کاسبی یک شازده‌ با نام امام(ره) /فرزند حسن خمینی و مسئولیت “خمینی بودن”

شما خون دادید. شماها به میدان رفتید؛ شماها مبارزه‌ کردید؛ ماها هیچ حقی نداریم. ما باید برای شما خدمت کنیم. خودمان نباید استفاده کنیم. نه استفاده عنوانی. خاک بر سر من که بخواهم استفاده عنوانی از شما بکنم! خاک بر سر من که بخواهم خون شما ریخته بشود و من استفاده‌اش را ببرم!
امام خمینی (ره)؛ ۱۵ خرداد ۱۳۵۸

این آقازاده جوان جز اینکه نوه مرحوم حاج احمد خمینی است، چه فضل و برتری نسبت به سایر هم‌نسلانش دارد؟ نابغه هوشی است؟ اعجوبه حوزوی است؟ دانشمند علمی است؟ جز انتساب به امام راحل عظیم‌الشأن چه ویژگی دیگری دارد؟ نمی‌شود “خمینی” بود و “معمولی” زندگی کرد؟

نمی‌شود تا آخر عمر نانِ نام امام را نخورد و بر خود متکی بود؟ مثلا نمی‌شود از نسل امام بود ولی مهندس یا طبیب شد و از همان راه نام و نان و اعتبار کسب کرد؟ امام که منتقد خاندانسالاری شاهنشاهی بود، راضی است “خمینی بودن” برای نوه نتیجه‌هایش ‌تبدیل به “شغل” شود؟

اینکه سبک زندگی اشرافی و لاکچری و میلیونی تازه جوانهای خاندان امام خمینی چرا رنگ و بویی از امام ندارد به کنار. اما یک سوال:
از نسل بزرگمردی چون امام خمینی بودن، باید مسئولیت ما نسبت به انقلاب را بیشتر کند یا سفره مان را عریضتر؟

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

لطفا سوال مقابل را پاسخ دهید ؟ *

دکمه بازگشت به بالا