مشکلات ساختاری سد مراش زنجان؛ مصالح بکار رفته استاندارد نیست

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=9928

می گویند دروغ هر قدر بزرگتر باشد، زودتر باور می شود. ویکتور لوستینگ این ادعا را به خوبی اثبات کرد. او کسی بود که توانست در یک کلاهبرداری حیرت آور، برج ایفل را در یک مزایده ساختگی بفروشد و علاوه بر پول این معامله جعلی،  مبلغی را هم به عنوان رشوه از برنده مزایده دریافت کند! او توانست چند تاجر آهن را متقاعد کند که نماینده دولت برای طرح محرمانه فروش برج ایفل است و مزایده نیز محرمانه برگزار خواهد شد. او مزایده ساختگی اش را برگزار کرد و کم تجربه ترین تاجر را با دریافت رشوه ای از او برنده اعلام کرد و رقم پیشنهادی او را پذیرفت و برج ایفل را در برابر پول نقد به او فروخت!

به نظر می آید طرح سد مراش هم بتواند در فهرست رکوردهای بی رقیب جهان، در کنار طرح هایی مانند طرح فروش برج ایفل قرار گیرد. طرحی مملو از داده های غلط، تحلیل های نابجا و هدفگذاری های خیالی و غیرواقعی که توانسته است مدیران و برنامه ریزان وزارت نیرو، وزارت کشور، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و حتی نماینده های مجلس را متقاعد کند که بودجه های حیرت آوری را برای طرحی اختصاص داده و هزینه کنند که محتمل ترین نتیجه قابل پیش بینی برای آن را می‌توان با یک ضرب المثل عامیانه بیان کرد. روزی که ناموفق بودن طرح قطعی شود و مسببین آن از دسترس خارج شده باشند و همه ببینند که «جا تر است و بچه نیست»!

استاندارد نبودن کیفیت آب، غیرواقعی بودن برآورد کمیت آب، نقض قانون و مقررات در انتخاب مشاور، نقض قانون و مقررات در سپردن طرح به پیمانکار بدون طی شدن مراحل لازم برای بررسی مطالعات و گزارش و قابل پذیرش بودن آن ها، مشکلات پی محل ساخت سد، عدم امکان طراحی بهینه بدنه سد با داده های مورد استناد و استاندارد نبودن مصالح انتخابی برای ساخت سد، تنها بخشی از فهرست شائبه های جدی است که با بازخوانی برخی از مستندات طرح مراش مطرح می شود. اما این تمام ماجرا نیست. نوبت آن است که با مرور بخش دیگری از نظرات کمیته تخصصی ویژه وزارت نیرو، ببینیم وقتی منتقدین این طرح تاکید می کنند که لایه های گچی موجود در ساختگاه این سد یکی از ویژگی های بارز زمین شناختی است که مکان یابی طرح را غیر قابل پذیرش می کند، آیا پاسخ متولیان و طراحان سد  مراش که این نقد را ناشی از عدم تخصص منتقدان اعلام می کنند تا چه اندازه صادقانه است؟!

در  صورتجلسه کمیته تخصصی ویژه که در دی ماه سال ۱۳۹۰ یعنی بیش از دو سال پس از آن که اجرای طرح به طور رسمی آغاز شده، واقعیت های عجیب و جالبی درباره لایه های گچی منطقه در چند بند بیان شده است. در این صورتجلسه، پس از آن که در بند ۷-۱۴ وضعیت لایه های گچی و تراوش آب در حد فاصل لایه گچ و مارن یا گل سنگ تبیین می شود، در بند ۷-۱۵ به روشنی تصریح می شود که «انحلال لایه گچی زیر آبرفت و در بدنه سد که در بند (۷-۱۴) به آن اشاره شد قطعا مشکلاتی در دراز مدت پدید خواهد آورد که در ابتدا بروز  پدیده کند می باشد، اما با گذشت زمان ناگهان سرعت گرفته و به مخاطرات منتهی خواهد شد. پس بهتر است چاره کار قبل از وقوع، اندیشیده شود. وقتی اجرای این طرح بیش از دو سال قبل از این هشدار آغاز شده است، باید پذیرفت که اندیشیدن برای چاره کار به بعد از وقوع مشکل موکول شده است!!

اما موضوع به همین جا ختم نمی شود. در بند ۷-۱۶ همین صورتجلسه آمد است که در ارتباط با وجود لایه های گچ زیر بدنه که جسمی ناتراوا محسوب می شود و بخشی از گلسنگ یا مارن در تماس با لایه گچی که اشباع شده و بخشی از خواص مکانیکی خود را از دست می دهد، گوه شکست کنتاکت بین این دو مصالح در پایین دست سد با زاویه پس ماند (زاویه پس از لغزش rϕ) محاسبه شود. مسلما تاثیر این نکات منفی در پایداری بدنه به ویژه مخزن پر و زلزله در محل پایین دست و با مخزن نیمه پر در شیب بالادست ظاهر خواهد شد.

با اوصافی که از ویژگی های فنی این سد وجود دارد بعید نیست که مدیران و برنامه ریزان دولتی و قانون گذار دخیل در این طرح، هنگامی که بخواهند از این طرح برای تحقق وعده های داده شده بهره برداری شود، حالی شبیه «آندره پویسون» را داشته باشند. آندره پویسون همان تاجر کم تجریه آهن بود که برنده مزایده فروش برج ایفل شده بود و فردای روزی که وجه معامله را پرداخت کرده بود، به همراه کارگرانش به جرم تخریب برج ایفل دستگیر شد!

منبع : تسنیم

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close