اقتصادیایرانجهانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشورزشیویژه

هفت خاصیت سلبریتی های بیسواد / چرا سلبریتی‌ها عاشق اینستاگرامند؟

در روزهای اخیر چالشی در فضای مجازی با عنوان «من و سانسورچی» توسط برخی از بازیگران و نویسندگان صورت گرفت که تقریباً به پایان راه خود رسیده است؛فارغ از اینکه ادعاهای مطرح شده توسط آنان، قابل دفاع است یا خیر و یا اینکه قصد تخریب حجاب و عفاف وجود دارد یا نه و امثال آن، ما نیز به عنوان عضوی از جامعه، خاطراتی از سانسورهای صورت گرفته توسط دوستان و احیاناً خود آنان را برای پایان دادن به این دورهمی مجازی، یادآوری می‌کنیم تا کمی در این موارد هم تأمل کنیم.

۱- سلبریتی‌های سطحی نگر، همان کسانی هستند که در کارهای هنری و نیز در جشنواره‌های داخلی و خارجی، حجاب و عفت کلامی و رفتاری زن در برابر مرد را به سخره می‌گیرند، اما آیا در تاریخ  نخوانده‌اند که زن ایرانی حتی قبل از اسلام نیز حجاب داشته است و حتی زنان غربی نیز در طول تاریخ مانند امروز بی‌حیا نبودند؟

۲- آنان تاریخ را فقط در قرن بیستم و بیست و یکم می‌بینند و قبل آن را سانسور می‌کنند؛ سگ را که حیوان نجسی است، پاک می‌دانند؛ برای سگ و گربه‌های خود جای گرم و نرم فراهم می‌کنند و با آنها عکس می‌گیرند و به‌اشتراک می‌گذارند اما نوزادان و کودکان بی‌پناه یمنی و فلسطینی را که انسان‌اند و زیر موشک‌ها دست و پا می‌زنند ، سانسور می‌کنند.سلبریتی‌های خرامیده در آغوش غرب، فرزندان خود را در آمریکا و کشورهای دیگر به دنیا می‌آورند و بعد سانسور شخصیتی می‌کنند و خود را سینه چاک وطن می‌خوانند.

۳-حرف از ایران باستان و کوروش می‌زنند اما خودشان از نوک انگشتان پا تا فرق سر، در منجلاب ناهنجاری‌های غرب و مدرنیسم دست و پا می‌زنند؛سلبریتی‌های کم سواد سیاسی آنهایی هستند که فریب وعده‌های جریان‌های غرب گرا را می‌خورند و در انتخابات هشتگ و مربع می‌زنند و جاده صاف کن افراد بی‌لیاقت برای اداره امور کشور می‌شوند.

۴- وسیله‌ای برای سانسور کردن خیانت‌های جریان غرب‌گرا شده و خودشان هم حقیقت این جریان را سانسور می‌کنند؛ بنابراین متحمّل سانسور در سانسور می‌شوند؛سلبریتی‌های کم سواد اجتماعی و فرهنگی، در برابر افراد ضعیف احساس ترحم و دلسوزی می‌کنند، از بی‌عدالتی اجتماعی سخن می‌گویند، اما دستمزدهای میلیونی و میلیاردی ماهانه و سالانه خود را برای مردم سانسور می‌کنند.

۵-حقوق سالانه کارگر و پارکبان و معدن‌کار را جمع بزنیم، از دستمزد یک فیلم برخی از بازیگران به مراتب پایین‌تر است؛ این نابرابری‌ها را سانسور می‌کنند و به جای آن در فضای مجازی و واقعی از حقوق‌های نجومی و اختلاس و مانند آن حرف می‌زنند و از گرانی و مشکلات گله‌مندند؛ برای دوغ و ماست و لباس و…حاضرند از شخصیت خود هزینه کنند تا پولی به دست آورند اما حاضر نیستند از به خاک و خون کشیده شدن انسان‌های مظلوم در سایر کشورها حرفی بزنند.

۶ -سلبریتی‌های شهرت طلب، همان‌هایی هستند که حاضرند دین خود را بفروشند اما دیده شوند؛ حاضرند در جشنواره‌های خارجی، دین و مملکت خودرا زیر پا بگذارند تا خرس و مجسمه طلایی و نقره‌ای را بالای دست بگیرند؛ این‌ها حاضرند از جمهوری اسلامی در برابر رسانه‌های خارجی انتقاد کنند اما در برابر آمریکا و غرب خفه شده‌اند و جنایات غرب بر بشر امروز و دیروز را سانسور می‌کنند؛به گونه‌ای سوار بر دریای احساسات و هیجان‌های کاذب مردم می‌شوند که عقل را سانسور و به جای آن وهم و خیال را برای اجتماع به ارمغان آورده‌اند؛ عقل و شخصیت آنها را در نوع لباس پوشیدنشان و حرص دیده شدن می‌توان به دست آورد؛برخی از آنان، بعد از به دست آوردن افتخارات گوناگون،زحمت‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در معرفی کردن آنها به جامعه را سانسور می‌کنند و خود را شخصیت‌های خاص می‌دانند.

۷- ماله‌کشان فرهنگی همان‌هایی هستند که فرهنگ و هنر را در سینما و موسیقی عامیانه و مبتذل خلاصه می‌کنند تا فرهنگ و هنر واقعی و اصیل برای نسل جوان سانسور شود؛ نام اصلی این عده سلبریتی است اما بسیاری از اوقات می‌بینیم که نامشان را سانسور کرده و در ردیف هنرمندان حقیقت‌گرا و آزاده، جای می‌دهند؛ بنابراین سلبریتی‌ها با توجه به جایگاهی که نزد مردم دارند و اظهار نظرهای سطحی که در مورد مسائل مختلف دارند، یکی از بی‌رحم‌ترین سانسورچی‌ها محسوب می‌گردند.

چرا سلبریتی‌های بیسواد عاشق اینستاگرامند؟

سلبریتی بیسواد
سلبریتی بیسواد

از طریق چند دوست رسانه‌ای درباره قیمت تبلیغات هنرمندان پرس‌وجو کردیم و به اطلاعاتی رسیدیم که هرچند منابع آنها محفوظ است، اما طبیعتا با این صراحت تا به حال به آن پرداخته نشده است.

گروه فرهنگ و هنر مشرق – اگرچه هنرمندان را به هنرشان می‌شناسیم و طبعا در ذهن خیلی از ما منبع درآمد هنرمندان، حقی است که بابت هنرشان دریافت می‌کنند، ولی خب این تمام ماجرا نیست! این سکه در فضای مجازی روی دیگری دارد! شاید در نگاه اول صفحات شبکه‌های اجتماعی هنرمندان و چهره‌های سرشناس تنها تریبونی شخصی دیده شود. مخاطبان‌شان می‌توانند از نزدیک با زندگی شخصی و علایق و تفکرات سلبریتی‌ها آشنا شوند و البته که در ابتدا همین‌طور هم بود ولی با گسترش شبکه‌های اجتماعی موبایلی بین مردم، وجه دیگری از این رسانه، رخ‌نمایی کرد و آن وجه اقتصادی و درآمدزایی این صفحات بود. این روزها شاهد این هستیم که بخش زیادی از چهره‌های سرشناس ایرانی، به سیاق سلبریتی‌های کشورهای دیگر از شبکه‌های اجتماعی‌شان، بهره مالی و تبلیغاتی می‌برند و به نوعی شاهد روش‌های جدیدی در حوزه تبلیغات و برندینگ هستیم.

در سال‌های اخیر با افزایش ضریب نفوذ شبکه‌های اجتماعی و با توجه به اینکه عرصه رقابت برای شبکه اجتماعی «اینستاگرام» در کشور خالی شد، توجهات عمومی هم به این شبکه اجتماعی بیشتر شد. علاوه‌بر آن ویژگی‌های منحصربه‌فرد این مدل شبکه اجتماعی ازجمله عکس‌محور بودن، جذاب و بدیع بودن، رنگ‌بندی متنوع و امکانات خاص آن به افزایش ضریب نفوذ اجتماعی اینستاگرام کمک می‌کند، به‌طوری که در چهار سال گذشته، صفحه شخصی هنرمندی که مثلا ۱۰ هزار فالوور داشت، تا رقم یک میلیون فالوور رسید. تنوع بین مخاطبان ایرانی اینستاگرام بیشتر شد و تعداد ایرانی‌های اینستاگرام‌نشین هم چندصد برابر شد. تریبون‌داران و افراد موثر مجازی، رشدی چند برابری داشتند و اینستاگرام کم‌کم تبدیل شد به فضایی که بسیاری از موج‌های اجتماعی را می‌ساخت.

شکل‌گیری چنین وضعیتی، در حالی است که حالا فعالان اینستاگرام در مقام یک رسانه وارد عمل شده‌اند و همان‌طور که تبلیغات در رسانه‌های عمومی مانند تلویزیون و رادیو امری مرسوم و البته تاثیرگذار است، کم‌کم این ضریب تاثیرگذاری تبلیغاتی به اینستاگرام هم تعمیم یافت. البته بی‌مهری تلویزیون در تبلیغ آثار نمایشی تئاتر، موسیقی و برخی فیلم‌های سینمایی هم یکی دیگر از دلایل قوت گرفتن، اینستاگرام بود. اتفاقی که باعث شد صاحبان آثار هنری به دنبال راه و رسانه‌ای برای تبلیغ باشند و چه رسانه‌ای بهتر از اینستاگرام که بتواند جانشین تلویزیون و رادیو شود. این چنین بود که اینستاگرام به تریبون اطلاع‌رسانی بخش اعظمی از دنیای هنر تبدیل شد و به‌عنوان یک رسانه کامل و جامع شناخته و پذیرفته شد. رسانه‌ای که البته مختصاتش اصلا شبیه به رسانه‌های رسمی و حرفه‌ای نیست.

مظنه چند است؟!

از طریق چند دوست رسانه‌ای درباره قیمت تبلیغات هنرمندان پرس‌وجو کردیم و به اطلاعاتی رسیدیم که هرچند منابع آنها محفوظ است، اما طبیعتا با این صراحت تا به حال به آن پرداخته نشده است. تبلیغات در میان سلبریتی‌ها سه نوع و سه قیمت متفاوت دارد. اصلی‌ترین نحوه تبلیغ در صفحات هنرمندان پست یا استوری است. هر پست بسته به میزان فالوور هنرمند مذکور از پنج تا ۱۵ میلیون تومان هزینه برمی‌دارد. البته کمتر هنرمند مشهوری است که پست اینستاگرامی را قبول کند و به‌خصوص این اتفاق در میان تازه به شهرت رسیده‌هایی مثل خواننده‌های جوانی که یک شبه معروف شدند؛ خیلی بیشتر از بازیگران دیده می‌شود. مثلا یکی از خواننده‌هایی که این روزها خیلی پرطرفدار هم هست و جزء پدیده‌های موسیقی سال گذشته به حساب می‌آید برای یک پست اینستاگرامی که ۲۴ ساعت منتشر کند، حدود پنج تا هفت میلیون تومان پول می‌گیرد. اما تبلیغات در میان بازیگرانی که دارای محبوبیت بیشتر و قدیمی‌تری در جامعه ایرانی هستند، کمی متفاوت‌تر است. این هنرمندان بیشتر در قالب استوری اینستاگرامی تبلیغات می‌کنند و استوری‌های اینستاگرامی بین سلبریتی‌ها از پنج تا ۲۰ میلیون تومان قیمت داردکه بازیگران درجه‌یک اصولا بالای ۱۲ میلیون تومان، برای یک استوری قیمت‌گذاری می‌کنند که البته می‌شود با کمی چانه زدن یکی دو تومان هم از آنها تخفیف گرفت!

مدل دیگری که کمی شیک‌تر هم هست، قرارداد تبلیغاتی است. مثلا یک فروشگاه برند در مناطق شمالی تهران وقتی می‌خواهد برای افتتاحیه‌اش دعوت کند، تعداد زیادی از هنرمندان درجه‌یک و دو را دعوت می‌کند و آنها برای حضور در این مراسم و انتشار یک عکس از خودشان با قید صاحب برند مبلغی را هدیه می‌گیرند. مبلغی حدود هفت تا ۲۰ میلیون تومان که بسته به میزان شهرت و فالوور هنرمند است. البته به تازگی ملی‌پوشان والیبال و فوتبال هم به این جمع پیوسته‌اند. آنها هم برای کارهای تبلیغاتی چیزی مشابه و البته کمی کمتر از بازیگران درجه‌یک مطالبه می‌کنند و با دریافت هدیه مذکور حاضر به حضور در یک مراسم افتتاحیه، رونمایی از یک اثر یا انتشار پست درباره آن می‌کنند. دقت کنید! ما صرفا درباره بازیگران حرف نمی‌زنیم. این مدل بیزینس، متعلق به سلبریتی‌ها اعم از حوزه فعالیت‌شان است. در این زمینه فرق زیادی بین یک خواننده پاپ با یک بازیگر سینمایی یا یک فوتبالیست ملی‌پوش در جام‌جهانی و… نیست.

البته این اتفاق فراگیری نشده است و دیدیم اعتراضاتی که برخی هنرمندان به حضور برخی همکاران‌شان در صنعت برندینگ و مدلینگ داشتند. این یعنی بخش بزرگی از هنرمندان و سلبریتی‌ها هم با هر قیمتی، حاضر به ورود به چنین حوزه تجارتی نمی‌شوند. نکته دیگر ماجرا این است که ادامه این فرآیند باعث شده است که فضای شخصی و تبلیغاتی با هم خلط شوند و اگر هنرمند فعال در صفحه شخصی‌اش و خارج از فضای تبلیغاتی و برندینگ از یک اثر هنری تعریف کند، مخاطبانش این حس شخصی را کمتر باور می‌کنند. در حالی که ممکن است حضور هنرمندان در مراسم مختلف یا انتشار پست‌هایی در حمایت از یک اتفاق فرهنگی، بدون پول و باانگیزه‌های فردی باشد. به‌طور مثال بهنوش بختیاری که به‌طور جدی در عرصه برندینگ فعالیت کرده است و بیش از ۶ میلیون فالوور دارد، وقتی به تماشای فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» نشست و از این فیلم در برنامه «دورهمی» هم تعریف کرد، به گواه روابط‌عمومی این فیلم، هزینه‌ای دریافت نکرده بود ولی وقتی مخاطب با این اظهارات مواجه می‌شود چه برداشتی می‌کند و با کدام بهنوش بختیاری و نظر مواجه است؟ نظر و احساسات شخصی و واقعی یا نظر تبلیغاتی؟

رسانه‌های اینستاگرامی هم در انتشار اخبار خیلی زیاد تبلیغاتی عمل می‌کنند. یعنی هرچند که تعدادی از اخبار، بسته به اهمیت و نگاه رسانه‌ها منتشر می‌شود، ولی اگر دیدید راجع به یک فیلم سینمایی که روی پرده است، در پیج‌های سینمایی زیاد صحبت می‌شود بدانید که پشت سر این همه خبررسانی که ظاهرا حرفه‌ای و بی‌طرفانه است یک قرارداد چندمیلیون تومانی رپورتاژ بسته شده است. رسانه‌های اینستاگرامی هنری و سینمایی البته خیلی نگاه بی‌طرفانه‌ای ندارند و فهم این موضوع با یک نگاه کلی به کلیت اخبارشان کاملا معلوم می‌شود. رسانه‌هایی که با نام و نشان رسانه، تا حد زیادی بنگاه تجاری هستند و گاهی در برگزاری ایونت‌هایی نظیر افتتاحیه فیلم‌ها هم مشارکت می‌کنند و همه چیز از یک جا شروع شد؛ کجا؟ یک پیج معمولی در اینستاگرام! در زیر چند نمونه از رسانه‌های فضای مجازی فعال در حوزه تبلیغات سینما و تئاتر را بررسی می‌کنیم.

سلبریتی های بیسواد، تئورسین سیاسی شدند

عقب ماندن از یک موج رسانه ای بدون شک برای یک چنین شخصیت هایی تجربه ی خوشایندی نیست علاوه بر این که سوار شدن بر این موج های رسانه ای برای آنان این مزیت را دارد که با گرفتن ژست مضحک اپوزیسیون ، برای خود میان اقلیت خاکستری جامعه نیز محبوبیت دست و پا کنند. به عنوان نمونه مهناز افشار بهتر بود تا به جای ترند کردن هشتگ توییتری آزادی امید کوکبی ، وضعیف سو استفاده های کلان میلیون یورویی شوهرش را در بخش دارویی کشور در بحبوحه ی تحریم روشن کند.

گذار آرام جامعه ی ایران از سبک زندگی اصیل ایرانی به سوی مظاهر تجدد غربی ، به همراه خود مفاهیمی را وارد ادبیات رسانه ای و اجتماع ایران کرد که تا پیش از آن تجانسی با جامعه ی ایران نداشت. ظهور یکباره ی مظاهر تمدن غربی به خصوص در ادبیات رسانه ای ایران به تولید مفاهیمی پرداخت که تا امروز جامعه ی ایران گاها متاثراز آنان می گردد. مفاهیمی که در واقع باز تولید مضامین اساسی رسانه ای غرب در قالب جامعه ی در حال گذار ایران بود.مفهومی مانند سلبریتی نیز که چندیست ادبیات رسانه ای ایران را نیز تحت تاثیر قرار داده است، از این دست ادبیات وارداتی غربی است که خواه ناخواه جای خود را میان عامه ی مردم به لحاظ تاثیر گذاری باز کرده است. تاثیر گذاری مفهوم سلبریتی بر تصمیم گیری های عامه ی مردم و گاها هدایت و راهبری موج های مردمی ، این مفهوم را شایسته ی بررسی های دقیق تر کرده است.

 گسترش رسانه های ارتباط جمعی تصویری و ظهور یکباره ی شبکه های مجازی و افزایش ضریب نفوذ گوشی های هوشمند میان توده های مردم ، موجب شد تا گاها مطالبات عمومی به صورت موج های رسانه ای در سطح جامعه ظاهر شود. بدیهیست که بروز یک چنین جریان ها و موج های فراگیری در سطح جامعه بیگانگان را به طمع بیاندارد تا با استفاده از این پتانسیل به موج سواری رسانه ای بپردازند. در این بین نکته ای که بیش از همه شایان ذکر است فهم این نکته است که متاسفانه راهبران اصلی این موج های رسانه ای علیه نظام ، نوعا سلبریتی هایی هستند که صرف نظر از نقش های هنری یا ورزشی خود خواهان ایفای نقشی مضاعف به عنوان عقلای سیاسی هستند. شانتاژ رسانه ای اخیر در خصوص امید کوکبی و تلاش برای آزاد سازی وی از طریق موج سواری رسانه ای امری بود که میتوان از آن به عنوان تلاش سلبریتی ها برای اثر گذار غیر عاقلانه بر فضای سیاسی نام برد. چهره هایی مانند مهناز افشار وترانه علیدوستی که پیش ار این نیز سابقه ی ابراز وجود سیاسی را در کارنامه خود داشتند در این جوسازی اخیر نیز به خوبی امتحان عقلانیت سیاسی و وفاداری به حدود حیثیتی و ملی را پس دادند.
عقلانیت مضاعف !
فهم چرایی علاقه ی ورود سلبریتی ها به حوزه های غیر تخصصیشان نکته ایست که بررسی آن در ادامه ی مسیر راه گشا خواهد بود. این که یک چهره به چه دلایلی علاقه دارد تا در حوزه ای غیر از فعالیت خودش دیده شود و راهبری جریاناتی را برعهد بگیرد خود پرسشی بنیادین است. دلایل متعددی را میتوان برای این معضل جامعه شناختی بیان کرد که به اجمال و اختصار می توان نکات ذیل را ذکر کرد :
۱) توهمات شهرت : بی شک اولین و مهم ترین دلیل این امر آنست که ترکیب توامان شهرت و محبوبیت این حس را در فرد برمیانگزد تا در حوزه های دیگری ورود کند و خود را صاحب نظر جلوه بدهد. قابلیت رسانه در عصر جدید به این امر بسیار کمک کرده است. چهره های شناخته شده میان مردم به مدد ابزارهای رسانه ای به خوبی دیده می شوند و از حاشیه توجه و بعضا گمنامی به مرکز توجهات حرکت می کنند. قرار گرفتن در مرکز شهرت و بدل شدن به « چهره» موجب می شود تا فرد خود را مستقلا تریبون ورسانه ای فرض کند که می تواند با اتکا به نفوذ اجتماعی و شهرت در هر موضوعی وارد شود. آفت اصلی این ترکیب – شهرت و محبوبیت – را میتوان سطحی نگری های سخیف در ورود به حوزه های غیر مرتبط دانست. ترند کردن هشتگ آزادی امید کوکبی در توییتر مهناز افشار خود نمونه ای از تلاش برای تاثیر کذاری سو بر افکار عمومی با توسل به نفوذ اجتماعی است. بازیگری که یقینا حتی از خوانش دو صفحه از یک پرونده ی قضایی عاجز است و از کم و کیف بدیهیات حقوقی و امنیت ملی بی خبر است به صرف ترکیب نامبارک شهرت و محبوبیت میان اقشار اجتماعی خود را محق اظهار نظر سیاسی حقوقی می داند.
۲) ساده انگاری امر سیاسی : برای فهم روشن تر این نکته بهتر است مجددا ماجرای توییت مهناز افشار را مرور کنیم. بازیگری مشهور و در اصطلاح «چهره» بر موج ساخته شده علیه نظام سیاسی کشورش سوار می شود و تلاش می کند تا خود را در این حوزه صاحب نظر نشان دهد. حدود اطلاعات  این افراد  از کم و کیف ماجرای این متهم به جاسوسی یقینا از حد لودگی های تلگرامی و فضای مجازی فراتر نیست اما این که چرا خود را محق می داند تا در امری که از آن اطلاع صحیصح ندارد وارد شود بحث اصلی این پاراگراف است. این دسته از چهره ها به دلیل ساده انگاری و عمق کم دیدشان در مسایل سیاسی در واقع سیاست را ساده انگارانه می پندارند. به عبارت دقیق تر چون خود دید ساده ای از سیاست دارند سیاست را سطحی میبینند و سطحی تحلیل میکنند. این افراد سیاست را به ساده انگارانه ترین شکل ممکن می بینند و نهایتا تلاش می کنند تا خود را سوپرمن هایی نشان دهند که از سیل پاکستان تا علل آنارشیک بودن نظام جهانی حق اظهار نظر دارند و طبیعتا از متخصص ترین افراد این حوزه ها هم متخصص ترند! امثال این سلبریتی ها «توده ای های نفتی ای » هستند که با پله کردن لوازم موجود در کشورشان برای بهتر دیده شدن و بالا آمدن ، نهایتا موج سوار رسانه ای و پیاده نظام صفر بیگانگان میشوند. سلبریتی هایی که دل نگران نخبکان باصطلاح دربند وطن آریایی هستند اما تمام تلاشان این است که ماه نهم بارداریشان در خاک بهشت شداد آلمان یاشد تا فرزندان آریاییشان از شناسنامه ی آلمان نیز بی بهره نباشد.
۳) ایجاد وجه اجتماعی برای اقشار خاکستری : بدون شک سلبریتی ها از هر روزنه ای برای بهتر و بیشتر دیده شدن حداکثر استفاده را میکنند. عقب ماندن از یک موج رسانه ای بدون شک برای یک چنین شخصیت هایی تجربه ی خوشایندی نیست علاوه بر این که سوار شدن بر این موج های رسانه ای برای آنان این مزیت را دارد که با گرفتن ژست مضحک اپوزیسیون ، برای خود میان اقلیت خاکستری جامعه نیز محبوبیت دست و پا کنند. به عنوان نمونه مهناز افشار بهتر بود تا به جای ترند کردن هشتگ توییتری آزادی امید کوکبی ، وضعیف سو استفاده های کلان میلیون یورویی شوهرش را در بخش دارویی کشور در بحبوحه ی تحریم روشن کند.
۴- این دست بازیگران و سلبریتی ها مردودین قطعی فهم عقلایی از وضعیت سیاسی کشور و خاینین به امکانات این کشور هستند که با استفاده از امکانات این کشور بدل به چهره شده اند و حال با ژست های اپوزیسیون گرفتن بیش از پیش در تلاش اند تا خود را به عنوان کوته بینان سیاسی نشان دهند.
موضع سیاسی گرفتن این بازیگران و چهره ها همان اندازه مضحک است که یک قصاب انجمن حمایت از حقوق گوسفندان تاسیس کند. این دست سلبریتی های نان به نرخ روز خور یک بار برای همیشه بایستی تکلیف خود را روشن کنند ، آنان باید بپذیرند که تنها بازیگرند و هر اظهار نظری در این حوزه از آنان قابل پذیرش است اما آنان نمی تواند همزمان در عین بازیگر بودن قبای گشاد نظریه پرداز سیاسی را نیز بر دوش خود بیندازد.
۵- عملکرد دستگاه فرهنگی کشور به اندازه ای اسفناک است که هرگونه تلاشی برای یادآوری وظابف وزارت ارشاد به مسیولین آن بی شک آب در هاونگ کوبیدن است. وضعیت سینما ، کتاب و سایر موارد فرهنگی کشور به اندازه ای بغرنج است که در ۳ سال گذشته بود و نبود وزارت ارشاد تفاوتی به حال کشور نمی کرد. فقط بایستی ابراز امیدواری کرد که ارشاد کشور روزی تکلیف این حدود اظهار نظر های این هنر پیشه ها را مشخص کند.
بر چسب ها

پیشنهاد سردبیر

1 thought on “هفت خاصیت سلبریتی های بیسواد / چرا سلبریتی‌ها عاشق اینستاگرامند؟”

  1. تف به این سلبریتی های بیشرفی که برای رای آوردن روحانی هر دروغی رو گفتند و الان طلبکار تر از همه اند … تف به همشون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close