اقتصادیایرانسیاسیفرهنگی و اجتماعیویژهیادداشت

چرا باید شکرگزار بی‌کفایتی مسئولین باشیم؟ / جماعت کار خراب کن شانه خالی کن !

عذرخوانی کردن و پذیرش اشتباهات مدیریتی در فضای سیاسی ایران همواره امری سخت و پرحاشیه بوده است؛ شاید به این دلیل که وقتی کسی به اشتباه خود اقرار می‌کند مورد هجمه قرار می‌گیرد و جایگاه سیاسی او به خطر می افتد.

از طرفی بسیاری از شخصیت‌های سیاسی که با حمایت احزاب سازمان‌یافته به مَناسب وابسته‌به‌قدرت دست یافته‌اند، چنانچه بخواهند با مشی صادقانه رفتار کنند و اشتباهات خود را متواضعانه بپذیرند، از جانب احزاب سیاسی مورد فشار قرار می‌گیرند چراکه این جناح‌ها اعتبار و نفوذ خود را وابسته به عملکرد شخصیت‌های مذکور می‌دانند و عذخواخی کردن آنان را مهر تاییدی بر بی‌اعتبار شدن خود تلقی می‌کنند.

در هرحال نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که انسان ممکن‌الخطاست و ممکن است در طول زندگی دچار تصمیمات اشتباه شود، بدون شک شخصیت‌های سیاسی نیز از این قائده مستثنی نیستند اما اینکه حاضر به پذیرش اشتباهات خود نمی‌شوند مسئله ایست که باید زمینه‌های آن مورد بررسی قرار گیرد.

ناگفته نماند که رفتار همه شخصیت‌های سیاسی در برخورد با تصمیمات و اقدامات اشتباه یکسان نیست؛ رفتار مقام معظم رهبری در ماجرای سیاست کنترل جمعیت به خوبی گویای این واقعیت است؛ یکی از سیاست‌های کلی که در دهه ۷۰ به شکلی ناصحیح اجرا شد، سیاست کنترل جمعیت بود که طی سالهای بعد توسط کارشناسان مورد نقد قرار گرفت؛ هرچند که سیاست کنترل جمعیت با هم‌اندیشی بدنه مدیریتی کشور اتخاذ شده بود اما آیت الله خامنه‌ای به اشتباه بودن این سیاست اذعان داشتند و نقش خودشان در پیشبرد این سیاست اشتباه را هرگز انکار نکردند.

از آغاز دوره ریاست جمهوری حسن روحانی مشخص بود کشور در مسیری قرار گرفته است که مشی “مسئولیت‌گریزی” در بین مقامات دولتی پررنگ‌تر خواهد شد؛ انتساب همه مشکلات کشور به “دولت قبل” و مرتبط جلوه دادن کاستی‌های اقتصادی به “تحریم‌های بین‌المللی” مسیری بود که روحانی از آغاز فعالیت خود در پیش گرفت و با همین سیاست توانست بسیاری از کم‌کاری‌های دولت در حوزه‌های مختلف را توجیه نماید.

مقامات دولتی برای فرار از مسئولیت‌های قانونی خود عموماً به چند شکل عمل می‌کنند، مهم‌ترین تکنیک برای شانه خالی کردن از بار اشتباهات، مقصر کردن دیگران است. در دوره اول ریاست جمهوری حسن روحانی بیشترین کلیدواژه‌ای که از جانب مقامات سیاسی شنیده می‌شد “دولت قبل” بود، گویی دخل و تصرف احمدی‌نژاد در امورات جاری کشور از مقامات مستقر در کاخ ریاست جمهوری بیشتر بود.

روش دیگر سیاسیون برای فرار از بار مسئولیت و پذیرش اشتباهات مدیریتی، دستِ پیش گرفتن در برابر کاستی‌ها و ضعف‌های موجود است؛ روز گذشته محمود حجتی وزیر کشاورزی در پاسخ به سؤال مجری برنامه تلویزیونی «نگاه یک» در رابطه با گرانی افسارگسیخته قیمت گوشت ادعا کرد: «همین که چیزی برای عرضه هست، ولو با صف و گران، باید خدا را شاکر باشیم! اول باید خدا رو شکر کنیم که هست؛ باید بپذیریم در شرایط سختی داریم کشور را اداره می‌کنیم»

حجتی سعی دارد با ایجاد تصویری سیاه از شرایط موجود (در حوزه دام و طیور) سطح انتظارات مردم را تقلیل دهد تا جامعهٔ مصرف‌کننده به قیمت‌های نجومی قانع شود اما در مورد عوامل بوجودآورنده این شرایط حرفی به میان نمی‌آورد.

وزیر کشاورزی در بخش دیگری از سخنان خود که هیچ تناسبی با سخنان قبلی‌اش ندارد ادعا می‌کند: «امروز مواد غذایی به وفور در داخل کشور وجود دارد؛ جایی نیست که کسی برود، محصولی را بخواهد و به او بگویند تمام شده است»؛ ادعای وزیر کشاورزی مبنی بر “وفور مواد غذایی” در حالی مطرح می‌شود که طی روزها و هفته‌های گذشته انواع گوشت قرمز و سفید با نرخ‌هایی غیرمتعارف در بازار عرضه می‌شود و همان میزان عرضه نیز با محدودیت‌هایی همچون دریافت کد ملی از متقاضیان صورت می‌گیرد.

محمود حجتی اولین فردی نیست که مردم را در برابر اشتباهات خود به شکرگزاری توصیه می‌کند، پیش از این حسن روحانی نیز ضمن مثبت خواندن عملکرد دولت در زمینه “کنترل تورم” مردم را به شکرگزاری فراخوانده بود، همچنین معصومه ابتکار نیز اویل مهرماه با این استدلال که دولت تورم را ۵ سال به تعویق انداخته است از ناشکری مردم ابراز تعجب کرد!

همچنین محمدجواد ظریف در اظهارنظری قابل تأمل گفته بود: عده‌ای کم لطفی می‌کنند و می‌گویند برجام هیچ کاری نکرد، باید شرایط دوسال گذشته را با امروز مقایسه کنند. به لطف خدا و کمک شما ما شرایط امروز را از هرروز بهتر خواهیم کرد و می‌توانیم از اینکه دنیا در کنار ماست استفاده کنیم. برخی‌ها کفران نعمت کردند و یادشان نبود باید شکر نعمت کنند و امروز هم باید شکر نعمت کنیم.

در مجموع بنظر میرسد با گذشت ۴۰ سال از انقلاب اسلامی هنوز فرهنگ مسئولیت‌پذیری در عرصه سیاسی آنچنان که باید رشد نکرده است؛ پاسخگو نبودن مقامات دولتی نسبت به اقدامات اشتباه خود و تلاش آنان برای مقصر جلوه دادن عوامل بیرونی و جریانات غیرهمسو به خوبی نشانگر ضعف فرهنگی ما در عرصه سیاست است.

جماعت کار خراب‌کن، شانه خالی کن!

جالب اینجاست که همیشه هم از مردم و کشور و انقلاب طلبکار بوده و ژست اپوزیسیون نیز به خود می‌گیرند!
وزیر میلیاردی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی استعفا داده است و چند وقت است از حضور در جلسات هیات دولت سر باز می زند!
در اوج جنگ اقتصادی دشمنان ایران و در برهه ی افزایش مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم به دلیل سوءمدیریت و ناکارآمدی مسئولان غربزده و سازشکار، هر روز یک حاشیه سازی جدید و هزینه تراشی برای افکار عمومی نیز در حال شکل گیری است.
در تازه ترین نمونه از این دست، خبر استعفای قاضی زاده هاشمی وزیر میلیاردی بهداشت، رسانه ای شده است؛ استعفایی که علت آن با نحوه بودجه ریزی سال ۹۸ ارتباط دارد و بسیاری، آن را چماق وزیر معلوم الحال برای اخد بودجه درخواستی تحلیل کرده اند.
هرچه هست، حالا سریال استعفا (بخوانید فرار از پاسخگویی) از سوی این جماعت در حال تکرار است؛ سریالی که قسمت های نخست آن در دهه ۶۰ و ۷۰ آغاز شد و تا هم اکنون ادامه دارد.
یک روز در اوج جنگ تحمیلی نظامی، نخست وزیر وقت (میرحسین موسوی) اعلام استعفا نمود و بدون توجه به شرایط خاص آن دوره، تلاش کرد با این اقدام، امتیازات بیشتری کسب کند.
روز دیگر، محمد خاتمی که در مصدر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زده بود، به بهانه ی خواب و رویایی که دیده بود، از این جایگاه استعفا داد.
چند ماه قبل، عباس آخوندی که پرونده عملکرد حضور ۵٫۵ ساله اش در وزارت راه و شهرسازی مملو از اعتراض و انتقاد بود (شبیه سالهای وزارت قبل از این او) به جای پاسخگویی و قبول مسئولیت آنچه که مرتکب شده و آنچه که از اجرای آن شانه خالی کرده، استعفا داد.
این روزها هم نوبت به وزیر سرمایه دار دیگری رسیده است که پس از به شکست کشاندن طرح تحول سلامت و انداختن نظام اقتصادی کشور در چاهی که بدون پشتوانه برای طرح مذکور طراحی شده بود، به جای پاسخگویی، چماق استعفا را بلند کرده که یا پول بیشتری به مجموعه ی من اختصاص می دهید، و یا خداحافظ!
ظاهرا این روش، تبدیل به یک رویه برای این طیف شده است؛ کوتاهی، سوءمدیریت، غصب مسئولیت بدون داشتن صلاحیت های لازم، به چالش کشاندن نظام و انقلاب با رفتار دون شان مسئول جمهوری اسلامی، ناراضی تراشی مردمی به دلیل ناکارآمدی، اقدامات نابجای متعدد، و در نهایت با طلبکاری و گردن کلفتی: استعفا!
این مجموعه حداقل بیش از ۳۲ سال از ۴۰ سال پس از پیروزی انقلاب را در قبضه قدرت خود داشته اند و آنچه که امروز در عرصه کشور قابل مشاهده است، خروجی عملکرد آنان است. ۸ سال نخست وزیری میرحسین موسوی، ۸ سال دولت هاشمی رفسنجانی، ۸ سال دولت خاتمی، تاکنون ۶ سال دولت روحانی و نیز، سال های ابتدایی انقلاب و دولت بازرگان و…
جالب اینجاست که همیشه هم از مردم و کشور و انقلاب طلبکار بوده و ژست اپوزیسیون نیز به خود می گیرند!
آیا روزی نوبت به پاسخگویی این جریان، محاکمه و بازخواست آنان خواهد رسید یا همچنان با پروپاگاندای رسانه ای و کانال های تلگرامی و رسانه های مکتوب زنجیری و… اذهان عمومی را دچار تحریف و انحراف و فریب قرار می دهند و هر دوره، تحت نام و عنوانی جدید اما با همان مشی دهها ساله ی قبلی، باز هم گلوگاه های قدرت و ثروت را در چنبره ی خود قرار داده و از انقلاب و ملت سواری خواهند گرفت؟!
برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close