ما فقط انصراف می دهیم ، به سیستان هم نمی رویم! / از اغتشاش تا انصراف سلبریتی های بیسواد + واکنش کاربران

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=12397
پس از تشییع با شکوه و بی نظیر سردار سربلند مقاومت و همچنین حمله‌ی کوبنده‌ی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مواضع نیروهای آمریکایی در عراق، دشمنان تحقیرشده‌ی ایران که هیمنه‌ی هالیوودی خود را از دست رفته می‌بینند، این روزها خشمگینانه قصد انتقام گرفتن از مردم داغدار ایران و نظام اسلامی‌شان را دارند.
در این بین یکی از بازوهای پروپاگاندای رسانه‌ای و جنگ روانی آن‌ها، مثل همیشه سلبریتی‌های اجاره‌ای هستند.
این بار پای یک معامله‌ی دو طرفه در میان است؛ دشمنان ایران با استفاده از این سلبریتی‌های اجاره‌ای، بر طبل جنگ رسانه‌ای محکم‌تر خواهند کوبید و در طرف دیگر، سلبریتی‌های ورشکسته و بی هنر، برای سر زبان انداختن نام خود فرصت دوباره‌ای خواهند یافت.
چند روزی است که خبر انصراف بعضی از به اصطلاح هنرمندان، از حضور در جشنواره‌های هنری فجر، به صورت گسترده در فضای مجازی مخابره می‌شود که در این میان انصراف برخی بازیگران و فیلمسازان سینمای ایران از حضور در سی و هشتمین جشنواره‌ی فیلم فجر، بیش از همه به چشم آمده است.

از جمله کارگردان‌ها و گروه‌های تئاتر دیگری که از شرکت در سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر انصراف دادند می‌توان به این افراد اشاره کرد: حسن معجونی و گروه تئاتر «لیو»، مهدی کوشکی کارگردان نمایش «شک»، سمانه زندی‌نژاد کارگردان «آن دیگری»، آتیلا پسیانی کارگردان «قصر موروثی خاندان فراکنشتاین»، صابر ابر طراح و کارگردان «همان چهار دقیقه»، آرش دادگر کارگردان نمایش «مکبث»، علیرضا کوشک‌جلالی، افسانه ماهیان و گروه اجرایی نمایش «بچه»، سپیده فلاح‌فر به نمایندگی از گروه اجرایی نمایش «وقتی بزرگتر بودم»، گروه اجرایی نمایش «آواز قو» به کارگردانی پریزاد سیف، گروه اجرایی نمایش «من» به کارگردانی سیاوش پاکراه، امیراحمد قزوینی بازیگر نمایش «پروانه الجزایری»، علی صفری کارگردان نمایش «کرونوس»، مژگان خالقی نویسنده و بازیگر نمایش «بیوه سیاه، بیوه سفید»، امیر نجفی کارگردان و تمامی اعضای گروه نمایش «مشق شب»، سجاد تابش کارگردان نمایش «در اتاق باد می‌وزد»، مهدی شفیعی زرگر نویسنده‌ «همه‌ فرزندان مکبث»، پرستو گلستانی، سه گروه نمایشی «آدیداس»، «جانی سکیکی» و «خدای جنگ» از مشهد.

این منصرفان! شرایط متفاوتی دارند. بعضی از آن‌ها مثل سارا بهرامی، پگاه آهنگرانی و سارا خوئینی‌ها، اصلا فیلمی در جشنواره ندارند!
آن‌ها می‌خواهند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و حالا که در هیچ فیلمی حضور ندارند، حداقل به بهانه‌ی همراهی با مردم، اسم فراموش‌شده و بی اهمیت خود را، دوباره بر سر زبان‌ها بیاندازند.
عده‌ای دیگر هم روغن ریخته را نذر امامزاده کرده‌اند. مسعود کیمیایی که حداقل خودش آخرین باری را که در جشنواره‌ی فجر حضور داشته و به خاطر فیلم‌های ضعیفش هو شده، یادش نمی‌آید، از حضور در جشنواره‌ انصراف داده است.
هرچند متاسفانه با مخالفت تهیه‌کننده‌ی فیلم، فیلم کیمیایی فقط از بخش کارگردانی جشنواره کنار خواهد رفت و متاسفانه امسال هم باید شاهد فیلمی از این فیلمساز تمام شده در جشنواره باشیم.
عبدالرضا کاهانی هم شرایطی مشابه کیمیایی دارد. او که سال‌هاست برای اکران نشدن و جنجال‌های پس از توقیف فیلم‌هایش فیلم می‌سازد، اعلام کرده است که به احترام «مردم عزادار و ستمدیده» در جشنواره حضور نخواهد داشت.
او که سابقه‌ی وطن‌فروشی در جشنواره‌ی فیلم کارلووی واری چک را پس از فتنه‌ی ۸۸ در کارنامه دارد، کاش بداند که اگر واقعا به مردمش احترام قائل است، باید پیش و بیش از هر چیزی، این احترام را در فیلم‌هایش نشانمان دهد.
آخرین فیلمی که از کاهانی اکران شده، فیلم «خانم یایا» است که در تایلند فیلمبرداری شده و یکی از بی سر و ته‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران است، فیلمی که هیچ منتقدی حاضر به دفاع از آن نشد. علاوه بر این، نارضایتی تماشاگران از این فیلم کاهانی که در صفحه‌ی مجازی او قابل رویت است، شاهد دیگری است بر این که امثال کاهانی هیچ احترامی برای وقت و پول مردم قائل نیستند.
تعداد دیگری از انصراف‌هندگان سینمای ایران هم از بی توجهی مردم و رسانه‌ها رنج می‌برند. در این میان شهرام مکری که چندی پیش فیلم «هجوم» را در جشنواره‌ی برلین داشت و فیلمش با کاندید شدن در بخش «بهترین فیلم همجسبازانه» این جشنواره، بزرگترین دست‌آورد حرفه‌ای او را رقم زد، از همه جالب‌تر است.
او در متن انصراف خود نوشته است: «اینترنت ایران از ۲۵ آبان تا ۳ آذر قطع بود و من روز ۴ آذر اعلام کردم که فیلم «جنایت بی دقت» در جشنواره‌ی امسال ثبت‌نام نمی‌کند… امروز برای احترام به خانواده‌ها و جامعه‌ی داغدار ایران، همسو با سایر همکارانم از ته مانده‌ی حضورم در جشنواره‌ی فیلم فجر به عنوان تماشاگر هم انصراف می‌دهم.»
تصویر
از این متن بی توجهی به موضع ۴ آذر مکری به وضوح به چشم می‌آید و اگر کسی به آن اقدام توجه می‌کرد، شاید مکری مجبور نمی‌شد که علاوه بر ته‌مانده‌ی آبرویش، ته‌مانده‌ی حضورش در جشنواره‌ی فجر را هم به میدان بیاورد.
پیمان معادی یکی دیگر از بازیگرانی است که از حضور در جشنواره‌ی فجر انصراف داده است. او نوشته است: «من با کدام دل شاد بروم جشنواره که جشن بگیرم؟» هرچند از به هم خوردن جشن آقای معادی متاسفیم، اما به نظر می‌رسد که مردم در روزهای سختی که دولت مورد حمایت همین حضرات برایشان رقم زده بود هم آن‌چنان دل و دماغی برای شادی نداشته‌اند.
مثلا روزهایی که عکس‌هایی از آقای معادی در آغوش بازیگر زن آمریکایی-کریستین استوارت-منتشر شد و یا عکس‌هایی که همین چند روز پیش این بازیگر دو ملیتی از اروپاگردی به همراه پسرش در فضای مجازی گذاشته بود. آیا مردم ایران که مشکلات جدی معیشتی دارند، با دیدن این عکس‌ها حس خوبی پیدا می‌کنند و شاد می‌شوند؟ شما اصلا می‌توانید با زندگی‌های آن‌چنانی‌ای که با پول مردم ایران در داخل و خارج کشور برای خودتان ساخته‌اید، درد مردم را بفهمید؟
نتیجه تصویری برای پیمان معادی کریستین استوارت
در این بین جا دارد به برخی از پاپاراتزی‌ها و به اصطلاح منتقدین سینما هم اشاره کنیم. یکی از این منتقدین امیر پوریا است. منتقدی که حتی در بین شاگردانش هم بیش از سواد نداشته‌ی سینمایی، به فحاشی معروف است.
پوریا که به گزارش تسنیم مدتی است در ترکیه زندگی می‌کند و در صدد پیوستن به تلویزیون سعودی ایران اینترنشنال است، گویا برای دم تکان دادن و کسب شرایط لازم برای پیوستن به وطن‌فروشان اجاره‌ای شاغل در این تلویزیون، مامور هدایت پروژه‌ی انصراف دسته‌جمعی از جشنواره‌ی فجر شده است.
شنیده‌ها حاکی از آن است که پوریا با تعداد زیادی از اهالی سینما تماس گرفته و از آن‌ها خواسته است که از شرکت در جشنواره انصراف دهند.
او حتی در حساب توییترش، استعفاهای غیر سینمایی را هم منعکس می‌کند. از استعفای یک گوینده‌ی صدا و سیما، تا استعفای معاون آموزشی یک بیمارستان!
امیر پوریا در آخرین اقداماتش در پی اثبات وفاداری به دشمنان ایران، ویدئویی از صحبت‌های چند سال پیشش در شبکه‌ی چهار سیما منتشر کرده و مدعی شده که در آن برنامه، شجاعانه به نقد سیاست‌های سینمایی وزارت ارشاد پرداخته است.
او البته از حضورهای پر تعدادش در برنامه‌های بسیار پر بیننده‌تری مثل هفت، چیزی نگفته و توضیح نداده که چطور به یک باره و بعد از مهاجرت به فکر اپوزیسیون شدن افتاده است.
پاپاراتزی فرصت‌طلب بعدی امیر قادری است. منتقدی که به کاسب‌کاری و نان به نرخ روز خوری معروف است. او که سابقا طرفدار سیاست‌های سینمایی شمقدری در دولت احمدی‌نژاد بود و تا همین یکی دو ماه پیش در برنامه‌ی نقد سینما حضور پیدا می‌کرد، اعلام کرده که رسانه‌ی زرد سینمایی‌اش، جشنواره‌ی فیلم فجر را پوشش نخواهد داد.
عده‌ی دیگری از اهالی سینما هم در این روزها با روش‌هایی متفاوت، دشمنان ملت را همراهی کرده‌اند. سعید روستایی که به لطف جوایزی که در جشنواره‌ی فجر کسب کرد، توانست قبل از سی سالگی به شهرت برسد، در صفحه‌ی مجازی‌اش و با یک انشای سوزناک، از اوباشی که در تجمعات غیر قانونی روزهای اخیر شرکت داشتند، حمایت کرده است.
جعفر پناهی از حضورش در تجمعات غیرقانونی فیلم پخش کرده و درمیشیان که فیلمش را به جشنواره‌ی فجر راه ندادند، در مقابل دانشگاه امیرکبیر، اوباش هنجارشکن را همراهی کرده و با فراموش کردن بودجه‌ای که برای ساخت فیلم لانتوری از بنیاد سینمایی فارابی گرفته بود و همچنین درخواست بودجه از همین سازمان برای فیلم آخرش، هشتگ #وابسته_نیستم را منتشر کرده است.
رخشان بنی‌اعتماد در صفحه‌ی مجازی‌اش فراخوان تجمع غیرقانونی دادو… .
ترانه علیدوستی اما از همه وقیح‌تر است، او که فرزندش را در کانادا به دنیا آورده، در پروژه‌ی کثیف سریال شهرزاد حقوق میلیاردی از داماد وزیر گرفته، از صاحبان مجموعه‌ی لوکسی در باغ فردوس است که قیمت ملک در آن به ۷۰ میلیون هم می‌رسد و…، در صفحه‌ی مجازی اش نوشته است: «ما شهروند نیستیم. هیچوقت نبودیم. ما اسیریم. میلیون‌ها اسیر.»
شما نه خانم علیدوستی، اما مردم اسیر مشکلات معیشتی‌شان هستند، شما برای سریال شهرزاد ماهی ۹۰ میلیون تومان-که در آن زمان حقوق پنج سال یک کارگر بود-حقوق می‌گرفتید، حقوقتان را هم کسی می‌داد که در اختلاس صندوق فرهنگیان از متهمان اصلی بود. بله خانم علیدوستی، آن معلم و کارگری اسیرند که حقشان را امثال شما خورده‌اید.
کلیدواژه‌ی سلبریتی‌های اجاره‌ای «مردم» است. آن‌ها مدعی‌اند که در کنار مردم، عزادار جانباختگان حادثه‌ی تلخ هواپیمای اوکراینی هستند؛ سئوال اینجاست که چرا همان روزی که این اتفاق تلخ رخ داد، عزادار نشدند و بعد از چند روز یاد عزاداری افتادند؟
سوال دیگر این است که مردم چه کسانی هستند؟ آن سیل ده‌ها میلیونی تشییع کننده‌ی سردار فداکار وطن، یا چند صد اوباشی که قصد ناامن کردن کشور و لیبی و سوریه‌سازی ایران را دارند؟ چرا پس از شهادت سردار سلیمانی، هیچ کدام از این “هنرمندان مردمی”، در غم مردم شریک نشدند و حتی یک پیام ساده ندادند؟
سلبریتی‌ها که با اقداماتشان در انتخابات مختلف، مقصر بسیاری از مشکلات امروز مردم هستند، به جای پذیرفتن مسئولیت و عذرخواهی از مردم، طلبکارانه پشت نقاب مردمی‌شان همسو با دشمنان ملت ایران حرکت می‌کنند و قصد فریب مردم را دارند.
در همه‌ی این سال‌ها، این افراد با جوایزی که در جشنواره‌ی فجر گرفته‌اند به شهرت و نان و نوا رسیده‌اند و امروز به جای ایستادن در کنار مردم، تکه‌ای از پازل جنگ روانی و رسانه‌ای دشمن شده‌اند.
هرچند پیش از این هم آن‌ها با فیلم‌های سراسر چرک و سیاه‌نمایشان، هم جهت با دشمنان مردم، ایران را جهنمی ترسیم کرده‌اند که زندگی در آن ممکن نیست و تنها راه نجات مهاجرت است. باید عدم حضور سلبریتی‌های پولی در جشنواره‌ی فیلم فجر را به فال نیک گرفت. این جشنواره بی حضور این بی‌وطنان، بیش از پیش در شأن انقلاب اسلامی و مردم ایران خواهد بود.

دقیقا از کجای جشنواره انصراف داده‌اید؟‌ +عکس

پگاه آهنگرانی در حالی اعلام کرد از حضور در فجر انصراف می‌دهد که اساساً هیچ فیلمی را نه در بخش سودای سیمرغ دارد و نه حتی نگاه نو.

صفحه اینستاگرام فرهنگیان آنلاین درباره موج انصراف سلبریتی ها از جشنواره فیلم فجر نوشت: در یکی دو روز اخیر تعدادی از اهالی سینما برای حضور در جشنواره فیلم فجر انصراف دادند. اما دقت در اسامی این افراد نشان می‌دهد که عمده آنها ارتباط خاصی با این دوره از جشنواره فیلم فجر نداشتند و عدم حضورشان تاثیری در برگزاری این رویداد ندارد.‌

‌بعنوان مثال:
‌۱. پگاه آهنگرانی در حالی اعلام کرد از حضور در فجر انصراف می‌دهد که اساساً هیچ فیلمی را نه در بخش سودای سیمرغ دارد و نه حتی نگاه نو. او امسال در فیلم «زنبور کارگر» بازی کرده که در فجر پذیرفته نشده و به عنوان رزرو دوم، در فهرست قرار گرفته است که اگر مشکلات حقوقی فیلم «قاتل وحشی» حل شود، در حقیقت رزرو سوم خواهد بود و احتمال حضور این فیلم در جشنواره فجر تقریباً صفر است. ‌
او چندی پیش در مصاحبه‌ای گفته بود: «به این نتیجه رسیده‌ام که در مقام یک سلبریتی نباید به مردم توصیه کنم به چه کسی رای بدهند یا ندهند. چه چیزی خوب است یا بد.

‌۲. سارا بهرامی، دیگر هنرپیشه‌ای که اعلام کرد از حضور در فجر انصراف خواهد داد، اساسا امسال فیلمی در این رویداد ندارد. او می‌گوید «به نشانه همدلی با مردم داغدار و ستمدیده سرزمینم، نه به عنوان هنرمند شرکت‌کننده، نه در مقام داوری و کارشناس مدعو و نه در نقش مخاطب و بیننده هیچ‌یک از آثار، امسال در هیچ‌یک از جشنواره‌های هنری فجر حضور نخواهم داشت» و این در حالی است که از سارا بهرامی نه برای شرکت در ترکیب هیچ‌کدام از هیئت‌های داوری و انتخاب فجر دعوت شده بود و نه به عنوان کارشناس مدعو. او سوای از جشنواره‌های هنری فجر در تمام ادوار آن، به عنوان کارشناس در هیچ‌کدام از شاخه‌های هنری، تا به حال به مراسمی دعوت نشده است.‌

سارا خوئینی‌ها هم در حالی اعلام کرده که از حضور در جشنواره فجر انصراف می‌دهد که او نه امسال و نه در دو سال گذشته، فیلمی در این رویداد سینمایی نداشت. آخرین حضور خوئینی‌ها در جشنواره فیلم فجر مربوط به فیلم سیاسی «ماه گرفتگی» می‌شود که پس از «پایان‌نامه» و «قلاده‌های طلا»، سومین فیلم سینمایی ایران با رویکردی انتقادی نسبت به عملکرد اصلاح‌طلبان در انتخابات ۱۳۸۸ ساخته شده بود. او در حالی می‌نویسد «امسال در هیچ‌یک از مراسم‌ها و ضیافت‌های جشنواره فجر تحت هیچ عنوانی، حتی تماشای آثار همکارانم حضور نخواهم یافت» که تحت هیچ عنوان دیگری غیر از تماشای آثار همکارانش، امکان حضور در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر را نداشت. آخرین حضور سارا خوئینی‌ها مقابل دوربین، در سریال های «گاندو» و «آچمز» در سال ۱۳۹۸ بوده است.

سلبریتی‌ها این بار به اجاره سفارت انگلیس درآمدند/ اشک تمساح مجازی هنرمندان؛ سه روز پس از سقوط هواپیما/ وقتی بازیگر حقوق‌بگیر «بن سلمان» به حاج قاسم اهانت می‌کند!

سه روز از اتفاقی که برای هواپیمای اوکراینی افتاد، می‌گذشت. هیچ کدام از سلبریتی‌ها یادشان نبود که ۱۷۶ نفر از  مردم ایران در این حادثه جان باختند. صرفاً به یک ابراز تأسف در صفحات مجازی‌شان بسنده کرده بودند. حتی کسی یادش نبود که در فراق جوانان از دست رفته کشور، تجمع کرده و شمعی روشن کند.
شنبه‌ای که گذشت، بلافاصله پس از اعلام علل سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی که متأسفانه جان باختن تعدادی از هم‌میهنانمان را در پی داشت، برخی‌ها که تا سه روز اول نسبت به حادثه رخ داده بی تفاوت بودند، فرصت را مغتنم شمرده و به بهانه همدردی با بازماندگان شهدای حادثه، برپایی تجمعات غیرقانونی و سر دادن شعارهای ساختارشکنانه و بی ارتباط با موضوع و در یک کلام، فتنه انگیزی را کلید زدند. در برخی موارد نیز اقدام به پاره کردن تصاویر شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی کردند!
سلبریتی‌ها نیز فضا را غبارآلود دیده و برای تحریک مردم علیه حاکمیت، به میدان آمدند. بعضی از آنها مثل جعفر پناهی(دارای محکومیت امنیتی)، رضا درمیشیان(حامی فتنه ۸۸)،  هانیه توسلی و هدیه تهرانی دوشادوش سفیر انگلیس در تجمعی که در مقابل دانشگاه امیرکبیر ترتیب داده شده بود، شرکت کردند. برخی دیگرشان نیز در صفحات اجتماعی‌شان مردم را دعوت به تجمع غیر قانونی در سطح شهر می‌کردند که با بی توجهی مردم روبرو شدند.
اساساً سلبریتی‌ها کسانی هستند که در مقاطع مختلف، به اجاره افراد دیگری در می‌آیند. گاهی تحت اجاره سیاسیون داخلی قرار می‌گیرند و گاهی هم مثل روزهای اخیر به اجاره سفارت انگلیس در می‌آیند.
اما مهناز افشار که خیلی وقت است در خارج از ایران به سر می‌برد و از جیب سعودی‌ها تغذیه می‌شود، آتش توپخانه‌اش علیه جمهوری اسلامی ایران شدیدتر از بقیه رفقایش است. دلیلش را هم می‌توان در توییتی که او خطاب به دختر شهید سلیمانی نوشته است، پیدا کرد. گرچه افشار در ظاهر خود را عزادار جان باختگان حادثه اخیر می‌داند، اما ناخواسته اعتراف کرده است که دلیل ناراحتی این روزهایش، سیلی سپاه به تروریست‌های آمریکایی در عین‌الاسد است. او خطاب به زینب سلیمانی نوشته بود: تو هم دختر همین سرزمینی؛ انتقام سخت که برای خون پدرت طلب کردی تا همینجا داغ بی پایانی بر هموطنهات تحمیل کرده.
البته جدای از سلبریتی‌ها، بودند نماینده‌هایی که از جان باختن هم‌وطنانمان سوءاستفاده کرده و در صدد عقده گشایی سیاسی بر آمدند.
پروانه سلحشوری که همه او را به مواضع سطحی‌اش در مجلس شورای اسلامی می‌شناسند، پس از مشخص شدن دلیل سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی، با کنایه به نیروهای مسلح کشور نوشت: اعتمادی که با دروغ و فریب بدست آید، با آشکار شدن حقیقت از بین می‌رود. در این میان، روسیاهی برای آن‌هایی می‌ماند که برای حفظ قدرت، جان و مال و سرنوشت مردم و کشور را به بازی گرفتند.
سلحشوری درحالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را فریب کار و دروغگو می‌خواند، که دلایل سقوط هواپیما از زبان فرمانده هوافضای سپاه عنوان شد و سردار حاجی‌زاده اذعان کرد که خطای انسانی رخ داده در سامانه پدافندی را به عهده می‌گیرد. اما جالب است؛ در اتفاقات و حوادثی که در دولت مورد حمایت وی رخ داده و آخرین‌اش هم ماجرای گران شدن بنزین است، مشاهده نشده است که مسببین اتفاقات را بازخواست کند.
البته به نظر می‌رسد او نیز همچون مهناز افشار، از خونخواهی مردم ایران در پی شهادت سردار سلیمانی، ناراحت شده است که سپاه را متهم به قدرت طلبی و بازیچه قرار دادن مردم و کشور کرده است.
در هر حال، همانطور که در ابتدا گفته شد، سلبریتی‌ها و برخی دیگر از شخصیت‌های سیاسی، نه تنها ناراحت از فوت تعدادی از هم‌میهنان نیستند، که اتفاقاً از وقوع حادثه اخیر خوش‌حال هم شده‌اند. آنها اساساً دغدغه مردم را ندارند. این را می‌توان از مقایسه مواضع جماعت در قبل و بعد از مشخص شدن دلیل سقوط هواپیما فهمید.
سلبریتی بیسواد - غلط املایی پرستو صالحی
سلبریتی بیسواد – غلط املایی پرستو صالحی
جالب‌ آنکه خانواده قربانیان نیز، با اعلام اینکه اجازه نمی‌دهند درگذشت عزیزانشان، دست‌مایه برخی افراد برای فتنه انگیزی شود، آشوب‌های روزهای اخیر را که مورد حمایت سلبریتی‌های مدعی بوده را محکوم کرده و خواسته‌شان تنها یک چیز است: پیگیری دقیق ماجرا و برخورد با مقصرین حادثه.
چنانچه اکنون شهرهای جنوبی کشور را سیل فراگرفته و نیروهای مسلح کشور درحال کمک رسانی به مردم هستند، درحالی که سلبریتی‌های مدعی و امثال سلحشوری، دو روز است که خط تخریب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حتی کل حاکمیت را دنبال می‌کنند.

اخراج #سفیر_انگلیس کمترین کاریست که می‌توان با ماهیگیران آب گل آلود انجام داد

 

اخراج #سفیر_انگلیس کمترین کاریست که می‌توان با ماهیگیران آب گل آلود انجام داد

اخراج #سفیر_انگلیس کمترین کاریست که می‌توان با ماهیگیران آب گل آلود انجام داد

اخراج #سفیر_انگلیس کمترین کاریست که می‌توان با ماهیگیران آب گل آلود انجام داد

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close