آیا «گاندو» خاطرات بدی را به یاد حسام‌الدین آشنا و دولتی‌ها می‌آورد؟ + واکنش کاربران

سریال «گاندو»، به کارگردانی جواد افشار و تهیه‌کنندگی موسسه شهید آوینی، که روایتگر ماجرای نفوذ یکی ای پیچیده ترین و کارکشته‌ترین جاسوسان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) به نام «جیسون رضاییان» به برخی ساختارهای حاکمیتی جمهوری اسلامی است، این شب‌ها بسیاری از هموطنان را پای شبکه سوم سیما نشانده است تا تنها گوشه‌هایی از پروژه عظیم «نفوذ و استحاله» سرویس‌های بیگانه علیه جمهوری اسلامی را شاهد باشند.

فارغ از همه نقاط قوت و ضعف این سریال و همه ایراداتی که شاید بتوان به لحاظ فنی یا محتوایی به آن وارد کرد، «گاندو» یکی از معدود آثار تصویری است که در سال‌های اخیر، به بزرگ‌ترین خطری که در دست‌کم سه دهه اخیر کشور و نظام را تهدید می کند، یعنی پروژه «نفوذ» پرداخته است و در مجموع توانسته نظر مخاطبان سیمای جمهوری اسلامی را به خود جلب کند، آن هم مخاطبی که در سال‌های اخیر، هیچ محدودیتی در دسترسی به آخرین و تازه‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی ساخته شده در دنیا ندارد و از این رو، جلب چنین مخاطبانی و نشاندن آن‌ها به پیگیری یک سریال جاسوسی-پلیسی کار کمی نیست. بگذریم از این که گاندو تنها می تواند یک «فتح باب» در حوزه ساختن آثار تصویری درباره تهدیدات امنیتی اساسی که کیان کشور و نظام را نشانه رفته، توسط نهادهای انقلابی باشد.

اما در روزهای اخیر، خبرها و گزارش‌های متعددی از فشارهای سنگین نهادهای خاص بر عوامل سریال و حتی بر خود نهاد صدا و سیما به گوش می‌رسد که اصرار دارند بخش‌های زیادی از این سریال سانسور و حذف شود، آن‌هم در حالی که «گاندو» تنها گوشه‌هایی کوچک از حقیقت پرونده جاسوسی «جیسون رضاییان» و شبکه  فوق را به تصویر کشیده است. در این میان، واکنش یک فرد آشنا، یعنی مشاور رییس جمهور، حسام‌الدین آشنا در روزهای اخیر در انتقاد به گاندو و موسسه تهیه‌کننده آن، در نوع خود بسیار جالب است.

بخشی از توئیت‌های کنایه‌وار آشنا به گاندو

درباره این که جیسون رضاییان یک جاسوس بسیار مهم و یک «شاه ماهی» اطلاعاتی برای سیا بود، اگر توضیحات دستگاه اطلاعاتی و حقایق موجود در پرونده امنیتی جیسون و در نهایت حکم دستگاه قضا، آقای آشنا و دوستان ایشان را مجاب نمی کند، شاید استدلال پیام دهکردی، بازیگر نقش «مایکل هاشمیان»(بدیل جیسون در سریال گاندو) در مصاحبه با خبرگزاری فارس، به خوبی گویا باشد که آیا ایالات متحده برای همه شهروندان دوتابعیتی خود «یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار» نقد پرداخت می کند؟ آیا دولت آمریکا حاضر است در برابر هر تبعه معمولی خود، بیش از ۲۰ زندانی را از زندان‌های خود آزاد کند؟ آیا تلاش برای آزادی همه اتباع آمریکایی به یکی از سرفصل‌های کاری وزیر خارجه آمریکا تبدیل می شود؟ آیا در ضیافت آزادی همه اتباع آمریکایی، شخص رییس جمهور آمریکا حاضر می شود؟

واقعا چه چیزی باعث می شود که دولتی‌ها نسبت به یادآوری پرونده یک «جاسوس» (آن هم از نوع شاه ماهی آن) این‌ اندازه رنجیده‌خاطر و ناراحت شوند؟ آیا به دام انداختن جاسوسی که مدعی بود حتی طعم آدامس مورد علاقه مقام ارشد اجرایی جمهوری اسلامی را هم کشف کرده بود، توسط دستگاه‌های اطلاعاتی کشور، نباید مایه غرور و مباهات «دولتمردان» جمهوری اسلامی باشد؟

اما درباره مواضع جناب آشنا درباره گاندو و به تعبیر ایشان نهاد پشت ساخت این سریال، بدون هیچ‌گونه تفسیر یا تحلیلی، صرفا دو نکته را یادآوری می کنیم.

در بهمن ۹۴ گزارشی در رسانه های داخلی منتشر شد که خبر از یک «پروژه نفوذ» می داد.

چنان که اسناد منتشره «ویکی لیکس» در آن برهه نشان می‌دهد، همکاری‌های آمریکا و انگلیس هم در سال‌های منتهی به سال ۲۰۰۹ به‌رغم تعطیلی ظاهری دفتر همکاری‌های دو کشور ادامه یافت. یکی از این اسناد، سند محرمانه وزارت خارجه آمریکا مربوط به آوریل ۲۰۰۸ است که از سفارت آمریکا در لندن به واشنگتن ارسال شده است.

این سند افشا می‌کند دانشگاه دورهم انگستان در لفافه فعالیت‌های علمی به وزارت خارجه آمریکا برای جاسوسی از ایران کمک کرده است. دانشگاه دورهم برای این‌که آمریکا را متقاعد به دریافت بودجه ۳۰۰ هزار پوندی برای کمک به فعالیت های جاسوسی و تغییرات سیاسی در سطح توده مردم بکند، بر ارتباط هایی که با مقامات بلندپایه ایرانی دارد تأکید کرده و افزوده این ارتباط ها می‌توانند پوشش سیاسی مناسبی برای این فعالیت فراهم آورند.

سفارت آمریکا در انگلیس ۶ طرح پیشنهادی از کسانی که آن‌ها را مرتبطین ایرانی در لندن خطاب کرده دریافت کرده بود که قرار بود در قالب آن‌ها زمینه‌های کسب اطلاعاتی از فضای سیاسی ایران در سطح توده مردم فراهم شود. دکترمحمد علی پدرام و دکتر انوش احتشامی افرادی بودند که سفارت آمریکا در انگلیس از آن‌ها به عنوان مرتبطین واشنگتن در لندن یاد می‌کند و طرح هایی در همین راستا ارائه داده‌اند.

جالب این است که در همین مجموعه اسناد مرتبط با پروژه جاسوسی دانشگاه دورهم، نامحسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رییس جمهور و رییس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری هم به عنوان کسی که دانشگاه دورهم روی او برای همکاری حساب کرده، ذکر شده است.

اشاره به نام حسام‌الدین آشنا در سند ویکی لیکس در ارتباط با پروژه دانشگاه دورهم

البته آشنا در همان زمان انتشار گزارش‌ها، جوابیه‌ای نوشت و مدعی شد که پیوند خوردن او با این پروژه، با هماهنگی دستگاه‌های «نظارتی» بوده است و او قصد داشته یک پروژه «ضد نفوذ» را پیش ببرد. [۷]

اما ماجرا وقتی جالب شد که در ۱۰ خرداد ۹۶، غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی دستگاه قضا از این خبر داد که در دفتر مشاور فرهنگی رییس جمهور، حسام‌الدین آشنا، یک جاسوس دستگیر شده است.

غلامحسین محسنی اژه‌ای در آن تاریخ، پاسخ به سؤال خبرنگار مهر مبنی بر اینکه شنیده شده، یکی از مرتبطین آقای حسام‌الدین آشنا به اتهام جاسوسی توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده، آیا این بازداشت را تأیید می‌کنید و آیا این متهم در اختیار قوه قضائیه قرار گرفته است؟ گفت:

“وزارت اطلاعات و یا اطلاعات سپاه با حکم قضایی اعم از قاضی یا دادستانی بازداشتی را انجام می‌دهد و از سویی ممکن است فردی هم از سوی قوه قضائیه در اختیار وزارت اطلاعات قرار بگیرد. فردی توسط وزارت اطلاعات پیرامون اتهام مذکور دستگیر شده و در خصوص ارتباط با محل کار این فرد اطلاعاتی مشخص وجود دارد.”

وی افزود:

“اما ممکن است فردی در محل کار خود دستگیر شود اما ارتباطی با فرد کناری خود نداشته باشد. با این حال فردی با این اتهامات و جزییات دستگیر شده است و اطلاعات بیشتر در حال جمع‌آوری است.”

آیا سریال گاندو با یادآوری برخی حقایق تلخ، موجبات تکدّر خاطر آقای آشنا، مقامات وزارت خارجه و حامیان رسانه‌ای آن‌ها را فراهم آورده است؟

۴ نکته درباره‌ی گاندو؛ ضربه‌ای که «آشنا»یان به دولت می‌زنند

منتقدان در ظاهر مدعی هستند که با حمله به گاندو برای برخی مقامات اجرایی کشور دلسوزی می‌کنند. اما مسئله اینجاست که اگر دقیق‌تر بنگریم، با این هجمه‌ها عملاً چه اتفاقی می‌افتد؟

آخرین قسمت سریال گاندو شب گذشته (۱۷ تیر ۹۸) پخش شد. این سریال به موضوع جاسوسی «جیسون رضائیان»، فرد دو تابعیتی ایرانی-آمریکایی می‌پردازد که پس از دستگیری در مرداد ۱۳۹۳ نهایتاً در اواخر سال ۹۴ مبادله شد.

در ایام پخش این سریال، علیرغم استقبال گسترده مردمی، امّا بخصوص در مواردی که گاندو به برخی ارتباطات این شبکه جاسوسی با بستگان بعضی از مقامات اجرایی کشور اشاره داشت و نیز آنجا که به صورت غیرمستقیم بعضی ساده‌اندیشی‌ها درباره‌ی این جاسوس و پروژه نفوذ را نقد می‌کرد، برخی مقامات دولتی و بعضی از چهره‌ها و رسانه‌های طرفدار جریان موسوم به اصلاح‌طلب به انتقاد شدید از سریال پرداختند.

این نوشتار تلاش دارد به چند نکته‌ پیرامون این سریال بپردازد:

۱- ممکن است منتقدان گاندو بگویند که اساساً جیسون رضائیان جاسوس نبوده و بر این اساس کل ایده‌ی سریال را زیر سوال ببرند. مثلاً حسام‌الدین آشنا در بخشی از یک مناظره‌ تلویزیونی با حسین صفارهرندی که اواخر سال ۹۴ انجام شده بود تلویحاً از این موضع دفاع می‌کند و می‌گوید که نفوذی آن خبرنگار نیست!

امّا بسیار بعید است که پس از مطرح شدن مستندات بسیار در این سریال جناب آشنا بتواند از همین موضع دفاع کند. کما اینکه نوشته‌های این روزهای او چنین مفهومی ندارد یا به عبارت بهتر نمی‌تواند داشته باشد.

به عنوان یکی از ساده‌ترین استدلال‌ها، بعید است آقای آشنا بتواند از این ایده دفاع  کند که دولت آمریکا برای یک خبرنگار معمولی حاضر شده در تمام جلسات مذاکرات هسته‌ای مسئله‌ی او را پیش بکشد و نهایتاً هم برای آزادی او مبلغ ۱.۷ میلیارد دلار بپردازد که با قیمت دلار امروز رقمی معادل ۲۰ هزار میلیارد تومان است! ضمن اینکه غیر از این مبلغ، آمریکا مجبور شده برخی از ایرانیان زندانی در آمریکا را هم آزاد کند.

۲– یک خبرگزاری دولتی گفتگویی از نویسنده سریال منتشر کرده و مدعی شده که نویسنده گفته است ۸۰ درصد فیلم بر اساس تخیلات او ساخته شده و فقط ۲۰ درصد حاوی اطلاعات امنیتی بوده است. البته نویسنده سریال بلافاصله این خبر خبرگزاری دولتی را تکذیب و شیطنت این رسانه را تقبیح کرد اما همچنان دو نکته باقی است.

اول اینکه منتقدان باید تفاوت فرم سریال با مستند را بدانند. در سریال، نویسنده و کارگردان باید با دراماتیزه کردن یک ماجرای واقعی، آن را در قالب یک کار نمایشی ارائه کند. مهم این نیست که همه‌ی اتفاقاتی که در سریال رخ می‌دهد دقیقا عین همان چیزی باشد که اتفاق افتاده بلکه باید «اطلاعات و استنادات مرکزی» فیلم دقیق باشد که این موضوع درباره گاندو صادق بوده است و الا اینکه مثلاً فلان ماشینی که جیسون سوار شده همان رنگ بوده یا آن دیالوگ حاشیه‌ای که فلان عضو شبکه نفوذ گفته دقیقاً همان بوده باشد، چیز بی‌ربط و مربوط به نشناختن تفاوت فرمهای مستند با سریال است.

دوماً: حتی اگر فرض کنیم فقط ۲۰ درصد سریال مبتنی بر واقعیت باشد و ۸۰ درصد را نویسنده بر اساس تخیلاتش و برای تبدیل شدن این ماجرا به سریال ساخته باشد، بازهم هیچ فایده‌ای برای منتقدان ندارد. میزان استنادات و فکتهای مندرج در سریال به اندازه‌ای است که نه ۲۰ درصد، بلکه حتی اگر ۲ درصد آن هم مبتنی بر واقعیت باشد باز هم اتفاق مثبتی برای منتقدان رقم نمی‌خورد!

۳- ممکن است منتقدان بگویند درباره‌ی جاسوس بودن جیسون رضائیان ابهامی ندارند و اتفاقاً از اینکه نهادهای امنیتی کشور چنین شبکه‌ نفوذی را شناسایی و دستگیر کرده تشکر می‌کنند، اما مشکلشان آنجاست که گاندو درباره‌ی برخی مقامات یا نهادهای دولتی «کم‌لطفی» و جوری وانمود کرده که آنها در این ماجرا ساده‌اندیشانه عمل کردند و حتی در برخی جاها به شبکه نفوذ کمک کرده‌اند.

در این باره هم، اولاً: بهتر است منتقدان به جای کلیّات، مثلاً به صورت مصداقی بگویند که آیا اساساً خواهرزاده‌ی یک مقام کشوری در این موضوع واقعاً دچار خطا شده یا خیر؟ و یا برخی فکتها که در فیلم بوده آیا واقعیت دارد یا نه؟

ثانیاً: گذشته از همه‌ی مسائل، همین تکاپوی برخی دولتی‌ها از جمله مشاور رئیس‌جمهور برای مقابله با گاندو نقض‌غرض است و نشان می‌دهد که آنروزها چه موضعی داشته‌اند و آیا این سریال درباره بعضی مسئولان کم‌لطفی کرده یا اتفاقاً شاید اغماض هم کرده است؟

۴- منتقدان در ظاهر مدعی هستند که با حمله به گاندو برای برخی مقامات اجرایی کشور دلسوزی می‌کنند. اما مسئله اینجاست که اگر دقیق‌تر بنگریم، با این هجمه‌ها عملاً چه اتفاقی می‌افتد؟ نوع حملات و هجمه‌ها به نحوی است که مخاطب عام با خود می‌اندیشد چرا یک مقام دولتی باید اینقدر از اینکه سریالی درباره‌ی یک جاسوس آمریکایی ساخته شود ناراحت باشند به نحوی که هم نهادهای امنیتی و هم صداوسیما را به طول کل زیر سوال ببرند و شب و روز دستور کار نقد آنها را پیش روی خود داشته باشند؟ پیام دهکردی بازیگر سریال مهمترین جمله را در این باره گفته است؛ او می‌گوید مخاطب از خود می‌پرسد که مگر این مقام چه ریگی در کفش دارد که اینچنین آشفته می‌شود؟

نکته دیگر اینکه گفته می‌شود عوامل سریال در طول ایام پخش آن گاهی با سفارشات از بعضی جاها بخشهایی را تغییر داده‌اند. مثلاً آنچنان که در شبکه‌های اجتماعی هم پخش شد، در قسمتی از سریال، و در هنگام پخش تکرار یک قسمت، به جای عبارت خواهرزاده رئیس‌جمهور، جمله‌ی خواهرزاده‌ی یک مقام کشور جایگذاری شد. اما حالا با این روند از انتقادات بعضی از این منتقدان نزدیک به دولت، عملاً چه اتفاقی ممکن است در آینده رخ بدهد؟ آیا اینچنین نیست که اگر این نزدیکان دولت اصرار کنند، ممکن است نهادهای مربوطه هم برخی اطلاعات را شفاف‌تر اعلام کنند؟ آیا در این صورت حاصل جمع عملکرد این آقایان به نفع مقامات دولتی خواهد شد یا آنچنان که در گذشته نیز شاهد بوده‌ایم، برخی از این آشناها ضربه‌ای می‌زنند که غریبه‌ها هم از دستشان برنمی‌آید؟

واکنش کاربران به عصبانیت آشنا از «گاندو»

واکنش یک فرد آشنا، یعنی مشاور رییس جمهور، حسام‌الدین آشنا در روزهای اخیر در انتقاد به گاندو و موسسه تهیه‌کننده آن، در نوع خود بسیار جالب است.

سریال «گاندو»، به کارگردانی جواد افشار و تهیه‌کنندگی موسسه شهید آوینی، که روایتگر ماجرای نفوذ یکی ای پیچیده ترین و کارکشته‌ترین جاسوسان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) به نام «جیسون رضاییان» به برخی ساختارهای حاکمیتی جمهوری اسلامی است،  تنها گوشه‌هایی از پروژه عظیم «نفوذ و استحاله» سرویس‌های بیگانه علیه جمهوری اسلامی را هنرمندانه روایت کرد.

اما در روزهای اخیر، خبرها و گزارش‌های متعددی از فشارهای سنگین نهادهای خاص بر عوامل سریال و حتی بر خود نهاد صدا و سیما به گوش می‌رسد که اصرار دارند بخش‌های زیادی از این سریال سانسور و حذف شود، آن‌هم در حالی که «گاندو» تنها گوشه‌هایی کوچک از حقیقت پرونده جاسوسی «جیسون رضاییان» و شبکه  فوق را به تصویر کشیده است. در این میان، واکنش یک فرد آشنا، یعنی مشاور رییس جمهور، حسام‌الدین آشنا در روزهای اخیر در انتقاد به گاندو و موسسه تهیه‌کننده آن، در نوع خود بسیار جالب است.

کاربران فضای مجازی در توییتر به اظهارات آشنای دولت واکنش نشان دادند که در ادامه برخی از آن ها را می خوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

دکمه بازگشت به بالا