آخرین اخبارایرانفرهنگی و اجتماعییادداشت

ماه عسل و دورهمی ما را به تلویزیون امیدوار می کنند

«ماه عسل»؛ برنامه ای که ما را به تلویزیون امیدوار می‌کند/ ظرفیتی مردمی که به خدمت خود مردم در آمده است

یک برنامه تلویزیونی تا چه اندازه می تواند اثر گذار باشد؟ پاسخ به این سؤال مخصوصاً در زمانه ای که شبکه های اجتماعی تا این حد با اقبال مردم روبه رو شده اند دشوار است. شاید بسیاری قائل باشند که تلویزیون عرصه را به شبکه های اجتماعی باخته اما برخی از برنامه های موفق در رسانه ملی نشان می دهد که هنوز نمی توان با قطعیت در مورد این گذاره ها اظهار نظر کرد.
برنامه تلویزیونی «ماه عسل» که امسال دوازدهمین سال تولیدش را از سر گذراند نمونه ی برنامه ای است که هنوز بسیاری را به اثر گذاری تلویزیون امیدوار می کند. برنامه ای که با سوژه ای بکر و با ایده ی «هر زندگی یک رمان است» کارش را آغاز کرد و سال به سال توسط تیم «احسان علیخانی» پخته تر شد.
البته این برنامه فراز و نشیب هایی هم داشته و در برخی انتخاب ها اسیر کلیشه های رایج شده اما از آن جهت که این تیم نشان داده به نسبت سایر برنامه سازان تلویزیون از قدرت ریسک پذیری و البته ایده پردازی برخوردار است و به راحتی می تواند تدابیری برای همراهی مخاطب پیش بینی کند.
همکاری با کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان زندان ها برای برطرف کردن یک ناکارآمدی جدی در ساختارهای اداری و تلاش برای استفاده از ظرفیت عظیم اجتماعی و مردمی برای حل مشکل زندانیانی که به خاطر بدهی در زندان هستند یکی از مواردی است که برنامه «ماه عسل» را از سایر برنامه های تلویزیون متفاوت می کند.
این همان چیزی است که می توان از آن به عنوان هدف و غایت یک اتفاق هنری یاد کرد. این همه خلاقیت و تلاش برای جذب مخاطب و همراه کردن مردم با برنامه ای مثل «ماه عسل» آیا صرفاً برای پر کردن یکی دو ساعت نزدیک به افطار است و یا باید اتفاق بزرگ تری را انتظار داشت و حتی پیش بینی کرد.
از طرفی این برنامه از آن جهت که در سال های اخیر فراوان متهم بود به اینکه صرفاً برای گرفتن اشک از مخاطب تولید می شود جنس قصه ها را هم تغییر داد. مهمانان این برنامه هر کدام قهرمان یک زندگی بودند. کسانی که رنج های فراوانی را از سرگذرانده اما از آن به خوبی عبور کردند. شاید سال های قبل اصرار علیخانی بر این بود که درماندگی این قهرمان ها کامل روایت شود تا شیرینی پیروز شدن این انسان ها بر آن بیشتر احساس شود اما همین باعث شده بود بسیاری این برنامه را به عنوان یک برنامه ی تلخ قلمداد کنند.
در دو سال اخیر علیخانی روایت قصه ها را هم تغییر داده و تلاش کرده است تا ضمن روایت درماندگی و مشکلات برخی از این شخصیت ها عظمت پیروزی بر مشکلات و چیره شدن بر دشواری های زندگی بیش از گذشته به چشم بیاید.
بدون شک ۱۲ سال برنامه سازی و باقی ماندن در سطح اول در میان رقبا اتفاقی نیست که به راحتی حاصل شده باشد. اعتمادی که امروز مخاطب به این برنامه تلویزیونی دارد ثمره ی تصمیم درستی است که تیم تولید ماه عسل در ابتدای راه گرفته اند. روایت زندگی مردم برای خودشان.
«ماه عسل» برنامه ای است که به دلیل داشتن مخاطب فراوان ظرفیت اجتماعی عظیمی را با خود همراه کرده است. ظرفیتی که تیم این برنامه می توانست آن را به مسائل مالی و اسپانسرینگ برای تلویزیون خلاصه کند اما در اقدامی تحسین برانگیز این ظرفیت مردمی به کار خود مردم آمده و باعث حل شدن برخی از گرفتاری های اجتماعی شده است.
رقابت با شبکه های اجتماعی، مراقبت از نیفتادن به تکرار و داشتن ایده های خلاقانه تنها بخشی از مسائلی است که احسان علیخانی و همکارانش باید به آن توجه کرده و برای حفظ این ظرفیت عظیم به آن دقت کنند. مراقبت از این موارد ما را امیدوار می کند که همچنان برنامه ای موفق و ظرفیت ساز در تلویزیون شاهد باشیم.

 

چرا شبه روشنفکران وطنی بر روی «مهران مدیری» شمشیر کشیده اند؟ / حکایت «مهران مدیری» و اشاره به پادشاهی که لخت است

مهران مدیری هیچ وقت فردی مورد علاقه در نگاه روشنفکران مدعی در عرصه های هنری نبوده و دورهمی نشان می دهد که همچنان نخواهد شد. این یک افتخار بزرگ برای مشهورترین کمدین تلویزیون محسوب می شود.
نقد برخی از نارسایی های اجتماعی در کشور و داشتن مشی مطالبه از دولت در قالب طنز خیلی به مزاق برخی ها خوش نیامده و در آشکار و نهان در حال تاختن به برنامه «دورهمی»و شخص مهران مدیری هستند. کسی که سابقه ی آثارش نشان می دهد علاقه ی فراوانی به شوخی با زندگی طبقه ی متوسط یعنی تقریباً اکثریت مردم دارد. طبقه ای که روشنفکران از بدو شکل گیری تلاش می کنند تا در خط دهی به این طبقه گوی سبقت را از سایرین بدزدند.
مهران مدیری البته نشان داده که هیچ تعصبی بر روی چیزهایی که شاید سایر همکارانش خط قرمز خود می دانند ندارد. و این هم نه از این بابت است که او خیلی چیز ها را جدی نمی گیرد بلکه از این بابت است که او نمی خواهد دور خودش و در نسبت با مردم قواعدی را حاکم کند و خود را متمایز و در طبقه ای فراتر از سایر مردم تعریف کند.
به همین دلیل در گفتگو با یکی از بازیگران زن که اعتقاد دارد شغل بازیگری دشوار است صراحتاً می گوید که به هیچ عنوان معتقد نیست که بازیگری جزو مشاغل سخت به حساب می آید و دقیقاً به همین دلیل مورد تشویق حضار قرار می گیرد و بعد هم مردم بسیار از این گفته ی او تمجید می کنند.
این درحالی است که بسیاری از فعالان و روشنفکران وطنی شاغل در عرصه هنر خود را در سطحی بالاتر از جامعه تعریف می کنند و همین باعث می شود که دیگر آثارشان توسط مردم فهم نشوند و تبدیل به هنرمندانی محفلی شوند. اتفاقی که سال های سال است برای مهران مدیری نیفتاده و مردم همچنان او را زبان خود می دانند.
اعتماد مردم به مدیری تا این حد است که اگر او یک رفتار فراگیر در جامعه را با طنزی بسیار گزنده مورد انتقاد قرار دهد نه تنها با واکنش منفی آن ها رو به رو نمی شود بلکه وی را بابت این همه تیز بینی و صراحت تمجید می کنند.
همین روحیه باعث می شود که او بدون هیچ گونه خودسانسوری رفتارهای برخی شبه هنرمندان را به نقد بکشد و حتی با رفتار برخی از مهمان های برنامه ی خودش هم شوخی کند. چرا که از نظر او مردم و فهم آن ها اولویت دارد نه آن چه قرار است توسط دوستان در محفل های خصوصی گفته شود.
مهران مدیری حتی ابایی ندارد از اینکه در فضایی طنزگونه در پاسخ به اینکه به هنرمند دختر می دهد یا نه می گوید: «من به هنرمند گربه ام را هم نمی دهم.»
یکی از نویسندگان روشنفکر که هم سردبیر یکی از مجلات مورد توجه روشنفکری را به عهده و هم دستی بر آتش ادبیات داستانی دارد در خصوص مهران مدیری می نویسد: « سالها پیش مقاله ای نوشتم که چرا اصولن مهران مدیری در خدمت وضع موجود است و ضد تجدد سیاسی در آنجا توضیح دادم بستری که مدیری در آن شکوفا شده بستری است عمیقاً محافظه کار و پوپولیستی که مقابل امر نو نه تنها مقاومت می کند بلکه به شکلهای گونا گون نیز دست اش می اندازد. »
این نویسنده که بیش از اینکه مدیری را نقد کرده باشد بیشتر او را متهم می کند مردمی بودن هنر مدیری را صرفاً با اطلاق واژه پوپولیست یک امتیاز منفی برای او قلمداد می کند حال انکه اتفاقاً مدیری خودش تصمیم گرفته تا مخاطب خودش را مردم قرار دهد و هنرش را برای هم کلامی با عموم جامعه با سواد و دانش های متفاوت استفاده کند.
در ادامه این یادداشت نویسنده ادامه می دهد: « این رفتار مدیری چیز عجیبی نبود .او مکررن در تمام این سالها ،کنار تحقیر طبقه متوسط و سبک زنده گی اش، نویسنده گان و روشنفکران ایرانی را موجوداتی زن باره، معتاد. زالوصفت و الکی خوش نشان داده بود و جریان های اصلاح طلب و ماجراهایشان را نیز به ریشخند گرفته بود. تحصن مجلس ششم را سوژه ی خنده کرده بود.»
اینکه روشنفکران علاقه دارند در آثارشان در مقام منتقد به تمام وضع موجود ظاهر شوند و تحمل کمترین نقد را ندارند حکایت مفصلی است که این چند سطر مجال بیان آن نیست اما همین قدر مخص می کند که هر آنچه مردم هنر و امتیاز مهران مدیری می دانند این نویسنده شبه روشنفکر و دوستانش گناه وی میشمارند.
هم مهران مدیری و هم برنامه «دورهمی» همچنان بر خط درستی که در گذشته مدیری رفته است حرکت می کنند و بنابراین چندان غیرقابل پیش بینی نبود که این برنامه به سرعت تبدیل به یک برنامه ی پربیننده شود و حتی بخش هایی از آن در دورانی که شبکه های اجتماعی گوی سبقت را از تلویزیون ربوده اند در بین مردم دست به دست می شود.
شبه روشنفکران وطنی هم بهتر است به جای اینکه دنبال اعتراض به مدیری باشند و از او به خواهند که به دردشان مبتلا شود دنبال درمان خود باشند تا شاید مردم به آن ها نیز اقبال داشته باشند. که البته خیلی نمی توان به این اتفاق امیدوار بود چرا که اساساً روشنفکری در ایران ناقص الخلقه متولد شده است.
بر چسب ها

پیشنهاد سردبیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close