ویرانگری ساسی مانکن و سند ۲۰۳۰ در مدارس ایران + فیلم

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=7367

دیسکو سازی از فضای آموزشی چه معنایی دارد؟/ ورزش همگانی در مدارس با طعم موسیقی لس‌آنجلسی!

متاسفانه سیستم نظارتی مدارس از چند سال گذشته دچار آسیب جدی شده است و این نوع موارد مختص امروز نیست.

دیسکو سازی از فضای آموزشی چه معنایی دارد؟/ ورزش همگانی در مدارس با طعم موسیقی لس‌آنجلسی! 

امیر حمزه نژاد: اخیرا تصاویری از جشن‌های عجیب در مدارس ایران منتشر شده که با دی‌جی خانم در مدارس پسرانه و پخش ترانه‌های لس‌آنجلسی همراه است. نکته قابل توجه اغلب این جشن‌های مدرسه‌ای که در آن رقص و پایکوبی به چشم می خورد، پخش همین ترانه لس آنجلسی است با الفاظ کاملا زننده و اروتیک. جالب اینجاست که دانش آموزان به طور کاملا هماهنگی همین ترانه را با خوانند همخوانی می کنند و هیچ نوع نظارتی در این زمینه دیده نمی شود.

این موضوع تعجب بسیاری از کاربران فضای مجازی را بوجود آورده است. آنهایی که کمی در زمان دورتر در مدارس درس خواندند و شاید امروز پدر و مادران همین دانش آموزان هستند وقتی از محیط مدرسه خود صحبت و از آن روزگار یاد می کنند، محیط نسبتا بسته آموزشی را در ذهن خود تداعی می کنند که خبری از موسیقی در مدارس نبود چه برسد به پخش ترانه لس آنجلسی و رقص دسته جمعی دیسکویی در آن.
درواقع به نوعی دیسکوپارتی را در برخی مدارس با تماشای این نوع فیلم‌ها که کم هم نیستند و چندین و چند مدرسه را شامل می شوند، به ذهن متبادر می شود.

متاسفانه سیستم نظارتی مدارس از چند سال گذشته دچار آسیب جدی شده است و این نوع موارد مختص امروز نیست. پس از تغییر سیستم های آموزشی فوتبالی و چهار سه سه و امثالهم که دردی از کمبودهای آموزشی را جبران نکرد و بیشتر رسیدگی به ظواهر بود حالا یک نوع سبک زندگی خاص در برخی از مدارس دیده می شود که نیازمند رویکرد اصلاحی و نظارت جدی است. کودکان قطعا به شادی نیاز دارند اما اینکه در محیط های آموزشی و با تاییده معلمان و مسئولان آموزش و پرورش این نوع حرکات ترویج می شود قطعا در زندگی آینده کودکان تاثیربسزایی دارد.

بیشتر بخوانید :

ریشه جنایت «تجاوز به دانش آموزان دبیرستانی» را باید در «چهارشنبه های سفید» و «سند ۲۰۳۰» جست

گزارشی از اجرای نسخه‌های خیانت‌آمیز حل آسیب‌های اجتماعی/ مزدوران «۲۰۳۰» مشغول کارند!

سند ۲۰۳۰ با ما چه می‌کنه؟!

“سند ۲۰۳۰” همچنان توسط دولت در حال اجرا است +سند

درواقع کار دسته جمعی خود این موضوع را به کودک القا می کند که مشکلی در این حوزه نیست و می تواند با این نوع سبک زندگی به جامعه بیاید. حساب کنید پسران و دخترانی که با رقص و پایکوبی‌های دیسکویی در مدرسه جامعه پذیر می شوند، در جامعه چه مدل و الگویی برای زندگی دارند و ورودشان به عرصه اجتماع واقعی به چه صورت خواهد شد. نگاهی به مدارس کشورهای پیشرفته از جمله ژاپن که سرآمد کشورهای آموزش محور است، به خوبی نشان می دهد که آموزش و پرورش در این کشورها برنامه ریزی شده و مطابق فرهنگ و بر اساس یک رشته تحقیقات روانشناسی است.

به عنوان مثال در ژاپن برای آموزش «عدالت» به کودکان از بازی تقسیم کیک استفاده می کنند. کیک صبحانه‌ای را به دو دانش آموزان با این قانون می دهند که کسی کیک را می برد و دیگری وظیفه تقسیم آنرا بر عهده می گیرد. قطعا کسی که کیک را می برد باید مساوات را به حدی رعایت کند که سرش کلاه نرود و این قانون را یاد می گیرد که منفعت وی به طور کاملا مستقیمی به منفعت دیگران گره خورده است. اما در ایران شاهد آن هستیم که برای یاد دادن شاد بودن کودکان را در محیطی مانند دیسکو قرار می دهند!

با این حال به نظر می رسد که وزیر آموزش و پرورش بایستی به موضوع نظارت و رویکرد اصلاحی آموزش و پرورش اهتمام بیشتری بورزد. «سید محمد بطحایی» اخیرا بیان کرده که طرح تحول آموزش و پرورش را مورد تاکید قرار می دهد و اجازه نمی دهد که سند ۲۰۳۰ در کشور اجرا شود.

اخیرا رهبر معظم انقلاب نسبت به سربازسازی برای انگلیس و آمریکا ذیل سند ۲۰۳۰ تذکر داده‌اند. جالب اینجاست که بعد از اینکه وزیر آموزش و پرورش به توصیه رهبری لبیک گفتند چنین فیلم‌هایی از برخی مدارس منتشر شد. هرچند انتشار چنین فیلم هایی از مدارس در فضای مجازی واقعا صورت خوبی برای آموزش پرورش و اعتبار آن ندارد. این موارد هر چه که باشد لزوم بهسازی فضای آموزش کشور را نشان می دهد.

فضای آموزشی بایستی با برنامه‌های مدون ذیل طرح تحول آموزش و نکاتی که رهبر معظم انقلاب به آنها تاکید دارند، حرکت کند.

حرکتی که در آن تربیت و رفتار و منش انسانی و سوادآموزی به جای بی بندباری لحاظ شود. متاسفانه با طرح شادی و حتی تحت پوشش ورزش همگانی دیده می شود که این موارد پیاده سازی می شود که باید اصلاح و دانش آموزان بایستی خود را در یک فضای آموزشی سالم ببیند تا فردا روز هم همین مسئله را برای آینده سازان اجرا کنند. انداختن قبح از قباحت کارکرد دیگر چنین فضاسازی‌های غیرآموزشی آنهم در کانون مراکز آموزشی کشور است.

نه به خاطر این دو فیلمی که پخش آنها به این وجه قابل تامل است بلکه اگر دورنمایی از مراکز آموزشی کشور داشته باشیم قطعا لزوم بهسازی و اصلاح روش مدارس و فضاهای آموزشی به شدت احساس می شود. وزیر آموزش و پرورش با سخنان اخیر خود قول داده رویکرد را اصلاح کند و باید دید در این عرصه چه اقدامی از بطحایی خواهیم دید.

آموزش و پرورش را ۲۰۳۰ برده مجلس را خواب

شما خبر دارید مدرسه‌ای دخترانه در تهران فردی به نام روبرتو کوکتزو تبعه ایتالیا را در سایت خود به عنوان مشاور مدرسه معرفی کرده است؟

 «نفیسه ابراهیم زاده انتظام» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

در حالی که هفته گذشته آموزش و پرورش به خاطر تذکرات رهبر انقلاب و مصادیق تعالیم غیراسلامی و غیرایرانی در مدارس در فضای مجازی تحت فشار افکار عمومی بوده، رئیس کمیسیون آموزش مدعی شد سند ۲۰۳۰ به کلی کنار رفته است.

محمدرضا عارف یک هفته پس از هشدار رهبر انقلاب به آموزش و پرورش درباره اجرای پیدا و پنهان سند ۲۰۳۰ در مدارس کشور گفت: وزیر آموزش و پرورش بارها در کمیسیون آموزش مجلس اعلام کرده به هیچ وجه و در هیچ جای رسمی در این وزارتخانه، هیچ اقدامی در ارتباط با سند ۲۰۳۰ مطرح نیست. وی درباره برخی اظهارنظرها مبنی بر اجرای سند ۲۰۳۰ در مدارس گفت: سند ۲۰۳۰ از دستور کار آموزش و پرورش خارج شده است؛ ما اطلاع دقیقی داریم که بعد از اولین تذکر مقام معظم رهبری، این سند اجرا نمی‌شود. رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در ادامه گفت: ما سندی بهتر از ۲۰۳۰ داریم که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش یک سند بسیار مترقی است.

اول اینکه اطلاع دقیق آقای عارف با اطلاعات دقیق رهبر انقلاب در تقابل است به کنار، اما در شرایط کنونی از کمیسیون آموزش و تحقیقات به عنوان کمیسیون تخصصی مجلس در زمینه آموزش و پرورش انتظار می‌رفت به سؤالاتی از این دست پاسخ دهد که «جنتلمنیسم» چرا و چگونه وارد مدارس شده است؟ چرا و چگونه سلیقه جوانان به ابتذال کشیده شده است؟ یا از وزیر آموزش و پرورش بخواهد درباره رواج نشاطی که در مدارس به آن اشاره می‌کند، توضیح دهد و دست از کلی‌گویی بردارد و تعریف و چارچوبی برای آن مشخص کند نه اینکه سخنگوی آموزش و پرورش باشد.

همین یکی دو روز پیش بود که غلامرضا کریمی مدیرکل امور بین‌الملل و مدارس خارج کشور در گفت‌وگو با رسانه‌ها حضور مشاوران خارجی در مدارس دخترانه تهران برای آموزش، سبک زندگی را تأیید کرد. چرا کمیسیون آموزش بلافاصله از وزیر نپرسید، این اقدام در قالب چه پروتکلی و مصوب کدام نهاد بالادستی انجام می‌شود؟

آقای عارف ما هم می‌دانیم سند تحول بنیادین مترقی است، اما شما بگویید با وجود سند مترقی تحول بنیادین علت اتخاذ شیوه رجیو ایمیلیا که مبتنی بر جدایی آموزش از ایدئولوژی است در مدارس کشور چه می‌کند؟

آقای رئیس کمیسیون آموزش آیا فکر می‌کنید سند ۲۰۳۰ باید شاخ و دم داشته باشد یا شمشیر را از رو بسته باشد؟ استعاره دست چدنی در دستکش مخملی را از رهبر انقلاب نصب‌العین کنید.

سند ۲۰۳۰ باید به صورت علنی بگوید دنبال جدایی دین از زندگی و سیاست است تا بدانید برای آینده نظام خطر دارد؟ آیا باید واضح می‌گفت: جوانان ازدواج نکنید، به روابط بی‌قید رو بیاورید، فرزندآوری را فراموش کنید، چون منابع دنیا کم است و جمعیت زیاد. منابع را نمی‌توانیم زیاد کنیم پس کمتر زاد و ولد کنید؟ یا همین که ذیل رفع فقر و گرسنگی این مسئله را دنبال کند، کافی است؟

آیا به جای اینکه سرراست برود سر کاهش فرزندآوری و درگیر هزینه‌های مقاومت جوامع شود، بهتر نیست بر طبل برابری جنسیتی بکوبد تا زنان را به ورزشگاه بکشاند و درگیر مسائل حاشیه‌ای کند.

یا به جای اینکه به دانش‌آموزان تفکر و خلاقیت یاد بدهد و آن‌ها را برای ساختن تمدن ایران اسلامی تربیت کند و با آهنگ جنسی ساسی مانکن آن‌ها را برقصاند و مورد توجه جنس مخالف بودن را به عنوان ارزش در ذهن دانش‌آموزان القا کند و به طوری برای یک دختر در سن بلوغ این دغدغه شود که بدن جذاب داشته باشد و ابزار لذت‌جویی جنس مخالف شود و در این راه تمام هم و غم خود را صرف کند، این چه جور آتش‌زدن سرمایه انسانی است که شما به عنوان رئیس کمیسیون آموزش آن را نادیده می‌گیرید و قربانی منافع حزبی و ملاحظات جناحی می‌کنید؟

شما که مدعی هستید، سند تحول بنیادین مترقی‌تر است، چرا از مسئولان آموزش و پرورش نمی‌پرسید به جای اجرای راهبردهای این سند پاسخ دهند که آیا رفت و آمد اعضای سفارتخانه‌های کشورهای اروپایی به مدارس در راستای سند تحول بنیادین است؟ یا تصویری از آموزش جهانی و تربیت شهروندانی برای سال ۲۰۳۰ دهکده جهانی را تداعی می‌کند؟

شما که از سند تحول بنیادین صحبت می‌کنید تا به حال چندبار شیوه جذب و تربیت و گزینش معلم در آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار داده‌اید؟ شیوه‌ای که یا آنقدر کهنه است یا آنقدر رها؟

به عنوان رئیس کمیسیون آموزش مجلس حال که موضعی در خور جایگاه حقوقی‌تان اتخاذ نمی‌کنید دست‌کم ساز مخالف رهبری نزنید.

شما خبر دارید مدرسه‌ای دخترانه در تهران فردی به نام روبرتو کوکتزو تبعه ایتالیا را در سایت خود به عنوان مشاور مدرسه معرفی کرده است؟ این اقدام در راستای سند تحول بنیادین است؟ آیا سندی که امنیت و رفاه برای همه را می‌خواهد به جان ایمان و اعتقاد فرزندان یک کشور می‌افتد؟ امنیت و رفاه برای کشور ما چطور ایجاد می‌شود؟ توسط سرمایه‌های انسانی متفکر و خلاق یا توسط سرمایه‌های انسانی رقاص؟

وقتی می‌گویید سند ۲۰۳۰ به کل کنار گذاشته شده است از مسئولان آموزش و پرورش بپرسید که در شرایط کنونی سفر به سوئد، فنلاند، چین و ماچین در راستای کدام راهبرد سند تحول است؟ آن هم در حالی که هنوز در اجرای یک سند داخلی مانده‌اید و در حوزه تعلیم و تربیت حرفی برای زدن ندارید. پرورش که هیچ در حوزه آموزش بعد از چند سال ۳۰ نمره کاهش مهارت خواندن و درک مطلب برای دانش‌آموزان تحویل افکار عمومی می‌دهید. این آموزش و پرورش چه تجربه جذابی دارد که دنیا برای تعامل با آن مشتاق باشد؟ چند نفر مشاور ایرانی با آموزه‌های اسلامی به عنوان مشاور در مدارس خارجی مشغول به کار هستند؟

می‌دانم این شیوه را برای دور نگه داشتن وزیر آموزش و پرورش از استیضاح برگزیده‌اید، اما دست‌کم در این فضا شیوه مناسبی نیست. در فضایی که انتشار چند کلیپ رقص و آواز چشم‌های مخاطبان را گشاد کرده و انتظار یک واکنش مناسب یا اتخاذ یک موضع درست از سوی سیاستگذاران و مجریان حوزه تعلیم و تربیت دارند. می‌دانم این آموزش و پرورش روی دست جریان‌هایی که برای رأی اعتماد به بطحایی رایزنی کرده‌اند، مانده است. اما تو را به خدا آموزش و پرورش را وجه‌المصالحه اهداف سیاسی خود قرار ندهید.

فیلم/ مجبور کردن دانش آموزان به رقصیدن!

فیلم/ اجرای مخفیانه سند”۲۰۳۰”در برخی مدارس!

بحرانی به نام «بلوغ زود هنگام» ‏پایین آمدن ⁧ سن بلوغ⁩ در دختران چه خطراتی دارد؟

سند ۲۰۳۰ چیست ؟

 

آموزش روابط جنسی به کودکان طبق سند ۲۰۳۰!! +۱۸

تربیت سرباز آمریکایی پشت نیمکت ایرانی

سیستم آموزشی و استعمار پیوندی تنگاتنگ و دیرینه دارند. همانطور که استعمار دوران مختلفی را سپری کرده و با توجه به هر دوره، پوست‌اندازی کرده و خود را به شکلی خاص درآورده است.

«محمد صرفی» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:

در روزگاری که پیاز و پراید نقل هر محفل و مجلسی است، گفتن و نوشتن از برخی موضوعات دشوار است و شاید گوش چندانی برای شنیدن موضوعات ریشه‌ای و فرهنگی نباشد. اما اگر اندکی تامل و دقت شود، می‌بینیم که بسیاری از مسائل روزمره نیز ریشه در همان مسائل فرهنگی و عمیقی دارند که همیشه قربانی «شرایط حساس کنونی» شده‌اند. برای نمونه، صف بستن –برخی با خودروهای چند صد میلیونی و حتی چند میلیاردی- برای یک باک بنزین جلوتر بودن (از چه و که؟) پیش و بیش از آنکه، تحت تاثیر عوامل اقتصادی باشد، ناشی از نواقص و ضعف‌های فکری و فرهنگی است.

رهبر انقلاب هفته گذشته در دیدار معلمان کشور به موضوع سند ۲۰۳۰ برای چندمین بار طی سال‌های اخیر اشاره کرده و آن را برنامه‌ای برای تربیت سرباز و رعیت غربی توصیف کردند؛ «لُبّ کلام و جان کلام در این سند ۲۰۳۰ که فصل مهمّی مربوط به آموزش و پرورش دارد، این است که نظام آموزشی باید سبک زندگی و فلسفه حیات را بر اساس مبانی غربی به کودک بیاموزد… شما اینجا بنشینید سرباز درست کنید برای انگلیس و فرانسه و آمریکا و بقیّه این وحشی‌های کراوات‌زده ادکلن‌زده‌ ظاهرساز… ما برای اینها در ایران و در کشورهای آسیا و غرب آسیا و کشورهای اسلامی و مانند اینها، سرباز و پشتیبان و رعیّت تربیت کنیم؛ [سند] ۲۰۳۰ این است.»

اما علت این همه حساسیت ایشان درباره این سند غربی و نسخه‌های مشابه در حوزه‌های فکری و فرهنگی چیست؟ دشمن و در راس آنها آمریکا به صراحت می‌گوید که جمهوری اسلامی ایران باید رفتار خود را تغییر دهد و به قول آمریکایی‌ها کشوری عادی شود. منظور آمریکایی‌ها از یک کشور عادی چیست؟ عربستان سعودی که بیش از چهار سال است مردم مظلوم و بی‌پناه یمن را محاصره کرده و سلاخی می‌کند، یک کشور عادی است. همان کشوری که به تازگی ۳۷ نفر را با اتهاماتی مضحک و در یک دادگاه نمایشی محکوم به اعدام کرده و گردن زد. این حکومت بدوی و جنایتکار که از قطعه قطعه کردن شهروند خود در یک مکان دیپلماتیک و در کشوری دیگر نیز ابایی ندارد، عادی است! ملاک عادی بودن یا نبودن از نظر آمریکایی‌ها میزان سرسپردگی به اوامر واشنگتن است. پس ایران عادی نیست، چون اهل کرنش نبوده و در سیاست‌های خود استقلال دارد.

ساده‌لوحانه است اگر کسی گمان کند مناسبات استعماری موضوعی تاریخی بوده و در قرن بیست و یکم خبری از آن نیست. استعمار در شکل نوین خود که برخی متفکرین از آن به عنوان «استعمار پست مدرن» یا «استعمار فرانو» یاد می‌کنند، شکلی پیچیده‌تر به‌خود گرفته است. در این مرحله در ظاهر رفتارهای استعمارگرانه چند صد سال گذشته برچیده شده اما همان رابطه و مناسبات به شکلی نوین و در زرورقی از استحمار، خود را به دیگر کشورها – بخصوص کشورهای ضعیف و وابسته- تحمیل می‌کند. یکی از برنامه‌ها و اقدامات استعمارگران فرانو، تربیت رهبران به ظاهر بومی اما با افکار و باورهای غربی است. این برنامه که از چندین دهه پیش آغاز شده و همچنان نیز ادامه دارد، برخی افراد مستعد انتخاب شده و در دانشگاه‌های خاص غربی تحت تعلیم تربیت قرار می‌گیرند.

سه دانشگاه مشهور ییل، هاروارد و آکسفورد اصلی‌ترین مراکز آموزش رهبران بالقوه سایر کشورها هستند که افراد دست‌چین شده را با اهداف معین تحت آموزش قرار می‌دهند. (بدیهی است که منظور همه تحصیل‌کردگان در این دانشگاه‌ها نیست) برنامه جهانی دانشجویان ییل، مرکز اَش برای حکمرانی دموکراتیک در هاروارد و مدرسه بلاواتنیک در آکسفورد این ماموریت را دنبال می‌کنند. وزارت امور خارجه آمریکا نیز به طور مشخص سه برنامه با هدف تربیت رهبران و سیاستمداران سایر کشورها دارد که عبارتند از؛ برنامه فولبرایت، برنامه بورسیه رهبران برای دموکراسی و برنامه رهبری مهمان جهانی.

مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا در نشست اخیر خود با برخی عناصر ضدانقلاب ساکن آمریکا در بخشی از سخنان خود گفته بود؛ بهترین نفع برای آمریکا آن است که ایران رهبرانی غیرانقلابی داشته باشد. پمپئو و رئیسش ترامپ حق دارند از دست ایران اینچنین عصبانی باشند و مانند گاو خشمگین سم بر زمین بکوبند و شاخ خود را نشان دهند. تفاوت زیادی است میان رهبرانی که محصول مکتب فکری حوزه‌های علمیه و جهان‌بینی امام صادق (ع) هستند با آنهایی که با پول وزارت خارجه آمریکا در ییل تحصیل می‌کنند.

چهار سال پیش دو محقق آمریکایی –توماس گیفت و دنیل کرسیماریک- تحقیق جالب توجهی را درباره تاثیر این برنامه راهبردی در کشورهای هدف، انجام دادند که در ژورنال Conflict Resolution منتشر شد. عنوان این تحقیق نیز جالب بود؛ «چه کسی دموکراتیزه می‌کند؟ آموزش غربی، رهبران و رژیم‌های در حال گذار». نویسندگان در این تحقیق به بررسی رهبرانی که در غرب آموزش دیده و در کشورهای خود در مصادر امور مهم و کلیدی مشغول به فعالیت هستند می‌پردازند. تحقیق آنها می‌گوید چنین رهبرانی تمایل بیشتری برای دموکراتیزه کردن–بخوانید مستعمره کرده- کشور خود دارند. تحقیق آنها نشان می‌دهد یک رهبر آموزش دیده در غرب چهار برابر سایر رهبران احتمال ایجاد تغییر مورد نظر را در کشور خود دارد. محققان این پژوهش می‌گویند آمریکا فقط در جنگ عراق ۳ تریلیون دلار هزینه کرد تا دموکراسی آمریکایی را به آن صادر کند اما هزینه بورسیه و تربیت رهبران غربگرا به مراتب پایین‌تر است و باید توجه بیشتری به آن کرد.

اما در عین حال صرف آموزش در غرب کافی نیست و زمینه‌های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی کشور مورد نظر نیز تاثیرات خاص خود را دارند. از نظر آنان صرف اینکه فردی بومی در یک دانشگاه غربی آموزش دیده و کاملاً غربی فکر کند و تربیت شود و در راس کشور خود قرار گیرد، متضمن رسیدن به همه اهداف آموزش دهندگان نیست. یک رهبر غربگرا وقتی می‌تواند به اهداف آموزش دهندگان خود برسد که جامعه نیز پذیرای وی باشد. پس در کنار آموزش رهبران و حاکمان، باید فکری برای آموزش حکومت شوندگان نیز کرد و آنان را طوری بار آورد که پذیرای چنین رهبران از فرنگ برگشته‌ای باشند.

انواع و اقسام رسانه‌های مکتوب، دیداری و شنیداری، فضای مجازی، سینما، بازی‌های کامپیوتری و شبکه‌های اجتماعی از جمله ابزار غرب برای انتقال ارزش‌ها و باورهای خود به سراسر جهان است اما این هجمه و بمباران سنگین فکری و فرهنگی نیز از نظر آنها کافی نیست. دستکاری ارزش‌ها و فکر را باید بطور سیستماتیک و از نیمکت مدارس دنبال کرد. اینجاست که جنگ «علم مدرن غربی» (WMS) و «دانش بومی» (IK) پیش می‌آید. بی‌شک این نبرد در حوزه ریاضی و فیزیک و شیمی نیست. در مدارس قم و نیویورک، فرمول انتگرال و نیروی گرانش و محصول ترکیب دو مولکول هیدروژن و یک اکسیژن یکسان است. تفاوت و دعوا بر سر چیزهای دیگری است.

سیستم آموزشی و استعمار پیوندی تنگاتنگ و دیرینه دارند. همانطور که استعمار دوران مختلفی را سپری کرده و با توجه به هر دوره، پوست‌اندازی کرده و خود را به شکلی خاص درآورده، سیستم آموزش نیز متناسب با آن تغییر کرده و خود را با شرایط جدید (البته با همان اهداف راهبردی سابق) وفق داده است. خانم «اون جی کامی کیم» محقق دانشگاه مک گیل تحقیق مفصل و جالبی را درباره رابطه استعمار و آموزش انجام داده است که در سال ۲۰۱۵ در نشریه McGill Journal of Education با عنوان «نو-استعمار در مدارس ما» منتشر شده است. وی می‌گوید در مرحله نواستعمار، دانش غربی با دانش بومی می‌آمیزد و دانش بومی را هم به نفع خود مصادره می‌کند و آن را تغییر می‌دهد.

آنچه گفته شد یکی از هزاران و صرفاً تلاشی برای باز کردن پنجره‌ای تازه به روی ارزیابی سند ۲۰۳۰ بود. خام‌اندیشان ظاهر این سند را که حاوی برخی نکات مثبت نیز هست، ملاک ارزیابی خود قرار می‌دهند و از زمینه و ریشه‌ها غفلت می‌ورزند و نمی‌بینند و یا شاید هم نمی‌خواهند ببینند که ماموریت سند ۲۰۳۰ پایه‌گذاری جامعه‌ای است که وقتی آدم تربیت شده در ییل و مرکز اَش، از فرنگ برگشت، سینه‌چاک و هوراکش داشته باشد. سند ۲۰۳۰ برنامه‌ای برای یک سال و دو سال آینده نیست. طراحان آن چند دهه بعد را می‌بینند، صبرشان زیاد است و روی ساده‌لوحان و خائنان داخلی نیز حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close