آخرین اخباراقتصادیایرانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیویژه

هاشمی رفسنجانی؛ مبارزی که در زندگی شخصی سلطنت مآب شد

«کامران غضنفری» نویسنده کتابهایی مانند «راز قطعنامه» (چرایی و چگونگی پایان جنگ)؛ «مداخلات» (مجموعه چهار جلدی روایتی مستند از جنایات آمریکا در ایران) و «پرونده هسته ای و ابعاد پیدا و پنهان آن» در جدیدترین تلاش پژوهشی خود، هاشمی رفسنجانی را موضوع کتاب خود قرار داده است. کتاب «هاشمی رفسنجانی از نگاهی دیگر» قبل از چاپ، در صفحه جریان شناسی ۹دی منتشر می شود . در ادامه مسائل مربوط به دولت سازندگی در این شماره، بیشتر خاطرات مرحوم هاشمی درباره تفریحات و خوشگذرانیهای خانوادگی مورد بررسی قرار گرفته است.

سفرها و خوش گذرانی ها

آن گونه که هاشمی در یادداشت های روزانه خود، خاطراتش را ثبت کرده است، وی و اعضای خانواده اش همگی اهل گردش و تفریح ـ چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور ـ بوده اند. البته در داخل کشور، ایشان از امکانات به جا مانده از دربار شاه، خیلی از اوقات بهره مند شده اند!  به طور مثال، وی در خاطرات سال ۶۲، به تفریح دریکی از کاخ‌های شاه در شمال اشاره می‌کند و می‌نویسد: «قرار گذاشته بودیم برای استراحت با آقای موسوی اردبیلی به نوشهر برویم. آقای میرحسین موسوی گفتند که آنجا محل دنجی هست… بخشی از اعضای خانواده با ما بودند… معلوم شد بخشی از باغ کاخ شاه است… بچه‌ها را به تماشای هتل انقلاب ـ هتل هایت سابق ـ بردند؛ می‌گفتند خیلی مجلل است».۷

البته هاشمی در استفاده از کاخ سلاطین، تجارب دیگری هم داشته که ذکری از آنها، خالی از لطف نیست. یکی از مراکز تفریحی موردعلاقه آقای هاشمی و خانواده ایشان، کاخ محمدرضا پهلوی در جوار سد لتیان بوده که در سال چند مرتبه به همراه خانواده و خویشاوندان به آنجا می‌رفته اند. به نظر می‌رسد شروع ترددهای آقای هاشمی به سد لتیان، از سال ۱۳۶۲ شروع‌شده باشد؛ وی در خاطرات ۲۸ مرداد سال ۶۲ می‌نویسد: «همراه با اعضای خانواده و پاسداران به سد لتیان رفتیم؛ رفتن از راه لشکرک و برگشتن از راه آبعلی. در دریاچه پشت سد پیش رفتگی به شکل شبه‌جزیره وجود داشته که در زمان شاه ساختمان خوبی ساخته‌اند و پس از انقلاب تا این اواخر متروک بوده… اخیراً نخست‌وزیری تحویل گرفته و برای پذیرایی آماده نموده است؛ نسبتاً خوب نگهداری شده، تا عصر آنجا ماندیم. آقا جلال کباب درست کرد؛ بد نبود».۸

حال به برخی موارد دیگر اشاره می کنیم:  پنج‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۶۲: «صبح زود برای مسافرت به استان‌های سیستان و بلوچستان و هرمزگان رفتیم… برای ناهار و استراحت به مهمان‌سرای استانداری رفتم، به کاخ ولیعهد، که به دلیل لوکس بودن و طاغوتی بودن از آن استفاده نمی‌شد».۹

۲۴ فروردین ۱۳۶۳: «صبح زود برای بازدید از سد لار از خانه بیرون رفتیم. .. ناهار را در ویلای وزارت نیرو واقع در پایین سد لتیان صرف کردیم. یاسر و دوستانش نیز همراه ما بودند.»۱۰

اما سفرهای خانواده هاشمی تنها به سفرهای تفریحی داخل کشور منحصر نشده بود و این خانواده سفرهای خارجی زیادی را در قالب سفرهای دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک، تجربه کردند. به چند نمونه توجه کنید:

چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۶۴: «برای انجام کارهای قبل از سفر به چین و ژاپن به دفترم آمدم. درباره همراهان و برنامه‌ها تبادل‌نظرهایی شد… محسن هم از رفسنجان آمده بود که با من به سفر بیاید. ساعت شش به فرودگاه مهرآباد آمدیم و مصاحبه‌ای کردم و سپس با مراسم رسمی حرکت کردیم، با دو هواپیما و حدود ۱۰۰ نفر همراه شامل ۱۲ نفر از نمایندگان مجلس و جمعی از معاونان رئیس‌جمهور و وزرا و وزیر امور خارجه و خبرنگاران و. .. تمام شب در پرواز بودیم…»۱۱

چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۶۴: (سفر به چین و ژاپن) «مهدی را بیدار کردم که صبحانه بخورد و با بچه ها دنبال کارش برود. حسن فرزند احمد آقا هم مثل بچه های من ـ یاسر و مهدی ـ همراه ما بود. .. یک کانال تلویزیون ژاپن در اختیار آمریکایی هاست و برنامه های جالب به زبان انگلیسی دارد».۱۲

۲۰ آذر ۱۳۶۵: «هواپیمای ۷۰۷ تانکر نیروی هوایی از تهران [ به پایگاه هوایی بوشهر ] آمده بود. فاطی، فائزه و بچه هایشان و خانواده دائی شان هم آمده بودند. به سوی جزیره کیش پرواز کردیم و ناهار را در هواپیما خوردیم. ساعت چهار و نیم وارد کیش شدیم. استقبال رسمی انجام شد و مصاحبه مختصری کردم و به ویلای اقامتگاه آمدم».۱۳

۲۲ آذر ۱۳۶۵: «به پادگان نیروی دریایی [ بندر عباس ] رفتیم. در مراسم صبحگاه مشترک نیروهای مسلح و نظامی و انتظامی شرکت کردیم. برای آنها سخنرانی کردم. .. شب مهمان سپاه بودیم و برای آنها سخنرانی کردم. فاطی، فائزه و خانواده حسین آقا مرعشی در خانه ای در مجاورت ما منزل گرفته اند».۱۴

۹ فروردین ۱۳۶۸: «تا ساعت هشت و نیم در دفترم کار کردم و سپس به منزل آمدم. مهدی از سفر شرق برگشته بود. او مقداری درباره ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور گفت».۱۵

البته نیاز نیست که ملت ایران بداند که یک جوانی که هنوز به سن ۲۰ سالگی نیز نرسیده، برای چه کاری و از جیب چه کسانی به سفر شرق و غرب عالم فرستاده می شود!  همان طوری که آقای هاشمی برای سفرهای پی در پی خانواده و بستگان خود به داخل و خارج کشور و مناطق تفریحی و سیاحتی و امثال آن هیچ گاه در خاطرات خود روشنگری نکرده است. ۱۶

یکی از مکان‌های ثابت برای تفریح و استراحت خانواده آقای هاشمی، جزیره کیش بوده که معمولاً ایام نوروز را در آنجا سپری می‌کردند. زیبایی جزیره کیش از سال ها قبل مورد توجه خانواده آقای هاشمی قرار گرفته بود و برای همین از هر فرصتی ـ حتی در حاشیه مانورهای نظامی ـ برای سفر به این جزیره استفاده می‌کردند.

در خاطرات ۱۹ اردیبهشت سال ۶۸ این‌گونه آمده: «ساعت شش صبح همراه عفت و یاسر به فرودگاه رفتیم. فاطی و فائزه هم آمدند. با هواپیما به سوی کیش پرواز کردیم. فرماندهان سپاه و ارتش هم بودند. عفت و همراهان در کیش ماندند و ما پس از انجام مراسم تشریفاتی، با هلی‌کوپتر به سوی منطقه مانور دریایی پرواز کردیم».۱۷

سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۸: (سفر به مسکو) «عفت و بچه‌ها را قبلاً به محل آورده بودند. بعد از استراحت و نماز، همراه سفیرمان آقای نوبری با اتومبیل تشریفات در خیابان‌های مسکو گشتیم. خیابان‌ها وسیع و تمیز و سرسبز است. کنار دانشگاه مسکو و پانوراما پیاده شدیم. در موزه پانوراما فضاهای جالبی از منظره آخرین جنگ‌های ناپلئون و روس‌ها و شکست نهایی ناپلئون است…»۱۸

۲۹ تیر ۱۳۶۸: «به فرودگاه رفتیم و با هواپیمای فرندشیپ به سوی بیشه کلا، استراحتگاه لب دریای خزر نیروی هوایی حرکت کردیم. بین راه با سرتیپ منصور ستاری فرمانده نیروی هوایی ارتش، درباره مسائل ارتش مذاکره داشتیم. نزدیک ظهر روی باند کوتاه مجتمع نشستیم. مدتی کنار ساحل قدم زدم و ناهار و استراحتی و سپس مطالعه و. .. نزدیک غروب در دریا شنا کردم و در محوطه پیاده‌روی نمودم. اقامتگاه، ویلایی روی تپه است که مناظر خوبی در اطراف دارد. یک طرف دریا و اطراف دیگر شالیکاری. خانواده های پاسداران و خانواده خودم و جمعی از بستگان هم هستند. »۱۹

توجه کنید که ایشان می فرمایند غیر از خانواده خودشان، “جمعی از بستگان هم هستند “!

۹ شهریور ۱۳۶۸: «فرمانده و جانشین دانشکده پرواز نیروی هوایی آمدند. به خاطر تعلیم خلبانی به مهدی و یاسر در چند روز گذشته ـ که امروز مرحله ابتدایی پایان یافته ـ از آنها تشکر کردم».۲۰

مهدی هاشمی ۲۰ ساله و یاسر هاشمی ۱۸ ساله که هیچ کدام نه در ارتش خدمت می کردند و نه نیاز شغلی به یادگیری خلبانی داشتند، با چه مجوزی از امکانات بیت المال صرفاً به عنوان تفریح و سرگرمی، برای آموزش خلبانی استفاده کرده اند؟

دوم آبان ۱۳۶۸: «حدود ساعت سه و نیم بامداد از سرما بیدار شدم و دیگر خوابم نبرد. عفت ساعت پنج و نیم رسید. با محسن به سفر چین رفته بودند».۲۱

۴ آبان ۱۳۶۸: «محسن ناهار آمد. او از تمایل چینی ها به انتقال تکنولوژی موشک های دوربرد و رقابت بین انباری فروشان ارتشی های چینی با صنایع تحقیقاتی و نظامی در فروش موشک های هدایت شونده به ایران گفت. »۲۲

همان گونه که ملاحظه می شود، سفر محسن هاشمی به چین برای مذاکره در مورد خرید و انتقال تکنولوژی ساخت موشک از چین بوده است. خانم عفت مرعشی ـ همسر آقای هاشمی رفسنجانی ـ در این سفر چه می کرده؟!

۵ بهمن ۶۸: «ساعت سه بعد از ظهر به فرودگاه رفتم و به سوی جزیره خارک پرواز کردیم. دکتر حسن روحانی و غلامرضا آقازاده وزیر نفت و آقای حمید میرزاده و جمعی دیگر و یاسر، مهدی، فاطی و سعید لاهوتی و. .. بودند. عفت به خاطر شرکت در مراسم سالگرد شهید لبافی نژاد در تهران ماند. .. شام پر تشریفات در مهمانخانه وزارت نفت بود. »۲۳

۶ بهمن ۶۸: «ساعت پنج و نیم وارد کیش شدیم. استقبال رسمی و انتقال به اقامتگاه انجام شد. .. برای شام به رستوران میر مهنا رفتیم. منظره شاعرانه‌ای داشت و شام خوبی دادند. از هتل ساحل که ترکیبی از هتل و فروشگاه شده، بازدید کردیم و بستنی خوردیم. عفت و بچه‌ها هم آنجا بودند. از اسکله هم بازدید کردیم و کشتی ایران هرمز برای ادای احترام بوق ممتد زد؛ به اقامتگاه برگشتیم».۲۴

۲۵ اسفند ۶۸: «در خانه ماندم. باران می بارید و شب تبدیل به برف شد. یاسر سفر گروهی را که برای افتتاح خط پرواز به مالزی رفته بودند، تعریف کرد.»

یاسر ۱۸ ساله چه سمتی در کشور داشته که برای افتتاح خط پرواز به مالزی رفته بوده؟ !

دوم فروردین ۱۳۶۹: «ساعت هشت و ربع، همراه محافظان، دکتر حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و همسر و دختر و عروس امام و عفت و بچه ها به سوی کیش پرواز کردیم. ساعت ۹ و نیم صبح وارد جزیره شدیم و در پاویون اقامت کردیم.»۲۵

۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۹: «ساعت شش و نیم صبح به همراه عفت و محافظان به سد لتیان رفتیم؛ برای استراحت جای خوبی است. از زمان رژیم شاه مانده است. فاطی، فائزه، محسن و بچه ها هم بعداً آمدند. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گذشت. مقداری هم قایق سواری و تماشای بازی فوتبال محافظان داشتیم. شام خوردیم و به منزل برگشتیم.»۲۶

۱۴ تیر ۱۳۶۹: «ساعت یازده و نیم همراه با آقای کازرونی وزیر مسکن و شهرسازی، با هلی کوپتر به منطقه شمال سد لتیان رفتیم؛ جایی که از سوی وزارت مسکن برای مرکز سیاسی کشور پیشنهاد شده است. در شمال لتیان فرود آمدیم. .. سپس به محل سد رفتیم. خانواده و جمعی از بستگان هم آمده بودند که تا فردا آنجا باشیم. بعد از ناهار و استراحت، در ساحل دریاچه سد قدم زدیم و با قایق که مهدی آن را هدایت می کرد، در دریاچه گردش کردیم. هوا بسیار خوب است. والده و خانواده اخوی مرحوم قاسم و بستگان هم بودند. »۲۷

۶ مهر ۱۳۶۹: «فائزه از سفر چین برگشته است. با یاسر صبحانه خوردیم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گذشت. آخر شب، عفت و فاطی و همراهان، از سفر رسیدند. »۲۸

۱۰ بهمن ۱۳۶۹: «ساعت نه و نیم صبح، همراه عفت و محافظان، برای استراحت در سه روز تعطیلی، به محل سد لتیان رفتیم؛ هوای خوبی دارد. نزدیک ظهر، محسن، فائزه و بچه هایشان، حمید مرعشی و خانواده اش، حاجیه والده و همشیره فاطمه هم آمدند. وقت را به استراحت و مطالعه و قایق سواری و تیراندازی گذراندیم. »۲۹

۱۲ بهمن ۱۳۶۹: «بعد از صرف صبحانه، به سوی پیست آبعلی حرکت کردیم. در محل مخصوص وزارت نفت که دارای تله کابین و پیست اسکی و استخر و رستوران و چند ویلا است، وارد شدیم. میهمان وزارت نفت بودم. آقایان دکتر نوربخش و دکتر عادلی، وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی هم بودند. با تله کابین به بالای کوه رفتیم. برف می بارید و مه بود. ناهار را در رستوران خوردیم. عصر فیلمی دیدم و به سوی تهران حرکت کردیم. »۳۰

۲۲ بهمن ۱۳۶۹: «فاطی و فائزه و بچه هایشان، امروز به کیش رفتند و ما فردا به آنها ملحق می شویم. »۳۱

۲۳ بهمن ۱۳۶۹: «ساعت هشت و نیم صبح، همراه عفت، مهدی، فرشته، یاسر و محسن به فرودگاه رفتیم. یاسر می خواست همراه دوستانش به اصفهان برود؛ گفتم با ما بیاید. »۳۲

دوم فروردین ۱۳۷۰ ( پنجم رمضان ): «عصر بستگان برای دیدن عید آمدند. بچه ها می خواستند از کیش به کشورهای جنوب خلیج فارس بروند؛ گفتم نروند و به تهران برگردند.»۳۳

روز بعد یعنی سوم فروردین، بچه ها از کیش برگشتند. ۳۴

۸ فروردین ۱۳۷۰: «یاسر به اهواز و محسن و مهدی، به همراه تیم وزارت نفت، برای بررسی وضعیت صنعت و چاه های نفت کویت، که در حال سوختن بود و فرایند کمک رسانی و بازسازی و همچنین نحوه خاموش کردن چاه ها، به کویت رفته اند. »۳۵

آقازاده هایی که تازه چند روز پیش از سفر تفریحی کیش برگشته اند، دوباره به یک سفر دیگر با هزینه دولت و این بار به کویت می روند. محسن و مهدی هاشمی نه تحصیلات شان در زمینه نفت بوده و نه تخصصی در زمینه مسائل نفتی و یا چگونگی خاموش کردن چاه های نفتی دارند!  همچنین هیچ کدام از آنها در استخدام شرکت نفت نبوده و این سفر هیچ توجیهی جز تفریح و جهانگردی با پول بیت المال ندارد!

۱۵ فروردین ۱۳۷۰: «بعد از افطار به خانه آمدم. بچه ها برای مهمانی و مراسم احیاء به خانه اخوی محمود رفته بودند. یاسر از مدینه تلفن کرد. از سفر عمره اظهار رضایت کرد و گفت فردا برمی گردد. »۳۶

۱۶ فروردین ۱۳۷۰: «یاسر از عربستان رسید. شرحی از سفرش داد. شناخته شده بوده و با فهد شاه عربستان ملاقات داشته است. »۳۷

یک جوان بیست ساله که هیچ مسئولیت دولتی ندارد، به چه عنوانی با شاه عربستان ملاقات می کند؟ !

۲۸ فروردین ۱۳۷۰: «ساعت چهار و نیم بعد از ظهر، برای پرواز به سوی استان فارس به فرودگاه رفتیم. عفت، فاطی، فائزه، مهدی، فرشته و بچه ها و بعضی از بستگان هم بودند. .. پس از استقبال رسمی در فرودگاه شیراز، به سوی استانداری حرکت نمودیم. .. در استانداری، شورای اداری استان تشکیل شد. »۳۸

همان گونه که ملاحظه می گردد، در یک سفر اداری، به غیر از اعضای خانواده، جمعی از بستگان نیز همراه هستند!  سفر تفریحی بستگان، با هزینه بیت المال!

۷ اردیبهشت ۱۳۷۰: «ساعت هفت و نیم صبح، همراه خانواده به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. عازم سفر به سوریه هستیم. مصاحبه کوتاهی در توضیح اهداف سفر نمودم. مراسم بدرقه رسمی بود. عفت، فاطی، فائزه، سعید لاهوتی، فرشته و نوه ها، همراه مان بودند. یاسر، مهدی، اعظم و محسن نیامدند. آقایان دکتر روحانی، دکتر ولایتی، آقازاده وزیر نفت و وهاجی وزیر بازرگانی نیز همراهند. »۳۹

۹ اردیبهشت ۱۳۷۰: «در ارتفاعات مشرف به آنکارا، با خانواده و محافظان هستیم. همراهان در هتل مستقر شدند. مهدی و اعظم هم دیروز از تهران رسیده بودند.»۴۰

جناب رفسنجانی از کشور سوریه به ترکیه می رود و در این سفرهای رسمی، اغلب اعضای خانواده حتی نوه ها نیز همراه ایشان هستند!

۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۰: «عصر ساعت پنج با هلی‌کوپتر به سد لتیان رفتم. عفت و والده و همشیره‌ها فاطمه و طاهره هم نزدیک غروب رسیدند. آب دریاچه بالا آمده و وضع خوبی دارد. هوا هم بسیار مطبوع است. نیاز به استراحت دارم. امروز نوبت اقامه جمعه توسط من بود که به دیگران محول کردم.»۴۱

۲۰ اردیبهشت ۱۳۷۰: «دیشب فاطی و فائزه و مهدی رسیده بودند. محسن و بچه‌ها هم صبح آمدند. همراه جمعی از اعضای خانواده، سوار قایق شدیم و گشتی در اطراف دریاچه سد زدیم. رانندگی با یاسر بود. یاسر و مهدی خواستند برای انداختن یکدیگر در آب زورآزمایی کنند. یاسر رانندگی را به محسن سپرد و به‌محض درگیری در آب پرتاب شد و زیر قایق رفت و پروانه قایق به بخشی از بدنش آسیب وارد کرد. قایق پشت سر ما او را از آب گرفت و زود به ساحل رساند و برای معالجه با ماشین به شهر رفتند».۴۲

۲۳ خرداد ۱۳۷۰: «ظهر عفت و فاطی و یاسر و سارا و علی آمدند. ناهار را با من خوردند و از آنجا برای سفر به لیبی، عازم فرودگاه مهرآباد بودند. »۴۳

۳۰ خرداد ۱۳۷۰: «ساعت هفت و نیم صبح به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. مهدی و یاسر هم با من بودند. با جمعی از وزیران، معاونان و نمایندگان به سوی نوشهر پرواز کردیم. ساعت هشت و نیم وارد فرودگاه نوشهر شدیم. بعد از استقبال رسمی و زیارت مقبره شهدا، به مجتمع آموزشی دریایی ـ کاخ سابق شاه در نوشهر ـ عزیمت کردیم. »۴۴

۳۱ خرداد ۱۳۷۰: «با قایق به دور دست ساحل تا کنار اولین فانوس دریایی رفتیم و در آنجا با جلیقه نجات، مدتی در آبهای صاف شنا کردیم. نزدیک غروب به کاخ برگشتیم؛ محل اقامت همان ساختمان شمس پهلوی در اینجا است؛ با صفا ولی کوچک است. »۴۵

دوم تیر ۱۳۷۰: «عصر از استخر استفاده کردم. امروز بچه ها تلاش کردند که با عفت و فاطی در لیبی تماس بگیرند، نتوانستند. فقط یک بار از سوریه تماس گرفتند و دیگر از آنها خبری نداریم. آخر شب تلفن کردند و گفتند پایان هفته می آیند؛ از سفرشان راضی اند. »۴۶

۷ تیر ۱۳۷۰: «صبح زود، بچه ها برای استقبال مادرشان به فرودگاه مهرآباد رفتند. ساعت شش به خانه آمدند. امروز تا عصر، عفت و فاطی مرتباً از لیبی صحبت می کردند؛ از پذیرایی لیبیایی ها راضی اند. خانم قذافی، همه جا آنها را همراهی می کرده و به خیلی از جاها برده اند. معمر قذافی، رهبر لیبی هم دو بار با آنها ملاقات داشته و استقبال و بدرقه گرم بوده و اخبارشان را مرتب در رسانه ها می آوردند. .. در سوریه هم خانم انیسه مخلوف، همسر حافظ اسد از حضورشان مطلع شده و مهمانی داده و بدرقه کرده است. به نظر می رسد این گونه رفت و آمدهای خانوادگی، برای تعمیق روابط کشورها مفید باشد؛ روابط خشک دولتی را عاطفی می کند. »۴۷

همسر و دختر جناب رفسنجانی به مدت ۱۶ روز به لیبی و سوریه سفر کرده و از جانب مقامات رسمی دو کشور مورد استقبال و پذیرایی قرار گرفته اند. این مسافرت ها با چه توجیهی صورت گرفته؟  آیا هزینه سفر را نیز از جیب خودشان پرداخته اند؟ !

۱۱ تیر ۱۳۷۰: «با رئیس جمهور کومور به فرودگاه رفتیم. مصاحبه ای انجام دادیم. با بدرقه رسمی به سوی کومور پرواز کردند؛ با هواپیمای ما رفتند. هیئت ایرانی هم برای شرکت در مراسم سالگرد استقلال کومور با آنها رفت. یاسر هم همراه هیئت رفت.»۴۸

یاسر با چه توجیهی با هزینه بیت المال به سفر کومور می رود؟!

۲۶ تیر ۱۳۷۰: «اخوی محمد، رئیس سازمان صدا و سیما، از تهران درباره پخش خبر پیش بینی دانشمند چینی در خصوص حدوث زلزله در تهران در روز ۲۹ تیر ماه و تکذیب دانشمندان ایرانی پرسید؛ گفتم پخش کنند، چون دارد شایع می شود.»۴۹

اما چهار روز بعد، یعنی در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۷۰ که مصادف با تاسوعای حسینی بود، به دلیل پیچیدن شایعه وقوع زلزله در تهران و به اصرار فرزندان آقای هاشمی، با هلی‌کوپتر به ویلای سد لتیان می روند: «با هلی‌کوپتر به سد لتیان آمدیم. بچه‌ها هم تا ظهر کم‌کم رسیدند. مهدی و فاطی نیامدند. هوای خوبی دارد. عصر همراه بچه‌ها، خواستم اسکی روی آب یاد بگیرم. کمی دنبال قایق کشیده شدم؛ بدنم آمادگی برای چنین ورزشی ندارد؛ گرچه آسان است. آب لتیان پایین‌تر از سطح آن در سال گذشته است. یک نفر چینی پیش‌بینی کرده است که ساعت ۸ صبح امروز زلزله‌ای به قدرت ۸/۶ ریشتر در تهران روی خواهد داد. آمدن ما به لتیان هم بی‌ارتباط با این نیست. گرچه خودم اصلاً قبول ندارم، فقط به خاطر بچه‌ها آمدم. حدود ساعت هشت، بیرون از ساختمان و در تراس کنار باغچه نشسته بودیم. همان لحظه از دفتر، تلفنی خبر دادند که دولت چین، رسماً اعتبار این پیش بینی را منکر شده و گفته است که ما چنین دانشمندی نداریم. »۵۰

همان گونه که در فوق ملاحظه گردید، در روز تاسوعای حسینی که همه مردم در مساجد و هیئت ها مشغول عزاداری هستند، جناب هاشمی و اعضای خانواده اش مشغول تفریح و خوش گذرانی بودند!  نکته مهم تر آن است که جناب رئیس جمهور و اعضای خانواده اش، از ترس وقوع زلزله احتمالی، پایتخت را ترک کرده اند تا اگر زلزله ای به وقوع پیوست، آنان از خطر به دور باشند و صدمه ای نبینند؛ حال بر سر بقیه مردم هرچه آمد، مهم نیست!  یعنی در زمانی که ممکن است یک فاجعه بزرگ به وقوع بپیوندد و رئیس جمهور باید در صحنه حضور داشته باشد تا بحران را مدیریت کند، ایشان فقط به فکر حفظ جان خود و اعضای خانواده خویش بوده است!

۱۵ مرداد ۱۳۷۰: «عصر به خانه آمدم. فائزه از کره شمالی برگشته و راضی است. با آقای کیم ایل سونگ، رهبر کره شمالی ملاقات کرده است و او ضیافت نهار به هیئت ایرانی داده است.»۵۱

فائزه در حالی به سفر کره شمالی رفته که در یادداشت های یک ماه قبل هاشمی، هیچ صحبتی از اینکه قرار است هیئتی به کره شمالی برود، دیده نمی شود!  ظاهراً فائزه به طور ناگهانی تصمیم گرفته که برای خودش یک مأموریت به کره شمالی ترتیب بدهد!

۸ آذر ۱۳۷۰: «عفت و فاطی از کیش برگشته و راضی بودند. »۵۲

۲۳ آذر ۱۳۷۰: «فائزه و یاسر امروز [ از پایتخت سودان ] به مکه رفتند. »۵۳

۲۵ آذر ۱۳۷۰: «به فرودگاه [ خارطوم پایتخت سودان ] رفتیم و با بدرقه رسمی شبیه ورود، با دو ساعت تأخیر پرواز کردیم. اکثریت همراهان منجمله عفت و فاطی و. .. با هواپیمای دیگری برای عمره به مکه می روند. »۵۴

می بینیم که همسر و فرزندان و سایر اطرافیان آقای هاشمی، هم در سفر رسمی به خرج بیت المال همراه ایشان هستند و هم برای خود سفر عمره جور می کنند!

۶ دی ۱۳۷۰: «فائزه به مشهد رفته بود. یاسر هم برای اسکی به دیزین رفته است. »۵۵

۲۶ دی ۱۳۷۰: «عصر تا ساعت چهارده و نیم کارها را انجام دادم. برای استراحت، با اتومبیل به محل سد لتیان رفتیم. مغرب رسیدیم و تا آخر شب، بعضی از بچه‌ها هم رسیدند. عفت و اقدس خانم، خواهرش، قبل از من رسیده بودند.»۵۶

۲۸ دی ۱۳۷۰:«ساعت هشت صبح [ در لتیان ] صبحانه خوردم و با هلی کوپتر به دفترم رفتم. عفت و اقدس خانم در لتیان ماندند. .. عصر تا ساعت چهار و نیم کارها را انجام دادم. سپس به محل سد لتیان رفتیم. بعضی از بچه ها هم آمدند.»هاشمی و اعضای خانواده اش تا غروب ۲۹ دی در لتیان می مانند و سپس برمی گردند.۵۷

۸ اسفند ۱۳۷۰: «با هواپیما از جزیره ابوموسی به جزیره کیش برگشتیم. غروب رسیدیم. خسته بودم و هوا هم سرد شده بود. به پاویون رفتم و به استراحت و استماع اخبار پرداختم. محسن و فاطی و بچه ها هم آمده اند.»۵۸

 

پی نوشت ها:

  1. خبرگزاری فارس. ۲۳ اسفند ۱۳۹۴
  2. “درباره رابطه هاشمی و موسوی”. هفته  نامه مثلث. ۲۶ مهر ۱۳۸۸٫ ص ۱۹
  3. حسین سلیمی. “کالبد شکافی ذهنیت اصلاح  گرایان”. ص ۶۶
  4. نسیم آنلاین. ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
  5. خبرگزاری فارس. ۶ دی ۱۳۹۴
  6. رجا نیوز. ۱۲ آبان ۱۳۹۴
  7. اکبر هاشمی رفسنجانی. آرامش و چالش. ص ۵
  8. همان. ص ۱۸۹
  9. همان. ص ۲۱۲
  10. اکبر هاشمی رفسنجانی. به سوی سرنوشت. ص ۶۶
  11. اکبر هاشمی رفسنجانی. امید و دلواپسی. ص ۱۵۳
  12. همان. ص ۱۷۳
  13. اکبر هاشمی رفسنجانی. اوج دفاع. ص ۳۷۱
  14. همان. ص ۲۷۲
  15. اکبر هاشمی رفسنجانی. ” بازسازی و سازندگی “. ص ۵۷
  16. نگاهی به خوش بینی های فرمایشی و ژست های دموکراتیک آقای هاشمی رفسنجانی. ص ۲۷۷
  17. بازسازی و سازندگی. ص ۱۱۴
  18. همان. ص ۱۸۰
  19. همان. ص ۲۲۸
  20. همان. ص ۲۹۸
  21. همان. ص ۳۸۶
  22. همان. ص ۳۸۸
  23. همان. ص ۵۲۲
  24. همان. ص ۵۲۵
  25. اکبر هاشمی رفسنجانی. اعتدال و پیروزی. ص ۳۳
  26. همان. ص ۹۶
  27. همان. ص ۱۹۲
  28. همان. ص ۳۱۴
  29. همان. ص ۴۹۰
  30. همان. ص ۴۹۱
  31. همان. ص ۵۱۰
  32. همان. ص ۵۱۱
  33. اکبر هاشمی رفسنجانی. سازندگی و شکوفایی. ص ۳۹
  34. همان. ص ۴۰
  35. همان. ص ۴۲
  36. همان. ص ۵۲
  37. همان. ص ۵۴
  38. همان. ص ۶۷
  39. همان. ص ۹۱
  40. همان. ص ۱۰۴
  41. همان. ص ۱۲۱
  42. همان. ص ۱۲۲
  43. همان. ص ۱۷۷
  44. همان. ص ۱۸۳
  45. همان. ص ۱۹۰
  46. همان. ص ۱۹۳
  47. همان. ص ۲۰۰
  48. همان. ص ۲۰۵
  49. همان. ص ۲۲۹
  50. همان. ص ۲۳۶
  51. همان. ص ۲۵۸
  52. همان. ص ۴۴۲
  53. همان. ص ۴۸۹
  54. همان. ص ۴۹۴
  55. همان. ص ۵۰۹
  56. همان. ص ۵۳۰
  57. همان. ص ۵۳۱ و ۵۳۴
  58. همان. ص ۶۰۴

بر چسب ها

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Close