اقتصادیایرانجهانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

مقصر وضع موجود؛ روحانی ۱۰ درصد، «مردم، منتقدان و ترامپ» ۹۰ درصد! / پایان خنده دار «تَکرار میکنم»

«وضع موجود» و مشکلات اقتصادی پیش‌آمده، همه نگاه‌ها را معطوف به دولت رئیس‌جمهور روحانی کرده است.

حالا همه می‌دانند که وضع موجود نتیجه کُندی دولتی است که تمام انرژی خود را معطوف به برجام کرد.

بگذارید به زبان ساده‌تری بگوییم… در حال حرف زدن از دولتی هستیم که بواسطه تصمیمات خود درگیر مشکلات اقتصادی عدیده‌ای شده، قادر به مدیریت نقدینگی موجود در دست مردم نیست و مقامات ستادی‌اش پس از سال‌ها عشق‌ورزی برای مذاکره اما حالا از این می‌گویند که مذاکره با آمریکا «دیوانگی» است.

اما همین دولت در عین مشکلات و تغییرات خود، در رسانه‌های رسمی‌اش، «مانیفست اغتشاش» را تبیین می‌کند [۱]، در مقابل لیبرال خطاب شدن رئیس‌جمهور از جانب مشاور رئیس‌جمهور [۲]، هیچ سخنی نمی‌گوید و بسیار پیشروتر از برخی افراد معلوم‌الحال، دست بهسیاه‌نمایی از اوضاع کشور زده است. [۳]

این پارادوکس را چگونه باید حل کرد و ربط آن به مشکلات موجود چیست!؟

اگرچه پاسخ‌های مهمی برای این تناقض بزرگ وجود دارد اما جامعه و افکار عمومی ایران در حال حاضر و حتی بیش از گفتگو برای حل مشکلات، مایل به عدم تکرار این تجربه است و به این فکر می‌کند که «مقصّر وضع موجود کیست»؟

در واقع این اولویت مهم و تعیین پاسخ آن، بعنوان پیش‌درآمد حل مشکلات، کمک می‌کند تا وضع موجود بهتر تحمل شده، کسانی که باید در قبال آن پاسخ بدهند آشکار شوند و از همه مهمتر اینکه چنین تجربه سترگی شاید دیگر در انتخابات‌های بعدی تکرار نشود و کشور هم از گرفتاری‌هایی مشابهی مثل جهش نرخ دلار و سکه در آینده خلاصی یابد. البته اگر مردم بدانند مقصر وضع موجود کیست؟

*سهم روحانی از مشکلات موجود فقط ۱۰ درصد است!

منطق قضیه اینطور می‌گوید که مسئول وضع موجود دولت و بیش از او، حامیان سیاسی‌اش یعنی اصلاح‌طلبان هستند.

در واقع در هیچ کجای دنیا معمول نیست هنگام بروز مشکلات، کسی دیگر غیر از رئیس قوه مجریه و حامیان سیاسی او بعنوان مقصر شناخته شود!

این فرض اما از جانب دولت و حامیانش گویا پذیرفته نیست و آنها نظر دیگری درباره مقصّرین وضع موجود دارند.

رئیس‌جمهور روحانی به تازگی در پیامی که با محتوای آمادگی‌اش برای طرح سؤال در مجلس، برای رئیس پارلمان فرستاد تأکید کرد که «این امر می تواند فرصت خوبی باشد تا برخی از حقایق را برای مردم عزیز کشورم بازگو نمایم.»[۴]

همانطور که مشخص است منظور روحانی از طرح این جملات آنست که در پشت پرده مشکلات موجود، حقایقی وجود دارد که اگر مردم بدانند؛ آنوقت می‌فهمند که رئیس‌جمهور روحانی مقصّر این مشکلات نیست!

گذاره‌ای که اگرچه بایستی درست و غلط آنرا به روز حضور روحانی در مجلس موکول کرد اما آگاهان سیاسی معتقدند هیچ حقیقتی ناپیدا از مردمی در ورای مشکلات، وجود ندارد و رئیس‌جمهور هم به سیاق گذشته چیز خاصی در چنته ندارد که بخواهد آن را رو کند و این افشاگری سبب زیر و زبر شدن اوضاع شود. [۵]

در کنار روحانی، حامیان اصلاح‌طلب او نیز بیکار نیستند و برای ابراز پاکدامنی در قبال وضع موجود، حرف‌های عجیب و غریبی می‌زنند.

«محمدعلی وکیلی»، از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس در همین رابطه به خبرگزاری دولتی ایرنا گفته است: سهم دولت روحانی در چرایی وضع موجود کمتر از ۱۰ درصد است!

او همچنین با کنایه تصریح می‌کند: رییس جمهوری می تواند سهم دولت در اقتصاد ملی، میزان تراکنش اقتصاد ملی و حوزه اختیار – مسئولیت خود در سیاست خارجی و داخلی و اقتصادی داخلی را برای مردم بیان کند؛ این امر کمک می‌کند تا ملت ایران در جریان شرایط دولت قرار گیرد.

وکیلی در ادامه نیز می‌گوید: حضور روحانی در مجلس فرصتی طلایی است تا با زبان صداقت سخن بگوید و نسبت به مواردی که دولت دخالتی در آن ندارد، صراحت کلام داشته باشد.[۶]

دقت شود که وکیلی سهم شخص و دولتی را در بروز مشکلات موجود، فقط ۱۰ درصد می‌داند که رئیس قوه مجریه است، رویکردهای اصلی کشور با نظر و دستور او تعیین می‌شود و تقسیم‌کننده بودجه کشور نیز هم‌اوست.

از طرفی معقول نبود اگر آقای روحانی فقط ۱۰ درصد در اجرائیات کشور سهم داشته باشد اما ۲ دوره متوالی برای حضور در انتخابات به آب و آتش بزند و یا مثلا اصلاح‌طلبان از این بگویند که ما«فدائیان روحانی» هستیم!

جالب است که اگر سهم روحانی که رئیس قوه مجریه و رئیس شورایعالی امنیت ملی و چندین شورایعالی دیگر در مشکلات کشور ۱۰ درصد باشد پس لابد نقش «اصلاح‌طلبان» صفر درصد است…

*ترامپ، منتقدان و اصلاً «مردم» مقصرند!

در این میان اما اظهارات جالب‌تری هم وجود دارد.

«صادق جوادی‌حصار»، فعال اصلاح‌طلب، عضو حزب اعتماد ملی و از دستگیرشدگان فتنه سال ۸۸ به تازگی در همین باره به جماران گفته است: دولت به تنهایی چنین وضعیتی را رقم نزده ونقش مخالفین دولت در به وجود آمدن این وضع پررنگ است. از این رو، مخالفین با اینکه می دانند نقش پررنگی در به وجودآمدن این وضع داشتند، اما با گرفتن ژست ناراضی از فضای ایجاد شده بهره برداری می کنند.

وی همچنین با اشاره به تحریم‌های ترامپ تصریح کرده است: برخی از دو ماه قبل به خرید کالا و بدتر از آن احتکار رو آورده‌اند. متاسفانه در ماه‌های گذشته مردم با شایعه اینکه قرار است ارز گران شود، پیشاپیش خود ارز را گران کردند. فراموش نکنیم که مردم نیز در به وجود آمدن چنین وضعی در کشور دخیل هستند.[۷]

تاریخ ایران در حال نظاره مقطعی است که مقصران وضع موجود به راحتی از این می‌گویند که سهمشان صفر و یا ۱۰ درصد است و ۹۰ درصد مابقی ماجرا تقصیر منتقدان، مردم، ترامپ و دیگران است.

البته بدیهیست که گاهی و در بروز برخی مشکلات، دولت به تنهایی دخیل نیست اما اولا رئیس قوه مجریه اختیار این را دارد که با دستور، قانون و خزانه مشکلات را حلّ و فصل کند و ثانیا منطق سیاست حکم می‌کند که دولت و حامیان او مسئولیت‌پذیر باشند و با رؤیت مشکلات، اولا عذرخواهی کنند و ثانیا اگر با دلیل و منطق فکر می‌کنند مشکلاتی که پیش‌آمده مقصر دیگری هم دارد، او را با سند و نه با پروپاگاندا! معرفی کنند.

ولی پیداست که این آرمانشهر معقول، فعلا و به قول رندی تا ۳ سال دیگر، غیر قابل تحقق است.

برخی رسانه‌ها پس از گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهور روحانی نوشته بودند: روحانی به جای عذرخواهی، تشکر کرد!

***

۱_mshrgh.ir/۸۷۸۶۶۷

۲_mshrgh.ir/۸۷۷۲۳۰

۳_mshrgh.ir/۸۱۸۸۹۴

۴_http://www.president.ir/fa/۱۰۵۵۲۴

۵_mshrgh.ir/۸۸۱۲۶۶

۶_http://www.irna.ir/fa/News/۸۲۹۹۲۵۶۱

۷_https://www.jamaran.ir/fa/tiny/news-۹۸۱۸۱۷

در حاشیه ۱۵ راهکار کمدی محمد خاتمی برای اوضاع تراژیک اقتصادی/ دیگر چیزی برای ” تَکرار کردن ” باقی نمانده است

خاتمی در شرایطی که حسن روحانی برای پاسخگویی به مجلس فراخوانده شده است در این وانفسا برای حل مشکلات اقتصادی، بحران ارزی، رکود فراگیر و بی برنامه بودن دولتی ها، پیشنهاد بی ربط و خنده دار رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی را می دهد! شاید هم رئیس بنیاد باران همچنان توسعه سیاسی را مقدم بر توسعه اقتصادی می داند!
هر زمان بحران تازه ای فرا می رسد، محمد خاتمی با راهکارهای بدیع اپوزیسیون گونه در قامت یک پوزیسیون آنجا ایستاده است، روزی با پیشنهاد رفراندوم در کارزار مبارزه همفکرانش با نظام در سال ۸۸  و حالا که  ناکارآمدی و سوء تدبیر همقطارانش در دولت تدبیر و امید با حمایت های وی فاجعه ای اقتصادی رقم زده است که پیامدهای آن می رود ضربات جبران ناپذیری بر پیکر اصلاح طلبان وارد کند، خالق “تَکرار می کنم”  را در نقش منجی اصلاح طلبان  به میان آورده است تا اینبار به ناچار تَکرار کند اصلاحات در بن بست سیاسی و اقتصادی قرار ندارد، هر چند که خود او ناامیدتر از هر زمانی به فرجام اصلاحات چشم دوخته باشد.
محمد خاتمی آنگونه که پایگاه اطلاع رسانی رئیس بنیاد باران منتشر کرده در دیدار با نمایندگان ادوار مجلس ضمن تشریح وضع موجود ۱۵ راهکار برای برون رفت از اوضاع کنونی ارائه کرده است؛ ایجاد و تقویت فضای همبستگی ملی، وحدت ملی، تغییر نگاه رسانه های ملی، ایجاد فضای باز و آزاد سیاسی! محدود کردن دایره غیرخودی، برداشتن حصر، آزادی تمام زندانیان سیاسی وعقیدتی! اعلام عفو عمومی! رفع محدودیت های بی جا، پایان دادن به افراط و تندروی، کارآمدی بیشتر قوای سه گانه ودستگاه های حاکمیتی، شنیدن اعتراض مردم، پاسخگویی دولت، زنده نگه داشتن اعتماد مردم مجلس وتشکیل دادگاه ها با هیات منصفه مردمی برای داشتن مطبوعات آزاد خلاصه راهکارهای خاتمی است.
 رئیس دولت اصلاحات در ادامه به عنوان یک شهروند! به دلیل نقص و کمبودهای نظام از مردم عذرخواهی کرده است! اما به عنوان کسی که با حمایت های بی شائبه و بی دریغ از دولت های یازدهم و دوازدهم نقش انکارناشدنی در وضعیت کنونی دارد از مردم عذرخواهی نکرده است که اذعان کرده ما از انتخاب خود پشیمان نیستیم، رئیس بنیاد باران حتی جایی هم که از مجلس انتقاد می کند اشاره ای  ولو اندک به نقش خود در عملکرد ناامید کننده فراکسیون امید نمی کند. محمد خاتمی با ظرافت می خواهد در نقش یک ناظر بیرونی سهم خود را از دولت و مجلس فعلی جدا کند ولی کیست که نداند دولت تکنوکرات حسن روحانی بخش بزرگی از جریان اصلاحات را تشکیل می دهد و بدون حمایت خاتمی و بزرگان اصلاح طلب قادر به ادامه دادن مسیر نبود؟ خاتمی نمی تواند بی آنکه هزینه ای بدهد آنچه را تَکرار کرده بی سر و صدا پس بگیرد.

می خواهم به عنوان کسی که تهدیدات و فرصت ها را می شناسد شهادت دهم؛ دولت روحانی با تمام کاستی های امکانات،دولت موفقی بوده.mp4 | دانلود فیلم 

با نگاه جزئی به راهکارهای سیاسی پیشنهادی خاتمی می توان دریافت نه تنها هیچ راهکار اقتصادی موثر و عملیاتی  ارائه نشده است بلکه مواردی که خاتمی تحت عنوان راهکار بیان کرده است به عبارت دقیق تر «شرط گذاری» برای نظام است و اذهان را متوجه شروط  ۱۲ گانه چندی پیش مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا برای ایران در بنیاد هریتج می سازد.
خاتمی در شرایطی که حسن روحانی برای پاسخگویی به مجلس فراخوانده شده است در این وانفسا برای حل مشکلات اقتصادی، بحران ارزی، رکود فراگیر و بی برنامه بودن دولتی ها، پیشنهاد بی ربط و خنده دار رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی را می دهد! شاید هم رئیس بنیاد باران همچنان توسعه سیاسی را مقدم بر توسعه اقتصادی می داند!
خاتمی به سیاق سال ۸۸ همچنان تصور می کند جمهوری اسلامی با بحران جدی عدم مشروعیت روبرو است، از اینرو می کوشد با فرصت طلبی از شرایط فعلی اهداف جناحی را مطالبه عمومی جا بزند و خود را آلترناتیو هر وضعیتی نشان دهد. خاتمی می گوید: «ایران از ابتدای انقلاب تا به امروز انواع مشکلات را تجربه کرده، اما هرگز با بی‌اعتمادی گسترده مواجه نبوده‌ایم و اعتماد مردم و مسؤولان به هم کارساز بود، این اعتماد امروز لطمه دیده و باید چاره‌ای اندیشید». رئیس دولت اصلاحات اما چاره را بدون درنظر گرفتن نقش اصلاح طلبان و دولت اعتدالی در بروز ناکارآمدی ها اصلاح نظام می داند!  وی در این رابطه تصریح کرده است: «در عین دفاع از جمهوری اسلامی، قویاً معتقدیم نظام هم باید اصلاح‌پذیر باشد و نمی شود بر مشکلات ساختاری، سیاستی و عملکردی پافشاری کرد و تن به هیچ اصلاحی نداد».
از میان ۱۵ راه حل خاتمی تنها راهکار و توصیه هایی که مربوط به دولت متبوع رئیس بنیاد باران می شود کلی گویی هایی است که از حیث ضرب المثل معروف « چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است» قابل پرداخت است، محمد خاتمی هم همچو حسن روحانی پس از گذشت ۵ سال همچنان از بایدها سخن می راند. او در این رابطه می گوید: «باید تمام دستگاه‌های کشور به دولت کمک کنند تا به وعده‌های خود که خواست ملت است عمل کند. ما از انتخاب خود پشیمان نیستیم، اما دولت هم باید کارآمدی خود را در اولویت قرار داده و به مردم ثابت کند. مشکلات امروز دولت قابل درک است، اما باید کارآمدی دولت به ملت ثابت شود. ضعف‌ها و بی‌برنامگی‌ها و حتی عدم اجرای برنامه‌های مصوب را نمی‌توان به گردن رقبا انداخت، این چاره کار نیست. باید مسائل حل شود. کنترل سریع نوسانات ارزی، کارآفرینی، بازگرداندن امنیت و سودآوری تولید، مبارزه با رکود و رسیدگی جدی به وضعیت معیشت طبقات محرومباید اولویت دولت باشد. وعده‌هایی داده شده، اما عملی نشده که یا در نتیجه عدم اهتمام به آن بوده که مسؤولان موظف‌اند به مردم بگویند، یا بخشی از آن با موانع بیرونی مواجه بوده که مردم حق دارند این را هم به شکل شفاف بشنوند؛ نگاه داشتن مردم میان هوا و زمین کار اشتباهی است.
تنها نکته درست طومار راهکارهای بیهوده خاتمی آنجا است که خطاب به دولت اشاره می کند ضعف‌ها و بی‌برنامگی‌ها را نمی‌توان به گردن رقبا انداخت؛ اما درست در این نقطه خاتمی با خود درگیر تضاد می شود؛ مگر خاتمی فراموش کرده زمانی که مشغول ضبط ویدئوی تکرار می کنم اش بود کاندیدای مورد حمایتش با وحشت پراکنی و نفرت پراکنی از رقبایش مشغول کسب رای بود؟ حسن روحانی اگر امروز در ضعف مفرط دولتش رقبا را مقصر نشان می دهد، کاری را انجام می دهد که برون داد سامانه سیاسی اصلاحات است. سامانه ای که در ایام شور وشوق انتخابات و هیجان و صدا و تصویر، مردم را با ترساندن از رقبا تهییج می کند که به آنها رای دهند ولی از فردای انتخابات که موعد عمل به وعده ها است سامانه با مقصر دانستن رقبا تنظیم و تجهیز می شود.
اگر در زمان ریاست جمهوری خاتمی گروه های بحران و فشار، نئوکان های دولت بوش پسر و نظارت استصوابی شورای نگهبان مقصر به بار ننشستن وعده های دولت اصلاحات شدند، امروزه هم دولت پنهان، دلواپسان، برنامه موشکی، ورود وخروج ها از برجام، دولت غیرمعقول دونالد ترامپ و … موانع نیل به اهداف دولت تدبیر و امید هستند! اما پرسش اصلی که خاتمی و جریان اصلاحات در میان بازی با واژگان سیاست از آن فرار می کنند در جای دیگری است. محمد خاتمی و یارانش به جای لفاظی و نسخه پیچی ها باید بیاندیشند که چرا و چگونه در عمل به وعده های خود اینقدر ناتوانند؟

تحلیل رفتار رئیس دولت اصلاحات در حدیثی از امیرالمومنین / روایت پوپولیست‌هایی که نگذاشتند آینده دیده شود!

وزیر خارجه آمریکا (رئیس‌قبلی سازمان سیا) ادعا می‌کند «از حق مردم ایران برای اعتراض علیه نظام حمایت می‌کنیم»، «محمد- ف» مشاور وزیر نیرو «در امور برنامه‌ریزی راهبردی و توسعه پایدار» هم در نشست هم اندیشی روابط عمومی‌های استان یزد می‌گوید «اعتراض حق مردم است و برای اعتراض مردم، باید ساز و کار مناسب ایجاد شود». سؤال: اگر مسئله رئیس‌سیا و وزیر خارجه آمریکا، و فلان مدیر یا مشاور اجرایی در داخل یکی شود، پس قرار است کدام مدیران و مشاوران به مشکلات و گلایه‌های اقتصادی و معیشتی مردم رسیدگی کند؟!
 ۱- توان آینده‌نگری و پیش‌بینی و محاسبه و برآورد، شرط ضروری برای مدیریت است. در پیشگاه عقلانیت و انصاف، مسموع نیست که کسانی، مسئولیتی را برای چند سال بپذیرند و نوبت دوم نیز برای انجام همان کار پا به میدان بگذارند، اما پس از کسب مسند و موقعیت، مسئولیت‌پذیر نباشند و تقصیر خلاف از آب درآمدن وعده‌ها و تعهدات را گردن این و آن بیندازند. هیچ روانشناسی، نام بالغ و با شخصیت، و رشد یافته و مسئولیت شناس را برای چنین افرادی نمی‌پسندد.
۲- پوپولیسم افراطی و مشهورات‌زدگی رسانه‌ای درسال ۹۲ یا حتی ابتدای سال ۹۶ به‌گونه‌ای شدید بود که هشدار فراوان درباره نتایج ناگوار راهبرد سیاسی- اقتصادی «آرزواندیش، کم‌تحرک، و متکی به عزم و اراده خارجی»، ولو از زبان صاحب‌نظران اقتصادی ناشنیده ماند. اما اکنون یکی از سران فتنه ۸۸ که در دامن زدن به همین فضای پوپولیستی پیش‌ساخته (وارداتی) نقش داشت، می‌گوید «با وجود تمام اقدامات دولت آقای روحانی، وضعیت اقتصادی در جامعه ما، وخیم‌ و بحرانی‌ است». آیا سال گذشته یا چند سال قبل‌تر، در ذهن عوام جامعه خطور می‌کرد روزی فرا برسد که وعده‌پردازان، به‌جای شعار بی‌نیاز کردن مردم از یارانه و ایجاد رشد و رونق اقتصادی بی‌سابقه بگویند «با وجود تمام اقدامات دولت، وضعیت اقتصادی جامعه، وخیم‌ و بحرانی‌ است»؟! برای بسیاری از کارشناسان اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک، چشم‌انداز راهبرد خوش‌بینی مفرط و تکیه به بیگانه کاملا روشن بود اما همان حقیقت قابل پیش‌بینی که حتی تا ۸ ماه قبل انکار می‌شد، امروز با ادبیاتی تحریف‌آمیز و مسئولیت‌گریزانه مورد اذعان قرار می‌گیرد.
۳- همان فتنه‌گر جفاکار ورشکسته به تقصیر که شجاعت نداشت اعتراف چند باره در پستو (مبنی بر دروغ بودن تقلب در انتخابات ۸۸) را علنا با مردم بازگو و عذرخواهی کند، اکنون نیز حداقل جوانمردی و صداقت را ندارد که بگوید آش شور نابسامانی اقتصادی امروز، دست‌پخت خود ماست. بنابراین می‌گوید « ناکارآمدی حکومت برای حل مشکلات مردم، مزید بر علت شده است. اعتماد امروز لطمه دیده و در این مقطع، نقش اصلاح‌طلبان، کلیدی است و باید با ایثار و فداکاری و برای حل مشکلات، از هیچ کوششی فروگذار نکنند». امثال او در حالی که مورد طعن و لعن و اعتراض مردم مغبون قرار دارند، در ادامه، نسخه انحرافی «اعلام عفو عمومی، ایجاد فضای باز و امن و آزاد سیاسی، برداشتن حصر، و آزادی تمام زندانیان سیاسی» می‌پیچند؛ انگار که اینجا سومالی و سودان است و جنگ داخلی برقرار است یا مثلا آشفته بازار ارز و سکه و خودرو و مسکن، معطل است که سران به تاریخ پیوسته آشوب ۸۸ (علیه جمهوریت و اسلامیت)، از حصر بیرون می‌آیند یا نه؟!
۴- برخی از این مدعیان، غالبا ابزار دست دشمنان برای شکاف‌افکنی در داخل بوده‌اند اما همواره در شرایط فشار دشمن و با استفاده از این تهدید، قیافه میانجی و منجی به‌خود می‌گیرند. آنها در این مقاطع ادعا می‌کنند می‌خواهند مسئله میان مردم و نظام یا حاکمیت با دنیا(ی‌غرب) را حل کنند؛ حال آنکه خود – با عنایت به خیانت در امانت طی حضور چند دهه‌ای در اجزای مختلف دولت و مجلس و حاکمیت- محل اتهام و موضوع اعتراض هستند و نه بخشی از راه‌حل مسائل. آنها ادعا می‌کنند «تا اصلاح‌طلبی و اصلاحات است، مجال و جایی برای براندازی نیست». البته اصلاح‌طلبی و اصلاحات، کلمه مثبتی است و در تئوری، حرف خوبی می‌زنند. اما به تعبیر امیرمومنان علیه‌السلام «کلمه حقی است که از آن، اراده باطل می‌کنند». این اراده باطل و مفسد را در طول سال‌های ۷۶ تا ۸۴ و سپس در فتنه نیابتی سال ۱۳۸۸ و همچنین نفاق این طیف از سال ۹۲ تا به امروز دیده‌ایم.
۵- امیر مومنان علیه‌السلام در خطبه ۱۹۴ نهج‌البلاغه، بیان رسایی درباره مشخصات منافقین دارند که مصادیق آن، دقیقا در روزگار ما قابل شناسایی است «شما را از اهل نفاق برحذر می‌دارم… دائما در حال رنگ عوض کردن و غوطه خوردن در آشوب‌ها هستند… وصفشان دارو است و سخنشان وعده شفا می‌دهد و رفتارشان درد علاج‌ناپذیر است… در هر راهی، افتاده‌ای را بر خاک هلاکت افکنده‌اند. و برای منحرف ساختن هر قلبی، وسیله‌ای آماده دارند، و برای هر اندوهی ‌اشک‌ها مهیا… برای هر حقی باطلی آماده دارند و برای هر واقعیت راست، عاملی برای انحراف… سخن می‌گویند و مردم را به شبهه و ‌اشتباه می‌اندازند، توصیف می‌کنند و باطل را با آن می‌آرایند و یا حق را با آن تیره و زشت می‌سازند».
۶- طیف نفاق جدید، در مقاطع تصدی مسئولیت، بزرگ‌ترین رانت‌ها را برای خود فراهم کردند اما ژست شفافیت و مبارزه با رانت‌خواری گرفتند. در ادوار مختلف حضور در مسند، مردم را با ‌اشرافیگری و سیاست‌بازی و امتیازطلبی و دهن‌کجی به اولویت‌ها و بزرگ کردن فرعیات، ناامید و ناراضی کردند و سپس با وقاحت، پرچم مخالف‌خوانی و اصلاح‌طلبی بلند کردند. رویکرد ‌اشرافی کارگزاران را برای ۸ سال بعدی تداوم بخشیدند، در حالی که در دوم خرداد ۷۶ چنین وانمود می‌کردند که منتقد و معترض وضع موجود دولت هستند! به تعبیر حسین مرعشی، آقای هاشمی شش ماه قبل از انتخابات دوم خرداد، به کارگزاران خط داده بود که سراغ حمایت از خاتمی بروند، اما در افکار عمومی چنین پمپاژ می‌شد که ادامه وضع موجود، یعنی ناطق نوری!
۷- پس از واگذاری دولت و در حالی که فاقد کوچک‌ترین مسئولیت رسمی بودند، از وزیر ارشاد تا رئیس‌دولت اصلاحات، به دربار منحوس آل‌سعود تردّد کردند و کمک مالی و رسانه‌ای در پوشش‌های مختلف گرفتند و آن آشوب خیانت آمیز هشت ماهه را علیه جمهوریت و اسلامیت برپا کردند. استارت تحریم‌های جدید را فرستادگان و رابطان همین طیف، ضمن نشست‌های مشترک، به دولت اوباما و وزارت خارجه هیلاری کلینتون و وزارت خزانه‌داری دادند. اگر هم برخی مستقیما درگیر دادن گرای تحریم نبودند، در جبهه و ائتلافی حاضر بودند که یقین داشتند آن جبهه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، اقدامات مشترک علیه جمهوری اسلامی طراحی و اجرا می‌کند.
۸- عناصر بی‌صداقت، به جای پاسخ در زمین اقتصاد و مدیریت، به زمین بی‌عرض و طول و پر منفذ سیاست (بازی) فرار می‌کنند؛ حال آنکه وقتی وعده‌های فریبنده و عقل زایل کن می‌دادند، نمی‌گفتند نمی‌توانیم و نشدنی است با تاکید می‌گفتند اگر مشکلات قابل حل نبود، وارد گود نمی‌شدند. می‌گفتند چنان تدابیری به کار بسته خواهد شد که ۱۵۰ میلیارد دلار پول بلوکه شده ایران به همراه ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی به کشور بیاید و مردم از شدت رونق اقتصادی، نسبت به پول ناچیز یارانه بی‌نیاز شوند. می‌گویند آقای روحانی سکوت را بشکند و «حقایق» را بگوید. کدام حقایق؟! حقیقت این است که دولت چهار ماه -و به عبارتی ۸ ماه- اخیر را که وعده داده می‌شد دوره میوه دادن تدابیر است، با تعلل و آزمون و خطا و آسان‌طلبی سپری کرد و عایدی آن، خروج ۳۰ میلیارد دلار ارز از کشور قبل از پایان سال و پول پاشی توام با رانت ۳۰ میلیارد دلار دیگر در سال جدید بوده است.
همین طور است توزیع رانتی و ناعادلانه ۶۰ تن طلا (۷ میلیون سکه) به نصف یا یک سوم قیمت فعلی. پس از پنج ماه آزمون و خطا، و تیتر و عکس‌ها و طرح‌های سوپرمنی رسانه‌های همسو برای معاون اول رئیس‌جمهور که بسته ارزی پنج ماه قبل را معجزه‌ای هم شانه فتح الفتوح برجام تصویر می‌کردند، اکنون همان نسخه ابطال و نسخه قبلی مجددا رونمایی می‌شود. این چنین بود که با وجود ایراد خسارت به اقتدار و اعتبار کشور در برجام، تصور و توهم پانصد تومان یا هزار تومان شدن دلار در جشن‌های کذایی، به شوک قیمتی ۱۰- ۱۲ هزار تومانی ختم شد. حالا کار تعیین نرخ ارز به بازار(!؟) حوالت داده می‌شود. قرار است دست نامرئی آدام اسمیت تعیین قیمت کند؟ تکلیف تورم انتظاری و مصنوعی ۴۰- ۵۰ درصدی که در اثر عملیات دشمن و خوابزدگی و سوء مدیریت برخی خودی‌ها پدید آمد، چه می‌شود که خاطره سوء مدیریت کارگزارانی‌ها در سال ۷۴ و تورم ۴۹ درصدی را دوباره زنده کرد؟
۹- حقیقت این است که پنج سال، هر هشدار صاحب نظران را که همین روزها را می‌دیدند و تذکر می‌دادند، دستمایه استهزا و طعنه و هوچی‌گری قرار دادند. حقیقت این است که بخشی از مردم و بازار را به لحاظ روانی به بیرون مرزها وابسته کردند و چوب همین جفای بزرگ را کشور خورد. حقیقت این است که افراطیون غربگرایی که پوست خربزه اتکا به غرب را زیر پای دولت و اقتصاد کشور گذاشتند، یک عذرخواهی بزرگ به مردم بدهکارند اما چون شهامت و بلوغ شخصیت کافی در خود سراغ ندارند، فرافکنی و طلبکاری پیشه کرده‌اند. حق مردم ماست که بدانند چرا نه تنها پنج سال برای نقدینگی تدبیری نشد بلکه برخی مدیران چنان مدیریت کردند که با وجود تزریق رکود عمیق به اقتصاد کشور، با سه برابر شدن نقدینگی و رسیدن به سقف ۱۶۰۰ هزار میلیارد تومان روبه رو هستیم؟ از گذشته مهم‌تر، آینده است. مردم حق دارند بدانند و کارشناسان و رسانه‌ها و نمایندگان مجلس باید مطالبه کنند که پس از این، برنامه دولت در قبال نقدینگی سرگردان و رکود و تورم توامان چیست؟
۱۰- دیروز و دیشب که قرار بود آقای روحانی به تلویزیون بیاید، قیمت ارز اندکی فروکش کرد. الحمد لله. کاش ایشان هر هفته به تلویزیون بیاید تا برخی مدیران تکاپو کنندو بازار به سمت تنظیم و ثبات برود. کاش فاصله گفت‌و‌گوی تلویزیونی دوم بهمن ماه ۹۶ تا ۱۵ مرداد ۹۷ دیگر تکرار نشود که مجری (رشیدپور) بپرسد «چرا دلار ۴۷۵۰ تومان است؟» و آقای روحانی پاسخ دهد «وسط دعوا نرخ تعیین نکنید! دلار ۴۷۵۰ تومان نیست؛ خیلی پایین‌تر است و پایین‌تر هم می‌آید». یا مجری بگوید «پس خیال مردم بابت نرخ ارز راحت باشد؟» و در پاسخ بشنود «بله خیال مردم راحت باشد». کاش قصه هفت ماه تنها گذاشتن مردم با تروریست‌های اقتصادی و مفسدان و رانت‌طلبان زالو صفت، هرگز تکرار نشود.
۱۱- این روزها در حالی که وزیر خارجه آمریکا (رئیس‌قبلی سازمان سیا) ادعا می‌کند «از حق مردم ایران برای اعتراض علیه نظام حمایت می‌کنیم»، «محمد- ف» مشاور
وزیر نیرو «در امور برنامه‌ریزی راهبردی و توسعه پایدار» هم در نشست هم اندیشی روابط عمومی‌های استان یزد می‌گوید «اعتراض حق مردم است و برای اعتراض مردم، باید ساز و کار مناسب ایجاد شود». سؤال: اگر مسئله رئیس‌سیا و وزیر خارجه آمریکا، و فلان مدیر یا مشاور اجرایی در داخل یکی شود، پس قرار است کدام مدیران و مشاوران به مشکلات و گلایه‌های اقتصادی و معیشتی مردم رسیدگی کند؟! برخی متولیان، گویا خود را مسئول ناراضی و گله مند کردن مردم و سپس، ادعای حمایت از حق اعتراض می‌دانند و نه مسئول خدمت رسانی و گره‌گشایی از مشکلات مردم که ذاتا اقتدارآفرین و امنیت زاست و موجب ثبات ضروری پیشرفت و قطع امید دشمنان می‌شود. این را در مسائل منتهی به حوادث دی ماه و ژست‌های بعدی برخی مدیران مقصر دیدیم. آقای روحانی باید ریشه این نگاه مسئولیت‌نشناسانه را در میان برخی مدیران بخشکاند. این رویکردها اگر برای پوپولیسم تبلیغاتی و انتخاباتی هم پذیرفته باشد -که نیست- مطلقا در مدیریت و تمشیت و تدبیرامور جواب نمی‌دهد.
منبع: کیهان
بر چسب ها

پیشنهاد سردبیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close