آخرین اخباراقتصادیایرانسیاسیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

ماجرای حقوق ۱۶۰ کارگر و سلبریتی های بیسواد / حمید فرخ نژاد از غارت پول ۹۰۰ هزار معلم ایرانی تا خوش رقصی برای دراویش داعشی+ عکس

پس از مجادلات علی‌علیزاده فعال سیاسی – اجتماعی ساکن لندن، حمید فرخ‌نژاد مجبور به پاسخ‌گویی شد و با شبکه اینترنتی تی‌وی پلاس مصاحبه‌ای نزدیک به دو ساعت و نیم انجام داد.  اغلب منتقدان حمید فرخ‌نژاد باید این مصاحبه را برای چندین بار تماشا کنند تا احیانا مطالب مندرج در این متن سوء تفاهم و حمله به این هنرمند کشورمان ارزیابی نشود.

آقای علیزاده در آخرین توئیت خود نوشته‌اند:

فرخ‌نژاد یک رابین‌هود معکوس است: از شکم مردم فقیر ایران که تحریم فقیرتر شدند ماهی ۱۵۰ میلیون تومان معادل ۱۶۰ کارگر را برمی‌دارد و به جیب ابرقدرت تحریم کننده این مردم می‌ریزد. این طرح موضوع از سوی ایشان از جنبه‌های دیگری هم قابل بررسی است. در این مجادلات موضوع به هیچ عنوان محمد امامی و یا همکاران تهیه‌کننده ایشان هم نیست. ما در بررسی کارنامه کاری فرخ‌نژاد باید افق‌های دیگری را برای قضاوت و ارزیابی مد نظر قرار دهیم.

چرا اعداد و ارقام علیزاده در مورد فرخ نژاد اشتباه است؟

ایشان در گفت‌وگویشان با تی‌وی پلاس خود را فردی دغدغه‌مند برای رفع مشکلات معرفی می‌کنند و می‌گوید ۴۰ سال است به بهانه‌ مختلف می‌گویند مسائل را مطرح نکنیم، مبادا دشمنان سوء استفاده کنند. طبیعی است که اولین سئوالی که پیش می‌آید و می‌توانیم با این هنرمند مطرح کنیم این است که شما باید به عنوان یک هنرمند شاخص، مسائل و دغدغه‌تان را از طریق تلفن همراه مطرح کنی یا از طریق آثار هنری؟!

** رفتارشناسی معترض اینستاگرامی ایشان را کافیست با هنرمندان خارجی مقایسه کنیم. کدامیک از هنرمندان و بازیگران خارجی که در سطوح مختلف، در آثار سینمایی منتقدانه و یا آسیب‌شناسانه  حضور دارند، در صفحه مجازی اینقدر فعالیت و موضع‌گیری سیاسی ثبت می‌کنند؟

این کنش‌گری اجتماعی – سیاسی خاص هنرمندان جهان سومی است. هنرمندان شاخص داخلی که با محدودیت در اندیشیدن مواجه هستند، کتاب نمی‌خوانند و بر اساس یک نوع تفکر آنارشیستی دنبال کنندگان خود را به جای عمیق‌، به سطحی نگری و هرج و مرج طلبی هدایت می‌کنند.

چرا اداره مهاجرتی ایالات متحده باید گرین کارت فرخ نژاد را باطل کند

آقای فرخ‌نژاد در این گفت‌وگو اشاره می‌کند من موفق شدم که گرین کارت نخبه‌گی دریافت کنم.آیا رفتار سینمایی ایشان در قواره گرین کارتی است که دریافت کرده‌اند؟ آیا ایشان در مقام تهیه‌کنندگی برچسب نخبگی را به خود الصاق کرده‌اند یا بازیگری؟ در مقام یک دارنده گرین‌کارت نخبه‌گرا، دغدغه‌هایشان را به صورت تصویر چگونه ثبت کرده‌اند؟

آخرین فیلمی که ایشان در سینما تهیه‌کرده فیلم «گشت ۲ » به کارگردانی سعید سهیلی است که با ایشان در ایران فیلم شریک ۵۰ درصدی هستند و باقی آثار کمدی‌های دست چندمی «تگزاس»، دختر شیطان، ما شما را دوست داریم خانم یایا، بی حساب و گشت ۲ است. اگر اداره مهاجرتی ایالات متحده آثار اخیر فرخ‌نژاد را ببیند حتما گرین کارت نخبه‌گی اش باطل می‌کند. چون ادعا کرده‌اند که معادل دیپلمشان خیلی پایین بوده و با سهمیه مناطق جنگی وارد دانشگاه هنر شده‌اند؟ اگر انقلاب نمی‌شد و عراق به آبادان حمله نمی‌کرد و خانواده حمید فرخ‌نژاد همچنان در آبادان بود با این سطح نخبه‌گی یحتمل فرخ‌نژاد مغازه تخمه‌فروشی در کنار یکی از سینماهای آبادان داشت؟ این انقلابی که فرخ‌نژاد با تاخت فراوان برای هر کسی برکت نداشت برای سلبریتی‌خانی مثل جناب فرخ نژاد علی برکت‌الله… .و در حاشیه برای اداره مهاجرتی ایالات متحده، برای صدور گرین کارت نخبه‌گی فرخ‌نژاد باید تاسف خورد.

فیلم نخبه‌گرای جناب فرخ‌نژاد چگونه اثری است؟

مستقل از اینکه فیلم «گشت ۲ » به تهیه‌کنندگی ایشان، اصلا اثری نخبه‌پسند نیست و با یک سری دیالوگ‌های اروتیک و خواندن ترانه شادمهر عقیلی در قالب نوحه، مردم را می‌خنداند، فروش کلی این فیلم در ۱۴ میلیارد و پانصد میلیون تومان  مسئله است. این از آن دست آمارهایی است که علی‌علیزاده با ولع آن را مطالعه می‌کند.

اگر سی درصد درآمد پخش‌کنندگان را از فیلم کسر کنیم فیلم ۱۰ میلیارد تومان فروش خالص داشته است و اگر یک میلیارد تومان فروش رایت فیلم را به شبکه نمایش خانگی (حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی)  درنظر نگیریم و به عنوان دستمزد کارگردانی سعید سهیلی و دستمزد بازیگری فرخ نژاد کنار بگذاریم، احتمالا ایشان از این فیلم ۵ میلیارد تومان سود خالص بدست آورده‌اند.

اگر دستمزد ۵۰۰ میلیونی را به مبلغ ۵ میلیارد اضافه کنیم ایشان تنها از یک فیلم  زمانی که دلار با تعرفه اسحاق جهانگیری ، ۴۲۰۰ عرضه می‌شد، مبلغ یک میلیون و سیصد هزار دلار از فیلم گشت ۲ نصیبشان شده است. اگر ایشان ماهانه ۱۰ هزار دلار برای خانواده‌اشان ارسال می‌کنند، پول ۱۳۰ ماه کمک ده هزار دلاری به خانواده محترمشان  را در سال ۱۳۹۵ تنها از فیلم گشت ارشاد ۲ بدست آورده‌اند.

حالا سلبریتی معروف و مشهوری مثل لئوناردو دی‌کاپریو به جای سرمایه‌گذاری پولش در حوزه کمدی‌های اروتیک که ساختنش در هالیوود امری مباح است و در فرهنگ لیبرال آن‌ها همه چیز ممکن است، بخشی از درآمدها و سرمایه‌ خویش را صرف ساختن مستند در زمینه حفظ محیط زیست با عنوان «پیش از سیل» برای شبکه خصوصی نشئنال جئوگرافی می‌کند، بدون آنکه دستمزدی بابت آن دریافت کند.

 آقای فرخ نژاد حاضر است که سرمایه‌اش را بابت فیلمی مستند درباره دریاچه ارومیه هزینه کند و در طول مستند سیاستمداران را بابت حفظ محیط زیست به چالش بکشد. این دغدغه به صورت فرضی مطرح می‌شود و مهمترین دغدغه اینستاگرامی ایشان، قیمت دلار است. آیا ایشان حاضر است که مستندی درباره نوسانات قیمت دلار بسازد و در قالب اثر هنری‌اش سئوالاتش با سیاستمداران مطرح کند. ایشان روی این جمله در مصاحبه با تی‌وی پلاس تاکید می‌کند من دارم قدرت را نقد می‌کنم. حق طبیعی هر شهروندی انتقاد از مسئولان اجرایی است و به نوعی مطالبه رای در انتخابات محسوب می‌شود، اما جایگاه فرخ‌نژاد با مردم عادی بسیار متفاوت است. چرا از سود میلیون دلاری فیلم گشت ۲ برای نقد قدرت استفاده نمی‌کند؟ مگر لئوناردو دی‌کاپریو در مستندش باراک اوباما را بابت محیط زیست به چالش نمی‌کشد؟با سود حاصله در مسیر بازیگری،  مستند می‌سازد و از مدیوم صحیح تصویر با صاحبان قدرت دیالوگ برقرار می‌کند.

*چرا هنرمند محترم کشورمان ساده‌ترین، پوپولیستی‌ترین و جهان‌سومی‌ترین راه را برای بیان دغدغه‌هایشان انتخاب کرده‌اند؟ کسی به ایشان وحی الهی نازل کرده که شما به عنوان کمدین آثار نازلی (نخبه‌گرا) که اخیرا برای کسب پول در آن حضور پیدا می‌کنید، مشکلات مردم را در فضای مجازی مطرح کن و از مسئولان سئوال بپرس.

چرا یکبار درخواست دیدار حضوری با مسئولان اجرایی کشور را نمی‌کنید؟ اگر مردم کشورتان را دوست دارید چرا مصائب آنان را بدون هیاهو و جنجال با مسئولان امر در میان نمی‌گذارید؟ چرا از چهره مشهورتان برای تسهیل امور سیاسی، اجتماعی دور از چشمان ناظر رسانه‌ای و مجازی استفاده نمی‌کنید؟رفتارهای پوپولیستی اینستاگرامی که دردی را دوا نمی‌کند.

شما می‌فرمایید که من می‌توانم از طریق اینستاگرام مشغول امور تبلیغاتی شوم و از این راه درآمد کسب کنم. اتفاقا با انتشار پست‌های سیاسی و برند شدن در شبکه «من و تو» هر روز دارید برای خودتان استفاده می‌کنید تا از این جو ملتهب بهره‌برداری کنید تا آثارتان به فروشی درخور دست پیدا کند و در جو ملتهب سینما فراموش نشوید؟ سن شما بالا رفته و در مدرسه پیرمردهای سینمای ایران که حضور جوانان غیر ممکن است، استفاده از این همین شوء های سیاسی برند شما را در میان سینماگران سیاست‌زده حفظ می‌کند. این‌ها مسائلی است که در اغلب دفاتر سینمایی در مورد ایشان مطرح می‌شود و بسیاری از همکاران شما از شیوه جهان سومی نقد قدرت با چاشنی پوپولیسم حمایت می‌کنند و صدای تشویق‌ها را می‌توان از ایران اینترنشنال، من و تو، رادیو فردا و صدای آمریکا شنید.

*پهلوی آری یا پهلوی خیر؟!

آقای فرخ نژاد در فیلمی علیه خاندان پهلوی ایفای نقش کرده‌اند و خبر مشرق را در مورد دستمزد ۴۸۰ میلیون تومانی (سیصد و سی و پنج هزار دلار) برای این فیلم در گفتگو با تی‌وی پلاستصدیق کرده‌اند. یعنی زمانی که این میزان دستمزد را دریافت کرده‌اند قیمت دلار ۱۳۵۰ تومان بود. ایشان موضوع فیلم را نفی می‌کنند و می‌فرمایند قرار بود اثر دیگری بشود. ایشان برای حضور در این فیلم علاوه بر این دستمزد جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرده‌اند. چرا همان زمانی که جایزه و ۳۳۵ هزار دلار دستمزد را دریافت کردند روی سن جشنواره نفرمودند که فیلم تغییراتی پیدا کرده است؟

گواهان حی و حاضر هستند، علی غفاری کارگردان و محسن علی‌اکبری تهیه‌کننده؛ برخلاف فرافکنی تی‌وی پلاسی، ایشان فیلمنامه را به همان صورتی که بدستشان رسید بازی کردند، از فیلمنامه یک کلمه هم کم و زیاد نشد. مجری تی وی پلاس هم در طول این مصاحبه اصرار دارد که جناب فرخ نژاد آثار منتخبی که بازی می‌کنند در مسیر افکار و عقایدشان نیست. این تحلیل کاملا درست است که ایشان با دستمزد ۴۸۰ میلیون تومانی در سال ۱۳۹۰ در فیلمی علیه خاندان پهلوی و در نقش معترض به این خاندان حضور پیدا می‌کنند اما در صفحه اینستاگرام با رفتاری پوپولیستی از رضاپالانی معروف رضاخان میرپنج تجلیل می‌کنند و بعدهم در مصاحبه با تی‌وی‌پلاس اصل فیلم را نفی می‌کنند چون دوران عوض شده و سلبریتی‌های ملون آماده تغییر رنگ هستند.

لینک خبرگزاری ایسنا(اینجا)

محسن علی اکبری تهیه کننده خصوصی ؟

موضوع حل نشده با حمید فرخ‌نژاد این است که ایشان می‌فرمایند که پول فیلم استرداد را بخش خصوصی پرداخته‌اند، البته در جملات بعدی ایشان اشاره به مصوبه بودجه فیلم‌های فاخر توسط مجلس موجود است. تمامی اهالی سینما می‌دانند محسن علی‌اکبری که آثار خوب و متنوعی در سینمای ایران ساخته است، تهیه ‌بخش خصوصی نیست و خود ایشان در جلسه نقد و بررسی استرداد فرموده‌اند که چهار میلیارد و هفتصد و پنجاه میلیون بودجه این فیلم استکه آنرا از بنیاد سینمایی فارابی دریافت کرده‌اند. با توجه به اعتراف فرخ نژاد در مصاحبه، ایشان ۴۸۰ میلیون تومان یعنی یک دهم پول کل بودجه فیلم را به عنوان دستمزد دریافت نموده‌اند. در سال ۱۳۹۰ دستمزد یک کارگر عادی کمتر از  ۴۸۰ هزار تومان بوده، اما اگر همین قدرتی که آقای فرخ نژاد سودای نقد اینستاگرامی آنرا دارند، نبود با همیاری مصوبه مجلس و حمایت محسن‌علی اکبری ایشان نمی‌توانست در سال ۹۰ ، هزار برابر یک کارگر عادی بابت ۷ ماه کار دستمزد بگیرد. ایشان اشاره می‌کنند دلیل مهاجرتشان در دوره احمدی‌نژاد نبود عدم امنیت کافی در کشور است. حرف ایشان کاملا درست است اما  امنیت اقتصادی ۱۰۰۰ برابری چرا در مصاحبه‌اشان برجسته نکردند.

خوش رقصی بازیگر مرد برای داعشیان وطنی

برخی از مدعیان اصلاحات و سلبریتی‌ها و نمایندگان فراکسیون امید در اقدامی سخیف و البته مسبوق به سابقه، با استدلال‌های پوچ به دفاع تمام قد از اراذل و اوباش جنایتکار پرداختند.

دوشنبه‌شب عده‌ای از اراذل‌واوباش در پوشش دراویش و به بهانه آزاد کردن فردی که به اتهام سرقت و با شاکی خصوصی دستگیرشده بود، با رفتاری داعش گونه ۵ تن از نیروهای انتظامی و بسیجی را به شهادت رسانده و بیش از ۳۰ مأمور پلیس را مجروح کردند.
این اراذل‌واوباش همانند داعش با اتوبوس و خودرو، فرزندان این ملت را به زیر گرفته و با قمه و سنگ و چماق و پاره‌آجر و تفنگ ساچمه‌ای به حافظان امنیت حمله‌ور شده و آنان را مظلومانه به شهادت رساندند. این غائله درنهایت با دستگیری ۳۰۰ تن از اغتشاشگران پایان یافت.
این رفتار وحشیانه و به شهادت رسیدن مظلومانه حافظان امنیت کشور قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد آورد. اما برخی از مدعیان اصلاحات و سلبریتی ها و نمایندگان فراکسیون امید در اقدامی سخیف و البته مسبوق به سابقه، با استدلال های پوچ به این موضوع واکنش نشان دادند.
تناقض آشکار!
صادق زیباکلام که ید طولایی در دفاع از مفسدین اقتصادی، جاسوس ها و اغتشاشگران دارد و به تناقض گویی مشهور است، در واکنش به رفتار وحشیانه اراذل و اوباش و به شهادت رسیدن مظلومانه حافظان امنیت کشور در توئیتی نوشت: «مشکل دراویش گنابادی چیست؟ دراویش گنابادی همچون دراویش نعمت اللهی، ذهبییه، پیربسطامی و سایر دراویش نه «تبلیغ علیه نظام» کرده‌اند، نه «تشویش اذهان عمومی» و نه مرتکب «جاسوسی»یا «اقدام علیه امنیت کشور» شده‌اند.جرم واقعی آنها که ازهمه اینها بدترمی‌باشد: تمکین نکردن از قرائت حکومتی ازمذهب است».
این اظهارنظر زیباکلام با واکنش منفی فعالان فضای مجازی مواجه شد.
یکی از فعالان فضای مجازی در واکنش به اظهارنظر تأمل برانگیز زیباکلام نوشت: «یک قرائت هم هست که جنایت و ناامنی را مباح می داند. دواعش و دراویش و ری‌استارتیها و فتنه‌گران از همین قبیل‌اند. از فساد اقتصادی تا تروریسم، هرجا دفاع از خیانت است، نام زیباکلام می درخشد!».
دفاع تمام قد زیباکلام از اراذل و اوباش و این ادعا که جرم دراویش صرفا تمکین نکردن از قرائت حکومتی از مذهب است، در حالی است که وی در سال ۹۰ با حمایت از نظام سرمایه‌داری در آمریکا گفت که معترضان وال‌استریت به خاطر اینکه سدمعبر کرده‌اند باید بازداشت شوند.
زیباکلام در گفتگویی در پاسخ به این سوال که:«شما اعتقاد دارید در آمریکا و غرب به راحتی مردم اجازه اعتراض دارند اما مشاهده می‌کنیم پلیس و نیروهای امنیتی این کشورها برخوردهای خشونت‌آمیزی با معترضان دارند»، گفت:«اتهامی که به متهمان بازداشت شده ]وال استریت[ وارد است، سدمعبر بوده و واقعاً هم این معترضان سدمعبر کرده بودند و خیابان‌ها و پل‌ها را بسته بودند و این اتهام سدمعبر به معترضان از نظر من وارد است».
سلبریتی بازی با خون!
«حمید فرخ نژاد» از بازیگران سینما و «خودکارشناس پندار در همه امور» در توئیتی تأسف برانگیز نوشت: «متاسفانه دیشب به دلیل اشراف منزلم به گلستان هفتم شاهد درگیری گسترده در این محل بودم، شهادت میدم اگر درایت نیروی انتظامی نبود، ماجراجویی آقایان لباس شخصی و عصبانیت دراویش منجر به فاجعه‌ای با تلفات انسانی بالا می‌شد، تشکر می‌کنم از عملکرد عاقلانه و حرفه‌ای نیروی انتظامی و تسلیت میگم به خانواده نیروهای از دست رفته ناجا،کاش عقلای هر دو طرف نقش پررنگ‌تری برای جلوگیری از این دست برخوردها ایفا می‌کردند».
وی در توئیت دیگری هم نوشت: «دیشب از ساعت ۹ شب تا ۵ صبح از نزدیک شاهد اتفاقات ناگواری بودم که واقعا دردناک و غم انگیز بود.حجم دود و آتش و گاز اشک‌آور و فحش و فریاد بسیار زیاد بود و در دو طرف میدانی که شبیه جبهه‌های جنگ بود آدمهایی با سلاح‌های سرد و با خشم فراوان فریاد می زدند. عده ای حیدر حیدر می‌گفتند و عده ای علی علی، مطمئنم هرکدام دلایل بسیاری داشتند که خود را به حق بدانند و خون طرف مقابل را مباح. اینکه کدام جبهه بر حق بود و کدامیک ناحق منظور نظر من نیست…»
این سلبریتی هیچ تفاوتی میان اراذل و اوباش قمه‌کش و حافظان امنیت کشور قائل نشده و با طعنه و کنایه، تقلا کرده تا نیروهای جان بر کف بسیجی را همسان با اراذل و اوباش داعشی معرفی کند. غافل از اینکه اگر همین نیروهای مخلص نبودند، امثال این سلبریتی هیچگاه فرصت نمی‌کرد تا با فراغ بال بر روی کاناپه نشسته و توئیت بازی کند.
وکیل مدافع داعش!
محمدجواد فتحی، عضو فراکسیون امید و نماینده مردم تهران در مجلس نیز با اشاره به انتشار فیلمی از محمد ثلاث، راننده‌ اتوبوسی که در اقدامی وحشیانه و با تقلید از جنایت‌های داعش، از روی فرزندان این ملت رد شد و آنان را به شهادت رساند، گفت:«آن‌چه در فیلم پخش‌شده از درویش گنابادی بر تخت بیمارستان مشاهده می‌شود، حکایت از ضرب و جرح شدید او می‌کند که اگر توسط ضابطین صورت گرفته باشد، دادستان محترم باید نسبت به تعقیب مأمورین متخلف اقدام کند و اگر توسط مردم عصبانی تحقق یافته باشد باید مأمورینی که قدرت ممانعت داشتند و اقدام نکردند مورد بازخواست قرار گیرند. باید بتوان به نیروی انتظامی برای حفظ امنیت متهم اعتماد کرد». این نماینده مجلس بجای آنکه این اقدام جنایتکارانه را محکوم کند،خون به دل خانواده‌های شهدا کرده و به دفاع تمام قد از یک جنایتکار می پردازد.
کدام منطق و عقلی می پذیرد که وقتی یک جنایتکار با نهایت قساوت، حافظان امنیت و نظم کشورمان را با اتوبوس به زیر می‌گیرد، بجای دفاع از مظلوم، به دفاع تمام قد از جنایتکار داعشی بپردازیم؟!
 برای وقتی دیگر
فرقی نمی کند که استاد دانشگاه باشی، یا بازیگر یا نماینده مجلس، وقتی توانایی تشخیص بدیهیات را نداری و نمی‌توانی و یا نمی‌خواهی حق را از باطل تشخیص دهی، پس بهتر است زحمت اظهارنظر کردن به خودت ندهی. اکنون ۵ خانواده داغدار است. خون به دل این خانواده‌های عزیز نکنید. سلبریتی بازی و سیاسی کاری را بگذارید برای وقتی دیگر.

حمید فرخ نژاد؛ رفیق محمد امامی و شریک دولت!

چطور سلبریتی‌ها می‌توانند این پول‌های کثیف بگیرند و در کشورهای مختلف تجارت راه بیندازند و خانه بخرند و زندگی های بین‌المللی بسازند و بعد ناگهان غم نان مردم هم بخورند؟

راهبری سلبریتی‌ها در انتخابات سال ۱۳۹۶ موضوعی است که با محوریت هر کدام از این چهره‌های سرشناس قابل بررسی است. حمید فرخ نژاد یکی از سلبریتی‌هایی است که عادت به اظهار نظرهای سیاسی – اجتماعی در فضای مجازی دارد و می‌توان گفت او از آن دسته سلبریتی‌های سیاسی‌نمایی است که به فراخور هر رویدادی، نظراتش را در صفحه اینستاگرامش منتشر می‌کند.

موج این اظهارنظرها با انتخاب سال ۱۳۹۲ شدت گرفت و فرخ‌نژاد را می‌توان یکی از حامیان حسن روحانی در دو انتخابات اخیر برشمرد. اما چرخش سیاسی سلبریتی‌هایی نظیر فرخ‌نژاد از آن دست مواردی است که پروسه پرسشگری را در مورد رفتارشناسی مجازی او فعال می‌کند. اصولا حمایت سلبریتی‌ها از یک دولت سیاسی از سوی هنرمندان و سلبریتی‌های سینمایی باید یک دلیل شاخص فرهنگی – سینمایی داشته باشد. سئوال قابل طرح از بازیگر «به رنگ ارغوان» که تحلیل سیاسی خود را خاص و ویژه می‌داند این است که چه ویژگی خاص فرهنگی را در دولت نخست حسن روحانی در سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ کشف کرده‌اند که در انتخابات سال گذشته از ایشان حمایت کرده‌اند!؟

فرخ نژاد آخرین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را در  سی و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر برای فیلم استرداد دریافت کرد و در ادوار گذشته جشنواره برای دو فیلم خوب، بد جلف و گشت ۲ نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد درجشنواره فیلم فجر شده است. اگر مستقل از قضاوت سیاسی عملکرد چهار سال نخست دولت روحانی را در حوزه سینما بررسی کنیم، نسبت به دولت‌های پیشین آیا سینمای ایران رشد صعودی داشته است؟ سینمای ایران اگر توفیقی هم در گیشه کسب کرده، اغلب این موفقیت‌ها به خاطر ساخت زیرساخت‌های کلانی است که در قالب پردیس‌های سینمایی، سینمای ایران را از ورشکستگی نجات داد، آنچنان که خود جناب فرخ‌نژاد هم نسبت به این رویداد اعترافی مجازی را منتشر کرده‌اند.

سئوال نخست این است که اگر قرار قضاوتی صادقانه درباره مردان سیاسی داشته باشیم و از منظر کاملا فرهنگی – سینمایی عملکرد آنان را بررسی کنیم، میان دو نامزد انتخابات سال ۱۳۹۶ کدامیک چهره موثرتری در ساخت زیرساخت‌های سینمایی در قالب پردیس، در شهر تهران بوده‌اند؟ آیا تاثیر فرهنگی چهره‌های فرهنگی باید دستمایه قضاوت هنرمندان سینما و عرصه نمایش باشد یا گرایشات سیاسی و شعارهایی که در فصل انتخابات صرفا در حد شعار باقی می‌مانند!؟

جشنواره فجر سال ۱۳۹۶ بزنگاه مناسبی برای قضاوتی دوباره است. فیلم لاتاری که  فرخ‌نژاد در آن ایفای نقش می‌کند مورد قضاوت داوران برگزیده جشنواره فجر قرار گرفت و طبق اعلام نظر داوران در برنامه هفت مشخص شد که سایه سنگین سیاست به خاطر گرایش سیاسی تهیه‌کننده به یکی از نامزدهای انتخاباتی سال ۱۳۹۶ با همه شایستگی‌ها، اثر عمیقی در مورد قضاوت قرار نگرفتن فیلم دارد. فرخ ‌نژاد به این بهانه واکنشی مجازی زیر را منتشر کرد.

با این رفتارشناسی فرهنگی – سینمایی، وضوح سایه سنگین سیاست در حوزه سینما عیان گردید تا نفی فیلم «لاتاری» با همه شایستگی‌ها اثباتی اغنایی باشد بر رویکردهای سیاسی دولت حاکم. با این حساب  فرخ‌نژاد چگونه به کشفی خاص در مورد حسن روحانی رسید که ایشان می‌توانند گزینه فرهنگی‌تریدر انتخابات اخیر باشند.

اما خیل انتقادات به دولت روحانی خلاصه در حوزه فرهنگ نمی‌شود و دولت یازدهم در حوزه اقتصاد عملکردی کاملا منفعلانه دارد. فرخ نژاد در نخستین روزهای گران شدن دلار مثل اغلب سلبریتی‌ها به این اتفاق واکنش نشان داد.

به دلیل موضع منفعلانه دولت و بی‌ثباتی نرخ دلار فرخ نژاد مجبور به واکنش می‌شود و در صفحه شخصی خود می‌نویسد: الان مشکل کجاست!؟ من به برنامه ها و وعده های انتخاباتی آقای روحانی رای دادم و اکنون حق خودم می‌دونم تحقق و اجرای اون وعده ها رو مطالبه کنم. آیا دولت روحانی‌ برنامه‌ای مدون و از پیش تعیین شده را برای ثبات اقتصادی ارائه داد که فرخ‌نژآد از آن حمایت کرده و این گزینه انتخاباتی را به مردم پیشنهاد داده است؟

با استمرار عدم پاسخگویی از سوی دولت، فرخ نژاد پست دیگری را منتشر می‌کند  در آن می‌نویسد: آقای روحانی، به خاطر حمایت از شما، آبرو برای امثال من نمانده است. یه کم به فکر خودتون باشید.

با گران شدن ناگهانی خودرو فرخ نژاد مطالبه دیگری را با استفاده از کلمه تنبیه منتشر می‌کند و می‌نویسد: جناب آقای روحانی اجازه؟ خودرو سازان داخلی و بانک مرکزی از عوامل اصلی ایجاد جنگ روانی که فرمودید هستند. تنبیهشون بفرمایید، بی زحمت.

همانطور که در مورد حقوق‌های نجومی در دولت یازدهم واکنشی قضایی، پیگیرانه و مستمر از سوی دولت اتفاق نیفتاد، در مورد تسلط دولت در بازار خودرو نیز اتفاقی نخواهد افتاد و   فرآیند عدم توجه به ناهنجاری‌ها مهم عرصه اقتصاد و مشکلات عظیم در زیر ساخت‌های خدماتی کشور  به صورت مستمر ادامه پیدا خواهد کرد. با وجود طرح سئوال مستمر سلبریتی‌های حامی دولت اما عدم پاسخگویی تبدیل به یک رویه می‌شود و زمانی‌که فرخ‌نژاد پست  دیگری را در مورد مشکلات آبرسانی در آبادان منتشر می‌کند، مثل  سایر مشکلات «مطروحه» در کارتابل «اقدام سریع» دولت قرار نمی‌گیرد. فرخ نژاد در پست دیگری می‌نویسد: به ولله بی معرفتین، این رسمش نیست، سرمایه و ثروت این مملکت از زمین‌های این خطه تامین میشه اونوقت سهمشون از این ثروت این باید باشه؟ این مردم در دشوار ترین دوران این مملکت سپر بلا بودن، شهید دادن، جانباز دادن، آواره شدن، این حقشون نیست. شرم بر شما که نه توان مدیریت دارید و نه غیرت استعفا.

البته در اظهارات سیاسی فرخ‌نژاد چند تناقض وجود دارد. با اینکه کارنامه دولت یازدهم در تامین نیازهای اولیه عمومی مردم چندان روشن نیست چرا مردم را تشویق به انتخاب حسن روحانی می‌کردند؟ مگر انتشار مطالبات به حق مردم با عدم اقدامات غیر راهبردی دولت مواجه نبود، پس چرا استمرار دولت یازدهم مطالبه نخست سلبریتی‌ها بود؟ آیا آنان به دنبال افزایش نارضایتی عمومی بودند که نسخه غیرشفابخشی را در انتخابات به مردم توصیه کردند؟

به هر حال ناکارآیی دولت به حجم وسیعی از اعتراضات مردمی در صفحه مجازی فرخ نژاد منجر شد و بازیگر فیلم استرداد چنین به مخاطبانش پاسخ داد: «داری اشتباه میزنی برادر من، داری اشتباه میزنی داداش، داری اشتباه میزنی اخوی، با حمله کردن و بیسواد خوندن و فحش دادن و با اکانت فیک حمله جمعی طراحی کردن هیچی حل نمیشه! این جماعت به قول شما سلبریتی بیسواد، مفت خور و بی‌بند بار اگه عافیت طلب بود که خودشو می انداخت توی دامن قدرت! زدن حرف دل مردم و تذکر وضع موجود که پول توش نیست عزیز دل من! تعریف و تمجید از قدرتمندا منفعت توشه، داری اشتباه میزنی به والله! درس بگیرید اگه صدای اعتراض می شنوید به فکر اصلاحش باشید، به جای جواب دادن سئوال ها رو پاک نکنید، با فحش دادن و تهمت زدن مشکل حل نمیشه بفهم برادر من، اون سلبریتی چون چیزی رو گفته و خبر از دردی میده که تو خوشت نمیاد، بی سواده؟»

به هر حال بازیگر فیلم «عروس آتش»، وقتی از دولتی اعلام حمایت می‌کند و مردم را تشویق می‌کند که به کاندیدای منتخبش رای بدهد، چرا استدلال روشنی برای هم آوایی سیاسی خود ارائه نمی‌دهد؟ دولتی که حتی مطالبات این بازیگر را نسبت به گرانی دلار، بی آبی خوزستان و حتی مطالبه سینمایی او را درباره فیلم لاتاری نادیده می‌گیرد.

اما بازیگر فیلم ارتفاع پست وارد فاز دیگری از اظهارنظرهای غیر تخصصی می‌شود. او با انتشار عکسی معنادار به حواشی اعتراضات مردمی منجر به اغتشاش اشاره می‌کند و به انتشار چند کلمه اکتفا می‌کند: “تو خواه پند گیر و خواه همین فرمون برو جلو…”

بازیگر فیلم استرداد از حامیان دولت و حسن روحانی رویه پست‌های پر از ابهام و ایهام را همچنان ادامه می‌دهد او در پستی می‌نویسد:

و در پست دیگری می‌نویسد:

آیا علت رای دادن به حسن روحانی، دست دادن با رئیس جمهور ایالات متحده بود؟

اما تمام تناقض‌های حمید فرخ‌نژاد با بررسی یک پست اینستاگرامی بررسی کرد. او در این پست می‌نویسد:

حمید فرخ‌نژاد در کنار محمد امامی تهیه‌کننده پر حاشیه سریال شهرزاد در کنفرانس مطبوعاتی در کانادا

و این پست را می‌توان به یک عبارت مهم از منتقد سینما نیما حسنی نسب ارجاع داد که با حضور در برنامه شهر فرنگ شبکه خبر گفت: سلبریتی‌ها بیشتر اینکه حقیقت موضوع و جدیت در آن موضوع مدنظرشان باشد، واکنش‌هایشان بیشتر یک جور اداست که سوپاپ اطمینانی است برای کم کردن عذاب وجدان،   اگر اندک وجدانی هنوز سلبریتی ها داشته باشند. یا برای مقاصد پیچیده پشت پرده است. و گرنه منبع ارتزاق یک عده از این سلبریتی‌ها در همین ۵ سال اخیر ازمنابع بشدت مشکوک و فاسد و عمیقا مسئله دار از جیب همین مردم بوده است. چطور سلبریتی‌ها می‌توانند این پول‌های بگیرند و در کشورهای مختلف تجارت راه بیندازند و خانه بخرند و زندگی های بین‌المللی بسازی و بعد ناگهان غم نان مردم هم بخورند؟

فرخ نژاد در پست اخیرش اشاره می‌کند که دزدی در لایه‌های مختلف مدیریتی افزایش یافته است اما پاسخ درخوری که می‌توان به این موضوع داد، تناقض در ارتباط‌های سینمایی هاست که برخی از اختلاس‌گران و اخلالگران اقتصادی در حوزه کاری آنان، مشغول به پولشویی هستند و بخش اعظمی از این پول وارد حوزه فرهنگ شده است. به غیر از اینکه، این طیف خاص مورد انتقاد افکار عمومی هستند وابستگان و کسانی که از منابع پولشویی این افراد ارتزاق می‌کنند، در تیررس اعتراضات عمومی هستند. به هر حال حمایت از دولت روحانی و دسترسی به منابع مشکوک تناقضی است که بسیاری از سلبریتی‌ها بدان دچارند و نمی‌توانند با انتقادات سیاسی پر ایهام و ابهام خود را تبرئه کنند.

بر چسب ها

پیشنهاد سردبیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close