
دلایل آمریکا برای فشار بر ایران
تجربه ۳۹ سال گذشته استکبار جهانی به سردمداری آمریکا در خصومت علیه انقلاب اسلامی ایران بیانگر استفاده و  بکارگیری تمامی ابزارهای سخت و نرم از جانب آن کشور در مقابله با جمهوری اسلامی ایران می باشد. این ابزارها بطور همزمان در دو بعد داخلی و خارجی توسط آن کشور و متحدانش بطور مداوم و مکرر پیگری و عملیاتی شده است. جنگ تحمیلی، فتنه های داخلی ۷۸ و ۸۸، تهاجم فرهنگی، تحریم های گوناگون، ایجاد و تقویت گروه های معاند و تجزیه طلب، جنگ ۳۳ روزه، پروژه های ایران هراسی و شیعه هراسی، جنگ های غزه، بحران سوریه، تهدید به حمله نظامی و … از جمله این ابزارهای گسترده می باشد. منتهی استفاده از این ابزارها نتیجه مورد دلخواه آمریکا یعنی براندازی جمهوری اسلامی ایران که با تاسیس خود استکبار ستیزی را در قالب سیستم حکومتی مردمسالار و دینی به دنیا عرضه داشت، برآورده نساخت لذا با توجه به دستاوردهایی که از ناحیه امضای برجام برای خود احساس کرده اند به تغییر رفتار ایران در عرصه بین المللی امید بسته اند تغییر رفتاری که در نهایت همان هدف براندازی یا بطور واضح تر استحاله ماهیت استکبار ستیزی نظام انقلابی-اسلامی ایران و خیال محو محور مقاومت در آن مستتر می باشد. در واقع می توان گفت اصلی ترین دلیلی که منافع استثماری آمریکا و غرب را در ابعاد ملی، منطقه ای و جهانی به چالش کشیده است همان ماهیت استکبار ستیزی و ایفای نقش رهبری در این زمینه توسط جمهوری اسلامی ایران است که دیگر ملل ستمدیده و آزاده جهان را به احقاق حقوق خود واقف و امیدوار ساخته و بستر لازم برای پوشالی بودن ابهت و اقتدار زورمندانه غرب و بویژه آمریکا را در جهان فراهم آورده است موضوعی که اصلاً به مذاق آنها خوش نیامده و با ادعای قدرت برتر بودن آمریکا در نظام بین الملل همخوانی ندارد. در کنار این موارد، در عرصه بین المللی مذاکره و چانه زنی برای دستیابی به اهداف مدنظر کم هزینه ترین راه محسوب می گردد امری که آمریکا و غرب نیز از آن بی اطلاع نیستند و تلاش دارند که پس از برجام و در صورت فراهم بودن شرایط، از طرق مختلف در زمینه هایی که عامل افزایش قدرت و دستیابی ایران به جایگاه برترین قدرت در منطقه غرب آسیا شده است آن را محک زده و پیگیری کنند.
زمینه های اعمال فشار بر ایران
مسئله عدم پایبندی ایران به روح برجام خروجی تمام ایده ها و اعمال آمریکایی ها در خصوص فشار به ایران بوده است. آمریکایی ها برای فشار بر جمهوری اسلامی ایران، دلایل و زمینه هایی داشته اند که ضروری است به برخی از آن ها توجه شود. زمینه های چند دهه پیش شوروی و آمریکا در سیستم دوقطبی جنگ سرد بر سر محدودسازی جنگ افزارهای راهبردی خود بر سر میز مذاکره نشستند و پیمان سالت ۱ و ۲ رقم خورد، پیمانی که در نهایت هدف آمریکا را از مذاکرات با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ نشان داد.
بر همین اساس، در خصوص زمینه هایی که آمریکایی ها از روح برجام و تغییر رفتار ایران بعد از امضای برجام دنبال می کنند نیز می توان گفت تمامی زمینه هایی که منجر به تبدیل ایران به قدرت برتر منطقه شده است را در بر می گیرد. موضوع تسلیحات موشکی و دفاعی ایران از اولویت برخوردار است. جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با تحریم ها و موانعی از سوی نظام سلطه بر سر راه دریافت تسلیحات نظامی-دفاعی مواجه بوده است موضوعی که از همان ابتدا در جنگ تحمیلی با کارشکنی های غرب و شرق در تامین تسلیحات برای ایران خود را نشان داد. چنین شرایطی سبب گردید خودکفایی و تامین تسلیحات مورد نیاز کشور با تکیه بر توانمندی، ظرفیت، امکانات و منابع داخلی هدف گذاری و عملیاتی گردد. پیشرفت های موشکی و دفاعی خیره کننده ایران در سال های اخیر علاوه بر اینکه استقلال و امنیت کشور را تضمین نموده است عاملی در جهت بازدارندگی و مقابله با تهدیدات نظامی غرب و آمریکا و همچنین موجب دلگرمی متحدان منطقه ای و محور مقاومت نیز بوده است.
از نگاهی واقعگرایانه، بدون شک پیگیری و عملیاتی سازی اصول و راهبردهای گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که از بطن گفتمان انقلاب اسلامی نشات گرفته است، یکی از عناصر و مولفه های افزایش قدرت و نفوذ منطقه ای ایران در برابر استکبار جهانی بوده است. لذا نظام سلطه با فرماندهی آمریکا مدتهاست که حمایت و پشتیبانی ایران از نهضت های آزادیبخش و محور مقاومت را با نام پروژه حمایت ایران از تروریسم کلید زده و به دنبال آن است که با ایجاد ذهنیت در افکار عمومی و ایجاد فشارهای بین المللی علیه کشور، تعدیل و کاهش این حمایت ها را از جانب ایران شاهد باشد.
تغییر ماهیت نظام
اینکه روح برجام برای آمریکایی ها همان تهی شدن از ماهیت و فرهنگ اسلامی در گفتمان انقلاب اسلامی یا همان تغییر رژیم یا در سطحی عادی تر تغییر رفتار جمهوری اسلامی بوده است، مسئله ای است که توسط آمریکایی ها در هر دوره ای چه پیش از برجام چه حین این توافق و چه بعد از آن به طور جد دنبال می شده است. تغییر ماهیت و فرهنگ اسلامی-ایرانی در اقشار مختلف جامعه بالاخص نسل جوان از دیگر زمینه های مورد طمع آمریکا به شمار می آید. عنصر اسلام و حکومتی که بر اساس آموزه ها و ارزش های اسلام ناب محمدی در سال ۱۳۵۷ و بعد از ۱۴۰۰ سال در ایران پایه گذاری شده است با حکومت هایی که تحت لوای اسلام آمریکایی در منطقه ایجاد شده اند، کاملاً متفاوت است. آموزه های اسلام ناب محمدی افرادی را تربیت می کند که تا پای جان از اصول و آرمانهای خود دفاع می کنند اصول و آرمانهایی که دقیقاً مغایر با اصول استکبار و نظام سلطه می باشد. لذا آمریکا اطمینان دارد اگر بتواند این باور و فرهنگ را در بین اقشار مختلف با فرهنگ غربی مطلوب خود جایگزین نماید، عملاً توانسته سدی بر سر راه ماهیت استکبار ستیزانه جمهوری اسلامی ایران ایجاد نماید.
تمرکز و تاکید بر موضوع موسوم به حقوق بشر از دیگر زمینه هایی است که آمریکا بنا دارد با فشار بیش از پیش ضمن پیگیری مطلوب خود از این بستر، امکان دخالت و تاثیر گذاری در امور داخلی کشور را برای خود فراهم آورده و عملاً استقلال سیاسی و ملی ایران را خدشه دارد سازد.
با توجه به زمینه هایی که ذکر گردید آمریکا خود به این امر واقف است که جمهوری اسلامی ایران همانند لیبی، رژیم صدام یا حتی شوروی در زمان جنگ سرد نیست که با فشار در زمینه های مذکور سر تسلیم فرود آورد کما اینکه تمامی ابزارها و روش های نرم و سخت پیگیری شده توسط آمریکا باعث نشده است که نظام ایران دچار فروپاشی و دست کشیدن از اصول و اهدافش، گردد. بنابراین نگاه آمریکا برای رسیدن به مقاصد خود معطوف به مسائل اقتصادی است. در جهان امروز ژئواکونومیک اهمیتی به مراتب بیشتر از ژئوپلتیک برای کشورها یافته است چرا که قدرت اقتصادی کشورهاست که بر پیگیری و افزایش قدرت سخت و نرم آنان در نظام آنارشیک جهانی و حتی در ساخت درونی قدرت تاثیرگذار است. متاسفانه آمریکا با دریافت برخی پیام هایی که عمداً یا سهواً در خصوص تحریم های اقتصادی کشور با بزرگنمایی انعکاس یافت تحریم های اقتصادی را پاشنه آشیل جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کرده و در صدد خواهد بود که دستیابی به اهداف خود و تضعیف زمینه های برشمرده شده فوق را که جزو عناصر ملموس و غیرملموس قدرت جمهوری اسلامی ایران محسوب می گردند، از طریق این کانال دنبال نماید.
مسئله روح برجام
نفس روح برجام که استفاده از واژگانی است که در ورای آن مسائل ماهیتی و هویتی وجود دارد، به یک برهه تاریخی خاص بر می گردد، برهه ای که در آن آمریکایی ها برای فرار از فشار ناشی از عدم پایبندی شان به تعهدات برجامی، از آن بهره بردند تا اینگونه وانمود کنند که این آمریکایی ها نیستند که به برجام پایبند نیستند بلکه این ایران است که روح یا فضای حسن نیت ناشی از این توافق را رعایت نمی کند و به دنبال متشنج کردن فضای بعد از توافق است. آمریکایی ها با این کار از یک سو به عدم پایبندی خود را توجیه می کردند و از دیگر سو به صورت طلبکارانه ایران را متهم ردیف اول عدم اعمال و کارایی برجام معرفی می کردند. این البته، همه‌ی آرزوهای مقامات آمریکایی نیست. پرده‌ی دیگری از این آرزوها را می‌توان در اظهارنظرهای اخیر آنان مشاهده کرد. باراک اوباما، در سخنرانی سال ۲۰۱۵ خود در سازمان ملل، به صراحت اعلام کرد«شعار مرگ بر آمریکا در ایران شغل ایجاد نمی‌کند و برای ایران امنیت نمی‌آورد.» جان کری، وزیرامورخارجه‌ی آمریکا نیز در پاسخ به این پرسش خبرنگار بی‌بی‌سی که «به نظر شما دو طرف نه فقط ایران باید چه بکنند که فضا برای بهبود روابط ایجاد شود؟»، گفت: «فکر می‌کنم همه می‌توانند با تغییر لحن و کم کردن از شعارها شروع کنند. اول از همه شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل. داشتن نقشه‌ای برای نابودی اسرائیل به این روند کمکی نمی‌کند.»[۱]
همچنین «باراک اوباما»، رئیس‌جمهور آمریکا بامداد شنبه ۲ آوریل یعنی ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ در یک کنفرانس خبری در حاشیه نشست امنیت هسته‌ای واشنگتن ضمن اشاره به محدودیت هایی که برای ایران در خصوص مبادلات تجاری با جهان وجود دارد، عنوان کرد «ایران تا کنون متن توافق را رعایت کرده است، اما روح توافق، مستلزم این است که ایران به جامعه جهانی و شرکت‌ها سیگنال‌هایی بفرستد مبنی بر اینکه اقدام به انجام طیفی از اقدامات تحریک‌آمیزی که شرکت‌ها را هراسان می‌کند، نخواهد کرد.» [۲]
وی در همین نشست در خصوص پافشاری اش برای تغییر رفتار ایران اشاره کرد «ایران باید آن چیزی که هر کشور دیگری در دنیا می‌فهمد را درک کند و ان اینکه شرکت‌ها می‌خواهند جایی بروند که احساس امنیت بکنند، جایی که شاهد مناقشات گسترده نباشند، جایی که بتوانند مطمئن باشند مبادلات طبق روال معمول انجام می‌شوند؛ و این هم سازگاری‌ای است که ایران باید آن را انجام دهد.» [۳]
وی چند ماه پیش تر نیز از این سیاست سخن گفته بود، آنجایی که درمصاحبهباوبسایتمیک بیان داشت «بایددورهگذاردرایرانداشتهباشیم، دورهگذاریکهشایدتدریجیباشد. دراینگذارمردمبایددرککنندکهفریادمرگبر آمریکایاانکارهولوکاستدرمیانرهبرانایرانیاتهدیدبهنابودیاسرائیلیاتسلیح حزباللهموجبنفرتجامعهجهانیازایرانمی‌شود.ومنمی‌توانمتضمینکنم، لحظهایکهرژیمایرانازاینلفاظیهاورفتارهادستبکشد،متناسببااندازه، منابعواستعدادشبااوبرخوردمی‌شودوقدرتونفوذاودردنیاافزایشخواهدیافت. اینمطلبیاستکهمنبهتحققآنامیدوارمواینامرتغییردرسیاستورهبری ایرانرامی‌طلبد؛طرزتفکریمتفاوتدرنسبتبابرخوردبادیگرکشورهایدنیاعلی الخصوصایالاتمتحده. وشایدایننسلهماناستکهقادربهوقوعچنینامری است.» [۴]
برنامه های آمریکا
برای عملیاتی کردن ایده خود، آمرکایی ها برنامه هایی را نیز عملی کردند، از جمله راهبرد نانوشته بازیگر شرمنده یا شرمنده سازی ایران، راهبرد نامگذاری ایران به عنوان کشوری منزوی، راهبرد مهار ایران و راهبرد الصاق مسائل منطقه ای به مسئله هسته ای و مذاکرات آن.
آمریکا نشان داده که برای حذف رقبا و دشمنان خود تضعیف اقتصادی و سپس دفاعی و نظامی آنها را به شدت دنبال می کند و زمانی که کشور هدف در وضعیت استیصال قرار گرفت، تمامی اهداف استکباری و استثماری خود را با بیرحمانه ترین روش ها تحمیل می سازد. در روح توافق هسته ای که آمریکا به شدت به دنبال آن است، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی قرار دارد و این هدف در دراز مدت باید با تغییر تدریجی رفتار تهران دنبال شود.
– راهبرد نانوشته‌ «بازیگر شرمنده» یکی از راهبردهایی است که آمریکا بوسیله‌ آن تلاش می‌‌کند رفتارهای ایران در سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بگونه‌ای تغییر کند تا ایران در سطح منطقه و بین‌الملل، از اعمال و اقدامات خود «شرمنده» شود تا از این طریق و به ‌مرور موجبات «تغییر رفتار» ایران را فراهم کند. در این راستا به نظر می رسد آمریکاییان طرح عقب نشینی گام به گام ایران را در دستور کار قرار دارند طرحی که تضعیف عناصر و مولفه هایی که مستقیم یا غیر مستقیم عامل افزایش قدرت جمهوری اسلامی در محیط بیرونی و پیرامونی آن بوده است را در اولویت برنامه های آنان قرار داده و با جدیت توسط آمریکا و غرب پیگیری خواهد شد. تضعیف و کاهش قدرت دفاعی و موشکی و پرهزینه ساختن حمایت از محور مقاومت و نهضت های آزادیبخش از مهمترین این موارد می باشد که تحولات اخیر در سطح منطقه و جهان حکایت از همراهی ارتجاع منطقه ای با آمریکا در این زمینه دارد که قدرت بیرونی ایران را مهار کنند.
– دولت اوباما راهبردهایی را نیز به‌منظور دستیابی به اهداف کلان خود مد نظر قرار داده بود. راهبرد نانوشته «بازیگر شرمنده» یکی از راهبردهایی است که به وسیله آن تلاش می شود رفتارهای ایران در سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی به گونه ای به نمایش گذاشته شود که ایران در سطح منطقه و بین الملل از اعمال و اقدامات خود «شرمنده» شود، تا همین موضوع، به مرور موجبات «تغییر رفتار» ایران را فراهم کند. برای مثال در عرصه داخلی به «نقض حقوق بشر و آزادی بیان»، «غیردموکراتیک بودن»، «ایدئولوژیک بودن» و… متهم می شود. در عرصه منطقه ای متهم به «مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر»، «بر هم زننده امنیت منطقه»، «بی ثبات کننده منطقه»، «بخشی از مشکل» و… جلوه داده می شود. در عین حال تلاش می شود تا اینگونه اظهار شود در صورتی که این رهیافتها از سوی ایران مورد بازنگری قرار گیرد، ایران «از حالت انزوا خارج شده» و «به آغوش جامعه بین الملل باز می گردد.» موضوعی که چند روز بعد از جمع‌بندی وین، رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز عید فطر به آن جواب صریح و محکم دادند: «چه این متن تصویب بشود و چه نشود، به حول و قوّه‌ی الهی، اجازه‌ی هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای از آن داده نخواهد شد؛ اجازه‌ی خدشه‌ی در اصول اساسی نظام اسلامی به کسی داده نخواهد شد… چه این متن تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید.»
– در گام بعدی و با فرض مهار قدرت بیرونی ایران، نظام سلطه زمینه کاهش قدرت داخلی و تضعیف انسجام درونی را بصورت عملی تر در دستور کار قرار خواهد داد. آنان تغییر در باورها، هویت و فرهنگ ایرانی-اسلامی را با جدیت بیشتری دنبال خواهند کرد و زمانی که این خلع سلاح و تغییر اجتماعی مطلوب آمریکا صورت پذیرفت با ترفند حقوق بشر و با قاطعیت بیشتر، دخالت در امور داخلی و تغییر ساختار حکومتی ایران را پیگیری خواهند نمود امری که همواره در ۳۹ سال گذشته از سوی آنان دنبال شده است.
– تلاش آمریکا برای تمرکز بر روح برجام همچنین با یک پیوست منطقه ای نیز همراه بود و آن زمانی بود که آمریکایی ها و غربی ها با تمرکز بر روح برجام به دنبال این بودند تا مسائل منطقه ای را با مسائل هسته ای و مذاکرات یکی کرده و ایران را وادار به دادن امتیازاتی در خصوص مسائل منطقه ای و حتی موشکی کنند. منافع ایران و آمریکا در منطقه غرب آسیا ۱۸۰ درجه با هم اختلاف دارد. قید «در برابر هم قرار گرفتن» حتی به معنی «رقابت آمیز» بودن نیز نیست، بلکه فراتر از آن، منظور «در تعارض» با هم است. این تعارض منافع نه تنها در ابعاد هویتی و ایدئولوژیک (که در این جا موضوع بحث نیست) که در منافع ملی دو طرف در منطقه نیز ریشه دارد. سیستم تامین امنیت آمریکا در منطقه در اساس در تقابل با سیستم تامین امنیت ایران در منطقه است.
– برای مثال، غربی‌ها و مخصوصا مقامات آمریکایی به دنبال القای این مسئله هستند که ایران و غرب در خصوص برخی مسائل منطقه ای مثل مبارزه با داعش منافع مشترک دارند. موضوعی که متاسفانه در فضای رسانه ای داخل کشور و توسط برخی از نخبگان سیاسی و رسانه‌ای بیان شده است. آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در نشستی خبری در برلین با استقبال از حضور ایران در ائتلاف ضد داعش و مبارزه با این گروه تروریستی اظهار داشت «به گمان من ایران نفوذ قابل ملاحظه ای در آنچه در سوریه اتفاق می افتد، دارد و همه از حضور سازنده ایران در مذاکرات سوریه استقبال می کنند.»[۵] جان کری، وزیر امور خارجه وقت آمریکا نیز ضمن بیان این که «با لاوروف مذاکره خواهم کرد تا ببینم ایرانی‌ها آماده‌اند چه نقشی در ماجرای داعش ایفا کنند» و بیان اینکه «ما می خواهیم مشارکت سعودی ها و ترک ها را جلب کنیم و در نهایت، احتمالا، ببینیم ایرانی ها آماده اند چه نقشی ایفا کنند»[۶] به صورت برنامه ریزی شده ای اعلام شده است.
– اگرچه هدف از این راهبرد، در بلندمدت، «عادی سازی رابطه» در سایر زمینه‌ها است، اما واضح است که این موضوع منطقا صحیح نیست. موضوع منافع مشترک ایران و آمریکا حتی در مسئله داعش نیز با هم یکسان نیست، بخشی از دلیل این موضوع در رویکرد آمریکا به منافع موجود در تروریسم ریشه دارد. آمریکا نه تنها از حضور تروریسم در منطقه ناراضی نیست که بخواهد برای از میان بردن آن با کشوری دیگر ائتلاف تشکیل دهد بلکه خود به‌وجودآورنده و پشتیبان‌کننده‌ی گروهک‌های تروریستی در منطقه است. اگر بنا بر از بین بردن گروه های تروریستی بود، آمریکا هم اکنون نیز از چنین ائتلافی (و به تعبیر خود بین المللی و چندجانبه) بهره می برد و نیازی به ائتلاف و همکاری جدید نیست.
با استمساک به این منافع آمریکا، بحث بر سر تلقی از ایران به عنوان «پسر خوب منطقه» و «ژاندارم منطقه»، بحثی بی پایه بود طبیعی بود که تلقی عده ای مبنی بر «حل کردن موضوعات منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا به عنوان لازمه سوق دادن سیاست های آمریکا به سمت شرق آسیا موسوم به آسیا – پاسفیک»، یا «از بین بردن محور احتمالی چین – ایران – روسیه در برابر محور غربی» و… که برای نیل به آنها نیاز به «عادی سازی روابط با ایران» وجود داشته باشد، در واقعیت مناسبات منطقه وجود ندارد.
روش ها و مکانیسم های آمریکایی ها برای متهم کردن ایران به عدم پایبندی به روح برجام بسیار بوده است، در این خصوص آمریکایی ها از دلایل (به تعبیر خود) محکمی برای اعمال فشار بر ایران بهره جسته و با توجه به زمینه هایی که برای اعمال فشار بر ایران وجود داشته مسئله عدم پایبندی ایران به روح برجام را مطرح کرده اند و با استفاده از این موضوع دو هدف را پی گیری کرده اند، نخست به دنبال این بوده اند تا شانه از تعهداتشان در خصوص برجام خالی کرده و دوم به دنبال متهم کردن ایران بوده اند. اما با این حال عمده ترین و مهمترین عاملی که می تواند از همین ابتدا نقشه جدید استکبار جهانی را در نطفه خفه کرد هوشمندی و وحدت عملی و گفتمانی مسئولین و سیاسیون ذیل گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و شنیده شدن صدای واحدی مبنی بر عمل به اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی از داخل کشور بود. البته برای از بین بردن برنامه ها و سیاست های آمریکایی ها در خصوص ایران و در جهت اعمال فشار بر ایران و در کنار این موارد، عمل به سیاست های اقتصاد مقاومتی و اهتمام عملی در اجرای آن توسط تمامی نهادها و نخبگان سیاسی و علمی می تواند ارزیابی و امید آمریکا و استکبار جهانی از پاشنه آشیل جمهوری اسلامی ایران را مایوس و خنثی ساخته و امید به اضمحلال استکبار جهانی را بیش از پیش افزایش دهد.
[۱]. http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=9063
[۲]. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950114000018
[۳]. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950114000018
[۴]. Mic.com/Obama/
[۵] . http://uk.reuters.com/article/2015/08/31/uk-mideast-crisis-iran-germany-idUKKCN0R01M720150831
[۶] . http://www.reuters.com/article/2015/07/24/us-mideast-crisis-syria-kerry-idUSKCN0PY1VL20150724

 

بر چسب ها

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


همچنین مشاهده کنید

Close
Close