۱۸ میلیارد خسارت، برای ۱۵ میلیارد قرض؟! / این چرا همش میخنده!

لینک کوتاه مطلب : http://zanjansahar.ir/?p=9467

محمد ایمانی تحلیلگر مسائل سیاسی و فعال رسانه‌ای در کانال شخصی خود در تلگرام نوشت:

می دانید همه این ملاقات ها و مذاکرات آمیخته با توهین و طلبکاری حریف برای چیست؟گرفتن اعتبار (قرض) ۱۵ میلیارد دلاری از اروپا، بدون امکان فروش نفت!

مشروط بر این که رضایت دولت آمریکا را جلب شود و او که بزرگِ شر خر هاست، باج دیگری غیر از امتیازهای برجامی می خواهد.

چرا چنین شد؟ چون روزی که دستپاچه بودند و هیجان “توافق به هر قیمت” را داشتند، تذکر های ناصحانه اهل فن، ویژه رهبر حکیم انقلاب را نمی شنیدند:

“به طرف مقابل اعتماد نکنید. به لبخند او فریب نخورید، به وعده‌ی نقد که می دهد ــ وعده‌ی نقد، نه عمل نقد ــ اعتماد نکنید، وقتی خرش از پل گذشت، برمی گردد و به ریش شما می خندد! اینقدر اینها وقیحند”. (۱۳۹۴/۰۱/۲۰)

همه امتیازات را ظرف دو ماه واگذار کردند و دست شان که خالی شد، چهار سال بعد را با گردن کج ،دنبال طلب یازدگانه خود در برجام دویده اند. متاسفانه ظریف اخیرا حتی گفت فعلا آن یازده تعهدات را نمی خواهیم، خواست ما این است که فقط بتوانیم نفت بفروشیم(!)

حالا از آن هم تنازل کرده اند و سر اعتبار (وام) ۱۵ میلیارد دلاری اروپا چانه می زنند و آنها نیز همین طعمه سر قلاب را گرو نگه داشته اند تا روحانی به تعهدات جدید هسته ای به علاوه واگذاری توانمندی موشکی و قدرت منطقه ای هم تن بدهد.

البته خواب دشمن تعبیر نخواهد شد. اما می دانید تلخی ماجرا چیست؟ پارسال همین دولت در کمتر از دو ماه، ۱۸ میلیارد دلار را بر باد داد و در حلقوم رانت خوارانی ریخت که بعضا ارزها را با واسطه از کشور به دوبی و استانبول و اربیل منتقل می کردند!

مدیریتی این چنین، قصور و تقصیر هایش را با هزینه کردن از اندوخته عزت و اقتدار ملی جبران می کند. متاسفانه به دشمن بدعهد هم که می رسد، به جای اعتراض کردن، سرزنش و طلبکاری می شنود.

با این همه، لبخند نا به جایش هم به راه است. دشمنان باید هم بخندند اما دولتمرد ما چرا؟ آیا این مصداق داستان “خر برفت و خر برفت و خر برفت”، نیست؟!

تکرار تاریخ و راز خنده‌های روحانی با نخست وزیر انگلیس

نکته قابل توجه اینجاست که روند مذکور در توافق سعدآباد، عینا در برجام و در رفتارهای سه کشور اروپایی تکرار شده است و روحانی همچنان در حال بخند زدن با مقامات اروپایی به خصوص نخست وزیر انگلیس است.

صبح امروز تصویری از دیدار میان روحانی و بوریس جانسون نخست وزیر انگلیس با خنده خارج از عرف رئیس جمهور و خوش‌وبش با جانسون منتشر شد که تداعی کننده خنده روحانی مقابل جک استراو در نشست سعدآباد در سال ۱۳۸۲ بود.

آنچه جالب توجه است، تکرار همه موضوعاتی است که در ابتدای دهه هشتاد شمسی برای تیم هسته‌ای روحانی و یارانش اتفاق افتاد، بدعهدی و دروغگویی تروئیکای اروپایی در موضوع پرونده هسته ای ایران.

در مهرماه ۸۲ توافق سعدآباد بین ایران و تروئیکای اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) منعقد شد.

روحانی در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» (خاطرات توافق سعدآباد) آورده است: «ذهنیت عده‌ای از مسئولین این بود که… مذاکره با اروپا بی‌نتیجه است… و آمریکا همواره به دنبال تحریم ایران… است و موضوع هسته‌ای بهانه‌ای است که آن را رها نخواهد کرد… اما ذهنیت من این بود که با صبر و حوصله و تدبیر… با اروپا می‌توانیم به نوعی به توافق برسیم». (۱۶۲-۱۶۱)

پس از این خوش‌بینی، روحانی در بخشی از کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» به نامه مهمی اشاره می‌کند که خطاب به «محمد البرادعی» نوشته شده و به بدعهدی طرف اروپایی اذعان شده است: «متأسفانه، در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه‌ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول‌های انجام نشده و درخواست‌های بیشتر روبه رو شد». (۵۸۹-۵۸۸)

وی در بخش دیگری از کتاب خاطرات خود با اشاره به نامه ایران به آژانس (۱۰ مرداد ۸۴) آورده است: «پس از گذشت بیش از سه ماه مذاکره بعد از موافقتنامه پاریس، آشکار شد که سه کشور اروپایی/اتحادیه اروپا خواهان تطویل مذاکرات و احتمالا عدم دستیابی به نتیجه مطلوب هستند و بنابراین نمی‌خواهند در برابر حق غیرقابل انکار ایران برای از سرگیری فعالیت غنی سازی تسلیم شوند و انگیزه یا توانایی ارائه طرح خود درباره تضمین‌های عینی ماهیت صلح آمیز برنامه هسته‌ای ایران و نیز تضمین‌های محکم درباره همکاری‌های اقتصادی، فناوری و هسته‌ای و تعهدات محکم درباره مسائل امنیتی را نیز ندارند». (۵۸۹)

روحانی در بخش دیگری از کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» (مرداد ۸۴) به بسته پیشنهادی سه کشور اروپایی به ایران نیز اشاره می‌کند: «این پیشنهاد به نحو حق به جانبی، حقوق و مجوزهایی را برای سه کشور اروپایی فرض می‌کند که به وضوح فراتر از حقوق بین‌الملل است و حتی با آن در تعارض قرار می‌گیرد و تکالیفی برای ایران فرض می‌کند که هیچ جایگاهی در حقوق و رویه‌ها ندارند. این پیشنهاد دربردارنده مجموعه‌ای از تقاضاهای یک جانبه و خودخواهانه و فراقانونی از ایران است که گستره آن از انکار حق حاکمیت تا واگذار کردن حقوق غیرقابل انکار خودش را در بر می‌گیرد… بسته پیشنهادی مذکور در زمینه تقاضاها از ایران بسیار طولانی، اما در مورد پیشنهادهای ارائه شده به ایران به طور مضحکی کوتاه و نارسا می‌باشد. فقدان هرگونه تلاش برای ایجاد ظاهری متوازن، این پیشنهاد را به دستور استعماری کاپیتولاسیون شبیه می‌سازد.» (۶۰۴-۶۰۳)

نکته قابل توجه اینجاست که روند مذکور در توافق سعدآباد، عینا در برجام و در رفتارهای سه کشور اروپایی تکرار شده است و روحانی همچنان در حال لبخند زدن با مقامات اروپایی به خصوص نخست وزیر انگلیس است.

مال باخته و همچنان فروشنده!

محمد ایمانی تحلیلگر مسائل سیاسی و فعال رسانه‌ای در کانال شخصی خود در تلگرام نوشت:

خبرگزاری رویترز دیروز به نقل از روحانی نوشت: “اگر تحریم‌ها برداشته شود، آماده‌ام درباره تغییرات، الحاقات یا اصلاحات کوچک در برجام گفت‌وگو کنم.»

چند ساعت بعد، معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور ضمن تکذیب خبر رویتر اعلام کرد “آنچه رویترز به نقل از روحانی در مورد آمادگی برای اصلاح یا کوتاه آمدن از برجام زده، صحیح نیست”.

اما امروز سخنگوی دولت اذعان کرد “در این شرایط، امکان مذاکره هم وجود دارد. حتی برای اطمینان بخشی، رئیس‌جمهور بن‌بست شکنی کرده و مطرح کرده که دنبال تغییر کوچکی در دل برجام هستیم. ولی شرط ما این است که کشورهای طرف برجام به جایی که در برجام بودند، بازگردند و تحریم ها برداشته شود”.

آقای روحانی روز اعلام توافق، تصریح کرد همه تحریم های مالی و بانکی و نفتی، در روز اجرای برجام بالمرّه (یکجا) برداشته می شود. حالا هم او می گوید آماده است تغییرات کوچکی(!) در برجام بدهد.

با کدام مجوز؟ اگر قرار باشد همین برجام نیم بند هم لوث شود و بشود در آن دست برد، دیگر کدام سند، طرف مالباخته توافق (روحانی) را می گیرد؟ اصلا وقتی باب چانه زنی درباره توافق منعقده را باز می کنید، مگر حد یقف هم دارد؟

ضمنا باید پرسید قول و قرار با چه کسی؟ با دولت آمریکا که تعهد و پیمان نمی شناسد؟ یا با اروپایی هایی که در پیمان شکنی، با آمریکا مسابقه گذاشته اند؟ مگر روحانی نگفت مذاکره با دولت آمریکا که قائل به تعهد نیست، دیوانگی است؟ پس چرا مرتکب دیوانگی می شود؟!

متاسفانه باید نوشت طرف مقابل، کاملا روحیات روحانی را با جزئیاتش شناخته است و بر اساس آن فشار می آورد. همان روحیه ای که وبسایت رادیو فرانسه مهر ماه ۹۲ درباره اش نوشت دولت روحانی آماده فروش حقوق ملی است:

«ارزیابی غرب از دولت روحانی، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقی است که خود را ناگزیر از فروش حقوق ملی می‌بیند. طبق این جمع‌بندی اگر خریدار صبور باشد، فروشنده، قیمت را کمتر خواهد کرد»!

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

Close