چرا پراختیارترین رئیس‌جمهور تاریخ کشور طلبکار است؟

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=7424

پراختیارترین رئیس‌جمهور تاریخ کشور طلبکار شد/ آقای روحانی! اختیار کافی داشتید اما…

جناب آقای روحانی سخن جنابعالی که آن را با قسم جلاله همراه کرده و می‌فرمودید؛ همه مشکلات راه‌حل دارد، سخن قابل قبولی است و حضرتعالی برای پیمودن این راه «اختیار لازم» را داشتید ولی با عرض پوزش این سؤال در میان است که آیا «توان لازم» را هم داشتید؟!

شنبه شب هفته جاری-۲۱ اردیبهشت ماه ۹۸- جناب آقای روحانی، در ضیافت افطاری که با حضور جمعی از فعالان سیاسی برگزار شده بود بی‌آنکه به مسئولیت‌های بر زمین مانده دولت برای مقابله با مشکلات موجود ‌اشاره کنند، علت اصلی مشکلات را در فقدان اختیارات رئیس‌جمهور دانسته و گفته‌اند:«وقتی از دولت سؤال و مطالبه‌ای می‌شود باید از طرف دیگر بررسی شود که دولت چه مقدار در حوزه‌های مورد سؤال دارای اختیار بوده است به طور مثال اگر در خصوص سیاست خارجی، فرهنگ و یا فضای مجازی از دولت سؤال و مطالبه‌ای می‌شود، باید ببینیم که دولت چقدر در این حوزه‌ها اختیار دارد. باید در حد توان و در حوزه اختیارات رئیس‌جمهور از دولت مطالبه داشت».

در این باره ‌اشاره به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد؛
۱- انتظار این بود- و هنوز هم هست- که آقای رئیس جمهور به جای کلی‌گویی، دقیقا می‌فرمودند که کدام اقدام را برای حل کدام مشکل انجام داده و یا در دست اقدام داشته‌اند که نبود اختیارات لازم مانع از انجام آن شده است؟! مثلا کدام لایحه را برای حل و فصل فلان مشکل موجود به مجلس ارائه داده و یا کدام تصمیم را اتخاذ کرده بودند که فقدان اختیارات کافی باعث توقف آن شده است؟! یافتن این موارد در کارنامه دولت کار دشواری نیست، بسم‌الله! حداقل چند نمونه از آن را برای افکار عمومی توضیح بدهید! مثلا برای مقابله با گرانی لجام گسیخته، تورم، بیکاری و … کدام گام را برداشته بودید؟!

۲- جناب روحانی در تمامی طول چهل سال گذشته یکی از مسئولان بلند‌پایه نظام بوده‌اند، بنابراین نمی‌توانند ادعا کنند که از ساز و کارهای قانونی جمهوری اسلامی ایران بی‌خبر بوده‌اند و سؤال این است که وقتی می‌دانستید رئیس‌جمهور- به قول خودتان-  برای انجام وظایفی که قانون اساسی بر عهده او گذارده است، اختیارات لازم و کافی ندارد! چرا برای تصدی پست ریاست جمهوری نامزد شدید؟!

۳-  باید از آقای رئیس‌جمهور پرسید که آیا این جملات را به خاطر دارید؟! مگر جنابعالی نبودید که در تبلیغات انتخاباتی خود می‌فرمودید: «والله‌العلی العظیم (قسم جلاله) اگر مشکلات این کشور که بسیار و بسیار و بسیار پیچیده است، راه‌حل نداشت کاندیدا نمی‌شدم. بدانید برادران و خواهران عزیز، همه آنهایی که کلید را تکان دادید،
واقعاً برای این قفل‌ها کلید وجود دارد»!

آن قسم جلاله با اظهارات شنبه شب شما که ریشه مشکلات را در نبود اختیارات کافی می‌دانید چگونه قابل جمع است؟!

۴- فرض محال که محال نیست؟ هست؟! حالا فرض می‌کنیم که جنابعالی با وجود چند دهه مسئولیت مطرح در جمهوری اسلامی و علی‌رغم قسم جلاله‌ای که یاد کرده بودید، بعد از حضور در جایگاه ریاست جمهوری، تازه متوجه شدید که رئیس‌جمهور برای حل مشکلات، اختیارات کافی ندارد! خب، چرا برای بار دوم هم نامزد شدید و باز هم برای حل مشکلات موجود همان وعده‌های غلیظ و پر رنگ را تکرار کردید؟!

جناب روحانی، رئیس‌جمهور محترم! همه آنچه به آن ‌اشاره شد و فقط مشتی از خروارها و ‌اندکی از بسیارهاست و به وضوح نشان می‌دهد که اظهارات حضرتعالی درباره نبود اختیارات کافی قابل قبول نیست و علت بر زمین ماندن وعده‌هایی که داده‌اید هرچه باشد فقدان اختیارات نیست! فقط نیم نگاهی به راهی که طی ۶ سال گذشته پیموده‌اید بیندازید. تقریباً تمامی پیش‌بینی‌های منتقدان دلسوز درباره سرانجام خسارت‌بار راهی که در پیش گرفته بودید به حقیقت پیوسته است ولی جنابعالی بسیاری از آن پیشنهادات را نه فقط نادیده گرفتید، بلکه پیشنهاد‌دهندگان را با انواع تهمت‌ها و اهانت‌ها نواختید! آیا غیراز این است؟!

جناب آقای روحانی سخن جنابعالی که آن را با قسم جلاله همراه کرده و می‌فرمودید؛ همه مشکلات راه‌حل دارد، سخن قابل قبولی است و حضرتعالی برای پیمودن این راه «اختیار لازم» را داشتید ولی با عرض پوزش این سؤال در میان است که آیا «توان لازم» را هم داشتید؟!

از قسم جلاله برای حل مشکلات کشور تا ادعای بی اختیاری دولت/ آقای روحانی، چه اختیاری می خواهید که نداشتید؟

پس از شش سال از آن روزی که حسن روحانی هنگام ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری در حضور رسانه ها و در برابر چشمان ملت قسم جلاله خورد که «اگر مشکلات این کشور راه‌حل نداشت من کاندیدا نمی‌شدم»، حالا روحانی زمزمه «بی‌اختیاری» سر می‌دهد و خود را از تمام ناکامی ها و شکست‌ها مبری معرفی می کند.
شنبه شب هفته جاری-۲۱ اردیبهشت ماه ۹۸- حسن روحانی، در ضیافت افطاری که با حضور جمعی از فعالان سیاسی برگزار شده بود، بی‌آنکه به مسئولیت‌های بر زمین مانده دولت برای مقابله با مشکلات موجود ‌اشاره کنند، علت اصلی مشکلات را در فقدان اختیارات رئیس‌جمهور دانست و طی اظهارتی گفت: «وقتی از دولت سوال و مطالبه‌ای می‌شود باید از طرف دیگر بررسی شود که دولت چه مقدار در حوزه‌های مورد سوال دارای اختیار بوده است؟»
البته این اولین باری نیست که بهانه‌ی «از ما انتظار نداشته باشید، کار دست ما نیست» از درون دولت شنیده می شود. پیش از این نیز عباس آخوندی در دانشگاه شیراز سخنان مشابه‌ای را بیان کرده بود. با این حال به نظر می رسد بیان چنین اظهاراتی به یک رویه ثابت تبدیل شده است که درست در موسوم پاسخ گویی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و دیگری را مقصر جلوه دهند. سخنانی که پاسخ به آن چندان پیچیده هم نیست. کافی است نگاهی به مسئولیت های دولت و اختیارات رییس جمهور بیاندازیم.
اما آن چه که این بهانه گیری‌ها را غیر باور می کند، بیان اظهارات از سوی کابینه مسن دولت یازدهم و دوازدهم است. چهره هایی که اکثرا قریب به چهل سال تجربه حضور در سیاست و مناصب مدیریتی داشته اند، قطعا بهتر از هر کسی از اختیارات و مسئولیت های دولت در ایران آگاه هستند و با علم به همین مساله در دو دولت حسن روحانی مسئولیت پذیرفته اند. این که به یک باره و درست زمانی که باید پاسخگوی عملکرد ضعیف خود باشند، بار تمام مسئولیت ها را بر دوش دیگری انداخته اند، چیزی جز آدرس غلط دادن به جامعه نیست.
اما برفرض محال که حسن روحانی بعد از حضور در جایگاه ریاست جمهوری با چنین محدودیت هایی آشنا شده باشد، چرا بار دیگر برای انتخابات سال ۹۶ وارد میدان شد و همان موقع نگفت انظارات خود را با اختیارات من تنظیم کنید؟
البته حسن روحانی اشاره نکرده است که چه مطالبه‌ای از دولت شده است که از دایره اختیارات رئیس جمهور خارج بوده است. اما آنچه که مشخص است، روحانی در تحقق وعده هایی داده است هم ناکام مانده است. اگر روحانی وعده هایی داده است که از اختیارات رئیس جمهور خارج بوده است، این رفتاری اسمی جز فریبکاری برای رای آوری نداشته است. روحانی گویی فراموش کرده است که وعده لغو تمام تحریم ها با برجام را داده بود و تاکید داشت که «تمام مسولیت مذاکرات با من است»؛ این که روحانی می گوید مطالبه از دولت در سیاست خارجی را با اختیارات رئیس جمهور بسنجید، چه معنی ای می تواند داشته باشد؟
اگر اقتصاد به‌عنوان مهم‌ترین مساله این روزهای کشور و نقطه‌ای که دولت نتوانسته به مطالبات عمومی پاسخ دهد را به‌عنوان مشت نمونه خروار در نظر بگیریم، همراهان دولت مدعی هستند که «اقتصاد ایران دست دولت نیست» و همچنین «برخی نهادهای غیردولتی و عمومی بیش از ۸۰ درصد اقتصاد ایران را در دست دارند». حامیان رسانه‌ای دولت حتی پیش‌تر به روحانی پیشنهاد کرده بودند با مردم سخن بگوید و توضیح دهد که تنها ۱۰ درصد اقتصاد کشور را در دست دارد و مابقی در اختیار دیگران است.
این درحالی است که طبق بودجه مصوب سال ۱۳۹۷، رقم کل بودجه کشور حدود ۱۲۰۰ هزار میلیارد تومان است که جدول مشهور به ۱۷ که موسسات خاص غیر دولتی را شامل می‌شود طبیعتاً سهمی از این بودجه دارند. گرچه جریان اصلاح‌طلب و حامیان دولت این نهاد ها را به دریافت بخش قابل توجهی از این بودجه متهم می‌کنند، اما همه ارگان‌های نظامی تحت عنوان نیروهای مسلح تنها حدود ۴ درصد از میزان بودجه هر سال را به خود اختصاص می‌دهند. علاوه بر این، باید به این نکته نیز اشاره شود که از ۱۲۰۰ هزار میلیارد تومان بودجه مصوب سال جاری، سهم نهاد ها و شرکت‌های زیر نظر و وابسته به دولت، بیش از ۸۰۰ هزار میلیارد تومان می‌باشد.
به عبارتی دیگر دو سوم از بودجه مصوب سال ۹۷ به تبعیت از سالهای گذشته، به حساب مجموعه های دولتی واریز می‌شود.
البته لازم به ذکر است که ۸۰۰ هزار میلیارد تنها مربوط به شرکت‌هایی است که بیش از ۵۰ درصد سهام آنها در اختیار دولت است و این رقم مجموعه هایی که سهم دولت از آنها از ۵۰ درصد کمتر است را شامل نمی‌شود.
 با این حال باید توجه داشت که روحانی در تمامی طول چهل سال گذشته یکی از مسئولان بلند‌پایه نظام بوده‌، بنابراین نمی‌تواند ادعا کند که از ساز و کارهای قانونی جمهوری اسلامی ایران بی‌خبر بوده و سؤال این است که وقتی می‌دانستید رئیس‌جمهور- به قول خودتان-  برای انجام وظایفی که قانون اساسی بر عهده او گذارده است، اختیارات لازم و کافی ندارد! چرا برای تصدی پست ریاست جمهوری نامزد شدید؟!
تأسف بزرگ‌تر این ماجرا و این مقصّرتراشی ناشیانه نیز این است که آقای روحانی چرا در ایام دو انتخابات ۹۲ و ۹۶ از چیزی به نام اختیاردار اعظم، دولت پنهان، بی‌اختیاری و یا حاکمیت یگانه! با مردم سخن نگفت؟
چرا در آن روزهای پرشور انتخاباتی می‌گفت من توانایی برداشتن تمام تحریم‌ها را دارم! اما امروز که نتوانسته و علیرغم گذر از خطوط قرمز نظام نیز در این وادی شکست خورده است؛ مدعی می‌شود مقصّر نیست و اختیار کافی نداشته است؟
به نظر می رسد بهتر باشد دولت با پذیرش اشتباهات در فرصت باقی مانده گام های جدی تری برای رفع این مشکلات بردارد. وگرنه با شانه خالی کردن از زیر مسئولیت، نه مشکلات کشور حل می شود و نه تاثیری در نگاه جامعه نسبت به کارنامه شش ساله دولت خواهد داشت.
برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close