اقتصادیایرانجهانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

نان اختلاس‌گران و مدیران بی عرضه در مذاکره مجدد با آمریکاست / لیست بهانه‌های مسؤولان برای افزایش نرخ ارز + سند

مجلس هوشیار باشد؛ آغاز مذاکره مجدد با آمریکا تیر خلاص به کفایت سیاسی حسن روحانی است/ مذاکره با ترامپ یعنی دولت توانایی اداره کشور را ندارد

اگر دولت راهکار دیگری بجز تکرار تجربیات آزموده شده قبلی نداشته باشد، باید یا خودش و یا در صورت لزوم مجلس شورای اسلامی با صدای بلند فریاد بزند که این دولت دیگر کفایت لازم برای اداره کشور را ندارد. شاید این سناریو برای دولتی که علاقه‌ای برای پذیرش مسئولیت شکست‌ها و پاسخگویی به ملت را ندارد هم دلنشین باشد.
کمتر از سه ماه قبل بود که ایالات متحده آمریکا با یک امضای ترامپ بدون هیچ هزینه‌ای از برجام خارج شد. او بلافاصله پس از این اقدام در سخنانی اعلام کرد که «می‌دانم که سران ایران می‌گویند که حاضر به مذاکره برای توافقی جدید نیستم. اگر من هم در موقعیت آن‌ها بودم، همین را می‌گفتم اما اگر روزی آن‌ها برای توافقی که به نفع همه باشد آماده باشند، من هم آماده‌ام.» سپس وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد که با همکاری متحدان خود به دنبال «راه حلی واقعی، جامع و پایدار» برای مواجهه با تهدید ایران است که شامل «ممانعت از تولید سلاح هسته‌ای، حذف موشک‌های بالستیک ایران و فعالیت‌های خطرناک ایران در خاورمیانه و تمام دنیا» باشد.
بر خلاف جنگ روانی برخی در داخل کشور، هدف تیم جدید حاکمیت ایالات متحده از خروج از برجام، نه حرکت به سمت جنگ بلکه نقطه عزیمتی برای حصول یک توافق جامع و فراگیر با رخنه به حوزه‌های اقتدار جمهوری اسلامی از جمله حوزه موشکی و منطقه‌ای است.علیرغم ترکیب به ظاهر ترسناک و ضدایرانی «پمپئو-بولتون» بعنوان بازوهای دیپلماتیک و امنیتی ترامپ، حتی در تندترین اظهارات این حلقه تا کنون هیچ اثری از تهدید نظامی دیده نشده است. جان بولتون مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا بلافاصله پس از خروج ترامپ از برجام به صراحت اعلام کرد که معنای خروج آمریکا از برجام حرکت به سمت جنگ نیست. مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا نیز در تندترین سخنرانی‌های خود و حتی سخنرانی معروفی که در بنیاد هریتج داشت و در آن دوازده شرط برای رفع فشار از جمهوری اسلامی مطرح کرد، کوچکترین اشاره‌ای به تهدید نظامی نداشت و تنها مطالباتی در زمینه هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای مطرح کرد. همه اینها در حالی است که آمریکای اوباما بارها و بارها ایران را تهدید به حمله نظامی و حتی حمله اتمی کرد. یک نگاه کلان به خوبی نشان می‌دهد که تیم ترامپ نه به دنبال حرکت به سمت «جنگ» بلکه به دنبال افزایش فشار و کسب امتیازات بیشتر از ایران «پای میز مذاکره» است.
در داخل کشور، به دنبال خروج آمریکا از برجام، دولت حسن روحانی که تمامی برنامه‌های خود را بر حوزه سیاست خارجی و نگاه به دستان بیگانگان معطوف کرده بود، در واقع ایده مرکزی گفتمان خود را از دست رفته می‌دید و تحت فشار شدید افکار عمومی و رسانه‌های داخلی قرار گرفته بود. هر چند روحانی در یک موضع‌گیری تعجب‌برانگیز خود را از پاسخگویی مبرا کرد و گفت «اکنون زمان پرسیدن سوال نیست» و پس از پنج سال توهین به منتقدان و مخالفان خود به یاد آورد که امام خمینی(ره) چنین جمله‌ای دارد که «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید»، از سوی دیگر با طرح ایده برجام اروپایی نشان داد که هنوز از ماجرای برجام عبرت کافی نگرفته و مایل است در همان ریل قبلی قطار کشور را معطل نگه دارد.
جریان غرب‌گرای داخل کشور که تمام حیثیت سیاسی خود را به برجام و نتایج خیالی آن گره زده بود، در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایالات متحده، آرزوی پیروزی هیلاری کلینتون را در سر داشتند تا به خیال خودشان با حضور او در کاخ سفید، شیشه عمر سیاسی لیبرال‌های داخل ایران حفظ شود. فارغ از اینکه آیا تفاوت ماهوی میان آمریکای ترامپ با آمریکای اوباما و کری و کلینتون وجود دارد یا نه، بخت با اصلاح‌طلبان یار نبود و از میان ترامپ و کلینتون، گزینه‌ای به کاخ سفید راه یافت که مورد علاقه اصلاح‌طلبان نبود. شاید مهمترین اقدام ترامپ در حوزه سیاست خارجی آمریکا، دیدار با رییس کره شمالی و آغاز مذاکراتی برای حل مناقشه هسته‌ای این کشور بود. این اقدام اما در ایران با واکنش عجیب اما قابل پیش‌بینی اصلاح‌طلبان همراه شد: «جوزدگی». نگاهی به روزنامه‌ها و مواضع آن روزهای غرب‌گرایان داخلی به وضوح نشان می‌داد که حامیان دیروز هیلاری کلینتون امروز حاضرند برای مذاکره با ترامپ هر کاری بکنند.
حالا و پس از پیشنهاد جدید ترامپ مبنی بر آمادگی برای ملاقات بدون پیش شرط با حسن روحانی، باز هم دامن از دست غرب‌گراها در رفته است و مشغول جاده‌صاف‌کنی مذاکره با ترامپ شده‌اند. علی اکبر ناطق نوری توصیه کرده است تا پیشنهاد ترامپ در شورای عالی امنیت ملی بررسی شود. او بدون اشاره به نتایج خسارت بار برجام افزود: «ایران نباید ابتدا به ساکن پیشنهاد مذاکره رییس جمهوری آمریکا را رد کند. لازم است این موضوع با تامل و در شورای عالی امنیت ملی مورد بحث قرار بگیرد.» محسن هاشمی رفسنجانی، رییس شورای شهر تهران هم ضمن مقایسه ی شرایط امروز با زمان جنگ و بیان ماجرای قطعنامه ۵۹۸ و تحمیل آن به حضرت امام خمینی(ره) و بدون توجه به تجربه مفتضح برجام گفت: «فشار تحریم‌ها که از نیمه دوم سال افزوده خواهد شد، این شرایط را سخت‌تر خواهد کرد و ما را به این نکته واقف می‌کند، که نجات ایران در گرو تصمیم امسال ماست، تصمیم سختی که سی سال قبل توسط مسئولان کشور گرفته شد و صلحی پایدار، پرفایده و کم‌هزینه را برای ایران و نظام جمهوری اسلامی به ارمغان آورد.» عناصر فراری و دست‌اندرکاران فتنه۸۸ نیز به کمک سازشکاران آمده و افکار عمومی را به سمت مذاکره با آمریکای ترامپ منحرف می‌کنند!
حسن روحانی اخیرا در سخنانی اعلام کرده است: «امروز در برابر آمریکا حرف زدن، مذاکره کردن و سخن گفتن معنایی جز تسلیم ندارد و تسلیم به معنای پایان دستاوردهای چهل ساله ملت ایران است.این جماعتی که امروز در آمریکا روی کار هستند، اگر در برابرشان تسلیم شده و یک قدم به عقب برویم تمام منافع ملت را غارت می‌کنند و در این شرایط ما نترسیده و تا آخرین قطره خون‌مان در برابر آنها می‌ایستیم.» اگر فرض کنیم این سخنان مصرف داخلی ندارد، لازم است دولت توجه کند که غرب‌گراهای داخل و خارج کشور تمام تلاش خود را به کار گرفته‌اند تا جمهوری اسلامی پای میز مذاکره با ترامپ بنشیند. امروز و در شرایطی که تمامی کارشناسان احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را منتفی می‌دانند، کسانی که تا دیروز از ترامپ بدون حتی یک مورد تهدید نظامی علیه ایران، یک غول جنگ‌طلب ساخته بودند، از پیشنهاد مذاکره او به وجد آمده و طبق سناریوی تکراری خود در ماجرای برجام مشغول القای دوگانه باطل «جنگ – مذاکره» هستند.
اما امروز شرایط کشور مانند دوران مذاکرات برجام نیست. اکنون که مردم به خوبی تجربه اعتماد به بیگانه و معطل کردن کشور را نظاره کرده و ثمرات اعتماد به آمریکا را در دلار ده هزار تومانی و سکه چهار میلیون تومانی مشاهده می‌کنند، انتظارشان از دولت تمرکز بر توان داخل کشور و اهتمام ویژه به حل مشکلات اقتصادی است. دولت روحانی دیگر فرصتی برای اتلاف وقت ملت ایران در مذاکرات خوش‌خیالانه ندارد و هر گونه پالس مثبت از سوی دولت برای مذاکره جدید با آمریکا، مهر تاییدی بر ناتوانی دولت در اداره امور کشور با نگاه به داخل کشور و بازگشت مجدد به تئوری شکست‌خورده برجام است. اگر دولت راهکار دیگری بجز تکرار تجربیات آزموده شده قبلی نداشته باشد، باید یا خودش و یا در صورت لزوم مجلس شورای اسلامی با صدای بلند فریاد بزند که این دولت دیگر کفایت لازم برای اداره کشور را ندارد.
در چند روز گذشته ظریف مقصر وضعیت فعلی کشور را کسانی معرفی کرد که شکر نعمت برجام را بجا نیاوردند، آخوندی اوضاع آشفته بازار مسکن را ناشی از خروج آمریکا از برجام دانست، بانک مرکزی نیز تلاطمات بازار ارز را مربوط به طراحی دشمن دانست و حسام‌الدین آشنا طبق رویه قدیمی خود، منتقدان را به همراهی با پمپئو و نتانیاهو متهم کرد. مجموع این موارد یعنی این دولت بنای پذیرش مسئولیت وضع موجود و پاسخگویی شرایط فعلی کشور را ندارد. شاید سناریوی کناره‌گیری و واگذاری امور کشور برای دولتی که علاقه‌ای برای پذیرش مسئولیت شکست‌ها و پاسخگویی به ملت را ندارد هم دلنشین باشد.

نان اختلاس‌گران و مدیران بی عرضه در مذاکره مجدد با آمریکاست/ صدا و سیمایی که تبدیل به شیپورچی شانس و اقبال شده، نمی تواند در خط مقدم گرفتن یقه مفسدان و مدیران نالایق باشد/در کجای دنیا افراد می‌توانند هم مدیر دولتی باشند و هم فعال بخش خصوصی؟!

مذاکره با آمریکا و دادن امتیاز به آن قرار است کدام‌یک از این مشکلات و زخم‌ها را ترمیم کند؟ غارتگران و اختلاس‌کنندگان به احترام ترامپ دست از رذالت و خباثت برمی‌دارند؟! ماجرا خیلی ساده و روشن است. نان چرب وچیلی عده‌ای در تداوم همین وضعیت آشفته و غیرشفاف است. مدیری که عرضه کار و تلاش و حل مشکل ندارد، آدرس غلط می‌دهد و می‌گوید مشکل داریم چون تحریم هستیم و راه آن هم مذاکره و توافق با آمریکاست. اختلاس‌کنندگان و غارتگران نیز برای لاپوشانی جنایت خود همین آدرس انحرافی را می‌دهند تا حواس‌ها را از علت اصلی مشکلات که خودشان هستند پرت کنند.
این روزها هر کسی از سخت بودن شرایط و آشفتگی اوضاع می‌گوید و می‌نالد. دلار چند هزار تومان شده و سکه چند میلیون و خودرو چند درصد گران شده و…موج اول تحریم‌های آمریکا چند روز دیگر از راه می‌رسد و موج بعدی هم چند ماه دیگر قرار است برسد. موجی که به ادعای آمریکایی‌ها می‌خواهد صادرات نفت ایران را به صفر برساند. التهاب و نگرانی بسیاری را فرا‌گرفته و سؤال منفعلانه هر جمع و محفلی این است که چه خواهد شد؟ در حالی که سؤال درست این است که چه باید کرد. چه خواهد شد، از آن رو غلط است که بوی استیصال و ضعف و حتی تسلیم شرایط شدن، می‌دهد. گویی پرسش‌کنندگان اسیرانی دربند و بی‌قدرت و اختیار و حرکت هستند که سرنوشت آنان در دست دیگری است و آنان چاره‌ای جز تسلیم و پذیرش سرنوشت خود ندارند و بقول حافظ؛ «لطف آنچه تو ‌اندیشی حکم آنچه تو فرمایی!»
دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا که هفته گذشته با توئیت جنجالی خود از در تهدید وارد شده بود، این هفته چماق را کنار گذاشت و هویج را برداشت و گفت که حاضر است با ایران بدون قید و شرط مذاکره کند. قبل از هر چیز باید توجه داشت که عربده هفته گذشته و لبخند این هفته ترامپ، بیش از آنکه مربوط به دیپلماسی و راهبرد دولت وی در رابطه با ایران باشد، ناشی از شرایط سخت و دشوار رئیس‌جمهور آمریکا در صحنه داخلی این کشور است. رسوایی اخلاقی وی در پرونده رابطه با فواحش و دادن حق‌السکوت به آنها و رسوایی سیاسی در پرونده ادعای دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا، به‌شدت او را به دردسر ‌انداخته است، تا جایی که ترامپ دیروز به‌طور علنی خواستار توقف تعقیب این پرونده شد.
فعلاً ترامپ و پرونده‌های جنجالی‌اش را رها کنیم و به داخل بازگردیم. چند روز پیش دوستی که چندان هم اهل سیاست نیست با لحنی نگران پرسید؛ می‌گویند آمریکا می‌خواهد جلوی صادرات نفت ایران را بگیرد. اگر صادرات نفتمان صفر شود چه می‌شود و چه کنیم؟! پاسخ دادم اصلاً فرض کن یک روز از خواب بیدار شویم و بفهمیم نفت تمام شده است که بالاخره دیر یا زود چنین خواهد شد. مگر ذخایر نفتی بی‌پایان است؟ آن وقت می‌خواهیم چه کنیم؟ از گرسنگی رو به قبله شویم؟! می‌گویند پس از جنگ جهانی دوم چرچیل به مجلس انگلیس رفت و گفت؛ آقایان! پولمان تمام شده است. وقت آن رسیده که فکرمان را بکار ‌اندازیم!
فشار و تحریم‌های آمریکا، مانند مگس‌های مزاحم هستند که دور و بر زخم‌های ایران می‌پلکند. زخم‌هایی مانند وابستگی اقتصاد به نفت و وابستگی تبادلات تجاری کشور به دلار و… هیچ آدم عاقلی از مزاحمت مگس‌ها استقبال نمی‌کند اما چاره این مزاحمت چیست؟ خنثی کردن تحریم و دور زدن آن راه‌حلی واجب اما میان‌مدت است. مگس را از در بیرون می‌کنید اما از پنجره بر می‌گردد. راه‌حل قطعی و ریشه‌ای، درمان و معالجه زخم‌هاست. هر چند درمان برخی زخم‌های مزمن نیاز به جراحی داشته باشد و صد‌البته که جراحی درد و خونریزی نیز دارد. اما عده‌ای راه‌حل دیگری ارائه می‌کنند و می‌گویند برای خلاص شدن از شر مگس‌ها باید مذاکره کرد! ذات مگس ایجاد مزاحمت است. چه امتیازی می‌توان به آن داد تا دنبال کارش برود و دست از مزاحمت بردارد؟!
این عده به دو سؤال واضح و روشن پاسخ نمی‌دهند. نخست آنکه ما یک بار این راه را رفتیم و ظاهراً به توافقی نیز رسیدیم که قرار بود دفع شر تحریم کند. نتیجه‌اش چه شد؟ طرف مقابل به تعهدات خود عمل کرد یا زخم‌های کشور بهبود یافت و معالجه شد؟ جز این بود که وابستگی به شیر نفت بیشتر شد، واردات کالا همچون سیل به تولید نیمه جان کشور هجومی سنگین‌تر آورد و تب دلارزدگی بالاتر رفت؟ و سؤال دوم آنکه قرار است در مذاکره جدید چه امتیازی برای رفع مزاحمت تحریم بدهند؟ بعد از صنعت هسته‌ای، کدام عضو کشور قرار است زخمی و معیوب شود تا مگس‌ها راضی شوند؟! این چرخه معیوب امتیازدهی یک طرفه تا کجا قرار است ادامه یابد؟
در خبرها آمده است که سلطان سکه با رکورد خرید ۳۸ هزار و ۲۰۰ قطعه کسی نبوده جز پادوی یک شرکت! و ۱۰۵۰۰ گوشی تلفن همراه به نام یک فرد متوفی وارد شده است. چندی پیش هم اعلام شده بود چند صد دستگاه خودروی لوکس را یک زن روستایی که به نان شب خود محتاج است، وارد کرده است. از ابتدای سال ۱۳۹۷ چند ده میلیارد دلار (برخی می‌گویند ۳۵ و برخی ۵۰ میلیارد) ثبت سفارش برای واردات کالا انجام شده و تنها چیزی به‌اندازه حدود ۲۰ درصد از ارز تخصیص یافته کالا به کشور وارد شده است. اختلاف بیش از دو برابری ارز دولتی و بازار را در این ماجرا اگر محاسبه کنید، متوجه می‌شوید چه رقم نجومی و کلانی به جیب این واردکنندگان قلابی رفته است.
ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. عده‌ای که شارلاتان‌تر هستند، شرکتی را در یکی از کشورهای خارجی ثبت کرده و ارز دولتی را گرفته و خارج می‌کنند و با سند سازی از شرکتی ظاهراًً خارجی که در واقع متعلق به خودشان است، چنین وانمود می‌کنند که واردات انجام داده‌اند! انتقال حتی چند هزار تومان پول در این کشور از دید سیستم بانکی خارج نیست و مبدا و مقصد و زمان هر تراکنشی کاملاً مشخص است. پول ۳۸ هزار سکه و ۱۰ هزار گوشی تلفن همراه که با کیسه گونی جابه‌جا و معامله نشده است که نتوان فهمید کدام حرام لقمه‌هایی به نام یک پادوی بی‌نوا و یک مرده چنین کارهایی می‌کنند. در کجای دنیا افراد می‌توانند هم مدیر دولتی باشند و هم فعال بخش خصوصی؟! تا کی قرار است آبروی نظام خرج حفظ آبروی کسانی شود که دستشان در جیب بیت‌المال است؟
مذاکره با آمریکا و دادن امتیاز به آن قرار است کدام‌یک از این مشکلات و زخم‌ها را ترمیم کند؟ غارتگران و اختلاس‌کنندگان به احترام ترامپ دست از رذالت و خباثت برمی‌دارند؟! ماجرا خیلی ساده و روشن است. نان چرب وچیلی عده‌ای در تداوم همین وضعیت آشفته و غیرشفاف است. مدیری که عرضه کار و تلاش و حل مشکل ندارد، آدرس غلط می‌دهد و می‌گوید مشکل داریم چون تحریم هستیم و راه آن هم مذاکره و توافق با آمریکاست. اختلاس‌کنندگان و غارتگران نیز برای لاپوشانی جنایت خود همین آدرس انحرافی را می‌دهند تا حواس‌ها را از علت اصلی مشکلات که خودشان هستند پرت کنند.
اگر هم کسی بگوید راه‌حل مشکلات کار و تلاش و ایستادن روی پای خود است، انگ می‌خورد که بله! اینها کاسب تحریم هستند و می‌خواهند دور کشور را دیوار بکشند و ما در جهان منزوی باشیم. ایستادن روی پای خود یعنی اینکه بادکنک و آدامس و خودکار و دمپایی و سنگ‌پا و هزار و یک قلم کالای دیگر را وارد و هزاران هزار کارگر را بیکار نکنیم. آنکه دلار دولتی می‌گیرد و کالا وارد می‌کند و با نرخ آزاد در بازار می‌فروشد، باید هم مخالف اقتصاد مقاومتی باشد و علیه آن شانتاژ کند. چرا مردم نباید بدانند این دلارها را چه کسانی و طبق کدام ضوابط می‌گیرند؟ البته که شفافیت واقعی با کنار زدن گوشه‌ای از ماجرا و سر و صدای توخالی فرق دارد.
پاسخ اخم و لبخند ترامپ را باید در داخل داد. صدا و سیمایی که تبدیل به شیپورچی شانس و اقبال و کارخانه قرعه‌کشی شده است، در این میدان منفعل است. صدا و سیما امروز باید بلندگوی مطالبات بحق مردم و در خط مقدم گرفتن یقه مفسدان اقتصادی و مدیران نالایق باشد. سرنوشت ما در دست خودمان و مسیر روشن است. این روزها بیش از آنکه تهدید باشند، فرصت هستند اما دست‌های آلوده‌ای که باید قاطعانه و با سرعت قطع شوند، نعل وارونه می‌زنند و راه‌حل دردها و زخم‌ها را دست دادن با خرمگس معرفی می‌کنند.

تاجر جنجالی چه خوابی برای ایران دیده است؟/«توافق جدید» رویایی است که ترامپ برای آن لحظه شماری می‌کند

دستیابی به توافق جدید و کسب امتیازهای بیشتر از ایران هیچ‌گاه به معنی عقب‌نشینی ایالات متحده از فشارهای تحریمی علیه ایران نیست. برای نیل به این مسئله فقط کافی است که چند روز دیگر صبر کرد تا شاهد بازگشت موج اول تحریم‌های آمریکا علیه ایران باشیم.
اظهارات اخیر رئیس جمهور آمریکا و اعلام آمادگی برای مذاکره با ایران بدون پیش‌شرط، ذوق زدگی برخی از سیاست‌مداران را به دنبال داشت. مهاجرانی، شکوری راد و تاج‌زاده از این مسئله استقبال کردند و حتی ناطق نوری پیشنهاد داد که شورای عالی امنیت ملی این موضوع را بررسی نماید.
 ذوق‌زدگی‌ حامیان دولت درباره پیشنهاد ترامپ را نباید مسئله عجیبی دانست چرا که این جماعت طی سال‌های گذشته به غیر از «وادادگی» نسخه دیگری برای حل مشکلات کشور تجویز نکرده‌اند اما به‌راستی آیا تغییری در دونالد ترامپ ایجاد شده که اصلاح‌طلبان باوجود این‌که زمانی در دیوانه خواندش با هم مسابقه گذاشته بودند امروز این‌گونه به استقبال سخنانش رفته‌اند؟
پاسخ به این سوال از آن‌جایی منفی است که بررسی کوتاه مواضع رئیس جمهور آمریکا نشان می‌دهد که نه‌تنها  هیچ عقب‌نشینی‌ در کار نبوده است بلکه  ترامپ فقط  راهبرد واحد خود درباره ایران را  پیگیری می‌کند . در همین راستا فشار همه‌جانبه علیه ایران و تهدید به خروج از برجام برای کسب امتیازات بیشتر از جمله مولفه‌های اصلی این راهبرد به شمار می‌روند.
در چارچوب مولفه اول ترامپ همواره خود را یک مرد خشمگین نشان داده است که تهدید، خشونت و نفرت‌پراکنی علیه ایران را به حد نهایت می‌رساند. در این بین تفاوتی هم بین مردم و حکومت ایران وجود ندارد و مردم ایران  “ملت تروریست” خوانده می‌شوند. ترامپ پیرامون حکومت ایران هم می‌گوید: رژیم ایران بزرگترین کشور حامی تروریسم است. این کشور موشک‌های خطرناک را صادر می‌کند، آتش جنگ را در سرتاسر خاورمیانه شعله‌ور می‌سازد، و از تروریست‌های نیابتی و ‌ستیزه‌جویان، از جمله حزب الله، حماس، طالبان، و القاعده پشتیبانی می‌کند. ایران و نیروهای نیابتی آن طی سال‌های گذشته سفارتخانه‌ها و تاسیاست نظامی ایالات متحده را منفجر کرده‌اند، ‌صدها تن از نیروهای نظامی ایالات متحده را به قتل رسانده‌اند، و شهروندان آمریکایی را ربوده‌اند، زندانی کرده‌اند، و شکنجه داده‌اند. رژیم ایران هزینه سلطه ترس و وحشت طولانی‌مدت خود را از طریق غارت و چپاول ثروت مردمش تامین کرده است.
مطابق با مولفه دوم حمله به توافق هسته‌ای در دستور کار رئیس جمهور آمریکا قرار می‌گیرد و به همین خاطر  دونالد ترامپ برجام را بدترین توافق طول تاریخ آمریکا می‌خواند. البته حمله به توافق هسته‌ای یک هدف کاملاً مشخصی داشته که آن‌هم کسب امتیازات بیشتر از ایران است. به همین جهت ترامپ در دو سخنرانی ۱۳ اکتبر ۲۰۱۷ و  ۱۳ ژانویه ۲۰۱۸ در کنار اعلام عدم پایبندی ایران به توافق هسته‌ای، به ترتیب خواسته‌هایی چون وضع محدودیت‌های گسترده در زمینه موشکی، مقابله با فعالیت‌های منطقه‌ای ایران و دائمی کردن محدودیت‌های برجامی علیه ایران را تحت عنوان یک توافق مکمل طرح می‌کند.
وی در این‌باره می‌گوید: من دو مسیر را برای ادامه ترسیم کرده‌ام: یا نقائص فاجعه‌بار برجام را اصلاح کنید یا آمریکا از آن خارج می‌شود.هر طرح قانونی که من درباره برجام امضا می‌کنم بایستی شامل چهار مولفه باشد: اولاً، بایستی از ایران بخواهد اجازه بازرسی‌های نظامی در تمامی سایت‌های مورد درخواست بازرسان بین‌المللی را بدهد. دوم، بایستی ضمانت کند ایران هرگز حتی به تملک سلاح هسته‌ای نزدیک هم نمی‌شود.سوم، بر خلاف این توافق هسته‌ای مفاد آن طرح نبایستی تاریخ انقضا داشته باشند. سیاست من این است که تمامی مسیرهای ایران برای دستیابی به بمب، نه برای ده سال بلکه برای همیشه بسته شوند. چهارم، این طرح بایستی به صراحت – برای اولین بار- در قوانین آمریکا ذکر کند که موشک‌های دوربرد و برنامه‌های تسلیحات اتمی، جداناپذیر هستند و ساخت و آزمایش موشک‌ توسط ایران بایستی مشمول تحریم‌های شدید شود.
تلاش برای اصلاح‌ توافق هسته‌ای و امتیازگیری از ایران هیچ‌گاه بدون توجه به راهبرد اول نبوده است به همین خاطر نیز آمریکا همزمان تحریم‌های گسترده‌ای علیه ایران وضع می‌کند که نمونه آن تحریم کاتسا است. پل رایان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا آن را یکی از جامع‌ترین بسته‌های تحریمی طول تاریخ خوانده بود.
در کنار این فشارها درست زمانی که دونالد ترامپ مطمئناً می‌شود که از طریق متحدان خود می‌تواند به به یک توافق مکمل دست یابد برای خروج از توافق درنگ نمی‌کند. خود پیرامون این مسئله گفته بود:
ما در حالی از این توافق خارج می شویم که با شرکای خود کار می کنیم تا به یک راه حل جامع و پایدار در ارتباط با حل موضوع هسته ای ایران دست پیدا کنیم و جلوی فعالیت های تروریستی و موشک های بالستیک ایران را بگیریم.
به همین جهت دستیابی به یک توافقی بهتر پس از خروج از برجام مولفه‌ای بوده است که ترامپ از روز اول درصدد دستیابی به دنبال آن بود و حتی پس از خروج از برجام به آن اشاره کرده است چنان‌که می‌گوید:
رهبران ایران طبعاً خواهند گفت که از مذاکره درباره یک توافق جدید خودداری خواهند کرد؛ آنها از این کار خودداری می‌کنند. و اشکالی هم ندارد. احتمالاً اگر من هم جای آنها بودم، همین را می‌گفتم. اما حقیقت این است که آنها خواهان یک توافق تازه و پایدار خواهند بود؛ توافقی که به سود همه ایران و مردم ایران باشد. وقتی آنها این را بخواهند، در آن زمان من آماده، مایل، و قادر به انجام آن خواهم بود.
جالب توجه است ترامپ پیرامون توافق اقلیمی پاریس نیز دقیقاً همین دست فرمان را پیش گرفته است. از همین رو وقتی پس از خروج از این توافق در ژوئن ۲۰۱۷ درباره مذاکرات جدید می‌گوید: «آمریکا از پیمان پاریس خارج می‌شود اما به مذاکرات برای معامله بهتر در این زمینه ادامه می‌دهد.»
در همین راستا دستیابی به توافق جدید و کسب امتیازهای بیشتر از ایران هیچ‌گاه به معنی عقب‌نشینی ایالات متحده از فشارهای تحریمی علیه ایران نیست. برای نیل به این مسئله فقط کافی است که چند روز دیگر صبر کرد تا شاهد بازگشت موج اول تحریم‌های آمریکا علیه ایران باشیم.
از همین رو است که ذوق زدگی‌های اخیر اصلاح‌طلبان در قبال پیشنهاد ترامپ برای مذاکره در واقع از عدم شناخت آنان نسبت به نظام آمریکا نشات می‌گیرد. عقب‌نشینی درکار نبوده است بلکه آمریکا همزمان دو مسیر افزایش فشار و دستیابی به توافق جدید برای کسب امتیازهای بیشتر را دنبال می‌کرده است. ترامپ همواره آرزوی آن را داشته که روز مذاکره با ایران فرا برسد! ذوق‌زدگی‌های داخلی در ایران، فشارهای اقتصادی و نابه‌سامانی بازار ارز از جمله عواملی است که ترامپ را در نیل به آرزوهایش یاری می‌کند.

لیست بلندبالای بهانه‌های مسؤولان برای افزایش نرخ ارز: از دست‌های پشت‌پرده تا تلگرام! + جدول

طی ماه‌های اخیر که قیمت ارز و سکه لحظه‌ای افزایش پیدا می‌کرد، مسئولان بهانه‌های مختلفی برای این گرانی مطرح کردند که در این گزارش مشاهده خواهید کرد.

در ماه‌ها و بلکه روزهای اخیر، افزایش بی‌ضابطه و غیرمنطقی قیمت ارز و سکه در بازار علاوه بر اینکه انتقادات بسیاری از سوی مردم به همراه داشت، باعث بالا رفتن لحظه‌ای قیمت سایر کالاها نیز شد.

اما در طرف مقابل، هر بار مسئولان بجای اینکه دنبال حل مشکل اصلی باشند و صادقانه با مردم سخن بگویند، از ابر و باد و مه و خورشید و فلک کمک گرفتند تا به هر بهانه ای شده نقش تصمیمات غیرکارشناسی و ضعف‌های فراوان خود را در کنترل بازار و مدیریت قیمت‌ها کم‌رنگ کنند.

نکته مهم در این میان این است که چرا هیچکدام از مسئولان نمی‌خواهند قبول کنند مقصر روند افزایش قیمت‌ها خود آن‌ها و تصمیمات اشتباهشان است و نتیجه بی‌تدبیری و نبود برنامه‌ریزی است. و چرا هیچ‌کدام از مسئولین بخاطر به‌وجود اوردن وضع موجود برکنار نمی‌شوند و یا استعفا نمی‌دهند و یا دستگاه قضایی با آن‌ها به دلیل تکمیل پازل دشمن در فشار آوردن بر مردم برخورد نمی‌کند؟

در جدول زیر به بررسی برخی از پرشمارترین بهانه‌هایی که مسئولان و رسانه‌ها برای افزایش قیمت‌ها مطرح کردند، می‌پردازیم.

ردیف

مسئولیت

تاریخ

قیمت وقت

بهانه گرانی

اظهارات

۱ولی‌الله سیف

(رئیس سابق بانک مرکزی)

۲ بهمن ۱۳۹۶    دلار: ۴.۶۷۰

سکه: ۱.۵۲۸.۰۰۰

حبابنرخ ارز در بازار در اوج قیمتی قرار دارد و در روزهای آتی روند کاهش نرخ ارز شروع خواهد شد و حباب قیمت دلار از بین خواهد رفت.
۲حسن حسینی شاهرودی

دبیر کمیسیون اقتصادی

۵ بهمن ۱۳۹۶    دلار: ۴.۵۲۰

سکه: ۱.۵۱۹.۰۰۰

شبکه‌های اجتماعیدشمنان ما در شبکه های اجتماعی به بی ثبات کردن بازار داخلی دامن می زنند. قطعا آنهایی که بدنبال تحریم ما هستند تلاش دارند اقتصاد کشور را ناکارآمد کنند یا حداقل بازار ایران را ناکارآمد جلوه دهند.
۳حسن روحانی

(رئیس‌جمهور)

۱۷ بهمن ۱۳۹۶    دلار: ۴.۶۷۵

سکه: ۱.۵۲۶.۰۰۰

روانیدر سال‌های قبل ما همیشه در ماه‌های دی و بهمن در مشکلاتی بودیم برای تامین نیازهای‌مان اما امسال این چنین نیست، بنابراین گرانی نرخ ارز دلایل روانی و تبلیغاتی دارد.
۴ولی‌الله سیف

(رئیس سابق بانک مرکزی)

۱۷ بهمن ۱۳۹۶    دلار: ۴.۶۷۵

سکه: ۱.۵۲۶.۰۰۰

ترامپترامپ آرامش اقتصاد ایران را نشانه گرفته و با سناریوی ایجاد التهاب تصنعی به دنبال تضعیف سرمایه‌گذاری در ایران است
۵محمدباقر نوبخت

(سخنگوی دولت)

۲۴ بهمن ۱۳۹۶    دلار: ۴.۹۳۰

سکه: ۱.۵۸۵.۰۰۰

تقاضای کاذبمگر چه اتفاقی افتاده که قیمت دلار این همه بالا رفته، فقط در بازار تقاضای کاذب بوجود آمده است.
۶محمدباقر نوبخت

(سخنگوی دولت)

۲۴ بهمن ۱۳۹۶    دلار: ۴.۹۳۰

سکه: ۱.۵۸۵.۰۰۰

حباببا محاسبات ما قیمت دلار زیر۴ هزار تومان است ودرحال حاضر قیمت دلار حباب است و باید بترکد.
۷ولی‌الله سیف

(رئیس سابق بانک مرکزی)

۸ فروردین ۱۳۹۷    دلار: ۵.۰۴۱

سکه: ۱.۷۳۰.۰۰۰

انتظارات غیرواقعیتقاضای امروز بازار ناشی از مصارف واقعی نبوده و انتظارات نقش مهمی ایفا می‌کند؛ لذا حساسیت زیادی به تحولات غیراقتصادی وجود دارد و عملا نوسانات کوتاه مدت بازار را این بخش از تقاضا شکل می دهد.
۸ولی‌الله سیف

(رئیس سابق بانک مرکزی)

۲۱ فروردین ۱۳۹۷    یورو: ۶.۱۷۵

سکه: ۱.۷۴۵.۰۰۰

دشمناندرخصوص نرخ ارز نیز عوامل غیراقتصادی و عدم اطمینان نسبت به آینده موثر است. متاسفانه دشمنان از خارج از مرزها و به شکل های مختلف بر این موضوع دامن زده و در تلاشند تا شرایط را برای ملت سخت تر کنند.
۹ولی‌الله سیف

(رئیس سابق بانک مرکزی)

۲۱ فروردین ۱۳۹۷    یورو: ۶.۱۷۵

سکه: ۱.۷۴۵.۰۰۰

امارات و عربستانتعادل لازم در منابع و مصارف ارزی کشور وجود دارد، در این فضا نباید نرخ ارز این نوسانات را داشته باشد از این رو جای پاهایی دیده می‌شود که حتی کشورهای اطراف ما از جمله امارات و عربستان نیز بی‌تقصیر نیستند.
۱۰ولی‌الله سیف

(رئیس سابق بانک مرکزی)

۲۱ فروردین ۱۳۹۷    یورو: ۶.۱۷۵

سکه: ۱.۷۴۵.۰۰۰

تلگرامالتهابات اخیر دربازار ارز کار دشمن است و نباید مارا نگران بکند.  افزایش قیمت دلار در «تلگرام» صورت میگرفت و معامله اصلی صورت نمی‌گرفت
۱۱صدیف بدری

(عضو کمیسیون عمران)

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷    یورو: ۷.۹۸۱

سکه: ۲.۰۹۳.۰۰۰

حبابافزایش قیمت مسکن حباب است و دولت هرچه سریع‌تر با ساماندهی وضعیت ارز این مشکل را حل کند.
۱۲محمدباقر نوبخت

(سخنگوی دولت)

۲۲ خرداد ۱۳۹۷    یورو: ۸.۱۸۳

سکه: ۲.۴۹۹.۰۰۰

حبابتبدیل نقدینگی و سرمایه مردم در بازار مسکن،خودرو و سکه باعث به وجود آمدن حباب شده و وظیفه دستگاه‌های نظارتی است که با مسببان این افزایش قیمت‌ها برخورد جدی داشته باشد.
۱۳ولی‌الله سیف

(رئیس سابق بانک مرکزی)

۲۲ خرداد ۱۳۹۷    یورو: ۸.۱۸۳

سکه: ۲.۴۹۹.۰۰۰

روانیبه نظر می رسد اتفاقات به وجود آمده بیشتر عامل روانی دارد که به تدریج می تواند برطرف شود.
۱۴روزنامه جمهوری اسلامی۲۳ خرداد ۱۳۹۷    یورو: ۸.۳۵۴

سکه: ۲.۵۷۵.۰۰۰

مخالفان دولتبه وجود آمدن شرایط کنونی که یکی از عوامل بالا رفتن قیمت‌ها و نابسامانی اقتصادی است، نتیجه سیاست‌های دولت نیست. عوامل خارج از اراده دولت و در مواردی برخلاف سیاست‌های دولت، در پدید آمدن شرایط کنونی نقش اساسی داشتند و دارند.
۱۵حسن یونس سینکی

(معاون وزیر صنعت)

۲ تیر ۱۳۹۷    یورو:۹.۰۴۹

سکه: ۲.۶۶۰.۰۰۰

رسانه‌هاوی در پاسخ به سوالی در خصوص اینکه مردم از شما انتظار تنظیم بازار را دارند و چه کارهایی را در دستورکار دارید، گفت: من از رسانه‌ها انتظار دارم که اینقدر چرت و پرت به مردم نگویند تا ما حرف‌هایمان را بزنیم.

وی در پاسخ به این سؤال که به هر حال مردم از شما انتظار دارند با لبخند پاسخ داد و گفت: مردم چه انتظاری از ما دارند؟ ما هم مثل مردم!

۱۶ولی‌الله سیف

(رئیس سابق بانک مرکزی)

۱ مرداد ۱۳۹۷    یورو: ۱۱.۰۹۹

سکه: ۳.۴۵۳.۰۰۰

آمریکااعلام سیاست‌ها و اقدامات جدید خصمانه از سوی دولت آمریکا با هدف قطع کامل درآمدهای ارزی کشور و همراهی برخی از شرکت‌های بین‌المللی با برنامه‌های اعلام شده، باعث شکل گیری التهاباتی در بازار ارز شد.
۱۷محمد کشتی‌آرای

(عضو اتحادیه طلا)

۱ مرداد ۱۳۹۷    یورو: ۱۱.۰۹۹

سکه: ۳.۴۵۳.۰۰۰

حبابعامل اصلی منجر به افزایش لحظه‌ای قیمت طلا و سکه در بازار شده که اولین عامل نرخ ارز و دومین دلیل تقاضای زیاد است که باعث ایجاد حباب در قیمت‌ها شده است.
۱۸سایت اقتصادآنلاین۷ مرداد ۱۳۹۷    دلار: ۱۲.۵۷۱

سکه: ۴.۱۷۰.۰۰۰

مافیا ۲ صراف بزرگ که هرکدام بیش از چند صرافی دارند و صرافی های معتمد بانک مرکزی بوده و با افراد ذی نفوذ در بانک مرکزی و نهادهای مختلف در کشور مرتبط هستند عامل افزایش چند روز اخیر قیمت دلار هستند.
۱۹ابراهیم محمدولی

رئیس اتحادیه طلا

۸ مرداد ۱۳۹۷    دلار: ۱۳.۲۶۵

سکه: ۴.۳۹۱.۰۰۰

حبابالان حباب سکه بالای یک میلیون تومان است. امیدواریم مسئولان سیاستی بگذارند که بخش اقتصادی ضرر و زیان نکند.
۲۰محمدرضا پورابراهیمی

رئیس کمیسیون اقتصادی

۸ مرداد ۱۳۹۷    دلار: ۱۳.۲۶۵

سکه: ۴.۳۹۱.۰۰۰

پتروشیمی‌هادر حالی که پتروشیمی ها امسال سه و نیم میلیارد دلار صادرات داشتند تنها دو و یک دهم میلیارد دلار ثبت کردند و مابقی به جاهای دیگر رفته است.
بر چسب ها

پیشنهاد سردبیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

همچنین مشاهده کنید

Close
Close