تُف های سر بالا در دورهمی ناسا!

محمد ایمانی فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت: اصلاح طلبان، وقتی می خواهند از مردم رای بگیرند، درِ باغ سبز نشان می دهند و بنز شیکی را به تصویر می کشند که قرار است مردم را ظرف مثلا صد روز -بدون هیچ زحمت و کار کردنی- به آن باغ سر سبز برساند.

اما وقتی بعد از هشت سال می خواهند دولت را تحویل دهند و طبعا با نگاه مطالبه گر مردم مواجه می شوند، می گویند خودرویی که در اختیار ما بود، ژیان یا پیکانی پنچر بود!

مثل همین آقای عباس عبدی، که دو دهه است همراه هم قطارانش در حزب مشارکت، نامزد هایی مثل خاتمی و هاشمی و روحانی را تبلیغ می کند، و سپس مدعی اختیارات نداشتن دولت و خروج از حاکمیت و استعفا می شود تا رفقایش نخواهند پاسخگوی طلبکاری مردم باشند و فرصت داشته باشند در انتخابات، کنجشک دیگری را رنگ کنند و جای قناری بفروشند!

او در روزنامه آقای الیاس حضرتی نوشته “راننده، مسأله اصلی انتخابات ایران نیست، بلکه مساله اصلی، نوع و کیفیت خودرو است. اصل انتخابات، سلامت آن، در برگیری نامزدها، جدی بودن رقابت‌هاست. چنین انتخاباتی به منزله رانندگی با خودروی بنز است که راننده متوسط و حتی ضعیف هم می‌تواند رانندگی متعارف و امنی را به نمایش بگذارد، ولی هنگامی که انتخابات ضعیف برگزار شود، همچون یک ژیان زهوار در رفته‌ای است که اگر  قهرمان فرمول یک هم پشت آن بنشیند، نمی‌تواند، راهبری موثری داشته باشد. هر کس کوشید که ذهن شما را از موضوع خودرو و شرایط جاده منحرف کند و فقط بر روی راننده تمرکز کند، در صدد فریب شماست. اتفاقاً راننده کارآمد حاضر نمی‌شود خود را جانشین ویژگی‌های مربوط به خودرو کند. هر کس که تن به خودرویی ضعیف داد، به ناچار باید نتیجه گرفت که او خودش نیز ضعیف است”.

شاید مدیر مسئول روزنامه اعتماد که چند بار در همین فرآیند انتخاباتی به مجلس رفته، متوجه نباشد. اما این حرف ها، توهین به خاتمی، هاشمی، کروبی، موسوی، روحانی، عارف، جهانگیری است که در انتخابات های مختلف -با همین جاده و خودروی موجود!- نامزد شدند و بعضا رای هم آوردند.

ضمنا تُف سر بالاست که اول از همه به صورت خود آقای عبدی اصابت می کند. او در نوع انتخابات های ۷۶ و ۸۰، ۸۴ و ۸۸، ۹۲ و ۹۶، به ستاد اغلب همین نامزد ها سرویس می داده و حال آن که هم راه و جاده را می شناخته و هم خودرو را.

او حتی سال ۹۶ هم که رضا خاتمی گفت “ما اصلاح طلبان تضمین وعده های روحانی هستیم،  از حمایت روحانی دریغ نکرد. متاسفانه آقای عبدی و برخی دوستان تندرو اش مثل بهزاد نبوی، حجاریان و علوی تبار و دیگران، در راستی آزمایی ادعای خویش بارها رفوزه شده اند.

همین حالا نیز برخی از همین گنده گو های دو ایکس لارج (!) عضو شورای مرکزی “ناسا” (نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان برای انتخابات) به ریاست بهزاد نبوی هستند و حال آن که  به هنگام رو به رو شدن با مطالبات به حق مردم، پشت کلیشه ساخته شده توسط نبوی پنهان شده اند: “رئیس جمهور، ۱۰- ۱۵ درصد اختیارات، بیشتر ندارد”!

اگر عبدی و دوستانش صداقت داشتند، سال ۸۴ که مصطفی معین (نامزد حزب مشارکت) رد صلاحیت شد، از انتخابات کنار می کشیدند، نه این که با رایزنی و پیگیری، تایید صلاحیت او را بگیرند تا در میان هشت نامزد، پنج شود!

همین ها، سال ۹۲ وقتی هاشمی رد صلاحیت شد (و ادعا می کردند نامزد اجماعی شان است)، یا باید کنار می کشیدند، و یا از محمد رضا عارف (معاون اول خاتمی دولت اصلاحات) حمایت می کردند؛ نه این که از نامزدی آویزان شوند که بعدها “رحم اجاره ای” و “نامزد عاره ای” خواندند.

عبدی و دوستانش سال ۹۶ هم حاضر نشدند از نامزدی در حد ژیان دست بکشند و از بنزی مثل جهانگیری (!) حمایت کنند. عبدی همان موقع باید به مردم می گفت فریب نمایش درِ باغ سبز را نخورید؛ اینها نه به باغچه ای دسترسی دارند و نه ژیانی که شما را سوار کنند. آنها هر چه امروز بگویند، تُف سر بالاست.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

دکمه بازگشت به بالا