ایرانجهانسیاسیصفحه اصلیفرهنگی و اجتماعیگزارشویژه

سلبریتی های بیسواد و حمایت از جنایت کاران کومله / یک عدد فعال مدنی با سلاح کلاش و اسلحه کمری و نارنجک! + عکس و فیلم

نام «کومله» را باید مترادف با «داعش» دانست؛ گروهکی تجزیه‌طلب و ضدایرانی که اعضایش در آدم‌کشی و جنایتکاری چیزی کمتر از داعشی‌ها نداشته و ندارند. اعضای این گروهک در مقطعی بویژه در دهه ۶۰ وحشیانه‌ترین جنایات را علیه مردم شمالغرب کشور مرتکب می‌شدند از سربریدن تا شمع آجین کردن و سوزاندن.

بقایای این گروهک نیز در سال‌های اخیر با تامین مالی سرویس‌های بیگانه و برخی دول مرتجع منطقه، تلاش‌های مذبوحانه‌ای را برای ترتیب دادن جنایات کور در کشور انجام دادند که با ضرب شست مقتدرانه پاسداران سلحشور ایران اسلامی مواجه شدند.

مرثیه‌سرایی برای یک تروریست!
در هفته‌های اخیر، جریان رسانه‌ای و فعالان مجازی ضدانقلاب، بواسطه حکم قانونی صادره برای یک محکوم امنیتیِ عضو گروهک تروریستی و تجزیه‌طلب کومله، به فضاسازی پرداخته و به شیوه معمول، برای یک عنصر تروریستی مرثیه سرایی کردند.

رامین حسین‌پناهی، همان عنصر تروریستی است که رسانه‌ها و فعالان مجازی ضدانقلاب بنا بر شیوه معمول خود در «جلاد ستایی» به تطهیر و غسل تعمید وی پرداختند و سعی کردند با حربه مظلوم‌نمایی، این عنصر تروریستی را یک فرد مورد ظلم واقع شده جا بزنند.

همصدایی با ضدانقلاب خارج نشین با #هشتگ‌زنی برای یک عنصر تروریستی
نکته قابل تامل آنکه برخی فعالان مجازی در داخل نیز با عناصر ضدانقلاب خارج‌نشین همصدا شدند و در صفحات اجتماعی‌شان بدون کوچکترین تحقیقی و کسب اطلاعی از گذشته و اقدامات انجام گرفته توسط رامین حسین‌پناهی، با اقداماتی همچون #هشتگ‌زنی شروع به تبلیغ این گزاره کردند که این فرد بیگناه است!

یک عدد فعال مدنی با سلاح کلاش و اسلحه کمری و نارنجک!

اقدامی که تازگی ندارد و به نظر کاملا هماهنگ شده به نظر می رسد، به طوری که دستوری از جایی صادر می شود و به قول خودشتان طوفان توییتری به راه می اندازند  که در این میان برخی به اصلاح فعالان داخلی که تلاش می کنند روی هر ترندی موج سواری کنند و خودی نشان دهند و چند فالوور جذب کنند نیز کاملا هماهنگ عمل کردند.

یک عدد فعال مدنی با سلاح کلاش و اسلحه کمری و نارنجک!

بررسی‌های ساده، جریان مشکوک و به اصطلاح مزدوران توییتری را ثابت می کند و موارد زیادی تاکنون مشاهده شده است، بویژه در رابطه اعضای گروهک های تروریستی و با هدف مشوش کردن فضا جهت دیده نشدن موضوع اصلی. برای مثال در آخرین مورد، محاکمه عامل شهادت سه مامور نیروی انتظامی در اغتشاشات خیابان پاسداران در سال گذشته بود، در حالی که این فرد در انظار عمومی و به روش داعشی ها سه مامور نیروی انتظامی را با اتوبوس زیر گرفته و به شهادت رسانده بود، باز هم تعدادی از همین صنف افراد در فضای مجازی به طرفداری از این تروریست پرداخته و ماجرا را به گونه ای دیگر نشان می دادند.

یک عدد فعال مدنی با سلاح کلاش و اسلحه کمری و نارنجک!

نمونه و شاهد زنده از اینگونه اقدامات عناصر تابلودار فضای مجازی برای حمایت از تروریست‌های گماشته شده را می‌توان در مورد تروریست معدوم شهرام احمدی نیز مشاهده کرد در جایی که همه عناصر حمایتی با حضور در فضای مجازی برای آزادی‌اش هشتگ می‌زدند و فریاد آزادش کنید سر می‌دادند اما زمانی که اصل اقدامات وی روشن شد و پرده افتاد دیگر صدایی از کسی در نمی‎آمد.

انتشار تصاویر فرد محکوم‌شده با سلاح
رسانه‌های ضدانقلاب و برخی فعالان فضای مجازی در داخل با پروژه نخ‌نمایِ بیگناه جلوه دادن یک عنصر تروریستی در حال مسموم کردن فضا و جنجال‌آفرینی بودند که تصاویر رامین حسین‌پناهی عضو گروهک تروریستی کومله در حالیکه مجهز به سلاح کلاشینکف بود، منتشر شد. تصاویری که ثابت می‌کرد این فرد از عناصر گروهک تروریستی کومله بوده و برای مقاصد شوم و ضدامنیتی این گروهک تجزیه‌طلب فعالیت می‌کرده است.

اطلاعیه دادگستری کردستان
دادگستری استان کردستان نیز در اطلاعیه‌ای پیرامون حکم صادره برای رامین حسین‌پناهی، با اشاره به حربه دشمنان نظام اسلامی در استفاده از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی جهت پیشبرد مقاصد شوم خود و انجام اقدامات خرابکارانه و تروریستی در پوشش فعالیت‌های مدنی و به ظاهر حقوق‌بشری، اعلام کرد که «بر اساس مدارک مستند رامین حسین‌پناهی سال‌ها قبل از دستگیری تحت تاثیر برادرانش که عضو گروهک تروریستی کومله می‌باشند جذب این گروهک شده و برای آن‌ها در داخل کشور فعالیت‌هایی داشته است. ایشان در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ بصورت غیر قانونی از کشور خارج و به این گروه می‌پیوندد و پس از گذراندن دوره‌های ضد امنیتی در قالب یک تیم نظامی برای انجام اقدامات تروریستی و ترور شهروندان در تیر ماه ۱۳۹۶ به داخل کشور اعزام که در درگیری با نیرو‌های نظامی سه نفر از عناصر نظامی گروهک کشته و ایشان نیز دستگیر می‌شوند».

یک عدد فعال مدنی با سلاح کلاش و اسلحه کمری و نارنجک!
* عکس بالا را خبرگزاری کردپرس از رامین حسین پناهی در ۱۳ اردیبهشت ۹۷ منتشر کرده است

در ادامه اطلاعیه دادگستری استان کردستان که پاسخی بود به رواج شایعات و اخبار کذب در فضای مجازی تحت عنوان فعال مدنی بودن رامین حسین پناهی! آمده بود: «هنگام دستگیری وی مسلح به سلاح کلاش، اسلحه کمری و نارنجک بوده است در تحقیقات اقرار به ورود مسلحانه و درگیری با مامورین نموده و نهایتا در یک فرایند دادرسی عادلانه به اتهام بغی و با مداخله وکیل، محاکمه و به استناد مواد ۲۸۷ و مفهوم مخالف ۲۸۸ و ماده ۲۱۱ و تبصره آن از قانون مجازات اسلامی به اعدام محکوم، حکم صارده پس از فرجام خواهی در دیوان عالی کشور ابرام می‌گردد».

فعال مدنی با سلاح کلاش؟!
حال رسانه‌های ضدانقلاب و فعالان فضای مجازی که برای رامین حسین پناهی از اعضای گروهک تروریستی کومله، سینه چاک می‌کردند باید توضیح دهند که در کجای دنیا یک فعال مدنی با خود سلاح کلاش، اسلحه کمری و نارنجک حمل می‌کند؟!

البته تکلیف رسانه‌های ضدانقلاب روشن است؛ کارکرد تعریف‌شده برای آن‌ها مبادرت به انجام هرگونه اقدامی برای هجمه به ایران اسلامی است و آن‌ها در این مسیر از ادرس غلط دادن در مورد یک عنصر تروریستی ابا و اکراهی ندارند؛ اما آن دسته از فعالان فضای مجازی در داخل که با ضدانقلابِ خارج‌نشین در «فعال مدنی جا زدن» یک عضو گروهک تروریستی کومله همصدا شدند، باید پاسخ دهند که چرا با مسجل شدن تروریست بودن این فرد بواسطه انتشار تصاویرش با انواع و اقسام تسلیحات، ساکت شده‌اند؟ این افراد تا کی می‌خواهند برای خودنمایی و شوآف، عناصر متوحش و تروریست را که در ضربه زدن به مردم ایران مصمم هستند، تطهیر کنند و با هشتگ‌زنی برای آن‌ها تبلیغ کنند؟!

قطعا پذیرفتنی نیست، عده‌ای با پخش شایعات و مطالب خلاف واقع و تحریف شده، موضوعی کذب و جعلی را به بخشی از بدنه افکار عمومی تزریق کنند، اما پس از روشنگری مستدل دستگاه‌های قانونی و ذیصلاح پیرامون واقعیت ماجرا، زبان به دهان بگیرند و اشتباه خود را تصحیح نکند! این اقدام از سوی هر فردی اعم از روزنامه نگار، فعال سیاسی، ورزشکار، بازیگر و … صورت گیرد قطعا اقدامی مغایر با منافع مردم خواهد بود.

ماجرای سارو قهرمانی؛ از حمل اسلحه تا عضویت در گروهک تروریستی

به‌تازگی خبر کشته‌شدن فردی به‌نام سارو قهرمانی منتشر شده و عده‌ای مدعی‌اند که وی در جریان اعتراضات اخیر کشته شده؛ اما به‌راستی او کیست و واقعیتش چیست؟

 پس از پایان یافتن اغتشاشات اخیر در هفته‌های گذشته، نحوه کشته‌شدن‌ و هویت فردی در سنندج در اثنای این اغتشاشات به مسئله برخی رسانه‌های بیگانه تبدیل شد و درباره آن حواشی به‌وجود آوردند.

رسانه‌‌های بیگانه در این زمینه مدعی شدند که “سارو قهرمانی” شهروندی است که در حین اغتشاشات شهر سنندج بازداشت و پس از چند روز، جنازه وی که در آن آثار ضرب‌وشتم وجود داشته، به خانواده‌اش تحویل داده شده است. این رسانه‌ها همچنین ادعا کردند که “سارو قهرمانی” پیشتر به‌دلیل “هواداری از احزاب کُرد” بازداشت شده بود.

همزمان با تلاش رسانه‌های خارجی برای جعل هویت و نحوه کشته‌شدن این فرد، برخی در داخل کشور نیز که سابقه محکومیت امنیتی و هواداری از فتنه ۸۸ را دارند، به حمایت از  “سارو قهرمانی” پرداخته تا جایی که او را “شهید” و در تعبیر دیگر او را “کارگر ساده رستوران”، “پیک موتوری” و “آرام و محجوب” نامیدند.


مهدی محمودیان فعال اصلاح‌طلب و از محکومان امنیتی فتنه ۸۸، سارو قهرمانی عضو گروهک کومله را “شهید” خطاب کرد


بهاره رهنما، هنرپیشه می‌گوید سارو قهرمانی آرام و محجوب بوده و مدتی در رستورانش پیک موتوری بوده است

اما سؤال اینجاست که؛ “سارو قهرمانی” کیست؟ آیا او به‌خاطر اغتشاشات اخیر بازداشت و پس از شکنجه‌شدن، کشته شده است؟ آیا او صرفاً یک شهروندی معمولی یا کارگر ساده رستوران یک هنرپیشه بوده، واقعیت ماجرا چیست؟

  • ** سارو قهرمانی کیست؟

سارو قهرمانی متولد ۱۳۷۲  بوده که به‌دلیل ارتباط داشتن با گروهک‌ تروریستی کومله و تلاش برای ترور یک فرد در سال ۹۱ توسط دستگاه‌های امنیتی بازداشت و طی مراحل قضایی به تحمل ۵ سال حبس محکوم می‌شود اما به‌دلیل رأفت اسلامی پس از گذراندن ۲ سال از زندان آزاد می‌شود. آن‌طور که پدر “سارو” اعلام کرده، وی پس از آزادی دوباره به گروهک کومله پیوسته و اندکی بعد هم توسط همین گروهک به سلاح تجهیز شده است.

از سویی فرماندار سنندج درباره سوابق بزهکاری “قهرمانی” می‌گوید: “وی دارای سوابق متعدد از جمله تهدید و ارعاب شهروندان و حمل سلاح غیرمجاز بوده است”.

فیلم: پدر سارو قهرمانی از عضویت پسرش در گروهک تروریستی کومله می‌گوید

به‌گفته این مقام دولتی کشته شدن سارو قهرمانی در ناآرامی‌های اخیر، صحت ندارد، بلکه وی روز ۴ دی ماه در یک پارکینگ‌ شهر سنندج اقدام به تهدید مسلحانه یکی از شهروندان می‌کند و دقایقی بعد از محل متواری می‌شود که در این ارتباط فرد تهدیدشده از او نزد پلیس شکایت کرده و نهایتاً سارو قهرمانی وقتی به‌همراه یکی از مرتبطین خود تحت تعقیب مأموران قرار می‌گیرد، بدون توجه به فرمان ایست مأموران سعی به فرار کرده و سپس به‌سمت مأموران تیراندازی می‌کند ولی در جریان درگیری با مأموران، کشته می‌شود که مستندات آن نیز وجود دارد.

پیش از این نیز، در یک مورد مشابه، برخی اکانت‌های مخالف جمهوری اسلامی در فضای مجازی، یک عامل سرویس‌های بیگانه را که همسرش نیز عضو رسمی گروهک تروریستی پژاک بوده در اقدامی عجیب، زندانی امنیتی معرفی کرده توانستند هشتگی درباره وی را به ترند جهانی تبدیل کنند.

به‌تازگی تصاویری به دست خبرنگار تسنیم رسیده که نشان می‌دهد سارو قهرمانی مسلح بوده و با خودروهایی که آرم گروهک تروریستی کومله روی آن حک شده، عکس یادگاری گرفته است.

در ذیل چند تصویر از سارو قهرمانی با حمل سلاح را مشاهده کنید:

گوشه ای از جنایات کومله/ داعشی بودند زمانی که داعشی نبود

گوشه ای از جنایات کومله/ داعشی بودند زمانی که داعشی نبوددر سال ۱۳۵۷، سه گروه چپگرا در هم ادغام شدند و کومله (سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران) را بنیانگذاری کردند.
کومله (در کردی: کومه‌له = انجمن و گروه) سازمانی چپگرا در کردستان ایران است.این سازمان از مخالفان جمهوری اسلامی است و پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران با نیروهای جمهوری اسلامی وارد مبارزه مسلحانه شد.
سه جریان زیر با نام کومله درکردستان ایران  فعالیت می‌کردند:
کومله – سازمان کردستان حزب کمونیست ایران – دبیرکل ابراهیم علیزاده
کومله – حزب کومه له کردستان ایران – دبیرکل عبدالله مهتدی
کومله – سازمان زحمتکشان کردستان – دبیرکل عمر ایلخانی زاده
با به جریان افتادن انقلاب اسلامی ایران به وجود آمدن خلاء قدرت و امنیت در مرزهای سیاسی ایران زمین و خصوصا مناطق کردنشین ایران،گروهک مزدور و تروریست کومله باایدئولوژی مائوئیستی درکردستان ایران به مقابله باحکومت مردمی ایران برخاستند و دست به جنایات زیادی زدند.این گروهک بامشی تروریستی-مسلحانه وباداشتن حامیان بیگانه اعم ازقدرتهای بین المللی دردورانی که دولت کامل مستقرنشده بودمقابله باجمهوری اسلامی را آغازکردند.پایگاه گیری،پاسگاه گیری،تصرف وغارت ادارت دولتی ازجمله اقداماتی برای اعلام موجودیت این گروه دست نشانده آمریکا بود . نهابه ترورمردمی که به مخالفت باآنان برمی خاستند، اقدام میکردند.با آغازجنگ تحمیلی، کومله به همکاری به رژیم عراق پرداخت وبه لحاظ اطلاعاتی وعملیاتی به یاری آنان برآمد.بعدازفروپاشی نظام کمونیست، کومله بر آن شدند ازکمونیسم به سوسیال دمکراسی تغییر کند.
اسناد به دست آمده از این سازمان پس از آزادسازی سنندج نشان می دهد،کومله مردم بیگناه را به اتهام موهوم شرکت در جلسات ضدخلقی دستگیر کرده وبعضاً به قتل رسانده است .اتومبیل های شخصی و دولتی را مصادره کرده و حتی نیمه شب به خانه های مردم یورش برده و آنها را دستگیر می کردند.
اسناد منتشره سیا مربوط به ۱۹۸۶، ۱۹۸۰ بمبگذاری درشهرهایاروستاهای ایران، حمله به مساجد ونصب تیربار و اجرای رقص مختلط، حمله به مدارس و ترور معلم ها درکردستان به اتهام وابستگی به رژیم، ترور و انفجار در جهاد و سپاه (بیش از۱۹مورد) جنگ افروزی درسنندج و کمک به مهندسی اطلاعاتی عراق از جمله جنایات این حزب به شمار می روند.
از جمله منابعی که درباره رفتارتروریستی کومله انتشار یافته،کتاب شنام است. این کتاب مشاهدات عینی وتجربی کیانوش گلزار راغب را به روایتی داستانی و در دوره زمانی ۱۸ ماه توصیف می کند.
گلزار که درسالهای ۶۰ و ۶۱ در اسارت کومله به سرمی برد، گوشه ای از جنایات کومله را به تصویرکشیده است.
هرکدام از این موارد که شاید ۳۴ مورد مستند در میان پرونده ها وجود داشته باشند ( البته کومله اسناد ایران را ساختگی و غرض ورزانه می نامد اما اسناد بعث و آمریکا هم از این امر حکایت دارد) و همچنین به انضمام آنها در حافظه شفاهی مردم سنندج هم هنوز باقی است که چه زن ها و دخترانی را به بهانه کشانیدن به عرصه مبارزه از کانون خانواده جدا کردند و مانند مجاهدین خلق، فساد استفاده ابزاری از دختران را نشانه آزادی و تمدن نامیدند و اسناد خود بعث ، نشان از ۵۶ مورد کورتاژ و سقط جنین دارد.
در ایام بمباران سنندج میان عوام شایعه می کردند که صدام به کومله وعده داده است که هرگز این شهر بمباران نمی شود اما ۴۳ بار بمباران شد و یا شبانه گاه در میان جاده ها و یا شهرها به لخت کردن و راهزنی به زبان تهدید و ترور، پرداختند و نمی توان از حافظه شفاهی مردمان این دیار پاک کرد. کومله آنچنان در میان اهداف حزب بعث و تامین های غیر مستقیم سیا، استتار کرده بود که گزارش های تحلیلی امنیتی سپاه پاسداران از سال ۱۹۸۳ به این سو، در باره این گروه به چشم می خورد هرچند که از عوامل محلی اطلاعات لازم جمع آوری می شد. اما نقطه اوج وابستگی کومله به بعث در ماجرای قتل عام ۱۹۸۸ حلبچه با بمب شیمیایی رخ می نمایاند که هزاران کرد در کمتر از ۲۰ دقیقه جان باختند و کومله هرگز اعتراضی به این جنایت سبعانه نکرد و امروزه مدعی اند که خصوصی نامه ای به اداره امنیت و استخبارات نوشته اند اما در آرشیو بعث فقط تقاضای ایشان برای مداوای نیروی زخمی شان موجود است که آن هم توسط بعث، اهمال شد و از آن سو نیز قاسملو در روزنامه لوموند به کلی منکر قضیه بمباران شیمیایی شد!
یکی از وقایع تلخ مریوان، فاجعه ۲۳ تیر و کشتار وحشیانه پاسداران بومی در مریوان است که گروهک کومله و چریک‌های فدایی خلق عاملان این جنایت بودند. ۲۵ پاسدار کرد در این جنایت به شهادت رسیدند.
زمینه‌های جریان مریوان به ماه‌های آخر قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برمی‌گردد زمانی که فئودال‌های منطقه مریوان به بهانه این که اصلاحات ارضی شاه را قبول ندارند، شروع به اعمال فشار به دهقانان محروم منطقه کردند و سعی داشتند در بسیاری از روستاها بهره‌های مالکانه ۱۲ ساله را که به زعم آن‌ها عقب افتاده و دهقانان باید پرداخت می‌کردند به زور اسلحه بگیرند که در برخی موارد موفق به اخذ بخشی از آن‌ها شدند که همین امر نارضایتی شدیدی در میان مردم منطقه به وجود آورد. این مساله بعد از پیروزی انقلاب هم ادامه یافت افراد کومله هم که در شهر و یا بعضی روستاهای منطقه حضور داشتند از فرصت استفاده و سعی کردند دهقانان را در قالب اتحادیه‌ای به نام «یه‌کیه‌تی جوتیاران» متشکل کنند اما آنچه که کاملا واضح و مبرهن است این بود که برای کومله تنها مساله مبارزه با خوانین منطقه مطرح نبود بلکه این گروهک می‌خواست در ادامه آن خود را برای درگیری بانظام نوپای جمهوری اسلامی آماده کند.
مصطفی چمران به عنوان یکی از اعضای هیئت اعزامی به مریوان، واقعه ۲۳ تیرماه را این چنین توصیف کرده است: در شهر مریوان ۲۵ پاسدار کرد محلی زندگی می‌کردند که اهل مریوان بودند و در مریوان خانه داشتند و تنها گناه آن‌ها این بود که به انقلاب اسلامی ایران معتقد بودند و نمی‌خواستند از احزاب چپ متابعت کنند. در تاریخ ۲۳ تیرماه ۵۸ صدها نفر از مسلحین احزاب چپ وارد مریوان شدند و پاسداران را محاصره کردند و نیمی از آن‌ها را کشتند و بقیه را مجروح کردند.
بدنش را با آتش سیگار سوزانده و سرش را با موزائیک جدا کردند
یکی از مجروحان پاسدار را با موزائیک سر بریده بودند و پیکر او را روی سنگفرش‌ها و اطاق‌ها کشیده بودند و نواری پهن از خون او همه جا را گلگون کرده بود آن‌ها دهان پاسداران را با نارنجک منفجر کرده و ریش‌های آن‌ها را سوزانده بودند.
پاسداری که کومله سر او را با موزائیک برده بودند شهید «دارا کهنه پوشی» بود؛ همرزمانی که در رکاب او بوده‌اند در مورد نحوه شهادتش چنین نقل می‌کنند: در تمام مدتی که در محاصره بودیم دارا با روحیه عالی که داشت کمترین هراسی به دل راه نداد و با رشادتی غیرقابل وصف جنگید وقتی که فرمانده رشید و فداکار عبدالله طرطوسی به شهادت رسید دشمن توانست به داخل مقر نفوذ کند جنگ تن به تن آغاز شد دشمن با تمام توان تلاش کرد دارا را زنده دستگیر کند تا اینکه او به اسارت درآمد. گروهک بر اساس کینه بسیاری که از او داشتند تمام بدنش را با آتش سیگار سوزاندند و با سر نیزه زخم‌های متعددی به بدنش وارد کردند و در نهایت پس از شکنجه‌های وحشیانه سرش را با موزائیک بریدند و از تن جدا کردند.
بر چسب ها

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


Close