اقتصادیایرانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

رد چرخ های «توسعه» هاشمی رفسنجانی بر پیکر زندگی مستضعفین جامعه!

«کامران غضنفری» نویسنده کتابهایی مانند «راز قطعنامه» (چرایی و چگونگی پایان جنگ)؛ «مداخلات» (مجموعه چهار جلدی روایتی مستند از جنایات آمریکا در ایران) و «پرونده هسته ای و ابعاد پیدا و پنهان آن» در جدیدترین تلاش پژوهشی خود، هاشمی رفسنجانی را موضوع کتاب خود قرار داده است. در ادامه مسائل مربوط به دولت سازندگی در این شماره، سیاستهای اقتصادی دولت سازندگی مورد بررسی قرار گرفته است.

 

سیاست اقتصادی دولت سازندگی

هاشمی رفسنجانی پس از شروع دوران ریاست جمهوری خویش، سیستم اقتصاد دولتی که میرحسین موسوی در دوران جنگ در پیش گرفته بود ـ و مورد حمایت هاشمی نیز بود ـ را به یک باره تبدیل به اقتصاد باز و لیبرالی نمود. مفهومی به نام “عدالت اجتماعی”، کم کم از فضای مناسبات حاکم بر دولت کنار رفت و جای خود را به مفهومی به نام “توسعه” داد. توسعه ای که برای دستیابی به آن، له شدن اقشار ضعیف، هیچ اشکالی نداشت!  در این سیستم، رانت خواری و ویژه خواری مسئولین دولتی و اطرافیان آنان، مباح شمرده می شد و آن را جزو لوازم توسعه محسوب می کردند. در چنین سیستمی طبعاً حضور نیروهای انقلابی و بسیجی تحمل نمی شد و ضمن حذف تدریجی آنان از صحنه مدیریت اقتصادی کشور، از عناصر تحصیل کرده در آمریکا و انگلیس که در برابر کشورهای غربی خودباخته بودند، استفاده می شد.

دکتر شهریار زرشناس، استاد دانشگاه، در این زمینه می گوید: «از سال ۱۳۶۸ به بعد تکنوکرات‌هایی که بینش آنها آشکارا چندان انقلابی نبود و دقیقاً در جستجوی مناسبات سرمایه‌داری بودند، روی کار آمدند و اقتصاد ایران را به صورت نئولیبرالی بازسازی کردند. واقعاً خدمت بزرگی به امپریالیسم کردند».۱

دکتر شهریار زرشناس، در برنامه تلویزیونی ثریا نیز اظهار داشت: «سال ۶۸ به بعد، این جریان نئولیبرال خودش را آشکار کرد و دولت سازندگی با محوریت نیروهایی که بعداً کارگزاران سازندگی نامیده شدند، یک رویکرد نئولیبرالی را رسماً بر اقتصاد ما حاکم کردند. .. همان تیم بروکراتی که در دوره مهندس موسوی در رأس قدرت حضور داشت و فقط شعار چپ می‌داد، دقیقا از ۶۸ به بعد، راست ترین رویکرد سرمایه داری را در این مملک اجرایی کرد. شعار دادند که باید مانور تجمل بدهیم، شعار دادند به سرمایه‌دار بد نگویید، اصطلاح”مستضعف” را به “آسیب پذیر” تغییر دادند و بار ارزشی آن را زدودند.

اگر شما روند حرکت را نگاه کنید متوجه خواهید شد تمام آیتم‌هایی که از سال ۶۸ به بعد رخ داد، با محوریت جریان فکری حزب کارگزاران سازندگی بود، حزبی که خودش می‌گوید لیبرال است! و اگر رجوع کنید، می‌بینید که یکی از افراد شاخص این حزب می‌گوید که ما لیبرال دموکرات مسلمان هستیم!  برنامه این حزب کاملاً سرمایه‌داری نئولیبرال است و باید بدانیم که نئولیبرالیزم، هارترین و بدترین صورت سرمایه داری است. باید بدانیم که با مدل نئولیبرالی، ما به عدالت نمی‌رسیم».۲

حمید رضا ترقی، نماینده سابق مجلس نیز در این باره اظهار می دارد: «مدل توسعه ای که آقای هاشمی دنبال می کند، در واقع همان مدل توسعه غربی است و در کل باید گفت که آقای هاشمی به مدل پیشرفتی که که مقام معظم رهبری بر آن تأکید دارد، اعتقادی ندارد. آقای هاشمی در دوران سازندگی هم توسعه را منهای عدالت دنبال می کرد و هیچ وقت از موضع خود با وجود تذکرات مکرر مقام معظم رهبری، برنگشت و همواره معتقد بود که وقتی همه جامعه به ثروت رسید، فقرا هم وضعیت بهتری پیدا خواهند کرد. بر همین اساس، دلیلی ندارد که توسعه را مبتنی بر عدالت دنبال کنیم. این در حالی است که وقتی توسعه منهای عدالت وجود داشته باشد، قطعاً این نوع نگاه با پیشرفت ایران اسلامی هیچ انطباقی ندارد. .. مجموعه کسانی که به آقای هاشمی مشورت می دهند و مورد اعتماد وی هستند هم طرفدار اقتصاد بازار آزادند و به لحاظ سیاسی هم این افراد پایبندی آنچنانی به حکومت دینی و استقرار نظام اسلامی بر مبنای اهداف قرآن ندارند.»۳

وی در جای دیگر می گوید: «من در سال ۷۵ نماینده بودم. چند بار از آقای نوربخش، رئیس کل بانک مرکزی، درخواست کردم که میزان بدهی دولت به سیستم بانکی را به ما اعلام کند اما اعلام نمی‌کردند. بالاخره با فشارهای زیادی پیگیری کردیم تا دولت این مبلغ را اعلام کرد. مجلس هیچ اطلاعی از مبلغ استقراضی که دولت از بانک کرده بود، نداشت و دولت خودش پول را از بانک برداشته و خرج کرده بود و در بودجه سالیانه برگشتش را اصلاً نمی‌آورد. یعنی همینطور بانک‌ها را خالی می‌کرد بدون اینکه به عنوان وام به سیستم برگرداند.

وقتی که گزارش نهایی را با فشار ناطق‌نوری از نوربخش گرفتیم، مشخص شد ۵۶ هزار میلیارد تومان فقط از سیستم بانکی استقراض کرده‌اند که اینها هیچ کدامش در بودجه و قانون نبود‌. دولت هم از منابع داخلی و هم از منابع خارجی استفاده کرد‌ه بود تا بتواند سیاست تعدیل را دنبال کند.

دولت هاشمی، مجلس را دور زد و کاملاً برنامه پنج‌ساله را کنار گذاشت و برنامه خودش را دنبال کرد. خیلی هم گوشش بدهکار نظرات مجلس و برخوردهای مجلس نبود. استدلال‌هایی هم می‌آورد که الان برنامه اول قابلیت اجرائی ندارد و ما باید از این روش استفاده کنیم. بر همین اساس نیز همه چیزهایی که در متن برنامه بود، با نگاه جدیدی براساس نگاه اقتصاد سرمایه‌داری منهای عدالت برخورد می‌شد و همین باعث شد این سیاست عوارض متعددی را پدید بیاورد و بتواند یک ظاهری بسیار پر زرق و برق از اقتصاد موفق را جلوه بدهد؛ اقتصادی که در باطنش مشکلات عدیده‌ای  برای آن دولت و دولت‌های بعدی به بار آورد». ۴

اباحه گری اقتصادی و مالی و وجود بی عدالتی و تبعیض در دولت سازندگی، کار را به آنجا کشاند که پیوند مستحکمی میان قدرت سیاسی و قدرت اقتصادی شکل گرفت و در میان مدیران دولتی و اطرافیان آنها، معضل ثروت های بادآورده و ویژه خواری پدید آمد و در حالی که عدالت یکی از آرمان های اصلی انقلاب اسلامی به شمار می آمد، دولت سازندگی در اثر اتکای خود به الگوی اقتصاد لیبرالیستی، توسعه و رشد اقتصادی را بر آن ترجیح داد. این وضعیت برای توده های مردم، به خصوص طبقات مستضعف و محروم، بسیار باورناپذیر و رنجش آور بود و سرانجام به پیدایش شکاف میان دولت سازندگی و مردم انجامید. شرایط اقتصادی خاصی که در اواخر دوره هاشمی بر اقشار مختلف تحمیل شد از قبیل تورم ۵۰ درصدی، باعث شد مردم به این نتیجه برسند که مدل اقتصادی هاشمی جواب نمی دهد، ریخت و پاش های مالی حداکثری اتفاق می افتد، شعار عدالت که انقلاب وعده آن را داده، اجرا نشده و عده ای دارند سوء استفاده های کلان می کنند. ۵

سیاست اقتصادی دولت در این سال ها ـ که سیاست تعدیل اقتصادی نامیده می شد ـ به سبب تولید نارضایتی اجتماعی عمیق در میان توده های مردم، عامل وقوع شورش های اجتماعی در پاره ای از نقاط کشور مانند قزوین، اسلامشهر و مشهد بوده است. ۶

در همین رابطه حسین فدایی، نماینده سابق مجلس، طی نامه سرگشاده ای خطاب به هاشمی، می نویسد: «حضرت‌عالی در دوران ریاست‌جمهوری خویش با در پیش گرفتن سیاستِ تعدیل اقتصادی، طی یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای در خط‌مشی، تغییر رویکردی آشکار دادید؛ به‌گونه‌ای که در خطبه‌های نماز جمعه که تا دیروز بر عدالت اجتماعی تأکید داشتید، ازآن‌پس مردم را به مانور رفاه و مصرف‌گرائی دعوت کردید و چه بسیار خیرخواهان و دوستان که شما را نصیحت کردند و گوش فرا ندادید. عده‌ای از نزدیکان شما با صراحت می‌گفتند که بستگان رئیس‌جمهور بایستی با بستگان رؤسای جمهور دنیا ارتباط و حشرونشر داشته باشند؛ و قطعاً برای اینکه کم نیاورند، روی آوردن به زندگی و مشرب اشرافی و گذراندن اوقات فراغت و تفریحات در اروپا و جزایر تفریحی و… امری طبیعی است. و یا اظهار می‌داشتند که در دنیا برای اجرای سیاست تعدیل اقتصادی، دولت‌ها با معترضین برخورد می‌کنند و کشتن آن‌ها هزینه‌ای است که برای تعدیل اقتصادی و اصلاحات اقتصادی غربی باید پرداخت تا کشور شکوفا شود! وقتی هم در رابطه با فساد و ریخت و پاشهای مدیریتی هشدار داده می شد، می-گفتید وقتی قطار توسعه اقتصادی و سازندگی حرکت می کند، ۵ تا ۱۰درصد ریخت و پاش امری طبیعی است». ۷

از آنجا که هاشمی از ابتدای انقلاب، شمال شهر نشین شد و با ماشین ضد گلوله و محافظین مسلح تردد می کرد، رابطه اش با توده مردم قطع شد و از وضعیت آنان نیز بی خبر ماند و فقط از طریق اخباری که از اطرافیان مرفه مانند خودش دریافت می کرد، اوضاع کشور را رصد می کرد. محمدحسین صفار هرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، طی مصاحبه ای در مورد بی خبری هاشمی از وضع اقشار ضعیف جامعه، اظهار داشت: «حضرت آقا، اوایل سال ۷۰ به آقای هاشمی گفته بودند که زندگی مردم دارد خیلی سخت می شود و گرانی ها طاقت مردم را بریده است. من با ادامه سیاست هایی که منجر به فقیرتر شدن مردم می شود، موافق نیستم. آقای هاشمی گفته بودند یک عده ای می آیند جوسازی می کنند و این چیزها را به شما می گویند، شما قبول نکنید! این طورها نیست، وضع مردم خوب است! آقا گفته بودند این چیزی که می گویم، از اینجا است که خانواده خودم برای خرید می روند و یافته های خودمان است. این طور نیست که کسی برای ما خبر آورده باشد».۸

مسئولان اقتصادی دولت هاشمی که تحصیل کردگان دانشگاه های آمریکا و انگلیس بودند، اراده ای جز اجرای دستورالعمل های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول نداشتند. الیاس نادران نماینده سابق مجلس، در یک برنامه تلویزیونی در مورد پیروی سیاست های اقتصادی هاشمی از دستورالعمل های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، اظهار داشت: «سیاست تعدیل، منطبق بود بر سیاست های بانک جهانی و توصیه های صندوق بین المللی پول، که بر اساس سه اصل آزادسازی قیمت ها، خصوصی سازی، و آزادسازی بازار ارز، مبتنی بود. این ها سه توصیه اساسی بود تا سیاست تعدیل اقتصادی شکل بگیرد».۹

احمد توکلی نماینده سابق مجلس نیز در همین زمینه در مصاحبه ای اظهار می دارد: «به نظر من آقای هاشمی در دوره اول دولت شان خیلی کج رفتند و با قبول مدل و الگوی تعدیل صندوق بین المللی پول، اقتصاد را به راه کجی وارد کردند».۱۰

دکتر نوربخش، وزیر اقتصاد دولت سازندگی و کسی که بعدها در زمان همان دولت ریاست بانک مرکزی را عهده دار شد، به کمبود منابع ناشی از سیاست گذاری های نادرست اشاره می کند و می گوید: «این منابع با کمبود مواجه شده بود و ما با مشکل نقدینگی رو به رو بودیم. آن زمان مرتباً پیشنهادهایی می شد مبنی بر این که یک سری قصد دارند وام های بلند مدت به ما بدهند و این یک خوش باوری ایجاد کرده بود که می توان مشکل کمبود نقدینگی را با وام های پنج ساله ای که خواهیم گرفت، حل کنیم. این هم برمی گشت به کم تجربگی ما و غافل از این که هیچ گاه کسی چنین وامی را در اختیار ما نمی گذارد. چراکه نحوه ورود به بازار سرمایه، الگوی خاص خودش را دارد».۱۱

حاج احمد خمینی، فرزند امام خمینی، در مهر سال ۱۳۷۳ با انتقاد از وضعیت اقتصادی کشور که نتیجه سیاست های غرب گرایانه هاشمی بود، می گوید: «ما نباید تابع سیاست های اقتصادی درهای باز غرب باشیم. .. وقتی سرمایه داران تحت لوای بخش خصوصی، به تخریب اقتصادی مشغول هستند؛ هر روز سنگی در مقابل توان اقتصادی مردم مظلوم و مستضعف انداخته اند، یک عده سرمایه دار زالوصفت به این بهانه که اقتصاد دولتی مضر است، به حال خود رها شده و به جان این ملت افتاده اند. اگر با سرمایه داران، همانند منافقین برخورد می کردیم، اوضاع کشور به این صورت در نمی آمد».۱۲

به این ترتیب، سیاست اقتصادی دولت موسوم به سازندگی، منجر به افزایش شکاف طبقاتی میان اقشار ضعیف جامعه با اقشار مرفه گردید و علیرغم فعالیت های گسترده اقتصادی، نارضایتی های وسیعی را در جامعه ایجاد کرد.

ادامه دارد…

پی نوشت ها

  1. رجا نیوز. ۲۷ تیر ۱۳۹۵
  2. سایت مشرق. ۱۷ خرداد ۱۳۹۵
  3. هفته نامه پنجره. ۲۷ شهریور ۱۳۹۵٫ ص ۱۶
  4. خبرگزاری تسنیم. ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
  5. پژوهشی پیرامون تاریخ تحلیلی ـ انتقادی جریان اصلاح طلبی در جمهوری اسلامی ایران. ص ۴۰
  6. همان. ص ۴۰
  7. خبرگزاری فارس. ۶ دی ۱۳۹۴
  8. سایت رجانیوز. ۱۰ دی ۱۳۹۲
  9. روزنامه کیهان. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲
  10. سیدمرتضی فاطمی. عبدالمطهر محمدخانی. “او را به دینداری می شناسند…”. هفته نامه پنجره. ۳۱ فروردین ۱۳۹۲٫ ص ۲۸
  11. “اعتراف یاران هاشمی در خصوص اقتصاد دولت سازندگی”. نشریه اصول گرا. اسفند ۹۱ و فروردین ۱۳۹۲٫ ص۸
  12. روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت الله سید علی خامنه ای. ص ۵۴۸
برچسب ها
مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close