اقتصادیجهانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

پول ، گوگل و فیس بوک نتایج انتخابات آمریکا را مشخص می کنند / رای مردم آمریکا یا میلیاردرهای یهودی؟ + عکس و فیلم

اگر انتخابات در آمریکا تأثیر داشت، آمریکایی‌ها حق رأی نداشتند/ دولت و کنگره مردم را گوسفند می‌دانند

 انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا روز سه‌شنبه، ۱۵ آبان ۹۷ برگزاری شدو نتیجه آن می‌تواند بیش از هر کس دیگری، برای دونالد ترامپ رئیس‌جمهور این کشور تعیین‌کننده باشد. در این انتخابات، تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از صد کرسی مجلس سنا به رأی گذاشته شده‌اند. در حال حاضر جمهوری‌خواهان ۲۳۵ کرسی در مجلس نمایندگان و ۵۱ کرسی در مجلس سنا (دقیقاً معادل ۵۰ به علاوه یک درصد از کرسی‌ها) را در اختیار دارند. از همین الآن و با مشخص شدن سرنوشت برخی از کرسی‌های مجلس سنا، تمامی امیدهای دموکرات‌ها برای به دست آوردن اکثریت در مجلس سنا ناامید شده است، و تنها رقابت بر سر مجلس نمایندگان باقی مانده که اهمیت نسبتاً کم‌تری دارد.

توضیحاتی درباره انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در آمریکا  |[دانلود]|

اگرچه بسیاری از آمریکایی‌ها با امید و آرزو پای صندوق‌های رأی می‌روند، اما تعداد زیادی از کارشناسان در این کشور جدای از مسئله دموکرات یا جمهوری‌خواه، روی موضوع دیگری تأکید دارند: «رأی دادن یا رأی ندادن .» برخی از این کارشناسان به سنت دیرینه‌ای اشاره می‌کنند که بر اساس آن آمریکایی‌ها موظفند در انتخابات‌ها شرکت کنند و به «بد» در مقابل «بدتر» رأی بدهند. در این استدلال، عموماً نامزد دموکرات‌ها گزینه «بد» و نامزد جمهوری‌خواهان گزینه «بدتر» توصیف می‌شود. با این وجود، برخی کارشناسان آمریکایی معتقدند نتیجه انتخابات‌ها در آمریکا عملاً تفاوتی در سیاست‌های کلی این کشور ایجاد نخواهد کرد و اصلاً اگر آرای مردم می‌توانست روی سیاست‌های آمریکا تأثیرگذار باشد، انتخاباتی در این کشور برگزار نمی‌شد.

این تردیدها صرفاً گمانه‌زنی سیاسی نیست. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد انتخابات در آمریکا بیش از آن‌که تحت تأثیر آرای مردم باشد، تحت تأثیر عوامل دیگر است. به عنوان نمونه، آمار حکایت از آن دارد که در انتخابات سال جاری، بیش از هر انتخابات میان‌دوره دیگری هزینه صرف تأثیرگذاری روی افکار عمومی به سود هر یک از دو حزب اصلی آمریکا شده است. ثروتمندان در آمریکا تا کنون میلیاردها دلار به نفع دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان هزینه کرده‌اند  .

نقش پول در انتخابات آمریکا  |[دانلود]|

علاوه بر تبلیغات و هزینه‌های میلیونی، طی روزهای اخیر و در جریان برگزاری رأی‌گیری‌های زودهنگام (برای جلوگیری از ازدحام در روز انتخابات و مسائلی از این دست)، مانند همیشه موضوع تغییر آرا نیز وجود داشت. رأی‌گیری در آمریکا عمدتاً از طریق دستگاه‌های اخذ رأی انجام می‌شود و نه با کاغذ و قلم. افرادی که در ایالت‌های جورجیا و تگزاس، زودتر از روز انتخابات پای صندوق‌های رأی می‌رفتند، شکایت داشتند که رأی‌شان به نفع نامزد حزب مقابل ثبت می‌شود . البته تا این لحظه، «اشکالات فنی» در این‌باره مقصر شناخته شده‌اند، اگرچه مسئولان از وجود این اشکالات اطلاع قبلی داشته‌اند.

اگر رأی مردم آمریکا اهمیت داشت، انتخابات در آمریکا ممنوع بود

«مت آگوریست» عضو سابق تفنگ‌داران دریایی ارتش آمریکا و مأمور اطلاعاتی سابق «آژانس امنیت ملی» این کشور، یکی از کارشناسانی است که برگزاری انتخابات در آمریکا را از دیدگاهی خاص بررسی کرده است. وی درباره اهمیت و تأثیرگذاری انتخابات در آمریکا در پایگاه تحلیلی «پروژه تفکر آزاد» (که آگوریست سردبیری آن را به عهده دارد) گزارشی نوشته است که در ادامه، مهم‌ترین نکات آن خدمت مخاطبان محترم مشرق ارائه می‌شود. این گزارش تحت عنوان «آمریکای عزیز، اگر رأی دادن ذره‌ای تأثیر واقعی داشت، نمی‌گذاشتند ما رأی بدهیم » منتشر شده است.

«دونالد ترامپ» اصلی‌ترین موضوع دعوای دو حزب آمریکا در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره است  |[دانلود]|

آگوریست در ابتدای گزارش خود به همان سنت انتخاباتی «بد و بدتر» اشاره می‌کند و می‌نویسد:

دوباره زمان انتخابات فرا رسیده و این یعنی حدود ۴۰ درصد از افراد واجد شرایط رأی دادن، به پایگاه‌های رأی‌گیری هجوم خواهند برد تا به گزینه «بد»ی رأی بدهند تصور می‌کنند اراده سیاسی‌اش را به نفع شهروندان به کار خواهد بست. سیاستمداران با تابلوهای اعلان به خیابان‌ها خواهند آمد و آمریکایی‌ها در مدارس ابتدایی سراسر کشور صف خواهند کشید تا رأی خود را ثبت کنند؛ رأی‌شان به آزادی، یا یک چیزی در همین مایه‌ها. پس شما هم به خیابان‌ها بیایید و رأی خود را به سیاستمدار مورد علاقه‌تان بدهید؛ یا ندهید [میل با خودتان است]. حتی اگر رأی بدهید، یا ندهید، و حزب شما پیروز شود، یا نشود، دولت پلیسی هم‌چنان تداوم خواهد داشت. رأی دادن دائم به «بد»ها منجر به شکل‌گیری چرخه اجتناب‌ناپذیری شده است که در آن، دولت قدرتمندتر می‌شود و مردم فقیرتر می‌شوند. با این حال، لازم نیست [صرفاً] حرف من را در این‌باره باور کنید، بلکه کافی است نگاهی به وضعیت کنونی آمریکا بیندازید.

آگوریست سپس آمارهایی را از وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم در آمریکا ارائه می‌دهد: «۵۰ درصد از کل کارگران آمریکایی کم‌تر از ۳۰,۵۳۳ دلار در سال درآمد دارند . این در حالی است که خواص سیاسی وصل به سیستم، که ۰/۱ درصد [از جمعیت] را تشکیل می‌دهند، طی سال گذشته، ثروت خود را بیش از ۱ تریلیون دلار افزایش داده‌اند . رقم یک تریلیون، اتفاقاً همان مقدار هزینه‌ای است که طی سال گذشته در قالب بدهی دولت، بر گُرده مالیات‌دهندگان آمریکایی گذاشته شد. آیا این شباهت، صرفاً تصادفی است؟ احتمالاً نه.»

«جف بیزوس» بنیان‌گذار «آمازون» و مالک روزنامه واشینگتن‌پست، با بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار ثروت، ثروتمندترین انسان در تاریخ معاصر است

از رؤیای آمریکایی تا «کابوس آمریکایی»

مأمور سابق آژانس امنیت ملی آمریکا با لحنی طعنه‌آمیز ادامه می‌دهد:

«اما اگر جمهوری‌خواهان [اکثریت خود در] مجلس نمایندگان را حفظ کنند، آمریکا را عالی خواهیم کرد» [اشاره به شعار ترامپ: آمریکا را دوباره عالی کنیم]، مگر نه؟ یا، «اگر دموکرات‌ها [اکثریت در] مجلس نمایندگان را به دست بیاورند، بالأخره [بعد از چند سال سلطه جمهوری‌خواهان] می‌توانیم اتفاقات خوبی را رقم بزنیم»، درست است؟ ابداً. واقعیت وضعیت موجود این است که صرف‌نظر از این‌که چه کسی انتخاب می‌شود، سیاستمداران پیشاپیش یک معامله «فاستی» [مربوط به «یوهان فاست» منجم و جادوگر آلمانی که روح خود را با شیطان معامله کرد] را برای حفظ دولت پلیسی و جنگ‌طلب در قدرت امضا کرده‌اند. در فضای سیاسی امروز، دیگر مسئله این نیست که کدام حزب قدرت را به دست دارد، یا کدام حزب [استبداد و] توتالیتاریسم را کلید خواهد زد؛ در حال حاضر ما به نقطه‌ای رسیده‌ایم که دیگر صرفاً منتظر هستیم تا چکش بالأخره سقوط کند [اشاره به کوبیده شدن چکش در مزایده یا مناقصه و «تمام شدن کار»].

 

دونالد ترامپ با وعده کوچک کردن دولت، خارج کردن آمریکا از این جنگ‌های بی‌پایان، پایان دادن به هزینه‌های دیوانه‌وار و خارج از کنترل، و مهار افسار دست‌اندازی‌های قوه مجریه روی کار آمد. این در حالی بود که او جنگ‌ها را ادامه داده، هزینه‌ها را بیش‌تر کرده، و در استفاده از موقعیت ریاست‌جمهوری خود مانند یک دیکتاتور، پا جای پای همتای سابقش [باراک اوباما]، گذاشته و دستورات اجرایی‌اش را یکی پس از دیگری صادر کرده است؛ اخیراً حتی با یکی از همین دستورها [درباره موضوع حقوق مهاجران ] تهدید به تغییر قانون اساسی هم کرده است.

تفاوت‌های «ترامپِ نامزد» با «ترامپِ رئیس‌جمهور» طی یک سال ابتدای ریاست‌جمهوری وی  |[دانلود]|

آگوریست با ادبیاتی تمثیلی می‌نویسد:

ما نه تنها در حال شتاب گرفتن به سوی لبه پرتگاهی خطرناک هستیم، بلکه داریم درباره این‌که چه کسی باید فرمان را کنترل کند بحث و جدل می‌کنیم؛ در حالی که هیچ فرد ذی‌صلاحی را باقی نگذاشته‌ایم که وظیفه ترمز گرفتن را به عهده بگیرد. هر سیاستمداری هم که سعی در فشردن ترمز داشته باشد با خنده و تمسخر از کنگره بیرون انداخته و به حاشیه رانده می‌شود، و دیگر هرگز در رسانه‌های جریان اصلی هم دیده نمی‌شود. مثال‌هایی از این دست عبارتند از «جاستین اماش» و «تالسی گابارد».

«من رأی دادم» دولت و رسانه‌های آمریکا تبلیغات گسترده‌ای برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات انجام داده‌اند

«مردم آمریکا گوسفند هستند»

آگوریست، کارشناس مسائل دولت پلیسی و فساد دولتی در آمریکا در ادامه گزارش خود کتابی را یادآوری می‌کند که سال ۲۰۱۶ تحت عنوان «اعترافات نماینده «ایکس» » منتشر شد و به نقل از نماینده‌ای بی‌نام (صرفاً تحت عنوان «نماینده ایکس») توضیحاتی را درباره کنگره آمریکا و نمایندگان آن می‌داد. این کارشناس آمریکایی معتقد است مقامات کشورش هیچ ابایی از افشای این موضوع ندارند که رأی دادن مردم در آمریکا اهمیتی ندارد و چنان‌که نماینده ایکس می‌گوید، دولت آمریکا شهروندان این کشور را «گوسفند» می‌داند. نماینده ایکس در این‌باره می‌گوید:«رأی‌دهندگان فوق‌العاده نادان هستند و در مورد ساختار و شیوه عمل‌کرد حکومت ما چیزی نمی‌دانند. کنترل ملتی از گوسفندان ساده‌لوح و مجذوبِ خود که به دنبال خشنودی آنی [و بدون زحمت] هستند، از آن‌چه که فکر می‌کنید، ساده‌تر است.»

نویسنده و سردبیر پروژه تفکر آزاد ادامه می‌دهد: «اگر هنوز هم متوجه نشده‌اید، باید توضیح بدهیم که رأی دادن هیچ تغییری در وضعیت موجود ایجاد نمی‌کند. اگر رأی دادن شانس تغییر حتی یک موضوع مهم را داشت، آن را غیرقانونی اعلام می‌کردند.» وی با دعوت از مردم آمریکا برای دست برداشتن از غفلت، گزارش خود را با اشاره به شعری از «دیلن توماس» به پایان می‌برد که می‌گوید: «بخروش، بخروش بر مرگ نور».

میلیاردرهای یهودی‌ که انتخابات آمریکا را کنترل می‌کنند

 انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا با انتخابات‌های مشابه در بسیاری از کشورهای دیگر متفاوت است، چه در ساختار و شیوه اجرا و چه در منابعی که «رقابت» نامزدها را تأمین مالی می‌کنند. جمله‌ای که شاید بارها شنیده باشید این است که «یهودی‌ها سیاست‌های آمریکا را کنترل می‌کنند» و این جمله، کاملاً درست است. البته این کنترل هم قواعد خودش را دارد، مثلاً اگر یک حامی مالی یهودی می‌خواهد از «حامی بزرگ» به «ابَرحامی» تبدیل شود، باید دست‌کم یک صفر جلوی رقم کمک‌هایش به نامزدها بگذارد. یهودی‌ها در آمریکا اغلب طرف‌دار حزب دموکرات هستند و بنابراین کمپین انتخاباتی هیلاری کلینتون  از نظر مالی، هیچ مشکلی نداشت. البته دست برخی از نامزدهای جمهوری‌خواه، از جمله مارکو روبیو، نیز در جیب برخی از همین میلیاردرهای یهودی است. 

یهودی‌هایی که انتخابات آمریکا در دستشان است
یهودی‌ها سیاستمداران و سیاست‌های آمریکا را تعیین می‌کنند

نگاهی گذرا به لیست حامیان مالی نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۲۰۱۶، یک واقعیت قابل‌توجه را نشان می‌دهد: دست‌کم یک سوم از ۵۰ نفر اول در لیست ثروتمندترین و سخاوتمندترین «ابَرحامیان» این نامزدها، یهودی هستند. عجیب‌تر؟ ده نفر اول در این لیست همگی از میلیاردرها و مولتی‌میلیاردرهای یهودیهستند.

مردم آمریکا چگونه رئیس‌جمهور خود را انتخاب نمی‌کنند

هیچ انتخاباتی در کشورهای مختلف، به اندازه انتخابات ریاست‌جمهوری حساسیت ندارد، چراکه در این انتخابات، همه مردم به صورت سراسری شرکت دارند و قرار است هر نفر تنها یک رأی داشته باشد؛ یعنی یک نظر برای انتخاب رئیس‌جمهور کشورش. اگرچه که این واقعیت برای مخاطبان ایرانی یک حقیقت بدیهی است، اما باید دانست که نظام انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا تقریباً هیچ شباهتی به این نوع انتخابات دموکراتیک ندارد. در آمریکا و بر اساس متن صریح قانون اساسی، به جز ۵۳۸ نفر، هیچ فرد دیگری مستقیماً در انتخاب رئیس‌جمهور خود نقشی ندارد. تا جایی که در انتخابات‌های اخیر آمریکا، رأی دادن یا ندادن بیش از ۷۰ درصد از مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری، هیچ تأثیری در نتیجه این انتخابات نداشته است. با خواندن این گزارش متوجه خواهید شد که چگونه «پدران بنیان‌گذار» آمریکا هیچ اهمیتی به «دموکراسی» مطلق و قاعده «هر نفر، یک رأی» نمی‌دادند، بلکه تمام تلاش خود را کردند تا مانع «استبداد اکثریت» در کشورشان شوند.

مردم آمریکا چگونه رئیس‌جمهور خود را انتخاب «نمی‌کنند»/ کجای انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا دموکراتیک است؟/
«ترامپ – آمریکا را دوباره عالی کنید!»

شاید شما هم مانند میلیون‌ها مخاطب دیگر در ایران، از این واقعیت اطلاعی نداشته باشید که در آمریکا، رئیس‌جمهور با رأی مستقیم مردم انتخاب نمی‌شود. حتی ممکن است یک نامزد ریاست‌جمهوری در آمریکا اکثریت آرای مردمی را به دست بیاورد، اما به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب نشود، چنان‌چه این اتفاق در تاریخ آمریکا چهار بار افتاده است.

رئیس‌جمهور آمریکا چگونه انتخاب می‌شود – دانلود

اما این واضح‌ترین مشخصه یک نظام دموکراتیک چگونه در آمریکا زیر پا گذاشته می‌شود و در عین حال، هیچ‌کس، بزرگ‌ترین مدعی دموکراسی را به داشتن انتخاباتی غیردموکراتیک متهم نمی‌کند؟ برای درک بهتر نظام انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا، ابتدا باید مفهومی به نام «مجمع انتخاب‌کنندگان» را درک کرد، چراکه آن‌چه در نهایت، رئیس‌جمهور آمریکا را انتخاب می‌کند، رأی مردم نیست، بلکه رأی این مجمع استکه البته اعضای آن به شکلی پیچیده که در ادامه توضیح خواهیم داد با رأی مردم انتخاب می‌شوند.

عجیب نیست که بسیاری از مردم در کشورهای دیگر خبر از غیردموکراتیک بودن انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا نداشته باشند، چون خیلی از مردم آمریکا هم خودشان از این مسئله اطلاعی ندارند. در بسیاری از حوزه‌های رأی‌گیری، مردم هنگام رأی دادن، صرفاً اسامی نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری را می‌بینند و خبری از اسامی اعضای مجمع انتخاب‌کنندگان آن ایالت نیست. بنابراین رأی‌دهندگان که در حقیقت دارند به اعضای مجمع انتخاب‌کنندگان رأی می‌دهند، به اشتباه تصور می‌کنند واقعاً دارند به نامزدهای مدنظر خود در انتخابات ریاست‌جمهوری رأی می‌دهند.

مردم آمریکا چگونه رئیس‌جمهور خود را انتخاب «نمی‌کنند»/ کجای انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا دموکراتیک است؟/
بسیاری از آمریکایی‌ها نمی‌دانند رأی‌شان در انتخابات ریاست‌جمهوری
ممکن است عملاً هیچ تأثیری در انتخاب رئیس‌جمهور نداشته باشد

مجمع انتخاب‌کنندگان چیست و چگونه کار می‌کند؟

«مجمع انتخاب‌کنندگان» عبارتی غیررسمی است که در دهه اول قرن ۱۹ اختراع شد و برای اشاره به گروهی از «شهروندان» آمریکایی استفاده می‌شود که رأی آن‌ها رئیس‌جمهور و معاون رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کند. این مجمع متشکل از افرادی است که (در اکثریت ایالت‌های آمریکا) توسط مردم انتخاب می‌شوند و نباید از اعضای کنگره یا نهادهای فدرال باشند.

«مجمع انتخاب‌کنندگان» چیست و از کجا آمده است – دانلود

طبق قانون، مردم آمریکا هر چهار سال یک بار در «اولین سه‌شنبه بعد از اولین دوشنبه در ماه نوامبر» (یا به عبارتی، دومین روز از اولین هفته ماه نوامبر) پای صندوق‌های رأی می‌روند و به «نامزد مدنظر خود» برای ریاست‌جمهوری کشورشان رأی می‌دهند. با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که اکثریت مردم آمریکا حرف اول را در انتخاب رئیس‌جمهور بزنند. رأیی که مردم آمریکا می‌دهند، ارتباط مستقیمی با انتخاب رئیس‌جمهور ندارد، بلکه برای تعیین تکلیف مجمع انتخاب‌کنندگان است. در برخی ایالت‌های آمریکا، مجمع انتخاب‌کنندگان را نیز مردم انتخاب نمی‌کنند، بلکه نهادهای ایالتی مانند مجلس ایالتی، اعضای آن را «منصوب» می‌کنند.

همان‌طور که می‌دانید، هر ایالت آمریکا، دو نماینده در مجلس سنا و بسته به جمعیت ایالت، تعدادی نماینده در مجلس نمایندگان آمریکا دارد. مجموع نمایندگان هر ایالت در این دو مجلس، یعنی تعداد نمایندگان آن ایالت در «کنگره»، برابر با تعداد نمایندگان ایالت در مجمع انتخاب‌کنندگان نیز هست. اعضای مجمع انتخاب‌کنندگان معمولاً خود را وابسته به یک حزب می‌دانند و اگر با رأی مردم انتخاب شوند، به نامزد همان حزب رأی می‌دهند. البته این مسئله استثناهایی هم دارد؛ مباحثی مانند اختیار یا عدم اختیار اعضای مجمع در رأی به یک نامزد بر خلاف تعهدی که داده‌اند (انتخاب‌کننده‌های «خائن»)، قوانین متفاوت ایالتی یا حزبی درباره جریمه انتخاب‌کننده‌های خائن در هر ایالت، و موضوعاتی از این دست که از حوصله این بحث خارج است.

مردم آمریکا چگونه رئیس‌جمهور خود را انتخاب «نمی‌کنند»/ کجای انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا دموکراتیک است؟/
«آفریقایی‌-آمریکایی‌های حامی هــیلاری کلینتون»

جمعیت اعضای مجمع انتخاب‌کنندگان در کل ایالت‌های آمریکا در حال حاضر ۵۳۸ نفر است. نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری برای پیروزی در انتخابات باید دست‌کم ۲۷۰ رأی از ۵۳۸ رأی مجمع انتخاب‌کنندگان را کسب کنند. مسئله مهم این‌که همان‌طور که اشاره شد، اعضای مجمع انتخاب‌کنندگان تقریباً هیچ‌وقت به صورت شخصی به یکی از نامزدهای انتخابات رأی نمی‌دهند، بلکه صرفاً به صورت نمادین به نمایندگی از مردم، به نامزدی رأی می‌دهند که هم‌حزبی آن‌هاست. از طرف دیگر، به جز در ایالت‌های «مِین» و «نبراسکا»، در سایر ایالت‌های آمریکا هر نامزدی که در آن ایالت بیش‌ترین رأی مردمی را بیاورد، صاحب رأی همه اعضای مجمع انتخاب‌کنندگان از آن ایالت می‌شود.

کدام آمریکایی‌ها درون کشور خودشان حق رأی دادن در انتخابات

ریاست‌جمهوری را ندارند؟ – دانلود

اشکال انتخابات به روش مجمع انتخاب‌کنندگان چیست؟

در ظاهر امر، تمام اصول دموکراتیک در این نوع انتخابات رعایت شده است: هر ایالت بر اساس جمعیتی که دارد، یک تعداد نماینده تحت عنوان مجمع انتخاب‌کنندگان دارد، و آرای مردم به نامزد یک حزب، رأی مجمع انتخاب‌کنندگان را هم تعیین می‌کند. بنابراین هر نامزدی که در هر ایالت، بیش‌ترین رأی را بیاورد، صاحب آرای آن ایالت می‌شود. در عین حال، نکات کوچک، اما تعیین‌کننده‌ای در این میان هست که با استناد به قانون اساسی آمریکا، قاعده «هر نفر یک رأی» را به کلی نادیده می‌گیرد.

بزرگ‌ترین مشکل در نحوه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا این است که ممکن است آرای اکثریت مردم (نمایانگر «محبوبیت» یک نامزد)، رئیس‌جمهور را انتخاب نکند. این اتفاق در تاریخ آمریکا چهار بار رخ داده است. در حقیقت، آخرین رئیس‌جمهوری که در آمریکا با آرای اکثریت مردم انتخاب شد، جورج بوش پدر در سال ۱۹۸۸ بود.

مردم آمریکا چگونه رئیس‌جمهور خود را انتخاب «نمی‌کنند»/ کجای انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا دموکراتیک است؟/
قانون اساسی آمریکا انتخاب رئیس‌جمهور توسط
مجمع انتخاب‌کنندگان را دیکته می‌کند

به عنوان مثال، بیل کلینتون در سال‌های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۶ نتوانست حتی نیمی از آرای مردمی را از آن خود کند، چون در آن انتخابات، سه نامزد اصلی وجود داشت. جالب این‌که «اچ راس پروت» نامزد سوم، اگرچه توانست ۱۹٫۷ میلیون رأی مردمی در سال ۱۹۹۲ و ۸ میلیون رأی مردمی در سال ۱۹۹۶ را به خود اختصاص دهد، اما از آن‌جا که در هیچ ایالتی رأی اکثریت را به دست نیاورد، در هیچ‌یک از این انتخابات‌ها موفق به کسب حتی یک رأی از مجمع انتخاب‌کنندگان نشد. به این ترتیب، بیل کلینتون نتوانست رأی اکثریت مردم را به دست آورد، اما باز هم رئیس‌جمهور شد.

اشکال انتخابات به روش مجمع انتخاب‌کنندگان چیست؟

رأی یک نفر در «وایومینگ»، معادل چهار نفر در «کالیفرنیا»ست – دانلود

از سوی دیگر، «اندرو جکسون» اولین نامزدی بود که اگرچه در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۸۲۴ اکثریت آرای مردم را به دست آورد، اما از آن‌جا که نتوانست اکثریت آرای انتخاب‌کنندگان را به دست آورد، پیروز انتخابات نشد، بلکه پس از محاسبه آرای مجمع انتخاب‌کنندگان، با رأی مجلس نمایندگان، ریاست‌جمهوری را به «جان کوئینزی آدامز» نامزد دیگری واگذار کرد که اکثریت آرای مردم را هم به دست نیاورده بود. هم‌چنین در سال‌های ۱۸۷۶ و ۱۸۸۸، به ترتیب، «ساموئل تیلدن» به‌رغم کسب آرای اکثریت، مغلوب «روترفورد هیس»، و «گروور کلیولند»، مغلوب «بنجامین هریسون» شد.

آخرین مورد از این اتفاق، انتخابات جنجالی سال ۲۰۰۰ بود، زمانی که «ال گور» توانست رأی بیش‌تر مردم آمریکا را کسب کند، اما جورج بوش پسر از آن جایی که ۲۷۱ رأی مجمع انتخاب‌کنندگان (یک رأی بیش از اکثریت مورد نیاز) را به دست آورد، به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شد. نکته مشترک (اتفاقاً؟) در همه این موارد، انتخاب نامزد جمهوری‌خواه به ریاست‌جمهوری بر خلاف خواسته اکثریت مردم آمریکا بوده است. اما چگونه می‌شود که رأی اکثریت مردم آمریکا، تعیین‌کننده رئیس‌جمهور این کشور نباشد؟

چرا آمریکا به مجمع انتخاب‌کنندگان نیاز دارد؟ – بنیان‌گذاران آمریکا

می‌دانستند که دموکراسی مطلق، جواب نمی‌دهد – دانلود

یک حساب سرانگشتی

برای ساده‌تر شدن محاسبه، فرض کنیم که آمریکا تنها ۵ ایالت دارد (بزرگ‌ترین ایالت‌های آمریکا و صاحبان بیش‌ترین تعداد آرای انتخاب‌کنندگان): کالیفرنیا (حدود ۳۷ میلیون جمعیت، ۵۵ رأی)، تگزاس (حدود ۲۵ میلیون جمعیت، ۳۸ رأی)، نیویورک (حدود ۱۹٫۵ میلیون جمعیت، ۲۹ رأی)، فلوریدا (حدود ۱۹ میلیون جمعیت، ۲۹ رأی)، و ایلینویز (حدود ۱۳ میلیون جمعیت، ۲۰ رأی).

اکنون فرض کنیم که «نامزد شماره یک» بتواند در تنها دو ایالت کالیفرنیا و تگزاس، تعداد آرای مردمی معادل «نصف به علاوه یک» را کسب کند، یعنی حدود ۳۱٫۲ میلیون رأی مردمی. این تعداد آرای مردمی تضمین می‌کند که این نامزد، تمام آرای مجمع انتخاب‌کنندگان در این دو ایالت را از آن خود خواهد کرد، یعنی ۹۳ رأی. از سوی دیگر، فرض کنیم «نامزد شماره دو» بتواند تمام آرای مردمی سه ایالت دیگر، به علاوه «نصف منهای یک» رأی مردمی در کالیفرنیا و تگزاس را به دست آورد، یعنی بیش از ۸۲٫۲ میلیون رأی مردمی. این تعداد رأی مردمی، می‌تواند ۷۸ رأی در مجمع انتخاب‌کنندگان را برای «نامزد شماره دو» تضمین کند.

در این صورت، «نامزد شماره دو» که بیش از ۵۱ میلیون رأی مردمی، بیش‌تر کسب کرده است، به خاطر کسب ۱۵ رأی کم‌تر در مجمع انتخاب‌کنندگان (۷۸ نسبت به ۹۳)، باید نتیجه انتخابات را به «نامزد شماره یک» واگذار کند. این محاسبه اگرچه در ابتدا، خیلی غیرواقعی به نظر می‌آید، اما وقتی برخی آمار واقعی را بررسی کنید، به این نتیجه خواهید رسید که نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا بر اساس محاسباتی از همین دست، تعیین می‌شود.

«آیا رأی شما اهمیتی دارد؟» – توضیحات مختصر و مفید درباره

مجمع انتخاب‌کنندگان در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا – دانلود

در انتخابات سال ۱۸۲۴ آمریکا که در بالا به آن اشاره شد، جکسون توانسته بود در آرای مردمی با اختلاف حدود ۴۴ میلیون و ۳۰۰ هزار رأی از آدامز پیش بیفتد، اما نهایتاً نتوانست رئیس‌جمهور شود. در انتخابات سال ۲۰۰۰، اگرچه بیش از ۱۰۰ میلیون نفر (تقریباً یک سوم جمعیت) شرکت داشتند، اما ۷۹ درصد از آرای مردم یعنی حدود ۸۰ میلیون رأی، عملاً تأثیری در انتخاب رئیس‌جمهور این کشور نداشت. به همین ترتیب، در انتخابات سال ۲۰۰۸، اگر ۷۰ درصد از افرادی که پای صندوق‌های رأی رفتند، روز انتخابات در خانه خود روی مبل لَم می‌دادند و به سبک آمریکایی‌ها تلویزیونشان را تماشا می‌کردند، باز هم نتیجه انتخابات، تغییری نمی‌کرد. واقعیت این است که بنیان‌گذاران آمریکا هیچ اعتقادی به دموکراسی مطلق نداشتند و تمام تلاش خود را کردند تا به هر قیمتی که شده کشور نوپای خود را از «استبداد اکثریت» نجات دهند.

تا کنون انتقاداتبی‌شماری از سبک انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا شده است، اما این قانون هم مانند بسیاری از قوانین دیگر در آمریکا در مقابل انتقادات، خم به ابرو نمی‌آورد! بگذریم که یکی از انتقادات این است که برخی اعضای مجمع انتخاب‌کنندگان، دست‌کم روی کاغذ، می‌توانند به فردی رأی دهند که اکثریت آرا را در ایالتشان کسب نکرده است و این یعنی تصمیم شخصی یک نفر می‌تواند سرنوشت میلیون‌ها نفر را تعیین کند.

در قسمت بعدی این گزارش، به این مسئله می‌پردازیم که نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا که با این ساختار انتخاباتی به خوبی آشنا هستند، چگونه از آن به سود خود استفاده می‌کنند و در نتیجه، به صرف این‌که عضو یکی از دو حزب اصلی در آمریکا باشند، راهشان برای رسیدن به ریاست‌جمهوری، هموارتر از رقبای «مستقل»شان است.

گوگل و فیس‌بوک چگونه رئیس‌جمهور آمریکا را انتخاب می‌کنند

شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی از جمله فیس‌بوک و توئیتر و همین‌طور غول‌های جست‌وجوگر اینترنتی مانند گوگل، در تعیین نتیجه انتخابات امسال ریاست‌جمهوری آمریکا نقشی را ایفا خواهند کرد که از نظر وسعت، بی‌سابقه است. از یک طرف، گوگل با توجه به اطلاعات خصوصی‌ای که از هر کاربر در اختیار دارد، الگوریتم‌هایی را به کار می‌گیرد تا رأی‌دهندگان مردد را متقاعد کند به یک نامزد خاص رأی دهند. از طرف دیگر، فیس‌بوک با «دست‌کاری احساسات» کاربران خود، آن‌ها را به رأی دادن به یک نامزد خاص تشویق می‌کند. نامزدهای انتخابات آمریکا هم با اطلاع از این واقعیت‌ها، تمام تلاش خود را می‌کنند تا نهایت استفاده را از شبکه‌های اجتماعی ببرند. کلینتون پشت سر هم عکس‌های اینستاگرامی می‌گذارد و سندرز پیر هم بر دنیای رسانه‌های اجتماعی «پادشاهی» می‌کند. به نظر می‌رسد رابطه اولیه میان دنیای واقعی و فضای مجازی تغییر کرده و اکنون اینترنت است که دنیای واقعی را مدیریت می‌کند.

 

گوگل و فیس‌بوک چگونه رئیس‌جمهور آمریکا را انتخاب می‌کنند
کدام نامزدها بیش‌ترین دنبال‌کننده را در فضای مجازی دارند

در حالی که رقابت‌ها میان نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا گرم‌تر از هر زمان دیگری شده، تحقیقات نشان می‌دهد رسانه‌های اجتماعی و غول‌های جست‌وجوگر اینترنتی نظیر گوگل، می‌توانند در شکل‌دهی به افکار عمومی رأی‌دهندگان در قبال نامزدها تأثیرگذار باشند. این نفوذ گسترده می‌تواند نه تنها انتخابات در آمریکا، بلکه انتخابات در کشورهای سراسر جهان را تحت تأثیر قرار دهد.

 

اولین منبع خبری ۶۱ درصد از جوانان آمریکا، فیس‌بوک است – دانلود

تحقیقات نشان می‌دهد فناوری‌های دیجیتال جدید تأثیر عمیقی بر تصمیم‌گیری‌های مردم دارد، نه تنها تصمیم‌گیری درباره نوع خمیر دندانی که می‌خرند یا قهوه‌ای که می‌نوشند، بلکه تصمیم‌گیری‌هایی که می‌تواند کل جامعه آن‌ها را تحت تأثیر قرار بدهد، مانند انتخابات ریاست‌جمهوری . به این ترتیب، باید شک کرد که آیا انتخابات‌هایی که برگزار می‌شود، واقعاً آزاد و عادلانه است یا نهت‌های دنیا

مسلماً انتخابات در آمریکا کم‌تر شباهتی به یک پروسه دموکراتیک دارد. از ساختار ایالت‌محور انتخابات تا «مجمع‌های انتخاب‌کنندگان» تا این‌که هیلاری کلینتون برخی آرای خود در ایالت آیووا را صرفاً با «شیر یا خط» به دست آورد (و این‌که ظاهراً هیلاری کلینتون در این مسئله «بی‌اندازه» خوش‌شانس است)، همگی گواه این مطلب هستند که رأی سرتاسری مردم تنها یکی از چندین عاملی است که نتیجه انتخابات آمریکا را تعیین می‌کند. اما همین عامل هم به روش‌های مختلفی قابل «دست‌کاری» است. تبلیغات و دلارهای انتخاباتی همه این روش‌ها نیستند. روش نامحسوس اما بسیار مهم دیگری هم وجود دارد: دست‌کاری در فضای مجازی.

طی سال‌های اخیر نقش مهم شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جست‌وجوگر اینترنتی در تعیین نتیجه انتخابات آمریکا بیش‌تر مورد بررسی قرار گرفته است. تحقیقات در این‌باره بسیار نگران‌کننده است، چون نقش این فناوری‌های جدید به راحتی در افکار عمومی قابل‌تشخیص نیست، و بنابراین می‌توانند به راحتی نتیجه یک انتخابات را تغییر دهند، بدون آن‌که کسی متوجه شود.

گوگل و فیس‌بوک چگونه رئیس‌جمهور آمریکا را انتخاب می‌کنند
شوخی اینستاگرامی کلینتون با عنوان کتاب خاطراتش
«انتخاب‌های سخت»


«رابرت اپستین» روان‌شناس تحقیقی ارشد عضو مؤسسه تحقیقات رفتاری و فناوری آمریکا و سردبیر سابق مجله معتبر «روان‌شناسی امروز» درباره همین قدرت «نامرئی» شبکه‌های اجتماعیو جست‌وجوگرهای اینترنتی هشدار می‌دهد که اگر «گوگل در یک انتخابات، طرف‌دار یکی از نامزدها باشد، تأثیرش بر رأی‌دهندگان مردد، به راحتی می‌تواند نتیجه آن انتخابات را [به نفع نامزد مدنظرش] تعیین کند.» این در حالی است که تخمین زده می‌شود بیش از ۶۰ درصد از جمعیت آمریکا در حال حاضر اخبار خود را از طریق واسطه‌های دیجیتال مانند گوگل، فیس‌بوک و توئیتر دریافت می‌کنند.

تحقیقاتی که اپستین و تیم هم‌کارش انجام داده‌اند تأثیری را نشان داد که الگوریتم جست‌وجوی گوگل بر مخاطبان می‌گذارد و نام آن را «تأثیر دست‌کاری موتور جست‌وجوگر» گذاشته‌اند. نتیجه شگفت‌آوری که این تحقیق نشان داد این بود که گوگل اکنون می‌تواند نتیجه بیش از ۲۵ درصد از انتخابات‌های ملی را در جهان تغییر دهد، بدون آن‌که هیچ‌کس از این موضوع باخبر شود.

این تحقیقات نتایج دیگری هم داشت، از جمله این‌که رتبه‌بندی مغرضانه نتایج جست‌وجو توسط موتورهایی مانند گوگل می‌تواند افکار عمومی رأی‌دهندگان مردد را ۲۰ درصد یا حتی بیش‌تر تغییر دهد. البته این تغییر در همه گروه‌های جمعیتی یکسان نیست، بلکه در برخی از آن‌ها بسیار بیش‌تر است (تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که اخبار را بیش‌تر دنبال می‌کنند، احتمال فعالیت مدنی و سیاسی بیش‌تری دارند). هم‌چنین می‌تواند جهت‌دار بودن رتبه‌بندی نتایج جست‌وجو را به گونه‌ای پنهان کرد که مردم هیچ اطلاعی از این دست‌کاری‌ها پیدا نکنند.

البته تعیین نتیجه انتخابات‌های ملی، برای آمریکایی‌ها به هیچ عنوان پدیده جدیدی نیست. در یکی از نمونه‌های مشهوری که در این‌باره وجود دارد، «ادوارد برنیز» پدر علم «روابط عمومی» (بخوانید: پروپاگاندا)، با کمپانی آمریکایی «یونایتد فروت» و سازمان سیا هم‌کاری کرد تا افکار عمومی سراسر جهان را علیه «جاکوبو آربنز» رئیس‌جمهور وقت گواتمالا تحریک کند و زمینه را برای یک کودتای نظامی علیه او آماده نماید، کودتایی که سال ۱۹۵۴ انجام شد و دولت گواتمالا را سرنگون کرد 

شبکه‌های اجتماعی و انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا

برخی آمار نشان می‌دهد نقش شبکه‌های اجتماعی در تبلیغات انتخاباتی سال جاری در آمریکا بیش از هر زمان دیگری پررنگ است. در حالی که کل هزینه‌های تبلیغاتی در این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا ۱۱٫۴ میلیارد دلار برآورد می‌شود (۲۰ درصد بیش‌تر از دوره قبلی)، تخمین زده می‌شود که از یک میلیارد هزینه برای تبلیغات در رسانه‌های دیجیتال، بیش از نیمی از آن به شبکه‌های اجتماعی اختصاص داده شود.

اوباما را اولین رئیس‌جمهوری می‌دانند که در تبلیغات انتخاباتی توانست با موفقیت از رسانه‌های اجتماعی استفاده کند. کمپین «هرچه [می‌خواهید] از من بپرسید» او در شبکه اجتماعی محبوب «ردیت» (Reddit) به سرعت یکی از پربیننده‌ترین بخش‌های این شبکه شد. اوباما به این ترتیب، توانست رأی اقلیت‌ها و جوانانی را جمع کند که در هر دو دوره ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ برایش حیاتی بودند.

با توجه به این سابقه تعجبی ندارد که نامزدهای کنونی انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا از جمله هیلاری کلینتون حتی از شبکه‌هایی مانند اینستاگرام و «اسنپ‌چت» (Snapchat) هم استفاده می‌کنند تا جایی که کلینتون خبر نامزد شدنش را هم در اسنپ‌چت اعلام کرد.

البته کلینتون (بعد از ترامپ) به استفاده از شبکه‌های اجتماعی مشهور است، اما حتی «برنی سندرز» هم (که اگر انتخاب شود پیرترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا خواهد شد) به خوبی اهمیت شبکه‌های اجتماعی را درک و از آن‌ها استفاده می‌کند. ویدیوهای عجیب تبلیغاتیو حدود ۲٫۵ میلیون «دنبال‌کننده»ای که سندرز را در فضای مجازی دنبال می‌کنند، موجب شده تا نیویورک‌تایمز، این نامزد پیر را «پادشاه رسانه‌های اجتماعی» توصیف کند.

طبق تحقیقات در آمریکا هم نشان می‌دهد که ۴۱ درصد از جوانان بین سنین ۱۵ تا ۲۵ سال، در شکلی از بحث سیاسی شرکت داشته‌اند؛ خواه به اشتراک گذاشتن یک ویدیو از یک نامزد انتخابات یا نوشتن پیام توئیتری درباره اتفاقات جهان. این افراد نسبت به کاربرانی که در فعالیت‌های سیاسی حضور نداشته‌اند، احتمال بسیار بیش‌تری دارد که رأی بدهند. مطالعه مشابهی در انگلیس، یک سوم از جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله می‌گویند رسانه‌های اجتماعی (بعد از مناظره‌های تلویزیونی) بیش‌ترین تأثیر را روی رأی آن‌ها می‌گذارد.

هر چه به روز انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، مسلماً بودجه تبلیغاتی بیش‌تری هم برای رسانه‌های اجتماعی خرج خواهد شد تا اندازه‌ای که بیش از ۹ درصد از کل هزینه‌های تبلیغاتی نامزدها را به خود اختصاص دهد. در این میان، گوگل اگرچه تنها نیست، اما بیش‌ترین سهم را در تبلیغات نامزدها خواهد داشت. از لینک‌های تبلیغاتی که با هر جست‌وجو به کاربران نشان داده می‌شوند گرفته تا سرویس یوتیوب که به نظر «لی دان» مدیر تیم مدیریت کمپین‌های انتخاباتی گوگل، بهترین پلتفرمی است که می‌تواند ویدیوهای تبلیغاتی را بر اساس موقعیت جغرافیایی و زبان کاربران، به آن‌ها نشان دهد.

البته گوگل و همین‌طور فیس‌بوک روش‌های مخفیانه‌تری هم برای تأثیرگذاری روی نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا دارند که در ادامه به توضیح آن‌ها خواهیم پرداخت. نکته‌ای که نباید از آن غفلت کرد، نفوذی است که نهادهای مختلف جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا نظیر سیا بر شبکه‌های اجتماعی دارند و بنابراین یک چرخه باطل را تشکیل داده‌اند 

گوگل چگونه رأی شما را تغییر می‌دهد

تحقیقات اپستین نشان می‌دهد که امپراتوری‌های دیجیتال جدید اکنون می‌توانند «قدرت نرم» قرن بیستم را به گونه‌ای بسیار مؤثرتر پیاده کنند. این نسخه جدید از قدرت نرم خود را پشت مفاهیمی مانند «بهینه‌سازی موتور جست‌وجو» پنهان می‌کند. این یعنی اگر امپراتوری‌های سنتی باید برای تغییر نتایج انتخابات در یک کشور، قبل از آن‌که به سراغ گزینه «قدرت سخت» و مداخله نظامی بروند، به سازمان‌های مدنی و سیاسی متوسل می‌شدند، امپراتوری‌های دیجیتال جدید می‌توانند نتایج انتخابات را به طور مستقیم و البته مخفیانه تعیین کنند.

گوگل و فیس‌بوک چگونه رئیس‌جمهور آمریکا را انتخاب می‌کنند
جوک‌گویی «اریک اشمیت» مدیرعامل گوگل با هیلاری کلینتون

«اریک اشمیت» مدیرعامل گوگل در کتاب خود موسوم به «عصر دیجیتال جدید» که سال ۲۰۰۳ به چاپ رسید، اعتراف می‌کند که اینترنت «محدود به قوانین زمینی [و کشوری] نیست» و بنابراین نه تنها «بزرگ‌ترین فضای مدیریت‌نشده در دنیا»، بلکه «بزرگ‌ترین آزمایش شامل آنارشیسم در تاریخ» است.

وقتی شما عبارتی را در گوگل جست‌وجو می‌کنید، ظاهر امر این است که این موتور جست‌وجوگر، یک سری نتایج را به شما ارائه می‌دهد که به شکلی شفاف از محتواهای موجود در اینترنت به دست آمده‌اند و شما می‌توانید آزادانه روی هر کدام از آن‌ها که خواستید، کلیک کنید. با این حال، واقعیت این است که گوگل «آگاهانه» یک سری نتایجی را به شما ارائه می‌دهد که اتفاقاً کاملاً گزینش‌شده هستند. به این ترتیب، کاربران اینترنتی عملاً مجبور هستند از میان مجموعه‌ای محدود از گزینه‌هایی انتخاب کنند که گوگل قبلاً برای آن‌ها گزینش کرده است.

«نوام چامسکی» سال ۱۹۸۹ نوشته بود که در نظام‌های دموکراتیک، «توهمات ضروری» درباره آزادی «باید با استفاده از ابزارهای زیرکانه‌تر در ذهن عموم مردم نهادینه شود.» به نظر می‌رسد در دنیای امروز، یکی از این روش‌های زیرکانه، استفاده از فضای مجازی و به خصوص الگوریتم‌های پیچیده است.

هیلاری کلینتون رأی برخی «انتخاب‌کنندگان» را

بر اساس «شیر یا خط» به دست آورد – دانلود

بر کسی پوشیده نیست که مدیران در رأس غول‌های فناوری آمریکایی، ترجیح می‌دهند هیلاری کلینتون نامزد حزب دموکرات در انتخابات آینده رئیس‌جمهوری آمریکا شود. گوگل در حال حاضر دو شرکت دارد که به طرح‌ریزی استراتژی کمپین انتخاباتی کلینتون کمک می‌کنند: «گراوندورک» و «سیویس آنالتیکس». پشتیبانی گوگل از کلینتون آن‌قدر واضح بوده که «جولیان آسانژ» مؤسس ویکی‌لیکس، گوگل را «سلاح مخفی» کلینتون توصیف کرده است. اما آیا فقط گوگل است که حمایتش از یک نامزد خاص می‌تواند در نتیجه انتخابات آمریکا تأثیرگذار باشد؟

فیس‌بوک چگونه به شما می‌گوید به چه کسی رأی بدهید

هر روز، صدها میلیون نفر در جهان با میل و رغبت، اطلاعات شخصی خود، خانواده و دوستانشان را در شبکه‌های اجتماعی از جمله فیس‌بوک به اشتراک می‌گذارند. از سوی دیگر، وزارت دفاع آمریکا مطالعات گسترده‌ای انجام داده تا بفهمد که چگونه می‌تواند در میان کاربران این شبکه‌ها نفوذ کند. هم‌چنین فیس‌بوک در اقدامی بسیار بحث‌برانگیز تلاش کرده تا ببیند چگونه می‌تواند با ویژگی «خوراک خبری» (گزارشی که فیس‌بوک درباره فعالیت‌های سایر کاربران به یک کاربر می‌دهد)، احساسات کاربران را دست‌کاری کند.

این آزمایش فیس‌بوک آن‌قدر جنجالی شد که حتی «کلی جانسون» از بنیان‌گذاران سازمان «بلو استیت دیجیتال» که کمپین آنلاین باراک اوباما در انتخابات سال ۲۰۰۸ را ایجاد و مدیریت کرده بود، در صفحه توئیتر خود نوشت: «آزمایش «انتقال خشم» فیس‌بوک، وحشتناک است.» نتایج تحقیقات درباره توان تأثیرگذاری فضای مجازی بر احساسات و تصمیم‌های کاربران نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جست‌وجوگر به شکلی نامرئی و در مقیاسی فعالیت می‌کنند که از نظر اپستین «در تاریخ بشر، بی‌سابقه است.»

گوگل و فیس‌بوک چگونه رئیس‌جمهور آمریکا را انتخاب می‌کنند
«مارک زاکربرگ» مدیرعامل فیس‌بوک، از دنیای سیاست دور نیست

اما ماجرا چه بود؟ فیس‌بوک سال ۲۰۱۰ طی یک آزمایش از ۶۱ میلیون نفر از کاربران آمریکایی خود درخواست کرد تا در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در محل سکونت خود شرکت کنند. این شبکه اجتماعی لینکی را در اختیار کاربران خود گذاشته بود که پایگاه‌های رأی‌گیری نزدیک هر کاربر را به او نشان می‌داد. هم‌چنین دکمه‌ای تعبیه شده بود که هر کاربر پس از رأی داد، باید روی آن کلیک می‌کرد. به علاوه، هر کاربری می‌توانست تصاویر آن دسته از دوستانش را ببیند که در رأی‌گیری شرکت کرده بودند.

نتایج این آزمایش که محققان، آن را یک آزمایش «نفوذ اجتماعی و بسیج سیاسی» توصیف کردند، حیرت‌انگیز بود. محققان گفتند حدود ۳۴۰ هزار نفر «اضافه‌تر» صرفاً به خاطر همین کمپین فیس‌بوکی رأی خود را به صندوق انداختند. «جاناتان زیترین» مدیر «مرکز اینترنت و جامعه برکمن» در دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد، ضمن بررسی پیامدهای خطرناک تأثیر فیس‌بوک بر انتخابات‌های آمریکا و «مهندسی مدنی» جامعه، یک سناریوی خیالی را تصور کرده است:

تصور کنید طی یکی از انتخابات‌های آینده که به شدت رقابت در آن بالا گرفته، «مارک زاکربرگ» مدیرعامل فیس‌بوک، شخصاً یکی از نامزدهایی را می‌پسندد که شما نمی‌خواهید به او رأی بدهید. زاکربرگ ترتیبی می‌دهد تا خوراک خبری ده‌ها میلیون کاربر فیس‌بوک به آن‌ها بگوید در انتخابات شرکت کنند. با این حال، زاکربرگ که می‌داند «لایک»های فیس‌بوک می‌تواند نشانگر دیدگاه‌های سیاسی و وابستگی‌های حزبی کاربران باشد، صرفاً به کاربرانی اصرار می‌کند در رأی‌گیری شرکت کنند که پیش‌بینی می‌کند به نامزد مدنظر خودش رأی خواهند داد. به این ترتیب، نتیجه این انتخابات خیالی به راحتی قابل‌تغییر و دست‌کاری است.

برای کنترل دنیای واقعی، فضای مجازی را کنترل کنید

زیترین معتقد است برای آن‌که از دست‌کاری شبکه‌های اجتماعی در انتخابات‌ها جلوگیری شود، سازمان‌هایی که اطلاعات شخصی درباره تمایلات افراد در اختیار دارند، باید مقید به همان قوانینی شوند که وکلا و پزشکان وادار هستند وقتی اطلاعات حساس در مورد مشتریان و بیماران خود به دست می‌آورند، آن‌ها را رعایت کنند. به طور خاص، این کمپانی‌ها نباید اجازه داشته باشند از اطلاعاتی که دارند، برای رسیدن به مقاصد خارجی استفاده کنند. با این حال، آن‌چه امروز شاهد آن هستیم، نقطه مقابل این وضعیت است. در حال حاضر سود سرشاری که سازمان‌های فناوری مانند گوگل و فیس‌بوک به دست می‌آورند، اتفاقاً از تفسیر و حتی فروش اطلاعاتی است که از کاربرانی مانند ما در اختیار دارند.

«لارنس لسینگ» استاد حقوق دانشگاه هاروارد و یکی از نامزدهای حزب دموکرات که ماه نوامبر سال ۲۰۱۵ از رقابت با کلینتون و سندرز انصراف داد، در توضیح این روی‌کرد که «کُد، قانون است» توضیح می‌دهد که کد (به معنای صفر و یک‌های برنامه‌نویسی)، هم می‌تواند برای ایجاد یک دنیای دیجیتال به منظور حفاظت از ارزش‌هایی مورد استفاده قرار بگیرد که به اعتقاد ما، اساسی هستند، و هم می‌تواند این ارزش‌ها را به کل محو کند.

این مسئله از آن‌جایی مهم است که اینترنت قبلاً فضایی آزاد تلقی می‌شد که تهدید اصلی در آن، اتفاقاً مقررات دولتی و تجاوز به حریم خصوصی بود. این در حالی است که اکنون شرایط تغییر کرده است و امپراتوری‌های دیجیتال جدید مانند گوگل و فیس‌بوک اکنون می‌توانند نتایج یکی انتخابات واقعی را تعیین کنند. این یعنی دنیای مجازی اکنون می‌تواند به شکلی تعیین‌کننده، دنیای واقعی را مدیریت کند.

بر چسب ها

پیشنهاد سردبیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close